WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:02.060 --> 00:03.270
‫بابت اینکه معطلتون عذر می‌خوام.

00:03.000 --> 00:15.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:03.000 --> 00:15.000
Dark Fairy\h:مترجم

00:03.000 --> 00:15.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:07.310 --> 00:09.850
‫حتی لباسم رو هم عوض کردی.

00:09.850 --> 00:11.770
‫خیلی ممنونم.

00:11.770 --> 00:13.980
‫تصمیمت رو گرفتی؟

00:14.480 --> 00:15.690
‫آره.

00:15.690 --> 00:20.310
‫پراید، کی بود که من رو
‫از اون میخونه نجات داد؟

00:21.560 --> 00:22.850
‫وال!

00:22.850 --> 00:25.150
‫همین الان بیا اینجا!

00:25.150 --> 00:27.310
‫چی؟! ولم کن!

00:27.310 --> 00:29.150
‫تو هیچ نیازی به من نداری!

00:29.850 --> 00:31.400
‫بانو!

00:31.400 --> 00:35.150
‫باید بهم می‌گفتی این پسره بیدار شده!

00:35.150 --> 00:36.730
‫لعنتی!

00:46.020 --> 00:48.440
‫چون عاقبتش این می‌شه!

00:48.440 --> 00:50.100
<i>‫آه، درسته.</i>

00:50.100 --> 00:51.900
<i>‫بهش اجازه دادم فقط وقتی مراقب لئونه</i>

00:51.900 --> 00:54.690
<i>‫آداب رو نادیده بگیره.</i>

00:55.100 --> 00:59.810
<i>‫در غیر این صورت، طبق قرارداد وفاداری
‫باید احترامش رو حفظ کنه.</i>

01:01.310 --> 01:02.730
‫تو بودی؟

01:06.020 --> 01:09.650
‫بابت تمام کارهایی که کردی
‫خیلی ازت ممنونم.

01:09.650 --> 01:12.940
‫نمی‌دونم اگه کمکم نمی‌کردی
‫چه بلایی سرم میومد.

01:13.600 --> 01:16.900
‫حتماً این لطفت رو جبران می‌کنم.

01:17.440 --> 01:21.940
‫نه، این انتخاب خودم نبوده.

01:21.940 --> 01:24.770
‫بانو بهم دستور داده بود!

01:26.900 --> 01:28.440
‫هی، بانو!

01:28.440 --> 01:29.980
‫یه کم بهم استراحت بده!

01:29.980 --> 01:32.560
‫تو اجازه داری در برابر لئون-ساما
‫آداب رو نادیده بگیری.

01:33.980 --> 01:36.850
‫فقط چون بانو دستور داد نجاتت دادم.

01:36.850 --> 01:38.900
‫وگرنه اصلاً برام مهم نیست چی به سرت میاد!

01:39.940 --> 01:41.270
‫مهم نیست.

01:42.270 --> 01:46.770
‫تو نجاتم دادی و این یه حقیقت انکارناپذیره.

01:47.480 --> 01:49.560
‫واقعاً ازت ممنونم.

01:51.940 --> 01:54.400
‫و از شما دو تا هم ممنونم.

01:55.270 --> 01:57.100
‫حتماً محبتتون رو جبران می‌کنم.

02:01.900 --> 02:04.270
‫الان این دیگه یه لبخند واقعیه، مگه نه؟

02:06.770 --> 02:09.350
‫بیاین بریم قلعه.

02:34.600 --> 02:37.390
‫‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

02:37.390 --> 02:39.640
‫نباید هدر بدم.

02:39.640 --> 02:42.480
‫‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

02:42.480 --> 02:46.020
‫به درد خود شخص می‌خوره.

02:46.230 --> 02:48.810
‫‫نباید صدای اعماق ذهنم

02:48.810 --> 02:51.190
‫من رو گمراه کنه.

02:51.190 --> 02:54.730
‫‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه.

02:54.730 --> 02:57.520
‫با قلبت زندگی کن

02:57.690 --> 03:02.730
‫‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری.

03:02.730 --> 03:06.730
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی.

03:08.480 --> 03:11.350
‫‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم.

03:11.350 --> 03:14.270
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم.

03:14.270 --> 03:16.980
‫‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم.

03:16.980 --> 03:19.140
‫نباید متوقف بشم.

03:20.190 --> 03:22.940
‫‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

03:22.940 --> 03:25.810
‫پس آینده رو عوض می‌کنم.

03:25.810 --> 03:29.850
‫‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

03:31.770 --> 03:35.560
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم.

03:41.100 --> 03:45.020
قسمت 4

03:41.100 --> 03:45.020
ملکه‌ی ظالم بیانیه می‌ده

03:42.150 --> 03:45.020
‫شرمنده که بی‌خبر سرزدم،

03:45.520 --> 03:47.440
‫اعلی‌حضرت، پادشاه گرگوریو.

03:48.190 --> 03:50.560
‫لطفاً مزاحمتم رو ببخشید.

03:52.400 --> 03:56.560
‫می‌خوام اتفاقاتی که تا الان افتاده رو
‫براتون توضیح بدم،

03:57.230 --> 04:00.480
‫اما قبل از اون، یه درخواستی دارم.

04:01.350 --> 04:07.480
‫می‌شه لطفاً همین الان شاهزاده اروین
‫و شاهزاده هومر رو صدا کنین بیان اینجا؟

04:07.480 --> 04:09.190
‫واقعاً دلم می‌خواد ببینمشون.

04:09.730 --> 04:11.810
‫خب، راستش...

04:11.810 --> 04:16.560
‫مطمئنم پسرام هم خیلی خوشحال می‌شن
‫که نامزد لئون رو ببینن.

04:16.770 --> 04:17.650
‫خدای من.

04:17.650 --> 04:19.600
‫اعلی‌حضرت، اشتباه برداشت نکنین.

04:20.060 --> 04:22.060
‫در حال حاضر،

04:22.060 --> 04:27.060
‫به عنوان نامزدش نیومدم،
‫بلکه به عنوان نماینده‌ی ملکه اینجام.

04:28.230 --> 04:33.520
‫برای این ملاقات، اجازه رسمی از مادرم گرفتم.

04:35.810 --> 04:37.850
‫یه بار دیگه ازتون خواهش می‌کنم.

04:38.980 --> 04:45.060
‫لطفاً شاهزاده اروین
‫و شاهزاده هومر رو بیارین اینجا.

04:46.520 --> 04:47.560
‫برادر بزرگه!

04:47.980 --> 04:49.690
‫به سلامت برگشتی!

04:52.150 --> 04:54.100
‫از دیدن هر دوتاتون خوشبختم،

04:54.100 --> 04:57.230
‫شاهزاده اروین و شاهزاده هومر.

04:57.690 --> 05:03.730
‫ممنونم که انقدر خوب
‫مراقب نامزد عزیزم بودین.

05:08.850 --> 05:11.520
‫راستی، اعلی‌حضرت...

05:12.100 --> 05:14.100
‫قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب،

05:14.100 --> 05:18.190
‫لئون-ساما حرف‌هایی داره
‫که می‌خواد درمورد وضعیتش بزنه.

05:21.770 --> 05:22.850
‫پدر.

05:22.850 --> 05:27.190
‫دیشب، توی یه میخونه توی شهر به هوش اومدم
‫و نمی‌تونستم تکون بخورم،

05:27.190 --> 05:29.400
‫اما پراید قبل از اینکه کسی بفهمه، نجاتم داد.

05:29.400 --> 05:33.060
‫همه‌اش نقشه‌ی اروین و هومر بود
‫تا برام پاپوش درست کنن.

05:33.060 --> 05:36.770
‫اومدن تو اتاقم و بهم شراب مسموم دادن،

05:36.770 --> 05:38.770
‫بعدش منو توی میخونه ول کردن.

05:40.230 --> 05:41.850
‫یه دقیقه صبر کن، برادر!

05:41.850 --> 05:44.230
‫فکر کنم یه سوءتفاهمی پیش اومده!

05:44.230 --> 05:46.310
‫هومر راست می‌گه!

05:46.310 --> 05:50.230
‫ما دیشب فقط اصرار داشتیم
‫با هم شراب بنوشیم

05:50.230 --> 05:52.100
‫چون از جدایی ازت ناراحت بودیم.

05:52.440 --> 05:55.770
‫ولی به هیچ وجه توی شراب چیزی نریختیم!
‫این یه تهمت بی‌اساسه!

05:55.770 --> 05:57.230
‫اتفاقاً اصلاً هم بی‌اساس نیست.

05:57.850 --> 06:00.810
‫زیردستای پراید منو از اون میخونه نجات دادن.

06:00.810 --> 06:04.190
‫اونا تشخیص دادن که بهم دارو خورونده شده بود.

06:04.730 --> 06:07.270
‫خب، این که چیزی رو ثابت نمی‌کنه!

06:07.770 --> 06:10.060
‫همه‌اش مزخرفاتیه که
‫شاهدخت پراید سر هم کرده!

06:10.060 --> 06:13.440
‫پادشاهی فریزیا
‫داره سعی می‌کنه سرت کلاه بذاره!

06:13.850 --> 06:15.190
‫راست می‌گه!

06:15.730 --> 06:18.230
‫فریزیا داره شما رو گول می‌زنه، برادر.

06:18.690 --> 06:22.230
‫حالا هم با این حرف‌های بی‌سروته
‫دارن وجهه‌ی ما رو خراب می‌کنن

06:22.230 --> 06:25.350
‫تا بهانه‌ای برای اعلام جنگ
‫به کشورمون داشته باشن

06:25.350 --> 06:26.600
‫شرط می‌بندم چیزی جز این نیست!

06:27.770 --> 06:30.020
‫یعنی، اصلاً اتفاقی به نظر نمی‌رسه که

06:30.020 --> 06:32.520
‫چطور دقیقاً سر بزنگاه پیدات کردن، مگه نه؟

06:32.520 --> 06:34.020
‫خیلی تابلوئه.

06:34.270 --> 06:37.350
‫پادشاهی فریزیا
‫کل این ماجرا رو از خودش درآورده،

06:37.350 --> 06:39.150
‫یا یکی رو برای دزدیدن برادرمون استخدام کرده،

06:39.150 --> 06:42.690
‫یا شاید حتی خودش رو متقاعد کردن
‫که باهاشون همکاری کنه.

06:44.400 --> 06:46.600
‫اروین، هومر...

06:46.600 --> 06:49.270
‫فکر کنم خیلی واضح حرفم رو زدم!

06:49.770 --> 06:54.020
‫بهتون هشدار دادم قبل از اینکه دیر بشه،
‫رفتارتون رو درست کنین!

07:00.100 --> 07:02.810
‫اونا کار خیلی احمقانه‌ای کردن.

07:02.810 --> 07:05.730
‫بابت گستاخیشون عمیقاً معذرت می‌خوام.

07:11.230 --> 07:14.150
‫با اقتداری که عنوان پادشاه آنمون دارم،

07:14.150 --> 07:16.520
‫اروین آدونیس کوروناریا...

07:16.520 --> 07:18.940
‫هومر آدونیس کوروناریا...

07:19.190 --> 07:22.560
‫از حالا هر دوی شما رو از عناوین
‫سلطنتی و تمام حقوقش محروم می‌کنم!

07:23.650 --> 07:24.650
‫دستگیرشون کنین!

07:24.650 --> 07:25.650
‫اطاعت، قربان!

07:27.650 --> 07:28.850
‫ولم کنین!

07:29.400 --> 07:30.520
‫عوضیا!

07:34.440 --> 07:38.190
‫پدر، کی غیر از من یا هومر
‫لایق جانشینی تخت پادشاهیه؟!

07:41.230 --> 07:42.690
‫اعلی‌حضرت.

07:43.190 --> 07:45.020
‫یه پیش‌بینی داشتم.

07:45.020 --> 07:47.190
‫می‌دونم یه موضوعی هست
‫که می‌خواین باهام در میون بذارین.

07:47.190 --> 07:48.310
‫یا بهتر بگم،

07:48.310 --> 07:53.770
‫موضوعی که اول می‌خواستین
‫با مادرم مطرح کنی، درسته؟

07:54.400 --> 07:55.730
‫مربوط به...

07:56.190 --> 08:00.020
‫فسخ نامزدی بین شاهزاده لئون
‫آدونیس کوروناریا

08:00.020 --> 08:02.560
‫و خودم می‌شه.

08:02.560 --> 08:04.020
‫درسته؟

08:08.310 --> 08:13.230
‫برای اینه که رسماً حق جانشینی تخت سلطنت 
‫به لئون-ساما برگرده.

08:15.810 --> 08:16.980
‫از کجا فهمیدی؟!

08:18.980 --> 08:21.940
‫شاهدخت پراید، الان-

08:21.940 --> 08:23.020
‫یه لحظه صبر کنین.

08:25.100 --> 08:28.940
‫لطفاً، اول به حرف‌هایی که می‌زنم گوش بدین.

08:30.560 --> 08:34.350
‫به عنوان نماینده‌ی ملکه،

08:34.350 --> 08:36.650
‫من رسماً از مادرم اجازه گرفتم.

08:37.940 --> 08:39.850
‫اینجام تا درخواست کنم نامزدی بین

08:39.850 --> 08:44.350
‫شاهزاده لئون آدونیس کوروناریا
‫و خودم، فوراً فسخ بشه.

08:44.900 --> 08:49.350
‫چون این چیزیه که پادشاهی فریزیا می‌خواد.

08:53.850 --> 08:55.100
‫مضحکه!

08:55.100 --> 08:57.690
‫برادر ما یه شاهزاده‌ی کامله!

08:57.690 --> 09:01.400
‫فریزیا هیچ دلیلی نداره که
‫بخواد نامزدی رو فسخ کنه!

09:01.400 --> 09:02.600
‫راست می‌گه!

09:02.900 --> 09:04.560
‫اما یه دلیلی هست.

09:04.900 --> 09:09.810
‫چون دیگه نیازی به نامزدی من و لئون-ساما نیست.

09:11.730 --> 09:13.770
‫این نامزدی از اول برای این پیشنهاد شد

09:13.770 --> 09:18.560
‫که اتحاد بین دو پادشاهی رو مستحکم کنه.

09:20.020 --> 09:24.350
‫علاوه بر اون، برای این بود که این اتحاد رو
‫به کشورهای همسایه نشون بدیم.

09:28.650 --> 09:30.480
‫اما من یه آینده‌بینی داشتم.

09:31.940 --> 09:34.310
‫آینده پادشاهی آنمون رو دیدم،

09:35.060 --> 09:38.270
‫که بعد از رفتن لئون-ساما
‫به مرز نابودی کشیده شد.

09:41.940 --> 09:46.270
‫لئون-ساما، شما کسی هستی
‫که این کشور بهش نیاز داره.

09:48.980 --> 09:52.440
‫اگه می‌خوای مثل من حاکمی باشی که

09:52.440 --> 09:54.650
‫مردم کشورش رو دوست داره،

09:54.650 --> 09:56.690
‫پس متحدان قسم‌خورده می‌شیم.

09:57.190 --> 09:59.560
‫دیگه نیازی به نامزدی هم نیست.

10:00.560 --> 10:02.060
‫متحدان قسم‌خورده...

10:02.060 --> 10:03.480
‫دقیقاً.

10:03.480 --> 10:06.270
‫تا وقتی رابطه‌مون محکمه،

10:06.270 --> 10:09.480
‫نیازی نیست بخوایم اتحادمون رو ثابت کنیم.

10:10.980 --> 10:15.020
‫تنها چیزی که از پادشاهی آنمون می‌خوایم

10:15.020 --> 10:18.100
‫حفظ شراکت برابریه که تا الان داشتیم!

10:18.440 --> 10:20.440
‫و محکم‌تر کردنش در آینده‌ی نزدیکه!

10:21.350 --> 10:24.690
‫یه اتحاد قوی که با فسخ یه نامزدی
‫متزلزل نشه.

10:24.690 --> 10:26.100
‫هیچ‌چیز از این ایده‌آل‌تر نیست!

10:26.350 --> 10:29.730
‫و من به عنوان ولیعهد،
‫مطمئن می‌شم که این اتفاق...

10:31.810 --> 10:36.310
‫با متحد قسم‌خورده‌ام، شاهزاده لئون، بیفته.

10:40.560 --> 10:42.060
‫این اتفاق میفته.

10:42.060 --> 10:43.150
‫بدون شک.

10:52.060 --> 10:53.810
‫پشیمون می‌شی، برادر!

10:53.810 --> 10:55.020
‫تو یه دلقکی!

10:55.020 --> 10:58.600
‫یه عروسک خیمه‌شب‌بازی بی‌روح مثل تو
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه پادشاه بشه!

10:58.600 --> 11:02.350
‫تو یه احمقِ بازی‌خورده‌ای که هیچ‌وقت
‫نفهمیدی من و هومر چه نقشه‌ای داشتیم!

11:02.350 --> 11:04.770
‫تو لیاقت و توانایی
‫اداره کردن یه پادشاهی رو نداری!

11:04.770 --> 11:08.270
‫با وجود تو، همه‌چیز خیلی زود
‫از هم می‌پاشه!

11:10.150 --> 11:13.350
‫اون‌وقت به عقب نگاه می‌کنی
‫و حقیقت رو می‌فهمی!

11:13.350 --> 11:15.730
‫می‌فهمی من تنها کسی بودم که 
‫لایق پادشاه شدن بود!

11:16.100 --> 11:18.600
‫من قطعاً از یه عوضیِ رقت‌انگیز مثل تو

11:18.600 --> 11:21.730
‫که بدون محبوبیت بین مردم
‫حتی نمی‌تونه زندگی کنه، صد پله بالاترم!

11:21.730 --> 11:22.940
‫دهنت رو ببند!

11:32.270 --> 11:33.810
‫حالا خوب گوشات رو وا کن.

11:34.560 --> 11:38.520
‫لئون-ساما تمام ویژگی‌های لازم
‫برای تبدیل شدن به یه پادشاه عالی رو داره.

11:39.190 --> 11:41.190
‫اون یه عروسک خیمه‌شب‌بازی نیست.

11:41.770 --> 11:46.190
‫اون مردمش رو بیشتر از خودش دوست داره
‫و برای برآورده کردن انتظاراتشون می‌جنگه.

11:46.190 --> 11:49.600
‫اون یه دارایی حیاتیه که خودش رو وقف
‫کرده تا پادشاه لایقی باشه.

11:52.810 --> 11:57.650
‫فکر می‌کنی با وجود اون
‫همه‌چیز از هم می‌پاشه؟

11:59.520 --> 12:01.520
‫توی پیش‌بینی من،

12:01.520 --> 12:05.400
‫دقیقاً بعد از رفتن لئون-ساما
‫و پادشاه شدن تو، همین اتفاق افتاد.

12:05.810 --> 12:10.520
‫تحت فرمانروایی تو، مردم اون‌قدر فقیر شدن
‫که مجبور به ترک کشور شدن،

12:10.520 --> 12:12.190
‫و این بازار تجارت رو نابود کرد.

12:12.730 --> 12:15.600
‫اوضاع برای همه، حتی خانواده‌ی سلطنتی،
‫اون‌قدر بد شد که

12:15.600 --> 12:20.230
‫باورشون نمی‌شد پادشاهی آنمون
‫یه روزی مرفه بوده.

12:21.150 --> 12:22.270
‫خواهر...

12:23.350 --> 12:26.810
‫و بدتر از همه،
‫به محض اینکه اوضاع خراب شد،

12:26.810 --> 12:32.100
‫تو اومدی فریزیا
‫و التماس کمک از لئون-ساما کردی!

12:33.770 --> 12:37.650
<i>‫توی بازی، اوضاع این‌طوری پیش می‌ره.</i>

12:38.150 --> 12:41.600
<i>‫با اینکه اونا عامل اصلی سقوط لئون بودن،</i>

12:41.600 --> 12:43.900
<i>‫بی‌شرمانه بارها و بارها
‫برای کمک پیشش میان.</i>

12:44.440 --> 12:46.770
<i>‫التماسش می‌کنن که برگرده.</i>

12:46.770 --> 12:47.770
<i>‫و بعد...</i>

12:48.270 --> 12:50.190
<i>‫اون‌قدر پررو هستن که ازش می‌پرسن:</i>

12:50.190 --> 12:54.560
<i>‫«برات مهم نیست
‫چه بلایی سر مردم ما میاد؟!»</i>

12:55.100 --> 12:58.850
<i>‫این لئون رو عصبانی می‌کنه
‫و اونم پرتشون می‌کنه بیرون.</i>

13:00.480 --> 13:03.060
<i>‫و بعدش در آغوش تیارا از هم می‌پاشه.</i>

13:03.060 --> 13:05.400
<i>‫این یکی از غم‌انگیزترین
‫صحنه‌های بازیه.</i>

13:07.400 --> 13:09.520
<i>‫از وقتی برادرهاش کم‌ سن بودن،</i>

13:09.520 --> 13:12.650
<i>‫حس حسادت و حقارت شدیدی نسبت به
‫ولیعهد لئون، داشتن.</i>

13:13.650 --> 13:16.560
<i>‫به همین خاطر در موردش شایعه ساختن،</i>

13:16.560 --> 13:21.310
<i>‫و همین باعث شد لئون مجبور بشه
‫با خانواده‌ی سلطنتی فریزیا ازدواج کنه.</i>

13:22.020 --> 13:24.810
<i>‫اما، پادشاه بعداً حقیقت رو فهمید...</i>

13:24.810 --> 13:30.100
<i>‫و وقتی تصمیم گرفت لئون باید
‫در نهایت وارث تاج و تخت باشه،</i>

13:30.100 --> 13:31.520
<i>‫بهشون هشدار داد:</i>

13:31.520 --> 13:35.350
‫بهتره رفتارتون رو
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه اصلاح کنین!

13:35.350 --> 13:37.100
<i>‫ولی این باعث نشد دست از کارشون بردارن.</i>

13:37.310 --> 13:41.310
<i>‫اونا مصمم بودن لئون رو
‫از دور رقابت برای تاج و تخت خارج کنن،</i>

13:41.310 --> 13:44.100
<i>‫بهش نوشیدنی خوروندن
‫و توی یه میخونه رهاش کردن.</i>

13:46.440 --> 13:51.060
<i>‫همین کار اونا رو به آدم‌های پستی تبدیل می‌کنه، 
‫هرچند بدتر هم می‌شه...</i>

13:51.850 --> 13:53.560
‫جادوگر.

13:53.560 --> 13:56.350
‫آینده‌بینی‌هات دقیقاً
‫چه چیزهایی رو بهت نشون داد؟!

13:56.560 --> 13:58.850
‫من خیلی چیزها می‌دونم.

13:58.850 --> 14:04.100
‫مثلاً اینکه اعلیحضرت از قبل
‫از کارهای اشتباه شما باخبر شده،

14:04.690 --> 14:11.310
‫و چند روز پیش بهتون گفت که می‌خواد
‫لئون-ساما رو وارث تاج و تخت کنه.

14:13.020 --> 14:14.770
‫اینو یادتون باشه.

14:15.690 --> 14:17.770
‫از این به بعد،

14:17.770 --> 14:19.940
‫مهم نیست چه مجازاتی در انتظارتونه...

14:21.230 --> 14:26.150
‫اگه دوباره این پادشاهی
‫یا متحد قسم‌خورده‌ام لئون-ساما، رو تهدید کنین

14:26.150 --> 14:28.730
‫به این راحتیا از خیرش نمی‌گذرم.

14:29.600 --> 14:32.150
‫اگه جرات کنین و پاتون رو از گلیمتون درازتر کنین،

14:32.150 --> 14:38.810
‫اون‌وقت پراید رویال آیوی رو
‫به دشمن شخصی خودتون تبدیل کردین.

14:38.810 --> 14:42.600
‫و من هر دوتاتون رو
‫با دستای خودم مجازات می‌کنم.

14:44.400 --> 14:48.100
‫یه ماده‌سگ خوش‌شانس که توی یه قلمروی
‫ملکه‌سالار به دنیا اومده، مگه آدم حساب می‌شه!

14:49.060 --> 14:52.020
‫اوباش نادونی مثل شماها که حتی تلاشی
‫برای درک نقش و وظایف سلطنتی نمی‌کنن،

14:52.020 --> 14:55.230
‫حتی از اینم بی‌ارزش‌ترن.

14:58.810 --> 15:02.310
<i>‫لئون اوایل بازی کاملا ناامید و غمگین بود...</i>

15:03.190 --> 15:09.520
<i>‫چون تمام اهالی آنمون که توی میخونه
‫باهاش بودن، به مرگ محکوم شدن.</i>

15:10.060 --> 15:17.270
<i>‫و بدتر اینکه پراید به لئون دستور داد
‫خودش اونا رو بکشه.</i>

15:19.730 --> 15:20.940
<i>‫تازه بدتر از اون اینکه،</i>

15:20.940 --> 15:25.100
<i>‫این برادرهای خودش بودن که شهروندان
‫بی‌گناه رو به عنوان "مجرم" به پراید</i>

15:25.100 --> 15:26.900
<i>‫تحویل داده بودن.</i>

15:29.350 --> 15:34.560
<i>‫یه کم بعد از رفتن لئون به فریزیا،
‫پادشاه بیمار شد و از دنیا رفت،</i>

15:34.560 --> 15:36.770
<i>‫و برادرهاش وارث تاج و تخت شدن.</i>

15:37.270 --> 15:40.480
<i>‫اونا همه‌چیز رو به گند کشیدن و بعدش</i>

15:40.480 --> 15:43.440
<i>‫با پررویی از لئون خواستن درستش کنه.</i>

15:44.600 --> 15:50.520
<i>‫اونا تیارا رو تحت فشار گذاشتن تا
‫متقاعدش کنه به پادشاهی آنمون برگرده،</i>

15:51.520 --> 15:57.230
<i>‫و حتی تیارا رو گروگان گرفتن تا لئون رو
‫تهدید کنن تا برگرده خونه.</i>

15:59.440 --> 16:01.730
<i>‫همه‌ی ما وظایف سلطنتی داریم،</i>

16:01.730 --> 16:04.230
<i>‫برای همین نمی‌تونم در حال حاضر
‫بهشون هیچ ارفاقی بکنم.</i>

16:05.350 --> 16:06.940
‫یه چیزی رو بهم بگو.

16:06.940 --> 16:10.190
‫بعد از رسیدن به تخت، چه چشم‌اندازی
‫برای این پادشاهی توی سرت داشتی؟

16:11.100 --> 16:15.150
‫چون اگه مردم اولین چیزی نبودن
‫که بهشون فکر می‌کردی،

16:15.150 --> 16:16.310
‫پس شکست خوردی.

16:16.940 --> 16:22.770
‫تو حق نداری لئون-ساما و قلب پاکش رو رد کنی.

16:29.190 --> 16:30.690
‫ببخشید اگه زیاده‌روی کردم.

16:36.440 --> 16:38.440
‫خواهر، حالت خوبه؟

16:39.730 --> 16:40.900
‫خوبم.

16:41.980 --> 16:42.980
‫پراید...

16:56.520 --> 16:57.810
‫ممنونم.

17:05.480 --> 17:08.730
‫لئون-ساما، لطفاً مغرور باش.

17:08.730 --> 17:11.810
‫عاشق باش. آرزو کن.

17:12.270 --> 17:17.440
‫قلب پاکت و کشوری که این‌قدر دوستش داری...

17:17.440 --> 17:19.480
‫همه‌اشون خیلی زیبا هستن.

17:22.400 --> 17:28.020
<i>‫اون، این چند روز به خاطر من
‫سختی‌های زیادی تحمل کرد.</i>

17:29.230 --> 17:32.270
<i>‫با اینکه به خاطر عشقش به کشور
‫شکنجه می‌شد،</i>

17:32.270 --> 17:35.020
<i>‫همه رو توی خودش ریخت تا
‫ظاهرش رو حفظ کنه.</i>

17:35.520 --> 17:38.100
<i>‫نقش یه شاهزاده‌ی مهربون رو بازی کرد</i>

17:38.100 --> 17:41.060
<i>‫و احساسات واقعیش رو سرکوب کرد
‫تا مشکلی پیش نیاد.</i>

17:41.690 --> 17:44.980
<i>‫همه‌اش در حالی بود که لبخند می‌زد و حرفای
‫عاشقونه توی گوشم زمزمه می‌کرد.</i>

17:46.150 --> 17:49.730
<i>‫اما در واقع، اون بیشتر از هر کسی
‫درد و اشک توی دلش داشت.</i>

17:51.440 --> 17:53.190
<i>‫خداروشکر.</i>

17:53.190 --> 17:57.150
<i>‫خیلی خوشحالم تونستم پادشاهی
‫آنمون رو بهش برگردونم.</i>

17:58.150 --> 18:02.020
<i>‫خوشحالم که تونستم به جایگاه واقعیش توی
‫پادشاهی آنمون برشگردونم.</i>

18:05.980 --> 18:09.900
‫ولیعهد لئون آدونیس کوروناریا.

18:10.690 --> 18:15.400
‫آیا قسم می‌خوری که در بیماری و سلامتی،

18:15.400 --> 18:18.520
‫در رفاه و فقر،

18:18.520 --> 18:21.100
‫مردم کشورت رو دوست داشته باشی
‫و ازشون محافظت کنی،

18:21.100 --> 18:24.810
‫و با تضمین معیشتشون،

18:25.270 --> 18:29.440
‫وضعیت کشور رو برای همه بهتر کنی؟

18:32.350 --> 18:33.560
‫قسم می‌خورم!

18:39.310 --> 18:41.270
‫اعلی‌حضرت، پادشاه گرگوریو

18:42.310 --> 18:45.060
‫یه درخواست دیگه ازتون دارم.

18:45.060 --> 18:47.480
‫اجازه بدین برادر کوچکم

18:47.480 --> 18:49.730
‫و شوالیه‌هایی که برای درست کردن این اوضاع
‫کمک کردن، معرفی کنم.

18:49.730 --> 18:53.560
‫لطفاً با دست دادن و خوش‌آمدگویی،
‫بهشون افتخار بدین.

18:53.770 --> 18:55.020
‫حتما.

18:55.020 --> 18:56.600
‫منم همین کار رو می‌کنم!

19:15.190 --> 19:16.600
<i>‫حالا دیگه همه‌چیز باید درست بشه.</i>

19:17.560 --> 19:19.770
<i>‫توی بازی، پادشاه مجبور بود لئون رو</i>

19:19.770 --> 19:22.810
<i>‫به خاطر جنجال توی میخونه مواخذه کنه</i>

19:22.810 --> 19:24.770
<i>‫و اون رو از کشور تبعید کنه.</i>

19:25.310 --> 19:29.900
<i>‫اما به محض اینکه لئون به فریزیا فرستاده
‫شد، پادشاه مریض شد و مرد.</i>

19:31.020 --> 19:36.150
<i>‫هرچند توانایی خاص آرتور، قدرت
‫درمان هر چیزی توی جهانه.</i>

19:37.150 --> 19:39.520
<i>‫با توجه به نگاهی که الان کرد،</i>

19:39.520 --> 19:43.020
<i>‫مطمئنم بیماری پادشاه درمان شده.</i>

19:47.940 --> 19:49.850
‫پراید-ساما...

19:51.060 --> 19:55.480
‫می‌تونی مثل قبل من رو پراید صدا کنی، لئون-ساما.

19:55.480 --> 19:57.520
‫هرچی نباشه، ما متحدای قسم‌خورده هم هستیم.

20:02.600 --> 20:06.100
‫پس، لطفاً من رو لئون صدا کن.

20:06.100 --> 20:08.060
‫این‌طوری خوشحال‌تر می‌شم.

20:08.770 --> 20:10.900
‫خیلی خب، لئون.

20:10.900 --> 20:13.730
‫بی‌صبرانه منتظر دیدار دوباره‌ات هستم.

20:13.730 --> 20:15.150
‫دیدار دوباره؟

20:15.150 --> 20:16.900
‫بله، دوباره.

20:17.650 --> 20:18.650
‫باشه.

20:31.310 --> 20:32.310
‫بفرمایید.

20:33.060 --> 20:34.440
‫بذار کمک کنم.

20:40.520 --> 20:41.350
‫پراید...

20:44.520 --> 20:47.350
‫من تا ابد مدیونتم.

20:47.900 --> 20:54.270
‫اگه تو یا فریزیا چیزی نیاز داشتین،
‫پادشاهی آنمون...

20:55.480 --> 20:59.060
‫نه، خودم شخصا با کله میام کمکتون،
‫مهم نیست چی بشه.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Dark Fairy\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:03.560 --> 21:05.020
‫بیا با هم در ارتباط باشیم.

21:05.020 --> 21:07.690
‫هر وقت لازم باشه میام می‌بینمت.

21:07.690 --> 21:12.190
‫و من همیشه اینجا، توی کشور عزیزم،
‫منتظرت می‌مونم.

21:13.100 --> 21:16.600
‫خداحافظ، نامزد عزیزم.

21:25.850 --> 21:28.560
‫تو اولین عشق منی.

21:34.100 --> 21:35.560
‫شاهـ- شاهدخت پراید؟!

21:35.560 --> 21:36.600
‫خواهر!

21:38.190 --> 21:40.400
‫اولین عشق؟!

21:40.400 --> 21:42.940
‫پراید؟ من؟!

21:44.810 --> 21:46.150
‫وای خدایا!

21:47.270 --> 21:51.440
‫این همون جذابیت باورنکردنیِ
‫الگوی اولیه‌ی «لاس زدن»

21:51.440 --> 21:53.270
‫از اولین بازی ORL برای توئه!

21:56.220 --> 21:58.810
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

21:58.810 --> 22:01.060
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:01.060 --> 22:05.510
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:05.510 --> 22:07.890
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:07.890 --> 22:10.310
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:10.310 --> 22:12.850
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:21.930 --> 22:23.180
‫‫اگه دوباره به دنیا بیام،

22:23.180 --> 22:25.430
‫‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

22:25.680 --> 22:26.810
‫‫چرا؟

22:26.810 --> 22:30.810
‫‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس.

22:30.810 --> 22:34.760
‫‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام.

22:34.760 --> 22:36.720
‫‫واقعاً که، چاره‌ای نیست.

22:37.010 --> 22:39.970
‫‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم.

22:39.970 --> 22:42.260
‫‫تنها تحمل کردن ممنوعه.

22:42.260 --> 22:44.430
‫‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

22:44.430 --> 22:46.060
‫‫شب‌ها احساساتی می‌شه.

22:46.060 --> 22:48.310
‫‫این طبیعیه.

22:48.510 --> 22:50.970
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:50.970 --> 22:53.140
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:53.140 --> 22:57.560
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:57.560 --> 23:00.010
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:00.010 --> 23:02.310
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:02.310 --> 23:04.810
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:06.470 --> 23:09.060
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

23:09.060 --> 23:11.140
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

23:11.140 --> 23:15.760
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

23:15.760 --> 23:18.180
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:18.180 --> 23:20.430
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:20.430 --> 23:23.100
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:27.940 --> 23:32.850
‫ملکه‌ی غول مرحله‌ی آخر:
‫از شرور تا ناجی

23:33.770 --> 23:35.060
‫قسمت 5:

23:34.520 --> 23:38.900
‫‫ملکه‌ی ظالم هم توجه می‌کنه،
\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h‫هم مورد توجه قرار می‌گیره

23:35.060 --> 23:38.150
‫ملکه‌ی ظالم هم توجه می‌کنه،
‫هم مورد توجه قرار می‌گیره
