WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:01.440 --> 00:03.480
‫اعلی‌حضرت، شاهزاده سدریک!

00:03.000 --> 00:15.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:03.000 --> 00:15.000
Dark Fairy\h:مترجم

00:03.000 --> 00:15.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:03.480 --> 00:05.020
‫هنوزم نمی‌تونین برید بیرون!

00:05.020 --> 00:05.480
‫اعلی‌حضرت، نمی‌تونیم اجازه بدیم!

00:05.480 --> 00:06.560
‫اعلی‌حضرت، نمی‌تونیم اجازه بدیم!

00:05.480 --> 00:06.560
‫متاسفم!

00:06.560 --> 00:07.020
‫اعلی‌حضرت، نمی‌تونیم اجازه بدیم!

00:06.560 --> 00:07.020
‫بذارین همین الان برگردم هانازو!

00:07.020 --> 00:08.900
‫بذارین همین الان برگردم هانازو!

00:09.100 --> 00:09.980
‫نمی‌شه!

00:10.310 --> 00:11.850
‫اصلاً راه نداره شاهزاده سدریک!

00:10.310 --> 00:11.850
‫خواهش می‌کنم!

00:11.850 --> 00:13.060
‫اصلاً راه نداره شاهزاده سدریک!

00:11.850 --> 00:13.060
‫بذارین رد بشم!

00:13.060 --> 00:13.850
‫خواهش می‌کنم آروم باشین!

00:13.850 --> 00:16.270
‫خواهش می‌کنم آروم باشین!

00:13.850 --> 00:16.270
‫اوضاع خراب‌تر از اونیه که آروم باشم!

00:16.270 --> 00:17.100
‫برگردین اتاقتون!

00:16.270 --> 00:17.100
‫اوضاع خراب‌تر از اونیه که آروم باشم!

00:17.100 --> 00:17.850
‫برگردین اتاقتون!

00:18.020 --> 00:19.100
‫اعلی‌حضرت!

00:18.020 --> 00:19.100
‫از سر راهم برو کنار!

00:19.690 --> 00:25.520
‫انگار شاهزاده سدریک می‌گه
‫همین الان می‌خواد برگرده کشورش.

00:38.650 --> 00:41.600
‫سدریک سیلوا لـــــــــــووِل!

00:47.310 --> 00:51.350
‫لطفاً شاهزاده سدریک رو بیارین اتاقم.

00:54.350 --> 00:55.440
‫کاپیتان کالوم!

00:56.900 --> 01:00.400
‫اگه لازم شد، برای متوقف کردنم درنگ نکن.

01:00.810 --> 01:02.270
‫هر طور مایلید.

01:03.850 --> 01:04.730
‫آرتور...

01:05.520 --> 01:07.230
‫لطفاً کنارم بمون.

01:08.650 --> 01:09.560
‫چشم!

01:34.560 --> 01:37.350
‫‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

01:37.350 --> 01:39.600
‫نباید هدر بدم.

01:39.600 --> 01:42.440
‫‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

01:42.440 --> 01:45.980
‫به درد خود شخص می‌خوره.

01:46.190 --> 01:48.770
‫‫نباید صدای اعماق ذهنم

01:48.770 --> 01:51.150
‫من رو گمراه کنه.

01:51.150 --> 01:54.690
‫‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه.

01:54.690 --> 01:57.480
‫با قلبت زندگی کن

01:57.650 --> 02:02.690
‫‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری.

02:02.690 --> 02:06.690
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی.

02:08.440 --> 02:11.310
‫‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم.

02:11.310 --> 02:14.230
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم.

02:14.230 --> 02:16.940
‫‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم.

02:16.940 --> 02:19.100
‫نباید متوقف بشم.

02:20.150 --> 02:22.900
‫‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

02:22.900 --> 02:25.770
‫پس آینده رو عوض می‌کنم.

02:25.770 --> 02:29.810
‫‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

02:31.730 --> 02:35.520
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم.

02:41.600 --> 02:45.560
قسمت 9

02:41.600 --> 02:45.560
‫شاهدخت بی‌رحم و درخواست

02:43.940 --> 02:45.020
‫متاسفم.

02:45.560 --> 02:46.850
‫خواهش می‌کنم...

02:46.850 --> 02:48.810
‫بذارین موقتاً برگردم به هانازو.

02:49.560 --> 02:50.900
‫نمی‌ذارم.

02:50.900 --> 02:55.520
‫می‌دونی اگه این کار رو بکنی
‫چه بلایی سر اتحادمون میاد، نه؟

02:56.150 --> 02:57.270
‫اشکالی نداره.

02:57.690 --> 02:58.690
‫الان...

03:00.020 --> 03:02.560
‫اگه مجبور بشیم همه‌چیز رو 
‫از صفر شروع کنیم هم برام مهم نیست.

03:02.560 --> 03:03.690
‫چه احمقانه!

03:03.690 --> 03:04.770
‫خواهش می‌کنم!

03:05.350 --> 03:08.940
‫اگه الان برنگردم، برادرم...

03:08.940 --> 03:11.350
‫دقیقاً بهم بگو چه اتفاقی داره میفته!

03:12.980 --> 03:14.350
‫متاسفم.

03:14.600 --> 03:15.810
‫سدریک!

03:27.600 --> 03:29.270
‫سدریک.

03:29.270 --> 03:31.480
‫ازت متنفرم.

03:31.480 --> 03:33.270
‫و اصلاً هم نمی‌بخشمت.

03:33.270 --> 03:35.060
‫امکان نداره بتونم ببخشمت.

03:36.150 --> 03:37.480
‫ولی...

03:37.480 --> 03:39.480
‫می‌تونم کمکت کنم.

03:41.100 --> 03:42.810
‫این رو بهت قول می‌دم.

03:42.810 --> 03:47.350
‫اگه نمی‌خوای کسی از حرف‌هات باخبر بشه،
‫من به هیچ‌کس چیزی نمی‌گم.

03:47.690 --> 03:50.020
‫این شامل آدم‌های
‫توی این اتاق هم میشه.

03:50.020 --> 03:51.020
‫پس لطفا...

03:52.310 --> 03:53.350
‫بهم بگو.

04:01.230 --> 04:02.850
‫دیگه به موقع نمی‌رسم!

04:09.940 --> 04:15.400
‫<i>پادشاهی کوپلندی اعلام کرده که
‫مهلت شروع حمله به چیننسیس رو</i>

04:15.400 --> 04:17.600
‫<i>9 روز جلو انداخته.</i>

04:18.850 --> 04:22.190
‫<i>بعدش، یهو پادشاه لنس
‫سیلوا لوول دیوونه شد.</i>

04:23.440 --> 04:27.060
‫<i>چیننسیس هم اتحادش با سرسیس رو به هم زد</i>

04:27.060 --> 04:29.730
‫<i>و تن به تسلیم کامل داد.</i>

04:31.100 --> 04:32.480
‫این یعنی چی؟!

04:32.480 --> 04:35.020
‫فقط شش روز تا حمله‌شون باقی مونده!

04:35.020 --> 04:39.810
‫اگه از آنمون با کشتی برم، 
‫شاید پنج روزه برسم!

04:39.810 --> 04:42.730
‫ولی کارها هیچ‌وقت این‌قدر راحت پیش نمیره!

04:43.520 --> 04:44.600
‫دیگه تمومه!

04:45.770 --> 04:47.520
‫همه‌اش تقصیر منه...

04:47.520 --> 04:51.310
‫همه‌اش به خاطر اینه که
‫بدون اجازه کشور رو ترک کردم!

04:52.520 --> 04:53.850
‫<i>داره اشتباه می‌کنه.</i>

04:53.850 --> 04:57.060
‫<i>پادشاه سرسیس توی بازی هم
‫دیوونه شده بود.</i>

04:57.730 --> 05:01.650
‫<i>ولی ربطی به فرار سدریک
‫از کشور یا چیزهای مشابه نداشت.</i>

05:02.440 --> 05:06.850
‫<i>علاوه بر این، کوپلندی هیچ‌وقت
‫حمله‌اش رو جلو ننداخته بود.</i>

05:07.600 --> 05:10.350
‫<i>همه‌چیز این ماجرا با
‫اتفاقی که افتاده، فرق داره.</i>

05:10.350 --> 05:12.940
‫<i>خاطرات زندگی قبلیم هم
‫هیچ کمکی بهم نمی‌کنه.</i>

05:12.940 --> 05:15.520
‫<i>هیچ‌چی با چیزهایی که یادمه جور درنمیاد!</i>

05:17.150 --> 05:19.020
‫<i>یه سال قبل از شروع بازی،</i>

05:19.520 --> 05:25.400
‫<i>کوپلندی، چیننسیس رو مجبور کرد که یا
‫مستعمره‌اش بشه یا با حمله نظامی روبرو بشه.</i>

05:26.480 --> 05:28.810
‫<i>یوهان داشت به تسلیم شدن فکر می‌کرد،</i>

05:28.810 --> 05:32.810
‫<i>اما لنس و سدریک مدام راضیش می‌کردن
‫که با هم بجنگن.</i>

05:34.690 --> 05:38.100
‫<i>سدریک برای اولین بار توی زندگیش
‫از کشور فرار کرد</i>

05:38.770 --> 05:42.480
‫<i>و رفت تا از کشور قدرتمند
‫و پرآوازه‌ی فریزیا کمک بخواد.</i>

05:43.310 --> 05:46.560
‫<i>پراید همون‌جا با اتحاد موافقت کرد.</i>

05:46.980 --> 05:48.310
‫<i>نیروها رو سازماندهی کرد</i>

05:48.310 --> 05:52.020
‫<i>و همراه با سدریک وارد
‫پادشاهی متحد هانازو شد.</i>

05:53.020 --> 05:55.560
‫<i>اما به محض رسیدن به اونجا،
‫بهشون خیانت کرد</i>

05:55.560 --> 05:57.730
‫<i>و شروع به حمله به چیننسیس کرد.</i>

05:58.850 --> 06:01.190
‫<i>همه‌اش بخشی از نقشه‌اش بود.</i>

06:02.020 --> 06:08.810
‫<i>اون پنهانی با کوپلندی
‫و امپراتوری راجیاه قرارداد بسته بود.</i>

06:09.560 --> 06:12.770
‫<i>چیننسیس هیچ شانسی نداشت
‫و شکست خورد.</i>

06:12.770 --> 06:18.020
‫<i>اونا مستعمره راجیاه شدن و اسم
‫و فرهنگ کشورشون از بین رفت.</i>

06:18.810 --> 06:22.310
‫<i>علاوه بر این،
‫پادشاه لنس از سرسیس، دیوونه شد.</i>

06:23.060 --> 06:28.940
‫<i>در نتیجه، سدریک دوتا از کسایی که
‫براش عزیز بودن رو هم‌زمان از دست داد.</i>

06:31.060 --> 06:33.770
‫<i>به جای برادر دیوونه‌اش،</i>

06:33.770 --> 06:35.980
‫<i>سدریک به تخت نشست
‫و تنهایی به کشور حکومت کرد.</i>

06:36.730 --> 06:39.190
‫<i>اون نسبت به بقیه مردم
‫بی‌اعتماد شده بود،</i>

06:39.190 --> 06:45.440
‫<i>ولی به خاطر کشورش به کار ادامه داد،
‫چون این آرزوی پادشاه لنس بود.</i>

06:46.440 --> 06:48.440
‫<i>اما، یه سال بعد...</i>

06:48.440 --> 06:55.560
‫<i>ملکه پراید از عذاب وجدان و عشق سدریک
‫به برادرش سوءاستفاده می‌کنه تا کنترلش کنه.</i>

06:56.600 --> 06:57.980
‫سدریک.

06:57.980 --> 07:00.650
‫باید هر چیزی که می‌تونی رو
‫به مادرم بگی.

07:01.190 --> 07:06.770
‫در حال حاضر، محافظت از کشورت
‫مهم‌تر از حفظ آبروئه.

07:06.980 --> 07:08.270
‫فایده‌ای نداره...

07:08.270 --> 07:12.020
‫امضای معاهده با برادر دیوونه‌ام غیرممکنه!

07:12.020 --> 07:15.100
‫اشکالی نداره، نگران نباش، سدریک.

07:15.100 --> 07:16.770
‫فعلاً فقط آروم باش.

07:16.770 --> 07:18.560
‫تمومش کن!

07:18.560 --> 07:19.650
‫ما نجات پیدا نمی‌کنیم!

07:26.850 --> 07:27.850
‫من اجازه نمی‌دم این‌طور بشه.

07:29.060 --> 07:32.810
‫به هیچ وجه اجازه نمی‌دم
‫همین‌طوری تسلیم بشی.

07:34.650 --> 07:36.850
‫تو تصمیم‌گیرنده نیستی که
‫کی نجات پیدا می‌کنه کی نمی‌کنه.

07:38.100 --> 07:40.480
‫فقط تا آخرین لحظه بجنگ.

07:42.980 --> 07:46.400
‫می‌ریم مادرم رو ببینیم، سدریک.

07:46.400 --> 07:49.480
‫هر چی می‌گم گوش کن و همه‌چیز رو بهش بگو.

07:50.310 --> 07:54.020
‫بعد، وقتی مادرم صلاح دید
‫و اجازه‌اش رو صادر کرد،

07:55.020 --> 07:58.230
‫من، کسی که تو این دنیا
‫بیشتر از همه ازت متنفره،

07:59.100 --> 08:01.190
‫متحدت می‌شم.

08:04.020 --> 08:06.150
‫حرفت رو می‌فهمم.

08:06.770 --> 08:09.310
‫اوضاع واقعاً اضطراریه.

08:10.270 --> 08:13.770
‫اما همون‌طور که دیروز گفتم،

08:13.770 --> 08:17.690
‫ما هنوز داریم جزئیات رو
‫از طرف خودمون بررسی می‌کنیم.

08:17.690 --> 08:20.020
‫شاید سرعت بخشیدن به این روند
‫کار سختی باشه.

08:21.520 --> 08:27.060
‫پس عذرخواهی می‌کنم،
‫اما باید تا فردا صبر کنی.

08:27.060 --> 08:28.060
‫صبر کنم؟!

08:29.190 --> 08:32.310
‫علاوه بر این، قبلاً اشاره کردی

08:32.310 --> 08:36.690
‫که پادشاه به خاطر بیماری ناگهانیشون
‫الان به‌سختی می‌تونن صحبت کنن...

08:37.980 --> 08:44.230
‫اگه این‌طوره، پس به عنوان نفر بعدی برای
‫جانشینی بعد از پادشاه لنس،

08:44.230 --> 08:46.440
‫اتحاد ما با شما شکل می‌گیره.

08:47.650 --> 08:50.560
‫اما یه مشکلی وجود داره.

08:51.060 --> 08:55.440
‫راستش دیشب نامه‌ای از طرف
‫امپراتوری راجیاه به دستمون رسید.

08:55.440 --> 08:57.150
‫امپراتوری راجیاه؟!

08:57.440 --> 08:58.600
‫بله.

08:58.600 --> 09:02.150
‫ایده گسترش روابط بین ما
‫قبلاً هم مطرح شده بود،

09:02.940 --> 09:07.480
‫اما به دلایلی، این‌بار درخواست‌های خاصی
‫مطرح کردن

09:07.480 --> 09:10.100
‫درباره اینکه می‌خوان از کشورمون بازدید کنن
‫و توی کاخ اقامت داشته باشن.

09:10.900 --> 09:14.730
‫علاوه بر این، تاریخی که دادن
‫دقیقاً شش روز دیگه‌ست.

09:14.730 --> 09:17.400
‫یعنی همون روز حمله به چیننسیس.

09:18.230 --> 09:19.900
‫این درست مثل اینه که برنامه‌های ما...

09:19.900 --> 09:24.850
‫نه، برنامه‌های 
‫پادشاهی متحد هانازو داره لو می‌ره.

09:25.310 --> 09:26.730
‫غیرممکنه!

09:26.730 --> 09:28.770
‫کشور من یه کشور منزویه!

09:28.770 --> 09:31.440
‫غیرممکنه کسی بتونه پنهانی واردش بشه!

09:31.810 --> 09:35.150
‫خب، بیا قدم به قدم به این موضوع فکر کنیم.

09:35.650 --> 09:38.350
‫فرض کنیم من این مذاکرات صلح رو

09:38.350 --> 09:41.020
‫شش روز دیگه با امپراتوری راجیاه انجام بدم.

09:41.770 --> 09:46.520
‫اگه قرار باشه حمله همون روز اتفاق بیفته، 
‫اون‌وقت...

09:46.520 --> 09:48.440
‫برام غیرممکن میشه که نیرو ببرم

09:48.440 --> 09:50.480
‫تا از پادشاهی متحد هانازو حمایت کنم.

09:52.150 --> 09:53.520
‫مادر...

09:53.520 --> 09:56.270
‫اگه این‌طوره، من یه پیشنهادی دارم.

09:56.650 --> 10:00.060
‫من به عنوان نماینده‌ی ملکه،
‫نیروهای کمکی رو رهبری می‌کنم

10:00.060 --> 10:02.600
‫و از پادشاهی متحد هانازو حمایت خواهم کرد.

10:04.850 --> 10:09.230
‫در همین حال، شما مذاکرات صلح رو
‫با امپراتوری راجیاه انجام می‌دید.

10:10.020 --> 10:14.150
‫من و شوالیه‌ها، به
‫همراه سرسیس و چیننسیس،

10:14.150 --> 10:15.730
‫جلوی حمله رو می‌گیریم.

10:17.310 --> 10:22.480
‫این یعنی تو به جای من می‌ری میدون جنگ.

10:23.020 --> 10:25.770
‫طبیعتاً این کار می‌تونه خطراتی داشته باشه.

10:25.770 --> 10:27.270
‫احتمالاً این رو درک می‌کنی؟

10:27.770 --> 10:29.400
‫بله، مادر.

10:29.400 --> 10:33.020
‫اما به عنوان ملکه‌ی آینده، خطر چیزیه که
‫ناگزیر باید باهاش روبرو بشم.

10:33.480 --> 10:38.310
‫هیچ تضمینی هم نیست که کشورمون
‫همیشه در صلح باشه.

10:38.480 --> 10:42.810
‫توی یه دنیای ایده‌آل،
‫تو هرگز در معرض چنین خطری قرار نمی‌گرفتی.

10:45.350 --> 10:49.100
‫اما این دقیقاً همون واکنشی بود
‫که ازت انتظار داشتم.

10:49.100 --> 10:50.270
‫موافقت می‌کنم.

10:51.230 --> 10:53.900
‫اما استیل هم همراهت میاد.

10:53.900 --> 10:56.400
‫می‌دونی این یعنی چی، مگه نه؟

10:56.850 --> 10:58.020
‫البته.

11:00.480 --> 11:01.980
‫خواهش می‌کنم، صبر کنین!

11:02.190 --> 11:03.850
‫صمیمانه ازتون سپاسگزارم

11:03.850 --> 11:08.310
‫که چنین تصمیماتی رو برای کشورم گرفتین.

11:08.310 --> 11:11.190
‫اما همین الانشم وقتمون عملا تمومه!

11:11.190 --> 11:13.940
‫خواهش می‌کنم بذارین برگردم خونه!

11:14.100 --> 11:20.650
‫اگه تا فردا همین‌جا منتظر بمونی،
‫خیلی سریع‌تر از اینه که همین حالا بری.

11:21.230 --> 11:23.350
‫هنوز کلی وقت هست.

11:24.600 --> 11:28.190
‫در حال حاضر، ما فقط در نیمه راهِ
‫مذاکرات اتحادمون هستیم.

11:28.770 --> 11:31.520
‫نمی‌تونیم همه‌چیز رو فاش کنیم.

11:32.350 --> 11:36.980
‫اما به محض اینکه
‫اتحادمون قطعی بشه،

11:39.770 --> 11:41.940
‫می‌یتونی مطمئن باشی که پادشاهی فریزیا

11:41.940 --> 11:46.150
‫از هیچ تلاشی برای حمایت از
‫رفاه متحدانمون دریغ نمی‌کنه!

11:46.560 --> 11:50.400
‫لطفاً تا اون موقع صبر کن، شاهزاده سدریک.

11:51.730 --> 11:56.310
‫فردا، پادشاهی فریزیا در کنار شما خواهد بود.

11:59.150 --> 12:00.520
‫که این‌طور.

12:00.520 --> 12:02.520
‫متوجهم چه اتفاقی داره میفته.

12:03.020 --> 12:08.770
‫می‌خوای نصف شوالیه‌هامون
‫تو رو تا میدان جنگ همراهی کنن، درسته؟

12:09.190 --> 12:10.190
‫بله.

12:12.730 --> 12:16.440
‫انتخاب کسایی که می‌رن، کار سختیه.

12:17.020 --> 12:21.520
‫<i>چه ولیعهد باشم چه نباشم 
‫معلومه نگران سپردنِ </i>

12:21.520 --> 12:23.480
‫<i>شوالیه‌های زبده‌اش به منه.</i>

12:24.650 --> 12:26.020
‫همین‌طوره، مگه نه؟

12:26.020 --> 12:27.560
‫متاسفم بابتش.

12:27.560 --> 12:30.560
‫نه! نیازی به عذرخواهی نیست پراید-ساما!

12:31.100 --> 12:35.690
‫در هر صورت،
‫من امروز یه واحد رو جور می‌کنم.

12:36.020 --> 12:38.350
‫محبوب بودن هم سختی‌های خودش رو داره، نه؟

12:48.310 --> 12:49.400
‫پراید-ساما.

12:51.060 --> 12:55.850
‫خوشحالم که بالاخره به عنوان
‫یه مقام رسمی،

12:55.850 --> 12:57.350
‫از شوالیه‌ها درخواست کمک می‌کنین.

12:58.150 --> 13:00.060
‫منتظر همچین روزی بودم.

13:07.650 --> 13:10.270
‫لطفاً سرتون رو بالا بگیرین.

13:11.350 --> 13:13.690
‫شوالیه‌های من اینجا برای مردم این کشور،

13:13.690 --> 13:17.650
‫و همین‌طور برای خاندان سلطنتی حضور دارن.

13:31.650 --> 13:36.480
‫به ما شوالیه‌ها دستور سلطنتی
‫از طرف علیاحضرت ملکه‌ داده شده!

13:37.440 --> 13:42.230
‫تا شش روز دیگه، برای
‫دفاع از پادشاهی متحد هانازو

13:42.230 --> 13:45.480
‫تحت فرماندهی شاهدخت پراید حرکت می‌کنیم!

13:46.400 --> 13:50.020
‫از تمام شوالیه‌های منصوب شده به این ماموریت
‫انتظار دارم که بر همین اساس عمل کنن!

13:53.150 --> 13:54.350
‫اون فوق‌العاده‌ست...

13:55.560 --> 13:59.770
‫<i>فکر کنم اگه بتونی فرمانده شوالیه‌ها بشی،
‫منم راضی بشم.</i>

14:04.900 --> 14:08.730
‫من شاهدخت پراید رویال آیوی هستم.

14:09.650 --> 14:18.270
‫در حال حاضر، متحد جدید ما،
‫پادشاهی متحد هانازو، به کمک ما نیاز داره.

14:18.900 --> 14:22.940
‫من به پادشاهی متحد هانازو می‌رم.

14:22.940 --> 14:26.480
‫ازتون خواهش می‌کنم غرور و قدرتتون رو
‫به من قرض بدین،

14:26.480 --> 14:29.310
‫تا از مردمشون محافظت کنیم!

14:30.020 --> 14:31.150
‫لطفاً...

14:35.900 --> 14:38.690
‫لطفاً کمکم کنین!

14:49.520 --> 14:50.600
‫چطور...

14:50.980 --> 14:54.690
‫چطور ممکنه کسی این‌طوری باشه؟

14:55.100 --> 14:58.020
‫چون اون اولین فرزند این پادشاهی
‫شاهدخت پرایده.

14:58.520 --> 15:00.810
‫اون شرف و وقار یه اشراف‌زاده رو داره.

15:00.810 --> 15:04.150
‫به علاوه تنزل ناپذیره.

15:04.440 --> 15:11.060
‫ترکیب همه‌ی اینا، اون رو به
‫گنجینه‌ی پادشاهی فریزیا تبدیل می‌کنه.

15:11.060 --> 15:12.850
‫جانشین بعدی تاج و تخت.

15:14.020 --> 15:15.900
‫اون آدم زیباییه.

15:18.100 --> 15:19.770
‫خیلی خب.

15:19.770 --> 15:22.310
‫مطمئناً از الان به بعد
‫با سیل داوطلب‌ها روبرو می‌شیم.

15:25.600 --> 15:27.150
‫از بین همه‌ی شوالیه‌ها،

15:27.150 --> 15:31.730
‫فقط نصفشون می‌تونن
‫همراه پراید-ساما برن.

15:31.730 --> 15:33.100
‫روی شما دوتا حساب می‌کنم.

15:33.100 --> 15:36.690
‫مراقب پراید-ساما و رودریک باشید.

15:37.150 --> 15:38.190
‫اطاعت!

15:41.690 --> 15:42.600
‫آرتور!

15:42.980 --> 15:44.810
‫خوب پیش رفت؟

15:44.810 --> 15:47.190
‫همه‌چیز رو درست گفتم؟

15:47.190 --> 15:49.850
‫بله. واقعاً عالی بودین.

15:49.850 --> 15:51.600
‫خدا رو شکر.

15:51.600 --> 15:55.230
‫امیدوارم تعداد کافی ازشون
‫حاضر باشن باهام بیان.

15:55.600 --> 15:59.770
‫راستش، به نظرم مشکل اینه که
ممکنه خیلی بیشتر از حد نیاز داوطلب می‌شن...

16:00.560 --> 16:02.900
‫آخ، راستی آرتور.

16:02.900 --> 16:04.560
‫یه خواهشی ازت داشتم.

16:10.560 --> 16:11.810
‫نظرت چیه؟

16:21.520 --> 16:28.350
‫فکرش رو هم نمی‌کردم خواهرم دوباره
‫با شاهزاده سدریک جایی بره...

16:28.770 --> 16:33.730
دست کم انگار
‫هنوزم حواسش بهش هست و مراقبشه.

16:35.730 --> 16:37.350
‫ولی با این حال...

16:37.650 --> 16:41.520
‫«من، کسی که تو این دنیا
‫بیشتر از همه ازت متنفره،

16:41.520 --> 16:43.730
‫متحدت می‌شم.»

16:45.270 --> 16:49.810
‫نمی‌تونست همین‌طوری به حال خودش رهاش کنه.
پراید-ساما برای تو هم همینطوریه.

16:50.230 --> 16:52.690
‫این بخشی از ذاتشه.

16:52.690 --> 16:54.150
‫همه‌مون این رو می‌دونستیم.

16:59.770 --> 17:04.900
‫ولی این به این معنی نیست که خواهرم
‫هر چیزی رو می‌بخشه.

17:13.940 --> 17:14.940
‫آره.

17:14.940 --> 17:18.230
‫من که قطعاً نمی‌خوام ببخشمش.

17:18.560 --> 17:20.940
‫نیازی هم نیست ببخشیش.

17:20.940 --> 17:22.150
‫مخصوصاً برای یکی عین تو.

17:23.520 --> 17:25.480
مگه من چمه؟

17:26.980 --> 17:28.560
‫مهم‌تر از اون...

17:28.560 --> 17:32.310
خواهرم ‫قبل از اینکه با شاهزاده ملاقات کنه 
از کاپیتان کالوم خواست

17:32.310 --> 17:34.600
‫که جلوش رو بگیره،، مگه نه؟

17:35.230 --> 17:36.480
‫آره.

17:36.480 --> 17:40.100
‫ولی اون اصلا جلوش رو نگرفت.

17:42.900 --> 17:44.150
‫منم نگرفتم.

17:49.980 --> 17:51.850
‫شاید به خاطر اینه که...

17:51.850 --> 17:53.770
پراید-ساما روی منم تاثیر گذاشته.

17:54.480 --> 17:58.060
‫نچ. تو همیشه همین‌طوری بودی.

17:58.060 --> 17:59.190
‫واقعاً بودم؟

17:59.690 --> 18:01.230
‫سخت نگیر.

18:01.230 --> 18:05.900
‫تو، تیارا و خواهرم می‌تونین بخشنده باشین.

18:05.900 --> 18:07.810
‫من کسی می‌شم که هیچ‌وقت نمی‌بخشه.

18:08.480 --> 18:10.100
‫به همین سادگی.

18:10.100 --> 18:12.310
‫تصمیم من هیچ‌وقت تغییر نکرده.

18:13.270 --> 18:15.560
‫بارها و بارها براش توضیح می‌دم

18:15.560 --> 18:19.850
‫که مرز بخشش کجا باید باشه.

18:20.730 --> 18:23.980
‫اما در نهایت، تصمیم آخر با خواهرمه.

18:25.440 --> 18:27.600
‫البته، این در مورد تو هم صدق می‌کنه.

18:28.690 --> 18:30.810
‫تو می‌تونی آدم‌ها رو ببخشی.

18:31.230 --> 18:35.150
‫من حتی اگه تلاش هم کنم،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم اون‌طوری بشم.

18:35.150 --> 18:40.850
‫چون آدم‌هایی مثل
‫گیلبرت، وال و شاهزاده سدریک...

18:40.850 --> 18:43.600
‫هیچ‌وقت بخشش من رو به دست نمیارن.

18:44.560 --> 18:46.560
‫و این وظیفه‌ی من بوده...

18:47.770 --> 18:49.020
‫از همون اولِ اول.

18:53.480 --> 18:55.770
‫تحسین‌برانگیزی.

18:55.770 --> 18:57.060
‫دمت گرم.

18:57.060 --> 18:59.440
‫این دقیقاً همون مباشر بزرگیه که
پراید-ساما در آینده بهش نیاز داره.

18:59.440 --> 19:00.560
‫منم همین رو درباره تو می‌گم.

19:00.560 --> 19:02.980
‫تو هم به عنوان شوالیه سلطنتی‌ای که
‫ازش محافظت می‌کنه، تحسین‌برانگیزی.

19:02.980 --> 19:05.650
‫آره، ولی الان چهار تا شوالیه‌ی دیگه هم
‫دارن همین کار رو می‌کنن.

19:05.850 --> 19:09.310
‫من مثل تو تک و بی‌همتا نیستم.

19:10.600 --> 19:11.940
‫می‌دونستم.

19:11.940 --> 19:14.100
‫تو اصلاً متوجه نیستی.

19:15.850 --> 19:17.850
‫تو باعث شدی این اتفاق بیفته.

19:17.850 --> 19:22.440
‫خواهر بزرگتر بدون حضور تو برای محافظت،
‫شاهزاده سدریک رو احضار نمی‌کرد.

19:29.520 --> 19:31.270
‫هوی! داره سر می‌ره!

19:32.440 --> 19:33.560
‫ببخشید!

19:35.400 --> 19:37.940
می‌خوام ‫بگم خواهرم همون‌قدر که 
به من نیاز داره، به تو هم داره.

19:37.940 --> 19:40.770
‫تو هم براش خاصی، احمق.

19:46.770 --> 19:48.270
‫جدی...

19:48.270 --> 19:50.600
پراید-ساما خیلی بی‌انصافه.

19:50.810 --> 19:51.900
‫می‌دونم.

19:53.270 --> 19:55.270
‫من دیگه برمی‌گردم.

19:55.270 --> 19:59.770
‫مثل قبل حواست به
‫شاهزاده سدریک باشه.

20:01.230 --> 20:02.060
‫استیل.

20:02.980 --> 20:03.810
‫چیه؟

20:04.650 --> 20:08.060
‫منم روی تو حساب می‌کنم، رفیق.

20:11.150 --> 20:13.100
‫انگار خودم این رو نمی‌دونستم.

20:18.400 --> 20:19.940
<i>‫من ازش محافظت می‌کنم.</i>

20:24.190 --> 20:29.100
<i>‫نبخشیدن آدم‌ها
‫بعضی وقت‌ها بار سنگینیه.</i>

20:29.770 --> 20:33.100
<i>‫اما این باعث نمی‌شه از
‫راهی که ‫برای محافظت از پراید می‌رم،</i>

20:30.000 --> 20:42.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:30.000 --> 20:42.000
Dark Fairy\h:مترجم

20:30.000 --> 20:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:34.060 --> 20:35.850
<i>عقب بکشم.</i>

20:41.730 --> 20:43.100
<i>‫دست‌کم،</i>

20:43.100 --> 20:46.850
<i>‫هر کی که اشک پراید رو دربیاره
‫هرگز نمی‌بخشم.</i>

20:47.310 --> 20:49.400
<i>‫کاری می‌کنم تاوانش رو پس بده.</i>

20:57.440 --> 20:59.350
‫اون دختر فوق‌العاده‌ایه.

21:05.940 --> 21:08.190
<i>‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش.</i>

21:09.770 --> 21:14.900
‫متاسفم که مجبور شدی من رو به
‫میدون تمرین شوالیه‌ها بیاری.

21:14.900 --> 21:16.190
‫اشکالی نداره.

21:16.190 --> 21:18.190
‫تو هم دلت آروم و قرار نداره، مگه نه؟

21:18.190 --> 21:19.270
برو.

21:22.350 --> 21:25.730
‫استیل، می‌خوام یه خواهش محرمانه ازت بکنم...

21:34.480 --> 21:36.150
دوباره باهام حرف زد.

21:36.150 --> 21:37.730
‫بهم تکیه کرد.

21:37.730 --> 21:40.060
‫علاوه بر اون، این بار بدون
‫معطلی و آشکارا این کار رو کرد.

21:42.940 --> 21:44.100
‫مشکلی نیست.

21:46.690 --> 21:48.230
‫اگه برای پراید باشه،

21:51.230 --> 21:52.850
‫هر کاری می‌کنم.

21:56.350 --> 21:58.940
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

21:58.940 --> 22:01.190
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:01.190 --> 22:05.640
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:05.640 --> 22:08.020
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:08.020 --> 22:10.440
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:10.440 --> 22:12.980
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:22.060 --> 22:23.310
‫‫اگه دوباره به دنیا بیام،

22:23.310 --> 22:25.560
‫‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

22:25.810 --> 22:26.940
‫‫چرا؟

22:26.940 --> 22:30.940
‫‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس.

22:30.940 --> 22:34.890
‫‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام.

22:34.890 --> 22:36.850
‫‫واقعاً که، چاره‌ای نیست.

22:37.140 --> 22:40.100
‫‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم.

22:40.100 --> 22:42.390
‫‫تنها تحمل کردن ممنوعه.

22:42.390 --> 22:44.560
‫‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

22:44.560 --> 22:46.190
‫‫شب‌ها احساساتی می‌شه.

22:46.190 --> 22:48.440
‫‫این طبیعیه.

22:48.640 --> 22:51.100
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:51.100 --> 22:53.270
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:53.270 --> 22:57.690
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:57.690 --> 23:00.140
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:00.140 --> 23:02.440
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:02.440 --> 23:04.940
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:06.600 --> 23:09.190
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

23:09.190 --> 23:11.270
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

23:11.270 --> 23:15.890
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

23:15.890 --> 23:18.310
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:18.310 --> 23:20.560
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:20.560 --> 23:23.230
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:28.810 --> 23:33.690
‫ملکه‌ی شرور، غول مرحله‌ی آخر:
‫از شرور تا ناجی

23:34.560 --> 23:35.940
‫قسمت 10:

23:35.020 --> 23:38.600
شاهدخت بی‌رحم و شاهزاده‌ی دوم

23:35.940 --> 23:38.190
‫«شاهدخت بی‌رحم و شاهزاده‌ی دوم»
