WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.300 --> 00:01.580
‫آرک...

00:01.580 --> 00:03.240
‫کارت تمومه!

00:06.130 --> 00:08.830
‫جادوی صلیب: تیر رز!

00:10.590 --> 00:13.970
<i>جادو گلبرگ‌ها رو تقویت کرده و
.اونا رو مثل نیزه کرده</i>

00:13.970 --> 00:16.390
‫هه، فقط باید جاخالی بدم.

00:17.550 --> 00:18.300
!وایسا

00:19.820 --> 00:21.260
<i>!دارن دنبالم می کنن</i>

00:21.510 --> 00:25.060
<i>‫چون قدرت جادویی زیادی نداشت،
‫دست‌کم گرفتمش،</i>

00:25.060 --> 00:27.570
<i>‫ولی کنترلش روی جادوی باد
‫عالیه.</i>

00:31.490 --> 00:34.950
!همه‌چیزمون رو روی این قدرت جادویی گذاشتیم

00:34.950 --> 00:38.790
‫چه بامزه. با اون استعداد کمت،
‫داری نهایت تلاشت رو می‌کنی.

00:38.790 --> 00:39.830
‫خیلی خب.

00:40.060 --> 00:43.090
.جادوی تو در برابر من

00:43.090 --> 00:45.740
‫نشونت می‌دم کی برتره!

00:45.740 --> 00:49.790
‫جادوی مارافسای: آتش جهنمی حسادت!

01:00.850 --> 01:03.790
‫اوه، چترم تیکه پاره شد.

01:03.790 --> 01:06.590
و اون‌قدر قوی بود که
.می‌تونست جلوی گلوله رو بگیره

01:06.590 --> 01:07.440
‫با این حال...

01:08.020 --> 01:10.110
‫من بردم.

02:41.670 --> 02:45.310
.جادوی کمانت کم آورد، چه تراژدیک

02:45.310 --> 02:48.360
‫راستش رو بخوای، فکر نمی‌کردم
‫به اینجا برسی،

02:48.360 --> 02:50.780
‫ولی خب، بازنده‌ها همیشه
‫بازنده می‌مونن.

02:50.780 --> 02:52.660
‫مبارزه خوبی بود!

02:52.660 --> 02:53.640
‫نه...

02:54.340 --> 02:58.600
‫ما بردیم.

03:00.100 --> 03:03.160
.ها، حسادت می‌کنی؟ چه غم‌انگیز

03:03.160 --> 03:05.720
‫اسپیکا دیگه افتاده توی دستم.

03:10.060 --> 03:11.400
<i>‫یه عروسک چوبی؟</i>

03:11.400 --> 03:13.150
<i>‫اسپیکا کجاست؟</i>

03:16.810 --> 03:18.280
<i>‫ازم جلو زد!</i>

03:19.030 --> 03:21.470
<i>‫قدرت جادوییم داره برمی‌گرده.</i>

03:21.950 --> 03:24.340
<i>‫ممنونم از همگی.</i>

03:24.340 --> 03:26.190
<i>‫که برام وقت خریدید.</i>

03:29.920 --> 03:31.360
‫طلسم‌شکن.

03:32.600 --> 03:35.110
‫اون آیینِ شکستن طلسمه؟!

03:35.110 --> 03:36.470
‫نمی‌ذارم!

03:45.680 --> 03:47.120
‫اسپیکا.

03:47.120 --> 03:48.510
‫بقیه کجان؟

03:49.030 --> 03:52.550
اونا ریگل رو برامون معطل کردن

03:52.880 --> 03:55.760
.اینطوری تونستم تا اینجا بیام

03:56.290 --> 03:57.660
‫کارت عالی بود.

03:58.560 --> 04:00.440
‫بیا سریع بریم کمکشون.

04:00.860 --> 04:02.130
‫تحویلمش بده.

04:03.490 --> 04:05.390
‫اسپیکا رو به من بده،

04:06.000 --> 04:08.200
‫کلود!

04:10.660 --> 04:14.120
‫آرک، متاسفم، ولی دیگه
‫هیچ رحمی بهت نمی کنم.

04:14.870 --> 04:17.690
فکر می‌کردم یه روزی
.همدیگه رو می‌فهمیم

04:17.690 --> 04:18.830
‫ناامیدم کردی.

04:20.820 --> 04:23.360
‫لعنتی! چطور این اتفاق افتاد؟

04:23.360 --> 04:24.420
‫چرا؟

04:24.660 --> 04:26.090
‫اون...

04:26.090 --> 04:28.760
.جادوی کمان فقط حواس‌پرتی بود

04:29.640 --> 04:33.880
‫سخته بپذیرم، ولی هنوز اون‌قدر
‫قوی نیستیم که شکستت بدیم.

04:33.880 --> 04:36.360
‫برای همین مجبور شدیم زرنگ باشیم.

04:36.360 --> 04:39.270
‫همون لحظه که تیرم رو زدم، یه طعمه ساختم.

04:39.270 --> 04:41.960
‫با اون همه گلبرگ که پوششم بود،
‫به سمت چشمه دویدم.

04:41.960 --> 04:45.100
‫لازم نبود شکستت بدم.
‫فقط باید جلو می‌زدم.

04:45.100 --> 04:48.310
‫هدفمون برگردوندن سنسه بود.

04:48.310 --> 04:50.190
‫پس همه‌اش بازی بود؟

04:50.190 --> 04:53.280
که با جادوی کمان حواسم پرت بشه؟

04:53.810 --> 04:55.150
‫آرک...

04:55.150 --> 04:56.920
‫کارت تمومه!

04:57.920 --> 05:01.440
<i>همون لحظه این نقشه رو کشید؟</i>

05:02.230 --> 05:07.380
‫جادوگر برتر کسیه که
‫بتونه خلاقانه فکر کنه.

05:07.610 --> 05:11.050
<i>‫فکر می‌کردم اون ضعیف‌ترین
‫شاگردشه...</i>

05:11.050 --> 05:13.500
<i>‫ولی این‌طور نبود.</i>

05:14.020 --> 05:15.870
<i>‫اسپیکا ویرگو...</i>

05:15.870 --> 05:19.070
<i>!ممکنه در آینده برای فرقه خطرساز باشه</i>

05:20.850 --> 05:23.460
‫چی شده، آرک؟

05:23.460 --> 05:25.210
‫اذیتت کردن؟

05:25.210 --> 05:26.740
‫طفلکی.

05:28.130 --> 05:29.340
.ریگل

05:29.340 --> 05:32.190
‫اوه، کلود انگار برگشته.

05:32.420 --> 05:33.810
‫نه...

05:33.810 --> 05:35.980
‫چرا اون اینجاست؟

05:36.790 --> 05:38.170
‫بقیه کجان؟

05:39.360 --> 05:42.530
‫گمونم توی شکمش باشن.

05:42.530 --> 05:44.840
‫البته تا الان باید هضم شده باشن.

05:45.880 --> 05:48.580
‫همه‌شون خیلی تلاش کردن.

05:48.580 --> 05:51.090
!ما براش زمان می‌خریم

05:51.090 --> 05:53.320
‫چه دوستی قشنگی!

05:53.320 --> 05:54.970
‫واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم.

05:54.970 --> 05:59.560
‫اما قیافه‌شون وقتی داشتن زنده
‫زنده بلعیده می‌شدن، پر از ناامیدی بود...

06:01.120 --> 06:03.010
‫خیلی لذت‌بخش بود.

06:03.440 --> 06:05.900
‫اوه، جای ناراحتی نیست.

06:05.900 --> 06:08.370
‫کسایی که توسط مار سایه بلعیده می‌شن،

06:08.370 --> 06:10.270
‫جذب می‌شن و تبدیل به
‫قدرت جادویی من می‌شن،

06:10.270 --> 06:13.740
.و بعد تا ابد درونم زندگی می‌کنن

06:13.740 --> 06:17.490
‫حالا، نوبت توئه که با من یکی بشی.

06:17.010 --> 06:18.000
‫خفه شو.

06:20.170 --> 06:25.040
یه بار دیگه دهنت رو باز کنی
.می‌کشمت، مار حروم زاده

06:25.040 --> 06:26.370
می‌کشیم؟

06:26.370 --> 06:30.010
‫یه استاد نباید این‌طوری حرف بزنه!

06:30.010 --> 06:32.790
‫چرا از شاگردات یاد نمی‌گیری؟

06:32.790 --> 06:36.190
‫همه‌شون تا لحظه آخر شجاع بودن.

06:36.190 --> 06:40.710
دختر عقربی مدام بلند می‌شد و می‌گفت
!من از اسپیکا محافظت می‌کنم

06:40.710 --> 06:44.740
و کاپریکورن روحیه بقیه رو حفظ می‌کرد و
!میگفت : تسلیم نشید

06:44.740 --> 06:49.230
آیریس وقتی آرک داشت انرژی
.حیاتش رو می‌گرفت، به جنگیدن ادامه داد

06:49.230 --> 06:55.450
خرچنگ ناامیدانه از همه در برابر مرگ
.محافظت می‌کرد

06:56.050 --> 06:58.200
‫چه دلسوزی عمیقی برای هم داشتن...

06:58.200 --> 07:00.700
‫خیلی زیباست.

07:00.700 --> 07:03.870
‫و خیلی هم خوشمزه.

07:05.540 --> 07:07.990
!ریگل

07:10.590 --> 07:14.560
‫بهت گفتم دهنت رو باز نکن.

07:14.560 --> 07:15.820
‫دیگه دیره!

07:15.820 --> 07:17.250
‫شب شده.

07:17.250 --> 07:19.260
‫حالا تاریکی حکمرانی می‌کنه.

07:19.260 --> 07:23.980
‫هر جادویی که استفاده کنی،
‫من فقط کافیه برم توی سایه‌ها.

07:23.980 --> 07:28.190
‫و جادوی مارافسای هرچی تاریک‌تر باشه،
‫قدرتمندتر می‌شه.

07:29.350 --> 07:33.610
!‫جادوی بزرگ: مار بزرگ بعل‌الذباب

07:33.610 --> 07:34.830
‫امکان نداره!

07:34.830 --> 07:36.570
‫دو تا از اون مارها؟!

07:37.780 --> 07:40.030
!کلود تویی که قراره بمیری

07:40.030 --> 07:43.710
‫حالا، بذار دست و پا زدنت رو ببینم، کلود!

07:47.960 --> 07:50.330
‫عه، چی؟ آسمون؟

07:51.360 --> 07:52.410
‫ممکن نیست...

07:52.410 --> 07:54.970
با ضربه اون باد پرت شدم؟

07:54.970 --> 07:55.810
‫با کل زمین؟!

07:56.900 --> 08:00.760
‫اون‌قدر سریع بود که
‫حتی نتونستم دنبالش کنم!

08:00.760 --> 08:02.660
‫این دیگه یه توانایی فراانسانیه.

08:02.660 --> 08:05.260
‫این کلودِ واقعیه؟

08:07.810 --> 08:10.610
‫اون توی اون چشمه، هیچ‌وقت
‫کمبود قدرت جادویی پیدا نمی‌کنه!

08:10.610 --> 08:12.480
‫می‌تونه با تمام توانش بجنگه!

08:12.480 --> 08:15.090
.. جادوی کمان بزرگ

08:16.230 --> 08:19.530
‫کمان یخی: تیر یخی!

08:21.500 --> 08:24.600
‫تیرهای یخی که با کنترل سرما ساخته شدن!

08:24.600 --> 08:26.960
‫باورم نمی‌شه کسی بتونه جادوی بزرگ منو
‫متوقف کنه!

08:26.960 --> 08:29.210
‫در این صورت، برگ برنده‌ام رو رو می‌کنم.

08:31.140 --> 08:33.830
‫آپوفیس معده خیلی قوی‌ای داره!

08:33.830 --> 08:37.310
‫اسید معده‌اش می‌تونه به راحتی
‫هر تیر یخی‌ای رو ذوب کنه!

08:37.310 --> 08:40.800
‫جادوی بزرگت رو متوقف کردم، کلود!

08:40.800 --> 08:44.050
‫جادوی تو حریف من نمی‌شه!

08:44.820 --> 08:47.440
<i>‫ها؟ کلود غیب شد؟ چی؟</i>

08:47.440 --> 08:48.940
‫من اینجام، مارِ زشت!

08:51.800 --> 08:54.540
.به دانش آموزام آسیب زدی

08:54.540 --> 08:56.360
!با خونت تقاص پس میدی

08:58.110 --> 09:03.360
!جادوی کمان بزرگ: ضربه زفیر

09:07.720 --> 09:13.090
<i>‫قبلاً بارها با جادوگرهای درجه یک
‫جنگیده بودم.</i>

09:13.090 --> 09:17.830
<i>‫اما اون حتی بین اونا هم استثناییه.</i>

09:17.830 --> 09:22.280
<i>‫همیشه می‌دونستم که اون خاصه.</i>

09:27.650 --> 09:30.770
... رگیل شکست خورد

09:31.570 --> 09:33.420
<i>‫خیلی قدرتمنده.</i>

09:33.420 --> 09:36.320
<i>.این قدرت واقعی استاده</i>

09:36.710 --> 09:39.730
<i>‫اما پیروزی، همه رو برنمی‌گردونه.</i>

09:40.180 --> 09:41.780
‫اسپیکا، نگاه کن!

09:44.900 --> 09:46.240
‫این...؟

09:46.240 --> 09:47.190
‫آره.

09:47.190 --> 09:49.400
!این جادوی فلز هرکولس - سنسه‌ست

09:51.630 --> 09:54.010
‫نمی‌دونستم بهش مسلط شدی.

09:54.480 --> 09:56.120
‫کارت عالی بود، تارف.

09:56.120 --> 09:58.770
.کیرون بیهوشه، ولی حالش خوبه

10:03.310 --> 10:06.430
‫خداروشکر!

10:08.890 --> 10:10.710
<i>‫واقعاً خوش‌شانسیم.</i>

10:11.220 --> 10:14.060
<i>‫این‌بار همه‌شون نجاتمون دادن.</i>

10:16.420 --> 10:18.420
‫تموم شد، آرک.

10:18.980 --> 10:22.370
‫حالا بگو ببینم فرقه چه نقشه‌ای داره.

10:22.900 --> 10:26.170
‫می‌خواستید با اسپیکا چیکار کنید؟

10:28.150 --> 10:29.110
‫سنسه!

10:29.110 --> 10:30.000
‫عقب بایست!

10:30.000 --> 10:32.020
.دارم مورد حمله قرار می‌گیرم

10:32.020 --> 10:33.490
‫این جادو...

10:36.800 --> 10:41.800
... شوخی می‌کنی؟ ریگل مردی؟ داداش

10:41.800 --> 10:42.770
‫یکی دیگه هم هست؟!

10:43.530 --> 10:46.270
‫این هم جادوی مارافسایه؟

10:46.270 --> 10:48.850
‫لینکس! درست به‌موقع رسیدی!

10:48.850 --> 10:52.260
‫می‌تونی با حرکت ویژه‌ات
‫کلود رو متوقف کنی!

10:53.810 --> 10:55.440
<i>‫نه...</i>

10:55.440 --> 10:59.780
<i>،حالا که ریگل رو شکست دادیم
دوباره باید بجنگیم؟</i>

11:02.910 --> 11:04.150
‫صدای سم؟

11:04.150 --> 11:05.510
‫این صدا...

11:06.320 --> 11:07.570
‫خودشونن!

11:10.490 --> 11:11.540
‫شوواچ!

11:13.500 --> 11:15.090
!پروفسورها

11:15.390 --> 11:17.810
... جانورانی که در تاریکی شب می‌خزید

11:17.810 --> 11:22.090
اگر نیشتان را به روی
،بره‌های عزیزم آشکار کنید

11:22.090 --> 11:26.440
گلوله‌های نقره‌ایم ماه امشب را
!به خون رنگین می‌کنند

11:26.440 --> 11:30.470
<i>‫خیلی خفن اومد، ولی اصلاً نفهمیدم
‫چی داشت می‌گفت!</i>

11:30.470 --> 11:33.430
<i>‫آرک هم حتماً گیج شده.</i>

11:33.980 --> 11:38.830
فکر کردی ون هلسینگی چیزی هستی، خوش‌تیپ خان؟

11:38.830 --> 11:39.890
<i>فهمید؟</i>

11:40.950 --> 11:47.330
‫نمی‌دونم کی هستید، ولی اگه دوباره
‫دستتون به دانش‌آموزام بخوره، اونوقت...

11:47.330 --> 11:50.590
.بیاید جلو تا یه درس حسابی بهتون بدم

11:50.590 --> 11:51.860
!لینکس، حمله کن

11:51.860 --> 11:53.570
‫همه‌شون رو نابود کن!

11:56.470 --> 12:00.580
‫نه رفیق، تعدادشون خیلی زیاده.
‫منو تیکه و پاره می‌کنن.

12:00.890 --> 12:04.500
‫بدشانسیه، نه؟ خب، من که رفتم.

12:04.500 --> 12:05.560
ها؟

12:05.560 --> 12:07.290
!احمق بازی در نیار

12:07.290 --> 12:10.100
مگه خواسته "فرقه" نبود که
اسپیکا رو با خودشون ببرن؟

12:10.100 --> 12:11.280
‫عمراً.

12:11.280 --> 12:15.810
‫من فقط اینجام که بعد از گرفتن اسپیکا،
‫شماها رو برگردونم به پایگاه.

12:15.810 --> 12:19.830
‫بیشتر از سهمم کار نمی‌کنم.
‫من فقط یه کارمندم.

12:19.830 --> 12:21.430
بخاطر خودت هم که شده نمی‌خوای بهتر باشی؟

12:21.430 --> 12:22.450
‫همین‌طوری خوبم.

12:23.290 --> 12:26.140
‫ولی باید ببرمتون،
‫وگرنه کارم تمومه.

12:26.140 --> 12:26.860
‫هی!

12:26.860 --> 12:29.240
‫خب رفقا، فعلاً.

12:27.690 --> 12:29.130
‫ولم کن!

12:30.760 --> 12:32.060
‫من دنبالشون می‌رم.

12:32.060 --> 12:35.010
‫از بقیه سنسه‌ها می‌خوام
‫که کمک کنن.

12:35.010 --> 12:36.160
‫این کار رو انجام می‌دم!

12:41.730 --> 12:44.280
باورم نمی‌شه وقتی هدف رو به رو‌مونه
... داریم عقب نشینی می‌کنیم

12:49.640 --> 12:53.140
‫اون چی گفت؟

12:56.370 --> 12:58.700
‫کلود، اونا کجا رفتن؟

12:58.700 --> 13:02.220
‫اون دختره که موهاش رو بسته آشناست.

13:03.440 --> 13:04.830
.عضو فرقه‌ان

13:04.830 --> 13:06.040
فرقه؟

13:06.040 --> 13:08.790
‫فکر می‌کردم سازمانشون بعد از دستگیری
‫همه‌شون از هم پاشیده.

13:09.110 --> 13:10.770
‫احتمالاً بازمانده‌هاشونن.

13:10.770 --> 13:13.320
یعنی نقشه دارن
فرقه" رو برگردونن؟"

13:14.000 --> 13:15.360
‫این...

13:17.150 --> 13:19.700
‫چیزیه که اون می‌تونه بهمون بگه.

13:19.700 --> 13:21.760
‫برای همین زنده گذاشتمش.

13:22.380 --> 13:24.250
.هی، مارمولک

13:24.250 --> 13:26.300
‫تحویل ارتش می‌دمت.

13:26.570 --> 13:31.760
‫اگه همه‌چیز رو بهشون نگی،
‫خودم میام و کارتو تموم می‌کنم.

13:31.760 --> 13:33.060
گرفتی؟

13:35.210 --> 13:37.720
.من کمک‌های اولیه رو انجام می‌دم

13:37.720 --> 13:41.560
عزیزانم، از پگاسوس می‌خوام
.به بیمارستان برسونتون

13:41.980 --> 13:43.370
‫اسپیکا ویرگو.

13:45.060 --> 13:47.630
‫بابت اینکه دیر رسیدیم
‫و کمکت نکردیم، متاسفم.

13:47.630 --> 13:49.330
‫اصلاً این‌طور نیست.

13:49.330 --> 13:51.380
‫فقط خوشحالم که اومدید.

13:51.380 --> 13:54.760
‫نه، ما باید زودتر متوجه می‌شدیم
‫که یه جای کار می‌لنگه.

13:56.310 --> 14:00.560
‫بعد از اینکه رسیدیم شهر،
‫منتظرتون بودیم.

14:00.560 --> 14:03.140
‫ولی شنیدیم که قطارها به خاطر
‫ریزش سنگ متوقف شدن،

14:03.140 --> 14:06.720
‫برای همین از پگاسوس - سنسه خواستیم
‫ما رو برگردونه کوه سلن.

14:07.510 --> 14:09.500
‫خیالم راحت شد که همه‌تون سالمین.

14:10.000 --> 14:11.390
‫سختی زیادی کشیدی.

14:12.340 --> 14:13.610
‫بله.

14:13.610 --> 14:15.860
‫خب، بقیه‌اش رو به ما بسپار.

14:15.860 --> 14:17.950
‫فعلاً برو استراحت کن.

14:23.160 --> 14:25.280
‫همه‌چیز تموم شد.

14:25.280 --> 14:26.050
‫آره.

14:26.520 --> 14:28.620
.پروفسورها از اینجا به بعدش رو انجام میدن

14:30.620 --> 14:37.280
‫کلی سوال دارم، ولی الان
‫ذهنم خالیه.

14:38.160 --> 14:44.820
‫همه به خیر گذشت، ولی ممکن بود
‫به خاطر من کسی بمیره.

14:46.630 --> 14:49.300
‫باید قوی‌تر بشم.

14:49.300 --> 14:53.500
‫دفعه بعد نمی‌ذارم شکست بخورم.

14:54.820 --> 14:57.640
‫تو همین الانشم خیلی قوی هستی.

14:57.640 --> 14:59.510
‫این‌طور نیست!

14:59.510 --> 15:03.930
‫به خاطر ضعف منه که
‫بقیه رو به خطر انداختم.

15:04.170 --> 15:07.900
‫باید اون‌قدر قوی بشم که
‫بتونم تنهایی بجنگم!

15:09.140 --> 15:10.860
‫خودت رو سرزنش نکن.

15:12.610 --> 15:15.290
‫همه‌تون عالی عمل کردید.

15:16.270 --> 15:19.040
‫با هم به دل ترس زدید.

15:19.040 --> 15:24.100
‫هیچ‌کدومتون در برابر ناامیدی
‫تسلیم نشدید.

15:24.930 --> 15:27.110
‫این یعنی قدرت واقعی.

15:28.560 --> 15:31.880
‫گفتنِ اینکه تسلیم نمی‌شم آسونه،

15:31.880 --> 15:35.840
‫ولی عمل کردن بهش شجاعت می‌خواد
‫و با رنج همراهه.

15:36.630 --> 15:41.320
‫بعید می‌دونم هیچ‌کدومتون
‫تنهایی از پسش برمی‌اومدید.

15:41.930 --> 15:44.870
.با همدیگه این پیروزی رو رقم زدید

15:51.050 --> 15:56.950
<i>‫و اون روز طولانی به پایان رسید،
‫و برای لحظه‌ای، همه‌چیز عادی شد.</i>

15:58.400 --> 16:03.300
‫به هر حال، امنیت مدرسه رو بیشتر می‌کنیم
‫و دنبال باقی‌مونده‌های فرقه می‌گردیم.

16:03.300 --> 16:08.100
‫مهم‌تر از همه، امنیتِ
‫اسپیکا ویرگو رو در اولویت می‌ذاریم.

16:12.230 --> 16:14.130
‫چرا اون‌جوری نگاه می‌کنی؟

16:14.430 --> 16:19.500
شرمنده، ولی باید جلوی چشممون باشی
.تا بتونیم ازت محافظت کنیم

16:19.500 --> 16:21.560
‫می‌فهمم.

16:21.560 --> 16:26.270
‫فقط بعد از اون اتفاقات،
‫دلم می‌خواست برم خونه استراحت کنم.

16:26.270 --> 16:27.860
.باید باهامون راه بیای

16:27.860 --> 16:29.980
‫از این زمان به‌خوبی استفاده کن.

16:29.980 --> 16:31.500
‫شاید بتونی به درس‌هات برسی.

16:31.500 --> 16:33.370
هیچوقت کوتاه بیای نیستی؟

16:35.090 --> 16:39.380
‫کاش جادویی بود که می‌شد باهاش
‫از خونه تلپورت کرد مدرسه...

16:39.380 --> 16:40.430
‫وجود داره.

16:40.430 --> 16:41.700
‫واقعاً؟!

16:41.700 --> 16:43.450
‫دستبندهای هرمس.

16:43.450 --> 16:44.740
‫یه دونه بهم قرض بده!

16:44.740 --> 16:45.540
‫نه.

16:45.540 --> 16:46.660
‫اه.

16:46.660 --> 16:49.930
‫زیرکونی که برای ساختنش لازمه
‫تموم کردیم.

16:49.930 --> 16:54.290
‫گله‌های هیولا راه معدن رو بستن
‫و ذخایر هم تموم شده.

16:54.290 --> 16:57.140
‫پس خودم می‌رم می‌آرم!

16:57.140 --> 16:59.090
.سرگرم کننده‌ست

16:59.970 --> 17:01.710
‫مدیر جین!

17:01.710 --> 17:05.800
‫ولی نمی‌تونم اجازه بدم
‫تنهایی از اینجا بری.

17:05.800 --> 17:08.750
‫پس منم به عنوان محافظت میام.

17:08.750 --> 17:09.900
شما؟ مدیر؟

17:09.900 --> 17:12.090
.البته کلود - سنسه هم میاد

17:12.090 --> 17:13.400
‫منم باید بیام؟!

17:13.400 --> 17:15.990
.تو استادشی
.معلومه باید بیای

17:15.990 --> 17:18.740
‫یا چی، نکنه ترسیدی؟

17:16.030 --> 17:18.740
‫تهدید به مرگ

17:18.740 --> 17:21.870
‫ممنون می‌شم اگه دیگه با من
‫مثل شاگردت رفتار نکنی.

17:18.910 --> 17:21.870
‫نگاه تهدید امیز

17:21.870 --> 17:25.530
... بسیار خب، این تحریک بچگانه‌ات رو میپذیرم

17:21.870 --> 17:25.020
<i>‫یعنی این دو تا واقعاً از هم متنفرن؟</i>

17:26.790 --> 17:29.300
‫حس اردوی تفریحی رو داره، نه؟

17:29.300 --> 17:33.470
‫اوه، ما داریم می‌ریم هیولا بکشیم.
‫چطور می‌تونی این‌قدر بی‌خیال باشی؟

17:34.160 --> 17:35.100
‫چیزی لازم داشتی؟

17:35.100 --> 17:36.920
‫اوه، نه، فقط...

17:36.920 --> 17:40.620
‫شما دو تا از خیلی وقت پیش هم رو می‌شناسید؟

17:40.620 --> 17:42.830
‫از وقتی سیزده سالش بود.

17:42.830 --> 17:46.580
‫البته فکر نمی‌کردم شاگردم
‫یه روزی تبدیل به گربه بشه.

17:46.580 --> 17:48.440
شما ازش خبر دارید؟

17:49.600 --> 17:52.910
.یا اینکه جادوی تولد دوباره رو بلدی

17:55.410 --> 17:59.100
‫ام... جادوی تولد دوباره دقیقاً چیه؟

17:59.100 --> 18:03.120
‫متاسفم. ما هم خیلی چیز زیادی
‫درباره‌اش نمی‌دونیم.

18:03.120 --> 18:07.740
فقط می‌دونی کنترل مرگ و زندگی رو
.تو دست داره

18:11.150 --> 18:15.530
<i>‫نمی‌تونم بذارم این قدرت به دست اونا بیفته!</i>

18:17.300 --> 18:19.640
‫اوه، انگار رسیدیم.

18:20.130 --> 18:22.640
.خدایا، خیلی بزرگه

18:22.640 --> 18:25.030
!چه کریستال‌های درخشان و قشنگی

18:25.030 --> 18:27.240
‫مراقب باش.

18:27.240 --> 18:31.590
‫شنیدم هیولاهای اینجا اون‌قدر وحشی‌ان
‫که حتی ارتش هم جرئت نزدیک شدن نداره.

18:31.590 --> 18:34.270
<i>یعنی زنده می‌مونم؟</i>

18:34.270 --> 18:36.770
<i>‫نه! باید قوی بمونم!</i>

18:36.770 --> 18:38.690
‫اسپیکا! هیولاها!

18:40.400 --> 18:42.240
‫گرگ‌های کریستالی.

18:42.240 --> 18:46.940
‫پوستشون از کریستاله و دندون‌هاشون
‫اون‌قدر سفته که فولاد رو خرد می‌کنه.

18:48.060 --> 18:51.630
‫بدتر از همه اینکه توی هماهنگی استادن
‫و دسته‌جمعی حمله می‌کنن.

18:51.630 --> 18:54.560
‫حداقل صدتا از
‫اونا توی این دانجن هستن.

18:54.560 --> 18:56.910
<i>‫د... دانجن؟!</i>

18:57.790 --> 18:59.830
<i>.هوا به لرزه افتاده</i>

18:59.830 --> 19:01.270
<i>‫می‌ترسم.</i>

19:01.270 --> 19:03.810
<i>‫اما نمی‌تونم عقب‌نشینی کنم.</i>

19:03.810 --> 19:05.780
<i>‫باید قوی‌تر بشم!</i>

19:06.320 --> 19:09.170
<i>‫قوی‌تر از اونا!</i>

19:11.060 --> 19:11.560
.تخ

19:22.760 --> 19:24.380
خوبی؟

19:26.750 --> 19:28.710
‫جین اوریون.

19:28.710 --> 19:32.030
‫تنها دارنده موفقِ
‫عصای زودیاکِ منحصربه‌فرد.

19:32.030 --> 19:33.990
.یه جادوگر سطح یک

19:33.990 --> 19:36.790
جادوگر سطح یک؟
مثل شما، کلود - سنسه؟

19:36.790 --> 19:41.540
‫خب، اون با آموزش‌های من بود که
‫به یک جادوگر درجه یک تبدیل شد.

19:41.540 --> 19:46.760
،اگه دوست داشته باشی، اسپیکا
.مشکلی ندارم از حالا به بعد آموزشت بدم

19:46.760 --> 19:50.230
‫داری می‌گی من به اندازه کافی خوب نیستم؟

19:50.230 --> 19:53.680
‫اصلاً. من هیچ‌وقت همچین حرفی نزدم.

19:50.540 --> 19:52.760
<i>‫دوباره دارن با هم کل‌کل می‌کنن.</i>

19:52.760 --> 19:55.600
<i>‫البته که نیازی به کمک مدیر ندارم.</i>

19:55.600 --> 19:57.700
<i>‫منم می‌تونم به همون خوبی باشم!</i>

19:59.160 --> 20:00.270
‫بریم که شروع کنیم!

20:00.270 --> 20:00.950
‫مراقب باش!

20:02.670 --> 20:04.280
‫حالت خوبه، اسپیکا؟

20:04.280 --> 20:06.360
‫اوه... آره. خوبم.

20:06.360 --> 20:11.450
‫همون‌طور که دیدی، اگه به نقطه ضعفشون
‫ضربه بزنی، نیاز به قدرت جادویی کمی داری.

20:11.450 --> 20:14.550
نیاز نیست مثل کاری شما کردی
.با قدرت زیاد سوراخشون کنی

20:14.550 --> 20:17.200
‫اوه؟ منظورت چیه؟

20:17.200 --> 20:21.370
‫منظورم اینه که خودم از پسِ آموزشِ
‫اسپیکا برمیام، پس برو پی کارت.

20:21.370 --> 20:24.640
‫به‌به. پس می‌خوای
‫من رو به مبارزه دعوت کنی؟

20:24.640 --> 20:25.790
‫بسیار خب.

20:25.790 --> 20:29.600
‫ثابت می‌کنم که خیلی وقته ازت جلو زدم.

20:30.720 --> 20:35.210
‫این بچه پررو چقدر
‫زبون‌دراز شده، مگه نه؟

20:35.210 --> 20:36.560
‫لطفاً با هم نجنگید!

20:38.060 --> 20:39.240
‫عصای زودیاک!

20:39.240 --> 20:40.980
!جادوی کمان بزرگ

20:40.980 --> 20:42.890
‫چکش صاعقه!

20:42.890 --> 20:44.240
‫نفس انفجاری!

20:44.880 --> 20:49.480
<i>‫و این‌طور شد که در میانِ
‫کل‌کلِ دو جادوگر سطح یک،</i>

20:49.480 --> 20:51.970
<i>‫هیولاها چنان کامل
‫نابود شدن که</i>

20:51.970 --> 20:54.010
<i>نتونستم وجدانم رو آروم کنم و
.دلم براشون سوخت</i>

20:55.210 --> 20:58.140
‫پـ... پس نوبت من چی می‌شه؟

20:58.140 --> 20:59.740
‫اسپیکا.

20:59.740 --> 21:00.720
‫بله؟

21:00.720 --> 21:03.670
یه مقدار زیرکون پیدا کردم
.که یکی قبلاً حفرشون کرده بود

21:03.670 --> 21:06.350
‫حالا می‌تونیم برات دستبند هرمس بسازیم.

21:06.350 --> 21:09.630
‫متاسفم که نتونستم هیچ کمکی بکنم.

21:09.950 --> 21:11.620
.ناراحت نباش

21:12.100 --> 21:13.520
‫همه چیز درست می‌شه.

21:13.840 --> 21:15.900
‫ما کنارت هستیم.

21:18.600 --> 21:22.480
<i>‫یعنی اون می‌دونست نگرانِ چی‌ام؟</i>

21:23.580 --> 21:27.320
‫راستی، ‫انگار من این مسابقه رو بردم.

21:27.640 --> 21:31.270
‫تبدیل به گربه شدم!
‫این حساب نیست!

21:27.920 --> 21:31.610
<i>‫استادهای دایانا خیلی فوق‌العاده‌ان.</i>

21:31.270 --> 21:34.270
‫حساب نیست! حساب نیست!

21:31.610 --> 21:34.280
آقا چی داری واسه خودت می‌گی؟

21:34.280 --> 21:38.490
<i>‫اسپیکا بعدش به سلامت به خونه برگشت، اما...</i>

21:34.290 --> 21:38.750
‫دستکاری شده تا شکل روبان بگیرد

21:38.740 --> 21:40.880
‫لباس فرمت کاملاً پاره شده!

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:40.880 --> 21:43.320
‫می‌دونی دوختنِ اینا
‫چقدر هزینه داره؟!

21:43.320 --> 21:46.350
‫جونم در خطر بود! مهربون‌تر باش!

21:46.350 --> 21:48.810
!چرا باشم؟ تو که سالمی

21:47.400 --> 21:51.400
<i>‫اسپیکا بی‌صبرانه منتظر بازگشت به مدرسه بود.</i>

21:48.810 --> 21:50.600
‫الان سالمم، ولی قبلش نبودم، می‌فهمی؟!

21:49.410 --> 21:53.350
‫با ما بازی کن، آبجی بزرگه!

21:50.600 --> 21:54.170
‫اه، چند تا پرتقال باید بفروشم
‫تا بتونم یکی دیگه برات بخرم؟!

23:25.490 --> 23:27.990
‫خانواده ویرگو مشغول
‫آماده‌سازی برای یه مهمونی‌ان.

23:28.340 --> 23:30.230
کلود - سنسه؟ اینجا چیکار می‌کنید؟

23:30.230 --> 23:31.550
‫اومدم در مورد آرک حرف بزنم.

23:31.550 --> 23:34.320
‫حقیقتِ روزی که به
‫دایانا حمله شد، آشکار می‌شه.

23:34.320 --> 23:36.250
.‫قسمت بعد: "خاطرات آرکتوروس"

23:36.250 --> 23:38.190
‫خب، مهمونی چه ساعتیه؟

23:36.740 --> 23:40.110
<b>قســ۱۳ـمت</b>

23:36.740 --> 23:40.110
<b>خاطرات آرکتوروس</b>

23:38.190 --> 23:39.770
!فقط برای شام اومدی
