WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:02.440 --> 00:05.060
‫خلاصه بگم، اون
‫تجسم خودِ دریاست.

00:05.360 --> 00:09.360
‫موج‌سواری، قایق‌رانی، ماهی‌گیری،
‫جت‌اسکی، غواصی...

00:09.360 --> 00:12.740
‫هر چیزی که بهش بگن «ورزش آبی»،
‫اون توش یه استعداد طبیعیه.

00:12.740 --> 00:15.200
‫توی هر مسابقه‌ای شرکت کنه، برنده می‌شه.

00:15.200 --> 00:16.780
‫هیچ‌کس حتی به گرد پاش هم نمی‌رسه.

00:17.490 --> 00:19.540
‫اطلاعاتش هم به همین اندازه خیره‌کننده‌ست.

00:19.540 --> 00:22.080
‫از تخصص دریانوردی گرفته تا
‫اقیانوس‌شناسی...

00:22.080 --> 00:24.960
‫می‌تونه با متخصص‌های هر حوزه‌ای
‫رقابت کنه.

00:24.960 --> 00:26.750
‫همون‌طور که یه بار یکی به شوخی گفت...

00:26.750 --> 00:30.340
‫«تنها چیزی که کم داره آبششه.»

00:32.590 --> 00:33.880
‫یه تک‌شاخ.

00:33.880 --> 00:35.680
‫ملکه پری دریایی...

00:37.800 --> 00:39.560
‫مای اتوهیمه!

00:42.060 --> 00:44.060
‫سلام. از دیدنتون خوشبختم.

02:16.320 --> 02:19.950
‫اینکه داور مسابقه رامن شدم
‫اصلاً اتفاقی نبود.

02:19.950 --> 02:21.660
‫من واسه یه دلیلی اومدم اینجا،

02:21.660 --> 02:24.120
‫ولی اون یکی خودم توی راهرو
‫با بی‌قراری وایستاده بود،

02:24.120 --> 02:26.040
‫و یکی صداش زد.

02:26.040 --> 02:29.920
‫هرچند وقتی سعی کردی مجبورم کنی
‫رامن کابوس‌وار نورن میتسوئوکا رو بخورم...

02:29.920 --> 02:32.500
‫فکر کردم قبل از اینکه اصلاً وارد بشم
‫می‌میرم.

02:32.500 --> 02:34.710
‫ایـ-این دختره دیگه چیه؟

02:34.710 --> 02:36.380
‫چه دلیلی؟

02:36.380 --> 02:39.550
‫یه تک‌شاخ اومده با اوگامی حرف بزنه؟
‫این یعنی...

02:39.550 --> 02:42.850
‫بی‌خیال، بعد از این همه اتفاق
‫تا الان دیگه فهمیدین، نه؟

02:44.390 --> 02:45.850
‫یه دوئل میتسوئوکا!

02:45.850 --> 02:47.850
‫بیا با هم رقابت کنیم، جوزو!

02:47.850 --> 02:50.480
‫چی؟ نه، صبر کن، یعنی می‌دونستیم!

02:51.100 --> 02:51.730
‫ها؟

02:51.730 --> 02:52.360
‫ها...؟

02:52.360 --> 02:53.860
‫صبر کن، این اصلاً چطور ممکنه؟

02:53.860 --> 02:58.320
‫دوئل میتسوئوکا در واقع یه جنگه
‫واسه تعیین دوست‌پسر نورن، مگه نه؟

02:58.320 --> 03:01.160
‫اگه یه دختر به چالش بکشتش... صبر کن.
‫می‌تونه؟

03:01.530 --> 03:02.660
‫می‌تونه.

03:02.660 --> 03:07.500
‫من قوانین رو خوندم، هیچ‌جاش
‫دوئل کردن رو واسه زن‌ها ممنوع نکرده.

03:07.500 --> 03:09.790
‫فقط می‌گه کسی که باهاش قرار می‌ذاره
‫باید مرد باشه.

03:10.290 --> 03:13.460
‫اگه جوزو ببره، حقش رو
‫واسه دوست‌پسر بودن حفظ می‌کنه.

03:13.460 --> 03:17.960
‫اگه من ببرم، جوزو اون حق رو از دست میده،
‫ولی منم به دستش نمیارم.

03:17.960 --> 03:19.800
‫یعنی این جایگاه خالی می‌شه.

03:20.220 --> 03:25.010
‫و اگه این اتفاق بیفته، بقیه می‌تونن
‫واسه پر کردن این جایگاه دوئل کنن.

03:25.010 --> 03:28.220
‫مثل وقتیه که یه کمربند قهرمانی
‫توی بوکس یا هر چیز دیگه‌ای بدون صاحب می‌شه.

03:28.220 --> 03:29.350
‫ها؟

03:29.350 --> 03:33.230
‫پس این هیچ سودی واسه تو نداره، اتوهیمه!
‫اصلاً واسه چی داری این کار رو می‌کنی؟

03:33.690 --> 03:37.230
‫درسته! راستش قضیه دوئل فقط
‫بهانه‌ام واسه شروع بحث بود.

03:37.230 --> 03:38.820
‫در هر صورت برام فرقی نمی‌کنه.

03:38.820 --> 03:42.030
‫حتی منم واسه رفتن سر اصل مطلب
‫استرس می‌گیرم، می‌دونی که.

03:42.820 --> 03:46.910
‫وقتی اون مسابقه فوتسال مقابل تنما تندو
‫رو دیدم، یهو بهم الهام شد!

03:46.910 --> 03:50.330
‫همه به خاطر خبر مصدومیت تنما
‫بی‌خیالش شدن...

03:50.330 --> 03:51.750
‫ولی من رو نمی‌تونی گول بزنی.

03:52.080 --> 03:53.000
‫جوزو...

03:53.000 --> 03:54.880
‫تو واقعاً فوق‌العاده‌ای، مگه نه؟

03:55.340 --> 03:57.960
‫و بعدش اون روز،
‫من رو از اون تصادف نجات دادی، مگه نه؟

03:57.960 --> 04:01.300
‫اونجا بود که اون یکی خودم هم
‫همین حس رو پیدا کرد!

04:01.670 --> 04:04.680
‫کاملاً! صد در
‫صد عاشق شدم!

04:05.550 --> 04:07.010
‫ازت خوشم میاد، جوزو!

04:07.010 --> 04:08.810
‫با من قرار بذار!

04:09.100 --> 04:10.810
‫چی؟

04:11.350 --> 04:12.810
‫چی؟

04:13.480 --> 04:14.310
‫ها؟

04:15.940 --> 04:17.820
‫یه دردسر دیگه...

04:18.360 --> 04:20.190
‫صبر کن... ها؟

04:20.190 --> 04:21.820
‫منظورم اینه که، حتی اگه ازم خوشش نیاد،

04:21.820 --> 04:24.780
‫هر پسری الان باید حداقل یه ذره
‫دست‌وپاش رو گم کنه، مگه نه؟

04:24.780 --> 04:27.830
‫ولی این اصلاً هیجان‌زده نیست!
‫انگار وا رفته! این پسره واقعاً جدیه؟

04:28.240 --> 04:29.580
‫بسیار خب...

04:29.580 --> 04:32.460
‫بذار مطمئن بشم که
‫قضیه رو درست فهمیدم.

04:32.460 --> 04:36.040
‫تو می‌خوای توی یه دوئل من رو ببری
‫تا من و میتسوئوکا از هم جدا بشیم،

04:36.040 --> 04:38.670
‫و بعدش که سینگل شدم باهام قرار بذاری.
‫درسته؟

04:40.300 --> 04:43.050
‫حتی اگه سینگل هم بودم،
‫باهات قرار نمیذاشتم.

04:43.050 --> 04:44.720
‫حقیقتش اینه که...

04:44.720 --> 04:47.510
‫شرایط زیادی وجود داره که چرا
‫الان دارم با میتسوئوکا قرار می‌ذارم.

04:47.510 --> 04:50.260
‫ولی در واقع قصد ندارم
‫با کسی قرار بذارم.

04:51.350 --> 04:52.390
‫متأسفم.

05:00.480 --> 05:03.820
‫عالیه! این جنبه‌ی خونسردت
‫هم خیلی جذابه!

05:03.820 --> 05:06.950
‫و عاشق اینم که سریع موقعیت رو درک کردی
‫و یه جواب واضح بهم دادی!

05:06.950 --> 05:09.490
‫همون‌طور که گفتم، بخش دوئلش
‫واقعاً اهمیتی نداره!

05:09.990 --> 05:11.160
‫من تسلیم نمی‌شم!

05:11.160 --> 05:14.000
‫اون‌قدر بهت پیله میکنم
‫تا بالاخره ازم خوشت بیاد!

05:14.370 --> 05:15.210
‫چی...

05:15.540 --> 05:17.130
‫یه لحظه صبر کن!

05:17.130 --> 05:18.880
‫منظورت چیه که
‫«دوئل اهمیتی نداره»؟

05:18.880 --> 05:21.840
‫از نظر فنی، من و اون
‫الان داریم با هم قرار می‌ذاریم!

05:21.840 --> 05:25.050
‫ها؟ من فقط می‌خواستم با یه دوئل
‫مجبورتون کنم بهم بزنین...

05:25.050 --> 05:28.260
‫چون فکر می‌کردم این‌طوری
‫یه کم متمدنانه‌تر باشه.

05:28.760 --> 05:32.770
‫ولی واقعاً چرا باید برام مهم باشه
‫پسری که دوستش دارم دوست‌دختر داره یا نه؟

05:32.770 --> 05:34.520
‫در هر صورت، من کار خودم رو می‌کنم.

05:34.520 --> 05:36.690
‫و مطمئنم که
‫می‌تونم کاری کنم عاشقم بشه.

05:36.690 --> 05:40.730
‫همه چیز به این بستگی داره که کی بهتره.
‫هر کی برتر به نظر برسه.

05:40.730 --> 05:43.280
‫چه مرد چه زن، قانون طبیعت همینه.

05:43.570 --> 05:45.610
‫آها، پس از اون‌جور دختراست.

05:45.610 --> 05:47.280
‫یه زن شکارچی!

05:47.280 --> 05:52.120
‫علاوه بر این، جوزو همین الان گفت
‫که قصد نداره با کسی قرار بذاره.

05:52.120 --> 05:54.200
‫پس این‌طور نیست که
‫عاشق هم باشین، مگه نه؟

05:54.200 --> 05:56.620
‫این باعث میشه قضیه کاملاً
‫به خودم مربوط بشه.

05:56.620 --> 05:59.080
‫شاید زیادی رک بودم.

06:00.210 --> 06:02.420
‫خیلی رو داری که
‫این‌طوری حرف می‌زنی!

06:02.420 --> 06:04.840
‫فقط به خودت مربوط نیست، احمق!

06:06.010 --> 06:09.300
‫- پس با من دوئل کن، مای اتوهیمه!
‫- ها؟

06:09.590 --> 06:14.430
‫طبق منطق خودت، اگه باهات دوئل کنم و ببرم،
‫ثابت می‌کنه که من برترم، مگه نه؟

06:14.430 --> 06:17.810
‫اگه این‌طور شد، دیگه جرئت نکن
‫سمت اوگامی بیای!

06:17.810 --> 06:19.730
‫نورن؟

06:20.770 --> 06:22.570
‫این دیگه چی بود یهو؟

06:22.570 --> 06:25.530
‫ولی خب، منم ترجیح می‌دم همه‌چیز ساده باشه!

06:27.030 --> 06:30.530
‫قبوله! اگه ببرم، جوزو مال منه!

06:30.530 --> 06:33.280
‫و تو هم دیگه هیچ‌وقت دخالت نمی‌کنی،
‫نورن میتسوئوکا!

06:33.620 --> 06:35.660
‫ولی من قبول ندارم!

06:35.660 --> 06:38.460
‫چطور قضیه تبدیل شد به دوئل سر من؟

06:38.830 --> 06:41.170
‫همین الان گفتم که متأسفم، مگه نه؟

06:41.170 --> 06:43.250
‫بی‌خیال، فقط یه دوئله! چیز خاصی نیست!

06:43.250 --> 06:45.510
‫اولش می‌تونه فقط ظاهری باشه،

06:45.510 --> 06:47.720
‫ولی سه‌سوته کاری می‌کنم دور انگشتم بچرخی.

06:48.050 --> 06:50.590
‫نورن! تو هم لازم نیست باهاش دوئل کنی.

06:50.590 --> 06:53.260
‫تنها کاری که باید بکنم اینه که به رد کردنش
‫ادامه بدم.

06:53.260 --> 06:55.520
‫قول می‌دم خامش
‫نشم، پس مشکلی نیست!

06:55.520 --> 06:56.970
‫می‌دونم!

06:56.970 --> 06:59.480
‫می‌دونم که تو احتمالاً
‫فکرای عجیب‌وغریب نمی‌کنی.

06:59.480 --> 07:02.400
‫ولی حتی اگه تو هم همچین حسی نداشته باشی...

07:02.400 --> 07:06.320
‫دیدن اینکه جلوی چشمام مدام این کار رو می‌کنه
‫برام خوشایند نیست.

07:08.320 --> 07:09.570
<i>‫امم، رئیس؟</i>

07:10.030 --> 07:10.820
<i>‫این قضیه قراره...</i>

07:11.360 --> 07:12.280
<i>‫به خیر بگذره؟</i>

07:12.570 --> 07:14.330
‫بسیار خب، پس حله!

07:14.330 --> 07:17.750
‫خب، توی دوئل ما می‌تونیم نوع مسابقه
‫و تعداد شرکت‌کننده‌ها رو انتخاب کنیم،

07:17.750 --> 07:21.460
‫ولی با این حال باید رسماً جوزو رو
‫به چالش بکشم. این حداقل کاریه که باید بکنم.

07:21.460 --> 07:25.670
‫پس! مسابقه سه نفره می‌شه.
‫من در مقابل جوزو و میتسوئوکا.

07:25.670 --> 07:27.380
‫در مورد رشته‌ی مسابقه هم، اومم...

07:27.380 --> 07:28.670
‫موج‌سواری چطوره؟

07:29.010 --> 07:30.340
‫حله!

07:30.340 --> 07:33.550
‫هر کی روی بهترین موج سوار بشه، برنده‌ست.

07:33.550 --> 07:35.890
‫قوانین دقیقش رو بعداً براتون می‌فرستم.

07:35.890 --> 07:39.180
‫فعلاً، جوزو! خودت رو واسم آماده کن!

07:39.680 --> 07:40.350
‫هی!

07:43.350 --> 07:46.110
‫پس حریف بعدی مای اتوهیمه است.

07:46.110 --> 07:49.650
‫باورم نمی‌شه آخرش کارشون به دوئل کشید،
‫اونم این شکلی!

07:49.650 --> 07:51.650
‫موج‌سواری، هه؟

07:51.990 --> 07:53.910
‫نورن، تا حالا انجامش دادی؟

07:54.870 --> 07:56.410
‫نه، حتی یه بار هم انجام ندادم.

07:56.410 --> 07:58.450
‫پس چرا گفتی «حله»؟

07:58.450 --> 08:01.620
‫نورن، تو همیشه همین‌طوری
‫بی‌گدار به آب می‌زنی؟

08:02.160 --> 08:03.620
‫تو چی، اوگامی؟

08:04.380 --> 08:07.460
‫این زوج ناامیدکننده‌ان!
‫سه‌سوته ضربه‌فنی می‌شن!

08:07.920 --> 08:09.760
‫هی، حالا که فکرش رو می‌کنم...

08:10.090 --> 08:11.090
‫اوم؟

08:13.010 --> 08:15.430
‫سال‌دومی‌ها و سال‌سومی‌ها،
‫جمع شین دور هم!

08:15.430 --> 08:19.470
‫پچ‌پچ...
‫پچ‌پچ...

08:20.140 --> 08:21.770
‫نورن... اوگامی...

08:21.770 --> 08:23.980
‫شما دوتا سال‌اولی‌های عزیز ما هستین.

08:23.980 --> 08:27.570
‫و ما به عنوان باشگاه اقتصاد خانه،
‫معلومه که می‌خوایم ازتون حمایت کنیم.

08:27.860 --> 08:30.860
‫ولی با این وضعیت،
‫اصلاً شانسی ندارین.

08:30.860 --> 08:33.860
‫به تمرین عضلانی نیاز دارین!
‫منظورم تمرین ویژه‌ست!

08:34.240 --> 08:35.570
‫و از شانس خوب ما...

08:35.570 --> 08:38.370
‫دوشنبه‌ی هفته‌ی بعد
‫سالگرد تأسیس مدرسه‌ست.

08:38.950 --> 08:41.910
‫با شنبه و یکشنبه،
‫می‌شه یه تعطیلات سه‌روزه.

08:41.910 --> 08:42.870
‫که یعنی...

08:43.830 --> 08:46.000
‫می‌تونیم بریم اردوی تمرینی ساحلی!

08:48.540 --> 08:50.050
‫هورا.

08:59.680 --> 09:03.060
‫حالا قبل از اردوی تمرینی،
‫فکرم درگیر یه چیز دیگه هم شده.

09:03.060 --> 09:04.770
‫قهوه می‌خوای، رئیس؟

09:05.230 --> 09:07.230
‫اگه می‌گفتی خودم برات می‌آوردم.

09:07.610 --> 09:08.980
‫نه، خوبه.

09:08.980 --> 09:10.610
‫تازه تکالیفم رو تموم کردم،

09:10.610 --> 09:13.280
‫ذهنم هم درگیر بود، واسه همین
‫در هر صورت می‌خواستم بیام اینجا.

09:13.690 --> 09:17.570
‫ر-ر-رئیس، این اواخر
‫زیادی مهربون نشدی؟

09:17.570 --> 09:20.030
‫صبر کن ببینم. نکنه داری می‌میری
‫یا یه همچین چیزی؟

09:20.370 --> 09:21.700
‫چرا باید بمیرم؟

09:21.700 --> 09:24.040
‫هیچ نشانه‌ای هم ازش نبوده.

09:24.580 --> 09:26.040
‫آخه...

09:26.040 --> 09:30.040
‫قبل از اینکه بچه بشی،
‫خیلی خشن‌تر بودی.

09:30.710 --> 09:35.420
‫بیشتر از یه هدف وجود داشت، احمق!
‫درست تحقیق کن!

09:35.420 --> 09:38.260
‫و اگه سیگار اشتباهی برات می‌آوردم،
‫می‌زدی تو سرم.

09:38.510 --> 09:41.390
‫چند بار باید بهت بگم
‫من سیگار نعنایی نمی‌کشم، احمق؟

09:41.390 --> 09:43.770
‫طوری باهام رفتار می‌کردی
‫انگار نوچه‌ی دست‌به‌سینه‌ی یاکوزام!

09:43.770 --> 09:46.140
‫هر درسی رو با کتک بهم یاد می‌دادی!

09:46.390 --> 09:47.900
‫این قهوه که ولرمه!

09:49.440 --> 09:51.150
‫نه، من هیچ‌وقت...

09:51.150 --> 09:53.150
‫واقعاً همین کار رو می‌کردم. ببخشید.

09:53.150 --> 09:55.990
‫خب، نمی‌دونم. الان که بهش فکر می‌کنم، آره.

09:55.990 --> 09:58.240
‫تا وقتی نگفته بودی متوجهش نشده بودم...

09:58.240 --> 10:01.950
‫ولی شاید دخترای بزرگتر باشگاه اقتصاد خانه
‫از خیلی جهات روم تأثیر گذاشتن.

10:02.740 --> 10:06.080
‫حالا با این حرفت
‫بحث رو برام سخت کردی.

10:06.410 --> 10:09.880
‫راستش، یه چیزی هست که باید قبل از
‫اردوی تمرینی ازت بپرسم.

10:09.880 --> 10:11.040
‫از من بپرسی؟

10:11.040 --> 10:15.050
‫مسیرهای زندگی
‫شنبه، ۲۷ ژوئن

10:15.050 --> 10:17.050
‫جلسه اولیا و مربیان

10:17.380 --> 10:18.930
‫جلسه اولیا و مربیان؟

10:18.930 --> 10:22.300
‫همون جلسه‌ای که با حضور معلم،
‫دانش‌آموز و ولی برگزار میشه؟

10:22.300 --> 10:24.850
‫پسر، درست وقتی که
‫مسابقه موج‌سواری رو پیش رو داری.

10:25.180 --> 10:27.560
‫واسه ولی باید چیکار کنم؟

10:27.560 --> 10:28.560
‫دینگ

10:28.940 --> 10:31.810
‫فهمیدم رئیس!
‫یه راه عالی واسه حل این قضیه هست!

10:31.810 --> 10:33.230
‫ها؟ جدی میگی؟

10:33.230 --> 10:34.900
‫فقط بسپارش به من!

10:35.740 --> 10:38.400
‫آخ، راست می‌گی. امروز باشگاه تعطیله.

10:38.400 --> 10:40.110
‫می‌خوای یه جا سر بزنیم؟

10:40.110 --> 10:42.240
‫بقیه اون داستان رو برام تعریف کن.

10:42.240 --> 10:44.160
‫برام یه سیب‌زمینی بزرگ و ناگت بخر!

10:44.490 --> 10:48.000
‫- هی، ما بهترین دوستای همیم، مگه نه؟
‫- ها؟ این حرف یهو از کجا اومد؟

10:53.630 --> 10:55.880
‫تو هم واسه جلسه اولیا و مربیان
‫اینجایی؟

10:55.880 --> 10:58.170
‫نه. منتظر نورن هستم.

10:58.590 --> 11:00.510
‫احساس می‌کنم توی اون
‫رقابت رامن...

11:00.510 --> 11:02.550
‫همدیگه رو در سطح خیلی عمیق‌تری
‫درک کردیم!

11:02.550 --> 11:03.760
‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست!

11:04.260 --> 11:07.640
‫مهم‌تر از اون،
‫امروز مادر نورن داره میاد.

11:07.640 --> 11:09.140
‫باید حتماً بهشون سلام عرض کنم!

11:09.440 --> 11:11.100
‫ها؟ بعد می‌خوای چی بهش بگی؟

11:11.770 --> 11:13.230
‫«از ملاقات با شما خوشبختم، مادر جان.»

11:13.230 --> 11:16.110
‫«من شین کوهازامه هستم، مردی که
‫یه روزی رضایت شما رو جلب می‌کنه...»

11:16.110 --> 11:17.610
‫«تا با نورن ازدواج کنه.»

11:17.610 --> 11:19.400
‫آره جون خودت. تو دوئل رو باختی.

11:19.400 --> 11:21.530
‫فعلاً که من نامزدم.

11:21.530 --> 11:22.240
‫چی؟

11:22.620 --> 11:25.410
‫پس حداقل بذار از اون بالا،
‫از توی سقف یه نگاه کوچولو بندازم!

11:25.410 --> 11:28.080
‫همون‌جا بمون و دیگه هیچ‌وقت نیا بیرون،
‫مرتیکه‌ی عجیب‌وغریب!

11:30.040 --> 11:32.540
‫اوه... تو هم واسه جلسه اولیا و مربیان
‫اینجایی؟

11:32.540 --> 11:34.090
‫مال من یه روز دیگه‌ست.
‫منتظر برادرم هستم...

11:34.090 --> 11:35.040
‫که این‌طور.

11:35.460 --> 11:37.510
‫در ضمن، شما دوتا چقدر با هم صمیمی هستین.

11:38.210 --> 11:38.840
‫ها؟

11:39.340 --> 11:40.930
‫اوگا، نمی‌خوای بری خونه؟

11:41.220 --> 11:43.220
‫نه، امروز با
‫معلمم جلسه دارم و...

11:43.220 --> 11:45.100
‫اوه، جلسه اولیا و مربیان؟

11:45.350 --> 11:48.100
‫صبر کن ببینم، یعنی پدر و مادر اوگا
‫به‌زودی میان اینجا؟

11:50.060 --> 11:51.690
‫پس باید بهشون سلام کنیم!

11:51.690 --> 11:54.520
‫برخورد اول خیلی مهمه، می‌دونی که!

11:54.520 --> 11:56.270
‫نه، لازم نکرده! برین خونه!

11:57.650 --> 11:58.650
‫وای!

11:58.650 --> 11:59.990
‫ها؟ ریندو؟

12:04.990 --> 12:08.120
‫صبر کن، چی؟
‫اوگا، تو با ریندو دوستی؟

12:08.490 --> 12:12.580
‫ها؟ اوه، خب، یه جورایی اون روز
‫با هم ورزش کردیم.

12:12.580 --> 12:14.670
‫یا بهتر بگم، فکر کنم «گلف» بازی کردیم!

12:15.370 --> 12:17.420
‫انجامش دادم

12:17.920 --> 12:21.090
‫با کارت‌های مقوایی حرف می‌زنه؟ چقدر
‫بامزه‌ست!

12:21.420 --> 12:22.930
‫واقعاً از این کار خوشش میاد.

12:23.300 --> 12:25.510
‫تازه، نقاشی‌هاش هم واقعاً خوبن!

12:25.510 --> 12:28.640
‫هی، من گربه دوست دارم! برام یکی بکش!

12:32.430 --> 12:33.980
‫یهو چقدر واقعی شد!

12:33.980 --> 12:37.150
‫اون چیزی نبود که انتظار داشتم، ولی بازم
‫بامزه‌ست!

12:37.440 --> 12:39.480
‫خیلی خب، الان واقعاً خیلی خوشحالم!

12:40.400 --> 12:41.440
‫بیا بریم.

12:43.950 --> 12:45.530
‫داشتین در مورد چی حرف می‌زدین؟

12:45.530 --> 12:46.410
‫میو...

12:46.410 --> 12:47.160
‫که این‌طور.

12:48.620 --> 12:51.540
‫صبر کن، اون داداشش بود
‫که معنی «میو» رو فهمید؟

12:51.540 --> 12:53.540
‫آره. ولی زیاد شبیه هم نیستن.

12:54.540 --> 12:56.380
‫واقعاً خیلی باحاله!

12:56.380 --> 12:58.000
‫جدی؟ فکر می‌کنی؟

12:58.630 --> 13:02.510
‫از این گذشته، حال نکودا خوب می‌شه؟

13:02.800 --> 13:03.630
‫اوه!

13:03.630 --> 13:05.220
‫فهمیدم چی کار کنم، رئیس!

13:05.890 --> 13:08.260
‫این قیافه‌ش... یه چیزی به ذهنش رسیده.

13:08.680 --> 13:12.640
‫می‌خواد از یکی بخواد
‫نقش پدر یا مادرم رو بازی کنه، نه؟

13:12.640 --> 13:15.270
‫امیدوارم از اری نخواسته باشه!

13:16.480 --> 13:17.770
‫جوزو!

13:18.150 --> 13:19.610
‫ببخشید معطل شدی!

13:20.070 --> 13:22.230
‫زنونه پوشیدی؟

13:22.230 --> 13:25.150
‫تازه چرا لباسش در اون حد ضایع نیست
‫که آدم بتونه راحت بهش بخنده؟

13:25.150 --> 13:26.490
‫حتی نمی‌دونم چه واکنشی نشون بدم!

13:26.490 --> 13:29.620
‫اگه افتضاح درستش کرده بودی،
‫می‌تونستم راحت بزنم تو سرت!

13:29.620 --> 13:31.490
‫این مامان اوگامیه؟

13:31.490 --> 13:33.290
‫ها؟ زیاد شبیهش نیست...

13:33.290 --> 13:35.500
‫راستش با چیزی که تصور می‌کردم
‫خیلی فرق داره.

13:35.830 --> 13:38.210
‫وای خدای من. شما دوستای جوزو هستین؟

13:38.210 --> 13:40.920
‫خیلی ممنون که همیشه
‫مراقبش هستین!

13:40.920 --> 13:42.090
‫ام، بله.

13:42.090 --> 13:42.960
‫از دیدنتون خوشبختم.

13:42.960 --> 13:45.340
‫تو چه جور مامانی تصور می‌کردی؟

13:45.340 --> 13:46.470
‫احمق، تو آخه...

13:46.470 --> 13:48.640
‫«احمق»؟ کدوم بچه‌ای
‫با مادرش این‌طوری حرف می‌زنه؟

13:48.640 --> 13:49.930
‫دوران بلوغ و لجبازیه؟ واقعاً که!

13:51.260 --> 13:52.810
‫نگران نباشین، رئیس!

13:52.810 --> 13:55.730
<i>‫هر اتفاقی بیفته، تا آخرش
‫نقش یه مامان بی‌نقص رو بازی می‌کنم!</i>

13:55.730 --> 13:56.690
‫من یه حرفه‌ای‌ام!

13:57.060 --> 13:58.560
<i>‫اصلاً تو باغ نیست!</i>

13:58.980 --> 14:00.440
‫بفرمایید، دخترا!

14:00.810 --> 14:02.150
‫شکلات بردارین!

14:02.150 --> 14:03.610
‫بگیرین! بگیرین!

14:03.610 --> 14:04.650
‫ام، ممنون.

14:04.650 --> 14:05.570
‫خیلی ممنون.

14:05.570 --> 14:08.160
<i>‫این مامان نیست! این یه خاله اوساکاییه!</i>

14:09.240 --> 14:11.030
‫ممنون که منتظر موندین!

14:11.030 --> 14:12.950
‫خانم اوگامی، بفرمایید داخل.

14:13.450 --> 14:14.410
‫خیلی ممنون!

14:17.210 --> 14:19.500
‫من مادر جوزو هستم.

14:19.500 --> 14:21.130
‫ممنون که امروز وقت گذاشتین!

14:21.670 --> 14:24.920
‫ها؟ اوه، بله. بفرمایید بنشینید.

14:24.920 --> 14:27.840
‫به طرز عجیبی جوونه،
‫اصلاً هم شبیه هم نیستن!

14:28.430 --> 14:32.640
‫ام، ببخشید، شما خواهر بزرگترِ
‫جوزو نیستین؟

14:32.640 --> 14:35.430
‫وای، خدای من، استاد!
‫چقدر هندونه زیر بغل آدم می‌ذارین!

14:36.390 --> 14:40.770
‫خب استاد، پسرم چطوره؟
‫توی مدرسه با بقیه کنار میاد؟

14:41.400 --> 14:43.440
‫ام، بله، به نظرم همین‌طوره.

14:43.440 --> 14:45.780
‫توی رفتارش هیچ مشکلی نمی‌بینم.

14:45.780 --> 14:47.110
‫کلاس‌ها رو جدی می‌گیره.

14:48.700 --> 14:50.570
‫جوزو، ببین چقدر ازت تعریف می‌کنه!

14:50.570 --> 14:52.780
‫خیال مامانی راحت شد!

14:53.120 --> 14:54.790
‫- بس کن دیگه!
‫- البته...

14:54.790 --> 14:56.660
‫یه مسئله‌ای هست....

14:56.660 --> 14:57.620
‫یه مسئله؟

14:57.620 --> 14:59.210
‫هی! مگه چیکار کردی؟

14:59.620 --> 15:02.210
‫اوه، نه! نمی‌شه گفت
‫یه مشکل جدیه!

15:02.210 --> 15:05.960
‫ولی قبلش، اشکالی نداره
‫این‌طوری می‌زنینش؟

15:05.960 --> 15:08.170
‫وای، خدای من!

15:08.470 --> 15:11.640
‫فقط یه چیزی که یکم نگرانم می‌کنه
‫اینکه هر از گاهی...

15:11.640 --> 15:14.510
‫طرز حرف زدن و رفتار کردنش
‫عجیبه، انگار مثل میان‌سال‌هاست.

15:16.470 --> 15:18.180
‫وای، واقعاً؟

15:18.600 --> 15:20.520
‫نمی‌دونم این رفتارها رو از کی یاد گرفته!

15:20.520 --> 15:21.980
‫- واقعاً که از دست این بچه!
‫- آی!

15:22.810 --> 15:24.360
‫خب، خیلی ممنونم!

15:24.360 --> 15:27.070
‫از دیدنتون خوشحال شدم!

15:27.070 --> 15:28.240
‫منم همین‌طور.

15:28.240 --> 15:29.650
‫ممنون که امروز تشریف آوردین.

15:29.650 --> 15:30.740
‫مراقب خودتون باشین.

15:30.740 --> 15:32.820
‫برسیم خونه،
‫حسابی از خجالتش درمیام.

15:33.870 --> 15:34.490
‫ها؟

15:34.910 --> 15:35.910
‫نورن؟

15:35.910 --> 15:37.490
‫اوه، اوگامی...

15:37.790 --> 15:40.580
‫وای، جوزو! یه دوست دیگه؟

15:40.580 --> 15:43.500
‫خدای من، چقدر دوست‌هات خوشگلن!

15:43.500 --> 15:45.090
‫دیگه این بازیگری رو تمومش کن!

15:45.500 --> 15:50.300
‫این مامانِ اوگامیه؟ اصلاً شبیه
‫اون چیزی که فکر می‌کردم نیست.

15:50.300 --> 15:53.640
‫سلام! من مادرِ جوزو اوگامی هستم.

15:53.640 --> 15:55.850
‫ممنون که هوای پسرم رو دارین!

15:55.850 --> 15:58.810
‫از دیدنتون خوشبختم.
‫من مادرِ نورن میتسوئوکا هستم.

15:58.810 --> 16:00.350
‫پسرتون خیلی به دخترم کمک می‌کنه.

16:00.350 --> 16:01.640
‫اوه! شما اهل خارج هستین؟

16:01.640 --> 16:04.520
‫چقدر زیبایین!
‫ژاپنیتون هم حرف نداره!

16:04.520 --> 16:07.900
‫اوه، نه اصلاً!
‫هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم!

16:07.900 --> 16:10.610
‫- پس این مادرِ نورنه.
‫- نه، واقعاً عالی صحبت می‌کنین!

16:10.610 --> 16:12.150
‫- از اونی که فکر می‌کردم عادی‌تره.
‫- اهل کجا هستین؟

16:12.150 --> 16:12.950
‫کانادا.

16:12.950 --> 16:13.950
‫وای، چه جالب!

16:13.950 --> 16:14.870
‫کانادا؟

16:14.870 --> 16:16.450
‫- همون کانادایی که شیره افرا...
‫- اصلاً شبیه هم نیستن.

16:16.450 --> 16:17.950
‫- ...از شیر آبش می‌چکه؟
‫- اصلاً این‌طور نیست!

16:20.660 --> 16:23.250
‫خب رئیس، یه جوری از پسش براومدیم!

16:23.830 --> 16:24.880
‫خب؟

16:24.880 --> 16:27.380
‫به عنوان مامانت چطور بودم؟

16:27.380 --> 16:29.300
‫فوق‌العاده بود.

16:29.300 --> 16:31.010
‫اون‌قدر خوب که دلم می‌خواد بکشمت.

16:31.010 --> 16:32.670
‫مگه نه؟

16:32.670 --> 16:35.300
‫راستش خیلی روی گریمم
‫فکر کرده بودم.

16:35.300 --> 16:38.140
‫روی نقشم هم
‫حسابی کار کردم!

16:41.140 --> 16:42.640
‫نکوتا، بدون من برو خونه.

16:43.140 --> 16:43.770
‫ها؟

16:44.730 --> 16:47.020
‫می‌خوام یکم تنها باشم.

17:22.720 --> 17:25.480
‫اون هنوز سال اولیه...

17:25.480 --> 17:29.480
‫ولی می‌خوام درباره آینده‌ش صحبت کنیم.

17:29.820 --> 17:31.730
‫البته عجله‌ای برای تصمیم‌گیری نیست،

17:31.730 --> 17:34.490
‫ولی اگه به دبیرستان
‫و تحصیلات عالی فکر می‌کنین،

17:34.490 --> 17:37.990
‫همیشه بهتره از قبل براش آماده بشین.

17:38.990 --> 17:40.580
‫آینده‌ی من، هه؟

17:40.910 --> 17:43.500
‫برای یه آدم میان‌سال مثل من،
‫این موضوع باید کاملاً بی‌ربط باشه،

17:43.500 --> 17:46.040
‫واسه همین هم احتمالاً توی ذهنم مونده.

17:46.040 --> 17:48.630
‫استاد می‌خواد دکتر بشه.

17:48.630 --> 17:51.250
‫پس می‌ره
‫دبیرستان و بعدش دانشگاه.

17:51.250 --> 17:52.000
‫نورن هم...

17:52.000 --> 17:54.130
‫احتمالاً یه روزی مغازه رامن باز می‌کنه.

17:54.130 --> 17:57.550
‫هرچند بعید می‌دونم این رو
‫توی جلسه اولیا و مربیان بگه.

17:57.550 --> 17:58.510
‫تنما هم می‌گفت...

17:58.510 --> 18:01.430
‫می‌خواد توی سه تا
‫ورزش حرفه‌ای بشه، نه؟

18:02.430 --> 18:05.270
‫با شناختی که ازش دارم،
‫بعید نیست واقعاً از پسش بربیاد.

18:06.230 --> 18:08.310
‫راستش، مدرسه واقعاً خوش می‌گذره.

18:08.650 --> 18:09.940
‫ولی بعضی وقت‌ها...

18:10.270 --> 18:13.820
‫اون‌قدر پر از امید و فرصت به نظر می‌رسن
‫که حتی نمی‌تونم بهشون نگاه کنم.

18:13.820 --> 18:15.280
‫اونا یه آینده پیشِ رو دارن،

18:16.110 --> 18:19.780
‫ولی من یه پیرمردم که آینده‌ای نداره.

18:23.200 --> 18:25.450
‫اینجا چیکار می‌کنی، اوگامی؟

18:26.290 --> 18:28.370
‫خیلی تو فکر و خیال غرق شدی.

18:28.370 --> 18:31.460
‫مثل همیشه، اصلاً شبیه
‫یه کلاس هفتمی نیستی.

18:31.840 --> 18:33.460
‫اوه، آبجی بزرگه!

18:33.460 --> 18:34.920
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

18:34.920 --> 18:37.170
‫من باید این رو ازت بپرسم.
‫این موقع وقت اینجا چیکار می‌کنی؟

18:37.550 --> 18:40.720
‫آها، راستی. ریو گفت که
‫جلسه اولیا و مربیان داشتی.

18:40.720 --> 18:42.050
‫آره. تو هم داشتی؟

18:42.550 --> 18:46.560
‫نه، من سال سومم،
‫واسه همین مال من مشاوره تحصیلی بود.

18:46.560 --> 18:49.730
‫اینکه می‌خوام چه دبیرستانی برم،
‫اوضاع امتحانات ورودی چطوره...

18:49.730 --> 18:51.520
‫از این‌جور چیزا.
‫دیگه باید تصمیمم رو بگیرم.

18:52.310 --> 18:57.190
‫واسه همین اومدم اینجا
‫تا یکم با خودم خلوت کنم.

19:04.120 --> 19:07.660
‫خب، پس می‌خوای بری
‫هنرستان آشپزی یا یه چیزی شبیه این؟

19:07.660 --> 19:10.210
‫ها؟ چرا باید برم؟

19:10.210 --> 19:12.880
‫قصد دارم برم
‫یه دبیرستان معمولی نظری.

19:12.880 --> 19:15.170
‫ها؟ اصلاً انتظارش رو نداشتم!

19:15.880 --> 19:18.510
‫نمی‌خوای مسیر آشپزی رو
‫ادامه بدی؟

19:18.510 --> 19:21.180
‫«مسیر آشپزی» دیگه چه صیغه‌ایه؟

19:21.720 --> 19:23.680
‫آشپزی رو دوست دارم، خب آره...

19:23.680 --> 19:26.180
‫ولی این دلیل نمی‌شه که
‫بخوام سرآشپز بشم.

19:26.180 --> 19:29.430
‫علاوه بر این، فکر نمی‌کنم لازم باشه
‫از الان کل زندگیت رو مشخص کنی.

19:30.310 --> 19:34.940
‫فکر می‌کنی همه باید از قبل
‫یه هدف یا رویایی داشته باشن؟

19:35.320 --> 19:39.610
‫منظورم اینه، به نظرم سبک زندگی
‫داداشم و تنما خیلی باحاله.

19:40.200 --> 19:42.320
‫ولی خودم ترجیح می‌دم فعلاً تصمیم نگیرم.

19:42.950 --> 19:45.160
‫وقتی برم دبیرستان،
‫انتخاب‌های بیشتری خواهم داشت.

19:45.160 --> 19:48.830
‫وقتی برم دانشگاه هم
‫حتی بیشتر از اون.

19:49.200 --> 19:52.000
‫می‌خوام از بین تمام اون فرصت‌ها
‫راه زندگیم رو انتخاب کنم.

19:52.000 --> 19:55.000
‫مگه درس خوندن ما یکی از دلیلاش نیست؟

19:55.000 --> 19:57.920
‫البته من اصلاً به باهوشیِ
‫داداشم نیستم.

19:58.880 --> 20:00.630
‫صبر کن. یعنی ممکنه واقعاً...

20:01.300 --> 20:02.630
‫وجود داشته باشه؟

20:02.630 --> 20:03.720
‫ها؟

20:03.720 --> 20:07.010
‫مگه بده یه آدمکش بیاد مدرسه؟

20:07.810 --> 20:10.930
‫اون موقع هنوز برام جا نیفتاده بود.

20:10.930 --> 20:12.440
‫فکر می‌کردم هر اتفاقی هم که بیفته،

20:12.440 --> 20:16.400
‫به محض اینکه بدنم به حالت اولش برگشت،
‫دوباره برمی‌گردم به آدمکشی.

20:16.860 --> 20:19.820
‫تا الان فقط به خاطر این درس می‌خوندم
‫که برام سرگرم‌کننده بود.

20:19.820 --> 20:20.570
‫دستور زبان: نهاد و گزاره

20:20.570 --> 20:21.700
‫ولی...

20:21.990 --> 20:24.570
‫اگه یه هدف مشخص کنم و
‫براش تلاش کنم...

20:24.570 --> 20:25.870
‫منم می‌تونم یکی داشته باشم؟

20:50.600 --> 20:53.020
‫یه زندگی که توش آدمکش نباشم...

20:53.730 --> 20:54.940
‫یه آینده...

20:59.190 --> 21:00.150
‫ها؟

21:00.480 --> 21:02.610
‫صبر کن، داری گریه می‌کنی، اوگامی؟

21:02.610 --> 21:03.450
‫نه.

21:03.450 --> 21:05.700
‫نور غروب آفتاب چشمم رو می‌سوزونه.

21:05.700 --> 21:06.870
‫مگه پیرمردی؟

21:07.160 --> 21:10.040
‫نه! ها؟ عمراً!

21:10.490 --> 21:13.580
‫خب! به هر حال، حرفم اینه که بیا
‫تا می‌تونیم از همه‌چیز لذت ببریم!

21:14.250 --> 21:16.710
‫نه فقط درس خوندن، بلکه فعالیت‌های باشگاهی!

21:17.330 --> 21:20.590
‫اون اردوی تمرینی ساحلی که گفتیم
‫قراره به همه خیلی خوش بگذره!

21:22.260 --> 21:23.090
‫ها؟

21:23.590 --> 21:25.340
‫رئیس باشگاه؟ اوگامی؟

21:25.630 --> 21:27.090
‫اوه، نورن!

21:27.430 --> 21:29.970
‫تو هم اومدی اینجا یکم بری تو فکر؟

21:30.260 --> 21:31.100
‫ها؟

21:31.100 --> 21:32.220
‫فکر و خیال؟

21:32.220 --> 21:36.060
‫توی اون دوئل هر چی داری رو کن!
‫اردوی تمرینی هم واسه همین کاره.

21:36.060 --> 21:36.940
‫در-درسته!

21:37.600 --> 21:38.650
‫دریا...

21:38.650 --> 21:42.480
‫راستی، یه نفر هم همراهمون میاد
‫که از موج‌سواری خیلی سردرمیاره.

21:42.480 --> 21:43.440
‫ها؟ کی؟

21:44.780 --> 21:46.660
‫برسیم اونجا خودت می‌فهمی!

21:47.490 --> 21:49.410
‫آه، بـ-بله، چشم.

21:52.700 --> 21:55.790
‫من کی قراره به حالت عادی برگردم؟

21:55.790 --> 21:58.250
‫یا قراره تا ابد همین‌طوری بمونم؟

21:58.250 --> 22:01.250
‫خب، یه جا نشستن و غصه خوردن
‫فایده‌ای نداره.

22:01.250 --> 22:02.670
‫هر چی می‌خواد بشه، بشه.

22:03.300 --> 22:05.050
‫اصلاً شاید جالب هم بشه.

22:05.050 --> 22:07.220
‫من که به دردسر عادت دارم!

22:07.220 --> 22:10.050
‫و تا آخرین ذره‌ش رو هم
‫با قدرت پشت سر می‌ذارم!

22:10.010 --> 22:22.010
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:40.020 --> 23:45.020
‫ساخت فصل دوم کیل بلو تایید شد!!

23:45.020 --> 23:48.020

