WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
A.H\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


01:30.250 --> 01:35.260
‫{*\c&H2A5A8B&}ﺩ{*\c&H254A8A&}ﺎ{*\c&H1F3B89&}ﺤ{*\c&H1A2B88&}ﺗ{*\c&H141B87&}ﺍ

01:30.610 --> 01:33.790
‫خب، چرا همه ما رو اینجا جمع کردی؟

01:33.790 --> 01:36.110
‫الان وقت این کار‌ها نیست.

01:36.110 --> 01:37.380
‫می‌تونیم دیگه بریم؟

01:37.380 --> 01:38.840
‫لطفاً صبر کنید!

01:38.840 --> 01:43.640
‫شما رو اینجا جمع کردم تا برای
‫یه نقشه ازتون کمک بگیرم.

01:43.640 --> 01:45.270
‫یه نقشه؟

01:45.270 --> 01:49.890
‫آره. اگه هر هشت‌تای ما با هم همکاری کنیم،
‫می‌تونیم جایزه رو بین خودمون تقسیم کنیم،

01:49.890 --> 01:53.140
‫و در عین حال از
‫بازی دروغگو فرار کنیم!

01:54.000 --> 01:55.170
‫امکان نداره!

01:55.170 --> 01:56.640
‫چطور؟!

01:58.400 --> 02:01.490
<i>‫من با جون و دل
‫براشون توضیح دادم.</i>

02:02.260 --> 02:03.620
<i>‫و در نهایت...</i>

02:04.650 --> 02:06.090
‫واو!

02:06.090 --> 02:07.790
‫از این نقشه خوشم اومد!

02:07.790 --> 02:11.380
‫ولی هر کدوممون فقط کمی بیشتر از
‫۴۰ میلیون ین گیرمون میاد.

02:11.380 --> 02:13.870
‫چهل میلیون هم بیشتر از کافیه!

02:13.870 --> 02:16.420
‫بهتر از اینه که اگه ببازیم
‫۱۰۰ میلیون بدهکار بشیم.

02:16.420 --> 02:19.110
‫همین که سر به سر بشم هم برام عالیه!

02:19.110 --> 02:21.290
‫این نقشه رو تو کشیدی؟

02:21.290 --> 02:24.550
‫نه، اون کشید. آکیاما-سان.

02:24.550 --> 02:26.930
‫آکیاما-سان، تو محشری!

02:26.930 --> 02:27.810
‫صبر کن، چی؟

02:27.810 --> 02:31.060
<b>‫میچیکو تاکادا</b>

02:28.130 --> 02:30.740
‫اسم روی اتیکتش یه چیز دیگه‌ست...

02:31.070 --> 02:34.560
‫اون داره به جای کس دیگه‌ای
‫توی بازی شرکت می‌کنه.

02:35.820 --> 02:37.810
‫یه نفوذی، هان؟

02:37.810 --> 02:40.990
‫با این حال، واقعاً می‌تونه
‫به همین سادگی باشه؟

02:40.990 --> 02:43.710
‫اگه دفتر برگزاری تقلب کنه چی؟

02:43.710 --> 02:45.780
‫اونا تقلب نمی‌کنن.

02:45.780 --> 02:47.570
‫هیچ دلیلی برای این کار ندارن.

02:47.570 --> 02:49.590
‫دلیلی ندارن؟

02:49.590 --> 02:55.220
‫این بازی‌ها طوری طراحی شدن که اونا
‫بدون نیاز به تقلب، پول کلانی به جیب بزنن.

02:55.590 --> 02:57.860
‫برای اینکه کل جایزه‌تون رو نگه دارید،

02:57.860 --> 03:00.120
‫باید به مرحله بعد برید.

03:00.720 --> 03:02.600
‫اگه بخواید انصراف بدید،

03:02.600 --> 03:05.280
‫باید نصف جایزه‌تون رو پس بدید.

03:06.430 --> 03:11.350
‫یه سهم ۵۰ درصدی برای
‫خونه در نظر گرفته شده.

03:11.350 --> 03:13.100
‫..که اینطور.

03:13.640 --> 03:18.000
‫ولی از کجا مطمئن باشیم که هیچ‌کدوم
‫به اتحادمون خیانت نمی‌کنیم؟

03:18.000 --> 03:19.110
‫منظورت چیه؟

03:20.280 --> 03:26.550
‫این نقشه نیاز داره که یه نفر برنده بشه
‫و پول رو برای بقیه بگیره.

03:26.910 --> 03:33.410
‫ممکن نیست اون برنده بدون تقسیم
‫کردن پول‌ها فرار کنه؟

03:33.410 --> 03:34.740
‫مشکلی نیست.

03:34.740 --> 03:37.250
‫اگه قبول کنید که توی این نقشه شرکت کنید،

03:37.250 --> 03:39.850
‫یه قرارداد سفت و سخت
‫با هم امضا می‌کنیم.

03:40.820 --> 03:44.390
‫من پایه‌ام. بهتره همه چیز رو
‫رسمی پیش ببریم.

03:44.390 --> 03:47.590
‫یه قرارداد قطعاً
‫باعث ایجاد اعتماد می‌شه.

03:48.660 --> 03:51.170
<i>‫و این‌طور شد که ما یه قرارداد نوشتیم.</i>

03:52.140 --> 03:55.400
<i>‫این قرارداد همه ما رو ملزم می‌کرد که
‫طبق دستور، رأی بدیم،</i>

03:52.140 --> 03:59.900
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

03:52.140 --> 03:59.900
‫امروز، ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، بدین‌وسیله سوگند
‫می‌خورم که به عنوان بخشی از یک
‫تیم هشت‌نفره در قانون اقلیت، دور دوم بازی
‫دروغگو، تحت شرایط زیر عمل کنم:

03:52.140 --> 03:59.900
‫۱. به عنوان عضوی از تیم، طبق تصمیمی که از
‫قبل توسط تیم گرفته شده عمل خواهم کرد.

03:52.140 --> 03:59.900
‫۲. برنده این دور از بازی، برای خروج پیش از
‫دور سوم، باید نیمی از
‫جایزه ۲.۱ میلیارد ینی (۱.۰۵ میلیارد ین) را
‫به دفتر LGT بپردازد.

03:52.140 --> 03:59.900
‫۳. از ۱.۰۵ میلیارد ین باقی‌مانده، برنده
‫باید بدهی ۱۰۰ میلیون
‫ینی هفت بازنده قبلی را، که جمعاً ۷۰۰
‫میلیون ین می‌شود، تسویه کند.

03:52.140 --> 03:59.900
‫۴. ۳۵۰ میلیون ین باقی‌مانده به طور مساوی
‫بین هشت عضو تیم تقسیم می‌شود، یعنی به هر
‫نفر ۴۳.۷۵ میلیون ین می‌رسد.

03:55.400 --> 03:59.900
<i>‫و برنده نهایی هم جایزه رو طبق توافق
‫قبلی تقسیم کنه.</i>

04:00.180 --> 04:04.740
<i>‫هر کسی که از قوانین سرپیچی کنه،
‫مجبور به پرداخت تمام خسارت می‌شه.</i>

04:02.900 --> 04:05.410
<b>‫نائو کانزاکی</b>

04:02.900 --> 04:05.410
<b>‫جون هوسوئه</b>

04:02.900 --> 04:05.410
<b>‫رینا نیشیهارا</b>

04:03.680 --> 04:05.410
<b>‫یوکی ماکیهارا</b>

04:05.410 --> 04:09.490
‫با این کار موفق می‌شیم، مگه نه؟

04:09.490 --> 04:12.860
‫اما چرا ما شش نفر رو انتخاب کردی؟

04:13.240 --> 04:19.240
‫راستش، یه نفر خطرناک بین شرکت‌کننده‌هاست
‫که بهش می‌گیم «ایکس».

04:19.240 --> 04:21.750
‫یه نفر خطرناک؟ «ایکس»؟

04:22.630 --> 04:25.190
‫بازیکنی به اسم میچیکو تاکادا

04:25.190 --> 04:29.420
‫اومده بود تا ۱۰۰ میلیون ینی که تو
‫دور اول برده بود رو پس بده.

04:30.060 --> 04:33.960
‫اما یه مرد جوون خودش رو به جای
‫مسئول بازی دروغگو جا زد

04:33.960 --> 04:36.420
‫و ۱۰۰ میلیون ین اون رو دزدید.

04:37.390 --> 04:43.690
‫که اینطور، پس شما این زن‌ها و من
‫که سنی ازم گذشته رو انتخاب کردین.

04:43.690 --> 04:48.940
‫و آکیاما-سان هم به عنوان نماینده
‫تاکادا-سان شرکت می‌کنه؟

04:48.940 --> 04:54.070
‫ایکس نشونه خاصی داره؟
‫به کسی شک داری؟

04:54.070 --> 04:56.320
‫هیچ ایده‌ای نداریم.

04:56.320 --> 04:58.170
‫من که به همه شک دارم...

04:58.580 --> 05:01.030
‫مخصوصاً نفر پانزدهم.

05:01.590 --> 05:03.830
‫نفر پانزدهم؟! چه تصادفی!

05:04.100 --> 05:08.580
‫منم فکر کردم رفتارش عجیبه!

05:08.580 --> 05:10.270
‫تو هم این‌طور فکر کردی، هیتومی-سان؟

05:10.270 --> 05:13.050
‫آخه طوری رفتار می‌کنه که انگار
‫هیچ غمی تو دنیا نداره!

05:13.350 --> 05:18.840
‫اگه یه چک ۱۰۰ میلیون ینی تو جیبش باشه،
‫رفتارش توجیه می‌شه.

05:19.750 --> 05:22.650
<i>‫می‌دونستم! اون همون ایکس‌ئه!</i>

05:23.700 --> 05:26.420
‫دیگه این بازی‌های جاسوسی رو بس کنید.

05:26.420 --> 05:30.540
‫تا وقتی اون تو تیم ما نیست،
‫پیروزی ما تضمین‌شده‌ست.

05:30.540 --> 05:32.820
‫حداقل فعلاً که این‌طوره.

05:33.830 --> 05:36.770
‫با این حال، خیلی خیالم راحت شد.

05:36.770 --> 05:40.340
‫ما یه نقشه بی‌نقص داریم،
‫پس دیگه می‌تونیم راحت باشیم، نه؟

05:40.340 --> 05:42.670
‫یه عالمه دلیل برای نگرانی داریم!

05:42.670 --> 05:46.160
‫بیشتر از همه، باید مراقب ایکس باشیم!

05:46.160 --> 05:50.100
‫اگه بویی از نقشه ما ببره و بخواد
‫خرابکاری کنه چی؟

05:50.100 --> 05:54.100
‫پس فکر کنم باید مطمئن بشیم که
‫کسی از گروه ما خبر نداره.

05:54.100 --> 05:55.400
‫درسته.

05:55.400 --> 05:59.490
‫وقتی بازی فردا شروع بشه،
‫از جمع‌های تیمی خودداری می‌کنیم.

05:59.490 --> 06:02.740
‫در عوض، تا جایی که می‌شه
‫با بقیه بازیکن‌ها حرف بزنید.

06:02.740 --> 06:05.640
‫هرچند مطمئن نیستم کسی
‫اصلاً دل‌ودماغ حرف زدن داشته باشه.

06:05.990 --> 06:07.970
‫با این حال باید تلاش‌مون رو بکنیم.

06:07.970 --> 06:10.500
‫مخصوصاً نفر ۱۵ رو باید
‫مثل عقاب زیر نظر بگیریم.

06:10.810 --> 06:13.620
‫بیاید این نقشه رو با موفقیت اجرا کنیم!

06:13.620 --> 06:14.370
‫مگه نه؟

06:14.910 --> 06:16.000
‫درسته!

06:21.670 --> 06:25.870
‫حالا دور اول بازی «قانون اقلیت»
‫رو شروع می‌کنیم.

06:25.870 --> 06:29.260
‫اولین پرسشگر
‫تاریخ این بازی...

06:30.030 --> 06:33.010
‫نفر ۱، لطفاً بیاید روی صحنه.

06:34.010 --> 06:37.770
‫بـ-بین بیسبال و فوتبال...

06:37.770 --> 06:39.540
‫فکر کنم بیسبال بهتره.

06:39.900 --> 06:42.840
‫چه موضوع فوق‌العاده‌ای!

06:42.840 --> 06:46.660
‫«بین بیسبال و فوتبال،
‫فکر کنم بیسبال بهتره.»

06:46.910 --> 06:49.360
‫اگه موافقید که بیسبال بهتره،
‫رأی «بله» بدید.

06:49.360 --> 06:51.900
‫اگه فکر می‌کنید فوتبال بهتره، رأی «نه»
‫بدید.

06:52.290 --> 06:54.180
‫بذارید بازی شروع بشه!

06:56.450 --> 07:00.570
<i>‫بازی قانون اقلیت شروع شده بود.</i>

07:01.700 --> 07:05.420
<i>‫تا وقتی بازی در جریانه، اجازه نداشتیم
‫از اتاق خارج بشیم.</i>

07:05.420 --> 07:08.420
<i>‫گوشی‌های هوشمند و بقیه وسایل
‫هم ضبط شده بودن.</i>

07:11.170 --> 07:16.050
‫نائو، دارم کم‌کم نگران می‌شم.

07:16.990 --> 07:22.420
‫اگه ایکس نقشه‌ای برای شکست دادن
‫ما داشته باشه چی؟

07:22.420 --> 07:23.660
‫وای!

07:23.660 --> 07:28.100
‫اگه ببینیم نفر ۱۵ این دور اول رو
‫می‌بره و باقی می‌مونه،

07:28.100 --> 07:29.960
‫اون‌وقت باید واقعاً بترسیم.

07:36.240 --> 07:39.900
<i>‫شروع کردم به زیر نظر گرفتنِ
‫مستقیم نفر ۱۵.</i>

07:40.400 --> 07:43.490
<i>‫اما اون هیچ کار مشکوکی که
‫بتونم ببینم انجام نداد.</i>

07:44.910 --> 07:50.080
<i>‫همون‌طور که قرار گذاشته بودیم، اعضای گروه
‫ما شروع به صحبت با باقی بازیکنان کردن.</i>

07:52.930 --> 07:56.860
<i>‫ولی آکیاما-سان مثل همیشه ساکت موند
‫و فقط نگاه کرد.</i>

07:58.700 --> 08:01.250
<i>‫به هر حال، جو سالن
‫تا جایی که می‌شد آروم بود.</i>

08:02.180 --> 08:06.590
<i>‫اصلاً معلوم نبود که همه ما
‫۱۰۰ میلیون ین سرِ بازی گذاشتیم.</i>

08:07.750 --> 08:09.640
‫سه دقیقه باقی مونده.

08:09.950 --> 08:14.000
<i>‫و وقتی اون اعلامیه پخش
‫شد، رأی‌گیری شروع شد...</i>

08:15.220 --> 08:17.090
<i>‫با نظمی کامل و بی‌نقص.</i>

08:23.410 --> 08:24.800
‫وقتشه.

08:28.380 --> 08:30.540
<i>‫اون موقع بود که شمارش شروع شد.</i>

08:35.810 --> 08:39.040
<i>‫تیم ما از روز قبل تصمیم گرفته بود</i>

08:39.330 --> 08:43.060
<i>‫که طبق این الگو تقسیم بشه.</i>

08:43.380 --> 08:45.130
<i>‫و وقتی نتیجه رو دیدم...</i>

08:46.330 --> 08:49.570
‫ده رأی برای «بله».
‫دوازده رأی برای «نه».

08:49.570 --> 08:52.570
‫بنابراین، «بله» برنده‌ست.

08:52.570 --> 08:54.120
‫من بردم!

08:54.120 --> 08:57.830
‫حالا از کسایی که رأی «نه» دادن
‫می‌خوام که فوراً خارج بشن.

08:57.830 --> 09:00.410
<i>‫«بله» اقلیت بود!</i>

09:00.770 --> 09:02.610
<i>‫من هنوز توی بازی‌ام!</i>

09:05.480 --> 09:07.740
<i>‫انگار دیگه کارمون تمومه...</i>

09:07.740 --> 09:09.540
<i>‫باقی‌ بازی رو به شما می‌سپارم.</i>

09:11.310 --> 09:12.510
‫نائو.

09:12.510 --> 09:14.700
‫خوب به تابلو نگاه کن.

09:26.220 --> 09:27.600
‫آکیاما-سان!

09:27.600 --> 09:31.080
‫به مشکل خوردیم! شماره پانزده هنوز تو بازیه!

09:31.080 --> 09:32.310
‫می‌دونم.

09:32.310 --> 09:33.900
‫اما مهم‌تر از اون...

09:34.250 --> 09:35.890
‫یه جای کار می‌لنگه.

09:37.030 --> 09:38.800
‫کل این ماجرا...

09:40.800 --> 09:42.230
‫یه جای کار می‌لنگه.

09:43.090 --> 09:44.690
‫می‌لنگه؟

09:45.250 --> 09:47.140
‫حسش نمی‌کنی؟

09:47.680 --> 09:48.880
‫نه.

09:48.880 --> 09:50.410
‫بازی همین الان...

09:50.410 --> 09:53.390
‫با کمترین اختلاف ممکن
‫تموم شد، ده به دوازده.

09:54.090 --> 09:57.500
‫اگه دور بعدی هم با حداقلِ
‫چهار به شش تقسیم بشه،

09:57.500 --> 10:01.160
‫یعنی داریم طبق بدترین سناریوی
‫ممکن پیش می‌ریم.

10:06.180 --> 10:10.320
‫ده بازیکن باقی‌مونده
‫به دور دوم می‌رن.

10:10.320 --> 10:11.770
‫پرسشگر ما...

10:12.200 --> 10:16.680
‫چیکار کنیم؟ نقشه رو عوض کنیم؟

10:17.080 --> 10:19.140
‫نه، همین‌طوری ادامه می‌دیم.

10:19.810 --> 10:22.820
‫شماره ۱۱، لطفاً بیا روی صحنه.

10:23.090 --> 10:26.580
‫همه رو با دقت بیشتری زیر نظر بگیر.

10:26.860 --> 10:27.700
‫باشه.

10:28.250 --> 10:30.910
‫لطفاً موضوعت رو مطرح کن.

10:30.910 --> 10:33.080
‫اوه، خب...

10:33.400 --> 10:37.330
‫بین S و M، من قطعاً S هستم.

10:37.330 --> 10:39.180
‫موضوعمون مشخص شد.

10:39.180 --> 10:42.150
‫کسایی که خودشون رو S می‌دونن،
‫به «بله» رأی بدن.

10:42.150 --> 10:44.720
‫کسایی که حس می‌کنن M هستن،
‫به «نه» رأی بدن.

10:46.470 --> 10:48.000
‫بجنبید، بیاید تقسیم بشیم.

10:48.000 --> 10:49.470
‫ام، آکیاما-سان...

10:50.180 --> 10:52.410
‫S و M یعنی چی؟

10:52.740 --> 10:53.620
‫ها؟

10:53.970 --> 10:55.760
‫خ-خب...

10:55.760 --> 10:59.200
‫م-مثل... حمله یا دفاع کردنه.

10:59.200 --> 11:02.510
‫اِس مخفف سِمه که میشه شمشیر
‫اِم مخفف مامورو که میشه محافظت.
‫(کلمات سِمه و مامورو واژگان ژاپنی هستن)

11:03.850 --> 11:05.140
‫فهمیدم.

11:07.330 --> 11:10.310
<i>‫جایی که ۲۲ بازیکن بود،
‫حالا ده نفر باقی موندن.</i>

11:11.080 --> 11:15.750
<i>‫هر کسی که مشکوک رفتار می‌کرد،
‫حتماً تابلو می‌شد.</i>

11:16.120 --> 11:18.390
‫غذای اینجا واقعاً حرف نداره.

11:18.390 --> 11:20.710
‫نمی‌دونم چقدر هزینه داشته.

11:20.710 --> 11:22.880
‫هیتومی-سان، چیزی متوجه شدی؟

11:22.880 --> 11:26.890
‫آکیاما-سان گفت که
‫کل این ماجرا... می‌لنگه.

11:26.890 --> 11:28.300
‫می‌لنگه؟

11:28.300 --> 11:31.250
‫فکر می‌کنی اون
‫کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شه؟

11:32.020 --> 11:35.000
‫نگفت که تقصیر شماره ۱۵ هست،

11:35.000 --> 11:38.110
‫ولی طوری گفت که انگار
‫یکی داره یه نقشه‌ای می‌کشه.

11:39.150 --> 11:40.980
‫چی می‌تونه باشه؟

11:40.980 --> 11:46.180
‫خیلی خب. از شش ساعت بعدی استفاده می‌کنم
‫تا بقیه بازیکن‌ها رو بسنجم.

11:46.180 --> 11:49.750
‫چشم از شماره ۱۵ برندار.
‫باشه؟

11:49.750 --> 11:50.640
‫باشه.

11:54.810 --> 11:57.690
<i>‫من شماره ۱۵ رو دقیق زیر نظر داشتم.</i>

11:59.010 --> 12:03.100
<i>‫اما ندیدم کار مشکوکی انجام بده.</i>

12:03.610 --> 12:05.640
<i>‫فقط شاهد سپری شدن زمان بودم.</i>

12:06.560 --> 12:08.510
‫فقط یه ساعت دیگه وقت داریم.

12:08.510 --> 12:11.640
‫باید تصمیم بگیریم کی به
‫بله و کی به نه رأی بده.

12:11.640 --> 12:13.810
‫هیتومی-سان، تو کدوم رو ترجیح می‌دی؟

12:13.810 --> 12:16.240
‫بذار ببینم. من بله رو انتخاب می‌کنم.

12:16.240 --> 12:17.890
‫من کاملاً S هستم!

12:17.890 --> 12:18.890
‫تو چی؟

12:18.890 --> 12:21.140
‫برای من فرقی نمی‌کنه.

12:21.140 --> 12:23.020
‫پس به بله رأی بده!

12:23.020 --> 12:26.790
‫اگه قرار شد بمونم،
‫خیلی دوست دارم تو هم باهام باشی.

12:26.790 --> 12:29.470
‫ما دخترا باید هوای هم رو داشته باشیم.

12:29.470 --> 12:30.490
‫خب...

12:31.180 --> 12:34.790
‫یا نکنه تا آخر با آکیاما هستی؟

12:34.790 --> 12:37.150
‫نکنه موضوع خاصی در جریانه؟

12:37.150 --> 12:39.050
‫اوه، نه، اصلاً این‌طور نیست!

12:39.050 --> 12:44.570
<i>‫حقیقت این بود که دلم می‌خواست
‫تا آخرش کنار آکیاما-سان بمونم.</i>

12:45.270 --> 12:46.240
<i>‫اما...</i>

12:46.800 --> 12:51.050
‫نه، بهتره این بار از هم جدا بشیم.

12:51.830 --> 12:54.960
‫من و تو بودیم که پیشنهاد
‫این اتحاد رو دادیم.

12:54.960 --> 12:59.680
‫اگه همیشه به هم چسبیده باشیم،
‫ممکنه بقیه شک کنن.

13:00.580 --> 13:04.130
‫فعلاً باید اتحاد تیم رو حفظ کنیم.

13:07.770 --> 13:11.020
‫تصمیم گرفتم این بار از
‫آکیاما-سان جدا بشم.

13:11.020 --> 13:13.070
‫عالی شد، پس فقط ما دختریم!

13:13.780 --> 13:17.410
‫اما اون می‌گه اگه جدا بشیم،
‫نباید فقط زن‌ها یه طرف باشن.

13:18.580 --> 13:23.770
‫اگه اتفاقی بیفته، بهتره که
‫یه زوج زن و مرد کنار هم باشن.

13:23.770 --> 13:27.090
‫پس آکیاما-سان فکر می‌کنه
‫من و ماتسوبارا-سان باید «نه» بدیم،

13:28.110 --> 13:32.340
‫و شما دو تا باید «بله» بدید.

13:33.000 --> 13:34.670
‫فهمیدم.

13:35.600 --> 13:39.090
<i>‫رأی‌گیری دور دوم رو تموم کردیم</i>

13:39.630 --> 13:41.300
<i>‫و منتظر شمارش آرا موندیم.</i>

13:43.740 --> 13:46.110
‫حالا نتایج رأی‌گیری رو اعلام می‌کنم.

13:46.990 --> 13:48.620
‫شماره ۱۲: «نه».

13:49.570 --> 13:51.750
‫شماره ۳: «بله».

13:51.750 --> 13:53.620
‫شماره ۱: «نه».

13:53.620 --> 13:56.890
<i>‫اگه دور بعدی هم به نسبت
‫حداقلیِ چهار به شش تقسیم بشه،</i>

13:57.870 --> 14:00.260
<i>‫یعنی داریم طبق بدترین سناریوی
‫ممکن پیش می‌ریم.</i>

14:00.830 --> 14:02.130
<i>‫نکنه...</i>

14:04.880 --> 14:06.990
‫نتیجه مشخص شد!

14:07.380 --> 14:11.630
‫با رأی چهار به شش،
‫رأی‌های «بله» در اقلیت هستن.

14:12.120 --> 14:15.610
<i>‫دقیقاً همون‌طور که
‫آکیاما-سان پیش‌بینی کرد!</i>

14:20.780 --> 14:25.280
‫اکثریتِ رأی‌دهندگان «نه»
‫باید الان سالن رو ترک کنن.

14:30.570 --> 14:33.960
<i>‫آکیاما-سان، هیتومی-سان... موفق باشید!</i>

14:35.510 --> 14:39.180
<i>‫چیزی که اون لحظه دیدم،
‫لرزه به تنم انداخت.</i>

14:42.680 --> 14:45.920
‫هی، ایکس هنوز اینجاست، مگه نه؟

14:46.490 --> 14:47.380
‫بله.

14:48.510 --> 14:50.630
‫برنامه امروز همین بود.

14:50.630 --> 14:54.540
‫فردا ساعت هشت شروع می‌کنیم
‫و با همین چهار بازیکن ادامه می‌دیم.

14:54.540 --> 14:57.760
‫حالا، از استراحتتون لذت ببرید.

15:10.190 --> 15:13.470
‫نائو کانزاکی

15:14.080 --> 15:15.380
‫الو؟

15:15.820 --> 15:18.570
‫اوه، تویی. کجایی؟

15:18.570 --> 15:22.270
‫خونه‌ام. تازه رسیدم.

15:22.820 --> 15:25.390
<i>‫دفتر مسابقات برای پول
‫اذیتت نکرد؟</i>

15:25.390 --> 15:27.880
‫نه. هنوز نه.

15:28.210 --> 15:32.460
‫به هر حال، فکر کنم اوضاع
‫همون‌طوری شد که می‌ترسیدی، نه؟

15:32.460 --> 15:36.650
‫آره، ایکس قطعاً یه نقشه‌ای داره.

15:36.650 --> 15:38.110
<i>‫می‌دونستم...</i>

15:38.110 --> 15:39.850
‫می‌شه قطع کنم؟

15:39.850 --> 15:44.610
‫اگه کار نکنم، قطعاً بازیِ
‫فردا رو می‌بازیم.

15:44.610 --> 15:46.050
‫می‌بازیم؟!

15:46.050 --> 15:47.410
<i>‫پس شب بخیر.</i>

15:49.870 --> 15:52.760
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟!

15:56.570 --> 15:59.580
<i>‫نتونستم جلوی نگرانی‌ام رو بگیرم.</i>

15:59.580 --> 16:04.070
<i>‫برای همین صبحِ روز بعد، رفتم به
‫ساختمونی که بازی توش برگزار می‌شد.</i>

16:05.950 --> 16:08.130
‫چی؟ تو اینجایی؟

16:08.130 --> 16:10.870
‫اون‌قدر عصبی بودم که نتونستم خونه بمونم...

16:11.260 --> 16:15.100
‫این دلیل نمی‌شه که تا اینجا
‫برگردی به محل برگزاری.

16:15.510 --> 16:18.190
‫اما فقط من نیستم.

16:18.190 --> 16:20.980
‫شماره ۱ رو هم دیدم.

16:21.440 --> 16:24.020
‫اونم انگار عصبی بود...

16:24.940 --> 16:26.770
‫آقای شماره ۲۲.

16:26.770 --> 16:29.240
‫بازی به‌زودی شروع می‌شه.

16:29.240 --> 16:31.280
‫لطفاً به اتاق جلسه بیاید.

16:31.550 --> 16:33.770
‫وقتی تموم شد بهت زنگ می‌زنم.

16:33.770 --> 16:34.800
‫همین الان برو خونه.

16:34.800 --> 16:35.680
<i>‫همین الان برو خونه.</i>

16:40.010 --> 16:42.030
‫شماره ۳، لطفاً بیاید روی صحنه.

16:42.030 --> 16:45.030
‫..من؟ چیکار کنم.

16:46.590 --> 16:49.530
‫بذار ببینم. چی رو انتخاب کنم؟

16:50.040 --> 16:51.960
‫اوه، فهمیدم.

16:51.960 --> 16:56.300
‫بین ما چهار نفر،
‫من کسی هستم که برنده می‌شه!

16:56.300 --> 16:59.510
‫موضوع فوق‌العاده‌ی دیگه‌ای داریم.

16:59.510 --> 17:03.900
‫«بین ما چهار نفر،
‫من کسی هستم که برنده می‌شه.»

17:04.530 --> 17:07.330
‫اونایی که فکر می‌کنن
‫برنده می‌شن، «بله» رأی بدن.

17:07.330 --> 17:09.800
‫اونایی که فکر می‌کنن
‫می‌بازن، «نه» رأی بدن.

17:10.350 --> 17:12.110
‫بذارید بازی شروع بشه!

17:19.070 --> 17:22.750
‫خیلی حوصله‌ام سر رفته.
‫الان دیگه کاری برای انجام دادن نیست.

17:22.750 --> 17:27.250
‫ولی این یعنی ایکس هم نمی‌تونه
‫کاری بکنه، درسته؟

17:31.600 --> 17:33.500
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

17:34.340 --> 17:39.140
‫این‌طوری باز کردنش سخت‌تر می‌شه،
‫پس رأی من باید آخر از همه شمرده بشه.

17:39.140 --> 17:40.370
‫حداقل من اینطور فکر می‌کنم.

17:40.760 --> 17:43.770
‫ترتیب چه اهمیتی داره؟
‫نتیجه رو که عوض نمی‌کنه.

17:44.710 --> 17:46.050
‫حرف حساب جواب نداره.

17:48.520 --> 17:51.780
‫ببین کی اینجاست، نائو-چان!
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

17:51.780 --> 17:53.770
‫اوه، آقای وکیل!

17:53.770 --> 17:56.240
‫دیروز باختی، مگه نه؟

17:56.240 --> 17:59.160
‫نباید بیرون باشی و
‫پول دربیاری تا بدهیت رو بدی؟

17:59.160 --> 18:01.750
‫م-من هنوز نباختم!

18:01.750 --> 18:04.020
‫ما قطعاً برنده می‌شیم!

18:04.020 --> 18:08.030
‫«ما قطعاً برنده می‌شیم»؟

18:08.030 --> 18:12.750
‫دو نفر از چهار نفر باقی‌مونده
‫دارن با من کار می‌کنن.

18:12.750 --> 18:14.790
‫ما یه نقشه‌ی بی‌نقص داریم!

18:15.070 --> 18:18.050
‫یه نقشه‌ی بی‌نقص، هان؟

18:18.330 --> 18:22.050
‫با این حال، چون نگرانی
‫اومدی اینجا، درسته؟

18:26.050 --> 18:28.770
‫رأی‌گیری باید به‌زودی تموم بشه.

18:28.770 --> 18:31.550
‫خب؟ می‌خوای بیای تماشا کنی؟

18:31.550 --> 18:33.360
‫چی؟ واقعاً می‌شه؟

18:33.360 --> 18:34.810
‫معلومه. بیا تو.

18:35.640 --> 18:37.610
‫خیلی ممنونم!

18:46.310 --> 18:47.830
‫وقت تمومه.

18:50.940 --> 18:52.330
‫آکیاما-سان!

18:53.580 --> 18:55.330
‫نائو! تو اینجا چیکار می‌کنی؟

18:55.330 --> 18:57.740
‫این یعنی چی؟

18:57.740 --> 19:02.480
‫امم، یکی از مسئول‌ها گفت اگه پشت
‫طناب بمونم، می‌تونم تماشا کنم.

19:02.480 --> 19:04.680
‫بله، این مشکلی نداره.

19:04.680 --> 19:07.140
‫رأی‌گیری همین الان تموم شد.

19:07.140 --> 19:10.780
‫حالا، بیاید رأی‌ها رو بشماریم.

19:13.350 --> 19:16.480
‫همه چیز درست می‌شه، مگه نه آکیاما-سان؟

19:16.480 --> 19:19.140
‫هرکاری از دستم بر می‌اومد انجام دادم

19:20.420 --> 19:22.480
‫اول، شماره ۱۱...

19:24.820 --> 19:25.880
‫«نه».

19:29.230 --> 19:31.000
‫بعدی، شماره ۳...

19:33.350 --> 19:34.460
‫«بله».

19:35.600 --> 19:36.830
‫شماره ۱۵...

19:39.620 --> 19:41.760
<i>‫این نتیجه رو مشخص می‌کنه.</i>

19:42.620 --> 19:46.640
<i>‫تیم ما برای بله و نه،
‫هر کدوم یه رأی داره.</i>

19:46.640 --> 19:50.320
<i>‫اگه شماره ۱۵ بله بده،
‫نتیجه دو-دو مساوی می‌شه.</i>

19:50.320 --> 19:53.250
<i>‫ولی اگه نه بده، ما می‌بریم!</i>

19:54.150 --> 19:58.660
<i>‫خواهش می‌کنم، بشه نه! بشه نه!</i>

19:58.660 --> 20:00.990
‫شماره ۱۵: «نه».

20:02.770 --> 20:05.530
‫موفق شدیم! ما بردیم!

20:05.530 --> 20:08.520
‫آکیاما-سان! ما بردیم، مگه نه؟!

20:08.520 --> 20:14.170
‫همه اینا به خاطر نقشه‌ی بی‌نقص توئه!
‫ایکس هیچ شانسی نداشت!

20:14.170 --> 20:16.410
‫بی‌خیال، می‌شه دیگه آروم بگیری؟

20:16.410 --> 20:18.470
‫هیتومی-سان، موفق شدیم!

20:18.470 --> 20:20.040
‫ما بردیم، مگه نه؟!

20:20.040 --> 20:21.630
‫خیلی خوشحالم!

20:24.120 --> 20:25.550
‫هیتومی-سان؟

20:25.550 --> 20:29.190
‫نائو، تو واقعاً احمقی.

20:29.710 --> 20:32.030
‫«ما» نبردیم.

20:32.030 --> 20:33.430
<i>‫من بردم.</i>

20:33.780 --> 20:36.680
‫چی؟ داری درباره چی حرف می‌زنی،
‫هیتومی-سان؟

20:36.680 --> 20:40.210
‫و برای اطلاعت باید بگم،
‫اسم من هیتومی نیست.

20:40.210 --> 20:43.030
‫اسم واقعی من یوجی فوکوناگا است.

20:43.440 --> 20:46.690
‫هیتومی میاهارا هم‌اتاقی منه.

20:46.690 --> 20:53.010
‫من دعوت‌نامه اون برای
‫بازی دروغگو رو قرض گرفتم.

20:46.700 --> 20:51.450
‫خانم هیتومی میاهارا

20:46.700 --> 20:51.450
‫به دور دوم خوش آمدید

20:53.010 --> 20:57.830
‫یوجی فوکوناگا؟ اما این
‫شبیه اسم مرداست...

20:57.830 --> 21:00.700
‫درسته. حقیقت اینه که...

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
A.H\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:01.490 --> 21:03.450
‫من یک مردم!

21:04.960 --> 21:07.780
‫فقط کسی هستم که می‌شه
‫گفت ظاهر زنانه داره.

21:08.390 --> 21:10.390
‫اصلاً خبر نداشتی؟

21:10.390 --> 21:12.750
‫نمی‌دونم داری چی می‌گی...

21:12.750 --> 21:14.470
‫و این همه ماجرا نیست.

21:14.470 --> 21:18.060
‫من در واقع همون X هستم.

21:18.060 --> 21:19.090
‫چی؟!

21:19.090 --> 21:24.310
‫به عبارت دیگه، اون «مرد جوانی» که
‫این رو از میچیکو تاکادا دزدید...

21:24.650 --> 21:27.060
‫کسی نبود جز خود من.

21:27.940 --> 21:30.350
‫تو واقعاً هیچ
‫عقلی تو سرت نداری!

21:30.350 --> 21:33.080
‫تو جدی‌جدی گذاشتی X وارد تیم خودت بشه!

21:33.080 --> 21:38.080
‫و علاوه بر اینکه «X» هستم، من هیتومی
‫میاهارا نیستم، بلکه یوجی فوکوناگا هستم.

21:38.600 --> 21:41.060
‫می‌دونی این یعنی چی؟

21:41.060 --> 21:45.460
‫من توی اون قرارداد از اسم «هیتومی میاهارا»
‫استفاده کردم.

21:45.460 --> 21:48.490
‫اما اون اسم واقعی من نیست.

21:45.460 --> 21:52.970
<b>‫هیتومی میاهارا</b>

21:48.490 --> 21:52.970
‫اون امضای هیتومی
‫میاهارای واقعی هم نیست.

21:52.970 --> 21:58.380
‫به عبارت دیگه، تو نمی‌تونی
‫اون قرارداد مسخره رو علیه من اجرا کنی!

21:58.380 --> 22:01.870
‫اون ۲.۱ میلیارد همش مال منه!

22:01.870 --> 22:04.970
‫و شما احمق‌ها هم تو تله من افتادید!

22:09.980 --> 22:13.300
‫نه... این غیرممکنه...

23:45.040 --> 23:50.120
‫قسمت بعد

23:45.040 --> 23:50.120
‫ابتکار عمل
