WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:03.300 --> 00:04.960
‫واو، چه قشنگه!

00:05.370 --> 00:07.970
‫تولدت مبارک، ارن.

00:07.970 --> 00:09.450
‫هورا!

00:12.200 --> 00:15.370
‫عزیزم، خیلی گرون به نظر میاد...

00:16.150 --> 00:18.920
‫یکی از نقاشی‌هام فروش رفت، واسه همین...

00:19.280 --> 00:20.470
‫می‌فهمم.

00:27.020 --> 00:28.970
‫فقط یه کم دیگه...

00:28.970 --> 00:31.960
‫لطفاً بذار فقط یه کم دیگه
‫این کار رو ادامه بدم.

00:33.970 --> 00:35.160
‫من فقط دارم...

00:36.380 --> 00:38.500
‫به خودم فکر می‌کنم.

00:39.070 --> 00:41.400
‫به جفتتون دروغ گفتم...

00:41.400 --> 00:43.760
‫نقاشی‌ام فروش نرفت.

00:50.650 --> 00:51.900
‫مامان؟

00:56.830 --> 00:58.040
<i>‫پدرم...</i>

00:58.040 --> 00:59.870
<i>‫این رو خیلی جدی‌تر گرفت!</i>

01:00.600 --> 01:02.980
<i></i>‫ولی باز هم حتی نزدیک به کافی بودن نبود!

01:02.980 --> 01:04.280
<i>‫اون زندگیش رو پاش گذاشت!</i>

01:04.280 --> 01:05.560
<i>‫همه چیزش رو به خطر انداخت!</i>

01:05.950 --> 01:08.120
<i>‫و تا آخر عمرش خودش رو لعنت کرد!</i>

02:39.750 --> 02:42.940
<i>‫کاشیوا ساتو. تاکو ساتو.</i>

02:42.700 --> 02:47.920
‫قسمت 2:

02:42.700 --> 02:47.920
‫یه چیزی ‫اون‌طرف‌تر از اینجاست، می‌دونی؟

02:42.940 --> 02:45.480
<i>‫گروویژن. ایکو تاناکا.</i>

02:45.480 --> 02:47.920
<i>‫نیگو... ماکوتو سایتو...</i>

02:47.920 --> 02:50.670
‫لعنتی، حتی نمی‌تونم ده تا اسم ببرم.

02:51.200 --> 02:56.080
‫هی... یادت هست اون روز
‫گفتم شاید منم برم هنرستان؟

02:56.080 --> 02:58.300
‫یه آموزشگاه خوب پیدا کردم.

02:58.300 --> 03:00.300
‫اینجا نقدهای خوبی داشت.

03:01.500 --> 03:03.180
‫جدی می‌گفتی، آره؟

03:04.550 --> 03:05.880
‫الان دیگه پاییزه،

03:05.880 --> 03:08.880
‫ولی ظاهراً خیلی از سال‌دومی‌ها
‫از دوره فشرده تابستون شروع می‌کنن.

03:08.880 --> 03:10.560
‫باید سریع خودم رو برسونم.

03:10.560 --> 03:12.540
‫تو از پسش برمیای.

03:12.540 --> 03:15.690
‫کویچی، تا حالا با رنگ اکریلیک کار کردی؟

03:16.140 --> 03:18.570
‫آزمون ورودی فقط
‫طراحی سیاه و سفید نیست، می‌دونی که.

03:18.570 --> 03:22.560
‫شنیدم یه آزمون «ترکیب رنگ»
‫با رنگ اکریلیک هم دارن.

03:22.560 --> 03:26.080
‫بخش تئوری هم داره.
‫قبول شدن تو هنرستان اون‌قدرها هم آسون نیست.

03:26.810 --> 03:29.210
‫من می‌خوام برم
‫رشته هنر و فرهنگ.

03:29.750 --> 03:32.630
‫به مدیریت هنرمند و
‫این‌جور چیزا علاقه دارم.

03:33.110 --> 03:34.960
‫رشته هنر و فرهنگ دانشگاه ام.ای.یو، آره؟

03:34.960 --> 03:36.340
‫آره، دقیقاً!

03:36.930 --> 03:39.110
‫فکر کنم برای من تاما آرت مناسب باشه...

03:39.590 --> 03:41.180
‫آره، فکر کنم همین‌طور باشه.

03:41.510 --> 03:43.360
‫اگه کسی ازم بپرسه شبیه کی هستم،

03:43.360 --> 03:46.350
‫فکر نمی‌کنی سبک
‫کاشیوا ساتو رو داشته باشم؟

03:46.350 --> 03:47.910
‫از این نظر که منطقیه و...

03:48.790 --> 03:50.070
‫آره، شاید؟

04:00.160 --> 04:02.620
‫دفترچه کویچی من

04:04.520 --> 04:06.870
<i>‫نگران نباش، کویچی.</i>

04:07.300 --> 04:10.470
<i>‫من تو رو تبدیل به کاشیوا ساتو می‌کنم.</i>

04:13.250 --> 04:15.250
‫نزدیک‌ترین ایستگاه
‫پنج دقیقه پیاده‌روی از ایستگاه کانای

04:15.250 --> 04:16.630
‫آموزشگاه هنری باشامیچی

04:15.690 --> 04:16.630
‫اوه، پیداش کردم!

04:16.630 --> 04:18.670
‫ساختمونش باید همین باشه.

04:19.210 --> 04:21.640
‫هی، کلاهت رو دربیار.

04:21.640 --> 04:23.640
‫با این قیافه محبوب نمی‌شی، می‌دونی که؟
‫خیلی داری دپرس نشون می‌دی خودت رو.

04:23.640 --> 04:25.790
‫هی، داری به حرفم گوش می‌دی؟

04:26.470 --> 04:28.090
‫این کار بهم آرامش می‌ده.

04:28.090 --> 04:30.150
‫نه، نرو اون گوشه سایه قایم شو.

04:30.150 --> 04:31.400
‫مگه حیوونی؟

04:31.990 --> 04:33.650
‫بیا، برو داخل منتظر بمون.

04:34.730 --> 04:36.680
‫بهت گفتم اون کار رو نکن، کچل!

04:41.690 --> 04:42.910
‫ها؟

04:47.840 --> 04:51.120
<i>‫جو اینجا با باشگاه
‫هنری دبیرستانمون فرق داره.</i>

04:51.120 --> 04:53.420
<i>‫حدود بیست تا دانش‌آموز اینجا هستن.</i>

04:53.420 --> 04:55.760
<i>‫اینکه بیشترشون دخترن
‫کمی نگران‌کننده‌ست، ولی...</i>

04:56.420 --> 04:58.520
<i>‫ارن اینجا چیکار می‌کنه؟</i>

05:00.220 --> 05:03.120
‫من کایدو هستم، رئیس
‫آکادمی هنر باشامیچی.

05:03.120 --> 05:04.590
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

05:04.590 --> 05:06.150
‫شما دو تا اومدید تماشا، آره؟

05:06.150 --> 05:07.090
‫بله.

05:07.090 --> 05:08.350
‫ارن!

05:09.680 --> 05:12.190
‫اوه؟ شماها با ارن هم‌مدرسه‌ای هستید؟

05:09.680 --> 05:12.190
‫رئیس آکادمی هنر باشامیچی
‫ریوتا کایدو

05:12.190 --> 05:14.380
‫بله، هم‌کلاسی هستیم.

05:14.380 --> 05:16.570
‫ولی اون حتی عضو باشگاه هنر هم نیست،

05:16.570 --> 05:19.490
‫واسه همین تعجب کردم که
‫می‌بینم اینجا میاد.

05:19.490 --> 05:21.950
‫اون دانش‌آموز اینجا نیست.

05:22.350 --> 05:23.940
‫پس چرا اون...

05:24.300 --> 05:27.510
‫ببین، باباش تو مدرسه هنر
‫ارشد من بود.

05:27.510 --> 05:29.820
‫واسه همین از وقتی بچه بود
‫می‌شناسمش.

05:29.820 --> 05:32.460
‫گاهی اوقات بهش می‌گم بیاد اینجا.

05:35.460 --> 05:38.790
‫فهمیدم. پس قراره کلاس‌های
‫هنر راه بندازی، هان؟

05:38.790 --> 05:41.880
‫آره. تازه یه جای خوب
‫پیدا کردم و همه چی ردیفه.

05:41.880 --> 05:44.410
‫همسرت هم کار می‌کنه، درسته؟

05:44.410 --> 05:46.450
‫هر وقت بخوای می‌تونم مراقبش باشم.

05:46.450 --> 05:48.740
‫به نظر میاد کنترلش راحت باشه.

05:48.740 --> 05:50.220
‫نجاتم دادی.

05:50.580 --> 05:52.970
‫اگه بخوای حتی می‌تونم بهش یاد بدم.

05:56.070 --> 05:58.230
‫«یاد بدم»، هان؟

06:02.080 --> 06:05.510
‫اونجا رو ببین؟ رنگ‌ها رو با هم
‫ترکیب می‌کنی تا رنگ دلخواهت دربیاد.

06:05.510 --> 06:08.030
‫می‌تونی هر رنگی که بخوای بسازی.

06:08.030 --> 06:09.120
‫هر رنگی؟

06:09.120 --> 06:10.870
‫دقیقاً. هر رنگی که فکرش رو بکنی.

06:11.290 --> 06:14.120
‫عجیبه. پس چرا...

06:14.120 --> 06:15.180
‫همم؟

06:15.620 --> 06:19.750
‫نقاشیت. چرا رنگ‌های
‫خیلی کمی توش داره؟

06:26.390 --> 06:30.380
<i>‫هر چقدر بخوای یادت می‌دم
‫چطور از «ابزار»ها استفاده کنی.</i>

06:30.890 --> 06:32.890
<i>‫در عوض...</i>

06:33.280 --> 06:37.130
<i>‫لطفاً اون دنیایی که می‌بینی رو بهم نشون
‫بده!</i>

06:45.010 --> 06:47.590
‫یو، خیلی وقته ندیدمت، ارن!

06:47.590 --> 06:49.560
‫قدت یه کم بلندتر شده؟

06:49.560 --> 06:52.630
‫یه نگاه به این بنداز. تونستم
‫یه شاهکار بکشم، و...

06:59.710 --> 07:02.240
‫اون بچه...

07:02.240 --> 07:04.220
‫دیگه نقاشی نمی‌کشه.

07:09.990 --> 07:13.800
<i>‫احتمالاً وقتی بچه بوده از نقاشی خوشش
‫می‌اومده.</i>

07:16.930 --> 07:21.150
<i>‫اون عادت داره فقط خط بکشه،
‫چون همیشه مانگا می‌کشیده.</i>

07:21.640 --> 07:23.940
<i>‫تو هنوز از مرحله خط رد نشدی.</i>

07:24.300 --> 07:27.580
<i>‫چون فقط یه بچه بودی
‫که عاشق نقاشی کشیدن بود.</i>

07:28.690 --> 07:32.200
<i>‫به همین خاطره که
‫با اینکه عاشق نقاشی‌ای، رشد نمی‌کنی.</i>

07:32.600 --> 07:34.600
<i>‫مگه می‌شه طنز بزرگ‌تری از این داشت؟</i>

07:35.490 --> 07:40.330
<i>‫دنیایی که می‌خوای توش باشی،
‫اینقدر بی‌رحمه.</i>

07:40.860 --> 07:44.460
<i>‫دیگه نمی‌خوام پایان هیچ رویایی رو ببینم.</i>

07:44.980 --> 07:46.970
<i>‫چه رویای خودم باشه...</i>

07:47.370 --> 07:48.970
<i>‫چه رویای هر کس دیگه‌ای.</i>

07:51.540 --> 07:53.390
‫ارن، ببخشید که منتظرت گذاشتم.

07:53.790 --> 07:55.610
‫خیلی خب، یه کم می‌رم بیرون!

07:55.610 --> 07:57.140
‫مواظب باش تنبلی نکنی، شنیدی؟

07:59.920 --> 08:00.840
‫ارن.

08:02.110 --> 08:03.880
‫من نمی‌بازم.

08:12.400 --> 08:14.370
‫ده سال گذشته، نه؟

08:24.770 --> 08:29.160
‫اینکه اول صبحی بره وسط خیابون
‫و با ماشین تصادف کنه...

08:29.690 --> 08:32.030
‫حتماً کلی بدهی داشته، نه؟

08:32.360 --> 08:35.020
‫هنوز خودکشی بودنش تایید نشده.

08:39.810 --> 08:41.590
<i>‫یاماگیشی-سنپای...</i>

08:41.590 --> 08:46.380
<i>‫نمی‌تونم باور کنم که خودکشی کرده باشی
‫و دخترت رو تنها گذاشته باشی.</i>

08:47.390 --> 08:50.820
‫اون پسره، کویچی آساکورا
‫توی استودیو رو می‌شناسی؟

08:50.820 --> 08:53.530
‫آره، همونی که امروز اومده بود.

08:54.070 --> 08:55.560
‫اونم همین‌طور...

08:55.560 --> 08:58.820
‫مثل یه احمق خل،
‫به خودش اعتقاد داره.

08:58.820 --> 09:00.540
‫واقعاً حالم رو بهم می‌زنه.

09:01.010 --> 09:05.420
‫اگه سخت‌کوشی توی این دنیا جواب می‌داد،
‫بابای من هنوز زنده بود!

09:06.100 --> 09:07.800
‫خیلی عصبانی‌ام!

09:07.800 --> 09:09.800
‫از اون احمقی که فقط بلده سخت کار کنه،

09:09.800 --> 09:12.450
‫و از خودم،
‫که فقط بلدم عصبانی بشم!

09:19.810 --> 09:20.780
‫سایوری.

09:21.320 --> 09:24.530
‫من یه تکنیک بیانی جدید یاد گرفتم!

09:28.080 --> 09:30.570
<i>‫من به سخت‌کوشی اعتقادی ندارم.</i>

09:31.250 --> 09:33.670
<i>‫بعضی چیزها هیچ‌وقت عوض نمی‌شن،
‫هرچقدر هم براشون تلاش کنی.</i>

09:34.390 --> 09:37.950
<i>‫کاش رویاها هم تاریخ انقضا داشتن.</i>

09:36.630 --> 09:40.330
‫میکل‌آنژ، یکی از سه استاد بزرگ
‫دوره رنسانس،

09:38.750 --> 09:42.210
<i>‫وگرنه تا ابد می‌ترسم...</i>

09:40.330 --> 09:42.580
‫چهار سال رو صرف کلیسای سیستین کرد...

09:46.230 --> 09:49.800
<i>‫می‌ترسم یه روزی منم بخوام نقاشی کنم...</i>

09:51.350 --> 09:54.830
<i>‫و مثل بابام دیوونه بشم.</i>

10:00.710 --> 10:02.480
‫اوه، ارن-سان.

10:02.820 --> 10:05.190
‫اگه دنبال رئیس می‌گردی،
‫امروز نیستش.

10:05.190 --> 10:06.440
‫فهمیدم.

10:06.440 --> 10:08.480
‫گفت یه کاری توی
‫بیمارستان داره.

10:08.480 --> 10:10.230
‫بیمارستان؟

10:10.230 --> 10:13.030
‫آره، شاید حالش بدتر شده.

10:13.030 --> 10:15.010
‫ظاهراً یه جور
‫بیماری چشمی داره.

10:15.490 --> 10:17.080
‫داری چی می‌گی؟

10:17.080 --> 10:19.870
‫خب، منم جزئیاتش
‫رو نمی‌دونم، ولی...

10:20.160 --> 10:22.380
‫هی! نمی‌دونستم اینجایی.

10:22.750 --> 10:25.140
‫ها؟ رئیس، مگه قرار نبود
‫بری بیرون...

10:25.140 --> 10:27.880
‫آره، خب، تونستم
‫سریع تمومش کنم.

10:27.880 --> 10:30.550
‫تازه، اگه من نباشم،
‫شماها تنبلی می‌کنید، مگه نه؟

10:32.010 --> 10:33.930
‫همم؟ چی شده ارن؟

10:35.510 --> 10:38.710
‫چیه، دلت می‌خواد نقاشی کنی؟

10:38.710 --> 10:40.040
‫شوخی کردم.

10:40.510 --> 10:42.020
‫نمی‌تونم...

10:42.860 --> 10:44.040
‫ارن؟

10:44.350 --> 10:45.500
‫هی!

10:48.440 --> 10:49.770
<i>‫نمی‌تونم...</i>

10:49.770 --> 10:51.320
<i>‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم!</i>

11:02.760 --> 11:03.740
<i>‫ارن...</i>

11:03.740 --> 11:06.760
<i>‫دست چپ تو خیلی خاصه...</i>

11:07.540 --> 11:09.850
<i>‫برخلاف دست بابات.</i>

11:11.550 --> 11:15.160
<i>‫ارن، به خاطر ما انجامش بده.</i>

11:15.160 --> 11:19.980
<i>‫انجامش بده... به خاطر ما...</i>

11:24.970 --> 11:27.690
<i>‫نمی‌تونم... نمی‌تونم...</i>

11:34.940 --> 11:38.320
<i>‫کاش این دست چپ رو نداشتم...</i>

11:40.570 --> 11:41.950
‫ارن!

11:47.710 --> 11:49.960
‫تا امتحان نکنی نمی‌فهمی!

11:51.250 --> 11:52.690
‫ارن!

11:59.830 --> 12:01.390
‫ارن...

12:02.940 --> 12:07.020
<i>‫خدایا، بودا، هر کسی که هستی...</i>

12:08.160 --> 12:09.000
<i>‫التماست می‌کنم...</i>

12:11.030 --> 12:13.250
<i>‫لطفاً ارن رو نجات بده.</i>

12:14.940 --> 12:16.890
‫می‌دونی آساکورا...

12:16.890 --> 12:21.030
‫تو بیشتر از هر کس دیگه‌ای نقاشی می‌کشی،
‫ولی حتی یه ذره هم پیشرفت نکردی.

12:21.030 --> 12:23.060
‫یه اثر، همه چیز رو نشون می‌ده.

12:23.060 --> 12:25.540
‫مثل شخصیت یه هنرمند
‫و احساسی که داره.

12:25.540 --> 12:28.820
‫تو عادت بدی داری که کار رو سرسری بگیری،
‫و این توی کارت معلومه.

12:28.820 --> 12:31.540
‫این نقاشی دقیقاً بازتاب خودته.

12:33.090 --> 12:34.520
‫نکنه می‌خوای بگی...

12:34.520 --> 12:37.300
‫هنوز فکر می‌کنی توی این کار خوبی؟

12:37.300 --> 12:40.340
‫نـ-نه، هنوز خیلی جا دارم
‫که پیشرفت کنم.

12:40.340 --> 12:43.870
‫اگه نتونی به خودت اعتراف کنی که ضعیفی،
‫هیچ‌وقت پیشرفت نمی‌کنی.

12:43.870 --> 12:45.180
‫کویچی.

12:45.180 --> 12:47.430
‫یه مدت طراحی نکن.

12:47.830 --> 12:52.060
‫برو از یه چیزی عکس بگیر
‫که بشه سوژه ترکیب رنگت باشه.

12:53.350 --> 12:55.190
‫دوربین داری؟

12:55.190 --> 12:58.070
‫آره. همونی که بابا برای سرگرمی‌ش استفاده
‫می‌کنه.

12:59.120 --> 13:02.300
‫بیا فردا بریم عکس بگیریم.
‫منم باهات میام.

13:05.080 --> 13:06.330
‫ارن...

13:07.580 --> 13:10.460
‫ها؟ نمی‌خوای نقاشی بکشی؟

13:10.460 --> 13:11.870
‫می‌دونی...

13:11.870 --> 13:14.390
‫دارم اون‌ها رو به خانم خرگوشه قرض می‌دم.

13:14.390 --> 13:16.660
‫پس بیا با هم نقاشی بکشیم.

13:20.590 --> 13:21.720
‫نه.

13:23.620 --> 13:26.850
‫ارن، من اسمت رو گذاشتم...

13:29.100 --> 13:31.980
‫عشق به تصویر

13:29.510 --> 13:31.980
‫که این معنی رو بده.

13:32.780 --> 13:33.980
‫برای همین، ارن...

13:34.750 --> 13:36.730
‫دست چپ تو...

13:46.010 --> 13:47.520
‫خیلی خوابم میاد...

13:47.520 --> 13:49.620
‫چرا می‌خوای از طلوع خورشید
‫عکس بگیری؟

13:50.030 --> 13:53.710
‫راستی، تو روی دیوار انبار هم
‫طلوع خورشید کشیده بودی، مگه نه؟

13:53.710 --> 13:56.080
‫بهم گفتن که صبح به دنیا اومدم.

13:56.540 --> 14:01.130
‫درست وقتی که اولین نور زد. واسه همین اسمم
‫رو کویچی گذاشتن — یعنی «اول» و «نور».

14:01.440 --> 14:03.780
‫تو چی، سایوری؟
‫اسمت از کجا اومده؟

14:04.640 --> 14:08.390
‫بابام طرفدار سایوری یوشیناگاست.

14:08.390 --> 14:11.280
‫ایول! بابات سلیقه‌ش خوبه.

14:11.650 --> 14:13.040
‫آره، فکر کنم.

14:13.040 --> 14:14.730
‫خب، مهم نیست.

14:14.730 --> 14:18.430
‫وقتی نوبت به اسم خودت می‌رسه،
‫می‌تونی هر چی دلت می‌خواد تصور کنی

14:18.430 --> 14:19.900
‫و خودت رو قانع کنی!

14:23.400 --> 14:24.780
‫هی...

14:24.780 --> 14:25.670
‫هوم؟

14:26.950 --> 14:28.350
‫کویچی...

14:28.350 --> 14:29.670
‫می‌دونی...

14:30.670 --> 14:34.190
‫می‌خوام بدونی که من واقعاً...

14:34.190 --> 14:35.300
‫ارن؟

14:35.300 --> 14:36.120
‫ها؟

14:45.630 --> 14:47.700
<i>‫تقریباً همین موقع‌ها بود...</i>

14:47.700 --> 14:49.550
<i>‫که بابام مرد.</i>

14:50.500 --> 14:52.720
<i>‫با اینکه ده سال گذشته،</i>

14:52.720 --> 14:55.560
<i>‫هنوز حس می‌کنم همین‌جاست.</i>

14:56.600 --> 15:00.320
<i>‫درست مثل اینکه هنوز
‫نمی‌تونم از این نقطه تکون بخورم.</i>

15:02.870 --> 15:04.120
<i>‫اون‌ها...</i>

15:04.830 --> 15:08.170
‫کویچی، حالش خوبه. بیا بریم.

15:08.170 --> 15:10.120
‫ولی همین‌جاست.

15:10.120 --> 15:11.980
‫ها؟ چی همین‌جاست؟

15:15.750 --> 15:17.620
‫عجیبه.

15:19.750 --> 15:20.750
‫ها؟

15:24.760 --> 15:26.510
‫هی! کویچی!

15:28.820 --> 15:30.890
‫احمق! داری چیکار می‌کنی؟!

15:31.220 --> 15:34.270
‫اوه... محو تماشای
‫خورشید صبحگاهی شده بودم.

15:46.420 --> 15:48.780
‫هی... ممنون.

15:52.730 --> 15:58.070
‫چرا نتونستم دلم رو
‫راضی کنم بهش اعتماد کنم؟

16:06.770 --> 16:07.830
‫ارن؟

16:09.400 --> 16:12.800
‫پس می‌خوای بگی یاماگیشی-سنپای
‫خودکشی نکرده؟

16:13.840 --> 16:17.060
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم، ولی...

16:20.240 --> 16:21.450
‫ببخشید.

16:22.660 --> 16:24.440
‫خب، من دیگه می‌رم.

16:24.440 --> 16:26.120
‫صـ-صبر کن، ارن...

16:26.120 --> 16:29.020
‫نمی‌خوای نقاشی بکشی؟ خب؟

16:30.420 --> 16:33.320
‫نمی‌تونم همین‌طوری راحت
‫تغییر فاز بدم...

16:34.080 --> 16:36.450
‫بیشتر از ده ساله که درست و حسابی
‫نقاشی نکشیدم.

16:36.990 --> 16:39.120
‫دیگه خیلی دیره.

16:39.460 --> 16:40.880
‫ارن...

16:41.750 --> 16:42.960
‫رئیس!

16:43.340 --> 16:46.460
‫فکر کنم این یکی خیلی
‫خوب شده، پس... اوه!

16:55.470 --> 16:58.350
<i>‫این یارو... داره بدتر می‌شه!</i>

16:59.360 --> 17:00.320
‫من دارم می‌رم خونه.

17:00.320 --> 17:01.940
‫هی! یه نگاه به کارم بنداز—

17:01.940 --> 17:03.100
‫خفه شو.

17:03.100 --> 17:05.730
‫هنوز خیلی زوده که
‫بخوای به خودت افتخار کنی.

17:09.240 --> 17:11.860
<i>‫بازم حتی یه نگاه هم
‫بهش ننداخت.</i>

17:12.610 --> 17:16.210
<i>‫شاید اگه منم مثل ارن چپ‌دست بودم،
‫اوضاعم بهتر می‌شد...</i>

17:19.550 --> 17:22.290
‫حتی نمی‌تونم یه خط درست بکشم.

17:22.290 --> 17:23.370
<i>‫ها؟</i>

17:34.460 --> 17:37.010
<i>‫این یارو چرا داره با دست چپش
‫ور می‌ره؟</i>

17:40.640 --> 17:42.770
‫هی، یه سر به استودیو بزن.

17:43.170 --> 17:45.260
‫یه چیز خیلی جالب دارم که نشونت بدم.

17:56.900 --> 17:59.540
‫تو یه تیکه آشغالی...

18:05.540 --> 18:06.540
بکش
کویچی

18:12.240 --> 18:14.940
<i>‫خیلی زود راضی می‌شی
‫و به کارت افتخار می‌کنی.</i>

18:15.670 --> 18:17.550
<i>‫این اون چیزی نیست که باید باشه، کویچی.</i>

18:18.650 --> 18:21.540
<i>‫یه چیزی فراتر از اینا وجود داره، می‌دونی؟</i>

18:28.610 --> 18:30.690
<i>‫همیشه حوصله‌ام سر می‌رفت.</i>

18:31.090 --> 18:34.160
<i>‫تا اینکه اون بهم نشون داد...</i>

18:34.160 --> 18:36.490
<i>‫اون با حقیقت تلخ بهم ضربه زد.</i>

18:41.370 --> 18:42.810
<i>‫جدی باش.</i>

18:43.290 --> 18:45.220
<i>‫هر چی داری رو بذار وسط، کویچی.</i>

18:45.710 --> 18:48.000
<i>‫هر بار لهت می‌کنم!</i>

18:48.770 --> 18:50.500
<i>‫تو که نابغه نیستی...</i>

18:51.220 --> 18:54.130
<i>‫نشونم بده چطور می‌خوای
‫جلوی یه زندگی معمولی وایسی.</i>

18:54.710 --> 18:56.760
<i>‫نشونم بده تا کجا می‌تونی پیش بری!</i>

18:56.760 --> 18:58.440
<i>‫نشونم بده!</i>

19:10.460 --> 19:11.850
<i>‫و بعد...</i>

19:15.200 --> 19:16.510
<i>‫تسلیم شو.</i>

19:17.660 --> 19:20.660
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

19:17.660 --> 19:20.660
‫دانشگاه هنر موساشینو
‫سالن آزمون ورودی

19:18.510 --> 19:20.660
‫بسیار خب. لطفاً شروع کنید.

19:21.570 --> 19:26.040
<i>‫فقط یک نفر از هر هجده نفر قبول می‌شه.</i>

19:27.330 --> 19:31.310
<i>‫لعنتی، نگاه نکن... به دور و برت نگاه نکن!</i>

19:34.920 --> 19:36.550
بکش
کویچی

19:38.300 --> 19:40.050
‫تو افتضاحی

19:40.050 --> 19:44.580
<i>‫اون از همه کسایی که توی این سالن
‫امتحان هستن، خیلی...</i>

19:55.530 --> 19:57.700
‫به‌به. پس قبول شدی، هان؟

19:58.440 --> 20:01.200
‫کویچی، هنوز ثبات نداری.

20:01.200 --> 20:03.500
‫می‌تونستی یه سال دیگه هم
‫برای کنکور بخونی، ولی...

20:01.200 --> 20:05.450
‫دانشگاه هنر موساشینو،  ‫ارتباطات تصویری: قبولی

20:03.500 --> 20:05.450
‫فکر کنم شانس هم خودش یه مهارته.

20:06.100 --> 20:07.430
‫تو چطور، سایوری؟

20:07.430 --> 20:09.600
‫منم می‌رم موساشینو،
‫همونجایی که کویچی می‌ره.

20:10.090 --> 20:12.280
‫به هر حال، قبولی‌ت رو تبریک می‌گم.

20:12.590 --> 20:15.350
‫اما فکر نکنی که این
‫خط پایانِ راهه.

20:13.460 --> 20:16.710
‫دانشگاه هنر توکیو،  ‫نقاشی ژاپنی: قبولی

20:15.350 --> 20:18.250
‫در واقع، این حتی
‫خط شروع هم نیست.

20:16.710 --> 20:19.090
‫دانشگاه هنر موساشینو، هنر و فرهنگ و دانشگاه هنر تاما، هنر: قبولی

20:19.090 --> 20:23.040
‫هدف اینه که یه طراح تمام‌عیار بشی،
‫مگه نه؟

20:23.040 --> 20:24.600
‫لزوماً این‌طور نیست.

20:25.120 --> 20:28.450
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی زندگی
‫واقعاً از کی شروع می‌شه.

20:28.450 --> 20:31.100
‫برای بعضی‌ها، وقتی شروع می‌شه
‫که چیزی به دست میارن.

20:31.100 --> 20:34.230
‫برای بعضی‌های دیگه، وقتی شروع می‌شه
‫که چیزی رو رها می‌کنن.

20:34.760 --> 20:38.110
‫این بخشش دیگه به
‫خودت بستگی داره.

20:38.610 --> 20:42.240
‫اما خب، وقتی اتفاق بیفته، می‌فهمی.

20:43.560 --> 20:47.870
<i>‫اگه کسی ازم بپرسه
‫زندگی من واقعاً از کی شروع شد...</i>

20:48.780 --> 20:50.270
<i>‫احتمالاً بهش می‌گم...</i>

20:52.000 --> 20:55.670
بکش
کویچی

20:52.490 --> 20:54.500
<i>‫همون روز بود.</i>

20:56.130 --> 20:58.840
‫من قراره یه طراح فوق‌العاده بشم!

20:59.150 --> 21:02.280
‫و بعدش هم می‌خوای با یه
‫مدل گراویور قرار بذاری، نه؟

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Yuki\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:02.280 --> 21:03.630
‫کویچی.

21:04.390 --> 21:08.770
‫انگار خیلی سرت به خودت گرمه.

21:09.300 --> 21:11.260
<i>‫اصلاً خبر نداشتم...</i>

21:11.260 --> 21:15.900
<i>‫که اجازه داریم زندگی‌مون رو
‫کاملاً برای خودمون زندگی کنیم.</i>

21:18.730 --> 21:19.900
‫کویچی...

21:20.770 --> 21:22.140
‫ممنونم.

21:23.740 --> 21:24.840
‫چی؟

21:25.690 --> 21:27.590
‫صدات رو نشنیدم، ارن.

23:04.130 --> 23:05.080
‫کویچی!

23:05.380 --> 23:06.430
‫کویچی!

23:06.430 --> 23:08.370
‫بیدار شو! وقت نداریم!

23:08.680 --> 23:10.230
‫فایل پیش‌نویس D رو باز کن!

23:10.230 --> 23:11.790
‫این دیگه چیه؟

23:11.790 --> 23:14.090
‫این که آخرین متن نیست، هست؟

23:14.090 --> 23:15.250
‫میچان!

23:15.250 --> 23:16.900
‫اون نسخه‌ای که تازه اصلاح کردیم رو بده
‫ببینم!

23:16.900 --> 23:17.870
‫چشم، قربان.

23:17.870 --> 23:20.820
‫الو؟ آره، همین الان داریم
‫روش کار می‌کنیم.

23:20.820 --> 23:22.860
‫ها؟ چی، چرا؟!

23:21.440 --> 23:23.420
‫فرستادمش روی کامپیوتر کویچی-سان.

23:23.420 --> 23:26.050
‫کویچی! عکس‌های سلبریتی رو عوض کن.

23:26.050 --> 23:26.970
‫چی...؟

23:26.970 --> 23:31.340
‫کات ۱۹۲ رو با ۲۱۱ عوض کن
‫و کات ۱۸۵ رو با کات ۳۱!

23:31.340 --> 23:35.370
‫ا-ام، کات ۱۹۲...

23:35.370 --> 23:39.110
<i>‫ها؟! نمی‌خوام که بخش فروش
‫عذرخواهی کنه، ای بابا!</i>

23:36.130 --> 23:39.110
<i>‫تقریباً ده سال از وقتی که
‫وارد دانشکده هنر شدم می‌گذره،</i>

23:39.110 --> 23:41.640
<i>‫و یه چیز
‫رو مطمئنم...</i>

23:41.980 --> 23:43.820
‫کویچی، اون اصلاحات رو انجام بده!

23:43.820 --> 23:44.710
‫چشم، قربان!

23:44.710 --> 23:48.470
<i>‫زندگی من... اصلاً شروع هم نشده بود.</i>

23:46.090 --> 23:48.470
‫متوقف نشو! مطمئن شو که
‫بهشون اونجا می‌گی!

23:48.470 --> 23:49.680
!و واضح بگو

23:49.680 --> 23:52.680
‫
