WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
WhiteNava & BlackNava\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:02.990 --> 00:05.750
‫عمارت لئو خیلی بزرگه!

00:05.750 --> 00:07.950
.تعجبی هم نداره، بالاخره خونه یه کنته

00:07.950 --> 00:11.490
‫تو، خدمتکار؟ شرط می‌بندم فقط
‫بیشتر براشون دردسر درست می‌کنی.

00:11.970 --> 00:13.860
‫منظورت چیه؟

00:13.860 --> 00:16.820
‫اصلاً چرا همراه من اومدی، ‫سنسه؟

00:16.820 --> 00:18.300
‫که حواسم بهت باشه

00:18.560 --> 00:21.510
‫و مطمئن بشم توی جامعه اشرافی
‫آبروریزی نمی‌کنی.

00:21.510 --> 00:23.630
‫من آبروریزی نمی‌کنم!

00:23.630 --> 00:25.760
!باید پول در بیارم

00:25.760 --> 00:29.270
‫تازه، همیشه دلم می‌خواست
‫به عنوان خدمتکار کار کنم!

00:29.500 --> 00:31.990
‫یه عمارت مجلل و یه لباس بامزه...

00:31.990 --> 00:33.950
‫دنیایی از شکوه و زیبایی...

00:33.950 --> 00:35.690
‫بی‌صبرانه منتظرم!

00:35.690 --> 00:37.450
‫واقعاً انقدر که می‌گی خوبه؟

00:37.450 --> 00:39.050
‫ببخشید!

00:45.040 --> 00:46.500
‫خیلی سنگینه!

00:47.210 --> 00:48.950
‫سـ-سلام...

00:48.950 --> 00:52.010
،به عمارت رگولوس خوش اومدی
اسپیکا - ساما

02:28.220 --> 02:29.880
‫نمی‌خوای بری تو؟

02:29.880 --> 02:31.010
‫عمراً!

02:31.010 --> 02:33.050
‫اونا اصلاً شبیه خدمتکار نبودن!

02:33.050 --> 02:35.080
‫حتماً عمارت رو اشتباه اومدم!

02:35.080 --> 02:37.030
"ولی خودشون گفتن "عمارت رگولوس

02:40.160 --> 02:41.910
‫به‌به، اسپیکا.

02:43.290 --> 02:44.580
<i>‫چرا یه شیر؟!</i>

02:44.580 --> 02:46.970
<i>‫اگه فرار کنم منو می‌خوره؟!</i>

02:46.970 --> 02:48.690
‫کجا داری می‌ری؟

02:49.030 --> 02:50.780
!لـ ... لئو - چان

02:51.650 --> 02:55.070
.آروم باش، پهلوون. آروم باش

02:55.070 --> 02:56.460
‫این دیگه چه اسمیه؟

02:58.430 --> 03:00.590
‫بهت گفتم آروم بگیری.

03:00.590 --> 03:02.180
‫نشنیدی چی گفتم؟

03:02.840 --> 03:06.140
<i>اون الان غرش یه شیر رو خفه کرد؟
... ترسناکه</i>

03:06.140 --> 03:09.320
‫خب، حالا وقت کاره.

03:09.320 --> 03:10.840
‫لطفاً برو لباسات رو عوض کن.

03:10.840 --> 03:13.840
<i>.فکر نکنم از اینجا جون سالم به در ببرم</i>

03:17.480 --> 03:19.390
‫یه لباس خدمتکار واقعی!

03:19.390 --> 03:20.540
‫خیلی بامزه‌ست!

03:20.540 --> 03:22.640
‫آستیناش یه کم آزاده.

03:22.640 --> 03:24.440
‫واقعاً؟

03:24.440 --> 03:25.270
‫آره.

03:25.270 --> 03:27.950
‫توی خاندان رگولوس، اگه بتونی
‫بازوهات رو منقبض کنی...

03:27.950 --> 03:30.550
‫و آستینات رو بترکونی،
‫جات اینجا تثبیت می‌شه!

03:30.550 --> 03:31.500
‫امکان نداره.

03:31.500 --> 03:33.650
.با اون بازوهای لاغر مردنی که عمراً

03:33.650 --> 03:36.040
‫اصلاً می‌تونه به عنوان خدمتکار
‫کاری از پیش ببره؟

03:36.040 --> 03:38.680
<i>‫همیشه برای خدمتکار بودن
‫انقدر عضله لازم بوده؟</i>

03:38.680 --> 03:41.380
‫شماها هم اولش خیلی لاغر بودید.

03:42.020 --> 03:43.500
‫بانوی من!

03:43.500 --> 03:45.180
‫صبح بخیر!

03:45.180 --> 03:46.420
‫راحت باشید.

03:46.420 --> 03:47.220
‫چشم، بانو!

03:47.220 --> 03:49.940
<i>‫یادم نمیاد سلام و احوال‌پرسی
‫خدمتکارا اینطوری بوده باشه.</i>

03:49.940 --> 03:52.560
‫خوش‌تیپ شدی، اسپیکا.

03:52.560 --> 03:56.310
‫وقتی کار رو شروع کنی، خیلی زود
‫عضله درمیاری.

03:56.310 --> 03:58.090
<i>‫ترجیح می‌دم اینطور نشه.</i>

03:58.400 --> 04:00.610
‫لئو، بی‌صبرانه منتظر کار امروزم.

04:00.610 --> 04:01.730
‫نه!

04:01.730 --> 04:06.610
وقتی اون لباس تنته باید
بانو لئو"صدام کنی"

04:06.610 --> 04:09.950
‫نمی‌تونم بذارم الگوی بدی
‫برای بقیه خدمتکارا باشی.

04:09.950 --> 04:12.950
‫چـ-چشم! ببخشید، بانو لئو!

04:14.310 --> 04:17.110
‫خب، حالا باید چیکار کنم؟

04:17.110 --> 04:20.660
‫می‌خوام دستیار شخصی من باشی.

04:20.660 --> 04:23.680
‫لطفاً برای آماده‌سازی مهمانی
‫رقص فردا کمک کن.

04:23.680 --> 04:24.620
‫چشم، بانو!

04:25.190 --> 04:26.780
<i>‫بسیار خب!</i>

04:26.780 --> 04:31.850
<i>‫هر کاری لازم باشه می‌کنم
‫تا اون کتاب گیاه‌شناسی رو بخرم!</i>

04:31.850 --> 04:33.810
‫اول از همه، تمرین!

04:37.020 --> 04:38.310
<i>‫تمیز کردن اتاق.</i>

04:38.310 --> 04:39.620
‫خیلی سنگینه!

04:39.620 --> 04:41.290
‫ده کیلوئه.

04:41.290 --> 04:43.520
‫همزمان حکم وزنه زدن رو داره.
‫با یه تیر دو نشون!

04:43.520 --> 04:45.070
<i>‫این دیگه چه فکر احمقانه‌ایه!</i>

04:46.070 --> 04:48.440
‫اوه، عصر شده.

04:48.440 --> 04:50.040
‫باید برم بهشون شام بدم.

04:50.300 --> 04:52.250
‫اسپیکا، با من بیا باغ.

04:52.250 --> 04:53.710
‫باغ؟!

04:56.000 --> 04:58.150
‫خب، اسپیکا؟

04:58.150 --> 05:00.260
‫باغ فوق‌العاده‌ای نیست؟

05:00.260 --> 05:02.140
<i>بـ .. باغ؟</i>

05:02.140 --> 05:03.630
<i>یا دشت ساوانا؟</i>

05:03.920 --> 05:05.210
‫هی، اسپیکا.

05:05.210 --> 05:07.270
‫اینجا عالیه.

05:07.270 --> 05:10.110
‫فقط به خاطر اینکه یه حیونم،
‫مثل یه پادشاه باهام رفتار می‌کنن.

05:10.110 --> 05:11.840
<i>‫داشتم فکر می‌کردم کجا رفته!</i>

05:11.840 --> 05:13.720
<i>‫خیلی زود با اینجا خو گرفته!</i>

05:14.070 --> 05:16.320
‫چرا انقدر حیون داری؟

05:16.320 --> 05:20.270
‫می‌خواستم همیشه دور و برم حیوونا باشن،
‫واسه همین اینجارو ساختم.

05:20.270 --> 05:21.850
‫واو.

05:21.850 --> 05:26.740
‫این بچه‌ها عملاً خانواده منن.

05:27.190 --> 05:31.170
<i>نمی‌دونستم لئو می‌تونه
.انقدر مهربون بخنده</i>

05:31.410 --> 05:34.740
‫شاید منبع قدرت
‫لئو همین باشه.

05:35.440 --> 05:40.090
‫جادوی لئو، جادوی جانوریه که
‫اجازه می‌ده به هر حیوونی تبدیل بشی.

05:40.090 --> 05:45.080
‫و هرچی حیوون رو بهتر بشناسی،
‫قدرتت بیشتر می‌شه.

05:45.450 --> 05:46.880
‫درست مثل اون.

05:46.880 --> 05:49.040
!مثل مسکن می‌مونه

05:49.400 --> 05:54.770
<i>‫درست مثل اینه که شناختن گیاها
‫جادوی گیاهی رو قوی‌تر می‌کنه.</i>

05:55.330 --> 05:59.330
<i>‫پس منظور پروفسور پگاسوس
‫این بوده.</i>

06:00.020 --> 06:04.270
<i>‫باید وقت بیشتری رو
‫با گیاها بگذرونم.</i>

06:05.350 --> 06:08.440
‫همگی، خسته نباشید.

06:08.960 --> 06:13.940
‫پدر در سفرن،
‫پس به جاشون من حرف می‌زنم...

06:13.940 --> 06:14.720
‫چشم، بانو!

06:15.070 --> 06:18.960
‫فردا مراسم ورودم به جامعه‌ست.

06:18.960 --> 06:21.180
‫ورود به جامعه؟

06:21.180 --> 06:24.960
‫خانم‌های اشرافی وقتی به سن شانزده
‫می‌رسن، وارد مجامع اجتماعی می‌شن.

06:24.960 --> 06:27.210
‫اونا دیگه به عنوان یه بانوی کامل
‫شناخته می‌شن.

06:27.480 --> 06:31.990
‫به عبارت دیگه، فردا
‫اولین مهمونی رقص لئو هست.

06:31.990 --> 06:35.100
‫اوه... پس مراسم مهمیه.

06:35.390 --> 06:38.470
‫از همگی می‌خوام تمام تلاشتون رو
‫برای موفقیت مراسم فردا بکنید.

06:38.470 --> 06:39.650
‫چشم، بانو!

06:39.650 --> 06:40.930
‫مرخصید!

06:40.930 --> 06:44.110
<i>‫لئو هم‌سن منه،</i>

06:44.110 --> 06:46.320
<i>‫ولی داره همه این آدم‌ها رو
‫توی خونه مدیریت می‌کنه.</i>

06:46.320 --> 06:48.630
<i>.یه بانوی واقعیه</i>

06:49.040 --> 06:53.500
<i>‫امروز کلی چیزای جدید درباره
‫لئو یاد گرفتم.</i>

07:02.370 --> 07:15.800
‫روز دوم زندگی خدمتکاری

07:02.600 --> 07:04.450
<i>‫توی دومین روز از زندگی خدمتکاری‌ام،</i>

07:04.450 --> 07:06.710
<i>از اول صبح
.غرق کار بودم</i>

07:06.710 --> 07:09.060
<i>‫تمیز کردن عمارت،
‫بیدار کردن بانو لئو،</i>

07:09.060 --> 07:12.700
<i>‫کمک به لباس پوشیدنش، غذا دادن به حیوونا،
‫آماده کردن ناهار،</i>

07:12.700 --> 07:15.190
<i>‫و ورزش بعد از ناهار...</i>

07:16.680 --> 07:20.260
‫نمی‌دونستم پول درآوردن
‫انقدر طاقت‌فرساست.

07:20.570 --> 07:22.830
‫خیلی از پدر و مادرم ممنونم.

07:22.830 --> 07:27.480
‫اسپیکا، پدرم داره برمی‌گرده.
‫باید بریم به استقبالش.

07:27.480 --> 07:28.810
‫باشه.

07:30.830 --> 07:34.380
‫پدرتون چجور آدمیه، بانو لئو؟

07:34.380 --> 07:38.790
.پدرم مرد مهربون با وقاریه

07:39.090 --> 07:42.180
<i>‫حتماً پدرش مرد فوق‌العاده‌ایه.</i>

07:48.540 --> 07:49.770
‫یه غارنشین!

07:49.770 --> 07:50.770
‫پدر!

07:50.770 --> 07:51.640
<i>پدر؟</i>

07:52.810 --> 07:54.480
‫خوش اومدید!

07:54.910 --> 07:57.320
‫از خوش‌آمدگویی‌ات ممنونم.

07:57.320 --> 07:59.300
<i>مرد باوقار کجا بود؟</i>

07:59.560 --> 08:02.380
‫ملاقاتتون با ملکه چطور بود؟

08:02.380 --> 08:06.140
‫هیچ‌وقت به اون موقعیت‌های
‫خشک و رسمی عادت نمی‌کنم.

08:06.140 --> 08:09.460
‫ترجیح می‌دم مثل روز اول تولدم،
‫توی دشت‌ها بدوم.

08:09.460 --> 08:11.420
<i>‫واسه همینه که این شکلی اومده؟!</i>

08:11.420 --> 08:13.010
‫بگو ببینم، ایشون کی هستن؟

08:13.010 --> 08:14.690
.ا - اسپیکا هستم

08:14.690 --> 08:16.030
‫ایشون دوست من هستن.

08:16.030 --> 08:18.990
‫دارن به عنوان خدمتکار موقت پیش ما کار
‫می‌کنن.

08:18.990 --> 08:20.540
‫به‌به، چه عالی.

08:20.540 --> 08:23.130
.از اینکه به لئو لطف داری سپاس گزارم

08:20.580 --> 08:27.540
غول پیکر

08:21.510 --> 08:25.350
<i>... غول پیکره</i>

08:23.130 --> 08:25.730
‫من آلترف ولف هستم.

08:25.730 --> 08:27.550
‫ارباب آلترف صدام کن.

08:27.780 --> 08:30.720
‫امروز مراسم ورود دخترم
‫به جامعه اشرافیه.

08:30.720 --> 08:32.050
‫حتماً خیلی مضطربه.

08:32.330 --> 08:34.130
‫لطفاً هوای دخترم رو داشته باش.

08:34.130 --> 08:37.760
<i>‫ظاهرش خشنه، ولی واقعاً
‫نگران دخترشه.</i>

08:37.760 --> 08:40.100
‫اوه، راستی. مادرتون چطور؟

08:40.100 --> 08:43.540
‫مادر دو سال پیش از دنیا رفتن.

08:43.540 --> 08:47.400
‫برخلاف ما، ایشون خیلی ضعیف بودن.

08:47.400 --> 08:49.310
.مـ... متاسفم

08:49.310 --> 08:51.350
‫نه، مشکلی نیست.

08:51.670 --> 08:53.900
.من خانواده بزرگی دارم

08:53.900 --> 08:55.610
‫تنها نیستم.

08:56.700 --> 08:59.820
<i>‫لئو خیلی قویه.</i>

08:59.820 --> 09:04.510
‫خیلی خب لئو، نظرت چیه قبل از مراسم
‫به رعایامون یه سری بزنیم؟

09:04.510 --> 09:05.430
‫حتماً!

09:05.430 --> 09:06.640
‫رعایا؟

09:06.640 --> 09:09.260
‫حالا، جادوی لئو!

09:09.260 --> 09:11.020
‫اسپیکا، دنبالمون بیا.

09:11.700 --> 09:13.260
‫بزن بریم!

09:13.560 --> 09:15.540
<i>می‌دوئیم؟</i>

09:16.530 --> 09:17.850
‫ارباب اومدن!

09:17.850 --> 09:19.670
‫ارباب اینجان!

09:19.950 --> 09:23.130
‫سلام به همگی! امیدوارم حالتون خوب باشه؟

09:23.130 --> 09:25.940
‫ارباب، لباستون دوباره پاره شده.

09:25.940 --> 09:30.100
.‫پارچه تحمل فشار باد موقع دویدنم رو نداره

09:27.390 --> 09:30.330
‫بین رعایا خیلی محبوبه.

09:30.330 --> 09:33.590
کـ ... کل این روستا
تو قلمروی رگولوسه؟

09:33.590 --> 09:34.360
‫بله.

09:34.820 --> 09:40.080
‫پدرم که یه کنت هستن، این زمین رو
‫از ملکه برای حکمرانی گرفتن.

09:40.080 --> 09:45.340
‫بخشی از وظیفه‌شون اینه که زمین رو
‫طوری اداره کنن که رعایا در آرامش باشن.

09:45.800 --> 09:50.790
‫قلمرو خاندان رگولوس بزرگ‌ترین
‫قلمرو در آرادیاسه.

09:50.790 --> 09:52.800
‫واو، عجب!

09:52.800 --> 09:55.970
‫و قراره در نهایت همه‌اش
‫به تو برسه؟

09:55.970 --> 09:57.250
‫دقیقاً.

09:57.250 --> 10:02.300
‫بعد از فارغ‌التحصیلی از آکادمی،
‫لئو این قلمرو رو به ارث می‌بره.

10:02.300 --> 10:05.360
‫بانو لئو ارباب خوبی می‌شن!

10:05.360 --> 10:08.150
‫هم زیباست، هم شاد و هم مهربون.

10:09.620 --> 10:12.350
‫درسته، همین‌طوره!

10:12.350 --> 10:14.180
‫بیشتر ازم تعریف کنید!

10:14.180 --> 10:16.560
‫واو. اصلاً ذره‌ای فروتنی نداره.

10:16.820 --> 10:21.470
تلاشمو می‌کنم مثل پدرم که انقدر
.برام قابل احترامه بشم

10:21.910 --> 10:24.460
‫لئو خیلی فوق‌العاده‌ست.

10:24.460 --> 10:27.100
‫با اینکه هم‌سن هستیم،
‫خیلی پخته‌ست.

10:27.100 --> 10:28.890
اینطور فکر می‌کنی؟

10:31.580 --> 10:33.840
‫عجب مهمونی رقص باشکوهی.

10:33.840 --> 10:37.040
‫نگاه کن، بانو مگا‌هات اومدن!

10:37.040 --> 10:39.070
‫سر هانچومن هم اومدن.

10:39.070 --> 10:41.340
‫عجب مهمونای خاصی.

10:41.340 --> 10:46.070
‫بله. از اینکه برای جشن ورود دخترم
‫به جامعه اومدن، سپاسگزارم.

10:46.070 --> 10:47.630
‫لئو کجاست؟

10:47.630 --> 10:49.840
‫بانو لئو رو می‌تونید در...

10:50.870 --> 10:52.310
‫نظرت چیه؟

10:53.510 --> 10:56.310
‫فوق‌العاده شدی، بانو لئو!

10:56.310 --> 10:57.410
‫ممنون.

10:57.410 --> 10:58.420
<i>‫صبر کن...</i>

10:58.820 --> 10:59.990
‫واقعاً؟

10:59.990 --> 11:02.710
‫قراره کانون توجه همه باشم!

11:02.710 --> 11:03.880
‫راستی، اسپیکا...

11:03.880 --> 11:04.870
‫بله؟

11:04.870 --> 11:08.120
‫باید برم یه دستشویی سریع بکنم.

11:08.120 --> 11:10.590
‫بانو، این حرف اصلاً مودبانه نیست!

11:10.590 --> 11:13.070
‫تازه، باید قبل از پوشیدن لباس
‫مجلسی‌تون می‌رفتید!

11:14.620 --> 11:15.710
‫پوزش می‌خوام.

11:19.660 --> 11:22.370
<i>‫اصلاً خبر نداشتم...</i>

11:22.760 --> 11:23.910
‫سریع پیداش کنید!

11:23.910 --> 11:24.640
‫توی باغ رو گشتید؟

11:24.640 --> 11:25.550
‫اونجا هم نیست!

11:25.880 --> 11:29.060
<i>از رنجی که لئو داشت... 
.باهاش دست و پنجه نرم می‌کرد</i>

11:36.270 --> 11:38.660
‫لئو خیلی طولش داده.

11:38.660 --> 11:39.760
‫اوضاع خرابه!

11:39.760 --> 11:42.650
‫بانو لئو گم شدن!
‫توی کل عمارت نیستن!

11:42.920 --> 11:44.280
‫لئو گم شده؟

11:43.620 --> 11:45.480
‫کجا رفته؟

11:45.480 --> 11:46.470
‫هیچ‌جا پیدا نمیشه.

11:46.470 --> 11:48.410
‫مهمونی رقص داره شروع میشه.

11:48.410 --> 11:50.810
‫این مراسم برای ایشون برگزار شده.

11:50.810 --> 11:54.250
‫اگه نباشن، اعتبار خاندان رگولوس
‫ممکنه زیر سوال بره.

11:54.470 --> 11:56.020
‫ما باید پیداش کنیم!

11:56.020 --> 11:56.890
‫ب-بله!

11:56.890 --> 11:59.240
<i>‫لئو... چرا؟</i>

12:02.840 --> 12:05.020
<i>‫دیگه کار از کار گذشت.</i>

12:05.500 --> 12:08.970
<i>‫این دفعه حتی پدر هم
‫از دستم حسابی عصبانی میشه.</i>

12:08.970 --> 12:12.010
<i>‫اون لباس رو برای همین روز آماده کرده بود.</i>

12:12.430 --> 12:15.240
<i>‫و منم کلی تمرین رقص کرده بودم.</i>

12:15.240 --> 12:19.690
<i>‫همه اینا برای اینکه بانوی شایسته‌ای بشم
‫و عمارت رو به ارث ببرم.</i>

12:20.050 --> 12:23.250
<i>‫ولی گند زدم.</i>

12:23.720 --> 12:28.450
<i>‫اگه فقط جرات داشتم احساساتم رو بگم،
‫کار به اینجا نمی‌کشید.</i>

12:29.790 --> 12:31.190
<i>‫مادر...</i>

12:32.450 --> 12:34.620
<i>‫حالا باید چیکار کنم؟</i>

12:43.100 --> 12:45.580
.می‌دونستم توی باغ هستید

12:46.320 --> 12:47.970
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

12:47.970 --> 12:50.090
‫هیچ‌کس دیگه نتونست پیدام کنه.

12:50.090 --> 12:54.700
‫فقط حدس زدم بانو لئو
‫پیش شیرها باشن.

12:55.160 --> 12:57.100
‫خوشحالم که پیداتون کردم.

12:57.470 --> 12:58.690
‫بیاید برگردیم.

12:58.690 --> 13:00.320
‫مهمونی داره شروع میشه.

13:02.360 --> 13:05.320
‫ترجیح میدم برنگردم.

13:06.450 --> 13:07.640
‫چرا؟

13:08.160 --> 13:12.260
‫این مهمونی ورود من به جامعه‌ست.

13:12.260 --> 13:17.280
‫عملاً اعلام اینه که من قراره
‫در آینده ارباب این سرزمین بشم.

13:17.670 --> 13:22.140
‫این یعنی پایان رویای من.

13:22.360 --> 13:23.730
‫رویای شما؟

13:23.730 --> 13:26.030
‫می‌دونم اشتباهه.

13:26.030 --> 13:28.720
‫نباید لحظه آخر اینقدر خودخواهانه
‫رفتار کنم.

13:28.720 --> 13:33.230
‫واقعاً از اینکه باعث ناراحتی همه شدم،
‫پشیمونم.

13:33.230 --> 13:37.370
‫ولی نمی‌تونستم به خودم دروغ بگم.

13:37.370 --> 13:39.950
‫برای همین توی مهمونی شرکت نمی‌کنم.

13:39.950 --> 13:41.860
!تلاش نکن به زور ببریم

13:40.650 --> 13:42.720
‫گرفتم چی شد، لئو!

13:43.440 --> 13:46.550
‫بیا تا وقتی مهمونی تموم نشده،
‫با هم فرار کنیم!

13:47.070 --> 13:50.030
چـ ... چـ ... چـ... چی؟

13:51.150 --> 13:52.990
‫لئو هنوز پیدا نشده؟

13:52.990 --> 13:55.950
‫ق-قربان، راستش...

13:56.960 --> 13:59.430
‫از عمارت فرار کرده؟!

14:00.900 --> 14:02.420
حالت خوبه؟

14:02.420 --> 14:03.550
‫متاسفم.

14:03.550 --> 14:06.370
.فکر نمی‌کنم اینجا بتونن پیدامون کنن

14:06.370 --> 14:07.980
‫راست میگی.

14:07.980 --> 14:10.070
‫ولی مطمئنی می‌خوای این کارو کنی؟

14:10.070 --> 14:13.730
‫اگه با من از عمارت فرار کنی،
‫تو هم...

14:13.730 --> 14:14.600
‫آره!

14:14.600 --> 14:15.850
‫اشکالی نداره.

14:15.850 --> 14:18.560
‫بیا وقتی مهمونی تموم شد،
‫با هم توبیخ بشیم.

14:18.560 --> 14:20.600
‫چرا این کارو برام می‌کنی؟

14:20.600 --> 14:24.530
‫خب، من اول دوستت هستم،
‫بعد خدمتکارت.

14:24.810 --> 14:27.840
‫اگه رویایی داری،
‫می‌خوام کمکت کنم بهش برسی.

14:28.240 --> 14:29.810
خیلی مهربون نیستی؟

14:31.130 --> 14:34.440
‫می‌خوای رویام رو بشنوی؟

14:34.800 --> 14:37.200
‫تو دومین نفری میشی که می‌شنوه.

14:37.200 --> 14:38.790
‫دومین نفر؟

14:39.580 --> 14:42.450
‫مادرم کسی بود که بهم انگیزه داد.

14:42.450 --> 14:47.500
‫اون عاشق حیوونا بود و
‫زیاد منو به باغ‌وحش می‌برد.

14:47.500 --> 14:51.720
مامان، می‌دونستی شیر‌های ماده شکار می‌کنن؟

14:51.980 --> 14:53.860
.چقدر باهوشی

14:53.860 --> 14:55.170
.مثل یه محقق رفتار می‌کنی

14:57.210 --> 15:02.580
‫راستی، شیرها روزی پنجاه بار جفت‌گیری
‫می‌کنن.

15:00.870 --> 15:02.580
‫جـ-جفت‌گیری...

15:02.580 --> 15:03.740
‫لئو!

15:03.740 --> 15:07.280
راستی مامان، "جفت‌گیری" یعنی چی؟

15:07.280 --> 15:08.990
... نـ - نمی‌دونم والا

15:10.870 --> 15:12.400
... مامان

15:12.950 --> 15:16.590
‫می‌خوام محقق حیوونا بشم!

15:19.810 --> 15:21.870
‫چه رویای فوق‌العاده‌ای.

15:22.370 --> 15:23.320
‫محقق؟!

15:23.320 --> 15:24.160
‫آره!

15:24.160 --> 15:25.820
‫می‌خوام توی ساوانا و جنگل‌ها زندگی کنم

15:25.820 --> 15:27.930
‫تا مطالعه کنم چطور توی
‫اکوسیستم‌شون جا میفتن و این چیزا.

15:27.930 --> 15:32.340
‫می‌خوام از جادویی که توی دیانا یاد می‌گیرم
‫برای محافظت از کلی حیوون استفاده کنم!

15:32.340 --> 15:33.810
‫عالیه!

15:33.810 --> 15:34.600
‫مگه نه؟

15:35.790 --> 15:39.430
‫ولی به عنوان تنها دختر یه کنت،

15:39.430 --> 15:42.280
‫بالاخره یه روزی باید
‫عمارت رو به ارث ببرم.

15:42.280 --> 15:46.280
‫من به پدرم افتخار می‌کنم
‫و رعایا رو هم دوست دارم.

15:46.280 --> 15:48.830
‫برای همین یه بار از رویام دست کشیدم.

15:49.210 --> 15:52.380
‫ولی نتونستی کاملاً رهاش کنی.

15:52.380 --> 15:53.660
‫درسته.

15:53.660 --> 15:56.210
‫مادرم دو سال پیش فوت کرد.

15:57.040 --> 16:00.160
‫نتونستم این حقیقت رو بپذیرم.

16:00.500 --> 16:05.590
‫هر روز بی‌هدف می‌گشتم تا خودم رو
‫از اون غم دور کنم.

16:06.280 --> 16:09.600
‫حس می‌کردم ممکنه مادرم رو جایی پیدا کنم.

16:09.600 --> 16:11.040
‫لئو...

16:11.040 --> 16:15.350
‫پدر نتونست من رو اون‌طور ببینه،
‫برای همین این باغ رو برام ساخت.

16:16.180 --> 16:18.390
‫این حیوونا از کجا اومدن؟

16:18.390 --> 16:22.910
‫اوه، اون‌ها رو از یه باغ‌وحش
‫که تعطیل شده بود، آوردم.

16:24.350 --> 16:27.690
‫همون‌هایی که با مادر به دیدنشون
‫می‌رفتم...

16:32.380 --> 16:34.290
‫داری سعی می‌کنی خوشحالم کنی؟

16:37.300 --> 16:40.630
‫اون‌ها بودن که باعث شدن دوباره
‫سر پا بشم.

16:40.630 --> 16:46.650
‫اون موقع بود که مصمم شدم کاری کنم
‫که بتونم محبت حیوونا رو جبران کنم.

16:47.340 --> 16:52.250
‫در اون صورت، شاید بهتره
‫دیگه فرار نکنه.

16:54.560 --> 16:57.360
لئو - چان می‌خوای با پدرت بعد از مهمونی

16:57.360 --> 16:59.860
درباره رویای دانشمند شدنت حرف بزنی؟

17:00.210 --> 17:04.980
‫خیلی به گفتنش فکر کردم،
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم.

17:05.470 --> 17:09.490
‫وظیفه‌شه که به عنوان یه کنت،
‫من رو جانشین خودش کنه.

17:09.490 --> 17:11.900
‫و این رویای اون هم هست.

17:12.400 --> 17:15.070
‫ناامیدش می‌کنم.

17:15.070 --> 17:18.480
‫مخالفت می‌کنه. حتی ممکنه طردم کنه.

17:19.030 --> 17:22.040
‫این فکر وحشت‌زده‌م می‌کنه.

17:23.750 --> 17:26.880
‫منم قبلاً زیاد با والدینم دعوا می‌کردم.

17:27.790 --> 17:31.360
‫مادرم می‌خواست باغ رو به ارث ببرم،

17:31.360 --> 17:34.170
‫ولی من می‌خواستم جادوگر بشم.

17:34.430 --> 17:36.790
‫مطمئنم ناامیدش کردم،

17:36.790 --> 17:40.640
‫ولی الان توی دیانا هستم چون تونستم
‫خواسته‌ی واقعیم رو بهش بگم.

17:41.480 --> 17:43.760
خواسته‌ی واقعیت رو بهش بگی؟

17:47.120 --> 17:48.480
‫چـ-چی بود اون؟!

17:50.820 --> 17:52.180
‫پدر!

17:53.230 --> 17:57.400
نمی‌خوای بگی ماجرا چیه، لئو؟

17:57.400 --> 17:59.720
!بـ - بدبخت شدیم

17:59.720 --> 18:01.440
‫عذر می‌خوام.

18:01.440 --> 18:06.100
‫باعث آشوب شدم و
‫نام رگولوس رو لکه‌دار کردم.

18:06.100 --> 18:08.030
‫نیازی به عذرخواهی‌های توخالی ندارم!

18:11.280 --> 18:12.720
‫اسپیکا...

18:12.720 --> 18:15.420
‫تو بهم شجاعت لازم رو دادی.

18:15.840 --> 18:17.330
‫دیگه از فرار کردن خسته شدم.

18:17.330 --> 18:19.250
.می‌خوام خواسته‌‌ام رو جلوش بگم

18:19.250 --> 18:23.020
‫به هر حال، ترسو بودن
‫اصلاً به من نمیاد!

18:23.330 --> 18:24.190
‫آره!

18:25.230 --> 18:27.840
.پدر، باید یه موضوعی رو بهتون بگم

18:27.840 --> 18:28.890
‫خوبه.

18:31.350 --> 18:34.710
‫جادوی لئو: بانوی ببر!

18:35.110 --> 18:36.140
‫چی؟

18:36.850 --> 18:38.990
‫پدر، من...

18:40.210 --> 18:41.680
‫نمی‌تونم این خاندان رو به ارث ببرم!

18:41.680 --> 18:43.500
‫فیزیکی باهاش روبرو شد؟!

18:43.500 --> 18:45.330
‫خاندان رگولوس چی میشه؟

18:45.770 --> 18:48.290
‫اون قلمرویی که نسل‌هاست
‫با چنگ و دندون ازش محافظت کردیم؟

18:48.290 --> 18:50.250
‫برات مهم نیست؟!

18:50.250 --> 18:53.650
‫اون‌ها برای منم عزیزن!

18:54.200 --> 18:57.040
‫برای همینه که یه بار
‫از رویام دست کشیدم!

18:58.790 --> 19:03.510
‫ولی نمی‌تونم خودم رو راضی کنم
‫که به خواسته‌های خودم خیانت کنم.

19:03.510 --> 19:06.590
!من می‌خوام درباره حیوونا تحقیق کنم

19:07.320 --> 19:09.650
‫می‌خوام رویایی که به مادر قول دادم رو

19:11.340 --> 19:13.230
‫به واقعیت تبدیل کنم!

19:14.560 --> 19:17.460
‫بزرگ‌ترین دعوای پدر و دختری
‫در تاریخ پستانداران!

19:17.940 --> 19:21.700
‫این خواسته‌ی قلبی منه.

19:24.520 --> 19:27.110
‫قوی شدی، لئو.

19:27.500 --> 19:29.010
‫تسلیم میشم.

19:29.010 --> 19:30.450
‫پدر...

19:30.450 --> 19:32.400
‫لئو برد!

19:32.680 --> 19:37.050
‫احمق، باید زودتر می‌گفتی
‫که رویا داری.

19:37.880 --> 19:41.070
‫همسرم خیلی وقت پیش
‫یه چیزی بهم گفت:

19:41.070 --> 19:46.210
‫که اگه تو روزی رویایی داشتی،
‫باید به حرفت گوش بدم.

19:46.210 --> 19:47.810
مامان گفت؟

19:47.810 --> 19:51.780
‫راستش رو بخوای، ترجیح می‌دادم
‫عنوان و قلمرو رو

19:51.780 --> 19:53.930
‫به تو بدم تا یه اشراف‌زاده دیگه.

19:53.930 --> 19:57.900
‫ولی اون رویای منه، نه تو.

19:57.900 --> 19:59.640
‫جوری زندگی کن که خودت می‌خوای.

20:00.360 --> 20:04.330
‫مهم‌ترین چیز اینه که خوشحال باشی.

20:04.770 --> 20:06.770
‫پدر...

20:09.250 --> 20:11.190
‫خیلی متاسفم.

20:12.080 --> 20:14.880
‫ممنونم، پدر.

20:15.420 --> 20:18.460
‫شجاعت به خرج دادی و بهم گفتی.

20:18.460 --> 20:20.990
‫چطور می‌تونم قبول نکنم؟

20:21.930 --> 20:25.190
‫حالا، مهمونی تقریباً تموم شده.

20:25.190 --> 20:27.640
‫باید برم و از مهمون‌ها عذرخواهی کنم.

20:27.640 --> 20:30.510
!مـ ... منم عذرخواهی می‌کنم

20:30.890 --> 20:33.240
‫چه پدر فوق‌العاده‌ای.

20:33.240 --> 20:35.850
.ای بابا، اصل کار رو از دست دادم

20:35.850 --> 20:37.310
‫خدای من.

20:38.290 --> 20:40.140
‫ممنونم، اسپیکا.

20:40.430 --> 20:43.800
‫اینکه گفتی با من فرار می‌کنی،
‫خیلی بهم دلگرمی داد.

20:43.800 --> 20:48.160
‫باعث شد حس کنم واقعاً
‫کسی رو کنارم دارم.

20:49.230 --> 20:51.520
‫خوشحالم که استخدامت کردم.

20:52.880 --> 20:54.940
‫خوشحالم که تونستم مفید باشم.

20:54.940 --> 20:56.880
‫راستی، داری از شدت هیجان بخار می‌کنی!

20:56.880 --> 20:58.080
‫خوبم.

20:58.490 --> 21:02.410
‫اسپیکا، وقتی برگشتیم عمارت،
‫میشه توی تالار منتظرم بمونی؟

21:02.410 --> 21:04.310
‫اوه، حتماً...

21:05.520 --> 21:07.430
‫خیلی بزرگه.

21:07.430 --> 21:10.170
‫اگه اینجا مهمونی می‌گرفتن، خیلی قشنگ
‫می‌شد.

21:10.170 --> 21:12.970
‫یادت نره، لئو تو رو آورده که تمیز کنی.

21:13.770 --> 21:15.490
‫ممنون که منتظر موندی.

21:16.020 --> 21:18.450
‫لئو... صبر کن...

21:18.450 --> 21:20.520
‫لاغر شدی؟

21:20.520 --> 21:23.660
‫بیش از حد از جادوی لئوم استفاده کردم.

21:23.660 --> 21:26.460
‫انرژی‌ام رو همراه با قدرت جادویی‌ام
‫مصرف می‌کنم.

21:26.460 --> 21:28.660
‫باعث میشه موقتاً آب برم.

21:28.660 --> 21:33.610
‫وقتی این‌قدر لاغرم بهم زل نزن.
‫خجالت‌آوره.

21:30.000 --> 21:42.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
WhiteNava & BlackNava\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

21:33.610 --> 21:35.400
<i>‫راستش من این شکلی رو بیشتر دوست دارم!</i>

21:35.400 --> 21:38.910
‫حالا اسپیکا، بیا برقصیم.

21:39.150 --> 21:41.160
‫رقص؟ من؟!

21:41.160 --> 21:44.700
‫تمرین کردم.
‫دلم می‌خواد کمی برقصم.

21:44.700 --> 21:47.820
‫ولی من توی رقص افتضاحم!

21:47.820 --> 21:50.260
‫نگران بودم که
‫اوضاع چطور پیش میره.

21:51.150 --> 21:53.380
‫خوشحالم که دارن خوش می‌گذرونن.

23:25.480 --> 23:27.650
‫با اینکه پسر معاون آکادمی دایانا هستم

23:27.650 --> 23:30.070
‫و نمرات خوبی دارم، هنوزم
‫مشکلاتی دارم.

23:30.070 --> 23:32.560
‫هورا! یه کتاب گیاه‌شناسی خریدم!

23:32.560 --> 23:33.480
‫عالیه.

23:33.480 --> 23:35.570
‫میشه به حرفام گوش بدی؟

23:35.570 --> 23:36.500
‫قسمت بعد...

23:35.700 --> 23:40.070
قســ۱5ـمت

23:35.700 --> 23:40.070
دردسرهای آستریا
‫کتاب گیاه‌شناسی

23:36.500 --> 23:37.600
... دردسر‌های آستریا

23:37.600 --> 23:39.560
و کتاب گیاه شناسی...
