WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
WhiteNava & BlackNava\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:01.370 --> 00:02.950
‫عجله کن! عجله کن!

00:03.610 --> 00:10.080
<i>‫هر روز صبح، از خوابگاه‌مون تا مدرسه
‫پیاده می‌ریم و از شهر رد می‌شیم.</i>

00:10.080 --> 00:15.470
<i>‫به این منظره می‌گن دسته سارها.
‫شهر به این اسم معروفه.</i>

00:16.990 --> 00:18.940
‫ببخشید، تو مدرسه می‌بینمتون.

00:18.940 --> 00:20.150
‫ایو؟

00:22.500 --> 00:23.550
‫ببخشید!

00:24.370 --> 00:26.600
‫می‌شه کمکتون کنم اینو ببرید؟

00:26.600 --> 00:28.670
‫اوه، زحمتی نیست؟

00:28.670 --> 00:29.980
‫اصلاً.

00:29.980 --> 00:32.550
‫می‌خوام به بقیه کمک کنم.

00:32.550 --> 00:34.000
‫خیلی ممنونم.

00:34.000 --> 00:36.060
‫خیلی سنگینه.

00:34.000 --> 00:35.670
‫ایو یه فرشته‌ست!

00:36.070 --> 00:40.080
‫جادوی ثور: گوگالانا!

00:42.500 --> 00:44.560
ها؟ ایو - چان؟

00:44.560 --> 00:46.870
‫هی، ایو! داری چیکار می‌کنی؟!

00:46.870 --> 00:49.080
.اوه، کلود - سنسه

00:49.080 --> 00:50.330
‫صبح بخیر.

00:50.620 --> 00:52.880
‫داشتم به این خانم مسن کمک می‌کردم.

00:52.880 --> 00:54.670
‫داری مثل کینگ‌کونگ بغلش می‌کنی!

00:54.890 --> 00:58.210
‫نگران نباشید. آروم گرفتمش.

00:58.210 --> 00:59.770
‫مشکل این نیست!

01:00.500 --> 01:06.240
<i>‫ایو دختر خیلی خوبیه،
‫ولی خیلی خنگ و عجیبه.</i>

02:37.790 --> 02:39.240
.که‌اینطور

02:39.600 --> 02:43.880
نیتت برای کمک به پیرزن
عصا به دست خوب بوده

02:43.880 --> 02:44.740
‫اما...

02:45.050 --> 02:48.750
‫جادوی غول‌آسای تو باعث می‌شه حتی
‫نسبت به بقیه ثورها، خیلی بزرگ بشی،

02:45.240 --> 02:51.710
‫فرد معمولی

02:47.240 --> 02:51.710
‫اندازه متوسط جادوی غول‌آسا

02:48.750 --> 02:51.700
‫که هم یه استعداده و هم یه نفرین.

02:52.130 --> 02:56.780
متوجه‌ای چرا اگه وسط شهر ازش استفاده‌ کنی
باعث رعب و وحشت می‌شه؟

02:56.780 --> 02:58.300
‫وحشت...

02:58.680 --> 03:04.640
‫ببخشید. فقط می‌خواستم کمک کنم،
‫ولی هیچ‌وقت درست پیش نمی‌ره.

03:07.090 --> 03:09.630
‫نمی‌خوای کار داوطلبانه انجام بدی؟

03:09.630 --> 03:11.120
‫کار داوطلبانه؟

03:11.120 --> 03:14.050
‫به آکادمی خدمت می‌کنی، توی نظافت
‫کمک می‌کنی

03:14.050 --> 03:16.240
‫و از دانش‌آموزای کوچیک‌تر مراقبت
‫می‌کنی و از این جور کارها.

03:16.240 --> 03:19.180
‫معمولاً این کار تنبیه دانش‌آموزاییه
‫که قوانین رو زیر پا می‌ذارن.

03:19.180 --> 03:20.450
‫خیلی دوست دارم!

03:20.450 --> 03:22.470
‫و-واقعاً؟

03:22.470 --> 03:25.420
.خب پس با اون کار کن

03:25.770 --> 03:26.880
‫کاستور.

03:26.880 --> 03:27.950
‫چیه؟

03:27.950 --> 03:29.540
‫تو هم شرکت می‌کنی.

03:29.540 --> 03:31.360
‫ها؟ چرا باید شرکت کنم؟

03:31.360 --> 03:35.750
‫بازم دعوا کردی، مگه نه؟
‫از بقیه دانش‌آموزا شکایت داشتیم.

03:35.750 --> 03:39.480
‫فقط یه بچه‌ای که داشت به پولوکس
‫چشم‌چرونی می‌کرد رو ترسوندم.

03:39.480 --> 03:41.380
‫زیاده‌روی کردی.

03:41.380 --> 03:43.820
‫بیا انجامش بدیم، کاستور!

03:43.820 --> 03:45.050
‫عمراً.

03:45.050 --> 03:46.040
‫اما چرا؟

03:46.040 --> 03:48.580
‫کار داوطلبانه فقط تظاهر به خوبیه.

03:48.580 --> 03:52.110
‫حتی اگه تظاهر هم باشه،
‫بازم داری کار خوبی می‌کنی.

03:52.110 --> 03:53.050
‫خفه شو!

03:53.570 --> 03:57.340
<i>‫شاید کنار هم گذاشتن این دو نفر که
‫مثل آب و آتیشن، فکر خوبی نباشه.</i>

04:00.080 --> 04:03.030
‫بسیار خب، ایو، کاستور، اسپیکا،

04:03.030 --> 04:06.790
‫شما سه تا باید ساختمان شماره دو
‫مدرسه راهنمایی رو تمیز کنید.

04:07.170 --> 04:10.140
‫از سال دیگه قراره از این مکان
‫برای کلاس‌ها استفاده کنیم،

04:10.140 --> 04:11.340
‫پس حسابی مایه بذارید.

04:11.340 --> 04:13.500
‫خیلی کثیفه.

04:13.500 --> 04:16.140
‫فکر کنم یه مدتیه که بهش نرسیدن.

04:16.140 --> 04:19.030
آم ... سنسه می‌تونم یه سوال بپرسم؟

04:19.030 --> 04:20.290
‫چی شده؟

04:20.290 --> 04:22.550
‫چرا من باید با اینا اینجا باشم؟!

04:22.550 --> 04:25.470
‫چون نمی‌تونم به این دو تا وقتی
‫تنها هستن اعتماد کنم!

04:25.470 --> 04:27.040
‫خواهش می‌کنم! بهت پودینگ می‌دم!

04:27.040 --> 04:29.940
!کجای پروفایل شخصیتیم نوشته عاشق پودینگم

04:29.940 --> 04:32.840
‫می‌دونم! متاسفم! خواهش می‌کنم!

04:34.240 --> 04:36.080
‫باشه، قبوله.

04:36.080 --> 04:37.050
‫واقعاً؟

04:37.370 --> 04:40.890
‫ایو داره این کار رو می‌کنه تا کمک کنه، مگه
‫نه؟

04:40.890 --> 04:42.760
‫باید ازش یاد بگیرم.
‫امتحانش می‌کنم.

04:42.760 --> 04:44.170
‫اسپیکا!

04:44.170 --> 04:46.530
!آره! سه تایی می‌تونیم کار کنیم

04:47.280 --> 04:48.990
‫ممنونم، اسپیکا.

04:48.990 --> 04:50.470
‫دو تا پودینگ بهت می‌دم.

04:50.060 --> 04:51.020
‫پنج تا، لطفاً.

04:51.020 --> 04:52.030
‫سه تا.

04:53.350 --> 04:56.450
<i>‫اما فراموش کرده بودم...</i>

04:56.450 --> 04:59.210
‫کاستور، باید کار کنی.

04:59.770 --> 05:01.170
‫ای بابا!

05:01.170 --> 05:03.120
‫این قسمت تموم شد.

05:03.120 --> 05:05.120
‫خیلی خب، بیاید تی بکشیم.

05:05.120 --> 05:06.510
‫باشه.

05:06.730 --> 05:08.470
!بریم تو کارش

05:11.980 --> 05:14.350
<i>‫این همه انرژی برای چیه؟</i>

05:17.820 --> 05:19.640
<i>‫تقریباً مثل...</i>

05:19.640 --> 05:24.210
<i>‫یه گاو خشمگین افسارگسیخته‌ست!</i>

05:24.860 --> 05:26.480
!ایو - چان! ترمز بگیر

05:28.360 --> 05:29.440
<i>‫درسته.</i>

05:29.440 --> 05:34.420
<i>‫فراموش کرده بودم که ایو قدرت بدنی عجیبی
‫داره.</i>

05:35.000 --> 05:37.010
‫چطوری این اتفاق افتاد؟!

05:38.240 --> 05:40.530
‫متاسفم.

05:40.840 --> 05:43.580
‫هیچ‌وقت توی کنترل خودم خوب نبودم.

05:43.580 --> 05:46.870
‫همیشه در نهایت خیلی بیشتر از چیزی
‫که می‌خوام، قدرت به کار می‌برم.

05:46.870 --> 05:51.010
‫جادوی ثور بدن
‫کاربر رو قوی‌تر می‌کنه.

05:51.010 --> 05:54.590
‫اما هر از گاهی دانش‌آموزایی پیدا می‌شن
‫که نمی‌تونن قدرتشون رو کنترل کنن،

05:54.590 --> 05:56.480
‫و کار از دستشون در می‌ره.

05:57.840 --> 05:59.440
‫ایو...

06:00.050 --> 06:02.140
‫برای امروز برگردید خوابگاه‌هاتون.

06:02.140 --> 06:04.020
‫بقیه‌اش رو فردا انجام می‌دیم.

06:04.480 --> 06:05.620
‫باشه.

06:07.430 --> 06:10.000
‫خیلی ناراحت نباش، ایو.

06:10.000 --> 06:12.790
‫فقط یه دیوار رو خراب کردی.
‫چیز مهمی نیست.

06:13.690 --> 06:15.500
.خیلی دست و پا چلفتی‌ام

06:15.500 --> 06:17.280
‫کاستور!

06:17.570 --> 06:21.560
‫پس چرا می‌خوای به بقیه کمک کنی؟

06:21.940 --> 06:24.950
.یکی رو تحسین می‌کنم

06:25.240 --> 06:27.480
‫می‌خوام مثل اون بشم.

06:27.480 --> 06:29.420
ها؟ کی؟ کسیه که بهش علاقه داری؟

06:29.810 --> 06:32.250
.پرستار مدرسه، دنب - سنسه

06:32.250 --> 06:35.860
‫اون همیشه به دانش‌آموزا کمک می‌کنه.
‫مثل فرشته‌ها می‌مونه.

06:36.170 --> 06:38.650
‫جادوی ثورِ استاد دِنِب

06:38.650 --> 06:42.320
‫بهش اجازه می‌ده نه تنها بدن خودش،
‫بلکه بدن بقیه رو هم قوی کنه.

06:42.320 --> 06:46.330
‫اگه منم می‌تونستم این کار رو بکنم،
‫خیلی به مردم کمک می‌کردم.

06:46.330 --> 06:48.160
‫مطمئنم که می‌تونی انجامش بدی.

06:48.710 --> 06:49.780
‫نه.

06:50.490 --> 06:53.880
دنب - سنسه کلاس تسلط روی زودیاک رو
/تدریس می‌کنه

06:53.880 --> 06:56.550
‫اون جادوی شفابخشی یاد می‌ده،

06:56.550 --> 07:01.560
‫اما برای من خیلی سخته چون نمی‌تونم
‫قدرت خودم رو کنترل کنم.

07:01.560 --> 07:04.400
‫اصلاً مطمئن نیستم که بتونم
‫از پسش بربیام.

07:04.400 --> 07:07.720
‫شاید الان نه، ولی اگه ادامه بدی،
‫یه روزی...

07:06.560 --> 07:07.720
‫امکان نداره.

07:08.420 --> 07:10.050
‫کاستور!

07:10.050 --> 07:13.390
‫تشویقِ بی‌دلیلِ بقیه،
‫غیرمسئولانه‌ست.

07:13.390 --> 07:15.860
‫لازم نیست قبل از اینکه امتحان کنه،
‫تسلیم بشه!

07:15.860 --> 07:18.430
‫اگه شکست خورد، می‌تونی مسئولیتش رو
‫قبول کنی؟

07:18.430 --> 07:20.100
!جفتتون آروم باشین

07:20.700 --> 07:23.680
<i>‫چرا این‌قدر تندخو شده؟</i>

07:23.680 --> 07:26.320
‫من حرف کاستور رو می‌فهمم،

07:26.320 --> 07:28.860
‫و از تشویق تو هم
‫ممنونم، اسپیکا.

07:28.860 --> 07:31.530
‫فقط کاش با هم دعوا نمی‌کردید.

07:31.530 --> 07:33.120
‫ایو...

07:33.500 --> 07:35.130
‫هـ-هی...

07:36.250 --> 07:40.290
‫شماها مسئول تمیز کردن
‫ساختمان شماره دو هستید، درسته؟

07:40.290 --> 07:43.120
‫شما از مدرسه راهنمایی هستید؟
‫چی شده؟

07:43.540 --> 07:44.780
‫خواهش می‌کنم...

07:44.780 --> 07:47.070
.تروخدا کمک کنید کومت رو نجات بدیم

07:47.070 --> 07:48.340
کومت؟

07:48.650 --> 07:49.990
‫سگ‌مون.

07:49.990 --> 07:51.830
‫یه سگ ولگرد پیدا کرده بودیم.

07:51.830 --> 07:56.250
‫نمی‌تونستیم توی خوابگاه نگهش داریم،
‫برای همین گذاشته بودیمش ساختمان دو،

07:56.250 --> 07:59.970
‫ولی با شنیدن یه صدای بلند،
‫ترسید و فرار کرد.

08:00.760 --> 08:02.380
<i>‫تقصیر منه!</i>

08:02.380 --> 08:04.660
‫داشتیم دنبالش می‌گشتیم که این رو پیدا
‫کردیم.

08:05.180 --> 08:08.870
‫پلاک اسمش جلوی آینه بزرگ
‫توی اتاق انبار بود.

08:08.870 --> 08:10.240
‫آینه بزرگ؟

08:10.240 --> 08:12.080
‫اونا بردنش!

08:12.080 --> 08:14.280
‫ارواح دنیای آینه‌ای!

08:14.280 --> 08:16.250
‫ار-ارواح؟!

08:16.250 --> 08:20.450
‫شایعه شده اگه موقع غروب
‫جلوی آینه بایستی،

08:20.450 --> 08:25.070
‫دست یه دختر می‌گیرتت و
‫می‌کشدت توی آینه.

08:25.070 --> 08:27.250
.حتماً همین بلا سر کومت اومده

08:27.250 --> 08:30.140
‫اگه به استادا بگیم،
‫دیگه نمی‌تونیم نگهش داریم.

08:30.140 --> 08:32.270
‫پس لطفاً، کمکمون کنید.

08:35.730 --> 08:41.870
کلود - سنسه گفت مراقبت از کوچیکتر‌ها
.بخشی از کار داوطلبانه‌ست

08:42.850 --> 08:44.200
!بریم کمک بدیم

08:44.200 --> 08:45.970
!باید کومت رو پیدا کنیم

08:45.970 --> 08:47.550
<i>‫منظورش اینه که...</i>

08:47.550 --> 08:50.800
<i>‫ما هم باید بریم توی آینه؟!</i>

08:53.980 --> 08:59.310
‫این آینه متعلق به دختری بود
‫که توی یه عمارت زندگی می‌کرد.

08:59.710 --> 09:02.720
‫ولی اون دختر توی یه آتش‌سوزی مرد.

09:03.090 --> 09:07.730
‫آینه از آتیش‌سوزی سالم موند و
‫دست به دست چرخید،

09:07.730 --> 09:13.280
‫اما گاهی یه دختر توش ظاهر می‌شد،
‫یا صاحباش گم می‌شدن.

09:13.280 --> 09:16.710
‫اتفاقای عجیب زیادی افتاد.

09:16.950 --> 09:20.010
‫حتی الان که توی دیانا نگهداری می‌شه،

09:20.010 --> 09:24.920
‫اون دختر منتظر فرصته تا ما رو
‫بکشه توی آینه.

09:26.370 --> 09:29.430
‫آروم باش ایو! این فقط یه شایعه‌ست!

09:29.430 --> 09:34.770
‫پس این همون آینه بزرگه؟

09:34.770 --> 09:37.720
‫جادوگرایی که از روح می‌ترسن؟
‫خیلی خنده‌داره.

09:37.720 --> 09:38.650
‫بسه دیگه!

09:38.650 --> 09:41.450
‫دست خودم نیست که می‌ترسم!

09:44.900 --> 09:46.450
‫باز نمی‌شه.

09:46.450 --> 09:49.330
‫عجیبه. همین قبلِ باز بود.

09:51.280 --> 09:53.370
‫بالاش یه چیزی نوشته.

09:53.370 --> 09:54.630
‫راست می‌گی.

09:54.630 --> 09:56.460
‫یعنی چی نوشته؟

09:56.460 --> 09:57.980
‫بذار ببینم...

09:57.980 --> 10:01.480
‫«تصویر خود را بنما،

10:01.480 --> 10:05.910
‫تا به اعماق آینه
‫جادویی دعوت شوی.»

10:05.910 --> 10:06.990
‫فکر کنم این‌طور باشه.

10:09.710 --> 10:11.140
‫باز شد!

10:11.140 --> 10:13.770
‫چطوری باید بریم تو؟

10:13.770 --> 10:16.450
اسپیکا - چان، نزدیکش شیم بلا ملایی سرمون نمیاد؟

10:17.650 --> 10:18.820
‫اسپیکا!

10:18.820 --> 10:20.150
‫شماها!

10:20.150 --> 10:21.420
‫شما دو تا همین‌جا بمونید!

10:21.760 --> 10:24.930
‫اگه تا یه ساعت برنگشتیم،
‫یه سنسه خبر کنید!

10:24.930 --> 10:25.910
‫فهمیدید؟

10:30.170 --> 10:33.710
... جداً رفتن تو آینه

10:36.230 --> 10:37.450
‫ایو.

10:37.850 --> 10:39.360
!ایو - چان

10:39.360 --> 10:41.060
ایو - چان خوبی؟

10:46.600 --> 10:49.360
تـ ... تو آینه‌ایم؟

10:50.190 --> 10:53.140
.مثل یه راهروی بی‌پایان از آینه‌هاست

10:53.590 --> 10:56.080
‫فکر کنم باید ادامه بدیم.

10:56.080 --> 10:58.520
‫تا کجا ادامه داره؟

10:58.520 --> 11:01.310
‫احتمالاً تا بی‌نهایت می‌ره.

11:01.810 --> 11:03.530
‫نگاه کن، اونجا یه در هست.

11:03.530 --> 11:06.320
‫درست می‌گی. اینجا هم یکی هست.

11:07.190 --> 11:08.490
‫عجیبه...

11:09.020 --> 11:11.620
‫بقیه وسایل همه‌شون یکیه،

11:12.000 --> 11:14.870
‫ولی درها مدل‌شون با هم فرق داره.

11:16.910 --> 11:18.910
.شاید باید یکی‌شون رو داخل بشیم

11:18.910 --> 11:21.510
‫و-ولی اگه روح توش باشه چی؟

11:21.510 --> 11:26.020
‫اگه بخوایم سگ رو پیدا کنیم،
‫باید با اون روح روبرو بشیم.

11:26.020 --> 11:28.090
‫درسته، ولی...

11:34.770 --> 11:36.070
‫چی شده؟

11:36.070 --> 11:38.950
!یـ ... یه چیزی اینجا بود

11:38.950 --> 11:40.310
‫گمشید برید بیرون.

11:40.850 --> 11:43.500
کـ ... کاستور - کون چیزی گفتی؟

11:43.500 --> 11:45.620
‫ها؟ من که چیزی نگفتم.

11:45.620 --> 11:48.360
‫ولی یه صدای بم شنیدم
‫که یه چیزی گفت.

11:48.360 --> 11:49.500
‫پاهای کلفت.

11:49.500 --> 11:51.500
‫گفت پاهام کلفته!

11:51.500 --> 11:53.040
‫خیلی بی‌ادبی، کاستور.

11:53.040 --> 11:54.460
‫من اصلاً همچین حرفی نزدم!

11:54.460 --> 11:57.340
‫داری سعی می‌کنی بترسونیمون، مگه نه؟

11:57.340 --> 11:58.840
‫نـ-نه به خدا!

12:01.060 --> 12:03.960
‫روح داره میاد سراغمون!

12:07.170 --> 12:09.270
اسپیکا - چان چی شده؟

12:09.270 --> 12:10.690
‫کار روح بود؟

12:10.690 --> 12:12.520
‫کاستور، چیکار کنیم؟

12:12.520 --> 12:15.050
‫ای پروردگار، ما را از شر نجات ده.

12:15.050 --> 12:17.270
‫ای پروردگار، ما را از شر نجات ده.

12:15.860 --> 12:18.410
‫ها؟ این دیگه چیه؟ صلیبه؟

12:17.270 --> 12:19.390
‫ای پروردگار، ما را از شر نجات ده.

12:18.410 --> 12:20.330
‫ترسیدی؟

12:20.330 --> 12:22.010
‫چی؟ دارم حرکات کششی انجام می‌دم.

12:22.010 --> 12:24.660
‫داشتم آماده می‌شدم که
‫کمر روح رو بشکنم.

12:25.420 --> 12:26.860
‫همه جا تاریکه!

12:26.860 --> 12:28.940
‫کاستور، با جادوت نور درست کن!

12:28.940 --> 12:30.340
!بـ - باشه

12:30.340 --> 12:31.760
!جادوی جمنای

12:36.250 --> 12:38.340
‫رو-روح!

12:38.650 --> 12:39.920
‫اون یه روحه، درسته؟!

12:39.920 --> 12:41.720
‫اون یه روحه! درسته؟!

12:41.720 --> 12:43.850
‫خـ-خونسرد باش، اسپی-اسپی.

12:43.850 --> 12:45.180
‫حالا دیگه داری برام اسم مستعار می‌ذاری؟

12:45.180 --> 12:49.210
‫شـ-شاید فقط یه دختر گم‌شد‌ه‌ست.

12:49.210 --> 12:52.040
‫و خوب نگاه کن. یه توله‌سگ!

12:52.040 --> 12:53.230
‫راست می‌گی!

12:55.000 --> 12:57.590
‫تـ-تنهایی؟

12:57.590 --> 13:00.710
‫می‌شه اون سگ کوچولو رو ببینیم؟

13:00.710 --> 13:03.990
ما دنبال یه سگ به اسم
.کومت می‌گردیم

13:04.950 --> 13:06.050
‫گمشید برید.

13:07.650 --> 13:08.900
‫گمشید برید!

13:08.900 --> 13:10.740
‫می‌کُشمتون!

13:12.030 --> 13:13.240
‫هرزه‌ها!

13:13.240 --> 13:14.470
!نره غول‌ها

13:14.470 --> 13:17.630
‫از این دنیا برید بیرون، ای خوکای کثیف!

13:17.630 --> 13:19.850
‫ایو، اوضاع خیته! بیا عقب‌نشینی کنیم!

13:20.720 --> 13:22.350
‫این چطور «دختر» محسوب می‌شه؟!

13:22.350 --> 13:24.840
‫خوک‌ها! خوک‌ها!

13:23.070 --> 13:24.850
‫یه جایی پیدا کن که قایم شیم!

13:26.590 --> 13:29.170
‫لعنتی، این در قفل نمی‌شه؟!

13:30.280 --> 13:31.940
‫تا حالا همچین اتاقی ندیده بودم.

13:31.940 --> 13:32.650
‫هیس.

13:33.330 --> 13:35.020
‫صدا پاش قطع شد.

13:39.760 --> 13:40.910
‫امنیت برقراره.

13:40.910 --> 13:43.560
‫دنبال‌مون نمی‌آد و
‫چراغ‌ها هم دوباره روشن شدن.

13:44.580 --> 13:46.280
‫خیلی ترسناک بود.

13:46.280 --> 13:49.420
ولی چطوری کومت رو پس بگیریم؟

13:49.420 --> 13:51.100
‫با جادو بهش حمله کنیم.

13:51.100 --> 13:53.970
‫جادو روی ارواح اثر داره؟

13:54.640 --> 13:56.500
‫جادو...

13:56.500 --> 13:57.820
‫فکر می‌کنی...

13:59.210 --> 14:00.490
‫اسپیکا!

14:02.510 --> 14:03.500
‫غیب شد!

14:03.500 --> 14:05.350
‫روح اون رو با خودش برد؟

14:05.350 --> 14:06.600
‫اوه، نه!

14:08.710 --> 14:10.050
.افتضاحه

14:10.050 --> 14:11.470
‫تقصیر منه.

14:12.050 --> 14:16.570
‫چون من گفتم که بیایم و
‫خودمون تنهایی کمک‌شون کنیم.

14:16.570 --> 14:18.140
‫الان وقت این حرف‌ها نیست!

14:18.720 --> 14:20.180
‫اسپیکا...

14:28.780 --> 14:30.830
.اشکاتُ پاک کن و خودت جمع کن

14:30.830 --> 14:32.980
‫این قیافه اصلاً بهت نمیاد.

14:33.440 --> 14:35.020
‫کاستور...

14:35.370 --> 14:39.600
با گریه کردن اسپیکا و کومت برمی‌گردن؟

14:40.480 --> 14:42.880
‫نـ-نه، برنمی‌گردن.

14:42.880 --> 14:45.960
‫می‌خوای مفید باشی، مگه نه؟

14:45.960 --> 14:47.080
‫آره.

14:47.080 --> 14:49.330
‫پس انقدر ناله نکن!

14:51.050 --> 14:52.180
‫درسته.

14:53.110 --> 14:55.350
‫تمام تلاشم رو می‌کنم!

14:58.280 --> 15:01.040
‫اولین اولویت‌مون پیدا کردن اسپیکاست.

15:01.040 --> 15:04.160
‫احتمال زیادی هست که
‫توی یکی از اتاق‌ها زندانی شده باشه.

15:04.160 --> 15:07.270
‫پس باید همه درها رو باز کنیم؟

15:07.270 --> 15:09.640
‫احتمالاً تنها راه چاره‌مون همینه.

15:11.780 --> 15:12.950
‫این دیگه از کجا اومد؟!

15:12.950 --> 15:14.560
‫یه روح خبیثه!

15:15.270 --> 15:15.990
‫بپر تو!

15:17.750 --> 15:20.120
‫لعنتی، اوضاع خرابه.

15:20.120 --> 15:22.850
،وقتی نمی‌تونیم ببینیمش
.نمی‌تونیم باهاش بجنگیم

15:23.230 --> 15:26.540
‫اسپیکا اینجا نیست.
‫باید بریم اتاق بعدی!

15:26.540 --> 15:31.900
‫با این شرایط، گشتن همه اتاق‌ها
‫برای پیدا کردن اسپیکا سخته.

15:31.900 --> 15:33.230
‫من می‌رم.

15:33.890 --> 15:35.270
‫باید عجله کنیم.

15:35.270 --> 15:37.110
‫معلوم نیست چه بلایی داره سرش میاد.

15:38.650 --> 15:39.820
‫صبر کن!

15:39.820 --> 15:42.110
‫نمی‌دونیم از کجا قراره بهمون ضربه بزنه!

15:42.110 --> 15:44.020
‫این چه صداییه؟

15:49.280 --> 15:50.980
‫کاستور! حالت خوبه؟!

15:51.210 --> 15:52.530
‫خفه شو.

15:52.530 --> 15:54.190
‫فقط یه خراش سطحی‌ایه.

15:54.190 --> 15:55.400
‫داری خون‌ریزی می‌کنی!

15:55.400 --> 15:56.740
‫ولش کن!

15:56.740 --> 15:58.840
‫باید اسپیکا رو پیدا کنیم!

16:02.120 --> 16:04.880
<i>‫اما چطوری می‌خوایم باهاش طرف شیم؟</i>

16:04.880 --> 16:08.750
<i>‫اون یه روحه. نه می‌تونیم ببینیمش
‫و نه حتی لمسش کنیم.</i>

16:08.750 --> 16:10.760
<i>‫همه‌مون رو نابود می‌کنه!</i>

16:10.760 --> 16:11.850
‫برادر!

16:12.250 --> 16:13.630
‫پولوکس!

16:13.630 --> 16:16.760
.ببخشید دخالت کردم
.انگار تو دردسر بدی افتادی

16:16.760 --> 16:18.470
‫زنجیر لوستر رو چک کن.

16:18.900 --> 16:21.300
‫انگار ذوب شده و از هم باز شده.

16:21.300 --> 16:23.800
‫انگار با یه پرتو سوخته.

16:23.800 --> 16:26.770
برای یه روح زیادی مصنوعی نیست؟

16:26.770 --> 16:29.780
‫اگه این‌طوری بهش نگاه کنی، اینکه ‫نامرئیه

16:29.780 --> 16:31.740
... و بقیه پدیده‌های عجیب

16:31.740 --> 16:34.230
!همشون چیزاییه که خوب ‌می‌شناسیم

16:35.020 --> 16:36.510
!درسته

16:36.510 --> 16:38.080
!هی، ایو فهمیدم قضیه چی به چیه

16:40.590 --> 16:42.630
.دست‌پاچه شد خودشُ لو داد

16:42.630 --> 16:44.360
،ولی دوباره داره غیب می‌شه

16:44.360 --> 16:46.290
،فقط وانمود می‌کنه نامرئیه

16:46.620 --> 16:49.380
.داره با جادوی جمنای نور رو کنترل می‌کنه

16:49.760 --> 16:51.810
.اون روح نیست

16:51.810 --> 16:53.880
.مثل ما یه ساحره‌ست

16:53.880 --> 16:55.080
ساحره؟

16:55.080 --> 16:56.150
.آره

16:56.150 --> 16:58.210
... یعنی جسم فیزیکی داره

16:58.990 --> 17:00.220
... در این صورت

17:01.100 --> 17:03.130
!بقیه‌ش رو بسپار به من

17:06.530 --> 17:10.230
!جادوی ثور: شنوایی تقویت شده

17:12.680 --> 17:17.160
<i>،حتی اگه نامرئی باشه
.تا وقتی جسم فیزیکی داشته باشه صدا تولید می‌کنه</i>

17:17.160 --> 17:21.280
<i>‫باید به صدای پاهاش گوش بدم...
‫نفس کشیدنش... نه، حتی بیشتر!</i>

17:21.280 --> 17:23.110
<i>‫باید با دقت خیلی بیشتری بشنوم!</i>

17:23.720 --> 17:26.500
<i>‫تا بتونم حتی صدای ضربان قلبش رو بشنوم!</i>

17:30.790 --> 17:31.630
‫اونجاست!

17:31.940 --> 17:34.890
‫جادوی ثور: گوگالانا!

17:38.560 --> 17:42.480
‫به اسپیکا و کاستور صدمه زدی...

17:42.850 --> 17:47.280
!قسر در نمی‌ری

17:47.630 --> 17:50.490
‫این دیگه چه قدرتیه؟!

17:50.490 --> 17:53.570
‫انگار یه گاو خشمگینه!

17:58.070 --> 18:01.480
.انگار حتی لازم نیست ببینی‌شون

18:01.480 --> 18:04.480
<i>.باید حواسم باشه ایو - چان رو عصبانی نکنم</i>

18:10.260 --> 18:11.940
‫این یارو دیگه کیه؟!

18:11.940 --> 18:13.210
‫این که دختر نیست!

18:13.210 --> 18:17.540
‫فکر کنم نور رو خم می‌کرده تا
‫خودش رو شبیه دختر نشون بده.

18:17.540 --> 18:21.260
یعنی یه جادوگره که
وانمود می‌کرده روح یه دختره؟

18:21.260 --> 18:25.090
!هوی! بگو ببینم اسپیکا کجاست

18:26.070 --> 18:27.960
.کلاً از هوش رفته

18:27.960 --> 18:30.920
!وای نه! باید نجاتش بدیم

18:32.040 --> 18:34.050
‫ایو، اونجا رو نگاه کن.

18:35.020 --> 18:36.570
گلبرگ گل؟

18:36.570 --> 18:38.590
‫ادامه دارن.

18:38.590 --> 18:42.010
شاید اسپیکا حین دزدیده شدن
.یه رد به جا گذاشته

18:42.010 --> 18:43.050
!بریم دنبالش

18:46.760 --> 18:48.850
‫جلوی این در تموم می‌شن.

18:48.850 --> 18:50.460
‫خب، بریم تو.

18:53.460 --> 18:54.860
‫اسپیکا!

18:54.860 --> 18:56.490
‫خداروشکر!

18:57.990 --> 18:59.530
‫کومت هم اینجاست!

18:59.530 --> 19:01.370
قضیه این اتاق چیه؟

19:01.650 --> 19:04.460
‫یونیفرم‌های راهنمایی با عکس‌ها...

19:04.460 --> 19:06.470
‫داشته این‌ها رو می‌دزدیده؟

19:09.350 --> 19:11.030
!بچه‌های عوضی

19:11.030 --> 19:14.130
!از پناهگاهم گورتون رو گم کنید بیرون

19:14.430 --> 19:16.660
!این گنج رو خودم جمع کردم

19:16.660 --> 19:20.190
‫وانمود کردم روحم تا کسی
‫نزدیکم نشه!

19:20.190 --> 19:22.580
!باورم نمی‌شه چندتا جوجه مچمو گرفتن

19:22.580 --> 19:24.410
!یه منحرف تمام عیاره

19:24.410 --> 19:25.650
‫هی، آقا...

19:25.650 --> 19:27.730
‫می‌برمت پیش پلیس.

19:27.730 --> 19:30.300
‫بگو چطوری برگردیم دنیای خودمون.

19:30.300 --> 19:32.190
‫چرا باید به یه
‫پسر خوش‌تیپ بگم؟!

19:32.190 --> 19:33.780
!بمیر! صدبار بمیر

19:35.010 --> 19:38.620
!مرتیکه منحرف، بگو خروجی کدوم سمته

19:39.930 --> 19:43.830
‫همون دری رو پیدا کنید که توی انبار بود!
‫می‌تونید از اونجا برید بیرون!

19:43.830 --> 19:46.610
.انگار کلاً روح و روانشُ باخته

19:50.080 --> 19:51.350
‫بچه‌ها!

19:51.350 --> 19:52.680
تـ ... تو کی هستی؟

19:55.310 --> 19:57.040
‫کومت!

20:00.360 --> 20:02.850
‫ممنون که کومت رو نجات دادید!

20:02.850 --> 20:04.680
‫شما اون روح رو شکست دادید؟

20:04.680 --> 20:06.510
.کار اون بود

20:07.070 --> 20:09.530
‫البته فقط من نبودم.

20:09.530 --> 20:13.210
‫به لطف شما می‌تونیم دوباره
‫با کومت بازی کنیم.

20:13.210 --> 20:15.040
‫خیلی ممنون.

20:17.840 --> 20:19.830
‫ام...

20:21.670 --> 20:24.080
‫واقعاً تونستم کمک کنم؟

20:24.670 --> 20:26.800
.ایو - چان خیلی خوشحاله

20:29.160 --> 20:30.140
الان لبخند زدی؟

20:30.140 --> 20:32.220
.ها؟ من که لبخند نزدم

20:32.220 --> 20:35.060
‫نه، قطعاً لبخند زدی.

20:35.060 --> 20:37.640
.‫معلومه که خوشحالی، داداشی

20:38.360 --> 20:43.850
‫داشتی فکر می‌کردی که اونم مثل ماست،
‫چون نمی‌تونه جادوش رو کنترل کنه.

20:44.310 --> 20:49.490
جادوی جابه‌جایی بدنمون
حسابی کلافه‌مون کرده، پس می‌دونی چه حسی داره

20:49.820 --> 20:51.900
‫خفه شو! اصلاً این‌طوری نیست!

20:51.900 --> 20:53.080
هـ .. هه؟

20:53.080 --> 20:54.960
‫حرف اشتباهی زدم؟

20:56.960 --> 20:59.380
<i>‫و این‌طوری قضیه تموم شد.</i>

20:59.660 --> 21:03.630
<i>‫معلوم شد اون یه نگهبان
‫توی مدرسه راهنمایی بوده.</i>

21:03.890 --> 21:08.850
<i>‫به خاطر اتفاقاتی که افتاد،
‫از مدرسه جایزه گرفتیم.</i>

21:09.410 --> 21:12.410
<i>‫فکر کنم حالا که تونستم با جادوم
‫به بقیه کمک کنم،</i>

21:12.410 --> 21:15.570
<i>‫یکم بیشتر از قبل
‫خودم رو دوست دارم.</i>

21:16.300 --> 21:18.680
<i>‫و در مورد اون آینه، معلوم شد که</i>

21:18.680 --> 21:22.450
<i>‫یه ابزار جادویی بوده که از هر چیزی
‫که توش منعکس می‌شده، کپی می‌کرده.</i>

21:22.450 --> 21:25.030
<i>‫شایعات در مورد کسایی که به داخل کشیده
‫می‌شدن،</i>

21:25.030 --> 21:27.700
<i>‫فقط داستانی بود که اون منحرف
‫از خودش درآورده بود.</i>

21:27.950 --> 21:31.460
<i>‫اون دختر روح هم فقط یه افسانه شهری بود.</i>

21:31.740 --> 21:34.450
<i>‫ولی فقط یه چیز هست که
‫هنوز ذهنم رو درگیر کرده.</i>

21:35.490 --> 21:41.360
<i>‫اون منحرف اصرار داشت که کومت
‫خودش تنهایی رفته توی آینه.</i>

21:41.740 --> 21:46.700
<i>‫یعنی راهی هست که کومت خودش
‫تونسته باشه در رو باز کنه؟</i>

21:42.000 --> 21:54.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
WhiteNava & BlackNava\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:25.930 --> 23:27.990
‫نمی‌ذارم آریا توی جادو ازم جلو بزنه!

23:27.990 --> 23:31.470
‫من یه نابغه‌ام. اسپیکا، اصلاً
‫تلاش کردن هم فایده‌ای نداره.

23:31.470 --> 23:33.150
‫تا امتحان نکنم نمی‌فهمم!

23:33.150 --> 23:35.610
‫پس بیا توی امتحانات نهایی حلش کنیم!

23:35.610 --> 23:37.100
‫قبوله!

23:36.410 --> 23:40.030
قســ۱7ـمت

23:36.410 --> 23:40.030
 امتحانات نهایی

23:37.100 --> 23:39.270
قسمت بعد: امتحانات نهایی
