WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Bluekitty\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:13.160 --> 00:15.510
‫بله! بفرمایید تو!

00:16.740 --> 00:18.050
‫پس بالاخره اومد.

00:27.150 --> 00:29.900
‫این چه فشاریه تا
‫حالا حسش نکرده بودم!

00:30.220 --> 00:32.560
‫هه، هنوز سر پاست؟

00:32.560 --> 00:34.150
‫بدک نیست.

00:34.150 --> 00:36.610
‫حتی بعد از اینکه فشار رو
‫بیشتر کردیم!

00:36.610 --> 00:37.970
‫جون‌سخته.

00:37.970 --> 00:39.280
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

00:39.910 --> 00:42.210
‫دوباره دارن بهش فشار میارن.

00:44.450 --> 00:45.680
‫هاریما-سان.

00:46.350 --> 00:48.010
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید تو.

00:51.960 --> 00:55.470
‫امروز حتی سرم هم... سـ... سنگینه.

00:55.900 --> 00:57.720
<i>‫پرنده-سان هم بهشون اضافه شده.</i>

00:58.190 --> 01:00.220
‫یـ... یه چیزی دور گردنم پیچیده؟!

01:01.740 --> 01:02.970
‫این دیگه چیه؟!

01:13.820 --> 01:16.490
<b>‫باغ خدایان کوسونوکی</b>

02:33.020 --> 02:38.030
<b>‫آموزش ناخواسته با یک خدای خشمگین</b>

02:39.530 --> 02:42.870
‫طلسم‌های دارای نیروی تطهیر
‫براتون مفید بودن؟

02:43.550 --> 02:48.190
‫بـ... بله. اثرشون طولانی‌تره،
‫برای همین قطعاً مفید بودن.

02:48.600 --> 02:49.330
‫اما...

02:50.040 --> 02:54.420
‫اخیراً ارواح خبیثه
‫زیاد توی شهر ظاهر می‌شن.

02:54.790 --> 02:59.720
‫دست‌تنهاییم، پس با نصب کردن طلسم‌
‫ها تو کل شهر داریم کنترلش می‌کنیم.

02:54.790 --> 02:57.250
<b>‫دفع ارواح</b>

02:59.720 --> 03:05.350
‫مدام نصبشون می‌کنیم، ولی ارواح
‫خبیثه بازم دارن زیادتر می‌شن.

03:06.050 --> 03:08.360
‫زیادتر می‌شن؟ اما چرا؟

03:08.680 --> 03:10.680
‫در حال حاضر داریم
‫دنبال علتش می‌گردیم.

03:12.200 --> 03:15.440
‫خوشحالم که طلسم‌ها مفید بودن.

03:16.030 --> 03:18.110
‫این یه هدیه ناقابل برای تشکره.
‫لطفاً قبولش کنید.

03:18.400 --> 03:20.070
‫این همه؟!

03:20.070 --> 03:22.110
‫از طرف خواهرا و دخترعموهامه.

03:22.380 --> 03:24.570
‫و یه پیغام هم براتون دارم.

03:24.570 --> 03:26.500
‫«سلامشون رو به الهه یشم برسونم.»

03:26.500 --> 03:27.990
‫«الهه یشم»؟

03:27.990 --> 03:31.870
‫نیروی تطهیر شما نور
‫یشمی‌رنگی ساطع می‌کنه.

03:34.630 --> 03:36.360
‫نمی‌دونستم.

03:36.710 --> 03:38.680
‫این با چشم‌های من دیده نمی‌شه.

03:42.000 --> 03:43.590
‫وای!

03:43.860 --> 03:45.720
‫چه بوی خوبی می‌ده.

03:46.350 --> 03:47.410
‫بذار ببینم.

03:47.410 --> 03:48.700
‫چقدر هیجان‌انگیزه!

03:49.940 --> 03:51.930
‫ممنون بابت این هدیه‌ها.

03:52.230 --> 03:52.940
‫خواهش می‌کنم، قابلی نداره.

03:53.600 --> 03:54.850
‫راستی،

03:54.850 --> 03:58.280
‫چند روز پیش دوتا جن‌گیر
‫به خونه‌تون حمله نکردن؟

03:58.280 --> 03:59.780
‫خب...

03:59.780 --> 04:02.360
‫منظورش اون دوتا بو گندوئه؟

04:02.360 --> 04:04.820
‫واقعاً افتضاح بودن.

04:04.820 --> 04:06.660
‫ما فراریشون دادیم.

04:06.660 --> 04:09.260
‫چی؟ واقعاً این اتفاق افتاد؟

04:09.260 --> 04:10.130
‫بله.

04:10.520 --> 04:13.660
‫ظاهراً این کار رو کردن،
‫ولی فراری داده شدن.

04:14.070 --> 04:17.960
‫اونا سیریش هستن، پس ممکنه
‫دوباره یه کاری بکنن.

04:17.960 --> 04:19.860
‫لطفاً همچنان مراقب باشید.

04:19.860 --> 04:21.030
‫متوجهم.

04:32.620 --> 04:34.750
‫چیزی شده، یاماگامی-سان؟

04:35.070 --> 04:37.070
‫درباره چیزی
‫که می‌گفت...

04:37.430 --> 04:41.690
‫منظورت حرف هاریما-سانه که گفت
‫ارواح خبیثه زیادی توی شهر هستن؟

04:41.950 --> 04:46.480
‫آره. فکر کنم یه چیز شوم در کاره.

04:46.790 --> 04:48.380
‫یه چیز شوم؟

04:49.080 --> 04:52.410
‫امیدوارم به مشکلات بزرگتری ختم نشه.

04:52.660 --> 04:55.670
‫آره، امیدوارم اتفاق بدی نیفته.

04:58.670 --> 05:01.390
‫همم؟ انگار قراره یه اتفاقی بیفته.

05:01.390 --> 05:02.100
‫چی؟

05:14.720 --> 05:16.130
‫دارم میام تو.

05:18.440 --> 05:20.690
‫سـ... سلام، از آشنایی‌تون خوشبختم.

05:24.080 --> 05:25.110
‫پس تو همونی.

05:25.370 --> 05:28.490
‫همون پسره که از خدایان
‫نیرو می‌گیره.

05:29.150 --> 05:30.100
‫بله...؟

05:30.480 --> 05:33.950
<i>‫یعنی این همون «چیز شومی» بود
‫که یاماگامی-سان می‌گفت؟</i>

05:38.720 --> 05:41.670
<i>‫چی؟! چرا انقدر خونسرده.</i>

05:41.980 --> 05:44.800
‫خواهرم کلی درباره‌ت بهم گفته بود.

05:45.130 --> 05:46.920
‫ها؟ خواهرتون؟

05:46.920 --> 05:49.600
‫امیدوار بودم این بشری که خواهرم

05:49.600 --> 05:52.010
‫حاضر شده بهش نیرو بده،
‫چیز دهن‌پرکنی باشه.

05:52.410 --> 05:54.470
‫ولی خیلی بی‌عرضه‌ای.

05:54.470 --> 05:56.680
‫به من نیرو داده...؟

06:00.730 --> 06:03.160
‫منظورتون آماتراسوئه؟

06:03.160 --> 06:04.100
‫خودشه.

06:04.510 --> 06:05.510
‫یه لحظه صبر کنین.

06:05.860 --> 06:08.550
‫یه مار هشت‌ سر.

06:08.550 --> 06:10.240
‫این یاماتا نو اوروچیه؟

06:11.940 --> 06:14.790
‫یعنی شما... سوسانوئو هستین؟!

06:15.060 --> 06:18.290
<b>‫سوسانوئو</b>

06:15.410 --> 06:17.240
‫زدی تو خال.

06:18.840 --> 06:23.730
‫من از نیروی مهر و مومی که از
‫آماتراسو گرفتم خوب مراقبت می‌کنم.

06:23.730 --> 06:25.500
‫لطفاً سلام من رو بهشون برسونید.

06:25.500 --> 06:28.100
‫به هر حال. ببخشید
‫که سرزده اومدم تو.

06:28.100 --> 06:30.870
‫این رو به عنوان عذرخواهی بهت می‌دم.

06:36.100 --> 06:38.080
‫بگیرش. مال خودت.

06:38.450 --> 06:40.710
‫مـ... ممنونم.

06:44.620 --> 06:45.980
‫اوه، لاک‌پشت-سان.

06:45.980 --> 06:48.190
‫بهم ساکه هدیه دادن.

06:53.040 --> 06:54.450
‫اوروچی!

06:54.450 --> 06:56.910
‫اون ساکه مال تو نیست!

06:59.410 --> 07:02.020
‫چی گفتی؟ به کی می‌گی بچه ننه؟

07:02.020 --> 07:03.870
‫همش داری برام زبون‌ درازی می‌کنی!

07:03.870 --> 07:05.780
‫دعوا داری؟!

07:06.500 --> 07:10.010
‫بیا جلو تا دوباره تیکه‌ تیکه‌ت کنم!

07:10.010 --> 07:12.510
‫فکر کردی زورت می‌رسه؟ تماشا کن.

07:10.400 --> 07:12.510
‫زود آمپر می‌چسبونه.

07:15.620 --> 07:17.720
‫دلت می‌خواد دوباره کتک بخوری؟

07:19.480 --> 07:23.000
‫تک‌ تک اون سرهای کثیفت رو
‫از تنت جدا می‌کنم!

07:25.150 --> 07:27.720
‫بیا جلو! این رو بگیر!

07:27.720 --> 07:28.860
‫برگرد اینجا!

07:29.200 --> 07:31.300
‫یـ... یاماگامی-سان، بدبخت شدیم!

07:31.910 --> 07:33.320
‫کاملاً خوابش برده؟!

07:34.990 --> 07:36.030
‫بگیر که اومد!

07:36.250 --> 07:39.980
‫خواهش می‌کنم اینجا خون
‫و خون‌ریزی راه نندازین!

07:39.980 --> 07:41.120
‫چرا آخه؟

07:41.120 --> 07:41.750
‫ها؟

07:42.110 --> 07:45.000
‫وقتی تیکه‌ تیکش کنی، از توی دمش
‫یه شمشیر می‌زنه بیرون.

07:45.000 --> 07:45.960
‫خیلی حال میده.

07:46.440 --> 07:48.670
‫منظورتون شمشیر کوساناگیه؟

07:48.670 --> 07:50.270
‫تو اینو از کجا می‌دونی؟

07:50.270 --> 07:51.970
‫دلت می‌خواد واقعیش رو ببینی، مگه نه؟

07:52.380 --> 07:54.130
‫نه، خیلی ممنون.

07:54.130 --> 07:55.440
‫دروغ نگو!

07:55.440 --> 07:58.010
‫تو پسری، همه پسرا عاشق این چیزان!

07:58.010 --> 07:59.820
‫پس جلوی دست و پام رو نگیر!

08:06.640 --> 08:09.270
‫راستی، خوب داری از نیروی باد
‫استفاده می‌کنی‌ها.

08:09.660 --> 08:11.350
‫هنوز خیلی چیزا هست که باید یاد بگیرم.

08:11.350 --> 08:12.890
‫دقیقاً.

08:13.650 --> 08:15.610
‫هنوز یه الف‌ بچه‌ای.

08:15.610 --> 08:16.670
‫الف‌ بچه؟!

08:16.670 --> 08:19.080
‫واسه همین خودم تمرینت می‌دم.

08:19.080 --> 08:21.290
‫وای نه، اصلاً فکرشم نکنید!

08:21.530 --> 08:25.250
‫اینجا نمیشه کاری کرد،
‫پس بریم خونه من.

08:25.250 --> 08:27.830
‫با کمال احترام دعوتتون رو رد می‌کنم!

08:27.830 --> 08:29.590
‫انقدر ور نزن و بیا بریم.

08:29.830 --> 08:32.090
‫ها؟! صـ... صبر کنید!

08:33.340 --> 08:34.970
‫وای؟!

08:37.230 --> 08:38.530
‫آخ، آخ، آخ، آخ، آخ!

08:38.530 --> 08:39.780
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

08:39.780 --> 08:41.410
‫فقط یه لحظه دندون رو جگر بذار.

08:41.410 --> 08:43.350
‫راه زیادی نیست.

08:43.350 --> 08:44.910
‫راه زیادی نیست؟!

08:44.910 --> 08:47.320
‫مگه همین نزدیکی‌ها زندگی می‌کنید؟!

08:47.320 --> 08:49.340
‫نه. دارم بهش وصل می‌شم.

08:49.340 --> 08:52.170
‫پیاده‌ روی توی آسمون
‫سه‌ سوته تموم می‌شه!

08:53.860 --> 08:55.320
‫قلمرو خدایان؟

08:55.320 --> 08:56.780
‫بزن بریم!

08:59.400 --> 09:02.820
‫پناه بر خدا. اصلاً مراعات نمی‌کنه.

09:05.500 --> 09:08.040
‫سخت نگیر، اون فقط یه بچست.

09:08.040 --> 09:11.170
‫خیلی وقته همبازی نداشته.

09:11.460 --> 09:13.250
‫هر چی باشه، همینه دیگه.

09:13.250 --> 09:15.020
‫خب پس، ما هم بریم؟

09:15.020 --> 09:18.640
‫نمی‌تونم اون بچه رو تنها بذارم.

09:31.590 --> 09:33.300
‫آخ.

09:33.300 --> 09:34.650
‫دیدی؟ رسیدیم.

09:35.680 --> 09:38.280
‫نمی‌شد یه ذره ملایم‌ تر
‫با من رفتار کنید؟!

09:38.530 --> 09:43.760
‫اگه یه دختر جوون بودی،
‫رو جفت چشمام می‌ذاشتمت.

09:43.760 --> 09:46.600
‫ولی واسه یه پسر از این کارا نمی‌کنم.

09:46.600 --> 09:48.640
‫منم عمراً قبول نمی‌کردم.

09:48.640 --> 09:50.500
‫اینا رو ول کن. بلند شو.

09:52.420 --> 09:54.880
‫اینجا قلمرو خدایان شماست؟

09:55.370 --> 09:58.530
‫آره. بیا بریم سر اصل مطلب.

09:58.530 --> 09:59.340
‫چی؟

10:01.590 --> 10:03.220
‫اوه، یاماگامی-سان!

10:08.210 --> 10:11.320
‫آه، یاد گذشته‌ها افتادم.

10:11.320 --> 10:13.520
‫چشم‌انداز بدی نیست.

10:13.520 --> 10:14.800
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

10:14.800 --> 10:19.400
‫گمونم این روزها دیگه کمتر
‫از این مدل خونه‌ ها پیدا بشه.

10:19.400 --> 10:23.280
‫توی دنیای آدما همه‌ چیز مدام تغییر
‫می‌کنه، رسم و رسوم میاد و میره.

10:23.570 --> 10:25.410
‫همین‌طوره.

10:29.100 --> 10:30.750
‫چقدر بی‌خیاله...

10:30.750 --> 10:33.320
‫مرتیکه! من رو نادیده نگیر!

10:35.770 --> 10:37.480
<i>‫انگار چاره ای ندارم.</i>

10:38.400 --> 10:39.300
‫آماده‌ای؟

10:49.290 --> 10:50.480
‫برگرد اینجا!

10:51.730 --> 10:53.860
‫بجنب، بجنب!

10:56.150 --> 10:58.210
‫فکر کنم دارید زیاده‌ روی می‌کنید!

10:58.210 --> 11:00.450
‫کل اینجا رو داغون می‌کنید.

11:00.450 --> 11:01.650
‫نگران نباش.

11:01.650 --> 11:03.270
‫هر چقدر دلت می‌خواد داغونش کن!

11:03.270 --> 11:05.500
‫کسی اینجا زندگی نمی‌کنه!

11:16.220 --> 11:18.180
‫من حتی سلاح هم ندارم!

11:18.180 --> 11:20.300
‫نامردیه که با شمشیر
‫بهم حمله می‌کنید!

11:20.600 --> 11:24.800
‫نیروت خیلی ضعیف بود،
‫تقصیر من نیست.

11:24.800 --> 11:26.870
‫خب تو هم یه سلاح دستت بگیر.

11:26.870 --> 11:29.430
‫ندارم، قصدم ندارم
‫دستم بگیرم.

11:29.430 --> 11:31.670
‫اصلاً پایه نیستی‌.

11:33.150 --> 11:37.230
‫واقعاً به همین نیروی بادِ
‫فسقلی راضی شدی؟

11:37.450 --> 11:40.830
‫همین که بتونم از خودم و
‫اطرافیانم محافظت کنم کافیه.

11:40.830 --> 11:43.200
‫من جنگیدن رو انتخاب نمی‌کنم.

11:43.500 --> 11:48.160
‫چی؟ فکر کردی با این نسیم ملایمت
‫می‌تونی از بقیه محافظت کنی؟

11:48.160 --> 11:49.690
‫«نسیم ملایم»؟

11:49.690 --> 11:55.380
‫گوش کن. تو اولین انسانی هستی که
‫فوجین بهش نیرو داده.

11:55.700 --> 11:59.590
‫پس اگه ضعیف بازی دربیاری،
‫آبروی اونم می‌بری.

11:59.950 --> 12:01.550
‫من اولین نفرم؟

12:01.940 --> 12:04.050
‫چیه، نمی‌دونستی؟

12:04.050 --> 12:06.650
‫من خیلی وقته که زنده‌ام،

12:06.650 --> 12:10.580
‫ولی تا حالا هیچ انسان دیگه‌ای رو ندیدم
‫که از فوجین نیرو گرفته باشه.

12:10.580 --> 12:12.170
‫اصلاً روحمم خبر نداشت.

12:13.060 --> 12:14.710
<i>‫حالا که فکرش رو می‌کنم،</i>

12:14.710 --> 12:18.600
<i>‫تازه فهمیدم که خود سوسانوئو هم
‫یکی از خدایان بزرگ و افسانه‌ایه.</i>

12:19.140 --> 12:20.280
‫بـ-ببخشید.

12:20.280 --> 12:20.940
‫هان؟

12:21.950 --> 12:24.720
‫معذرت می‌خوام که زبون‌درازی کردم.

12:24.720 --> 12:25.640
‫هان؟

12:25.640 --> 12:28.030
‫چرا یهو داری واسه من
‫پاچه‌ خواری می‌کنی؟

12:28.030 --> 12:32.200
‫آهان، واسه اینه که گفتم
‫خیلی وقته زنده‌ام؟

12:35.650 --> 12:39.630
‫فکر کردی من یه پیرمرد زپرتی‌ام، نه؟

12:39.630 --> 12:41.550
‫من هیچ‌وقت همچین جسارتی نمی‌کنم!

12:41.840 --> 12:43.180
‫من هنوز جوونم!

12:43.180 --> 12:45.080
‫پیر و پاتال هم نیستم!

12:45.080 --> 12:46.950
‫دیگه از این فکرهای غلط نکنی‌ها!

12:46.950 --> 12:47.770
‫چشم، حتماً.

12:48.480 --> 12:49.720
‫راست می‌گه.

12:49.720 --> 12:54.170
‫تا همین چند وقت پیش، از دوری مادرش
‫با صدای بلند گریه و زاری می‌کرد.

12:54.170 --> 12:55.510
‫راست میگه.

12:55.510 --> 12:59.050
‫باورت نمی‌شه چقدر
‫صداش رو مخ بود.

13:00.700 --> 13:02.760
‫دهنتون رو ببندید!

13:02.760 --> 13:03.490
‫هان؟

13:09.340 --> 13:11.170
‫آه، دیگه کافیه.

13:11.170 --> 13:12.450
‫مطمئنی؟

13:12.450 --> 13:15.120
‫ظرفیتت خیلی اومده پایین.

13:15.530 --> 13:18.730
‫اره. الان دیگه فقط به یکی
‫دو جرعه ساکه نیاز دارم.

13:18.730 --> 13:21.710
‫البته هنوز هم شیرینی‌جات دوست دارم.

13:21.710 --> 13:25.020
‫پس اون عادتت فرقی نکرده.

13:27.510 --> 13:30.220
‫مثل دو تا پیرمرد
‫تو قهوه‌ خونه شدن.

13:30.760 --> 13:33.120
‫نیشت رو ببند!

13:34.760 --> 13:36.270
‫زودباش، راه بیوفت.

13:39.020 --> 13:45.030
<b>‫باغ خدایان کوسونوکی</b>

13:47.490 --> 13:49.480
<b>‫دفع شده</b>

13:47.750 --> 13:50.010
‫داداش، اینجا هم هست!

13:50.010 --> 13:54.790
‫اون اونمیوجی‌ های آشغال، این
‫مزخرفات رو، تو کل شهر چسبوندن.

13:54.790 --> 13:57.180
‫این‌طوری ارواح خبیثه بیشتر می‌شن،

13:57.180 --> 14:00.290
‫و کار و بار ما
‫حسابی میگیره!

14:00.560 --> 14:04.220
‫دقیقاً! پول پارو می‌کنیم.

14:11.230 --> 14:12.510
‫اون چی بود؟

14:13.810 --> 14:15.020
‫اون...

14:15.240 --> 14:16.510
‫یه اونمیوجیه!

14:18.220 --> 14:19.270
‫زود باش بریم.

14:23.290 --> 14:24.900
‫کارت عالی بود.

14:24.900 --> 14:26.510
‫حسابی سیر شدی؟

14:27.180 --> 14:28.860
‫خوبه، خوبه.

14:32.800 --> 14:34.180
‫اون دوتا...

14:38.080 --> 14:39.160
‫کاتسوراگی-سان.

14:39.700 --> 14:41.070
‫اوه، هاریما.

14:41.490 --> 14:42.860
‫همه‌چیز روبه‌ راهه؟

14:43.510 --> 14:44.880
‫یه نگاه به این بنداز.

14:46.450 --> 14:48.090
‫یه طلسم پاره شده.

14:48.370 --> 14:49.760
‫فقط اینجا نیست.

14:49.760 --> 14:51.740
‫ده‌ ها طلسم دیگه رو هم کندن.

14:51.740 --> 14:55.560
‫واسه همینه که تعداد ارواح خبیثه
‫اصلاً کم نمی‌شه؟

14:55.780 --> 14:58.690
‫شک ندارم کار اون
‫جن‌گیرهای آشغاله.

14:58.690 --> 15:00.640
‫باید بگیریمشون.

15:00.990 --> 15:03.540
‫ولی یه جای کار میلنگه.

15:03.540 --> 15:04.560
‫چی؟

15:04.980 --> 15:09.780
‫می‌فهمم چرا ارواح خبیثه کم نمی‌شن،
‫ولی چرا مدام دارن بیشتر می‌شن؟

15:09.780 --> 15:11.030
‫راست می‌گی.

15:11.030 --> 15:13.400
‫کاتسوراگی-سان، هاریما-سان!

15:14.480 --> 15:15.380
‫چی شده؟

15:15.800 --> 15:20.210
‫ارواح خبیثه دارن از اون
‫زمین خالیِ اون‌طرفی بیرون می‌زنن.

15:20.210 --> 15:21.360
‫چی؟

15:21.360 --> 15:23.960
‫بیرون می‌زنن؟ یعنی چی؟

15:23.960 --> 15:27.170
‫دلیلش رو نمی‌دونم، ولی اون
‫منطقه پر از ارواح شده.

15:27.570 --> 15:28.510
‫هاریما.

15:33.130 --> 15:35.100
‫بجنب، بجنب بدو دیگه!

15:37.170 --> 15:38.360
‫آخه من باید چیکار کنم؟

15:40.390 --> 15:42.230
‫تا کی می‌خوای فرار کنی؟

15:48.790 --> 15:50.980
‫بالاخره آماده شدی بجنگی، هان؟

15:50.980 --> 15:53.110
‫ولی خیلی شل‌ و
‫بی‌حالی، زیادی آسونه!

15:53.460 --> 15:55.820
<i>‫لعنت بهش، حرکاتم رو می‌خونه.</i>

15:55.820 --> 15:58.130
‫حالا نوبت حمله منه!

15:59.110 --> 16:01.350
<i>‫حمله‌ های از راه دورم
‫رو راحت می‌خونه.</i>

16:01.750 --> 16:03.430
<i>‫باید بکشونمش نزدیک!</i>

16:07.480 --> 16:08.130
<i>‫نه...</i>

16:09.590 --> 16:10.770
<i>‫هنوز نه.</i>

16:10.770 --> 16:12.190
<i>‫باید نزدیک تر بشه.</i>

16:13.510 --> 16:14.260
<i>‫حالا وقتشه!</i>

16:23.860 --> 16:25.270
<i>‫موفق شدم!</i>

16:34.660 --> 16:37.140
‫اون باد همچین بدک هم نبود.

16:37.140 --> 16:39.850
‫من رو کشوندی جلو و تو
‫لحظه آخر ضدحمله زدی؟

16:39.850 --> 16:42.210
‫بیشتر از چیزی که فکر
‫می‌کردم جربزه داری.

16:42.210 --> 16:44.620
‫خب، واسه امروز دیگه بسه.

16:45.530 --> 16:47.080
<i>‫الان ازم تعریف کرد؟</i>

16:47.350 --> 16:50.690
‫حسابی بهت سخت گرفتم، ولی
‫در واقع خیلی عجیبه که

16:50.690 --> 16:55.050
‫یه آدم فانی بتونه از نیروی
‫یه خدا استفاده کنه.

16:55.330 --> 16:57.020
‫مـ... ممنونم.

17:03.860 --> 17:07.680
‫با این حال، هنوز خیلی
‫با سطح فوجین فاصله داری.

17:08.060 --> 17:10.190
‫لازم بود این رو بگی؟

17:21.090 --> 17:23.870
‫آدم بعد از تمرین
‫حسابی گرسنه می‌شه.

17:23.870 --> 17:25.320
‫تو گشنت نیست؟

17:25.320 --> 17:26.320
‫چرا.

17:30.900 --> 17:33.420
‫لطفاً هر چقدر می‌خوای بخور!

17:42.570 --> 17:43.740
‫خیلی خوبه!

17:43.740 --> 17:46.200
‫طعم مرغ و سبزیجات
‫آب‌ پز خیلی عالیه!

17:46.200 --> 17:49.130
‫ریشه‌ های لوتوس ترد هم
‫حسابی طعم دار و خوشمزن.

17:49.130 --> 17:50.190
‫خوشم اومد!

17:50.190 --> 17:51.730
‫ممنون.

17:51.730 --> 17:54.350
‫فقط باقی‌مانده
‫شام دیشب بود.

17:54.930 --> 17:59.280
‫ولی بادمجون‌های سرخ‌شده
‫همچین تعریفی ندارن.

17:59.840 --> 18:02.340
‫نه اینکه بدمزه باشن یا چیزی.

18:02.340 --> 18:04.240
‫فقط می‌گم باب میل من نیست.

18:04.570 --> 18:07.210
‫حوصله نداشتم، واسه همین
‫از عصاره آماده استفاده کردم.

18:07.210 --> 18:09.520
‫چی؟ چرا تنبلی می‌کنی؟

18:09.520 --> 18:12.840
‫واسه همینه می‌گم به
‫جزئیات دقت نمی‌کنی.

18:12.840 --> 18:14.480
‫کدوم جزئیات؟

18:14.480 --> 18:16.960
‫همون حمله چند لحظه پیشت دیگه.

18:16.960 --> 18:18.930
‫ولی تو که ازم تعریف کردی.

18:19.170 --> 18:22.090
‫چی؟ من عمراً همچین کاری کنم!

18:22.090 --> 18:24.640
‫فقط به نظرم یه ذره بهتر شدی.

18:29.380 --> 18:32.160
‫صدای خرناس اوروچی خیلی بلنده.

18:32.160 --> 18:33.980
‫طعم ساکه‌ام رو خراب می‌کنه.

18:34.420 --> 18:37.810
‫می‌خوای دهنت رو
‫با شراب من تازه کنی؟

18:37.810 --> 18:38.700
‫نه، ممنون!

18:38.990 --> 18:41.530
‫پس بیاین با آبجو به
‫سلامتی هم بنوشیم.

18:41.530 --> 18:44.500
‫واسه دسر بعد از غذا هم یه
‫سری میوه‌های استوایی دارم...

18:44.500 --> 18:46.200
‫گفتم که نمیخوام!

18:46.490 --> 18:48.410
‫مثل همیشه، بوی گند میده!

18:48.410 --> 18:51.620
‫شما دوتا چقدر توی غذا
‫خوردن وسواس دارین.

18:52.100 --> 18:55.330
‫ولی می‌گما، با اینکه خیلی
‫لاغری خیلی زیاد می‌خوری.

18:55.330 --> 18:56.610
‫خیلی هم سریع می‌خوری.

18:56.610 --> 18:58.340
‫حواست باشه غذات رو
‫خوب بجویی، باشه؟

18:59.880 --> 19:01.800
‫منم می‌تونم همین رو درباره تو بگم.

19:01.800 --> 19:06.060
‫حتی اگه خودت رو خفه هم
‫کنی دیگه از این بزرگتر نمی‌شی.

19:06.060 --> 19:08.530
‫من دیگه یه آدم بالغ با
‫سن و سال قابل احترامم.

19:08.530 --> 19:11.040
‫از نظر من که هنوز بچه‌ ای.

19:11.470 --> 19:14.060
‫نه بابا، تو هم فرقی با من نداری.

19:14.060 --> 19:15.520
‫البته فقط از نظر ظاهری.

19:15.940 --> 19:18.970
‫گفتم که، با من مثل پیرمردها رفتار نکن!

19:18.970 --> 19:21.080
‫من هنوز کلی جوونم، فهمیدی؟!

19:21.080 --> 19:22.130
‫آره، حتماً.

19:22.700 --> 19:26.940
‫خب، یه بچه مثل تو
‫بازم از هیچی بهتره.

19:26.940 --> 19:27.660
‫چی؟

19:27.660 --> 19:31.400
‫اگه پدربزرگ یاماگامی رو تنها بذاریم،
‫همش از نیروش زیاد استفاده می‌کنه و

19:31.400 --> 19:32.800
‫کوچیک می‌شه، مگه نه؟

19:32.800 --> 19:33.760
‫بله.

19:33.760 --> 19:37.250
‫انگار این دور و برا همش
‫داره دردسر درست می‌شه،

19:37.470 --> 19:39.500
‫مثل ارواح خبیثه و
‫قلمرو های رهاشده‌ خدایان.

19:41.470 --> 19:46.750
‫می‌گم باید با نیروت
‫به اون پیرمرد کمک کنی!

19:50.230 --> 19:53.690
‫سوسانوئو، واسه همین
‫من رو انتخاب کردی؟

19:53.690 --> 19:54.980
‫ها؟

19:55.430 --> 19:58.100
‫واسه همین تصمیم گرفتی
‫به من آموزش بدی؟

19:58.100 --> 19:59.570
‫عمراً!

19:59.900 --> 20:01.560
‫ازت ممنونم.

20:01.560 --> 20:03.680
‫بهت گفتم که، نه!

20:03.680 --> 20:06.530
‫لطفاً بفرمایید بیشتر بخورید.

20:06.830 --> 20:11.040
‫ای بابا. از این گذشته، دفعه‌ی بعد
‫کی می‌خوای تمرین کنیم؟

20:11.340 --> 20:12.990
‫فردا؟ پس‌فردا؟

20:12.990 --> 20:14.500
‫هنوز تموم نشده یعنی؟!

20:16.820 --> 20:18.710
‫ببینم، سوسانوئو.

20:21.010 --> 20:22.110
‫خواهر!...

20:22.110 --> 20:23.550
‫آماتراسو.

20:23.890 --> 20:25.750
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

20:26.190 --> 20:27.530
‫تو، گوش کن چی می‌گم!

20:27.530 --> 20:29.930
‫چرا داری با یه انسان
‫انقدر خشن رفتار می‌کنی؟

20:29.930 --> 20:32.300
‫تازه مجبورت هم کرده بهش غذا بدی.

20:32.300 --> 20:35.400
‫مـ... من فقط فکر کردم باید
‫سعی کنم بهش آموزش بدم...

20:35.640 --> 20:38.990
‫باید دست از مزاحمت
‫برای این بیچاره برداری.

20:38.990 --> 20:41.280
‫اگه کارت اینجا تموم
‫شده، بیا برگردیم خونه.

20:42.840 --> 20:44.570
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!

20:44.570 --> 20:47.140
‫هنوز دارم غذا می‌خورم!

20:47.140 --> 20:48.710
‫این‌قدر دست و پا نزن!

20:48.710 --> 20:50.190
‫سلام به همگی!

20:50.190 --> 20:53.070
‫مایلید بعد از غذا کمی از محصولات
‫کوهستان میل کنید؟

20:53.070 --> 20:54.410
‫تازه چیده شده!

20:55.490 --> 20:58.040
‫چقدر شماها بافکرید!

20:58.040 --> 20:58.420
‫وای!

20:58.420 --> 20:59.990
‫بر‌ می‌گردی خونه.

21:00.360 --> 21:02.130
‫نمی‌خوام!

21:01.830 --> 21:03.200
‫برام مهم نیست.

21:02.130 --> 21:04.290
‫هنوز نمی‌خوام برم خونه!

21:03.200 --> 21:05.460
‫اون هنوز بچست.

21:05.110 --> 21:07.080
‫حواست باشه، داری
‫خیلی فشارم می‌دی!

21:05.460 --> 21:07.840
‫واقعاً همین‌طوره.

21:07.080 --> 21:08.870
‫بچه خوبی باش.

21:09.670 --> 21:11.160
‫به من نخند!

21:12.820 --> 21:15.770
‫ارواح خبیثه دارن
‫از اینجا بیرون میان.

21:16.330 --> 21:18.050
‫چه نیروی قوی...

21:18.370 --> 21:19.980
‫بیاین همش رو یک‌ جا تطهیر کنیم.

21:25.970 --> 21:28.060
‫اون دیگه چیه؟!

21:31.560 --> 21:33.580
‫یعنی ارواح خبیثه
‫دارن از اونجا میان؟!

21:34.030 --> 21:38.250
‫فهمیدم! پس دلیل اینکه ارواح خبیثه
‫همین‌طور زیاد می‌شن همینه!

21:39.370 --> 21:41.030
‫داره حرکت می‌کنه!

21:50.920 --> 21:52.640
‫اون چیز...

21:52.640 --> 22:04.640
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Bluekitty\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:31.530 --> 23:36.830
‫قسمت یازدهم: «کینه ارواح خبیثه
‫جشنواره را آلوده می‌کند»

23:34.390 --> 23:40.270
<b>‫قسمت بعد</b>

23:34.390 --> 23:40.270
<b>‫کینه ارواح خبیثه جشنواره را آلوده می‌کند</b>

23:40.270 --> 23:43.270

