WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:01.890 --> 00:03.980
‫رامن
‫ناتسوکی‌یا

00:03.980 --> 00:04.900
‫چرا؟

00:04.900 --> 00:07.150
‫چرا همون رامن شویوی معمولی
‫با آب گوشت رقیق رو نمی‌خوری؟

00:07.610 --> 00:10.740
‫چرا تسوکه‌من با آب گوشت غلیظ
‫تونکوتسو و غذای دریایی می‌خوای؟

00:11.110 --> 00:14.490
‫عطش یه سرباز رو
‫نمی‌شه با این برطرف کرد!

00:14.740 --> 00:16.240
‫احمق!

00:16.240 --> 00:19.120
‫تسوکه‌من همیشه غذای
‫خط مقدم بوده!

00:30.550 --> 00:31.880
‫چرا...

00:31.880 --> 00:33.470
‫غذای دریایی و تونکوتسو...

00:33.840 --> 00:35.010
‫گلوشون...

02:06.020 --> 02:10.020
‫عواقب غیرممکنِ
‫یه بازی غیرممکن / شنبه، ۱۷ خرداد

02:13.360 --> 02:15.110
‫تو رو خدا، نورن!

02:15.110 --> 02:16.650
‫هنوز بیدار نشو!

02:17.110 --> 02:20.870
‫نورن میتسوئوکا الانشم هیپنوتیزم شده.

02:21.200 --> 02:26.410
‫وقتی بیدار شه، عاشق اولین
‫کسی می‌شه که می‌بینه!

02:26.700 --> 02:28.250
‫چه مرگشه؟

02:28.250 --> 02:31.960
‫ایجی ریندو که به کنار،
‫به تنما هم نگاه نکن!

02:31.960 --> 02:32.790
‫اگه نگاه کنی...

02:32.790 --> 02:33.630
‫گوشت چرخ‌کرده / عشق / عشق / عشق
‫تظاهر به قرار گذاشتن

02:33.630 --> 02:36.130
‫رابطه‌ها خیلی پیچیده و...
‫خرتوخر می‌شه!

02:36.130 --> 02:38.880
‫توی باشگاه اقتصاد خانه
‫اوضاع خیلی ضایع می‌شه!

02:45.850 --> 02:47.140
‫مخلفات چاشو

02:47.140 --> 02:48.060
‫ها؟

02:48.060 --> 02:50.520
‫چرا داری لوله‌ها رو
‫با گوشت چاشو پر می‌کنی؟

02:50.850 --> 02:52.400
‫این برای صلحه!

02:52.400 --> 02:54.070
‫دیگه نمی‌تونم اون رو شلیک کنم!

02:54.070 --> 02:55.360
‫مطمئنی؟

02:55.360 --> 02:58.530
‫فکر کنم اگه تلاش کنی بتونی شلیک کنی!
‫مطمئنی؟

02:58.950 --> 02:59.780
‫همم؟

03:04.580 --> 03:05.540
‫پودر ماهی؟

03:06.040 --> 03:06.950
‫ها؟

03:09.910 --> 03:10.870
‫آه...

03:10.870 --> 03:11.960
‫راست می‌گی.

03:15.500 --> 03:17.380
‫بس کن!

03:19.380 --> 03:22.090
‫پودر ماهی...
‫مشتری‌ها رو تشنه می‌کنه.

03:42.570 --> 03:43.820
‫وقت استراحت!

03:44.410 --> 03:45.830
‫بیا یه نفسی تازه کنیم!

03:48.040 --> 03:49.750
‫ببخشید که این رو پرت کردم برات!

03:53.580 --> 03:55.500
‫قبل از اومدن اینجا، اینا رو خریدم.

03:56.840 --> 03:59.920
‫در هر صورت، این یارو فوق‌العاده‌ست!

03:59.920 --> 04:03.510
‫من تا حالا گلف بازی نکردم،
‫ولی به نظر می‌رسه کارش خیلی درسته!

04:04.090 --> 04:09.220
‫این حد از دقت و قدرت چیزی نیست
‫که بشه یه روزه یاد گرفت.

04:09.220 --> 04:11.140
‫باید بره گلف‌باز حرفه‌ای بشه!

04:11.980 --> 04:14.520
‫من درست نمی‌دونم فاز این یارو چیه...

04:14.520 --> 04:21.030
‫ولی از اون آدم‌هاییه که خودش انتخاب می‌کنه
‫کسی رو بکشه یا نه.

04:21.030 --> 04:24.410
‫حیفه، با توجه به اینکه
‫این همه مهارت داره...

04:24.410 --> 04:27.780
‫و منم دلم نمی‌خواد وقتی تو این حالم
‫باهاش بجنگم.

04:32.290 --> 04:33.540
‫دفترچه یادداشت من
‫مدادرنگی

04:36.040 --> 04:36.880
‫موافق

04:36.880 --> 04:38.210
‫«موافق»...

04:38.210 --> 04:40.130
‫صبر کن، تو هم می‌تونی حرف دلت رو بزنی!

04:40.300 --> 04:41.260
‫تو فوق‌العاده‌ای. نمی‌خوام بکشمت.

04:41.260 --> 04:44.630
‫«تو فوق‌العاده‌ای. نمی‌خوام بکشمت.»

04:44.630 --> 04:45.260
‫چی...

04:45.550 --> 04:47.510
‫پس بیا این مسخره‌بازی رو تمومش کنیم!

04:47.510 --> 04:48.600
‫ولی نمی‌تونم بی‌خیال ماموریتم بشم.

04:48.600 --> 04:52.520
‫«ولی نمی‌تونم بی‌خیال ماموریتم بشم.»

04:52.810 --> 04:57.110
‫«و الان نمی‌تونم درست فکر کنم.»

04:57.110 --> 04:57.900
‫و الان نمی‌تونم درست فکر کنم.
‫برادرم داره سعی می‌کنه درستش کنه.

04:57.900 --> 05:00.530
‫«برادرم داره سعی می‌کنه درستش کنه.»

05:00.530 --> 05:01.150
‫منم می‌خوام درستش کنم.

05:01.150 --> 05:03.150
‫«منم می‌خوام درستش کنم.»

05:03.150 --> 05:06.660
‫«می‌خوام این قضیه براش تموم بشه.»

05:07.120 --> 05:08.660
‫«یکم ترسناکه...»

05:08.660 --> 05:09.280
‫«یکم ترسناکه، ولی برادرم
‫برام از همه مهم‌تره.»

05:09.280 --> 05:13.160
‫«...ولی برادرم
‫برام از همه مهم‌تره.»

05:17.380 --> 05:18.880
‫بدجور منو تو منگنه گذاشتی!

05:19.250 --> 05:21.050
‫نمی‌تونم عقب‌نشینی کنم!

05:21.050 --> 05:23.920
‫مذاکره‌کننده خوبی هم نیستم!

05:24.670 --> 05:28.850
‫واقعاً نباید قبل از مسابقه
‫درباره حریفم چیزی می‌فهمیدم.

05:29.510 --> 05:31.180
‫ولی این دلیل نمیشه که...

05:31.600 --> 05:34.100
‫باختنم مشکلی نداشته باشه!

05:34.810 --> 05:35.640
‫خب...

05:35.940 --> 05:37.650
‫بیا برگردیم سر بازی!

05:39.270 --> 05:40.190
‫تنما!

05:40.190 --> 05:41.020
‫حالت خوبه؟

05:41.320 --> 05:43.320
‫اوگامی! خودت چی؟

05:43.320 --> 05:45.150
‫آره! کار من این طرف تمومه!

05:45.150 --> 05:45.780
‫ها؟

05:46.400 --> 05:47.700
‫نورن چطور؟

05:48.070 --> 05:48.780
‫ها؟

05:50.070 --> 05:52.410
‫خوبه! هنوز بیدار نشده!

05:53.040 --> 05:55.540
‫کارت تمومه؟ یعنی...

05:55.540 --> 05:56.460
‫آره!

05:56.460 --> 05:58.290
‫داداش بزرگه رو حذف کردم.

05:59.960 --> 06:02.670
‫رئیس، این بدترین لحن ممکنه!

06:02.670 --> 06:03.960
‫نکشتینش که!

06:04.380 --> 06:06.590
‫اوه، ببخشید. عادت قدیمی بود.

06:32.990 --> 06:36.660
‫اوگامی! نگو که با اون یکی
‫جنگیدی و کشتیش—

06:36.660 --> 06:37.750
‫نکشتمش!

06:37.750 --> 06:39.670
‫فقط بیهوشش کردم!

06:40.040 --> 06:44.380
‫ولی فکر کنم اون یارو فکر می‌کنه
‫داداش بزرگش رو کشتی!

06:46.920 --> 06:48.930
‫قاطی کرده و داره به هر طرف شلیک می‌کنه!

06:49.590 --> 06:53.680
‫اینطوری جاخالی دادن از توپ‌ها سخت‌تره
‫و زدنشون غیرممکن!

06:54.180 --> 06:56.220
‫لعنتی، چطور جلوش رو بگیرم؟

06:56.220 --> 06:57.560
‫چند تا شلیک به دست و پاش؟

06:57.890 --> 06:59.730
‫نه، شلیک به سر؟

07:00.140 --> 07:02.980
‫در هر صورت،
‫نباید بذارم تنما خون ببینه!

07:03.360 --> 07:05.440
‫اوگامی! بذار من جاش رو بگیرم!

07:05.440 --> 07:06.190
‫ها؟

07:06.480 --> 07:07.900
‫حواسش رو پرت کن...

07:07.900 --> 07:09.320
‫حتی شده برای چند ثانیه!

07:09.950 --> 07:12.820
‫اون‌وقت یه شوت مرگبار واقعی نشونت میدم!

07:16.990 --> 07:18.120
‫هی، این طرفی!

07:18.120 --> 07:19.460
‫اون توپ رو شوت کن سمت من!

07:26.920 --> 07:27.800
‫رئیس؟

07:30.420 --> 07:31.630
‫مشکلی نیست!

07:35.970 --> 07:38.770
‫شوت مرگبار؟ جدی؟

07:39.310 --> 07:42.060
‫ولی تنما اهل لاف زدن نیست.

07:42.480 --> 07:44.230
‫اگه میگی می‌تونی انجامش بدی...

07:44.230 --> 07:45.440
‫بهت باور دارم.

07:46.270 --> 07:48.990
‫فوتبال هم یه جور بازیه که
‫می‌تونی به توپ چرخش بدی.

07:48.990 --> 07:52.320
‫مثلاً ضربه‌های موزی
‫و شوت‌های کات‌دار وجود دارن.

07:53.320 --> 07:57.200
‫ولی یه نوع چرخش هست که
‫تقریباً هیچ‌وقت تو فوتبال نمی‌بینی.

07:57.740 --> 07:58.910
‫می‌دونی چیه؟

07:59.250 --> 08:01.830
‫اصلاً ایده ندارم. هیچ‌وقت بهش فکر نکردم.

08:03.330 --> 08:04.460
‫مارپیچ!

08:04.460 --> 08:06.210
‫به عبارت دیگه، چرخش ژیرو!

08:06.750 --> 08:08.300
‫درست مثل یه گلوله.

08:08.300 --> 08:11.800
‫چرخوندن توپ به صورت مارپیچ
‫در جهت حرکتش.

08:12.430 --> 08:15.510
‫قدرت نفوذش رو خیلی بالا می‌بره.

08:15.890 --> 08:17.390
‫حداقل روی کاغذ که این‌طوریه.

08:18.350 --> 08:21.430
‫این رو همین‌طوری موقع مسخره‌بازی
‫به ذهنت رسید، نه؟

08:21.430 --> 08:23.600
‫انقدر کلاس نذار.

08:36.450 --> 08:37.240
‫جدی؟

08:47.080 --> 08:49.500
‫بتن رو ترکوندی!

08:49.500 --> 08:50.630
‫چطور بود؟

08:50.960 --> 08:53.090
‫قدرتمنده، ولی دفاعم رو کاملاً خالی
‫می‌ذاره.

08:53.090 --> 08:56.220
‫واسه همین نمی‌تونم توی بازی ازش استفاده
‫کنم.

08:56.590 --> 08:57.930
‫پس بی‌فایده‌ست.

09:01.810 --> 09:04.890
‫شرمنده رفیق، ولی من
‫به این بساط خاتمه می‌دم!

09:08.730 --> 09:14.610
‫شوت سوپر چرخش ژیرو!

09:57.280 --> 09:58.700
‫لعنتی، جدی جدی؟

09:59.450 --> 10:03.700
‫زد آدمکش ژاردین رو ناک‌اوت کرد!

10:06.540 --> 10:08.330
‫یه جوری از پسش براومدیم،

10:08.330 --> 10:10.670
‫ولی این افتضاح رو...

10:10.670 --> 10:12.590
‫چه غلطی قراره بکنیم؟

10:12.590 --> 10:13.800
‫اوگامی!

10:14.130 --> 10:16.590
‫کلی سوال دارم که می‌خوام ازت بپرسم!

10:16.590 --> 10:19.970
‫تو قضیه این یاروها رو
‫می‌دونی، مگه نه؟

10:19.970 --> 10:21.510
‫خب، خب...

10:21.510 --> 10:22.350
‫رئیس...

10:22.350 --> 10:24.640
‫نمی‌تونیم این گندکاری رو جمع کنیم!
‫بدبخت شدیم رفت!

10:24.640 --> 10:25.810
‫- هان؟
‫- هان؟

10:27.520 --> 10:29.020
‫صبح بخیر.

10:29.020 --> 10:30.310
‫هان؟

10:30.860 --> 10:33.150
‫اوگامی؟

10:51.080 --> 10:51.710
‫اوه...

10:52.040 --> 10:53.920
‫خـ... خب...

10:53.920 --> 10:55.170
‫این دیگه چه صیغه‌ایه...

10:55.170 --> 10:57.840
‫چرا بین این همه جا، اینجا خوابم برده بود؟

10:58.300 --> 10:59.340
‫آهان، یادم اومد!

10:59.340 --> 11:02.680
‫توی سینما دو نفر
‫یهو بهم حمله کردن.

11:09.230 --> 11:10.560
‫نگو که...

11:10.560 --> 11:12.810
‫بازم تو نجاتم دادی.

11:13.150 --> 11:14.270
‫نه.

11:14.270 --> 11:15.360
‫من نبودم.

11:15.360 --> 11:17.530
‫خیلی خوشحالم! مرسی!

11:17.860 --> 11:19.950
‫منم کمک کردم‌ها.

11:20.610 --> 11:21.910
‫«بازم»؟

11:21.910 --> 11:26.660
‫لعنتی، نکنه این دختره داره می‌فهمه
‫که قبلاً هم نجاتش داده!

11:26.990 --> 11:29.710
‫اوضاع داره از هر
‫جهت خراب‌تر می‌شه!

11:30.000 --> 11:32.710
‫وای، ببخشید!
‫انقدر خوشحال شدم که دست خودم نبود!

11:33.130 --> 11:34.090
‫نه بابا.

11:34.380 --> 11:37.590
‫رئیس، چند
‫دقیقه‌ست داری می‌لرزی؟

11:37.590 --> 11:39.970
‫مـ... معلومه که می‌لرزم!

11:39.970 --> 11:42.890
‫بهت گفتم که سن نورن
‫قد دختر خودمه!

11:42.890 --> 11:45.680
‫همین خودش دلیل کافیه
‫که نتونم با این قضیه کنار بیام!

11:45.680 --> 11:47.600
‫منظورم اینه که اگه یه بچه پنج ساله بود...

11:48.100 --> 11:49.810
‫بابایی، دوستت دارم!

11:49.810 --> 11:51.390
‫می‌خوام باهات ازدواج کنم!

11:51.690 --> 11:54.230
‫منم خیلی خوشحالم! منم دوستت دارم!

11:54.730 --> 11:57.360
‫اون موقع مشکلی نبود!...
‫خیلی هم شیرین و قشنگ بود!

11:57.360 --> 12:00.240
‫حتماً یه بابای خوبیه که بچه‌ش
‫رو خیلی دوست داره! خوش به حالش!

12:00.240 --> 12:03.860
‫ولی وقتی به یه سن عاقلانه می‌رسن،

12:03.860 --> 12:06.660
‫و همون حرف رو با
‫یه لحن جدی می‌گن...

12:07.280 --> 12:10.080
‫بابایی، واقعاً می‌خوام
‫باهات ازدواج کنم!

12:10.080 --> 12:11.250
‫شوخی می‌کنی؟

12:11.250 --> 12:12.410
‫کاملاً جدی‌ام!

12:12.410 --> 12:13.500
‫چرا؟

12:13.870 --> 12:17.000
‫این دیگه لرزه به تن
‫هر بابای معمولی‌ای می‌ندازه!

12:17.000 --> 12:20.050
‫هر مردی که از این چیزا خوشش بیاد،
‫بعد مرگش مستقیم می‌ره ته جهنم!

12:20.050 --> 12:21.130
‫خب، احتمالاً!

12:21.550 --> 12:22.970
‫ر... ر... رئیس...

12:22.970 --> 12:25.220
‫یه آدمکش داره از جهنم حرف می‌زنه؟

12:25.220 --> 12:27.180
‫در هر صورت، ما...

12:27.180 --> 12:30.350
‫نیازی به این حرفای ناامیدکننده ندارم!
‫خودم خوب می‌دونم!

12:31.230 --> 12:32.480
‫اوگامی...

12:33.690 --> 12:36.520
‫شاید این همون
‫اثر پل معلق باشه.

12:36.520 --> 12:37.940
‫سر در نمیارم...

12:37.940 --> 12:40.860
‫ولی یه مدتیه که
‫قلبم داره تندتند می‌زنه!

12:40.860 --> 12:43.110
‫شاید الان وقت مناسبی
‫برای گفتنش نباشه...

12:43.110 --> 12:44.110
‫ولی شاید...

12:44.110 --> 12:45.700
‫فقط شاید...

12:45.700 --> 12:47.490
‫اوگامی، من شاید...

12:47.490 --> 12:48.990
‫عـ... عاشقـ...

12:49.290 --> 12:50.240
‫- هان؟
‫- هان؟

12:53.160 --> 12:54.330
‫چی؟

12:54.330 --> 12:56.250
‫چه غلطی داری می‌کنی، اوگامی؟

12:56.630 --> 13:00.170
‫حتی از نظر منم،
‫داشت بینتون یه چیزایی جور می‌شد!

13:00.170 --> 13:01.760
‫این ضربه کاراته به گردن دیگه چی بود؟

13:01.760 --> 13:03.260
‫آه، یه پشه اونجا بود.

13:03.260 --> 13:04.720
‫پشه رو با دست می‌کشن!

13:04.720 --> 13:06.760
‫با ضربه کاراته نمی‌زننش!

13:07.090 --> 13:10.140
‫واقعاً درسته که قهرمان داستان رو
‫نجات بدی و بعد بیهوشش کنی؟

13:11.890 --> 13:14.770
‫وقتی داشتم می‌اومدم، به برد
‫برادرم کاملاً مطمئن بودم.

13:15.390 --> 13:18.560
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم این‌طوری تموم بشه.

13:18.560 --> 13:20.770
‫کازوما ریندو! تو دیگه چه مرگته...

13:21.070 --> 13:22.230
‫یه لحظه صبر کن، اوگامی!

13:22.230 --> 13:22.940
‫هان؟

13:22.940 --> 13:24.780
‫یه جای کارش عجیبه!

13:25.320 --> 13:28.030
‫چرا لباس‌های چیساتو تنشه؟

13:28.030 --> 13:30.700
‫اوه، نه. اینا مال اون نیست.

13:30.700 --> 13:32.120
‫خودم عین همین لباس رو خریدم.

13:32.120 --> 13:33.330
‫صبر کن ببینم!

13:33.330 --> 13:35.160
‫بعداً درباره‌ش حرف می‌زنیم.

13:35.160 --> 13:37.040
‫آروم باش، تنما.

13:39.710 --> 13:41.550
‫خب، درسته.

13:41.550 --> 13:44.720
‫حالا که کار به اینجا کشیده،
‫فقط یه کار می‌شه کرد.

13:44.720 --> 13:46.180
‫التماس برای جونم.

13:46.590 --> 13:47.890
‫- هان؟
‫- هان؟

13:50.010 --> 13:53.890
‫خواهش می‌کنم. من مهم نیستم.
‫هر کاری بگین می‌کنم.

13:53.890 --> 13:56.560
‫پس لطفاً، حداقل از جون ایجی بگذرین.

13:56.560 --> 13:58.940
‫می‌شه بهش رحم کنین؟

13:59.440 --> 14:03.900
‫تو دنیای ما،
‫شکست یا ناکامی یعنی مرگ.

14:03.900 --> 14:07.150
‫خودم رو آماده کردم که سرنوشتم رو قبول کنم،

14:07.150 --> 14:08.570
‫ولی با این حال...

14:08.570 --> 14:11.580
‫می‌خوام تا آخرین لحظه
‫برای زندگی برادرم بجنگم!

14:12.740 --> 14:14.080
‫خواهش می‌کنم!

14:14.450 --> 14:18.790
‫خب، راستش... من از اولش هم
‫قصد نداشتم همچین کاری کنم.

14:18.790 --> 14:20.710
‫هان؟ داری از اوگامی می‌پرسی؟

14:20.710 --> 14:22.210
‫منم همین‌طور!

14:22.210 --> 14:25.920
‫بعد از این همه ماجرا، اصلاً تو فکر
‫وقت تلف کردن برای ضربه نهایی نیستم!

14:31.930 --> 14:33.350
‫اینم از این.

14:33.970 --> 14:37.310
‫باید با هم حرف بزنیم، واسه همین
‫نمی‌تونم بگم همین الان برین خونه.

14:37.310 --> 14:40.150
‫ولی وقتی تموم شد، می‌تونی
‫هر جا که خواستی ببریش.

14:42.980 --> 14:44.530
‫که این‌طور.

14:44.530 --> 14:46.610
‫معذرت می‌خوام.

14:47.610 --> 14:49.320
‫ازتون ممنونم.

14:51.990 --> 14:55.330
‫خب، گفتم «وقتی تموم شد».

14:55.330 --> 14:57.620
‫هنوز خیلی مونده تموم شه.
‫اینجا بدجوری به هم ریخته.

14:58.250 --> 14:59.920
‫فکر کنم الانه که گریه‌ام بگیره.

15:00.290 --> 15:02.380
‫حالا چیکار کنیم؟

15:02.380 --> 15:04.090
‫صبر کن. یه لحظه وایسا!

15:04.380 --> 15:07.380
‫قبل از اینکه کاری کنیم،
‫یه چیزی هست که باید بپرسم.

15:07.380 --> 15:09.260
‫شماها دیگه چه اعجوبه‌هایی هستین؟

15:09.760 --> 15:12.720
‫داشتم وسط جنگیدن فکر می‌کردم
‫که شماها آدم‌های عادی نیستین.

15:14.140 --> 15:17.850
‫اولش به نظر می‌رسید
‫آدم‌بدهایی هستین که می‌خواین نورن رو بدزدین.

15:17.850 --> 15:21.230
‫ولی سطح شماها خیلی بالاتر از
‫اراذل و اوباش یا یاکوزاست.

15:21.560 --> 15:24.980
‫اوگامی، به نظر می‌رسه تو هم
‫یه چیزایی از قضیه می‌دونی.

15:25.320 --> 15:26.360
‫نکنه...

15:26.730 --> 15:29.360
‫تو هم مال دنیای همینایی؟

15:30.610 --> 15:31.610
‫رئیس!

15:31.610 --> 15:33.070
‫شاید کازوما بتونه...

15:33.070 --> 15:33.990
‫درسته!

15:34.330 --> 15:39.120
‫هی، می‌تونی با هیپنوتیزمت کاری کنی
‫که کل امروز رو فراموش کنه؟

15:39.120 --> 15:41.620
‫هان؟ می‌تونم این کار رو بکنم، ولی...

15:41.920 --> 15:44.000
‫خواهش می‌کنم، فقط انجامش بده!

15:50.840 --> 15:52.470
‫تا سه می‌شمارم.

15:52.470 --> 15:55.140
‫وقتی شمارشم تموم شد و
‫صدای بسته شدن فندک رو شنیدی،

15:55.680 --> 15:57.680
‫فوراً خوابت می‌بره.

15:57.680 --> 16:00.270
‫وقتی بیدار بشی،
‫کل اتفاقات امروز رو فراموش کردی.

16:01.140 --> 16:02.230
‫سه...

16:02.690 --> 16:03.690
‫دو...

16:04.190 --> 16:05.270
‫یک.

16:15.410 --> 16:18.120
‫این دیگه چه مسخره‌بازی‌ای بود؟
‫بس کنین بابا!

16:18.120 --> 16:20.000
‫هان؟ اثر نکرد؟

16:20.000 --> 16:20.750
‫چی؟

16:20.750 --> 16:22.540
‫یـ-یه بار دیگه!

16:23.250 --> 16:24.040
‫هی.

16:24.040 --> 16:25.210
‫یه بار دیگه!

16:26.090 --> 16:28.000
‫بهت که گفتم!

16:29.960 --> 16:31.010
‫این یارو...

16:31.510 --> 16:32.720
‫غیرممکنه!

16:32.720 --> 16:35.140
‫هیپنوتیزم من... اثر نمی‌کنه!

16:35.140 --> 16:36.050
‫هان؟

16:36.050 --> 16:37.470
‫اینجا چه خبره؟

16:37.470 --> 16:40.970
‫خودت می‌گفتی کارت
‫خوب، ارزون و سریعه!

16:40.970 --> 16:43.140
‫من هیچ‌وقت نگفتم مثل رستوران زنجیره‌ای‌ام!

16:43.560 --> 16:46.360
‫گفتم «هر کسی رو...
‫سریع و قوی»!

16:46.730 --> 16:48.820
‫ولی این اولین باره همچین چیزی می‌بینم!

16:48.820 --> 16:50.900
‫فاز این یارو چیه؟

16:50.900 --> 16:52.650
‫اون زیادی غیرعادیه!

16:52.950 --> 16:54.240
‫ر-رئیس...

16:54.240 --> 16:55.820
‫تو این وضعیت...

16:55.820 --> 16:57.490
‫فقط باید خندید.

16:57.830 --> 16:59.620
‫تنما کلاً همین‌طوریه.

17:01.540 --> 17:05.420
‫باید بگم دیگه واقعاً لو رفتیم.

17:07.290 --> 17:09.420
‫آدمکش؟

17:09.420 --> 17:12.170
‫واقعاً همچین آدم‌هایی وجود دارن؟

17:12.710 --> 17:16.180
<i>‫ر-رئیس، واقعاً کار درستی بود بهش گفتین؟</i>

17:16.180 --> 17:17.970
‫نه، خوب نیست.

17:17.970 --> 17:19.970
‫دیگه نمی‌تونم برم مدرسه.

17:19.970 --> 17:23.520
‫ماموریت تمومه و
‫منم از فردا بیکارم.

17:24.390 --> 17:26.440
‫از امروز همه‌چیز تموم شد.

17:26.770 --> 17:29.900
‫ببخشید که قبلش می‌خواستم هیپنوتیزمت کنم.

17:30.320 --> 17:33.360
‫و ممنون از اینکه
‫کمکم کردی نورن رو نجات بدم.

17:35.030 --> 17:37.530
‫اوگامی، تو هم داری می‌ری؟

17:41.030 --> 17:42.040
‫آره.

17:43.040 --> 17:43.910
‫هان؟

17:44.250 --> 17:47.420
‫مگه مدرسه رفتن واسه یه آدمکش بده؟

17:47.710 --> 17:48.750
‫- هان؟
‫- هان؟

17:48.750 --> 17:51.800
‫منظورم اینه که آدم کشتن
‫کاریه که هیچ‌وقت نباید بکنی.

17:51.800 --> 17:53.670
‫بهتره بگم همین الان بذارش کنار.

17:53.670 --> 17:56.510
‫ولی مگه این خودش دلیل بیشتری
‫واسه مدرسه رفتنت نیست؟

17:56.510 --> 17:58.300
‫که بتونی یه مسیر شغلی دیگه پیدا کنی؟

17:59.180 --> 18:01.680
‫تو فقط واسه کار مجبور بودی
‫بری مدرسه، مگه نه؟

18:02.220 --> 18:04.100
‫حداقل از نظر من
‫این‌طور به نظر می‌رسید.

18:05.350 --> 18:08.730
‫می‌دونم اگه الانم کنار بکشی، کارهای
‫گذشته‌ت پاک نمی‌شه.

18:08.730 --> 18:09.350
‫ولی من نمی‌تونم ماموریتم رو رها کنم.

18:09.350 --> 18:10.810
‫الانم نمی‌تونم درست فکر کنم.
‫برادرم داره سعی می‌کنه درستش کنه.

18:10.810 --> 18:11.900
‫ولی در نهایت...

18:11.900 --> 18:15.240
‫فکر نمی‌کنم شماها آدم‌های بدی باشین.

18:16.200 --> 18:19.450
‫منظورم اینه که مدرسه و
‫درس خوندن رو دوست داری، مگه نه؟

18:19.820 --> 18:22.280
‫پس بی‌خیالش نشو.

18:22.280 --> 18:26.080
‫می‌تونی تغییر کنی، به جلو نگاه کنی
‫و دوباره بیای مدرسه.

18:26.460 --> 18:28.330
‫منم هویتت رو لو نمی‌دم.

18:29.830 --> 18:31.460
‫اینا چشونه؟

18:31.790 --> 18:33.630
‫اول استاد، بعد آبجی...

18:33.630 --> 18:35.260
‫حالا هم این یارو؟

18:35.590 --> 18:39.090
‫نمی‌فهمم کی
‫بزرگتره و کی بچه‌ست.

18:40.260 --> 18:41.220
‫نه.

18:41.550 --> 18:45.810
‫شاید اصلاً این
‫چیزها مهم نباشه.

18:47.060 --> 18:51.770
‫از وقتی اومدم مدرسه،
‫خیلی چیزها یاد گرفتم.

18:53.270 --> 18:55.570
‫این در مورد شما دوتا برادر هم صدق می‌کنه!

18:55.570 --> 18:57.860
‫نباید آدم بکشین! هیچ‌وقت!

18:57.860 --> 18:59.950
‫آره، راست می‌گی.

19:01.530 --> 19:05.200
‫حرفی که می‌زنی... چیزیه که
‫برادرم هم ممکنه بگه.

19:05.620 --> 19:06.870
‫- هان؟
‫- اوه!

19:07.200 --> 19:08.290
‫صدای آژیره؟

19:08.290 --> 19:09.250
‫هی، کازوما!

19:09.620 --> 19:13.130
‫نه، این یکی از نقشه‌های من نیست.

19:13.130 --> 19:15.000
‫واقعاً گزارش دادن.

19:15.500 --> 19:17.010
‫شماها از در پشتی برین.

19:17.010 --> 19:17.630
‫هان؟

19:18.130 --> 19:20.510
‫من هیپنوتیزم بلدم.

19:20.840 --> 19:24.260
‫راحت می‌تونم یه داستان سر هم کنم
‫تا خودم رو تبرئه کنم.

19:24.260 --> 19:27.770
‫به هر حال از قبل قصد
‫داشتم همین کار رو بکنم.

19:27.770 --> 19:29.100
‫ولی...

19:29.100 --> 19:30.390
‫شاید شکست بخوری.

19:30.390 --> 19:32.400
‫تنما یه استثناست!

19:35.820 --> 19:37.990
‫نه، کار ما هنوز تموم نشده!

19:37.990 --> 19:40.570
‫هیپنوتیزم نورن رو باطل کن!

19:40.570 --> 19:42.570
‫شرمنده، الان وقتش رو ندارم!

19:42.570 --> 19:44.240
‫دفعه‌ی بعد بهش می‌رسم!

19:44.240 --> 19:44.910
‫هان؟

19:45.580 --> 19:48.120
‫من از قبل کارهای اداریش رو
‫انجام دادم...

19:48.120 --> 19:50.160
‫واسه همین خیلی زود دوباره همدیگه رو
‫می‌بینیم.

19:50.620 --> 19:54.790
‫شک ندارم اون دختره کلیدیه
‫واسه درمان برادرم.

19:55.420 --> 19:57.170
‫فعلاً بی‌خیال دوئل می‌شم...

19:57.170 --> 19:59.510
‫ولی در آینده‌ای نزدیک...

19:59.510 --> 20:01.300
‫ما به مدرسه‌ی شما منتقل می‌شیم.

20:01.720 --> 20:03.840
‫واقعاً؟ روش حساب می‌کنم!

20:03.840 --> 20:06.430
‫امیدوارم خیلی زودتر
‫از آینده‌ی نزدیک باشه!

20:15.560 --> 20:17.480
‫حالت خوبه؟

20:17.480 --> 20:18.480
‫جایی‌ت آسیب ندیده؟

20:19.570 --> 20:21.070
‫تو هم خوبی؟

20:21.650 --> 20:22.950
‫آسیب ندیدی—

22:35.910 --> 22:37.120
‫ریاضیات
‫دوره اول متوسطه ۱

22:37.120 --> 22:40.830
‫پسر، عجب آخر هفته‌ی جهنمی‌ای بود!

22:40.830 --> 22:42.630
‫آخ گفتی، واقعاً.

22:42.630 --> 22:46.340
‫خیلی خوبه که دوباره
‫می‌تونی بری مدرسه!

22:46.340 --> 22:47.920
‫به هر حال یه جورایی درست شد.

22:48.550 --> 22:53.350
‫آخرش، حتی با کنار گذاشتن سن و سالم،
‫تنما فهمید کارم چیه.

22:53.350 --> 22:57.310
‫احتمالشم خیلی زیاده که آدمکش‌هایی
‫که دنبال نورن هستن، بازم بیان سراغش.

22:57.980 --> 23:02.190
‫واقعاً باید روی خیلی چیزها
‫دوباره فکر کنیم.

23:02.860 --> 23:04.150
‫علاوه بر اون...

23:04.150 --> 23:06.490
‫این قضیه هنوز تموم نشده.

23:06.490 --> 23:11.450
‫انگار برادران ریندو هم قراره
‫به این مدرسه‌ی راهنمایی منتقل بشن.

23:12.370 --> 23:13.830
‫اوگامی...

23:14.660 --> 23:18.330
‫ولی تا اون موقع،
‫نورن هنوز تحت هیپنوتیزمه.

23:18.330 --> 23:21.670
‫تازه، این طلسم اون رو
‫تو حالت عشق ۱۰۰ درصد جدی قرار داده،

23:21.670 --> 23:23.170
‫واسه همین به طرز عجیبی پیگیره!

23:24.710 --> 23:28.630
‫از امروز، حتی یه لحظه هم
‫نمی‌تونم توی مدرسه گاردام رو بیارم پایین.

23:28.630 --> 23:30.220
‫چرا اصلاً تو خونه نمی‌مونی؟

23:30.020 --> 23:40.020
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:30.220 --> 23:32.140
‫عمراً. می‌خوام درس بخونم.

23:33.390 --> 23:36.470
‫هر اتفاقی هم که بیفته،
‫باید تمام تلاشم رو بکنم...

23:36.470 --> 23:39.060
‫تا حتی اتفاقی هم رابطه‌ام
‫با نورن جلوتر نره!

23:39.060 --> 23:42.060

