WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Bluekitty\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:13.860 --> 00:14.720
‫بفرما.

00:15.170 --> 00:16.970
‫این چیه میناتو؟

00:17.350 --> 00:20.390
‫مامانم برام پرتقال تابستونی فرستاده.

00:20.390 --> 00:21.680
‫پرتقال تابستونی!

00:21.680 --> 00:23.860
‫واو، چه بوی خوبی میده!

00:23.860 --> 00:25.450
‫چقدر زیادن!

00:25.450 --> 00:27.060
‫حس تابستون رو بهم میده.

00:27.060 --> 00:30.450
‫آره. هر چقدر بخوای می‌تونی بخوری.

00:35.220 --> 00:37.780
<i>‫هنوز به حالت عادی برنگشته.</i>

00:38.120 --> 00:39.620
<i>‫حالش خوبه؟</i>

00:42.690 --> 00:45.230
<i>‫از همیشه بی‌حال‌تر به نظر میاد.</i>

00:45.970 --> 00:48.790
<i>‫بخاطر باختن به تنکو-سان اینطوری شده؟</i>

00:57.890 --> 01:02.350
<i>‫یعنی چون ناراحته
‫نمی‌تونه به حالت قبل برگرده؟</i>

01:06.880 --> 01:09.010
‫اوه، یادم افتاد!

01:09.010 --> 01:11.910
‫شیرینی‌های ژاپنی‌ام تموم شده.

01:12.590 --> 01:17.030
‫یاماگامی-سان، دوست داری با هم بریم
‫بیرون یه چیز خوشمزه بخوریم؟

01:18.770 --> 01:19.730
‫پیشنهاد خوبیه.

01:19.730 --> 01:21.600
‫چی می‌خوای بخوری؟

01:21.600 --> 01:25.850
‫یاماگامی، بد نیست که
‫با میناتو بری بیرون.

01:25.850 --> 01:27.790
‫ما تا وقتی برگردی مراقب خونه هستیم.

01:28.130 --> 01:30.790
‫درسته. پس بزن بریم.

01:43.850 --> 01:46.520
‫{*\c&H3A40D6&}ﯽ{*\c&H383DD0&}ﮐ{*\c&H363AC9&}ﻮ{*\c&H3537C3&}ﻧ{*\c&H3334BD&}ﻮ{*\c&H3131B6&}ﺳ{*\c&H2F2FB0&}ﻮ{*\c&H2E2CAA&}ﮐ {*\c&H2A269D&}ﻥ{*\c&H282397&}ﺎ{*\c&H272090&}ﯾ{*\c&H251D8A&}ﺍ{*\c&H231B84&}ﺪ{*\c&H21187D&}ﺧ {*\c&H1E1271&}ﻍ{*\c&H1C0F6A&}ﺎ{*\c&H1A0C64&}ﺑ

03:02.970 --> 03:07.970
<b>‫‫مهمان‌های ناخوانده در گشت‌وگذار شهری</b>

03:14.130 --> 03:16.770
‫یاماگامی-سان می‌خوای بشینی رو شونه‌ام؟

03:17.130 --> 03:18.010
‫هم؟

03:18.010 --> 03:20.380
‫برای راحتی خودت میگم.

03:20.860 --> 03:23.280
‫فهمیدم. پس در این صورت...

03:26.100 --> 03:27.780
‫حالت چطوره؟

03:28.100 --> 03:30.080
‫بد نیستم.

03:43.930 --> 03:46.640
‫یاماگامی-سان، اون رستوران چطوره؟

03:47.030 --> 03:48.300
‫همم.

03:49.600 --> 03:52.810
‫اوه، اون یکی هم
‫به نظر جای خوبیه.

03:55.980 --> 03:57.850
‫انتخاب بینشون سخته.

03:58.250 --> 04:00.780
‫بیا بریم جایی که بیشتر از همه دوست داری.

04:00.780 --> 04:01.530
‫درسته.

04:03.870 --> 04:05.380
‫چیزی هست که نظرت رو جلب کنه؟

04:05.780 --> 04:09.790
‫انتشارات موساشی

04:06.150 --> 04:07.870
‫اون تابلو.

04:07.870 --> 04:11.880
‫این انتشارات همون مجله محلیه
‫که دوست داری بخونی.

04:11.880 --> 04:15.170
‫درسته. صد سال پیش
‫فقط یه آلونک بود.

04:15.170 --> 04:18.210
‫نمی‌دونستم این انتشارات
‫چنین تاریخچه‌ای داره.

04:18.210 --> 04:19.880
‫آره. بریم تو.

04:20.250 --> 04:23.510
‫صبر کن یاماگامی-سان!
‫برای چی می‌ریم اونجا؟

04:20.250 --> 04:23.510
‫انتشارات موساشی

04:23.510 --> 04:25.970
‫یه حرفی باهاشون دارم.

04:25.970 --> 04:27.720
‫ص-صبر کن!

04:32.230 --> 04:35.870
‫لعنتی، واقعاً خیلی بد شانسم.

04:35.870 --> 04:38.340
‫همش توسط ارواح خبیث
‫تسخیر میشم.

04:38.940 --> 04:41.890
‫فروش مجله محلی‌مون هم
‫اصلاً خوب نیست.

04:42.420 --> 04:44.110
‫اوه، تووادا.

04:44.110 --> 04:45.370
‫رئیس.

04:45.370 --> 04:46.810
‫داری میری اطلاعات جمع کنی؟

04:46.810 --> 04:49.750
‫بله، برای ویژه‌نامه
‫شیرینی‌های ژاپنی.

04:49.750 --> 04:53.010
‫ویژه‌نامه ماه قبل درباره خمیر
‫لوبیا با تکه های لوبیا عالی بود.

04:53.010 --> 04:56.970
‫اگه به دست یاماگامی-سان برسه،
‫شاید دوباره به شهرمون بیاد.

04:56.970 --> 04:58.490
‫آ-آره...

04:58.490 --> 05:01.210
‫رئیس قبلی هم خوشحال می‌شد.

05:01.210 --> 05:04.470
‫یه جلسه دیگه دارم،
‫باید بهش برسم.

05:07.820 --> 05:12.970
‫واقعاً مقاله‌ام به دست
‫این یاماگامی-سان می‌رسه...؟

05:17.670 --> 05:19.860
<i>‫دوباره تسخیر شدم؟!</i>

05:27.040 --> 05:30.030
<i>‫ا-این خیلی بده!</i>

05:42.560 --> 05:44.240
‫هی، یاماگامی-سان!

05:44.240 --> 05:45.670
‫نباید یهویی بپری تو!

05:46.020 --> 05:47.630
‫ی-یاماگامی-ساما؟!

05:47.960 --> 05:49.950
‫و-واقعاً خودتی؟!

05:49.950 --> 05:52.480
‫تو می‌تونی یاماگامی-سان رو ببینی؟

05:52.480 --> 05:54.640
‫من بهش اجازه دادم ببینه.

05:54.640 --> 05:57.060
‫ت-تو واقعاً وجود داری!

05:57.060 --> 06:00.690
‫ولی خیلی بامزه‌ای.

06:00.690 --> 06:02.380
‫من یاماگامی‌ام، خدای کوهستان.

06:02.690 --> 06:05.300
‫تو نویسنده مقالات
‫شیرینی‌های ژاپنی هستی؟

06:05.300 --> 06:06.490
‫ب-بله!

06:06.490 --> 06:09.620
‫من همیشه منتظر مقالات
‫شیرینی‌های ژاپنی‌ام.

06:13.270 --> 06:16.670
‫یاماگامی-ساما واقعاً
‫مقالاتم رو می‌خونه...

06:18.540 --> 06:20.950
‫گ-گوش کن یاماگامی-ساما!

06:20.950 --> 06:23.540
‫میشه لطفاً رئیس ما رو ببینی؟

06:23.540 --> 06:25.520
‫اون خیلی وقته منتظرته!

06:25.520 --> 06:28.360
‫نه فقط رئیس، همه کارمندها
‫منتظرت بودن!

06:28.360 --> 06:32.430
‫همه رو جمع می‌کنم، میشه
‫کمی بیشتر اینجا بمونی؟

06:34.760 --> 06:37.110
‫رئیس! همه! بیاید پایین!

06:37.110 --> 06:39.570
‫یاماگامی-ساما اینجاست!

06:39.570 --> 06:42.190
‫رئیس!

06:42.520 --> 06:45.270
‫چه-چه خبر شده تووادا-کون؟

06:45.510 --> 06:48.400
‫ی-یاماگامی-ساما الان اینجاست!

06:48.400 --> 06:49.940
‫چی؟

06:48.400 --> 06:54.870
‫انتشارات موساشی

06:49.940 --> 06:51.060
‫کجا؟

06:51.560 --> 06:52.840
‫من همین‌جام.

06:54.870 --> 06:58.940
‫یاماگامی-سان، با این ظاهرت
‫اونا مطمئن نیستن خودت باشی.

06:58.940 --> 07:00.830
‫ما منتظرت بودیم.

07:00.830 --> 07:04.080
‫بنیان‌گذار و رئیس قبلی،
‫رئیس موساشی،

07:04.080 --> 07:07.410
‫خیلی درباره‌ت برام گفته بود.

07:04.080 --> 07:08.330
‫انتشارات موساشی

07:07.730 --> 07:08.340
‫ها؟

07:08.340 --> 07:11.890
‫شنیدم وقتی به رئیس
‫موساشی کمک می‌کردی،

07:11.890 --> 07:16.050
‫اون تو رو به شیرینی‌فروشی‌ها می‌برد.

07:16.050 --> 07:17.180
‫چی؟

07:16.050 --> 07:30.020
‫انتشارات موساشی

07:17.180 --> 07:21.460
‫آره. اون و من با هم زیاد
‫به شیرینی‌فروشی می‌رفتیم.

07:21.460 --> 07:23.690
‫پس با هم صمیمی بودید.

07:23.690 --> 07:27.220
‫ت-تو هنوز هم مقالات ما رو...؟

07:27.220 --> 07:28.210
‫آره.

07:28.210 --> 07:29.540
‫وای!

07:30.490 --> 07:33.160
‫امروز اومدم اینجا که
‫یه چیزی درباره‌ش بگم.

07:35.140 --> 07:36.380
‫ک-کدوم موضوع؟

07:36.620 --> 07:39.440
‫آره. ویژه‌نامه بعدی باید...

07:40.590 --> 07:43.120
‫درباره خمیر لوبیای نرم باشه،
‫نه خمیر با تکه های لوبیا.

07:46.340 --> 07:48.300
‫هر چی شما بگید!

07:48.800 --> 07:51.940
‫بسیار خب! شماره بعدِ
‫ویژه‌نامه، درباره خمیر نرمه.

07:51.940 --> 07:53.550
‫چشم قربان!

07:55.260 --> 07:57.510
‫حالا، بریم یه چیز خوشمزه بخوریم.

07:57.510 --> 07:59.260
‫بله، بریم.

07:59.260 --> 08:01.990
‫تمام  خمیرهای نرم
‫شهر رو بررسی کنید!

08:00.080 --> 08:04.480
‫انتشارات موساشی

08:01.990 --> 08:03.050
‫بله! بریم!

08:03.050 --> 08:03.380
‫باشه!

08:03.380 --> 08:04.480
‫بجنبید همگی!

08:06.500 --> 08:10.690
‫پس به جز صاحب اچیگو-یا،
‫کس دیگه‌ای رو هم می‌شناختی.

08:10.690 --> 08:16.410
‫آره. اون قدیما، آدم‌های بیشتری بودن
‫که می‌تونستن غیرانسان‌ها رو ببینن.

08:16.410 --> 08:17.970
‫جدی؟

08:17.970 --> 08:20.830
<i>‫انگار حال و هواش بهتر شده.</i>

08:20.830 --> 08:22.060
<i>‫بیا به راه ادامه بدیم.</i>

08:23.660 --> 08:26.530
‫اوه، بوی غذای خیلی خوبی
‫از اون رستوران میاد.

08:26.530 --> 08:28.000
‫بوی کاریه.

08:28.000 --> 08:30.170
‫کاری! به نظر عالی میاد!

08:30.170 --> 08:33.340
‫یاماگامی-سان، شرط می‌بندم
‫خوشمزه است! بزن بریم.

08:33.340 --> 08:35.590
‫آره، بریم.

08:39.120 --> 08:40.310
‫خوش اومدید.

08:40.880 --> 08:43.980
‫هر وقت آماده بودید
‫سفارش بدید.

08:43.980 --> 08:45.450
‫ممنون.

08:48.670 --> 08:50.690
‫ها؟ چرا دو تا؟

08:51.150 --> 08:54.300
‫اون نمی‌تونه تو رو ببینه، درسته؟

08:54.300 --> 08:56.620
‫نه تنها نمی‌تونه منو ببینه،

08:56.620 --> 08:59.120
‫بلکه هیچ حسی هم نسبت
‫به حضور من نداره.

08:59.440 --> 09:01.100
‫پس چطور...؟

09:06.080 --> 09:08.470
‫یاماگامی-سان، مردم متوجهت میشن!

09:08.470 --> 09:10.490
‫نگران نگاه بقیه نباش.

09:10.490 --> 09:11.980
‫خوب نگاه کن.

09:11.980 --> 09:12.800
‫ها؟

09:17.220 --> 09:19.130
‫ا-اون چیه؟

09:19.130 --> 09:21.930
‫با اینکه کوچیکه، اونم یه خداس.

09:21.930 --> 09:23.300
‫یه خدا؟

09:26.860 --> 09:28.270
‫هنوزم بیشتر می‌خوای؟

09:28.950 --> 09:31.250
‫باشه. پس بذار یکی دیگه سفارش بدم.

09:32.100 --> 09:36.960
‫یعنی... اونجایی که اون مرده
‫نشسته، یه خدا هست؟

09:37.420 --> 09:39.820
‫اما من که چیزی حس نمی‌کنم.

09:39.820 --> 09:41.400
‫یه یوکایه؟

09:41.400 --> 09:42.440
‫در واقع، آره.

09:42.440 --> 09:45.040
‫کلی از اونا دور و بر
‫اون مرد جمع شدن.

09:45.040 --> 09:46.770
‫جدی؟

09:46.770 --> 09:49.540
‫ولی من باید بتونم یوکای‌ها رو ببینم.

09:49.540 --> 09:52.590
‫مدت زیادی از وقتی که
‫خونه رو ترک کردی گذشته.

09:52.590 --> 09:54.300
‫واسه همین حست ضعیف شده.

09:54.300 --> 09:56.040
‫راست میگی.

09:56.040 --> 09:58.040
‫خداها و یوکای‌ها اینجا دور هم جمعن.

09:58.040 --> 09:59.870
‫این دیگه چه جور جاییه؟

09:59.870 --> 10:02.910
‫خودت که همیشه با خداها می‌گردی.

10:02.910 --> 10:05.020
‫فکر کنم راست میگی.

10:05.020 --> 10:07.660
‫خب، کاری سفارش نمیدی؟

10:07.660 --> 10:09.230
‫اوه، یادم رفت!

10:09.850 --> 10:10.990
‫ببخشید.

10:16.400 --> 10:17.790
‫خیلی خوبه!

10:20.870 --> 10:24.120
‫تندی‌ش عالیه. بد نیست.

10:24.360 --> 10:27.350
<i>‫خوشحالم که یاماگامی-سان
‫دوستش داره.</i>

10:41.260 --> 10:45.270
‫یاماگامی-سان، اون قیچی خود
‫به‌خود تکون می‌خوره، نه؟

10:45.270 --> 10:47.410
‫اون تبدیل به یه تسوکوموگامی شده.

10:47.410 --> 10:49.080
‫تسوکوموگامی؟

10:49.080 --> 10:51.250
‫وقتی یه وسیله برای مدت خیلی طولانی
‫استفاده و نگهداری بشه،

10:51.250 --> 10:55.730
‫روح پیدا می‌کنه و
‫تبدیل به تسوکوموگامی میشه.

10:56.120 --> 10:57.650
‫تو خونه خودت هم یکی هست.

10:57.650 --> 10:58.870
‫متوجه نشدی؟

10:58.870 --> 11:00.700
‫چی؟ واقعاً هست؟

11:01.340 --> 11:03.100
‫آره. همون زنگوله بادی.

11:03.620 --> 11:07.240
‫چی؟ ولی اون زنگوله بادی
‫هیچ‌وقت خودبه‌خود تکون نخورده.

11:07.240 --> 11:10.760
‫اون فقط می‌خواد به عنوان
‫یه زنگوله بادی باقی بمونه.

11:10.760 --> 11:14.180
‫واسه همینه که اجازه دادم اینجا بمونه.

11:14.180 --> 11:15.860
‫اصلاً خبر نداشتم.

11:15.860 --> 11:18.230
‫امسال هم کامل ازش استفاده کن.

11:18.580 --> 11:20.780
‫هر از گاهی بهش برس.
‫از این کار خوشش میاد.

11:21.120 --> 11:22.640
‫خوب ازش مراقبت می‌کنم.

11:27.200 --> 11:29.130
‫ممنون که اومدید!

11:29.910 --> 11:32.000
‫منتظر دیدار دوباره‌تون هستیم.

11:34.200 --> 11:35.030
‫ها؟

11:35.030 --> 11:36.100
‫چی شده؟

11:36.100 --> 11:37.800
‫زنگ به صدا در نیومد.

11:37.800 --> 11:40.480
‫چرا؟ یکم پیش که
‫صداش بلند شد.

11:40.480 --> 11:42.510
‫اون زنگ هم یه تسوکوموگامیه.

11:42.510 --> 11:44.030
‫واقعاً؟

11:44.030 --> 11:49.540
‫فکر کنم وقتی موجودی غیر از انسان
‫وارد بشه، به کارکنان خبر میده.

11:49.540 --> 11:55.750
‫واسه همینه بهمون دو تا مِنو داد.

11:55.750 --> 11:56.590
‫دقیقاً.

11:57.480 --> 12:02.280
‫پس اینجا غذاخوری‌ایه که
‫خداها و یوکای‌ها هم می‌تونن بیان.

12:06.920 --> 12:08.940
<i>‫یاماگامی. یاماگامی!</i>

12:09.740 --> 12:12.140
<i>‫سری. چی شده؟</i>

12:17.650 --> 12:19.820
‫مهمون‌های ناخونده اومدن.

12:20.490 --> 12:21.430
<i>‫فهمیدم.</i>

12:21.780 --> 12:23.710
‫خیلی بوی گندی میدن!

12:23.710 --> 12:25.790
‫تا حالا کسی رو به این
‫بو گندویی ندیده بودم!

12:25.790 --> 12:27.480
‫این که چیزی رو توضیح نمیده.

12:27.480 --> 12:29.140
‫هرچند اشتباه هم نمی‌گی.

12:29.140 --> 12:31.070
<i>‫شماها حواستون بهشون باشه.</i>

12:31.070 --> 12:31.750
‫چشم!

12:31.750 --> 12:33.460
‫لعنتی، چقدر هواش سنگینه!

12:33.460 --> 12:35.510
‫هوا افتضاح شرجیه.

12:35.510 --> 12:37.710
‫واقعاً وحشتناکه.

12:40.150 --> 12:43.170
‫شک ندارم، این خونه‌ی همونیه که
‫اون پلاک‌های چوبی رو ساخته.

12:43.170 --> 12:45.320
‫شالیزار اینجا بوی گند میده.

12:45.320 --> 12:47.820
‫دیگه نمی‌تونم این تعفن رو تحمل کنم.

12:47.820 --> 12:49.900
‫باید کلاً شالیزارها رو از بین برد.

12:50.220 --> 12:53.440
‫اون‌وقت دیگه نمی‌تونی غذای
‫مورد علاقه‌ت، برنج رو بخوری.

12:53.440 --> 12:54.870
‫نمی‌تونم بذارم همچین چیزی بشه.

12:54.870 --> 12:58.770
‫بریم با این یارو حرف بزنیم تا
‫پلاک‌ها رو ارزون ازش بخریم.

12:58.770 --> 13:01.630
‫این دو تا، تا مغز استخون فاسدن.

13:01.630 --> 13:03.740
‫انگار دنبال پلاک‌های
‫چوبی میناتو هستن.

13:06.810 --> 13:08.500
‫کوسونوکی-سان!

13:10.780 --> 13:12.160
‫خونه نیست؟

13:12.580 --> 13:16.570
‫بوی گندتون از شالیزار هم بدتره.

13:16.890 --> 13:20.180
‫الان ادای یاماگامی رو درآوردی؟

13:20.180 --> 13:24.690
‫می‌گن روح آدم‌های فاسد
‫بوی خیلی بدی میده،

13:24.690 --> 13:27.050
‫حتی چشمام هم حسش
‫می‌کنن. خیلی بوی تیزی داره.

13:27.880 --> 13:30.050
‫تا حالا کسی رو مثل اونا ندیده بودم.

13:30.340 --> 13:31.920
‫فکر کنم چاره‌ای نداریم.

13:33.560 --> 13:36.410
‫ای بابا! دارن سعی می‌کنن
‫به زور در رو باز کنن!

13:36.410 --> 13:40.380
‫نمی‌دونستم همچین آدم‌های بی‌ارزشی هم
‫وجود دارن. خدا به داد برسه.

13:40.380 --> 13:42.370
<i>‫هرطور صلاح می‌دونی عمل کن.</i>

13:42.730 --> 13:43.740
‫هورا!

13:43.740 --> 13:45.100
‫حتماً، همین کار رو می‌کنیم.

13:45.100 --> 13:47.280
‫کاری می‌کنم از اومدنشون پشیمون بشن.

13:47.950 --> 13:53.950
‫{*\c&H3A40D6&}ﯽ{*\c&H383DD0&}ﮐ{*\c&H363AC9&}ﻮ{*\c&H3537C3&}ﻧ{*\c&H3334BD&}ﻮ{*\c&H3131B6&}ﺳ{*\c&H2F2FB0&}ﻮ{*\c&H2E2CAA&}ﮐ {*\c&H2A269D&}ﻥ{*\c&H282397&}ﺎ{*\c&H272090&}ﯾ{*\c&H251D8A&}ﺍ{*\c&H231B84&}ﺪ{*\c&H21187D&}ﺧ {*\c&H1E1271&}ﻍ{*\c&H1C0F6A&}ﺎ{*\c&H1A0C64&}ﺑ

13:57.560 --> 13:59.790
‫لعنتی! این در اصلاً باز نمیشه!

13:59.790 --> 14:02.620
‫احمق، چرا اینقدر طولش میدی؟

14:02.620 --> 14:04.860
‫اصلاً تکون نمی‌خوره!

14:04.860 --> 14:05.800
‫بده من.

14:13.110 --> 14:15.330
‫اینکه بازه!

14:15.330 --> 14:17.100
‫واقعاً؟ ولی چرا؟

14:18.110 --> 14:20.820
‫دهاتی‌ها همینن دیگه، بی‌دقت.

14:22.030 --> 14:23.320
‫کوسونوکی-سان.

14:23.570 --> 14:26.180
‫اوی، کوسونوکی-سان!

14:28.070 --> 14:30.230
‫کوسونوکی-سان!

14:30.780 --> 14:33.330
‫شک ندارم که اینجا نیست.

14:37.240 --> 14:38.420
‫جدیه؟

14:38.420 --> 14:42.710
‫نه تنها دروازه، حتی
‫در رو هم باز گذاشته؟

14:42.710 --> 14:44.610
‫چقدر می‌تونه بی‌خیال باشه؟

14:44.610 --> 14:45.750
‫دقیقاً.

14:46.000 --> 14:48.170
‫هوم؟ بوی پرتقال میاد؟

14:49.710 --> 14:51.170
‫تو هم حسش می‌کنی؟

14:51.170 --> 14:54.120
‫ولی هیچ پرتقالی دور و برم نمی‌بینم.

14:54.120 --> 14:55.070
‫بی‌خیال.

14:55.070 --> 14:57.760
‫اگه اینجا نیست، بیا بریم
‫داخل خونه رو بگردیم.

15:10.560 --> 15:12.570
‫چه خونه بزرگیه.

15:28.090 --> 15:31.130
‫این خونه دیگه چه مرگشه؟!
‫چقدر راهرو داره!

15:32.150 --> 15:33.980
‫چرا وایسادی؟

15:33.980 --> 15:35.710
‫هنوز نفهمیدی؟!

15:35.710 --> 15:37.740
‫این اصلاً طبیعی نیست!

15:38.510 --> 15:41.980
‫ممکن نیست یه خونه انقدر
‫راهروی طولانی داشته باشه!

15:41.980 --> 15:43.650
‫ر-راست می‌گی.

15:43.940 --> 15:45.560
‫و این بو...

15:45.560 --> 15:48.510
‫بوی پرتقال داره قوی‌تر میشه.

15:49.440 --> 15:51.700
‫چه بوی خوبی میده!

15:51.700 --> 15:54.260
‫آره. خیلی خوش‌شانسیم که اینو داریم.

15:54.260 --> 15:58.550
‫شما دوتا، موقع حرف زدن
‫دماغتون رو از اون دور کنید.

15:58.550 --> 16:01.130
‫این پرتقال‌های تابستانی
‫واقعاً نجاتمون دادن.

16:01.130 --> 16:04.960
‫اگه نبودن، بوی تعفن اینا
‫حالمون رو به هم می‌زد.

16:06.730 --> 16:09.400
‫بوی پرتقال شدیدتر شد.

16:12.590 --> 16:14.380
‫راهرو داره ناپدید میشه؟!

16:14.380 --> 16:17.130
‫داداش، اگه همین‌طور پیش بره، ما...

16:17.130 --> 16:19.310
‫ا-انو، فرار کن!

16:21.120 --> 16:23.360
‫ص-صبر کن!

16:26.560 --> 16:28.920
‫این خونه چه مرگشه؟!

16:28.920 --> 16:30.530
‫فایده نداره! گیرمون می‌اندازه!

16:37.710 --> 16:40.270
‫چ-چی شد؟

16:40.270 --> 16:42.670
‫چه می‌دونم؟ ف-فرار کن!

16:44.870 --> 16:46.770
‫جواب داد، توریکا.

16:46.770 --> 16:49.300
‫آره. ما بهشون یاد دادیم که وقتی

16:49.300 --> 16:51.540
‫بوی پرتقال تابستانی رو حس می‌کنن، بترسن.

16:51.540 --> 16:54.720
‫اگه دوباره بیان اینجا، با
‫مرکبات بهشون حمله می‌کنیم.

16:54.720 --> 16:57.290
‫شاید به میناتو پیشنهاد بدم که یه

16:57.290 --> 16:59.220
‫خوشبوکننده با رایحه پرتقال دم در بذاره.

17:03.430 --> 17:04.410
‫بجنب!

17:04.410 --> 17:06.440
‫منو جا نذار!

17:06.440 --> 17:08.400
‫رستوران

17:08.690 --> 17:10.980
‫کاری خیلی خوشمزه‌ای بود.

17:10.980 --> 17:13.230
‫خوبه. بیا دوباره بیایم اینجا.

17:13.230 --> 17:14.610
‫حتماً.

17:15.050 --> 17:19.820
<i>‫فکر کردم یاماگامی-سان رو خوشحال
‫کردم، ولی هنوز به حالت اولش برنگشته.</i>

17:20.060 --> 17:22.700
‫خب، دیگه بریم خونه؟

17:22.700 --> 17:23.960
‫آره، حتماً.

17:23.960 --> 17:25.910
‫سری و بقیه منتظرمون هستن.

17:25.910 --> 17:30.570
‫ظاهراً وقتی نبودیم، از شر یه
‫سری مهمون ناخونده خلاص شدن.

17:30.570 --> 17:31.380
‫چی؟

17:31.380 --> 17:34.170
‫کی فکرشو می‌کرد پرتقال‌های
‫تابستانی‌ به دردت بخورن؟

17:34.430 --> 17:35.960
‫پرتقال‌های تابستانی؟

17:36.880 --> 17:40.350
‫ایستگاه اتوبوس

17:48.760 --> 17:50.830
‫از اینکه رو شونه‌ام
‫نشستی خوشت میاد؟

17:50.830 --> 17:53.440
‫آره. خیلی راحته.

17:58.850 --> 18:01.320
‫اوه، اون پیرزنه است.

18:16.810 --> 18:18.230
‫کامی بزرگ.

18:19.280 --> 18:21.360
‫ها؟ «کامی بزرگ»؟

18:24.650 --> 18:25.930
‫سلام.

18:26.220 --> 18:28.290
‫اوه، سلام.

18:28.690 --> 18:31.520
‫برای مجسمه‌ جیزو هدیه آوردید؟

18:31.880 --> 18:34.100
‫اوه، خب...

18:34.100 --> 18:35.860
‫مامان!

18:36.410 --> 18:38.730
‫نگرانت شده بودم.

18:38.730 --> 18:41.360
‫بازم تنهایی اومدی اینجا.

18:41.650 --> 18:43.700
‫بیا بریم خونه، مامان.

18:43.700 --> 18:44.740
‫باشه، باشه.

18:45.010 --> 18:46.830
‫ب-ببخشید.

18:47.850 --> 18:48.690
‫بله؟

18:49.540 --> 18:51.880
‫کامی بزرگ کیه؟

18:52.100 --> 18:56.530
‫اوه، خدای کوهستانیه که
‫مادرم می‌پرستتش.

18:56.530 --> 19:02.340
‫همیشه بهم می‌گفت که کامی بزرگ
‫توی اون کوه زندگی می‌کنه.

19:02.650 --> 19:04.750
‫برای همین هنوزم میاد تا به

19:04.750 --> 19:08.650
‫مجسمه جیزویی که وقف کامی
‫بزرگ شده، ادای احترام کنه.

19:08.650 --> 19:10.020
‫نمی‌دونستم.

19:10.980 --> 19:12.830
‫ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم.

19:21.150 --> 19:24.710
‫مردم خیلی دوستت دارن، یاماگامی-سان.

19:24.710 --> 19:25.530
‫آره.

19:25.530 --> 19:26.410
‫ها؟

19:29.370 --> 19:32.040
‫برگشتی به حالت عادی‌!

19:32.040 --> 19:32.870
‫آره.

19:32.870 --> 19:35.370
‫حتی با ابهت‌تر از قبل!

19:35.370 --> 19:38.340
‫معلومه. من خدای کوهستانم.

19:38.340 --> 19:40.890
‫یاماگامی-سان، لطفاً یکم کمش کن!

19:40.890 --> 19:42.760
‫چ-چشمام!

19:46.230 --> 19:49.390
‫مگه نگفته بودم که
‫بالاخره برمی‌گردم؟

19:49.390 --> 19:52.260
‫خوشحالم که حالت بهتره.

19:52.260 --> 19:54.150
‫منظورت چیه؟

19:54.150 --> 19:57.290
‫راستش، فکر می‌کردم اصلاً
‫به حالت قبل برنمی‌گردی

19:57.290 --> 19:59.460
‫چون بعد از باختن به تنکو
‫سان افسرده شده بودی.

19:59.460 --> 20:00.830
‫اصلاً این‌طور نیست.

20:00.830 --> 20:05.820
‫همون‌طور که همیشه بهت می‌گم،
‫فقط زیادی از قدرتم استفاده کردم.

20:05.820 --> 20:08.830
‫جدی؟ پس چرا صبح این‌قدر
‫بی‌حال بودی که...

20:08.830 --> 20:10.270
‫صبح؟

20:10.270 --> 20:15.830
‫اوه، ویژه‌نامه مجله درباره
‫خمیر با تکه های لوبیا بود،

20:15.830 --> 20:18.050
‫واسه همین حالم گرفته بود.

20:18.910 --> 20:20.810
‫ویژه‌نامه خمیر لوبیا؟!

20:20.810 --> 20:22.510
‫پس قضیه این بود.

20:22.850 --> 20:24.540
‫خب، بریم خونه.

20:38.070 --> 20:39.320
‫چیزی شده؟

20:39.600 --> 20:43.030
‫نه، فقط خوشحالم که بهتری.

20:45.980 --> 20:48.950
<i>‫شاید یاماگامی-سان به خاطر این به حالت</i>

20:49.550 --> 20:54.330
<i>‫عادی برگشت که مردم این شهر
‫به وجودش باور دارن.</i>

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Bluekitty\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:10.470 --> 21:12.100
‫چی گفتی؟

21:12.100 --> 21:15.210
‫آنشو و اون یکی یارو
‫خونه میناتو کوسونوکی بودن؟

21:17.060 --> 21:18.860
‫و چی شد؟

21:19.100 --> 21:20.370
‫نگران نباش.

21:20.370 --> 21:23.410
‫ظاهراً اون جن‌گیرها
‫کاملاً گول خوردن.

21:23.410 --> 21:25.070
‫خوبه.

21:31.050 --> 21:33.760
‫اون دیگه چه خونه‌ای بود؟

21:33.760 --> 21:37.180
‫داداش، بیا فقط برگردیم خونه.

21:37.180 --> 21:40.210
‫از وقتی اومدیم این شهر
‫هیچ خیری ندیدیم.

21:40.520 --> 21:43.340
‫نه، هنوز تسلیم نمی‌شم.

21:43.340 --> 21:45.800
‫تا وقتی یه پول درست‌وحسابی
‫از این شهر در نیارم، نمی‌رم.

21:51.430 --> 21:52.630
‫ها؟

21:52.630 --> 21:54.390
‫اون دیگه چیه؟

23:31.490 --> 23:36.580
‫قسمت ۱۰: «آموزش ناخواسته
‫با خدای خشمگین»

23:34.680 --> 23:40.270
<b>‫‫قسمت بعد</b>

23:34.680 --> 23:40.270
<b>‫آموزش ناخواسته با خدای خشمگین</b>
