WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:09.040 --> 00:10.120
‫سلام،

00:10.770 --> 00:12.070
‫آرک.

00:14.490 --> 00:16.850
‫خوشحالم که می‌بینم سالمی.

00:16.850 --> 00:19.990
.حیف شد که اون بلا سر ریگل اومد

00:19.990 --> 00:21.850
‫چه احمقِ رقت‌انگیزی.

00:21.850 --> 00:24.010
‫حتی نتونست یه کار ساده رو تموم کنه.

00:24.010 --> 00:26.520
‫چطور می‌خواست
‫رهبر بعدی باشه؟

00:26.520 --> 00:29.720
‫فکر کنم کلود براش زیادی بود.

00:30.690 --> 00:32.810
‫اذیتش نکن، هاوت.

00:32.810 --> 00:36.780
‫با کمک اون، اطلاعات زیادی گیرمون اومد.

00:36.780 --> 00:39.600
‫روز بازگشت فرقه نزدیکه.

00:39.600 --> 00:43.950
‫آرک، امید زیادی بهت دارم.

00:43.950 --> 00:44.910
‫بله قربان.

00:45.780 --> 00:47.680
<i>.امید زیاد" چه چرتیه"</i>

00:47.680 --> 00:50.530
<i>‫نمی‌خوام اینو از کسی با
‫اون چشم‌های بی‌روح بشنوم.</i>

00:51.720 --> 00:52.950
<i>‫کلود...</i>

00:53.790 --> 00:55.020
<i>‫اسپیکا...</i>

00:55.670 --> 00:59.150
<i>.دفعه بعد نابودتون می‌کنم</i>

02:30.550 --> 02:32.450
‫وای، چقدر سرده.

02:32.450 --> 02:34.120
کارات رو کردی برگشتی؟

02:34.120 --> 02:36.400
‫اوه، سلام سنسه...

02:37.850 --> 02:40.570
‫چرا اینجایید؟! 
‫مگه نباید آکادمی دیانا باشید؟

02:40.570 --> 02:42.890
‫مدیر ازم خواست 
‫که بهت سر بزنم.

02:42.890 --> 02:45.880
‫تازه، چون بدون تو نمی‌تونم 
‫به شکل انسانی‌ام برگردم،

02:46.920 --> 02:49.560
‫دیگه دلیلی نداشت مدرسه بمونم.

02:49.560 --> 02:54.310
داشتم بیرون می‌چرخیدم که
.خواهرت راهم داد بیام تو

02:54.310 --> 02:56.410
<i>‫این کارو نکن آبجی...</i>

02:56.410 --> 02:58.700
<i>.نمیشه همینطوری گربه بیاری خونه</i>

02:58.930 --> 03:02.930
‫و باید درباره آرک صحبت کنیم.

03:02.930 --> 03:05.300
‫تو حالا بخشی از این ماجرایی.

03:05.740 --> 03:08.270
‫چیزهایی هست که باید بدونی.

03:10.090 --> 03:12.980
‫می‌خوام بدونم.

03:13.520 --> 03:17.580
‫چرا یه دانش‌آموز سابق فرقه‌گرا شد؟

03:18.580 --> 03:20.270
‫چه بلایی سرش اومد؟

03:21.390 --> 03:23.000
‫همه چیز رو برات تعریف می‌کنم.

03:23.500 --> 03:25.360
‫اول، در مورد فرقه‌گراها.

03:26.080 --> 03:29.340
‫اون‌ها تباری هستن که 
‫از جادوی مارافسای استفاده می‌کنن.

03:29.340 --> 03:33.960
‫اون‌ها معتقدن که گروه خاصی‌ان 
‫که توسط خدا انتخاب شدن.

03:33.960 --> 03:38.250
آموزه‌های اونا خلاف چیزیه که
.تو آیین سلنه یادمون دادن

03:38.250 --> 03:41.390
‫برای همین، صدها ساله که 
‫با هم سرِ جنگ داریم.

03:41.960 --> 03:45.860
‫و آرک دخترِ
‫رئیسِ اون فرقه‌ست.

03:46.170 --> 03:48.140
‫دخترِ رهبرشون؟

03:48.140 --> 03:49.140
‫آره.

03:49.640 --> 03:53.600
‫جادوی احیای اون می‌تونست 
‫هر بیماری و زخمی رو درمان کنه.

03:54.230 --> 03:58.060
‫فرقه از قدرت اون استفاده می‌کرد 
‫تا نیروهاش رو زیاد کنه.

03:58.060 --> 04:01.520
‫پس یعنی اون‌ها کلیسای خوبی‌ان.

04:01.520 --> 04:05.150
راستش شنیدم با افراد جدید
،خیلی بدرفتاری می‌کنن

04:05.150 --> 04:07.260
‫اون‌ها رو مجبور به انجام 
‫حملات تروریستی و کارهای دیگه می‌کنن.

04:07.260 --> 04:08.860
‫اوه، نه...

04:09.370 --> 04:12.560
‫اون‌ها هیچ‌کس غیر از تبار خودشون رو 
‫انسان نمی‌دونن.

04:13.200 --> 04:16.200
‫اما آرک فرق داشت.

04:16.200 --> 04:18.920
‫اون دلش یه زندگی عادی می‌خواست و فرار کرد.

04:18.920 --> 04:23.480
‫مدیر پناهش داد و اونم هویتش رو 
‫مخفی کرد تا به مدرسه بیاد.

04:24.010 --> 04:29.260
‫من و مدیر امیدوار بودیم بتونه 
‫پلی بین آیین‌هامون باشه.

04:30.120 --> 04:31.670
‫البته اون موقع این‌طور فکر می‌کردیم.

04:33.250 --> 04:34.520
‫دو سال پیش...

04:35.570 --> 04:36.800
‫آرک!

04:36.800 --> 04:38.440
‫هی، آرک!

04:38.440 --> 04:41.180
‫اون بچه دردسرساز کجا رفته؟

04:41.180 --> 04:42.850
‫پرواز کن!

04:43.870 --> 04:45.570
‫اوه، کلود!

04:50.070 --> 04:52.950
خب، فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟

04:52.950 --> 04:54.680
‫تمرین پرواز.

04:54.680 --> 04:58.960
.قراره یه جادوگر ساجیتاریوس باشم

04:58.960 --> 05:03.830
‫نمی‌خوام بقیه دانش‌آموزا فکر کنن
‫یه احمقم که جادو بلد نیست.

05:04.150 --> 05:05.120
‫مشکلی نیست.

05:05.570 --> 05:07.330
‫تو اینجا خاصی.

05:07.330 --> 05:09.600
‫تو اینجایی تا به تبادل فرهنگی
‫کمک کنی.

05:09.600 --> 05:11.540
‫خیلی سردی، کلود.

05:11.540 --> 05:13.050
اونوقت اسم خودت رو استاد می‌ذاری؟

05:13.050 --> 05:14.860
‫مراقب رفتارت باش.

05:14.860 --> 05:17.470
‫اینجا فرقه نیست. اینجا مدرسه‌ست.

05:17.470 --> 05:19.940
‫قصد ندارم لوس‌ت کنم.

05:19.940 --> 05:21.250
‫خیلی خب.

05:21.250 --> 05:24.070
‫یه جورایی عجیبه که تو معلم منی، ‫کلود.

05:24.350 --> 05:26.760
.حتی اون‌قدر ازم بزرگتر نیستی

05:26.760 --> 05:28.320
فکر کردی طرف صحبتت کیه؟

05:30.040 --> 05:31.780
‫به مدرسه عادت کردی؟

05:31.780 --> 05:32.970
‫معلومه.

05:32.970 --> 05:36.220
‫همه وقتی منو می‌بینن جیغ می‌کشن.
‫من مرکز توجهم.

05:36.220 --> 05:38.760
‫آرک، یه مار داره میاد سمتت!

05:38.760 --> 05:40.710
‫اشکالی نداره! اون دوست منه.

05:40.710 --> 05:42.420
‫دوستت...؟

05:43.850 --> 05:46.780
‫فقط کنجکاون که تو رو بشناسن.

05:46.780 --> 05:48.870
‫با این حال، بهم خوش می‌گذره.

05:49.240 --> 05:53.590
‫خونه، بهم می‌گفتن چی فکر کنم
‫و چیکار کنم.

05:53.590 --> 05:57.810
‫اما حالا، می‌تونم زندگی خودم رو داشته
‫باشم.

05:58.090 --> 05:59.370
‫خیلی خوشحالم.

06:00.260 --> 06:04.280
‫هرچند که فرقه و خانواده‌ام رو هم
‫دوست دارم.

06:04.570 --> 06:08.020
‫نمی‌دونم حالا که نیستم
‫دارن چیکار می‌کنن.

06:11.460 --> 06:13.000
‫یه گربه خیابونی.

06:13.000 --> 06:15.690
‫طفلکی. بیا خاکش کنیم.

06:15.690 --> 06:16.410
‫هنوز نه!

06:16.410 --> 06:17.560
‫می‌تونم نجاتش بدم!

06:17.560 --> 06:18.380
‫هی!

06:18.380 --> 06:22.990
‫می‌دونم جادوی احیای تو می‌تونه
‫زخم‌ها رو خوب کنه، اما اون گربه عملاً...

06:23.500 --> 06:25.220
‫هنوز گرمه.

06:25.220 --> 06:28.470
‫خیلی از وقتی
‫قلبش وایساده نگذشته.

06:28.820 --> 06:30.060
‫درست می‌شه.

06:31.580 --> 06:34.820
‫جادوی مارافسای: اوروبوروس!

06:38.430 --> 06:39.710
<i>‫اون...</i>

06:44.980 --> 06:47.420
<i>.اون گربه صد در صد مرده بود</i>

06:47.420 --> 06:49.990
<i>‫این دیگه فراتر از جادوی شفاست.</i>

06:49.990 --> 06:52.070
<i>‫زنده کردن مرده‌ها...</i>

06:52.070 --> 06:55.000
<i>‫این قدرت واقعی جادوی احیاست؟</i>

06:55.320 --> 06:58.960
.اگه بابا می‌دید، حتماً شلاق می‌خوردم

06:59.270 --> 07:03.910
‫اجازه ندارم از قدرتم برای چیزی
‫جز اهداف فرقه استفاده کنم.

07:04.320 --> 07:05.700
‫حیفه.

07:06.470 --> 07:08.060
‫این قدرت خودته.

07:08.060 --> 07:10.250
‫باید هرطور که صلاح می‌دونی ازش استفاده ‫کنی.

07:10.250 --> 07:14.260
‫توانایی‌هات می‌تونه برای خیلی‌ها
‫شادی بیاره.

07:14.980 --> 07:16.960
‫قدرت خودم؟

07:20.380 --> 07:22.960
‫نه. اگه همین‌طوری ازش استفاده کنم،
‫لو می‌رم.

07:22.960 --> 07:26.900
‫اگه بفهمن با
‫فرقه‌ام، همه می‌ترسن.

07:26.900 --> 07:28.970
‫شاید اولش این‌طور باشه.

07:28.970 --> 07:32.020
اما تا وقتی به جای شر
،از قدرتت برای خیر استفاده کنی

07:32.020 --> 07:34.100
.مردم در نهایت درک می‌کنن

07:35.060 --> 07:36.600
‫آره...

07:37.640 --> 07:39.280
‫شاید حق با تو باشه.

07:40.010 --> 07:41.850
‫امتحانش می‌کنم.

07:41.850 --> 07:43.450
‫ازم حمایت می‌کنی؟

07:47.070 --> 07:48.020
‫آره.

07:56.320 --> 07:58.380
‫اون دختر خیلی خوبی بود!

07:58.380 --> 08:00.930
!اصلاً شبیه آرکی که دیدم نیست

08:01.280 --> 08:05.400
‫اما روز بعد، ناپدید شد.

08:06.900 --> 08:10.150
‫رفتم پیش فرقه، ولی حتی اجازه ندادن
‫ببینمش.

08:10.520 --> 08:13.020
‫نتونستم ازش بپرسم چه حسی داشت...

08:13.640 --> 08:16.090
‫قبل از اینکه اون اتفاق لعنتی بیفته.

08:16.990 --> 08:19.590
.‫حمله فرقه‌گراها به دیانا

08:20.530 --> 08:23.410
در مرکز صد‌ها نفر از پیروانی که
... به سمت دیانا قدم برمی‌داشتن

08:24.240 --> 08:25.860
‫آرک بود.

08:26.580 --> 08:28.220
!مدیر، اوضاع خرابه

08:28.220 --> 08:30.830
‫فرقه‌گراها دارن تو پایتخت
‫عملیات تروریستی انجام می‌دن!

08:30.830 --> 08:32.180
‫می‌دونم.

08:32.180 --> 08:37.600
‫جادوگرهای درجه یک و دو رو فرستادم
‫تا به پلیس کمک کنن.

08:37.600 --> 08:39.880
‫پایتخت رو می‌سپاریم به اونا.

08:48.370 --> 08:49.770
‫حالت خوبه؟

08:49.770 --> 08:51.450
‫خوشحالم که تونستی فرار کنی.

08:55.240 --> 08:57.460
‫آ-آره...

08:58.750 --> 09:00.710
خیلی قویی، مگه نه؟

09:01.610 --> 09:03.160
‫کلود، عجله کن!

09:03.160 --> 09:04.870
‫دستور رسید که فوراً برگردیم!

09:05.220 --> 09:07.220
‫بیشتر هیولاها رو از پا درآوردم.

09:07.220 --> 09:08.090
‫موضوع این نیست!

09:08.090 --> 09:09.500
‫پایتخت فقط یه نقشه انحرافی بود!

09:09.760 --> 09:12.660
‫حواس ما رو پرت کردن تا به هدف اصلیشون
‫توی دیانا برسن!

09:14.510 --> 09:15.800
!پروکیون - سنسه

09:16.270 --> 09:17.800
!کلود - سنسه

09:18.090 --> 09:19.550
‫اوضاع داخل چطوره؟

09:19.550 --> 09:22.280
‫فرقه‌گراها به سالن‌های سخنرانی
‫نفوذ کردن.

09:22.280 --> 09:24.690
‫مدیر و چند نفر دیگه
‫الان دارن باهاشون می‌جنگن.

09:24.690 --> 09:26.860
.دانش ‌آموز‌ها به سمت زیرزمین تخلیه شدن

09:26.860 --> 09:29.680
‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم ارتش
‫به موقع برسه.

09:29.680 --> 09:31.400
‫هدفشون چیه؟

09:31.400 --> 09:34.330
‫با جادوی ذهنی از دشمن‌های اسیر شده
‫بازجویی کردم.

09:34.330 --> 09:36.900
.ظاهراً قصدشون نابودیه دیاناست

09:36.900 --> 09:41.110
و مغز متفکرشون یه دانش‌ آموز
.از دیانا به اسم آرکه

09:42.510 --> 09:43.820
‫اون؟!

09:44.070 --> 09:45.100
‫چرا؟

09:45.650 --> 09:46.700
‫کی اونجاست؟!

09:49.710 --> 09:51.160
‫آرک!

09:51.590 --> 09:53.680
‫اون یکی مال منه.

09:53.680 --> 09:56.680
.بقیه‌تون اون یکی پروفسور رو نابود کنید

09:56.680 --> 09:58.580
‫من حواسم بهشون هست!

09:58.580 --> 10:00.310
‫مراقب خودت باش، کلود!

10:00.310 --> 10:01.170
‫باشه!

10:01.830 --> 10:03.070
‫آرک!

10:03.070 --> 10:05.720
اصلاً می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟

10:05.720 --> 10:06.820
‫خفه شو!

10:06.820 --> 10:09.190
‫می‌دونی چی کار کردی؟

10:09.740 --> 10:11.490
‫تو یه خائنی!

10:12.200 --> 10:14.120
.الان دیگه چشام باز شده

10:14.120 --> 10:16.970
.ما از دو دین متفاوتیم

10:16.970 --> 10:19.030
.هیچ‌وقت قرار نبود به تفاهم برسیم

10:19.360 --> 10:20.660
چی داری میگی؟

10:20.660 --> 10:22.280
!خودت رو به نفهمی نزن

10:22.280 --> 10:24.860
!شخصاً قراره دفنت کنم

10:24.860 --> 10:26.900
<i>‫نمی‌تونیم با حرف زدن حلش کنیم؟</i>

10:27.320 --> 10:28.610
!کلود - سنسه

10:29.070 --> 10:29.990
‫کمک!

10:29.990 --> 10:32.040
<i>‫پولوکس از بخش راهنمایی!</i>

10:32.040 --> 10:34.000
<i>‫هنوز تخلیه نکردن؟</i>

10:34.000 --> 10:36.960
‫فرقه‌گراها راه خروج رو بستن!
‫نمی‌تونیم بریم بیرون!

10:36.960 --> 10:38.110
<i>‫اوضاع خرابه.</i>

10:38.110 --> 10:40.420
<i>‫هنوز نفهمیدن آرک یه فرقه‌گراست!</i>

10:40.420 --> 10:42.880
<i>‫قراره وسط این درگیری ‫گیر بیفتن!</i>

10:42.880 --> 10:44.830
<i>‫اون دنبال منه.</i>

10:44.830 --> 10:46.340
<i>‫باید از اینجا دور شم!</i>

10:49.360 --> 10:51.260
... کلود - سنسه

10:51.260 --> 10:52.850
‫نه...

10:52.850 --> 10:55.240
<i>.بقیه پروفسورها هنوز اینجا هستن</i>

10:55.240 --> 10:57.310
<i>‫پولوکس و بقیه حالشون خوب می‌شه.</i>

10:57.540 --> 10:59.940
<i>‫باید خودم آرک رو متوقف کنم!</i>

11:00.250 --> 11:01.660
‫نمی‌تونی فرار کنی.

11:01.660 --> 11:03.580
‫الان کار رو تموم می‌کنیم، کلود!

11:10.200 --> 11:12.410
همش همین بود؟

11:12.690 --> 11:15.680
<i>‫زخم‌هاش بلافاصله خوب می‌شن.</i>

11:15.680 --> 11:19.370
<i>‫جادوی احیا از چیزی که فکر می‌کردم
‫دردسر‌سازتره.</i>

11:23.640 --> 11:26.030
.بدرود، کلود

11:27.020 --> 11:29.220
‫جادوی بزرگ مارافسای...

11:29.220 --> 11:31.480
<i>‫نمی‌تونم دست‌دست کنم. اون می‌خواد منو ‫بکشه!</i>

11:31.750 --> 11:33.310
<i>‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم!</i>

11:33.310 --> 11:36.030
‫خدای مار تناسخ!

11:39.980 --> 11:42.790
<i>‫این دیگه چیه؟! تا حالا
‫همچین چیزی ندیده بودم!</i>

11:42.790 --> 11:44.450
<i>!نمی‌تونم جلوش رو بگیرم</i>

11:45.620 --> 11:48.540
‫این جادو جسم رو مجبور به
‫تناسخ می‌کنه.

11:49.530 --> 11:54.300
‫بدن کلود ناپدید می‌شه و
‫فقط روحش باقی می‌مونه.

12:00.690 --> 12:03.990
‫خیلی بامزه شدی.

12:03.990 --> 12:05.130
‫اما...

12:05.130 --> 12:07.590
‫حالا می‌فهمم چرا درجه‌یکی.

12:08.350 --> 12:12.930
‫تمام جادوم رو برای شکست دادنت مصرف کردم.

12:12.930 --> 12:15.250
‫انگار طلسم داره
‫به خودم برمی‌گرده.

12:16.350 --> 12:19.460
‫خودمم نمی‌تونم سالم از
‫این مخمصه در برم.

12:20.530 --> 12:22.560
‫آرک...

12:23.220 --> 12:24.690
‫خب، دیگه گذشت.

12:25.600 --> 12:31.660
‫اگه قراره تناسخ پیدا کنم،
‫می‌خوام یه گربه بی‌خیال باشم.

12:43.760 --> 12:45.780
‫کل ماجرا این بود.

12:46.470 --> 12:50.770
‫ارتش سلطنتی رسید و
‫به حمله پایان داد،

12:51.120 --> 12:55.970
‫ولی هنوز نمی‌دونم چرا
‫آرک از من متنفر شد.

12:56.310 --> 12:58.140
‫پس این‌طور شده...

12:58.580 --> 13:02.200
.آرک بود که شما رو به گربه تبدیل کرد

13:02.200 --> 13:03.280
‫آره.

13:04.300 --> 13:07.280
‫فکر می‌کردم آرک همون لحظه
‫نابود شده.

13:07.860 --> 13:10.580
‫راستش، وقتی
‫دوباره دیدمش تعجب کردم.

13:11.530 --> 13:14.170
... اگه دوباره به عنوان دشمن همو ببینیم

13:14.520 --> 13:16.640
‫دفعه بعد شکستش می‌دم.

13:18.020 --> 13:22.460
ولی واقعاً دلتون نمی‌خواد
شکستش بدید، نه؟

13:22.460 --> 13:23.640
ها؟

13:23.640 --> 13:26.840
‫تا وقتی اون دنبال منه،
‫مجبوریم شکستش بدیم.

13:27.440 --> 13:32.220
‫نمی‌تونم باور کنم که
‫آرک واقعاً آدم بدیه.

13:32.520 --> 13:34.820
‫همین الان بهت گفتم چیکار کرد!

13:34.820 --> 13:38.220
‫درسته که کارش ‫غیرقابل‌بخششه.

13:38.560 --> 13:41.130
‫ولی اون تونست زنده بمونه.

13:41.130 --> 13:44.750
‫فقط کاش این بار بتونیم
‫همدیگه رو درک کنیم.

13:45.190 --> 13:49.560
‫نمی‌شد تاوان دادنش رو بذاریم برای بعد؟

13:51.010 --> 13:52.570
‫ای خدا.

13:52.570 --> 13:55.990
‫اون موقع که هیولاها بهت حمله کردن،
‫مثل یه بچه کوچولوی ترسیده بودی.

13:55.990 --> 13:57.660
‫حالا رو ببین.

13:57.660 --> 14:00.790
!مـ ... من نترسیده بودم

14:00.790 --> 14:02.370
‫مطمئنی؟

14:02.370 --> 14:03.750
‫ای بابا!

14:03.750 --> 14:06.630
‫اسپیکا، می‌شه تو چیدن ظرف‌ها کمک کنی؟

14:06.630 --> 14:07.760
‫اومدم.

14:07.760 --> 14:09.620
‫اوه، شام حاضره.

14:09.620 --> 14:12.850
‫اگه قراره با ما شام بخوری،
‫حداقل یه کم کمک کن!

14:13.050 --> 14:14.850
‫ولی من یه گربه‌ام.

14:14.850 --> 14:16.300
‫میو!

14:16.300 --> 14:18.910
.الان دیگه واقعاً یه میوزاده شدی

14:19.640 --> 14:22.420
<i>‫ولی حق با من بود.</i>

14:22.420 --> 14:26.780
<i>.فقط دانش‌آموزا رو ول نکرد که فرار کنه</i>

14:27.760 --> 14:29.970
<i>درک متقابل" هان؟"</i>

14:30.530 --> 14:31.830
<i>‫عجیبه.</i>

14:32.110 --> 14:35.660
<i>‫وقتی اون اینو می‌گه، یه جورایی
‫قانع‌کننده‌ست.</i>

14:36.460 --> 14:41.200
<i>‫از وقتی اسپیکا رو دیدم،
‫دوباره دارم زندگی می‌کنم.</i>

14:42.070 --> 14:45.580
<i>‫هر اتفاقی هم که بیفته،
‫مطمئن می‌شم که...</i>

14:47.480 --> 14:53.500
<i>،و شب اینطوری براشون سپری شد
.و زندگی‌شون در مدرسه بار دیگر شروع شد</i>

14:55.470 --> 14:57.010
‫خیلی متاسفم!

14:57.490 --> 15:00.410
‫باعث شدم اون همه وحشت رو تجربه کنید.

15:01.000 --> 15:02.360
‫بسه دیگه!

15:02.360 --> 15:04.900
‫گذشته‌ها گذشته. انقدر غصه نخور.

15:04.900 --> 15:06.850
.اگه بازم حرفش رو بزنی، می‌زنمت

15:06.850 --> 15:08.590
‫همین الانشم زدی...

15:08.590 --> 15:12.290
‫اگه یکی از دوستات مورد حمله قرار می‌گرفت،
‫کمکش نمی‌کردی؟

15:12.290 --> 15:13.750
‫هیچ‌کس از دستت ناراحت نیست.

15:13.750 --> 15:15.490
‫خیلی خوابم میاد...

15:15.810 --> 15:17.620
‫حق با اونه، اسپیکا.

15:17.870 --> 15:20.640
‫من قراره یه جادوی
‫سمی قدرتمند یاد بگیرم

15:20.640 --> 15:24.580
تا اگه دوباره اون دختر مو دم‌اسبی رو دیدیم
.کارش رو تموم کنم

15:24.580 --> 15:27.020
‫من ازت محافظت می‌کنم، اسپیکا.

15:26.420 --> 15:28.340
‫هه هه هه...

15:27.020 --> 15:30.130
... هـ ... هانا - چان چشم‌هات ترسناک شدن

15:30.800 --> 15:32.240
‫من از دستت ناراحتم.

15:32.240 --> 15:33.730
.فکر کردم شربت شهادتُ نوشیدم

15:33.730 --> 15:34.640
.کیرون

15:34.640 --> 15:36.500
‫چه آدم کینه‌ایه.

15:36.500 --> 15:38.770
‫واقعاً متاسفم.

15:38.770 --> 15:42.440
.ولی نجاتم دادی، کیرون

15:42.440 --> 15:44.640
‫تو خیلی شجاع و قابل‌اعتمادی.

15:44.940 --> 15:47.330
‫واقعاً کارت عالی بود.

15:47.330 --> 15:49.810
‫ممنون که کمکم کردی.

15:52.570 --> 15:54.610
یکی بهم بدهکاری

15:54.940 --> 15:56.380
‫ببخشید اسپیکا.

15:56.380 --> 15:59.110
کیرون واقعاً از دستت ناراحت نیست، حله؟

15:59.500 --> 16:00.930
<i>... وایسا، وایسا، وایسا</i>

16:00.930 --> 16:02.820
<i>نکنه ازم خوشش اومده؟</i>

16:02.820 --> 16:04.580
<i>!گفت کارم حرف نداشته</i>

16:04.960 --> 16:06.390
<i>‫چه دردسری.</i>

16:05.980 --> 16:07.300
‫ممنونم.

16:06.390 --> 16:09.600
<i>.اصلاً سلیقه من نیست</i>

16:10.210 --> 16:11.670
‫اصلاً نیست!

16:11.670 --> 16:12.800
کیرون؟

16:13.740 --> 16:15.260
‫اوه، راستی اسپیکا...

16:15.260 --> 16:17.280
‫چطوری؟!

16:17.970 --> 16:19.750
‫خیلی وقته ندیدمت.

16:20.720 --> 16:28.440
‫صبح بخیر اسپیکا! پاشو!
!انگار حوصله‌ات سر رفته بیا وقت بگذرونیم

16:20.990 --> 16:22.170
‫آریا!

16:22.170 --> 16:23.860
.خیلی وقت" عنه"

16:23.860 --> 16:26.600
!تو همش خونه‌مون بودی

16:26.600 --> 16:28.450
‫جدی؟

16:28.450 --> 16:30.500
‫صبح همگی بخیر.

16:30.500 --> 16:32.680
ایو - چان! چطوری؟

16:32.680 --> 16:33.440
‫خوبم!

16:33.690 --> 16:35.770
‫بذار پولوکس رو ببینم.

16:35.770 --> 16:38.030
فقط به شرطی که
.از زمین محو بشی

16:38.030 --> 16:38.920
‫امکان نداره.

16:38.200 --> 16:39.230
‫کاستور!

16:39.230 --> 16:40.540
‫آستریا!

16:42.010 --> 16:43.480
‫مرو!

16:43.480 --> 16:45.210
‫اوه! اسپیکا!

16:45.210 --> 16:46.990
!بیا هم‌خوانی کنیم

16:46.990 --> 16:48.180
‫صبر کن، چرا؟

16:49.790 --> 16:51.550
‫صبح بخیر هم‌کلاسی‌های عزیز!

16:52.510 --> 16:56.770
!امروز روز رقم خوردن افسانه‌ی جدیده لئو

16:56.770 --> 16:59.370
‫حتی فکر پلک زدن هم به سرتون نزنه!

16:57.230 --> 16:59.980
‫همیشه مرکز توجهه.

17:00.580 --> 17:02.670
<i>‫این فضا...</i>

17:03.100 --> 17:05.810
‫برای کلاس‌های جدیدمون لحظه‌شماری می‌کنم.

17:03.710 --> 17:07.140
<i>‫زندگی دانشجویی پرشورم برگشته!</i>

17:05.810 --> 17:07.140
‫اسپیکا، بریم.

17:08.750 --> 17:12.950
<i>‫می‌خواستم از اسپیکا درباره اون
‫گربه سیاه بپرسم...</i>

17:12.950 --> 17:14.620
<i>.بمونه برای بعد</i>

17:15.420 --> 17:18.490
<i>‫علاوه بر کلاس‌های همیشگی‌مون،</i>

17:18.490 --> 17:21.950
<i>‫یه کلاس جدید هم از سال نو داریم:
‫تسلط بر زودیاک.</i>

17:22.470 --> 17:24.610
‫اینجا یه باغ گیاه‌شناسیه!

17:24.610 --> 17:27.880
<i>.همه اینجا ویرگو هستن</i>

17:25.250 --> 17:28.970
.‫سلام، من رتیکولوم از انجمن بتل‌گوس هستم

17:28.330 --> 17:30.870
<i>‫ما با کسایی که هم‌ماه ما هستن
‫جمع می‌شیم</i>

17:28.970 --> 17:33.010
.‫من اورسا از محفل قطبی هستم
‫از دیدنت خوشبختم، بانوی زیبای من.

17:30.870 --> 17:33.080
<i>‫تا جادویی که توش تخصص داریم رو یاد بگیریم.</i>

17:33.010 --> 17:35.590
‫من پرسفونه هستم. از آشنایی‌تون خوشبختم.

17:33.080 --> 17:36.580
<i>‫کسی رو اینجا نمی‌شناسم. مضطربم.</i>

17:36.580 --> 17:38.430
‫از آشنایی‌تون خوشبختم.

17:38.430 --> 17:40.750
‫خب، سنسه کیه؟

17:40.750 --> 17:43.060
.سلام، عزیزانم

17:43.950 --> 17:46.230
‫به باغ گل من خوش اومدید.

17:46.230 --> 17:48.630
<i>!اون که همون پگاسوس - سنسه‌ی عجیبه</i>

17:48.930 --> 17:50.690
‫چرا حمام رز؟

17:50.690 --> 17:53.770
‫چه سوال بی‌معنی‌ای، دختر صورتی.

17:54.120 --> 17:58.980
‫بهترین ادویه برای جادوی گیاهی
‫چیزی جز عشق نیست.

17:58.980 --> 18:00.220
‫عشق.

18:00.630 --> 18:05.380
‫من دارم با رزا یکی می‌شم
‫تا عشقم رو بیشتر کنم.

18:05.380 --> 18:07.040
‫دقیقاً!

18:07.040 --> 18:09.130
پگاسوس یامادا همیشه
!آدم رو به وجد میاره

18:08.240 --> 18:09.700
!خوشحالم که فهمیدم

18:09.700 --> 18:11.090
<i>‫واقعاً محبوبه!</i>

18:11.090 --> 18:15.410
.حالا، عزیزانم، هدیه‌ام رو بگیرید

18:15.750 --> 18:19.470
.می‌خوام زیبارویان این باغ رو بهتون بدم

18:20.430 --> 18:23.230
‫ولی اینا همه‌شون گیاهان کمیابی‌ان!

18:23.230 --> 18:24.220
‫درسته.

18:24.220 --> 18:26.430
‫مثل معشوقه‌هاتون،
‫با دقت ازشون مراقبت کنید.

18:26.430 --> 18:30.340
‫با داشتن گل‌های بیشتر،
‫برد جادوتون هم بیشتر می‌شه.

18:30.340 --> 18:32.950
.قوی‌ بشید، عزیزانم

18:32.950 --> 18:34.680
‫هورا!

18:34.680 --> 18:38.720
‫ولی من تو اتاقم جایی
‫برای اینا ندارم...

18:39.340 --> 18:41.650
‫فقط از کتاب راهنما استفاده کن.

18:42.010 --> 18:43.500
‫کتاب راهنما؟

18:43.500 --> 18:46.370
کتاب هارباریوم رو نمی‌شناسی؟

18:46.370 --> 18:48.490
.نـ ... نمیشناسم

18:48.490 --> 18:51.430
‫بسیار خب. اینم یه کار مردونه‌ست.

18:51.430 --> 18:52.940
‫اجازه بده برات یه سخنرانی کنم!

18:52.940 --> 18:54.210
‫ممنون.

18:54.210 --> 18:56.780
‫اول، کتاب رو روی یه صفحه خالی باز کن.

18:56.780 --> 19:00.720
‫گیاه رو مثل چوب‌الف لای کتاب بذار و...

19:00.720 --> 19:02.170
‫جادوی دوشیزه!

19:02.560 --> 19:04.210
!هارباریوم

19:06.180 --> 19:07.210
‫و تموم شد.

19:07.210 --> 19:11.390
‫شکل و ظاهرش رو 
‫توی کتاب ذخیره کردی.

19:11.780 --> 19:13.610
‫انگار عکسه!

19:12.270 --> 19:16.900
<i>‫خیلی نزدیک، خیلی نزدیک، خیلی نزدیک...</i>

19:13.610 --> 19:16.900
و ... و می‌تونی با خنثی کردن جادو
.دوباره برش گردونی

19:16.900 --> 19:20.020
‫نمی‌دونستم همچین چیز مفیدی داریم!

19:20.370 --> 19:25.070
<i>‫من همیشه فقط به اندازه جیبم 
‫بذر و پیاز نگه می‌داشتم.</i>

19:25.070 --> 19:28.150
<i>‫ولی حالا می‌تونم با انواع 
‫گیاه‌ها کار کنم!</i>

19:28.500 --> 19:30.600
<i>‫باید حتماً یکی بگیرم!</i>

19:32.120 --> 19:34.130
‫چطوری یکیش رو گرفتی؟

19:34.130 --> 19:36.090
.میـ ... می‌تونی از کتاب‌فروشی بخریش

19:36.090 --> 19:38.450
‫انقدر راحت گیر میاد؟!

19:38.450 --> 19:41.580
‫البته... پنجاه‌هزار طلاست.

19:41.580 --> 19:44.360
<i>‫خیلی زیاده.</i>

19:45.290 --> 19:48.640
<i>‫من فقط پنج‌هزار طلا پس‌انداز دارم.</i>

19:48.640 --> 19:50.310
<i>‫ده برابرش رو کم دارم.</i>

19:50.310 --> 19:54.440
<i>‫مامان هم تازه برام لباس فرم خریده... 
‫نمی‌تونم ازش بخوام!</i>

19:54.740 --> 19:59.610
!ولی هر ویرگویی باید یکی ازش داشته باشه

19:59.610 --> 20:02.730
‫پول‌دارِ پرافاده!

20:03.220 --> 20:05.700
‫اینم از این.

20:05.700 --> 20:07.680
‫خیلی فقیری، اسپیکا.

20:07.680 --> 20:10.200
‫هی! می‌تونی یکم با ملاحظه‌تر 
‫حرف بزنی!

20:10.200 --> 20:12.460
‫چرا نمی‌ری یه کار پاره‌وقت بگیری؟

20:12.840 --> 20:14.700
‫کار پاره‌وقت؟

20:15.690 --> 20:17.800
‫یه جور کار روزمزد.

20:17.800 --> 20:19.330
.می‌تونی برای یه همچین کاری ثبت نام کنی

20:19.330 --> 20:20.550
‫هوم.

20:20.550 --> 20:22.640
‫تو کار می‌کنی، هانا؟

20:22.640 --> 20:23.670
‫این‌ور و اون‌ور.

20:23.670 --> 20:25.860
‫مثلاً تست کردن غذای قصر سلطنتی.

20:25.860 --> 20:28.060
‫چی؟! حسودیم شد!

20:28.060 --> 20:32.760
‫غذای خانواده سلطنتی رو تست می‌کنم 
‫تا مطمئن شم سالمه.

20:32.760 --> 20:34.050
‫این غذا با آرسنیک مسموم شده.

20:34.050 --> 20:35.560
‫پس تست‌کننده سمی!

20:35.560 --> 20:36.840
‫مشکلی نیست.

20:36.840 --> 20:39.570
‫بدنم به سم مقاوم شده.

20:39.570 --> 20:41.480
‫درآمدش هم خوبه.

20:41.480 --> 20:43.950
هانا - چان تو هم آه در بساط نداری؟

20:43.950 --> 20:47.180
‫نه، فقط می‌خوام تا جایی که می‌شه 
‫شهریه رو به پدر و مادرم برگردونم.

20:47.180 --> 20:47.940
<i>‫چه دختر خوبی!</i>

20:48.370 --> 20:51.670
.ولی کار کردن باید سرگرم کننده باشه

20:51.670 --> 20:53.950
‫دلم می‌خواست توی نونوایی کار کنم.

20:53.950 --> 20:56.650
‫من دلم می‌خواد خدمتکار بشم!

20:56.650 --> 21:01.590
‫پوشیدن لباس‌های بامزه و کار توی 
‫یه عمارت اشرافی... خیلی خوب به نظر میاد.

21:01.590 --> 21:03.960
‫شنیدم چی گفتی!

21:03.960 --> 21:05.360
‫لئو؟!

21:05.360 --> 21:06.690
‫خیلی پر سر و صدایی.

21:06.690 --> 21:10.680
‫آخر هفته توی خاندان رگولوس 
‫یه مهمونی برگزار می‌شه.

21:10.680 --> 21:12.180
‫واو!

21:12.180 --> 21:14.890
!واقعاً که یه بانوی اشرافی هستی

21:14.890 --> 21:16.660
‫خانواده کنت، درسته؟

21:16.660 --> 21:17.930
‫خیلی پول‌دارن.

21:18.750 --> 21:23.620
‫ولی کمبود نیرو دارن و دنبال 
‫خدمتکار برای کمک می‌گردن.

21:24.450 --> 21:26.170
‫اینجاست که تو وارد عمل می‌شی، اسپیکا.

21:26.170 --> 21:30.320
چطوره به عنوان خدمتکارمون کار کنی؟

21:31.420 --> 21:33.400
‫من؟ خدمتکار؟!

21:33.400 --> 21:35.590
‫خیالت راحت، دستمزد خوبی بهت می‌دیم.

21:35.590 --> 21:37.020
‫قبوله!

21:37.020 --> 21:38.330
‫به نظر باحال میاد.

21:38.330 --> 21:39.860
‫خوش به حالت!

21:39.860 --> 21:42.620
‫پس می‌تونم منتظرت باشم؟

21:40.000 --> 21:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:40.000 --> 21:52.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:40.000 --> 21:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:42.880 --> 21:43.740
‫حتماً!

21:46.730 --> 21:53.530
<i>‫اسپیکا به‌زودی می‌فهمید که خاندان رگولوس
‫چقدر ترسناک‌ان.</i>

23:25.730 --> 23:29.970
‫همیشه دلم می‌خواست خدمتکار بشم،
‫اونم توی خونه لئو!

23:29.970 --> 23:32.230
‫پشت اون درهای سنگین چی منتظرمه؟

23:32.230 --> 23:34.610
:قسمت بعد
خدمتکاران در خاندان رگولوس

23:34.610 --> 23:37.910
‫ها؟ چرا لباس‌های خدمتکاری
‫آستین ندارن؟

23:35.870 --> 23:40.000
<b>قســ۱۴ـمت</b>

23:35.870 --> 23:40.000
<b>خدمتکاران در خاندان رگولوس</b>
