WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
A.H\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

01:30.250 --> 01:35.760
<b>‫مسابقه پیشرو</b>

01:32.490 --> 01:37.250
<i>‫بازی‌ای که بازیکنان پیشرو
‫انجام خواهند داد...</i>

01:37.250 --> 01:40.760
<i>‫رولت روسی ۲۴ گلوله‌ای!</i>

01:42.130 --> 01:44.460
‫رولت روسی؟

01:44.460 --> 01:45.520
‫ببخشید...

01:45.520 --> 01:47.350
‫این همون بازی‌ای نیست که یه
‫گلوله تو تفنگ می‌ذارن

01:47.350 --> 01:51.390
‫نوبتی به سمت سرشون نشونه می‌گیرن
‫و شلیک می‌کنن؟

01:51.390 --> 01:52.810
<i>‫کاملاً درسته.</i>

01:53.400 --> 01:58.670
<i>‫در این بازی از یک هفت‌تیر ویژهٔ
‫۲۴ گلوله‌ای استفاده خواهد شد.</i>

01:59.410 --> 02:04.280
<i>‫البته که جان هیچ‌کس
‫در خطر نخواهد بود.</i>

02:07.460 --> 02:10.030
<i>‫صدای شلیک و لگد
‫اسلحه واقعی است،</i>

02:10.030 --> 02:13.420
<i>‫اما گلوله‌ای شلیک نمی‌شود،
‫پس نیازی به نگرانی نیست.</i>

02:13.920 --> 02:17.920
<i>‫با این حال، شلیک نشان‌دهندهٔ
‫مرگ شما در بازی است.</i>

02:17.920 --> 02:23.420
<i>‫تاوان مرگ پرداخت ۵۰ میلیون
‫به تیم حریف خواهد بود.</i>

02:23.420 --> 02:26.420
<i>‫حال، یک بازی تمرینی انجام می‌دهیم.</i>

02:26.420 --> 02:30.120
<i>‫لطفاً بازیکنان پیشرو از هر دو تیم
‫جلو بیایند.</i>

02:30.120 --> 02:31.570
‫ببخشید.

02:31.570 --> 02:35.060
‫اگه این فقط یه تمرین اولیه واسه قوانینه،
‫لازم نیست حتماً من باشم، نه؟

02:35.510 --> 02:36.940
<i>‫مشکلی نیست.</i>

02:36.940 --> 02:39.650
‫پس تو برو جلو، نائو.

02:39.650 --> 02:41.870
‫چی؟! من؟!

02:43.090 --> 02:44.620
‫تحسین‌برانگیزه، فوکوناگا.

02:44.970 --> 02:49.310
‫دستت رو فقط برای یک تمرین اولیه
‫رو نمی‌کنی...

02:49.310 --> 02:51.480
‫همون‌طور که می‌گن حسابی باهوشی.

02:51.880 --> 02:57.010
‫به‌عنوان دیلر مسابقه پیشرو،
‫شما را با روند بازی آشنا می‌کنم.

02:57.010 --> 03:00.460
‫بازی در این اتاق مطالعهٔ خصوصی
‫انجام خواهد شد.

03:00.460 --> 03:05.510
‫تنها افراد مجاز به ورود، دیلر و
‫دو بازیکن پیشرو هستند.

03:05.750 --> 03:10.520
‫هر بازیکن ۳ گلوله در اختیار داره تا در
‫محفظه‌ی دلخواه خود قرار بده.

03:11.000 --> 03:16.130
‫به عبارت دیگر، ۶ محفظه از ۲۴ محفظه
‫پر خواهند شد.

03:16.130 --> 03:17.780
‫یعنی فقط یه گلوله نیست؟

03:17.770 --> 03:21.780
‫برگه جاگذاری گلوله‌ها

03:17.780 --> 03:22.480
‫از این برگه برای مشخص کردن جای
‫گلوله‌هایتان استفاده کنید.

03:24.050 --> 03:26.270
‫برگه جاگذاری گلوله‌ها

03:24.520 --> 03:26.270
‫خب...

03:26.580 --> 03:28.400
‫کجا بذارمشون؟

03:28.400 --> 03:30.840
‫۱۸، ۲۰ و ۲۳.

03:31.530 --> 03:32.670
‫ولی چرا؟

03:33.070 --> 03:34.330
‫فقط انجامش بده.

03:37.330 --> 03:40.680
‫هر دو تیم جایگاه گلوله‌های خود را
‫انتخاب کرده‌اند.

03:40.960 --> 03:43.510
‫جاگذاری گلوله‌ها در اتاق دیگری
‫انجام خواهد شد.

03:44.750 --> 03:46.110
‫تمام شد.

03:48.480 --> 03:51.110
‫پس از اتمام جاگذاری،
‫فشنگ‌ها رو می‌چرخونیم.

04:05.630 --> 04:11.340
‫برای جلوگیری از دخالت دیلر، فقط پس از
‫ایستادن طبیعی چرخش، آن را قفل می‌کنم.

04:11.340 --> 04:14.090
‫اکنون، بازی آغاز می‌شود.

04:14.440 --> 04:16.880
‫نوبت اول را به این شکل تعیین می‌کنیم.

04:22.740 --> 04:25.080
‫کانزاکی-سان نوبت اول را خواهند داشت.

04:25.880 --> 04:27.850
‫اگر شلیک کنید و محفظه خالی باشد.

04:27.850 --> 04:30.220
‫نوبت به حریف شما منتقل می‌شود.

04:30.220 --> 04:32.630
‫اما اگر محفظه پر باشد و
‫اسلحه شلیک کند،

04:32.630 --> 04:34.220
‫باید ۵۰ میلیون ین بپردازید.

04:34.220 --> 04:37.800
‫به عبارت دیگر، ۵۰ ژتون.

04:37.800 --> 04:39.870
‫بفرمایید کانزاکی-سان.

04:39.870 --> 04:41.820
‫بـ... باید شلیک کنم؟

04:42.100 --> 04:45.310
‫اگر تمایلی به شلیک ندارید،
‫می‌توانید نوبت رو رد کنید.

04:46.320 --> 04:50.570
‫اما برای رد کردن، باید
‫۱ ژتون در بانک قرار دهید.

04:50.570 --> 04:53.300
‫یه ژتون چیز زیادی نیست. رد می‌کنم!

04:53.300 --> 04:55.830
‫این فقط یه تمرینه، یکم جیگر داشته باش!

04:55.830 --> 04:58.750
‫وقتی رد کنید، نوبت به
‫حریف شما می‌رسد.

04:59.610 --> 05:02.800
‫اگر حریف شما ماشه را بکشد و
‫اسلحه شلیک کند،

05:02.590 --> 05:03.090
‫بنگ

05:03.130 --> 05:08.400
‫هم جریمهٔ ۵۰ ژتونی او و هم ژتونِ
‫رد کردن در بانک به شما می‌رسد.

05:03.380 --> 05:06.780
‫۱ ژتون
‫در بانک

05:03.380 --> 05:06.570
‫۱ ژتون
‫در بانک

05:03.380 --> 05:06.780
‫۵۰ ژتون
‫ جریمه

05:03.380 --> 05:06.550
‫۵۰ ژتون
‫جریمه

05:07.630 --> 05:09.090
‫۵۱ ژتون

05:09.090 --> 05:11.720
<b>‫در بانک</b>

05:09.480 --> 05:11.430
‫اگر شلیک کند و خانه خالی باشد،

05:10.970 --> 05:11.810
‫کلیک

05:12.100 --> 05:16.860
‫ژتونِ داخل بانک به او می‌رسد و
‫نوبت دوباره به شما برمی‌گردد.

05:17.170 --> 05:19.230
‫البته او هم می‌تواند پاس بدهد،

05:18.350 --> 05:19.600
‫رد کردن

05:19.230 --> 05:23.850
‫اما باید دو برابر آخرین مقدار بانک
‫پرداخت کند: ۲ ژتون.

05:23.850 --> 05:29.420
‫یعنی اگه دوباره رد کنم
‫باید ۴ تا ژتون بدم؟

05:29.420 --> 05:30.650
‫دقیقا.

05:30.650 --> 05:32.430
‫رد بعدی ۸ ژتون هزینه خواهد داشت،

05:30.660 --> 05:35.020
‫شرق

05:30.660 --> 05:35.020
‫غرب

05:32.430 --> 05:34.190
‫و رد بعد از آن، ۱۶ ژتون.

05:34.190 --> 05:37.660
‫اگر ۵ بار متوالی اعلام رد شود
‫دور بازی باطل می‌شود.

05:34.240 --> 05:37.660
‫انصراف

05:37.660 --> 05:40.050
‫ژتون‌های داخل بانک
‫به دیلر می‌رسد،

05:40.050 --> 05:42.690
‫و دیلر به جای بازیکنان
‫ماشه را خواهد کشید.

05:43.170 --> 05:46.010
‫حالا، نیشیدا-سان، چه می‌کنید؟

05:46.920 --> 05:48.210
‫شلیک می‌کنم.

05:56.960 --> 05:58.740
‫خالی بود!

05:58.740 --> 06:00.580
‫تبریک می‌گویم.

06:00.580 --> 06:03.460
‫در حالت عادی، این کار یک ژتون—

06:03.460 --> 06:06.560
‫یعنی یک میلیون ین نصیب شما می‌کرد.

06:06.560 --> 06:07.570
‫فهمیدم.

06:07.570 --> 06:09.240
‫نفر بعدی، کانزاکی-سان.

06:10.030 --> 06:11.330
‫نائو.

06:11.810 --> 06:13.590
‫حواست رو کاملاً جمع کن.

06:13.590 --> 06:17.160
‫این تمرین اولیه می‌تونه کلیدی باشه
‫که بهش نیاز داریم.

06:17.160 --> 06:18.250
‫فهمیدی؟

06:19.200 --> 06:20.180
‫بله.

06:21.730 --> 06:25.610
<i>‫درسته. یه راهنمایی برای این‌که
‫چطور تو بازی برنده بشیم...</i>

06:26.340 --> 06:27.930
<i>‫اوم...</i>

06:27.930 --> 06:32.460
<i>‫من گلوله‌هام رو تو محفظه‌های
‫۱۸، ۲۰ و ۲۳ گذاشتم.</i>

06:32.840 --> 06:37.360
<i>‫فایده نداره. بعد چرخیدن اسلحه،
‫نمی‌دونم هر محفظه کجاست!</i>

06:37.850 --> 06:41.020
<i>‫ولی اگه از نزدیک نگاه کنم،
‫شاید یه سرنخی باشه!</i>

06:43.620 --> 06:46.490
<i>‫نه... هیچی نمی‌بینم.</i>

06:47.040 --> 06:49.390
‫کانزاکی-سان، آیا شلیک می‌کنید؟

06:50.490 --> 06:53.220
‫بـ... بله، شلیک می‌کنم.

06:54.360 --> 06:57.350
<i>‫احتمال شلیک،
‫۶ از ۲۳ـه.</i>

06:57.850 --> 07:02.150
<i>‫احتمال خالی بودنش خیلی بیشتر از
‫پُر بودنه... مگه نه؟</i>

07:08.630 --> 07:11.890
‫متاسفانه گلوله شلیک شد.

07:12.180 --> 07:16.720
‫در مسابقه اصلی، این به معنای باخت
‫۵۰ ژتون... یا ۵۰ میلیون ین بود.

07:18.140 --> 07:20.170
<i>‫باید یه کاری بکنم...</i>

07:20.170 --> 07:22.780
<i>‫باید یه راهی برای پیروزی تو بازی پیدا کنم!</i>

07:23.400 --> 07:30.400
‫شلیک‌ها

07:23.400 --> 07:30.400
‫تیم غرب

07:23.400 --> 07:30.400
‫تیم شرق

07:25.450 --> 07:27.540
‫تمرین اولیه به پایان رسید.

07:27.540 --> 07:30.410
‫برندهٔ بازی بر اساس تعداد شلیک‌ها
‫مشخص می‌شود.

07:30.640 --> 07:34.170
‫بازی تنها زمانی پایان می‌یابد که
‫هر ۶ گلوله شلیک شده باشند.

07:34.170 --> 07:37.820
‫به عبارت دیگر، حتی اگر پیروزی
‫با امتیاز ۴ بر ۰ قطعی شود،

07:37.820 --> 07:41.410
‫بازی تا زمان شلیکِ گلولهٔ ششم
‫ادامه خواهد داشت.

07:45.910 --> 07:47.780
‫اکنون بازی اصلی آغاز می‌شود.

07:47.780 --> 07:51.010
‫به‌جز بازیکنان پیشرو، تمامی افراد
‫باید اتاق را ترک کنند.

07:51.010 --> 07:53.240
‫متأسفم، فوکوناگا-سان.

07:53.240 --> 07:55.660
‫هیچی نتونستم بفهمم.

07:55.660 --> 07:57.240
‫بی‌خیال، مشکلی نیست.

07:57.240 --> 08:00.270
‫راستش اصلاً
‫انتظاری هم ازت نداشتم.

08:09.830 --> 08:13.150
‫هیچ‌کاری نتونستم بکنم.

08:13.150 --> 08:14.810
‫این‌طور نیست.

08:14.810 --> 08:17.010
‫دوری که گذشت بی‌فایده نبود.

08:18.270 --> 08:22.040
‫نگران نباش. هرچی نیاز داشتیم
‫و حتی بیشتر از اون رو فهمیدیم.

08:22.420 --> 08:25.110
‫قطماً می‌تونیم این بازی رو ببریم.

08:25.550 --> 08:26.980
‫واقعاً می‌تونیم؟

08:26.980 --> 08:29.250
‫اما هیچ راهی نیست که بفهمیم
‫گلوله‌هامون کجا قرار گرفتن.

08:29.250 --> 08:31.790
‫همه‌چیز به شانس بستگی نداره؟

08:32.070 --> 08:35.170
‫شلیک اول ممکنه به شانس
‫بستگی داشته باشه، درسته.

08:35.170 --> 08:38.670
‫اما یه راه مشخص وجود داره که بفهمی
‫دو تا گلولهٔ دیگه کجا هستن.

08:39.930 --> 08:43.890
‫گلوله‌هات رو تو خانه‌های پشت‌سرهم
‫جاگذاری کن...

08:43.890 --> 08:45.940
‫مثلاً تو
‫خانه‌های ۱۱، ۱۲ و ۱۳.

08:46.980 --> 08:48.440
‫راست می‌گی!

08:48.770 --> 08:52.940
‫اونوقت به محض این‌که اولین شلیک انجام شد،
‫حتماً نوبت بعدی رو پاس می‌دی.

08:53.280 --> 08:54.570
‫اگه خانهٔ بعدی خالی باشه،

08:54.570 --> 08:57.470
‫می‌فهمی که اون گلولهٔ اول رو
‫حریفت جاگذاری کرده بود.

08:57.470 --> 09:00.960
‫اگه پر باشه، می‌فهمی که
‫گلولهٔ اول مال خودت بوده.

09:01.240 --> 09:04.700
‫اونوقت مطمئن می‌شی که
‫گلولهٔ بعدی هم پره!

09:04.700 --> 09:08.190
‫فوق‌العاده‌ست! این بهترین
‫استراتژی ممکنه، نه؟

09:08.190 --> 09:13.780
‫جاگذاری به این روش تضمین می‌کنه
‫گلوله‌های دوم و سوم بهت اصابت نکنن.

09:14.420 --> 09:16.670
‫این برتری قابل‌توجهی بهت می‌ده.

09:18.600 --> 09:19.620
‫اما...

09:19.940 --> 09:23.440
‫تیم مقابل هم احتمالاً این موضوع رو
‫می‌دونه، نه؟

09:23.440 --> 09:25.100
‫اشکالی نداره اگه بدونن.

09:25.100 --> 09:27.720
‫در واقع، کار برامون ساده‌تر می‌شه.

09:29.060 --> 09:33.710
‫یه روزنهٔ دیگه هم وجود داره که می‌تونیم
‫ازش برای کسب برتری استفاده کنیم.

09:40.010 --> 09:42.290
<i>‫اکنون، مسابقه پیشرو،</i>

09:42.290 --> 09:45.830
<i>‫رولت روسی ۲۴ گلوله‌ای
‫آغاز می‌شود!</i>

09:46.170 --> 09:48.320
‫جاگذاری گلوله‌ها به پایان رسید.

09:48.580 --> 09:50.850
‫اکنون محفظه اسلحه را می‌چرخانم.

10:02.540 --> 10:05.030
‫نوبت اول را مشخص می‌کنیم.

10:10.510 --> 10:13.520
‫فوکوناگا-سان از تیم شرق شروع خواهند کرد.

10:13.520 --> 10:14.590
‫باشه.

10:18.750 --> 10:19.850
‫رد می‌کنم.

10:21.610 --> 10:24.170
‫نیشیدا-سان از تیم غرب، لطفاً اقدام کنید.

10:37.520 --> 10:39.210
‫ر... رد می‌کنم.

10:39.510 --> 10:41.420
‫فوکوناگا-سان، لطفاً اقدام کنید.

10:42.150 --> 10:43.220
‫رد می‌کنم.

10:44.120 --> 10:46.970
<i>‫حتی یه لحظه هم تردید نکرد!</i>

10:47.520 --> 10:50.350
<i>‫چیزی فهمیده؟</i>

10:50.350 --> 10:52.340
<i>‫امکان نداره.</i>

10:52.340 --> 10:55.070
<i>‫اون تو تمرین اولیه بازی نکرد.
‫عمراً چیزی بدونه!</i>

10:55.380 --> 10:58.290
<i>‫ولی... محض احتیاط...</i>

10:58.680 --> 11:00.570
‫بازم رد می‌کنم!

11:02.510 --> 11:06.430
‫خب، فوکوناگا-سان، با یک رد دیگه
‫ژتون‌های بانک به دیلر می‌رسد.

11:06.430 --> 11:07.830
‫چه تصمیمی می‌گیرید؟

11:07.830 --> 11:09.570
‫معلومه، منم رد...

11:09.820 --> 11:11.960
‫نه، شلیک می‌کنم.

11:20.120 --> 11:22.390
<i>‫محفظه اول خالیه.</i>

11:22.720 --> 11:27.220
<i>‫فوکوناگا از تیم شرق، در همین شروع کار
‫انبوهی از ژتون‌ها را به دست می‌آورد.</i>

11:27.220 --> 11:30.370
‫فوق‌العاده‌ست! فوکوناگا-سان خیلی شجاعه!

11:31.620 --> 11:33.360
‫این از شجاعتش نیست.

11:33.850 --> 11:38.160
‫بهت که گفتم. یه روزنهٔ دیگه هم
‫تو این بازی وجود داره...

11:40.050 --> 11:42.600
‫همین اول کار ۱۰ میلیون باختم.

11:43.910 --> 11:46.380
‫حسابی رفت پاچه‌ات.

11:46.870 --> 11:51.450
‫از قضای روزگار، دقیقاً می‌دونم
‫گلوله‌ها کجا قرار گرفتن.

11:51.450 --> 11:52.410
‫فهمیدی؟

11:52.410 --> 11:53.900
‫چی؟!

11:53.900 --> 11:55.830
‫امکان نداره!

11:58.930 --> 12:00.280
<i>‫غیرممکنه.</i>

12:00.720 --> 12:05.290
<i>‫من تو تمرین اولیه کل اسلحه رو
‫زیر و رو کردم!</i>

12:05.610 --> 12:07.890
<i>‫فهمیدم که...</i>

12:07.890 --> 12:12.410
<i>‫از ظاهر اسلحه اصلاً نمی‌شه فهمید
‫گلوله‌ها کجا گذاشته شدن.</i>

12:14.590 --> 12:18.570
<i>‫داره بلوف می‌زنه. خالی بودن اون محفظه
‫فقط از روی شانس محض بود.</i>

12:18.570 --> 12:22.070
<i>‫ریسک بزرگی کرد و
‫شانس هم بهش رو کرد!</i>

12:23.290 --> 12:24.360
‫رد می‌کنم.

12:24.360 --> 12:26.070
<b>‫دور دوم</b>

12:24.360 --> 12:26.070
<b>‫شرق</b>

12:24.360 --> 12:26.070
<b>‫غرب</b>

12:24.360 --> 12:26.070
<b>‫پاس</b>

12:30.210 --> 12:31.820
‫منم پس رد می‌کنم.

12:30.330 --> 12:31.830
<b>‫دور دوم</b>

12:30.330 --> 12:31.830
<b>‫شرق</b>

12:30.330 --> 12:31.830
<b>‫غرب</b>

12:30.330 --> 12:31.830
<b>‫پاس</b>

12:30.330 --> 12:31.830
<b>‫پاس</b>

12:32.690 --> 12:35.070
<i>‫اون خنده دیگه واسه چی بود؟!</i>

12:36.810 --> 12:39.590
‫فوکوناگا توی جنگ روانی استاده.

12:39.590 --> 12:43.410
<i>‫صبر کن، یعنی واقعاً می‌دونه
‫گلوله‌ها کجا قرار گرفتن؟</i>

12:43.850 --> 12:46.770
<i>‫فعلاً بهتره فقط تماشا کنم...</i>

12:47.390 --> 12:48.510
‫پاس!

12:47.590 --> 12:48.850
<b>‫دور دوم</b>

12:47.590 --> 12:48.850
<b>‫شرق</b>

12:47.590 --> 12:48.850
<b>‫غرب</b>

12:47.590 --> 12:48.850
<b>‫پاس</b>

12:47.590 --> 12:48.850
<b>‫پاس</b>

12:47.590 --> 12:48.850
<b>‫پاس</b>

12:49.210 --> 12:51.190
‫در این صورت، منم...

12:51.640 --> 12:54.180
‫نه، فک کنم شلیک می‌کنم.

13:02.120 --> 13:05.330
<i>‫فوکوناگا از تیم شرق،
‫دومین محفظه خالی را شلیک می‌کند.</i>

13:05.320 --> 13:08.820
‫تقسیم ژتون‌ها

13:05.320 --> 13:08.820
‫ژتون

13:05.320 --> 13:08.820
‫برتری تیم شرق

13:05.330 --> 13:08.830
<i>‫اختلاف امتیاز تیم شرق
‫به ۳۰ ژتون افزایش می‌یابد.</i>

13:09.610 --> 13:11.320
‫چطوری؟

13:12.910 --> 13:14.840
‫مگه بهت نگفته بودم؟

13:14.840 --> 13:17.990
‫دقیقاً می‌دونم گلوله‌ها کجا قرار گرفتن.

13:18.710 --> 13:20.340
‫دور سوم

13:21.320 --> 13:22.350
‫رد می‌کنم.

13:21.960 --> 13:24.840
<b>‫دور سوم</b>

13:21.960 --> 13:24.840
<b>‫شرق</b>

13:21.960 --> 13:24.840
<b>‫غرب</b>

13:21.960 --> 13:24.840
<b>‫پاس</b>

13:22.710 --> 13:25.000
‫نفر بعدی، فوکوناگا-سان.

13:26.880 --> 13:29.030
‫دیگه همین زودی‌ها باید بیاد.

13:29.990 --> 13:31.470
<b>‫دور سوم</b>

13:29.990 --> 13:31.470
<b>‫شرق</b>

13:29.990 --> 13:31.470
<b>‫غرب</b>

13:29.990 --> 13:31.470
<b>‫پاس</b>

13:29.990 --> 13:31.470
<b>‫پاس</b>

13:30.010 --> 13:31.170
‫رد می‌کنم.

13:32.090 --> 13:33.480
<i>‫«همین زودی‌ها»؟!</i>

13:33.480 --> 13:37.470
<i>‫یعنی واقعاً نمی‌دونه
‫گلوله‌ها کجا قرار گرفتن؟!</i>

13:37.470 --> 13:42.160
‫چرا واسه یه بار هم که شده
‫جرئت نمی‌کنی ماشه رو بکشی؟

13:42.160 --> 13:43.980
‫شاید شانس بیاری و خالی باشه.

13:44.290 --> 13:46.450
<i>‫گول این حرفا رو نمی‌خورم!</i>

13:47.530 --> 13:48.870
‫رد می‌کنم.

13:48.430 --> 13:49.760
<b>‫دور سوم</b>

13:48.430 --> 13:49.760
<b>‫شرق</b>

13:48.430 --> 13:49.760
<b>‫غرب</b>

13:48.430 --> 13:49.760
<b>‫پاس</b>

13:48.430 --> 13:49.760
<b>‫پاس</b>

13:48.430 --> 13:49.760
<b>‫پاس</b>

13:52.340 --> 13:54.350
‫پس من شلیک می‌کنم.

14:00.540 --> 14:02.590
<i>‫یک محفظه خالیِ دیگر.</i>

14:02.590 --> 14:06.250
<i>‫فوکوناگا از تیم شرق بار دیگر
‫ژتون‌های بانک را از آن خود می‌کند.</i>

14:06.770 --> 14:08.390
‫فوق‌العاده‌ست!

14:09.550 --> 14:14.760
‫خب... اون یکی روزنه چی بود؟

14:15.590 --> 14:21.080
‫قبل از شروع بازی، دیلر اسلحه رو
‫جلوی بازیکن‌ها می‌چرخونه.

14:21.700 --> 14:24.020
‫برای جلوگیری از دخالت احتمالی دیلر،

14:24.020 --> 14:26.510
‫می‌ذارن چرخش قبل از قفل شدن
‫به‌طور طبیعی متوقف بشه.

14:27.020 --> 14:32.030
‫دیلر اسلحه رو جوری نگه می‌داره
‫که بازیکن‌ها توش رو نبینن.

14:32.990 --> 14:36.930
‫این کار رو می‌کنن تا
‫عادلانه بودن بازی تضمین بشه، نه؟

14:37.420 --> 14:38.590
‫اما در کمال تعجب،

14:38.920 --> 14:43.090
‫همین کار باعث می‌شه بازی
‫کاملا غیرعادلانه بشه.

14:43.810 --> 14:47.990
‫متوجه صدای چرخیدن
‫توپچی اسلحه نشدی؟

14:50.250 --> 14:53.310
‫اگه دقیق گوش بدی،
‫سرعت چرخیدنش یکنواخت نیست.

14:53.310 --> 14:55.740
‫یه نوسان جزئی توش هست.

14:55.740 --> 14:56.860
‫فکر می‌کنی چرا؟

14:57.430 --> 15:02.600
‫وجود شش گلوله در داخل اسلحه
‫روی مرکز ثقلش تأثیر می‌ذاره.

14:57.430 --> 15:03.380
<b>‫خالی</b>

14:57.430 --> 15:03.380
<b>‫پُر</b>

15:03.340 --> 15:06.510
‫نتیجهٔ تمرین اولیه
‫این موضوع رو کاملاً مشخص کرد.

15:06.920 --> 15:09.490
‫تصویر خانه‌های پر شده
‫یه همچین چیزی می‌شه.

15:11.260 --> 15:13.360
‫همه‌شون بخش پایینی جمع شدن!

15:13.750 --> 15:15.590
‫وقتی تمرین اولیه تموم شد،

15:15.590 --> 15:19.120
‫مخفیانه اسلحه رو قرض گرفتم
‫و خودم توپچی رو چرخاندم.

15:19.540 --> 15:21.880
‫البته بدون این‌که
‫جای گلوله‌ها رو تغییر بدم.

15:22.700 --> 15:28.870
‫وقتی این کار رو کردم، چرخش اسلحه
‫دقیقاً یک خانه کنار جای قبلی ایستاد.

15:25.670 --> 15:28.880
‫شلیک اول

15:25.670 --> 15:28.880
‫شلیک اول

15:25.670 --> 15:28.880
<b>‫چرخش آکیاما</b>

15:25.670 --> 15:28.880
<b>‫چرخش دیلر</b>

15:28.870 --> 15:32.420
‫اسلحه کاملاً از تعادل خارجه.

15:33.130 --> 15:34.560
‫که این‌طور...

15:34.560 --> 15:38.350
‫بهترین استراتژی تو این بازی اینه که
‫سه گلوله رو پشت‌سرهم بگذاری.

15:38.820 --> 15:41.820
‫پس فرض می‌کنیم هر دو تیم
‫همین کار رو انجام دادن.

15:42.660 --> 15:46.740
‫مگر این‌که از روی اتفاق، گلوله‌هاشون رو
‫دقیقاً روبروی هم گذاشته باشن،

15:46.740 --> 15:49.400
‫وگرنه ناچاراً مرکز ثقل
‫تغییر می‌کنه،

15:49.400 --> 15:51.720
‫و بخش سنگین‌تر
‫پایین قرار می‌گیره.

15:52.260 --> 15:56.980
‫و از اون‌جایی که یه ضامن وجود داره
‫تا مانع از برگشتن توپچی بشه،

15:56.980 --> 16:00.610
‫نیرو باعث می‌شه
‫یه مقدار بیشتر از اون هم بچرخه.

16:01.890 --> 16:06.560
<b>‫شلیک اول</b>

16:02.450 --> 16:06.560
‫این یعنی احتمال وجود گلوله
‫تو شش محفظه اول،

16:06.560 --> 16:08.090
‫فوق‌العاده پایینه.

16:08.540 --> 16:14.890
‫ولی این فقط موقعی درسته که حریفش هم
‫سه گلوله رو پشت‌سرهم گذاشته باشه، نه؟

16:14.890 --> 16:17.680
‫گذاشته، مطمئنم.

16:18.050 --> 16:19.430
‫چون...

16:20.330 --> 16:22.120
‫خودم بهش گفتم این کار رو بکنه.

16:23.590 --> 16:27.940
‫بعد از تمرین اولیه، جوری زیر لب زمزمه کردم
‫که اعضای تیمشون بشنون...

16:28.680 --> 16:29.690
‫اوه؟

16:30.040 --> 16:32.950
‫مگه بهتر نیست هر سه گلوله رو
‫پشت‌سرهم بگذاری؟

16:34.700 --> 16:36.330
‫آخ، ببخشید.

16:37.100 --> 16:40.680
‫کاملاً معلوم بود حرفم
‫رو اون‌ها تأثیر گذاشته.

16:41.700 --> 16:43.170
‫فوقالعاده‌ست...

16:43.170 --> 16:45.460
‫تا این حد پیش‌بینی کرده بودی آکیاما-سان؟

16:46.190 --> 16:48.380
‫این بازی دروغگوئه‌.

16:48.380 --> 16:50.280
‫باید در این حد آماده باشی.

16:51.090 --> 16:54.840
‫قدرت مشاهده و پیش‌بینی آکیاما-سان
‫نتیجه داد،

16:53.590 --> 16:56.340
‫دور پنجم

16:54.840 --> 16:58.820
‫و فوکوناگا-سان همچنان به برتری ادامه داد.

16:57.050 --> 16:59.600
‫دور ششم

16:59.590 --> 17:01.760
<i>‫شش محفظه خالی پشت‌سرهم!</i>

17:01.760 --> 17:05.290
<i>‫اختلاف برد به ۷۰
‫میلیون افزایش می‌یابد.</i>

17:05.620 --> 17:08.230
‫فوکوناگا-سان فوق‌العاده‌ست!

17:08.230 --> 17:10.040
‫اما مشکل از الان شروع می‌شه.

17:11.150 --> 17:15.510
‫از شلیک هفتم به بعد، احتمال
‫پر بودن محفظه به شدت بالا می‌ره.

17:15.510 --> 17:17.610
‫دیگه نمی‌تونه به این روند ادامه بده.

17:17.910 --> 17:22.610
‫«خودت ماشه رو نکش،
‫اما حریفت رو مجاب کن که این کار رو بکنه.»

17:22.950 --> 17:26.120
‫مهارت فوکوناگا توی دورهای بعدی
‫تعیین‌کننده خواهد بود.

17:26.120 --> 17:28.620
‫دور نهم

17:28.900 --> 17:30.380
‫شلیک می‌کنم.

17:35.840 --> 17:38.380
<i>‫تیم غرب اولین شلیک واقعی را متحمل شد!</i>

17:40.350 --> 17:42.690
‫کاملاً تو دامم افتادی!

17:42.690 --> 17:44.930
‫لطفاً وقت استراحت!

17:44.930 --> 17:48.680
<i>‫تیم غرب بلافاصله
‫وقت استراحت گرفت!</i>

17:48.680 --> 17:52.040
‫اکنون سه دقیقه زمان
‫برای مشورت خواهید داشت.

17:53.000 --> 17:54.560
‫دیدیش، نائو؟

17:54.560 --> 17:56.940
‫مجبورش کردم اولین گلوله رو بخوره!

17:57.270 --> 18:01.200
‫دقیقاً افتاد تو تله‌ام!

18:01.200 --> 18:03.100
‫چطوری این کار رو کردی؟

18:03.100 --> 18:07.420
‫از اون‌جایی که خیلی خنگی،
‫کامل برات توضیح می‌دم.

18:07.810 --> 18:13.720
‫قبل بازی، آکیاما بهم گفت که
‫مخزن اسلحه از تعادل خارجه.

18:14.110 --> 18:17.470
‫به‌علاوه، دشمن رو گول زده بود

18:17.470 --> 18:22.170
‫تا سه گلوله رو پشت‌سرهم بذارن
‫تا نقشمون عملی بشه.

18:22.640 --> 18:24.830
‫در هر صورت، از اون‌جایی که
‫احتمال وجود گلوله

18:24.830 --> 18:27.100
‫تو شش خانهٔ اول
‫فوق‌العاده پایین بود،

18:27.100 --> 18:29.220
‫با خیال راحت همه‌شون رو
‫شلیک کردم.

18:29.590 --> 18:34.370
‫هم‌زمان که ژتون‌ها رو درمی‌آوردم،
‫اعصاب حریف رو هم خرد می‌کردم.

18:34.630 --> 18:36.490
‫اما چالش اصلی تازه شروع می‌شد.

18:36.730 --> 18:41.640
‫از شلیک هفتم به بعد،
‫احتمال گلوله شدیداً بالا می‌رفت.

18:41.740 --> 18:44.490
<b>‫دور هفتم</b>

18:41.740 --> 18:44.490
<b>‫شرق</b>

18:41.740 --> 18:44.490
<b>‫غرب</b>

18:41.740 --> 18:44.490
<b>‫پاس</b>

18:41.740 --> 18:44.490
<b>‫پاس</b>

18:42.410 --> 18:44.170
‫رد می‌کنم.

18:43.760 --> 18:44.490
<b>‫پاس</b>

18:45.090 --> 18:46.370
‫شلیک می‌کنم.

18:50.620 --> 18:54.250
‫تعجب می‌کنم دور هفتم
‫جرئت کردی شلیک کنی...

18:54.250 --> 18:59.000
‫از صدای چرخیدنش فهمیده بودم
‫که تعادلش خیلی به هم خورده.

18:59.600 --> 19:01.860
‫ولی اون آخرین شانسم بود.

19:01.860 --> 19:06.260
‫حتی منم جرئت نداشتم
‫دور هشتم ماشه رو بکشم.

19:07.040 --> 19:10.280
‫با خودم می‌گفتم عجب جرئتی داره!

19:10.280 --> 19:13.510
‫اما هم‌زمان یه فکری به ذهنم رسید...

19:14.330 --> 19:19.380
‫نکنه واقعاً می‌دونه
‫گلوله‌ها کجا قرار گرفتن؟!

19:20.020 --> 19:22.780
‫وقتی دوباره به اسلحه نگاه کردم...

19:22.780 --> 19:25.290
‫یه نکته خیلی مهم رو فهمیدم!

19:26.140 --> 19:28.450
<i>‫این لکه‌های سیاه چیه؟</i>

19:30.350 --> 19:34.310
<i>‫در واقع دو جا هست که
‫سه تا لکه پشت‌سرهمه...</i>

19:34.630 --> 19:37.360
<i>‫من گلوله‌هام رو پشت‌سرهم گذاشتم.</i>

19:37.360 --> 19:40.550
<i>‫پس اگه تیم مقابل هم همین
‫کار رو کرده باشه...</i>

19:41.630 --> 19:46.030
<i>‫نکنه این لکه‌ها با
‫جای گلوله‌ها یکی باشن؟</i>

19:46.890 --> 19:49.390
<i>‫خودشه! باروته!</i>

19:49.760 --> 19:51.230
<i>‫وقتی گلوله‌ها رو جا می‌زدن،</i>

19:51.230 --> 19:55.050
<i>‫مقداریش ریخته
‫پشت مخزن اسلحه!</i>

19:55.680 --> 19:58.210
<i>‫پس گلوله‌ها این‌طوری چیده شدن!</i>

19:59.390 --> 20:01.040
<i>‫حالا فهمیدم!</i>

20:01.040 --> 20:05.150
<i>‫علت اطمینانش واسه شلیک
‫این بود که این لکه‌ها رو دید!</i>

20:05.560 --> 20:08.860
<i>‫این یعنی تا دور چهاردهم
‫خبری از گلوله نیست!</i>

20:09.310 --> 20:13.310
<b>‫شلیک فعلی</b>

20:09.790 --> 20:12.860
<i>‫هی، هنوز شش تا شلیک دیگه دارم!</i>

20:13.940 --> 20:15.240
‫شلیک می‌کنم.

20:20.110 --> 20:22.870
<i>‫تیم غرب یک خانهٔ خالی را شلیک می‌کند.</i>

20:22.870 --> 20:24.350
<i>‫آن‌ها پاسخ ضربه را می‌دهند!</i>

20:24.630 --> 20:26.350
<i>‫از پسش برمیام.</i>

20:26.350 --> 20:27.990
<i>‫هنوز نه تا شلیک دیگه دارم!</i>

20:27.990 --> 20:29.950
<i>‫حتماً بازی رو برمی‌گردونم!</i>

20:31.850 --> 20:36.100
<b>‫دور نهم</b>

20:31.850 --> 20:36.100
<b>‫شرق</b>

20:31.850 --> 20:36.100
<b>‫غرب</b>

20:31.850 --> 20:36.100
<b>‫پاس</b>

20:31.850 --> 20:36.100
<b>‫پاس</b>

20:31.850 --> 20:36.100
<b>‫پاس</b>

20:31.850 --> 20:33.690
‫بعدش توی دور نهم...

20:34.450 --> 20:35.610
‫شلیک می‌کنم.

20:44.420 --> 20:46.850
‫پس اون لکه‌ها چی بودن؟

20:48.780 --> 20:49.910
‫این.

20:49.910 --> 20:54.370
‫فقط خرده‌های مداد چشم.

20:54.370 --> 20:55.170
‫دیدی؟

20:56.330 --> 20:57.870
‫دقیقاً شبیه باروته!

20:57.870 --> 21:01.520
‫اگه درست فکر می‌کرد،
‫متوجه می‌شد.

21:01.520 --> 21:04.340
‫اما از قبل کنترلش رو از دست داده بود.

21:04.900 --> 21:06.910
‫حس می‌کرد لبه‌ی پرتگاهه.

21:06.910 --> 21:10.740
‫تو اون حالت، وقتی اون سه تا
‫لکهٔ پشت‌سرهم رو دید...

21:11.090 --> 21:15.960
‫خودش رو قانع کرد که حتماً
‫ارتباط علت و معلولی وجود داره.

21:16.610 --> 21:20.350
<i>‫سه دقیقهٔ شما به پایان رسید.
‫بازی از سر گرفته می‌شود.</i>

21:20.350 --> 21:23.950
<i>‫بازیکنان پیشرو، لطفاً به
‫اتاق بازی بازگردید.</i>

21:23.950 --> 21:25.490
‫در هر صورت، باید بگم...

21:26.210 --> 21:29.780
‫این مسابقه پیشرو تو مشتمونه.

21:30.370 --> 21:38.020
‫تقسیم ژتون‌ها

21:30.370 --> 21:38.020
‫ژتون

21:30.370 --> 21:38.020
‫برتری تیم شرق

21:31.190 --> 21:34.700
<i>‫نتیجهٔ شلیک‌ها ۱ بر ۰ است.</i>

21:34.700 --> 21:38.010
<i>‫تیم شرق در تعداد ژتون‌ها نیز
‫برتری چشمگیری دارد.</i>

21:38.010 --> 21:40.230
‫این دور دهم خواهد بود.

21:40.230 --> 21:42.670
‫فوکوناگا-سان از تیم شرق، بفرمایید.

21:43.690 --> 21:44.780
‫رد می‌کنم.

21:45.140 --> 21:47.260
‫نفر بعدی، نیشیدا-سان.

21:48.380 --> 21:49.520
‫رد می‌کنم.

21:49.760 --> 21:51.330
<i>‫فوکوناگا-سان.</i>

21:51.330 --> 21:52.290
<i>‫رد می‌کنم.</i>

21:52.760 --> 21:55.050
‫وای، خیالم راحت شد.

21:55.050 --> 21:57.980
‫انگار مسابقه پیشرو رو می‌بریم...

22:01.020 --> 22:02.240
‫چی شده؟

22:02.870 --> 22:05.780
‫متوجه یه چیز وحشتناک شدم.

22:06.530 --> 22:08.770
‫الان برای ما...

22:09.520 --> 22:12.120
‫تله گذاشتن!

23:43.060 --> 23:55.060
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
A.H\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:45.080 --> 23:50.080
‫قسمت بعدی

23:45.080 --> 23:50.080
<b>‫تله</b>

23:50.080 --> 23:53.080

