WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:03.000 --> 00:15.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:03.000 --> 00:15.000
Dark Fairy\h:مترجم

00:03.000 --> 00:15.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:06.100 --> 00:07.600
‫بس کن!

00:07.810 --> 00:09.600
‫دیگه بسه! دارن می‌میرن!

00:10.600 --> 00:13.060
‫چی؟ چرا؟

00:13.060 --> 00:14.810
‫این دقیقاً همون چیزیه که لیاقتش رو دارن.

00:15.400 --> 00:19.230
‫تو برای قرارمون اونم با نامزد خودت 
‫دیر کردی.

00:19.230 --> 00:23.770
‫چون سرت گرمِ عیاشی و خوش‌گذرونی
‫با این آدما بود.

00:23.770 --> 00:24.770
‫مگه نه؟

00:30.940 --> 00:32.480
‫عجیبه!

00:32.480 --> 00:34.940
‫نمی‌دونستم یه آدم
‫می‌تونه همچین صدایی از خودش دربیاره!

00:34.940 --> 00:36.770
‫یه چیز جدید یاد گرفتم!

00:38.440 --> 00:39.850
‫می‌دونی چی شده؟

00:39.850 --> 00:41.270
‫می‌دونستم این اتفاق میفته.

00:41.270 --> 00:42.810
‫آینده‌ات رو دیده بودم.

00:42.810 --> 00:45.230
‫می‌دونستم اون روز صبح
‫توی میخونه مست می‌کنی.

00:45.230 --> 00:47.190
‫می‌دونستی؟!

00:47.190 --> 00:48.520
‫آره.

00:48.520 --> 00:52.150
‫از همون روز اولی که دیدمت، 
‫همه‌اش رو می‌دونستم.

00:53.310 --> 00:54.900
‫خب، لئون.

00:54.900 --> 01:00.350
‫همه زن و مردهای اینجا
‫شب رو با تو گذروندن، نه؟

01:02.060 --> 01:04.400
‫دارم حسودی می‌کنم.

01:04.400 --> 01:05.900
‫خواهش می‌کنم، بس کن!

01:05.900 --> 01:07.480
‫همه‌اش تقصیر منه!

01:07.480 --> 01:08.850
‫اونا هیچ کاری نکردن که مستحق این باشن!

01:09.020 --> 01:10.100
‫هیچ کاری؟

01:10.100 --> 01:11.310
‫آره!

01:11.310 --> 01:12.310
‫واقعاً؟

01:13.940 --> 01:17.350
‫خب پس، یه سوال ازت دارم، لئونِ عزیزم.

01:20.100 --> 01:22.520
‫آخودت خواستی که تمام شب رو با این

01:22.520 --> 01:29.230
‫آنیمونی‌های کثیف بگذرونی، به جای اینکه
‫صبح رو با من بگذرونی؟

01:29.480 --> 01:31.940
‫اگه این‌طوره، پس این آدما بی‌گناهن.

01:31.940 --> 01:33.350
‫آزادشون می‌کنم.

01:33.350 --> 01:36.650
‫آره، مسئولیت همه‌اش رو قبول می‌کنم! 
‫پس خواهش می‌کنم!

01:36.650 --> 01:37.730
‫اما...

01:38.150 --> 01:39.810
‫این یعنی تو به من و در نتیجه به،

01:39.810 --> 01:42.980
‫پادشاهی فریزیا هم خیانت کردی، درسته؟

01:43.190 --> 01:48.270
‫این یعنی فریزیا حق داره
‫فوراً به پادشاهی آنمون حمله کنه.

01:48.270 --> 01:49.850
‫حمله؟

01:49.850 --> 01:51.520
‫انتظار دیگه‌ای داشتی؟

01:51.520 --> 01:54.940
‫هرچی نباشه،
‫تو به من، یعنی ملکه، توهین کردی.

01:55.600 --> 02:00.440
‫ما قراره کل کشورت رو
‫با خاک یکسان کنیم.

02:01.230 --> 02:05.060
‫اگه اونا مقصر باشن،
‫همین‌جا اعدام می‌شن.

02:05.520 --> 02:07.980
‫اگه تو مقصر باشی، 
‫اون‌وقت جنگ راه می‌ندازیم.

02:09.020 --> 02:10.940
‫خب، کدومشو می‌خوای؟

02:10.940 --> 02:12.730
‫اونا مقصرن؟

02:12.730 --> 02:15.020
‫یا... تو؟

02:17.150 --> 02:18.270
‫من...

02:19.650 --> 02:20.850
‫مقصر نیستم!

02:22.980 --> 02:23.650
‫‫دروغ می‌گه!

02:23.650 --> 02:25.060
‫منم به همین فکر می‌کردم!

02:23.650 --> 02:24.060
‫دروغ می‌گه!

02:24.060 --> 02:25.060
‫شاهزاده لئون!

02:25.060 --> 02:27.100
‫تنها توضیحش همینه!

02:25.770 --> 02:27.100
‫‫اشتباه می‌کنه! خواهش می‌کنم، نه!

02:27.100 --> 02:28.600
‫ما بی‌گناهیم!

02:30.400 --> 02:32.270
‫خب، لئون.

02:32.650 --> 02:34.690
‫عاشقمی؟

02:35.350 --> 02:37.060
‫آ-آره، عاشقتم! عاشقتم!

02:37.060 --> 02:39.900
‫م-م-من عا... عاشقتم.

02:39.900 --> 02:42.350
‫پ-پس التماست می‌کنم...

02:42.350 --> 02:44.900
‫پس، بهم ثابتش کن.

02:49.850 --> 02:52.940
‫همه‌شون رو با دستای خودت اعدام کن.

02:53.940 --> 02:54.770
‫شاهزاده لئون...

02:54.770 --> 02:56.060
‫بهت اعتماد داشتم...

02:55.230 --> 02:56.060
‫عجله کن...

02:56.060 --> 02:57.190
‫التماست می‌کنیم...

02:56.060 --> 02:57.190
‫فقط منو بکش...

02:57.400 --> 02:58.850
‫شنیدی چی گفت؟

02:58.850 --> 03:00.690
‫همه دارن زجر می‌کشن!

03:01.100 --> 03:04.100
‫زود باش و از این عذاب خلاصشون کن.

03:04.100 --> 03:08.480
‫بجنب، همین الان انجامش بده، 
‫شاهزاده‌ی نازنین!

03:25.560 --> 03:27.730
‫خیلی دوستت دارم، لئون.

03:34.600 --> 03:35.900
‫چرا...

03:35.900 --> 03:37.730
‫چرا اینجام؟

04:03.060 --> 04:05.850
‫‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

04:05.850 --> 04:08.100
‫نباید هدر بدم.

04:08.100 --> 04:10.940
‫‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

04:10.940 --> 04:14.480
‫به درد خود شخص می‌خوره.

04:14.690 --> 04:17.270
‫‫نباید صدای اعماق ذهنم

04:17.270 --> 04:19.650
‫من رو گمراه کنه.

04:19.650 --> 04:23.190
‫‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه.

04:23.190 --> 04:25.980
‫با قلبت زندگی کن

04:26.150 --> 04:31.190
‫‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری.

04:31.190 --> 04:35.190
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی.

04:36.940 --> 04:39.810
‫‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم.

04:39.810 --> 04:42.730
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم.

04:42.730 --> 04:45.440
‫‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم.

04:45.440 --> 04:47.600
‫نباید متوقف بشم.

04:48.650 --> 04:51.400
‫‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

04:51.400 --> 04:54.270
‫پس آینده رو عوض می‌کنم.

04:54.270 --> 04:58.310
‫‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

05:00.230 --> 05:04.020
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم.

05:10.020 --> 05:14.230
قسمت 3

05:10.020 --> 05:14.230
ملکه‌ی شرور و حقیقت

05:20.100 --> 05:23.230
‫هی آقا، جا موندی؟

05:25.520 --> 05:29.150
‫نمی‌دونم قبل از اینکه برسه اینجا
‫چه خوش‌گذرونی‌ای کرده.

05:29.900 --> 05:31.980
‫ولش کنین!

05:31.980 --> 05:36.100
‫انگار رفقاش هم
‫توی این خوش‌گذرونی همراهش بودن.

05:36.270 --> 05:39.650
‫بی‌خیال،
‫بذارین هر چقدر می‌خواد خوش بگذرونه!

05:39.650 --> 05:42.480
‫آخه یه کیسه پول گنده
‫از خودشون جا گذاشتن!

05:42.480 --> 05:45.230
‫تا طلوع خورشید می‌نوشیم!

05:47.350 --> 05:48.480
‫مردم من.

05:49.310 --> 05:54.650
‫خیلی به صداها و لبخندهاشون نزدیکم،

05:54.650 --> 05:56.440
‫درست همون‌طور که می‌خواستم.

05:57.150 --> 05:58.850
‫درسته...

05:58.850 --> 06:02.150
‫می‌خواستم ببینمشون.

06:04.520 --> 06:06.600
‫نباید از قصر خارج بشی.

06:08.150 --> 06:09.560
‫چی؟

06:09.560 --> 06:11.440
‫کی اینو بهم گفت؟

06:11.900 --> 06:14.270
‫مخصوصاً آخرین روز.

06:14.560 --> 06:16.690
‫آخرین روز؟

06:16.690 --> 06:18.980
‫این... یعنی چی؟

06:19.400 --> 06:21.900
‫اون موقع‌ست که همه چیزت رو از دست می‌دی.

06:22.440 --> 06:25.480
‫حس می‌کنم خیلی مهم بود.

06:25.980 --> 06:27.730
‫انگار داره تقلا می‌کنه.

06:32.310 --> 06:34.480
‫یکم حالم بهتره.

06:34.850 --> 06:38.560
‫مجبور می‌شی بیش از حد بنوشی،
‫و صبح روز بعد توی میخونه...

06:38.560 --> 06:39.770
‫میخونه؟

06:40.150 --> 06:42.770
‫یعنی مستم؟

06:42.770 --> 06:45.690
‫تا حالا الکل باعث نشده بود
‫همچین حسی داشته باشم.

06:46.060 --> 06:49.980
‫...اعتماد مردم و
‫پادشاهت رو از دست می‌دی.

06:50.810 --> 06:52.900
‫اعتمادشون رو از دست می‌دم؟

06:53.900 --> 06:54.940
‫نمی‌خوام این‌طور بشه.

06:54.940 --> 06:57.150
‫هی، خیلی دلم می‌خواد صورتش رو ببینم.

06:57.150 --> 07:00.400
‫منم همین‌طور. بیا کلاهش رو برداریم.

07:00.810 --> 07:02.100
‫نه!

07:02.100 --> 07:03.810
‫نمی‌تونم بذارم صورتم رو ببینن!

07:04.310 --> 07:07.060
‫نه! نه، نه، نه، نه!

07:07.060 --> 07:08.900
‫یکی... یکی کمک کنه!

07:14.400 --> 07:16.060
‫ها؟ چی شد؟!

07:16.060 --> 07:17.980
‫هیچی نمی‌بینم!

07:17.980 --> 07:18.980
‫چه خبر شده؟

07:18.980 --> 07:20.020
‫کی چراغ‌ها رو خاموش کرد؟!

07:20.020 --> 07:23.100
‫یه چیزی روی چراغ‌ها رو پوشونده
‫و دیگه روشن نمی‌شن!

07:23.100 --> 07:24.940
‫کدوم احمقی روشون رو پوشونده؟!

07:25.150 --> 07:26.230
‫بیا بریم.

07:28.690 --> 07:30.980
‫شراب خیلی خوبی بود.

07:30.980 --> 07:32.100
‫ممنون بابت نوشیدنی‌ها.

07:41.480 --> 07:43.230
‫سلام شاهدخت.

07:43.230 --> 07:44.900
‫یه کم دیر کردی، نه؟

07:45.100 --> 07:46.100
‫وال.

07:46.100 --> 07:48.600
‫ممنون بابت تمام کارهایی که این هفته کردی.

07:49.190 --> 07:51.480
‫برو جنست رو از اونجا تحویل بگیر.

07:52.230 --> 07:54.400
‫پسر خوش‌تیپیه، مگه نه؟

07:54.690 --> 07:57.310
‫قبلاً منتقلش کردی به جای امن؟

07:57.980 --> 07:59.020
‫آره.

07:59.600 --> 08:01.850
‫دقیقاً همون‌طور که خواستی.

08:02.560 --> 08:05.690
‫می‌خوام حواست به ولیعهد لئون باشه.

08:06.480 --> 08:10.730
‫توی میخونه حسابی مست کرده بود،
‫داشتن کلاهش رو هم برمی‌داشتن...

08:11.560 --> 08:15.520
‫ولی درست قبلش چراغ‌ها رو خاموش کردم،
‫قاپیدمش و آوردمش اینجا.

08:20.400 --> 08:22.060
‫خیلی حال داد!

08:23.480 --> 08:24.310
‫وال.

08:32.060 --> 08:34.650
‫وقتی آوردمش بیدار بود...

08:35.150 --> 08:38.150
‫ولی مدت زمانی که طول کشید و 
‫تا اینجا کولش کردم، دوباره خوابش برد.

08:42.150 --> 08:43.150
‫فیلیپ.

08:46.150 --> 08:48.900
‫وال، همگی بیاین پیش ما.

08:49.400 --> 08:51.810
‫لطفاً بیشتر برام تعریف کن چی شد.

08:52.350 --> 08:53.350
‫باشه.

08:52.350 --> 08:53.350
‫حتماً.

09:03.600 --> 09:04.600
‫جین-ساما!

09:05.060 --> 09:07.350
‫نامزدم چطوره؟

09:08.060 --> 09:09.060
‫خب...

09:09.480 --> 09:11.690
‫یه جای کارش می‌لنگه.

09:12.940 --> 09:14.440
‫شک دارم اون...

09:14.810 --> 09:19.690
‫ها؟ آب دادن بهش فایده‌ای نداره.

09:20.190 --> 09:22.270
‫دارو الان توی خونش پخش شده.

09:22.730 --> 09:25.650
‫منظورت از «دارو» چیه؟

09:26.060 --> 09:27.600
‫معلوم نیست؟

09:27.600 --> 09:30.150
‫الکل خالی نمی‌تونه این بلا رو سرش بیاره.

09:30.150 --> 09:32.190
‫آره، موافقم.

09:32.520 --> 09:35.480
‫درسته، توی میخونه مجبورش کردن
‫یه کم مشروب بخوره،

09:35.480 --> 09:37.150
‫ولی این کارِ یه داروی قویه.

09:37.940 --> 09:40.940
‫ترکیبی از قرص خواب‌آور و مواد مخدره.

09:40.940 --> 09:44.150
‫به خاطر قیمت بالاش
‫کمتر استفاده می‌شه،

09:44.150 --> 09:48.060
‫ولی طبق تجربه‌ام، برای قاچاق انسان و
‫وقتی می‌خوای یه نفر رو بدزدی

09:48.060 --> 09:49.560
‫
‫خیلی کاربرد داره.

09:49.900 --> 09:52.270
‫جلوی کمت حرف‌های بد نزن!

09:52.650 --> 09:54.190
‫آخ!

09:52.650 --> 09:54.190
‫داروی خیلی قوی‌ایه.

09:54.190 --> 09:56.600
‫چطور ممکنه این بلا سر ولیعهد بیاد؟

09:56.900 --> 09:59.650
‫داری قضیه رو زیادی
‫بزرگ می‌کنی، جناب شوالیه.

09:59.650 --> 10:03.230
‫اگه بذاریم تا صبح بخوابه،
‫اثر دارو از بین می‌ره.

10:04.100 --> 10:06.690
‫ولی این یه حادثه‌ی بزرگه!

10:06.690 --> 10:08.690
‫کی توی میخونه بهش دارو داده؟

10:08.690 --> 10:09.900
‫نه.

10:09.900 --> 10:14.190
‫وقتی شاهزاده از قصر خارج شد،
‫دارو توی بدنش بود.

10:16.060 --> 10:18.190
‫تمام مدتی که اونجا بود
‫زیر نظر داشتمش، ولی...

10:19.020 --> 10:22.770
‫وقتی داشت می‌رفت، دو نفر
‫زیر بغلش رو گرفته بودن.

10:22.770 --> 10:24.770
‫حتی نمی‌تونست روی پای خودش راه بره.

10:26.060 --> 10:29.980
‫تعقیبشون کردم، نه تنها بردنش میخونه،

10:29.980 --> 10:34.310
‫بلکه به زور بهش الکل خوروندن و بعد
‫پول رو پرت کردن و رفتن.

10:34.900 --> 10:38.730
‫احتمالاً اول بهش دارو دادن
‫و بعد کشون‌کشون آوردنش اینجا.

10:40.560 --> 10:44.600
‫البته به لطف اونا، 
‫یه نوشیدنی خوبم قسمت من شد.

10:45.600 --> 10:49.020
‫یعنی وقتی توی قصر بوده بهش دارو دادن؟!

10:50.100 --> 10:52.480
‫این که یه بحران بزرگه!

10:53.980 --> 10:56.600
‫اگه این حرف راست باشه،
‫قضیه خیلی جدی‌تر از یه بحرانه.

10:56.600 --> 10:58.020
‫خلاصه بگم، این یه آدم‌ربایی بوده.

10:58.400 --> 11:02.230
‫دارو دادن به شاهزاده برای بیرون بردنش
‫از قصر، جرم خیلی سنگینیه.

11:12.980 --> 11:14.230
‫خواهر بزرگه؟

11:15.770 --> 11:17.560
‫بانوی من چه خشمی داره!

11:18.440 --> 11:20.850
‫کسایی که برای لئون-ساما پاپوش درست کردن...

11:21.850 --> 11:25.230
‫شاهزاده دوم اروین،
‫و شاهزاده سوم هومر هستن.

11:31.770 --> 11:37.810
‫توی بازی، اونا مدام میومدن تا به
‫برادر دل‌شکسته‌شون لئون سر بزنن.

11:38.730 --> 11:41.480
‫بعد، وقتی تیارا وارد مسیر لئون می‌شه،

11:41.480 --> 11:45.060
‫اتفاقی اونا رو بیرون اتاق لئون می‌بینه،

11:45.060 --> 11:47.980
‫و اونجا بود که یه چیزایی درباره
‫حقیقتِ اتفاقات دو سال پیش فهمید.

11:48.650 --> 11:51.940
‫اونا به برادر بزرگ‌ترشون حسودی می‌کردن
‫چون نفرات بعدی برای رسیدن به تخت بودن.

11:51.940 --> 11:53.980
‫و براش شایعه‌های بد درست کردن.

11:54.480 --> 11:58.690
‫تمام حرفا درباره زن‌باز بودنش
‫فقط دروغ‌های بی‌اساس بود!

11:59.600 --> 12:02.310
‫توی بازی، وقتی تیارا بیشتر تحقیق کرد...

12:02.900 --> 12:05.400
‫ما فقط یه کم بهش نوشیدنی دادیم.

12:05.400 --> 12:08.100
‫بعدش هم دادیم خدمتکارا
‫ببرنش به میخونه.

12:08.690 --> 12:10.810
‫یه کم نوشیدنی؟ آره، جون عمه‌تون!

12:11.650 --> 12:14.400
‫برادرا گفتن لئون به خاطر شرابِ
‫جشن مست کرده

12:14.400 --> 12:16.980
‫و اونا قبل از اینکه بذارنش توی اتاقش،
‫ازش مراقبت کردن.

12:17.480 --> 12:21.940
‫بعد ادعا کردن که لئونِ مست، خودش
‫تنهایی از قصر رفته بیرون،

12:21.940 --> 12:24.150
‫چیزی که خودِ لئون هم باورش کرده بود!

12:25.230 --> 12:28.190
‫حداقل تا وقتی که تیارا حقیقت رو فهمید

12:28.190 --> 12:30.480
‫و بعد به لئون گفت که
‫برادراش واقعاً چیکار کردن.

12:36.060 --> 12:39.480
‫اونا با دارو به برادر خودشون دادن،
‫براش پاپوش درست کردن!

12:39.480 --> 12:41.190
‫چه آشغال‌هایی!

12:42.060 --> 12:47.770
‫فکر می‌کردم اگه فقط لئون-ساما رو راضی کنم
‫که از قصر بیرون نره، همه‌چی درست می‌شه.

12:47.770 --> 12:51.020
‫ولی معلوم شد
‫مشکل اصلاً این نبوده!

12:52.150 --> 12:56.440
‫و بدتر از اون، با توجه به چیزی که 
‫درباره اون برادرا می‌دونم...

12:58.440 --> 13:01.100
‫نمی‌ذارم قسر در برن.

13:02.230 --> 13:03.440
‫فردا صبح،

13:03.440 --> 13:07.190
‫بعد از اینکه لئون-ساما بیدار شد،
‫اوضاع رو براش توضیح می‌دم.

13:08.310 --> 13:11.560
‫به عنوان یه عضو از خانواده‌ی سلطنتی،
‫نمی‌تونم این حماقت رو تحمل کنم!

13:12.270 --> 13:15.600
‫توی این دنیا جلوشون رو می‌گیرم!

13:28.400 --> 13:29.600
‫من کجام؟

13:30.270 --> 13:32.060
‫بیدار شدین؟

13:32.560 --> 13:33.850
‫تو کی هستی؟

13:33.850 --> 13:35.900
‫من کالوم هستم.

13:36.400 --> 13:38.940
‫یادتون میاد دیشب چه اتفاقی افتاد؟

13:39.520 --> 13:41.310
‫دیشب...

13:41.310 --> 13:44.100
‫با برادرای کوچیک‌ترم شراب خوردم...

13:44.900 --> 13:47.270
‫آروم باشین، عالیجناب.

13:47.940 --> 13:52.100
‫ما دیشب شما رو بیهوش توی 
‫میخونه پیدا کردیم و آوردیمتون جای امن.

13:52.100 --> 13:53.650
‫توی میخونه؟

13:54.520 --> 13:56.520
‫وای نه! دیرم شده!

13:56.520 --> 13:59.440
‫ساعت چنده؟! باید برم!

14:00.650 --> 14:02.770
‫لطفاً آروم باشین.

14:02.770 --> 14:04.350
‫همه‌ چی مرتبه.

14:04.350 --> 14:06.940
‫ما شما رو تا قصر می‌رسونیم.

14:07.270 --> 14:09.980
‫از کمکت خیلی ممنونم.

14:09.980 --> 14:14.520
‫ولی عذر می‌خوام،
‫ولی باید فوراً برگردم خونه.

14:14.520 --> 14:16.650
‫باید برم نامزدم رو ببینم!

14:17.350 --> 14:20.100
‫نیازی به این کار نیست، شاهزاده لئون.

14:22.980 --> 14:24.560
‫پراید؟

14:24.560 --> 14:25.770
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

14:25.980 --> 14:28.730
‫بعد از اینکه اون شب بهتون هشدار دادم،
‫خیلی نگران شدم،

14:28.730 --> 14:31.520
‫برای همین مخفیانه اومدم اینجا تا ببینمتون.

14:32.480 --> 14:35.150
‫لطفاً بابت این کار منو ببخشین.

14:42.980 --> 14:44.520
‫استیل-ساما هم اینجاست؟!

14:46.060 --> 14:47.650
‫نباید این کار رو بکنین، لئون-ساما!

14:48.150 --> 14:52.560
‫یه عضو از خانواده سلطنتی نباید برای
‫یه تهمت دروغین این‌طوری التماس کنه!

14:53.940 --> 14:55.230
‫پراید!

14:55.230 --> 14:56.690
‫متأسفم.

14:56.690 --> 15:00.230
‫با اینکه اون شب کلی زحمت کشیدی
‫تا بهم هشدار بدی،

15:00.770 --> 15:01.850
‫من بازم...

15:02.230 --> 15:03.690
‫اشکالی نداره.

15:03.690 --> 15:05.310
‫همه‌ چی رو می‌دونم.

15:06.190 --> 15:08.810
‫می‌دونم که بهتون دارو دادن،

15:08.810 --> 15:12.060
‫و مجبور شدین برخلاف میلتون
‫از قصر خارج بشین.

15:12.730 --> 15:16.270
‫همین‌طور درباره شایعات زن‌باز بودنتون
‫توی شهر هم خبر دارم.

15:16.270 --> 15:19.400
‫همه‌شون بی‌اساسن.

15:19.940 --> 15:21.190
‫لئون-ساما.

15:21.190 --> 15:24.810
‫کسایی که بهتون دارو دادن
‫و سعی کردن برات پاپوش درست کنن

15:24.810 --> 15:26.730
‫برادرهای کوچیکتونن.

15:26.730 --> 15:28.060
‫امکان نداره!

15:28.060 --> 15:31.350
‫بعد از نوشیدن اون شراب دیشب،
‫هیچی یادتون نمیاد، درسته؟

15:31.770 --> 15:34.560
‫اگه این‌طوره، بیاین بریم قصر،

15:34.560 --> 15:36.600
‫و همه‌چیز رو با اعلیحضرت پادشاه
‫در میون بذاریم.

15:37.150 --> 15:38.230
‫نمی‌تونیم.

15:38.520 --> 15:41.440
‫اگه این کار رو بکنیم،
‫وراث تاج و تخت رو از دست می‌دیم...

15:41.980 --> 15:44.770
‫اون دو تا حتماً این کار رو
‫برای خیر و صلاح کشور کردن!

15:44.770 --> 15:46.650
‫اگه به فکر کشور بودن،

15:46.650 --> 15:49.060
‫همچین کار پلیدی نمی‌کردن!

15:50.850 --> 15:52.690
‫دیگه بسه!

15:52.690 --> 15:54.600
‫بیدار شو، لئون آدونیس کوروناریا!

15:54.810 --> 15:57.310
‫هدفت کجاست؟!

15:57.310 --> 15:58.850
‫یادت بیاد برای چی داری می‌جنگی!

15:58.850 --> 16:01.350
‫اون آرزوی قلبیت یادت نره!

16:03.060 --> 16:05.850
‫الان، منو کنارت داری.

16:06.060 --> 16:08.350
‫برادرم و شوالیه‌ها هم باهات هستن!

16:08.850 --> 16:14.020
‫مطمئنم اگه الان بریم پادشاه،
‫قطعا به حرفت گوش می‌ده!

16:16.310 --> 16:17.560
‫لئون-ساما...

16:17.560 --> 16:20.310
‫چیزی که بیشتر از هر چیزی دوستش داری چیه؟

16:25.150 --> 16:26.400
‫نمی‌دونم.

16:28.150 --> 16:35.730
‫تو رو دوست دارم،
‫پراید رویال آیوی، فقط تو رو.

16:38.730 --> 16:41.100
‫بی‌خیال شو، لئون!

16:41.100 --> 16:43.350
‫این از ته قلبت نبود!

16:46.810 --> 16:49.850
‫من کسی نیستم که تو دوستش داری!

16:49.850 --> 16:52.270
‫خواسته‌های خودت رو در آغوش بگیر!

16:57.900 --> 16:59.690
‫این تنها شانسته!

16:59.900 --> 17:03.400
‫قبل از اینکه همه‌چیز از دستت بره!

17:03.400 --> 17:05.190
‫با احساسات واقعیت روبرو شو!

17:06.560 --> 17:10.810
‫لئون-ساما، چیزی که همیشه از
‫ته قلبت دوستش خواهی داشت...

17:11.440 --> 17:13.730
‫مردم کشورتن!

17:24.730 --> 17:26.810
‫فایده‌ای نداره!

17:26.810 --> 17:28.980
‫من باید از این کشور برم!

17:29.770 --> 17:34.690
‫وگرنه، نیازهای ناپاکم
‫روی مردمی که دوستشون دارم اثر می‌ذاره...

17:35.730 --> 17:40.810
‫من عاشق مردمم شدم...

17:40.810 --> 17:47.520
‫اما نمی‌تونم اونا رو در معرض خواسته‌هام،
‫خودشیفتگیم و مالکیت‌طلبیم قرار بدم!

17:48.600 --> 17:51.650
‫من نمی‌تونم پادشاه بشم!

17:52.810 --> 17:56.350
‫چی باعث شده فکر کنی
‫برای پادشاهی مناسب نیستی؟

17:59.600 --> 18:02.900
‫هیچ چیز ناپاکی توی خواسته‌ات نیست.

18:02.900 --> 18:05.900
‫سعی داری تأیید کی رو بگیری؟

18:05.900 --> 18:07.020
‫مردم، درسته؟

18:08.150 --> 18:10.900
‫اینکه بخوای مردم تأییدت کنن،

18:10.900 --> 18:13.400
‫یا بخوای پادشاهی بشی که
‫مردم آرزوش رو دارن،

18:13.400 --> 18:15.690
‫کجاشون گناهه؟

18:16.100 --> 18:18.730
‫کِی خودشیفته شدی؟

18:19.230 --> 18:22.190
‫تو همیشه مردم رو دوست داشتی،
‫نه خودت رو.

18:22.190 --> 18:24.560
‫تو قلبت رو به روشون باز کردی.

18:24.560 --> 18:30.440
‫یا نکنه می‌خوای بگی تعامل با مردم
‫باعث شده مغرور بشی؟

18:31.690 --> 18:33.940
‫منظورت از «مالکیت‌طلبی» چیه؟

18:33.940 --> 18:37.940
‫داری درباره‌ی میلت به اینکه توسط شهروندات
‫دوست داشته بشی حرف می‌زنی؟

18:37.940 --> 18:40.100
‫این که کاملاً طبیعیه!

18:41.650 --> 18:44.440
‫چون تو مردم این کشور رو عزیز می‌دونی!

18:44.440 --> 18:47.190
‫و خیلی خیلی وقته این‌طوری هستی!

18:47.810 --> 18:49.940
‫این مالکیت‌طلبی نیست.

18:49.940 --> 18:52.230
‫دقیقاً به خاطر اینه که بارها و بارها
‫خودت رو وقفِ

18:52.230 --> 18:57.100
‫شادی مردمت کردی، 
‫امیدوار بودی دوست داشته بشی.

18:57.310 --> 19:01.770
‫تازه، حتی اگه مردم هم دوستت نداشتن،

19:01.770 --> 19:03.480
‫باز هم ازشون حمایت می‌کردی.

19:03.480 --> 19:08.270
‫چون تو آدم شریفی هستی که همیشه
‫دیگران رو به خودش ترجیح می‌ده!

19:16.400 --> 19:18.940
‫توی دنیای بازی،

19:18.940 --> 19:22.690
‫لئون به عنوان نامزد پراید،
‫توی پادشاهی فریزیا موند.

19:23.650 --> 19:27.100
‫با گذشت روزها و ادامه پیدا کردنِ
‫آزار و اذیت‌های پراید،

19:27.100 --> 19:28.650
‫همچنان همه رو تحمل می‌کرد.

19:29.350 --> 19:32.520
‫و این به خاطر این نبود که
‫جای دیگه‌ای برای رفتن نداشت.

19:33.520 --> 19:38.400
‫اون این کار رو کرد تا اتحاد بین فریزیا
‫و کشور محبوبش رو حفظ کنه.

19:39.230 --> 19:43.940
‫حتی با قلبی شکسته و حبس توی اتاقی
‫که هیچ راه فراری ازش نداشت...

19:43.940 --> 19:45.150
‫اون محکم ایستادگی کرد.

19:46.400 --> 19:48.770
‫یعنی می‌خوای بگی این احساسات اشکالی ندارن؟

19:49.650 --> 19:51.690
‫ناپاک نیستن؟

19:51.690 --> 19:52.770
‫دقیقاً.

19:52.770 --> 19:55.150
‫اشکالی نداره که خواسته‌هات رو بپذیری.

19:55.690 --> 20:00.810
‫چون قلب نجیبت، حتماً تو رو
‫به مسیر درست هدایت می‌کنه.

20:05.440 --> 20:08.690
‫من نمی‌خوام پادشاهی آنمون رو ترک کنم!

20:09.900 --> 20:12.020
‫روابط تجاریمون داره خوب پیش می‌ره!

20:12.020 --> 20:14.190
‫در آینده، منابع زیادی جمع می‌کنیم
‫و این کشور بدون شک

20:14.190 --> 20:16.400
‫ثروتمند می‌شه!

20:16.900 --> 20:18.400
‫بچه‌های شهر

20:18.400 --> 20:21.730
‫بهم گفتن که می‌خوان در آینده 
‫کالاهایی از سراسر دنیا جمع کنن

20:21.730 --> 20:23.020
‫و تاجر بشن!

20:23.400 --> 20:26.690
‫یه ماه پیش، خانواده‌های کشاورز
‫حومه شهر لبخند زدن

20:26.690 --> 20:30.060
‫و بهم گفتن موفق شدن
‫محصولات جدید پرورش بدن!

20:30.690 --> 20:33.440
‫گفتن می‌خوان یه روزی من بخورمشون!

20:34.440 --> 20:39.850
‫آخرین باری که برای سرکشی رفتم شهر،
‫زن‌ها اجازه دادن بچه‌هاشون رو بغل کنم!

20:39.850 --> 20:42.190
‫حتی اسمشون رو هم از روی اسم من گذاشتن!

20:42.900 --> 20:46.850
‫امیدوار بودن بچه‌هاشون بزرگ بشن
‫و مثل من مهربون بشن!

20:47.600 --> 20:50.350
‫حتی بعد از اینکه شهرت بدم
‫توی شهر پیچید،

20:50.350 --> 20:53.690
‫همه، تک‌تکشون گفتن که بهم باور دارن!

20:53.690 --> 20:55.770
‫اونا همیشه با لبخند نگاهم می‌کردن!

20:57.190 --> 20:59.560
‫عاشقشم!

20:59.560 --> 21:00.940
‫من عاشق این کشورم!

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Dark Fairy\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:06.850 --> 21:08.810
‫خب، این هم از این.

21:08.810 --> 21:11.190
‫این حقیقتِ توئه.

21:14.810 --> 21:15.850
‫لئون-ساما.

21:17.600 --> 21:19.100
‫برای همینه که من اینجام.

21:20.100 --> 21:24.560
‫این همه راه اومدم
‫تا کمکت کنم همه چیز رو پس بگیری.

21:25.060 --> 21:26.350
‫همه چیز رو؟

21:28.480 --> 21:30.440
‫با هم پیش می‌ریم.

21:30.440 --> 21:32.150
‫همه‌مون همراهت میایم.

21:33.850 --> 21:38.230
‫اگه به تصمیمت پایبند باشی
‫و دستم رو بگیری...

21:41.060 --> 21:45.190
‫مطمئن می‌شم که خوشبخت بشی!

21:56.000 --> 21:58.590
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

21:58.590 --> 22:00.840
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:00.840 --> 22:05.290
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:05.290 --> 22:07.670
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:07.670 --> 22:10.090
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:10.090 --> 22:12.630
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:21.710 --> 22:22.960
‫‫اگه دوباره به دنیا بیام،

22:22.960 --> 22:25.210
‫‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

22:25.460 --> 22:26.590
‫‫چرا؟

22:26.590 --> 22:30.590
‫‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس.

22:30.590 --> 22:34.540
‫‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام.

22:34.540 --> 22:36.500
‫‫واقعاً که، چاره‌ای نیست.

22:36.790 --> 22:39.750
‫‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم.

22:39.750 --> 22:42.040
‫‫تنها تحمل کردن ممنوعه.

22:42.040 --> 22:44.210
‫‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

22:44.210 --> 22:45.840
‫‫شب‌ها احساساتی می‌شه.

22:45.840 --> 22:48.090
‫‫این طبیعیه.

22:48.290 --> 22:50.750
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:50.750 --> 22:52.920
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:52.920 --> 22:57.340
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:57.340 --> 22:59.790
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:59.790 --> 23:02.090
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:02.090 --> 23:04.590
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:06.250 --> 23:08.840
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

23:08.840 --> 23:10.920
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

23:10.920 --> 23:15.540
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

23:15.540 --> 23:17.960
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:17.980 --> 23:20.230
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:20.230 --> 23:22.900
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:27.900 --> 23:33.350
‫ملکه‌ی شرور: 
‫از شرور تا ناجی

23:34.060 --> 23:35.730
‫قسمت چهارم:

23:34.400 --> 23:38.560
‫ملکه‌ی ظالم اعلامیه می‌ده

23:35.730 --> 23:37.850
‫«ملکه‌ی ظالم اعلامیه می‌ده».
