WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.020 --> 00:06.360
‫حادثه انفجار ‫استادیوم ملی جدید

00:01.020 --> 00:04.150
‫استادیوم ملی جدید
‫خسارت شدیدی دیده...

00:04.150 --> 00:05.730
‫توی اون انفجار مرموز
‫چند روز پیش...

00:05.730 --> 00:06.360
‫خبر فوری: کمک مالی هنگفت برای بازسازی استادیوم

00:06.360 --> 00:07.520
‫اما انگار خبرهای جدیدی
‫به دستمون رسیده.

00:07.520 --> 00:08.360
‫نماینده موریو کودا

00:07.520 --> 00:08.360
‫نماینده موریو کودا

00:08.360 --> 00:10.820
‫شاید موریو کودا رو
‫یادتون باشه...

00:10.820 --> 00:13.950
‫که اخیراً به خاطر کمک‌های مالی غیرقانونی
‫به کمپینش خبرساز شده بود.

00:14.490 --> 00:17.870
‫به گفته منابع نزدیک به این موضوع،
‫گروه حامیان اون پیشنهاد دادن...

00:17.870 --> 00:20.410
‫که کمک مالی هنگفتی
‫برای بازسازی استادیوم بکنن.

00:20.410 --> 00:23.290
‫می‌خوام درباره این موضوع صحبت کنم.

00:25.170 --> 00:27.670
‫معلومه که نگرانت بودم.

00:27.670 --> 00:30.050
‫اما مهم‌تر از اون،
‫این قضیه واقعاً راسته؟

00:31.420 --> 00:35.010
‫وقتی تو و اوگامی ماشین
‫آدم‌رباها رو پیدا کردین...

00:35.010 --> 00:38.050
‫اونا داشتن توی پارک توپ پرت
‫می‌کردن تا یکم هوا بخورن؟

00:38.050 --> 00:41.140
‫و بعدش شما دوتا تا حواس اونا پرت بود
‫نورن رو نجات دادین؟

00:41.140 --> 00:42.810
‫کاملاً جدی‌ام.

00:43.230 --> 00:46.520
‫آخه کدوم آدم‌ربایی این کارو می‌کنه؟

00:46.900 --> 00:49.860
‫بی‌خیال این حرفا. چیساتو،
‫واقعاً انقدر نگرانم بودی؟

00:49.860 --> 00:51.360
‫نکنه تو—

00:51.360 --> 00:53.530
‫فقط نگران بودم. همین.

00:53.990 --> 00:54.900
‫ها؟

02:34.000 --> 02:36.130
‫صبح بخیر، اوگا!

02:36.130 --> 02:37.010
‫صبح بخیر!

02:37.880 --> 02:39.010
‫صبح بخیر.

02:39.300 --> 02:40.290
‫قیافت داره می‌ترسونتم!

02:40.290 --> 02:42.050
‫وای! چه خبره؟

02:42.050 --> 02:44.100
‫هنوز که وقت امتحانات نهایی نشده!

02:44.100 --> 02:45.970
‫به من کار نداشته باش.

02:45.970 --> 02:49.600
‫خیلی وقت بود نیومده بودم، واسه همین
‫دارم تمرکز می‌کنم که برسم به مدرسه.

02:49.890 --> 02:52.190
‫منظورت از «تمرکز کردن
‫که برسم به مدرسه» چیه؟

02:52.190 --> 02:54.480
‫«خیلی وقت بود»؟
‫ما فقط یه آخر هفته معمولی رو گذروندیم!

02:54.480 --> 02:56.070
‫چی شده، اوگا؟

02:56.730 --> 02:58.700
‫شاید از دیدنش هیجان‌زده‌ست.

03:01.240 --> 03:02.160
‫ببخشید.

03:02.160 --> 03:03.660
‫من جلوتر می‌رم.

03:03.660 --> 03:04.830
‫آه، باشه.

03:05.290 --> 03:06.290
‫رئیس؟

03:06.290 --> 03:08.370
‫نورن درست اون‌ور جاکفشی‌هاست.

03:08.370 --> 03:09.250
‫ها؟

03:09.250 --> 03:12.460
‫پسر! با این سطح از توانایی‌ات،
‫واقعاً می‌تونی حضور بقیه رو حس کنی و—

03:12.460 --> 03:13.080
‫نه.

03:13.880 --> 03:17.170
‫فقط اون موی فر خورده و سیخ‌شده‌ش
‫رو می‌بینم که زده بیرون.

03:17.170 --> 03:20.340
‫وای، لعنت! راست می‌گی!
‫حتی یه احمق هم می‌تونست متوجهش بشه!

03:25.510 --> 03:27.930
‫دارم چیکار می‌کنم؟

03:27.930 --> 03:30.440
‫اینجا کمین کردم انگار منتظر شکارم...

03:30.440 --> 03:34.980
‫اما دست خودم نیست، همش
‫دارم به اوگامی فکر می‌کنم!

03:35.270 --> 03:36.650
‫متاسفم، نورن.

03:36.650 --> 03:40.240
‫اینا احساسات واقعی تو نیستن.
‫همش اثر هیپنوتیزمه.

03:41.320 --> 03:44.620
‫اما اگه این قضیه به یه جای باریک بکشه
‫که نشه جمعش کرد،

03:44.620 --> 03:47.990
‫اون‌وقت فقط باطل کردن هیپنوتیزم
‫کافی نیست.

03:49.700 --> 03:52.040
‫واسه همین، یه مدت
‫فاصله‌مو حفظ می‌کنم.

03:58.130 --> 03:59.880
‫استاد! صبح بخیر!

04:00.630 --> 04:02.550
‫صبح بخیر، اوگامی!

04:02.550 --> 04:03.470
‫و...

04:03.470 --> 04:06.350
‫چند بار بگم که دیگه
‫بهم نگو «استاد»؟

04:06.890 --> 04:09.560
‫شاید این کمکت کنه.

04:10.180 --> 04:11.560
‫- تو اخراجی.
‫- چرا؟

04:15.940 --> 04:18.730
‫شنیدم رفتی به یه قرار دونفره دسته‌جمعی.

04:19.110 --> 04:22.320
‫- با خواهرم و اون یارو ذرت جوان.
‫- خب... راستش... یعنی...

04:22.320 --> 04:23.320
‫تک‌شاخ.

04:23.320 --> 04:25.160
‫چه فرقی می‌کنه.

04:25.160 --> 04:29.120
‫تو طرف اون مگسی رو گرفتی که دور
‫خواهرم وزوز می‌کنه؟ قضیه چیه؟

04:29.120 --> 04:29.870
‫ببخشید، رئیس!

04:32.790 --> 04:34.210
‫آه، اینجایی که!

04:34.210 --> 04:35.710
‫صبح بخیر، شیرایشی!

04:36.040 --> 04:36.750
‫صبح بخیر!

04:36.750 --> 04:37.380
‫ها؟

04:37.750 --> 04:39.050
‫و...

04:39.050 --> 04:40.880
‫صبح بخیر، اوگامی.

04:41.380 --> 04:43.760
‫صبح بخیر! من، خب، دستشویی دارم!

04:46.720 --> 04:48.930
‫«صبح بخیر! من، خب، دستشویی دارم!»

04:48.930 --> 04:49.930
‫چی؟

04:49.930 --> 04:52.270
‫این دیگه چه جور فرار کردنِ
‫بچه دبستانی‌ایه، پیرمرد؟

04:52.810 --> 04:56.190
‫خلاصه آره، اوضاع رئیس
‫الان این‌جوریه.

04:58.980 --> 05:00.400
‫دلم درد می‌کنه!

05:00.940 --> 05:03.110
‫اصلاً خنده‌دار نیست‌ها.

05:03.110 --> 05:05.280
‫اون قرار دونفره دسته‌جمعی هم
‫یه افتضاح به تمام معنا بود!

05:06.200 --> 05:07.990
‫وای، نه، نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم!

05:07.990 --> 05:09.530
‫دارم از خنده روده بر می‌شم...

05:09.870 --> 05:12.080
‫نمی‌تونم قهوه‌مو بخورم!

05:12.080 --> 05:13.000
‫اری...

05:14.120 --> 05:15.710
‫ببخشید، ببخشید!

05:16.250 --> 05:17.290
‫خب...

05:17.290 --> 05:20.960
‫مسئله اصلی اینه که اون یهو
‫به بدن اصلیش برگشت، مگه نه؟

05:20.960 --> 05:22.170
‫آره.

05:22.170 --> 05:23.260
‫هوم...

05:23.260 --> 05:26.430
‫پس باید هر چه زودتر
‫علتش رو پیدا کنیم.

05:26.720 --> 05:28.930
‫اگه وسط کلاس یهو تبدیل به
‫اون خودِ میانسالش بشه،

05:28.930 --> 05:30.350
‫دیگه اصلاً خنده‌دار نیست.

05:30.350 --> 05:31.850
‫یه پیرمرد توی اینه؟

05:31.850 --> 05:32.770
‫کیه؟

05:33.350 --> 05:34.430
‫دقیقاً!

05:34.980 --> 05:37.650
‫چیزی خورده که خراب بوده؟

05:37.650 --> 05:39.940
‫مسمومیت غذایی نگرفته بود.

05:40.520 --> 05:42.480
‫داشتم شوخی می‌کردم.

05:42.480 --> 05:44.360
‫اما محتمل‌ترین
‫احتمال هنوزم اینه که...

05:44.360 --> 05:47.950
‫چیزی خورده که
‫باعث این واکنش شده.

05:47.950 --> 05:49.240
‫اگه اثر سم به همین سادگی پریده بود...

05:49.240 --> 05:51.200
‫بعدش دوباره
‫تبدیل به بچه نمی‌شد.

05:51.910 --> 05:56.960
‫پس اول برو و هر چیزی که اون روز
‫خورده رو بررسی کن.

05:57.250 --> 05:58.580
‫حله!

05:59.000 --> 06:02.420
‫در ضمن، گفتی با چندتا از
‫آدمکش‌های ژاردین درگیر شده؟

06:02.420 --> 06:03.590
‫آره، راست می‌گی.

06:04.460 --> 06:05.550
‫قضیه اینه.

06:06.420 --> 06:09.180
‫زنبورهای مصنوعی میتسوئوکا
‫به‌صورت آزمایشگاهی ساخته شده بودن.

06:09.180 --> 06:09.800
‫واسه همین...

06:10.090 --> 06:12.220
‫سریع‌ترین راه برای رسیدن به جواب اینه
‫که...

06:12.220 --> 06:15.390
‫سازنده‌ش رو پیدا کنیم و
‫حرف رو از دهنش بکشیم بیرون.

06:15.390 --> 06:18.100
‫اما این جور اطلاعات کاملاً سریه.

06:18.690 --> 06:19.770
‫با این حال، یه جورایی...

06:20.230 --> 06:23.270
‫به نظر می‌رسه ژاردین به
‫بخش‌هایی ازش دست پیدا کرده.

07:27.920 --> 07:30.510
‫اوگا، باید یه لحظه باهات حرف بزنیم.

07:30.880 --> 07:31.840
‫هوم؟

07:32.550 --> 07:34.260
‫شرمنده، رفیق.

07:34.510 --> 07:35.850
‫ها؟ هوی!

07:35.850 --> 07:39.980
‫راستش، یه درخواست کوچیک داشتیم
‫که تو رو تحویل بدیم.

07:39.980 --> 07:41.480
‫در ازای پودینگ فروشگاه.

07:41.480 --> 07:44.020
‫- به همین ارزونی؟
‫- می‌تونی حدس بزنی مشتری‌مون کیه؟

07:45.820 --> 07:49.360
‫اوگامی! چه خبره؟
‫امروز خیلی عجیب رفتار می‌کنی!

07:49.360 --> 07:51.900
‫تو خودت داری عجیب رفتار می‌کنی، نورن!

07:51.900 --> 07:54.240
‫چرا داری ازم دوری می‌کنی؟

07:54.240 --> 07:55.660
‫من فقط...

07:55.660 --> 07:56.740
‫بی‌خیالش!

07:57.030 --> 07:59.370
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!
‫نمی‌تونم تو خودم بریزمش!

07:59.660 --> 08:01.000
‫ها؟ وایسا، یعنی این...

08:01.000 --> 08:02.210
‫امکان نداره! جدی جدی؟

08:02.500 --> 08:04.460
‫شرایط اصلاً واسم مهم نیست!

08:04.460 --> 08:06.210
‫مطمئنی الان وقتشه، نورن؟

08:06.500 --> 08:08.920
‫من... فکر کنم عاشـ...

08:09.210 --> 08:11.300
‫بدجور خرابکاری کردم!

08:11.300 --> 08:14.470
‫خیلی ضایع ازش دوری کردم،
‫واسه همین نورن قاطی کرده؟

08:18.970 --> 08:20.980
‫بیا یه وقت دیگه درباره‌ش حرف بزنیم!

08:20.980 --> 08:21.640
‫هوی!

08:22.770 --> 08:24.650
‫وایسا، اوگامی!

08:26.060 --> 08:28.070
‫یالا، به حرفم گوش کن!

08:28.520 --> 08:30.320
‫چـ... چه سریعه!

08:30.650 --> 08:33.450
‫بی‌خود نیست که همه‌کاره‌ست!

08:53.420 --> 08:54.880
‫شوخی‌ت گرفته؟

08:54.880 --> 08:56.890
‫جدی جدی داره دنبالم می‌کنه؟

08:56.890 --> 08:58.760
‫نورن خیلی سریعه!

09:31.000 --> 09:32.710
‫اوه! اونجاست!

09:32.710 --> 09:33.710
‫اوگامی!

09:34.920 --> 09:36.880
‫انگار بالاخره قالش گذاشتم.

09:37.220 --> 09:42.680
‫چاره‌ای نیست. امروز می‌رم خونه و
‫بعداً می‌آم کیفم رو می‌برم.

09:45.520 --> 09:47.770
‫ببخشید! می‌شه این رو یه لحظه قرض بگیرم؟

09:47.770 --> 09:48.400
‫ها؟

09:48.400 --> 09:49.650
‫وایسا!

09:50.020 --> 09:50.650
‫ها؟

10:00.660 --> 10:02.620
‫من ازت خوشم می‌آد، اوگامی!

10:02.620 --> 10:04.540
‫و اگه هنوزم می‌خوای فرار کنی،
‫پس بازی شروع شد!

10:05.120 --> 10:08.120
‫اگه بگیرمت،
‫باید باهام قرار بزاری!

10:08.120 --> 10:09.540
‫نه الکی! واقعیِ واقعی!

10:09.960 --> 10:11.880
‫از هر آدمکشی خفن‌تره!

10:11.880 --> 10:14.670
‫نه، وایسا، این چه واکنشیه!
‫آخه چطور کارمون به اینجا کشید؟

10:14.670 --> 10:17.050
‫نورن، چت شده؟

10:17.050 --> 10:21.050
‫شنبه، ۱۳ ژوئن

10:31.360 --> 10:33.320
‫من ازت خوشم می‌آد، اوگامی!

10:33.320 --> 10:35.320
‫و اگه هنوزم می‌خوای فرار کنی،
‫پس بازی شروع شد!

10:35.740 --> 10:38.740
‫اگه بگیرمت،
‫باید باهام قرار بزاری!

10:38.740 --> 10:40.320
‫نه الکی! واقعیِ واقعی!

10:40.820 --> 10:42.280
‫آخه چطور کارمون به اینجا کشید؟

10:42.280 --> 10:43.910
‫نورن، چت شده؟

10:44.290 --> 10:45.330
‫چه خبره؟

10:45.330 --> 10:47.160
‫مگه این دوتا با هم نیستن؟

10:47.540 --> 10:48.830
‫دعوای زن و شوهریه؟

10:48.830 --> 10:50.170
‫ماجرای عشقیه؟

10:50.170 --> 10:52.960
‫این بده.
‫مردم دارن جمع می‌شن.

10:52.960 --> 10:56.510
<i>‫و اصلاً نمی‌شه پیش‌بینی کرد
‫نورنی که قاطی کرده چیکار می‌کنه!</i>

10:56.510 --> 10:58.920
‫خیلی‌خب! بیا بریم
‫یه جای دیگه حرف بزنیم.

11:04.560 --> 11:06.430
‫بیا آروم باشیم و با هم حرف بزنیم.

11:06.430 --> 11:12.270
‫ما فقط برای شوخی تظاهر می‌کردیم با هم
‫هستیم تا پسرا مزاحمت نشن، مگه نه؟

11:12.270 --> 11:17.650
‫همین‌طور بود، ولی من واقعاً عـ... عاشقت
‫شدم!

11:17.650 --> 11:22.240
‫خودمم نمی‌دونم چرا، ولی دیگه
‫نمی‌تونم جلوی این احساساتم رو بگیرم!

11:22.910 --> 11:24.330
‫لعنتی!

11:24.330 --> 11:27.500
‫هیپنوتیزم کازوما بدجوری روش اثر گذاشته.

11:27.830 --> 11:29.370
‫نه، صبر کن.

11:32.250 --> 11:33.380
‫ببخشید.

11:34.670 --> 11:38.710
‫من نمی‌تونم اون‌جوری بهت نگاه کنم،
‫میتسوئوکا.

11:38.710 --> 11:41.130
‫بیشترین کاری که می‌تونم بکنم تظاهر کردنه.

11:41.430 --> 11:44.930
‫اگه فرار کردن و پیچوندنش
‫فقط اوضاع رو خراب‌تر می‌کنه،

11:44.930 --> 11:47.390
‫پس بهتره که
‫رک و راست بهش جواب رد بدم.

11:47.390 --> 11:49.890
‫شاید باید از همون اول همین کار رو می‌کردم.

11:49.890 --> 11:51.140
‫آه...

11:51.940 --> 11:53.560
‫باشه.

11:53.560 --> 11:55.610
‫آره. فهمیدم.

11:55.610 --> 11:57.980
‫ببخشید که این‌قدر معرکه گرفتم.

12:04.280 --> 12:05.780
‫پس من می‌میرم.

12:05.780 --> 12:07.830
‫وایسا ببینم، هی!

12:07.830 --> 12:10.000
‫صبر کن، صبر کن، آروم باش!

12:10.000 --> 12:12.540
‫این چه جور جواب دادنیه؟
‫بیا این‌ور! خطرناکه!

12:12.540 --> 12:13.710
‫ولم کن!

12:13.710 --> 12:16.960
‫زندگی تو دنیایی که تو توش نباشی
‫چه فایده‌ای داره، اوگامی؟

12:16.960 --> 12:19.590
‫من که هستم! نه، بحث این نیست!
‫کار احمقانه‌ای نکن!

12:19.590 --> 12:21.340
‫در ضمن، این یه جورایی بی‌انصافی نیست؟

12:21.340 --> 12:25.010
‫تو خودت تا حالا به کلی پسر جواب رد دادی،
‫ولی تا خودت اعتراف کردی و رد شدی،

12:25.010 --> 12:26.430
‫صاف می‌ری سراغ مردن؟

12:26.430 --> 12:27.890
‫این خیلی بی‌رحمانه‌ست!

12:27.890 --> 12:30.810
‫آره خب، شاید الان وقتِ
‫مطرح کردن این حرف نبود!

12:44.410 --> 12:46.120
‫تو مسیر یه چیزایی شک کرده بودم،

12:46.120 --> 12:49.450
‫ولی این نسخه از نورن
‫واقعاً یه جایش می‌لنگه.

12:49.450 --> 12:52.580
‫یعنی وقتی واقعاً عاشق یکی می‌شه
‫این شکلی رفتار می‌کنه؟

12:53.460 --> 12:57.460
‫آخه تا حالا دور و بر کسی که
‫واقعاً ازش خوشش بیاد ندیده بودمش.

12:57.460 --> 13:00.050
‫فقط بخش مردستیزش رو دیده بودم.

13:00.050 --> 13:01.300
‫ولی بازم...

13:01.300 --> 13:04.300
‫مگه می‌شه شخصیت یه نفر
‫این‌قدر تغییر کنه؟

13:06.590 --> 13:08.430
‫یه تماس از یه شماره ناشناس؟

13:08.970 --> 13:10.100
‫نه!

13:10.760 --> 13:12.470
‫این همون شماره قبلیه!

13:12.980 --> 13:14.480
‫این یعنی...

13:14.480 --> 13:15.350
‫محله چینی‌ها

13:15.350 --> 13:17.190
‫الو؟ کازوما؟

13:17.190 --> 13:18.400
‫دقیقاً.

13:18.400 --> 13:20.360
‫خب؟ اوضاع اون‌طرف چطوره؟

13:20.900 --> 13:23.400
‫نورن، ببخشید، باید این رو جواب بدم!

13:23.400 --> 13:25.530
‫راستی، مردن کار بدیه، باشه؟ وایسا!

13:27.280 --> 13:29.070
‫خودت فکر می‌کنی اوضاع چطوره؟

13:29.070 --> 13:32.790
‫دمت گرم که موقع مناسبی زنگ زدی،
‫ولی اینجا یه جای کار می‌لنگه!

13:32.790 --> 13:35.000
‫چه جور هیپنوتیزمی
‫روی نورن پیاده کردی؟

13:35.000 --> 13:36.370
‫بهت گفتم که، نگفتم؟

13:36.370 --> 13:39.630
‫وقتی بیدار بشه، عاشق اولین
‫کسی می‌شه که می‌بینه.

13:39.630 --> 13:41.130
‫اونم یه عشق عمیق.

13:42.000 --> 13:44.800
‫من بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم، اوگامی!

13:44.800 --> 13:47.640
‫هی! اون تیکه آخرش رو نگفته بودی!
‫اصلاً لازم بود؟

13:48.010 --> 13:51.100
‫این دیگه یعنی چی آخه؟ چرا این چرت
‫و پرت‌های اضافه رو بهش چسبوندی؟

13:51.100 --> 13:54.350
‫برادر کوچیکترم می‌گفت
‫از دخترای سبک‌سر خوشش نمی‌آد.

13:54.350 --> 13:56.020
‫داری مسخره‌م می‌کنی؟ احمقی چیزی هستی؟

13:56.350 --> 13:58.060
‫اون از اولشم سبک‌سر نبود...

13:58.060 --> 14:01.270
‫پس این‌قدر تو مسیر اشتباه
‫تخت گاز نرو!

14:01.270 --> 14:03.610
‫شماها بالاخره کی
‫انتقالی می‌گیرید می‌آید؟

14:03.610 --> 14:06.150
‫این زخم‌ها یکی دو روزه خوب نمی‌شن.

14:06.150 --> 14:07.820
‫هنوز یه مدت طول می‌کشه.

14:07.820 --> 14:08.990
‫این‌طوری که نمی‌شه!

14:08.990 --> 14:11.620
‫نمی‌تونم صبر کنم! همین الان باطلش کن!
‫کاملاً جدی‌ام!

14:12.410 --> 14:14.040
‫خیلی خب.

14:14.700 --> 14:16.460
‫ساعت پنج بیا ببینمت.

14:16.460 --> 14:18.460
‫نورن میتسوئوکا رو هم با خودت بیار.

14:18.460 --> 14:19.540
‫آدرسش اینه...

14:21.500 --> 14:23.920
‫اینکه دوتایی با هم
‫داریم می‌ریم یوکوهاما...

14:23.920 --> 14:25.340
‫این دیگه رسماً یه قراره، مگه نه؟

14:25.340 --> 14:26.380
‫آ-آره.

14:26.380 --> 14:28.300
‫یه قرار، یا، خب، بیشتر شبیه
‫یه نوبت باطل کردن هیپنوتیزم.

14:28.300 --> 14:28.930
‫کازمیک ورلد

14:28.930 --> 14:31.220
‫محل قرارمون هم که شهربازیه.

14:31.220 --> 14:34.180
‫حداقل اینکه فکر می‌کنه قراره،
‫دعوت کردنش رو راحت‌تر کرد.

14:34.470 --> 14:37.100
‫هی، می‌شه بریم موزه نودل لیوانی؟

14:37.100 --> 14:38.600
‫ها؟ موزه چی‌چی؟

14:39.600 --> 14:41.860
‫همیشه دلم می‌خواست بیام اینجا!

14:41.860 --> 14:43.570
‫به موقع می‌رسیم؟

14:45.070 --> 14:48.200
‫پس تو هم نودل لیوانی می‌خوری.

14:48.200 --> 14:50.820
‫راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫از این چیزا بخوری.

14:50.820 --> 14:53.080
‫قبلاً با عموم می‌خوردم.

14:53.080 --> 14:54.910
‫خیلی خوشمزه‌ست!

14:55.200 --> 14:57.540
‫وای، اونجا رو ببین! معرکه‌ست!

14:57.540 --> 15:03.250
‫رامن‌های گرون‌قیمت ناتسوکی‌یا عالی‌ان، ولی
‫نودل‌های لیوانی ارزون و راحت هم خیلی خوبن.

15:03.250 --> 15:04.800
‫- ارزون؟
‫- ها؟

15:05.460 --> 15:07.340
‫منظورت چیه، اوگامی؟

15:07.340 --> 15:09.630
‫نودل لیوانی غذاییه که
‫از عمیق‌ترین اقیانوس‌ها هم عمیق‌تره،

15:09.630 --> 15:11.260
‫و با کلی خلاقیت و زحمت ساخته شده...

15:11.260 --> 15:13.470
‫تا بر موانع هزینه تولید
‫و ماندگاری غلبه کنه!

15:13.470 --> 15:16.770
‫نودل لیوانی فقط به این خاطر به اینجا رسید
‫که پیشینیان ما شب و روز تحقیق کردن

15:16.770 --> 15:19.350
‫تا به مردمی که از کمبود غذا
‫رنج می‌برن کمک کنن.

15:19.350 --> 15:20.890
‫واقعاً فکر نمی‌کنم بتونی
‫همه این تلاش‌ها رو...

15:20.890 --> 15:22.940
‫با یه عبارت ساده مثل
‫«ارزون و راحت» خلاصه کنی!

15:22.940 --> 15:24.820
‫ای وای! دست گذاشتم رو نقطه ضعفش!

15:25.110 --> 15:28.070
‫زود باش! اول می‌ریم بخش تاریخچه،
‫اونم با دقت و کامل.

15:28.070 --> 15:29.570
‫توضیحاتش هم با من!

15:29.860 --> 15:30.820
‫چشم، خانم.

15:31.820 --> 15:33.820
‫تاریخچه بزرگ نودل لیوانی

15:31.820 --> 15:33.820
‫تاریخچه بزرگ نودل لیوانی

15:41.250 --> 15:42.790
‫خب، دیگه بهتره راه بیفتیم.

15:43.130 --> 15:45.130
‫بخش جذابش تازه از اینجا شروع می‌شه!

15:45.130 --> 15:47.920
‫حالا که اینجاییم،
‫باید خودمون نودل فوری درست کنیم!

15:50.550 --> 15:51.550
‫دلت نمی‌خواد؟

15:51.550 --> 15:55.100
‫بیا یه نودل فوری تک و منحصربه‌فرد
‫درست کنیم، نورن.

15:55.100 --> 15:56.180
‫باشه!

15:56.180 --> 15:58.560
‫خب، به موقع می‌رسیم؟

16:01.980 --> 16:03.730
‫ها؟ از خود خمیر شروع کنیم؟

16:03.730 --> 16:05.520
‫دی-دیگه کافیه!

16:05.520 --> 16:06.820
‫بس کن، بس کن!

16:07.320 --> 16:09.190
‫حتی بدون نگاه کردن داره
‫نودل‌ها رو سرخ می‌کنه.

16:09.190 --> 16:12.490
‫با این وضعیت، دیگه رسماً
‫استاد سرخ کردن نودل شده!

16:12.490 --> 16:15.740
‫صبر کن. می‌خواد همه اونا رو ببره خونه؟

16:15.740 --> 16:16.370
‫لاو نودل

16:16.370 --> 16:16.990
‫تادا!

16:17.950 --> 16:21.000
‫همین الانم سنگینی این همه عشق رو
‫توی دلم حس می‌کنم.

16:21.000 --> 16:26.590
‫ولی وقت قرار نزدیکه، پس
‫خوبه که به سلامتی کارش تموم شد.

16:26.590 --> 16:29.000
‫نورن، یه جایی هست که
‫می‌خوام دوتایی با هم بریم—

16:30.840 --> 16:32.420
‫صبر کن، می‌خوای همین الان بخوریش؟

16:32.420 --> 16:34.550
‫ها؟ خب آخه تازه‌ست.

16:34.550 --> 16:36.100
‫«خب آخه»...

16:36.390 --> 16:39.350
‫لعنتی! باید سریع اینو ببلعم
‫و راه بیفتیم!

16:39.600 --> 16:44.190
‫خب، سعی کردم حسی که الان بهت دارم رو
‫نشون بدم، اوگامی!

16:44.560 --> 16:45.810
‫اونم با تندی فلفل!

16:51.820 --> 16:52.820
‫این واقعاً...

16:53.320 --> 16:56.820
‫واسه خوردن آدمیزاد ضرر نداره؟

16:57.120 --> 16:58.280
‫نوش جان!

17:00.370 --> 17:01.450
‫نوش جان!

17:03.500 --> 17:04.420
‫نوش جان!

17:06.880 --> 17:08.290
‫ایتاتاکی‌ماسو.

17:14.840 --> 17:16.930
‫اگه باز هم خواستی، کلی دیگه هست!

17:23.770 --> 17:25.640
‫جون سالم به در بردم.

17:28.020 --> 17:30.150
‫محل قرار باید همین‌ورا باشه،
‫مگه نه؟

17:30.150 --> 17:32.030
‫درست به موقع رسیدیم؟

17:32.480 --> 17:34.320
‫هی، اوگامی!

17:34.650 --> 17:35.780
‫بیا سوار اون بشیم!

17:36.110 --> 17:38.700
‫ها؟ وقت واسه شهربازی‌بازی نداریم!

17:38.700 --> 17:42.410
‫تازه اگه سوار چرخ‌وفلک بشیم،
‫با نورن توی یه جای بسته گیر می‌افتم!

17:44.370 --> 17:47.290
‫دوست نداری؟ می‌دونستم!
‫یکی مثل من هیچ‌وقت نمی‌تونه...

17:47.290 --> 17:48.830
‫سوار می‌شیم! سوار می‌شیم، باشه؟

18:20.070 --> 18:22.120
‫وای، نگاه کن!

18:22.490 --> 18:24.700
‫غروب آفتاب هم که نزدیکه!

18:24.700 --> 18:26.250
‫فوق‌العاده‌ست!

18:26.250 --> 18:28.080
‫میتسوئوکا، ایستادن اونجا خطرناکه...

18:37.550 --> 18:40.720
‫او-اوگامی...

18:44.970 --> 18:46.680
‫می‌دونستم فکر بدیه!

18:46.680 --> 18:49.390
‫می‌دونستم نباید
‫سوار چرخ‌وفلک می‌شدیم!

18:49.390 --> 18:52.400
‫این کار رو نکن، نورن! جوری چشمات رو
‫نبند که انگار فضا رمانتیک شده!

18:52.690 --> 18:55.070
‫نمی‌تونم! من در واقع یه پیرمردم!

18:55.070 --> 18:56.860
‫باید ردش کنم! ها؟

18:57.150 --> 19:00.990
‫نه، صبر کن! اگه ردش کنم، ممکنه این
‫نسخه از نورن دوباره بخواد خودکشی کنه!

19:00.990 --> 19:04.370
‫آره، حتماً! سر چرخ‌وفلک هم که
‫یه لحظه تردید کردم داشت غش می‌کرد!

19:04.370 --> 19:05.490
‫خب، آروم باش!

19:05.490 --> 19:06.250
‫ها؟

19:06.250 --> 19:09.870
‫یه پیرمرد و یه دختر کلاس هفتمی!
‫دیوونه نباش!

19:14.000 --> 19:17.050
‫اگه اینجا نبوسمش، نورن می‌میره.

19:17.050 --> 19:18.130
‫به معنای واقعی کلمه.

19:19.130 --> 19:21.430
‫اگه ببوسمش، من می‌میرم.

19:21.430 --> 19:23.140
‫از نظر اجتماعی.

19:23.390 --> 19:25.390
‫در هر دو صورت، کارم تمومه!

19:25.390 --> 19:26.140
‫نه!

19:26.770 --> 19:28.980
‫یه آدمکش افسانه‌ای رو دست‌کم نگیر!

19:33.560 --> 19:34.310
‫ها؟

19:35.190 --> 19:36.780
‫امکان نداره! در بازه؟

19:37.150 --> 19:40.780
‫فکر می‌کردم باید از بیرون قفل باشه!
‫حالا چیکار کنیم؟

19:40.780 --> 19:44.030
‫آرامشت رو حفظ کن! باید بتونیم
‫با اون تلفن بهشون زنگ بزنیم!

19:45.030 --> 19:47.790
‫کاری کردم گلوله کمونه کنه
‫و قفل رو بشکنه.

19:47.790 --> 19:50.080
‫تا برگردیم پایین، حسابی می‌ترسه.

19:50.080 --> 19:52.290
‫ببخشید، نورن. تحمل کن.

19:53.420 --> 19:55.840
‫حال شما خوبه؟

19:56.840 --> 19:58.460
‫خیلی ترسناک بود!

19:58.460 --> 20:00.920
‫اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردیم
‫همچین اتفاقی بیفته!

20:00.920 --> 20:02.680
‫واقعاً معذرت می‌خوایم!

20:03.260 --> 20:05.850
‫می‌شه لطفاً یه
‫لحظه با من بیاید؟

20:15.770 --> 20:17.020
‫واقعاً که...

20:17.520 --> 20:19.650
‫تو بودی که داشتی عجله می‌کردی.

20:19.650 --> 20:21.950
‫پس چرا روی چرخ‌وفلک
‫داشتی لاس می‌زدی؟

20:21.950 --> 20:24.530
‫به خاطر هیپنوتیزم تو بود! تو باعثش شدی!

20:24.910 --> 20:28.410
‫من طلسم نورن میتسوئوکا رو باطل کردم،
‫همین‌طور طلسمی که روی تو گذاشته بودم.

20:28.410 --> 20:29.830
‫با این حساب همه چیز حل شد، مگه نه؟

20:30.120 --> 20:31.080
‫آره.

20:31.080 --> 20:33.790
‫ولی مطمئنی؟ طلسم منم باطل کردی؟

20:33.790 --> 20:34.540
‫اهمیتی نداره.

20:35.500 --> 20:38.750
‫نبرد قبلی‌مون اختلاف توانایی‌هامون رو
‫بهم نشون داد.

20:38.750 --> 20:42.420
‫چه با هیپنوتیزم، چه بدون اون،
‫اگه نمی‌تونم شکستت بدم...

20:42.420 --> 20:45.430
‫پس همون بهتر که آزادت کنم
‫و قضیه رو تموم کنم.

20:45.800 --> 20:47.010
‫خداحافظ.

20:47.010 --> 20:49.510
‫دفعه بعد، توی مدرسه همدیگه رو می‌بینیم.

22:32.620 --> 22:33.700
‫باقی پولتون!

22:35.160 --> 22:36.250
‫بیدار شدی؟

22:36.710 --> 22:37.830
‫پس بیا بریم خونه.

22:38.460 --> 22:40.580
‫ها؟ اوگامی؟

22:40.580 --> 22:43.800
‫چرا اینجا خوابم برده بود؟

22:49.890 --> 22:52.680
‫چرا من توی یوکوهاما؟

22:52.680 --> 22:54.770
‫چرا با تو تنهام؟

22:54.770 --> 22:59.440
‫ها؟ یه جور عجیبی سرحالم،
‫ولی هیچی یادم نمیاد.

22:59.440 --> 23:00.600
‫پس قضیه اینه.

23:00.600 --> 23:03.060
‫خب، فعلاً همین که حالش
‫خوبه جای شکر داره، ولی...

23:06.780 --> 23:07.900
‫میتسوئوکا...

23:08.780 --> 23:09.910
‫ها؟

23:10.360 --> 23:11.660
‫از من خوشت میاد؟

23:12.070 --> 23:14.830
‫ها؟ این دیگه چی بود
‫یهو پرسیدی؟ چندش!

23:14.830 --> 23:16.750
‫یعنی، به عنوان دوست که آره.

23:17.120 --> 23:20.290
‫صبر کن، منظورت چیزی
‫بیشتر از این که نیست، هست؟

23:20.000 --> 23:32.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

23:20.000 --> 23:32.000
Yuki\h:مترجم

23:20.000 --> 23:32.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

23:20.290 --> 23:24.420
‫چون اگه هست، شرمنده، ولی خودت که
‫می‌دونی من اهل این جور چیزا نیستم، نه؟

23:27.920 --> 23:28.840
‫ها؟

23:28.840 --> 23:30.760
‫چرا داری گریه می‌کنی، اوگامی؟

23:30.760 --> 23:31.970
‫اوگامی؟

23:32.340 --> 23:33.680
‫خدا رو شکر!

23:33.680 --> 23:37.350
‫تو عمرم این‌قدر از شنیدن کلمه
‫«چندش» خوشحال نشده بودم!

23:37.350 --> 23:40.060
‫داری چی می‌گی؟ حالت خوبه؟
