WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:01.520 --> 00:02.730
‫لعنتی!

00:02.730 --> 00:06.770
‫باید حسابی حال بده که مورد اعتمادترین
‫شوالیه امپراتوریِ پراید-ساما باشی.

00:03.000 --> 00:15.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:03.000 --> 00:15.000
Dark Fairy\h:مترجم

00:03.000 --> 00:15.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:06.770 --> 00:10.270
‫چون شب‌ها جلوی اتاقش نگهبانی می‌دی،

00:10.270 --> 00:13.020
‫مشخصا بهترین فرصته تا باهاش
‫گپ بزنی، مگه نه؟

00:14.230 --> 00:16.100
‫ببین، اصلاً اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست.

00:16.100 --> 00:19.480
‫منظورم اینه که حرف زدن با اون،
‫خلاف قوانین یا همچین چیزی نیست.

00:19.480 --> 00:21.310
‫این یکی از مزایای شغلمه!

00:22.940 --> 00:25.560
‫نکنه تو اون لحظات حساس، بهش پا دادی؟

00:26.650 --> 00:28.980
‫من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم!

00:28.980 --> 00:30.980
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم!

00:33.230 --> 00:37.350
‫خب، بیراه هم نمی‌گه که بهش می‌گه مزایا...

01:02.650 --> 01:05.440
‫‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

01:05.440 --> 01:07.690
‫نباید هدر بدم.

01:07.690 --> 01:10.530
‫‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

01:10.530 --> 01:14.070
‫به درد خود شخص می‌خوره.

01:14.280 --> 01:16.860
‫‫نباید صدای اعماق ذهنم

01:16.860 --> 01:19.240
‫من رو گمراه کنه.

01:19.240 --> 01:22.780
‫‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه.

01:22.780 --> 01:25.570
‫با قلبت زندگی کن

01:25.740 --> 01:30.780
‫‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری.

01:30.780 --> 01:34.780
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی.

01:36.530 --> 01:39.400
‫‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم.

01:39.400 --> 01:42.320
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم.

01:42.320 --> 01:45.030
‫‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم.

01:45.030 --> 01:47.190
‫نباید متوقف بشم.

01:48.240 --> 01:50.990
‫‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

01:50.990 --> 01:53.860
‫پس آینده رو عوض می‌کنم.

01:53.860 --> 01:57.900
‫‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

01:59.820 --> 02:03.610
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم.

02:09.560 --> 02:13.400
قسمت 6

02:09.560 --> 02:13.400
‫ملکه‌ی جسور و الکل

02:12.230 --> 02:13.400
‫خوابت نمی‌بره؟

02:13.850 --> 02:14.690
‫نه.

02:15.940 --> 02:18.690
‫خب، نگران نباشین. لئون-ساما جاشون امنه.

02:18.690 --> 02:20.650
‫صبح که بیدار بشه حالش خوبه.

02:22.900 --> 02:26.100
‫پراید-ساما باید روحیه‌تون رو حفظ کنین.

02:27.810 --> 02:29.440
‫شما پیروان وفاداری داری.

02:29.440 --> 02:31.810
‫همه‌امون طرفدار شمائیم.

02:32.980 --> 02:36.230
‫مثل کاپیتان آلن.
‫اون فوق‌العاده قویه.

02:36.230 --> 02:39.100
‫البته فقط بحث استعداد نیست.

02:39.100 --> 02:41.940
‫اون هر روز یه مدت زمان باورنکردنی‌ای رو
‫تمرین می‌کنه.

02:43.100 --> 02:45.350
‫اون حتی احترامِ جوخه اول رو هم
‫که پر از کهنه‌سربازهای جنگ‌دیده‌ست،

02:45.350 --> 02:47.850
‫به دست آورده.

02:47.850 --> 02:49.060
‫اون واقعاً توی یه سطح دیگه‌ست.

02:50.600 --> 02:53.690
‫بعدش هم نایب‌کاپیتان اریک هست.
‫اون خیلی پیگیر و فعاله.

02:54.650 --> 02:58.850
‫اونقدر توانمنده که آدم می‌مونه
‫اصلاً کاری هست که نتونه انجام بده؟

02:58.850 --> 03:00.400
‫و ذهن تیزی هم داره.

03:01.480 --> 03:03.810
‫اینطوری هم نیست که بخواد باهاش پز بده.

03:03.810 --> 03:07.100
‫واقعاً با تمام وجودش،
‫پای هر کاری که می‌کنه می‌ایسته.

03:07.850 --> 03:09.310
‫بعدش هم کاپیتان کالومه.

03:09.310 --> 03:13.480
‫اون آدم حساسیه که اگه ببینه یکی
‫توی دردسر افتاده

03:13.480 --> 03:15.230
‫سریع بهش کمک می‌کنه.

03:16.350 --> 03:18.980
‫مثل پنج سال پیش که اون بالا
‫روی صخره بودیم،

03:18.980 --> 03:22.980
‫با اینکه فقط یه بچه زبون‌نفهمِ بددهن بودم،
‫بازم مراقبم بود.

03:24.480 --> 03:25.810
‫باعث می‌شه نسبت بهش احساس دین کنم.

03:25.810 --> 03:28.310
‫هنوزم نمی‌تونم به خاطر همون قضیه 
‫جلوش عادی رفتار کنم.

03:30.560 --> 03:32.100
‫اون‌ها تیم فوق‌العاده‌ای هستن.

03:32.100 --> 03:35.150
‫شک ندارم که ازتون محافظت می‌کنن پراید-ساما.

03:35.350 --> 03:38.900
‫به علاوه پدرم و کلارک،
‫و بقیه‌ی شوالیه‌ها هم هستن،

03:38.900 --> 03:43.100
‫صدراعظم گیلبرت و ماریان.
‫سفک و کمت هم همین‌طور.

03:43.770 --> 03:46.060
‫حتی وال هم، با اینکه به نظرم آدم افتضاحیه
‫پشتتونه.

03:47.100 --> 03:52.850
‫و اون دو نفری که  از قدیم باهاتون بودن 
‫فراموش رو نکنین، تیارا و استیل.

03:56.150 --> 04:00.440
‫استیل حتی بدون قدرتش هم واقعاً قویه.

04:00.440 --> 04:03.690
‫به‌علاوه، تمام تمرین‌هایی که 
‫هم با شمشیر و هم با مشت‌هاش می‌کنه

04:03.690 --> 04:05.310
‫اون رو به جنگجوی بهتری تبدیل می‌کنه.

04:06.520 --> 04:11.980
‫دونستن اینکه همیشه کنارتونه،
‫خیالم رو حسابی راحت می‌کنه.

04:14.520 --> 04:15.560
‫و البته...

04:16.400 --> 04:17.440
‫من رو هم دارین.

04:21.350 --> 04:23.940
‫می‌شه در رو یه ذره باز کنین؟

04:37.150 --> 04:39.150
‫منم اینجام.

04:39.980 --> 04:45.150
‫تمام این مدت مهارت‌های شمشیرزنیم رو 
‫تقویت کردم تا بتونم ازتون محافظت کنم.

04:45.730 --> 04:49.100
‫و هر وقت اوضاع سخت بشه، همیشه هستم
‫تا دست یاریم رو به سمتتون دراز کنم.

04:49.100 --> 04:51.020
‫درست مثل الان.

04:52.100 --> 04:54.690
‫شما واقعاً آدم فوق‌العاده‌ای هستین، پراید-ساما.

04:55.400 --> 04:59.440
‫شما همیشه با دادن فرصت به آدم‌هایی مثل من،
‫دارین پل‌های ارتباطی می‌سازین.

04:59.440 --> 05:01.480
‫متوجه تلاش‌های ما می‌شین
‫و با حرف‌هاتون بهمون دلگرمی می‌دین.

05:01.480 --> 05:02.770
‫شما تجلی ایمان هستین.

05:04.150 --> 05:08.850
‫برای همینه که همه‌مون حاضریم
‫ازتون پیروی کنیم.

05:19.150 --> 05:21.650
‫من هواتون رو دارم.

05:22.270 --> 05:25.770
‫و همیشه کنارتون می‌مونم.

05:27.980 --> 05:30.060
‫ممنونم، آرتور.

05:30.980 --> 05:32.650
‫دوستت دارم.

05:48.560 --> 05:51.650
‫خب، ام...

05:51.650 --> 05:54.520
‫کجا بودم؟

05:54.520 --> 05:56.310
‫ام...

05:57.230 --> 06:00.600
‫کاپیتان آلن خیلی قویه...

06:01.020 --> 06:05.270
‫و همه عاشق کاپیتان کالوم هستن...

06:05.480 --> 06:07.560
‫خواهش می‌کنم، دیگه در مورد اون حرف نزن!

06:07.560 --> 06:10.900
‫من فکر کردم بین تو و پراید-ساما
‫یه اتفاق خاصی افتاده.

06:11.100 --> 06:13.730
‫ولی تو فقط از ما حرف زدی،
‫اونم وسط این موقعیت.

06:13.730 --> 06:17.900
‫آرتور وقتی مست می‌شه
‫همیشه همین‌طوریه.

06:18.520 --> 06:20.400
‫به نظر خوش می‌گذره.

06:20.400 --> 06:23.270
‫اشکالی نداره منم بهتون ملحق بشم؟

06:23.810 --> 06:26.480
‫هی، استیل...

06:26.480 --> 06:27.980
‫استیل-ساما!

06:28.190 --> 06:29.770
‫چی باعث شده بیاین اینجا، استیل-ساما؟

06:29.770 --> 06:31.480
‫در شان شما نیست که 
‫توی پاتون رو توی این خوکدونی بذارین

06:31.480 --> 06:33.230
‫به اتاقم این‌طوری توهین نکن!

06:35.440 --> 06:36.940
‫می‌تونم کنارش بشینم؟

06:36.940 --> 06:38.100
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید.

06:39.650 --> 06:42.600
‫اون‌قدر مستی که حتی نمی‌تونی
‫صاف بشینی، آرتور؟

06:45.810 --> 06:48.850
‫استیل واقعاً قویه، و خیلی باهوش-

06:48.850 --> 06:49.980
‫هـــــی، آرتور!

06:49.980 --> 06:51.690
‫این حرف‌ها از کجا میاد؟!

06:52.850 --> 06:54.600
‫برو بیرون یه ذره حالت جا بیاد!

07:00.650 --> 07:02.190
‫راستش، این خوبه.

07:02.400 --> 07:04.810
‫راستش، یه چیزی هست که 
‫می‌خواستم از شما که

07:04.810 --> 07:06.600
‫از نزدیک با آرتور کار می‌کنین، بپرسم.

07:07.690 --> 07:08.690
‫لطفاً روراست باشین.

07:08.690 --> 07:11.850
‫واقعاً در موردش چی فکر می‌کنین؟

07:12.520 --> 07:14.650
‫من که ازش خوشم میاد!

07:14.650 --> 07:16.770
‫قطعاً بودن باهاش خوش می‌گذره.

07:16.770 --> 07:19.600
‫جدا از اصالت خانوادگیش
‫به عنوان پسر فرمانده،

07:19.600 --> 07:23.020
‫استعداد ذاتی توی نبرد داره
‫و همیشه بهترین عملکردش رو نشان می‌ده.

07:23.020 --> 07:25.940
‫حتی بعد از پشت سر گذاشتن بقیه شوالیه‌ها

07:25.940 --> 07:29.980
‫برای انتخاب شدن به عنوان محافظ شخصی
‫ پراید-ساما، هنوز هم مثل همیشه دقیقه.

07:30.190 --> 07:35.770
‫به علاوه، سربازهای جدید زیادی هم
‫هستن که ازش الهام می‌گیرن.

07:35.770 --> 07:39.650
‫با این حال، به خاطر اینکه 
‫محافظ پراید-ساما شده بهش حسودی می‌کنم!

07:40.480 --> 07:43.850
‫به نظر منم آرتور شوالیه‌ی خوبیه.

07:43.850 --> 07:45.480
‫که اینطور.

07:45.480 --> 07:47.400
‫خیالم راحت شد.

07:47.400 --> 07:48.980
‫حالا دیگه هیچ نگرانی‌ای ندارم.

07:53.480 --> 07:55.980
‫ام... ببخشید.

07:55.980 --> 07:58.100
‫بیدار شدم و دیدم اون بیرون ولو شدم.

07:59.690 --> 08:01.440
‫چی؟! استیل؟!

08:01.440 --> 08:02.940
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟!

08:03.270 --> 08:05.900
‫خب، حداقل زود حالت جا اومد.

08:08.310 --> 08:13.060
‫اومدم ببینم تو و خواهرم
‫اون شب درباره چی حرف زدین.

08:13.730 --> 08:16.150
‫و حالا که اینجام، یه خبر دیگه هم دارم.

08:17.650 --> 08:19.650
‫مادر با درخواست من موافقت کرد.

08:19.650 --> 08:22.440
‫از فردا، دستیار عمو وست می‌شم.

08:22.440 --> 08:24.520
‫تا کارش به عنوان مباشر رو از نزدیک ببینم.

08:24.520 --> 08:27.600
‫تا برای خدمت به عنوان
‫نایب‌السلطنه بعدی آماده بشم.

08:27.600 --> 08:31.520
‫دیگه نمی‌تونم مثل قبل کنار پراید بمونم.

08:32.190 --> 08:34.560
‫قرار بود انتصابم بعد از اینکه نامزدی لغو شد

08:34.560 --> 08:36.520
‫به تعویق بیفته.

08:37.440 --> 08:41.850
‫اما از مادر خواهش کردم
‫که اجازه بده انجامش بدم.

08:41.850 --> 08:44.650
‫اینطوری وقتی نامزد جدیدی پیدا بشه،
‫آمادگیش رو دارم...

08:49.730 --> 08:52.770
‫بازم داری همه احساساتت رو
‫می‌ریزی تو خودت، هان؟!

08:53.020 --> 08:56.400
‫این واقعاً یه عادت بدِ مشترک
‫بین تو و پرایدسامائه!

08:56.900 --> 08:58.480
‫معلوم بود که این اتفاق میفته.

08:58.480 --> 09:01.150
‫هیچ‌کس به اندازه تو
‫برای نایب‌السلطنه شدن لایق نیست.

09:02.020 --> 09:03.690
‫خب که چی؟

09:03.690 --> 09:05.600
‫انتظار داری به خاطرش کاخ رو بگیرم سرم؟

09:05.600 --> 09:06.520
‫بی‌خیال بابا!

09:06.520 --> 09:07.350
‫گوش کن!

09:08.230 --> 09:10.900
‫فقط اومدم مطمئن بشم که
‫اولین نفر خودت ازم شنیدی!

09:14.020 --> 09:17.350
‫خیلی خب، ولی اگه می‌خواستی درد و دل کنی،
‫باید خیلی زودتر این کار رو می‌کردی!

09:18.770 --> 09:19.900
‫خب، ببخشید دیگه!

09:20.310 --> 09:24.850
‫راستش رو بخوای، وقتی اولین بار این ایده
‫مطرح شد، حسابی گیج شده بودم!

09:24.850 --> 09:28.650
‫چون حس می‌کردم دارم
‫سوگندی که به تو خوردم رو می‌شکنم!

09:28.650 --> 09:31.650
‫هــا؟ این که اصلاً معنی نمی‌ده.

09:31.940 --> 09:34.560
‫من می‌تونم کلیت قضیه رو ببینم، می‌دونی که؟

09:34.560 --> 09:36.980
‫تو می‌خوای الان این کار رو یاد بگیری
‫تا بتونی از پراید-ساما

09:36.980 --> 09:39.520
‫و مردممون در آینده محافظت کنی، درسته؟

09:39.520 --> 09:43.350
‫کجای این موضوع باید من رو ناراحت کنه؟!

09:44.650 --> 09:46.150
‫بی‌خیال مرد!

09:46.730 --> 09:51.020
‫از اینکه همه چیز رو می‌ریزی تو خودت
‫و اینطوری رفتار می‌کنی، حرصم درمیاد!

09:54.150 --> 09:54.980
‫ای بابا.

09:57.400 --> 09:58.520
‫خب؟

09:58.900 --> 10:00.190
‫خب چی؟

10:00.190 --> 10:02.020
‫می‌دونم امکان نداره همین‌طوری ول کنی بری

10:02.020 --> 10:04.350
‫و بدون اینکه کاری کنی،
‫از طرفداری پراید-ساما دست بکشی.

10:14.100 --> 10:15.980
‫خب، حق با اونه.

10:15.980 --> 10:17.940
‫که من رو دوباره به شما آقایون می‌رسونه.

10:18.600 --> 10:23.560
‫همون‌طور که مطمئنم خودتون می‌دونین،
‫من و آرتور دوستای قدیمی هستیم.

10:24.520 --> 10:25.650
‫ای بابا.

10:26.230 --> 10:30.850
‫خیلی وقته نشنیده بودم آرتور
‫از چنین لحن خشنی استفاده کنه.

10:30.850 --> 10:33.400
‫آرتور. دوستی دلیل موجهی نیست.

10:33.400 --> 10:35.440
‫بیا به جای مشت و لگد، 
‫از کلمات استفاده کنیم، باشه؟

10:36.650 --> 10:42.730
‫همون‌طور که همین الان به آرتور می‌گفتم،
‫من قراره بیشتر از قبل از خواهرم دور باشم.

10:42.730 --> 10:45.940
‫آدم‌های زیادی هستن که بتونن وقتی نیستم
‫ازش محافظت کنن، اما...

10:46.940 --> 10:49.400
‫این هنوز هم خیالم رو راحت نمی‌کنه.

10:49.940 --> 10:57.560
‫رک بگم، نمی‌خوام حتی یه نفر 
‫که بهش اعتماد ندارم، بهش نزدیک بشه.

10:57.560 --> 11:01.600
‫کسایی که با تمام وجود بهشون اعتماد دارم
‫خواهرم، تیارا،

11:01.600 --> 11:03.810
‫فرمانده و معاون فرمانده شوالیه‌ها،

11:03.810 --> 11:06.440
‫و همینطور آرتور هستن.

11:06.650 --> 11:09.650
‫این موضوع توی این پنج سال تغییری نکرده.

11:09.650 --> 11:11.730
‫صریح‌تر از این نمی‌تونم حرف بزنم.

11:11.730 --> 11:12.900
‫پس، با این اوصاف...

11:13.650 --> 11:16.940
‫کاپیتان آلن برنرز از جوخه‌ی اول،

11:16.940 --> 11:20.560
‫کاپیتان کالوم بوردو از جوخه‌ی سوم،

11:20.560 --> 11:24.060
‫نایب کاپیتان اریک گیلکریست از جوخه‌ی اول.

11:25.440 --> 11:30.190
‫می‌خوام همگی شما
‫محافظ شخصی خواهرم بشین.

11:31.150 --> 11:33.810
‫از این به بعد، می‌خوام هر سه نفرتون
‫کنار آرتور کار کنین

11:33.810 --> 11:37.060
‫تا از شاهدخت ارشد کشورمون
‫به عنوان محافظان رسمیش

11:37.810 --> 11:39.850
‫ محافظت کنین.

11:41.940 --> 11:46.100
‫خب، از درخواستتون خیلی
‫مفتخرم، اما می‌تونم بپرسم چرا؟

11:46.480 --> 11:52.650
‫بر اساس چیزی که قبلاً گفتین، این برداشت
‫رو داشتم که اصلا به ما اعتماد ندارین.

11:53.520 --> 11:55.440
‫درسته.

11:55.440 --> 11:59.850
‫اما، آرتور کسیه که
‫من بهش اعتماد مطلق دارم

11:59.850 --> 12:02.190
‫و اونم با تمام وجود به شما اعتماد داره.

12:02.810 --> 12:07.770
‫علاوه بر این، شما هم نشون دادین که
‫آرتور رو درک می‌کنین و بهش اعتماد دارین.

12:07.770 --> 12:09.230
‫من به آدم‌هایی مثل شما نیاز دارم.

12:10.900 --> 12:12.100
‫لطفاً روراست باشین.

12:12.100 --> 12:13.690
‫واقعا در موردش چی فکر می‌کنین؟

12:15.060 --> 12:16.690
‫خیالم راحت شد.

12:16.690 --> 12:18.270
‫حالا دیگه هیچ نگرانی‌ای ندارم.

12:26.850 --> 12:27.690
‫آرتور.

12:28.440 --> 12:32.650
‫کاپیتان آلن و کالوم و نایب کاپیتان اریک...

12:32.650 --> 12:35.100
‫شایستگی این رو دارن که
‫محافظای شخصی خواهرم بشن؟

12:42.020 --> 12:44.350
‫وقتی صحبت از پراید-ساما باشه،

12:44.350 --> 12:46.900
‫می‌خوام شما آقایون 
‫خودتون رو مثل یه نیزه ببینین.

12:46.900 --> 12:48.980
‫به جای اینکه مثل یه سپر عمل کنین،

12:48.980 --> 12:51.810
‫ازش با دو نگه داشتن بدخواهاش
‫محافظت می‌کنین.

12:52.270 --> 12:53.520
‫بله، قربان!

12:54.940 --> 12:56.190
‫ممنونم.

12:59.650 --> 13:02.980
‫حالا، نظرتون چیه
‫پیش‌دستی کنیم و جشن بگیریم؟

13:02.980 --> 13:06.400
‫می‌تونیم به سلامتی جوخه‌ی تازه‌تأسیس 
‫محافظای شخصیِ بنوشیم.

13:06.850 --> 13:08.480
‫حتماً!

13:09.480 --> 13:11.190
‫آلن، داری زیادی جوگیر می‌شی.

13:11.190 --> 13:12.480
‫اه، دست از سرم بردار.

13:12.480 --> 13:13.190
‫اه، دست از سرم بردار.

13:12.480 --> 13:13.190
‫تو چی فکر می‌کنی، آرتور؟

13:13.190 --> 13:14.480
‫زیادی ننوش.

13:13.190 --> 13:14.480
‫تو چی فکر می‌کنی، آرتور؟

13:14.480 --> 13:15.770
‫می‌دونم!

13:14.480 --> 13:15.770
‫برای اینکه وقتی من نیستم ازش محافظت کنن

13:15.770 --> 13:17.060
‫از کافی هم کافی‌تره، مگه نه؟

13:17.520 --> 13:18.350
‫حتماً.

13:18.350 --> 13:21.600
‫ولی تو هنوزم بهترین همراهی
‫هستی که دارم.

13:24.190 --> 13:27.600
‫ما همیشه تیمی می‌مونیم که از
‫پراید-ساما محافظت می‌کنه، مگه نه؟

13:32.440 --> 13:33.440
‫البته.

13:36.230 --> 13:37.350
‫خب حالا...

13:37.350 --> 13:39.190
‫امروز چی می‌خوای بنوشی؟

13:39.600 --> 13:43.770
‫خیلی دل و جرئت داری، شاهزاده.

13:44.560 --> 13:46.900
‫از نوشیدن با تو لذت می‌برم.

13:49.190 --> 13:52.060
‫میوه‌ها رو دوست دارین، کمت، سفک؟

13:53.230 --> 13:57.350
‫چرا باعث شدی بانوم تو رو از
‫قوانین قراردادم معاف کنه؟

13:57.350 --> 13:59.940
‫چه بازی‌ای داری راه می‌ندازی؟

13:59.940 --> 14:03.230
‫قبلاً به اون سوال جواب دادم، ندادم؟

14:04.940 --> 14:07.400
‫می‌خوام دوست من باشی.

14:07.810 --> 14:09.730
‫بازم همون حرف؟

14:09.730 --> 14:13.980
‫پادشاهی آنمون از دیدگاه تو
‫چطوری به نظر می‌رسه؟

14:13.980 --> 14:17.400
‫اخیراً خیلی روی بهبود وضعیت
‫توزیع غذا تمرکز کردم.

14:18.100 --> 14:19.600
‫چه احمقانه.

14:19.600 --> 14:21.440
‫بذار یه چیزی رو روشن کنم،

14:21.440 --> 14:25.310
‫داری منو مست می‌کنی چون می‌خوای 
‫دیدگاه کسی که تهِ خطه رو بشنوی؟

14:25.310 --> 14:26.900
‫اصلاً این‌طور نیست.

14:27.100 --> 14:29.100
‫می‌خوام با آدم‌هایی دوست بشم که
‫دیدگاه‌های متفاوتی دارن

14:29.100 --> 14:30.440
‫و هیچ وابستگی‌ای به من ندارن.

14:30.440 --> 14:32.850
‫آدم‌هایی که 
‫ممکنه دروغ بگن یا حتی بهم خیانت کنن.

14:33.480 --> 14:37.270
‫می‌خوام بهتر درکشون کنم و
‫یه دوستی شکل بدم.

14:38.980 --> 14:42.440
‫این‌طوری، دیگه اتفاقی که دفعه قبل
‫افتاد تکرار نمی‌شه.

14:43.900 --> 14:46.060
‫تازه، تو قلباً آدم خوبی هستی.

14:47.400 --> 14:48.600
‫هـــن؟

14:49.730 --> 14:51.560
‫پیچ و مهره‌هات شل شده یا چی؟

14:52.560 --> 14:55.310
‫تو اون‌قدر مهربونی که
‫با گپ زدن سرگرمم کنی.

14:55.310 --> 14:57.060
‫این تنها چیزیه که الان واقعاً لازم دارم.

14:57.400 --> 14:59.730
‫به شرطی که همچنان نوشیدنی‌هام رو بدی.

15:03.770 --> 15:08.770
‫راستی، چطور می‌فهمی که یه نفر
‫به سطح «دوستی باهات» رسیده؟

15:10.440 --> 15:11.810
‫بذار فکر کنم...

15:13.900 --> 15:18.190
‫وقتی بتونیم از عشق حرف بزنیم... 
‫فکر کنم؟

15:19.940 --> 15:22.100
‫اگه می‌خوای در مورد اون چرت و پرتا حرف بزنی،

15:22.100 --> 15:26.770
‫برو از اون شاهزاده یا شوالیه لوس
‫که دور و بر بانوم می‌پلکن بپرس!

15:26.770 --> 15:28.600
‫ها؟ ولی...

15:28.810 --> 15:31.310
‫وال تو به پراید علاقه نداری؟

15:33.480 --> 15:35.480
‫داری شوخی می‌کنی؟! 
‫من از اون بچه احمق متنفرم!

15:35.480 --> 15:36.480
‫آه، باشه.

15:37.350 --> 15:38.810
‫این خیلی خوبه.

15:38.810 --> 15:42.980
‫مردم عادی شهرِ پایین هر روز
‫از این‌جور گفتگوها لذت می‌برن؟

15:44.150 --> 15:45.690
‫چطور؟ حسودیت شده؟

15:45.690 --> 15:48.940
‫چرا دفعه بعد واقعاً یواشکی نمی‌ری اون پایین
‫تا خودت بفهمی؟

15:49.350 --> 15:51.440
‫محاله. 
‫هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنم.

15:52.230 --> 15:55.770
‫می‌خوام تا روزی که می‌میرم
‫به شرافتم پایبند بمونم.

15:55.770 --> 15:58.940
‫من برای این کشور و مردمش
‫زندگی می‌کنم و می‌میرم.

15:59.650 --> 16:02.850
‫زندگیِ سلطنتی اون‌طوری که
‫فکر می‌کنی هم نیست، مگه نه؟

16:03.940 --> 16:06.940
‫خیلی دوست دارم یه روزی
‫نظر صادقانه‌ات رو بشنوم.

16:10.560 --> 16:14.100
‫دفعه بعد، می‌خوام من رو «لئون» صدا کنی.

16:14.100 --> 16:17.190
‫دوست‌ها همدیگه رو به اسم صدا می‌کنن، مگه نه؟

16:17.560 --> 16:18.650
‫چی؟

16:18.650 --> 16:20.940
‫بهتره قبل از اینکه بخوای با من
‫صمیمی بشی،

16:20.940 --> 16:23.060
‫یاد بگیری به اندازه من
‫نوشیدنی بخوری، رفیق.

16:24.350 --> 16:26.310
‫خب، پس شروع کنیم؟

16:33.100 --> 16:38.400
‫یه سری مواد از لئون وارد کردم و سعی کردم
‫دستور پخت‌ها رو یه کم تغییر بدم.

16:43.730 --> 16:46.230
‫اینا غذاهای ابداعی خودمن
‫که به ذهنم رسید.

16:46.230 --> 16:49.150
‫دادم سرآشپزهای قصر برامون درستشون کنن.

16:49.150 --> 16:53.600
‫و اینجا هم یه سری دسر هست که من و تیارا
‫با هم درستشون کردیم.

16:53.600 --> 16:55.900
‫بفرمایید، تعارف نکنین.

16:58.060 --> 17:01.980
<i>‫همه اینا غذاها و دسرها چیزهایی هستن
‫که تو زندگی قبلیم درست می‌کردم.</i>

17:03.480 --> 17:06.650
<i>‫اینکه تونستم اینجا دوباره درستشون کنم
‫تقریباً یه معجزه‌ست.</i>

17:08.810 --> 17:12.940
<i>‫در مقایسه با دو سال پیش، توی جشن
‫بهبودی ماریا...</i>

17:14.270 --> 17:17.020
<i>‫به عنوان غول آخرِ بدذاتِ بازی...</i>

17:17.560 --> 17:21.020
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:17.560 --> 17:21.020
‫املت رولی

17:21.060 --> 17:24.520
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:21.060 --> 17:24.520
‫نون ملونی

17:21.060 --> 17:24.520
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:21.060 --> 17:24.520
‫کوکی

17:24.520 --> 17:29.440
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:24.520 --> 17:29.440
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:24.520 --> 17:29.440
‫گوشت زنجبیلی

17:24.520 --> 17:29.440
‫نون ملونی

17:24.520 --> 17:29.440
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:24.520 --> 17:29.440
‫املت رولی

17:24.520 --> 17:29.440
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

17:24.520 --> 17:29.440
‫کوکی

17:24.730 --> 17:28.900
<i>‫هر کار خونه‌ای که انجام می‌دادم
‫با شکست مواجه می‌شد، انگار طلسم شده بودم.</i>

17:30.270 --> 17:31.770
<i>‫اما این بار،</i>

17:31.770 --> 17:35.650
<i>‫به لطف قدرت تقلبِ شخصیت اصلیِ
‫دخترانه‌ی تیارا...</i>

17:36.770 --> 17:39.520
‫واو، این واقعاً خوشمزه‌ست!

17:39.520 --> 17:41.850
‫فکر کنم دارم به این بافتش معتاد می‌شم.

17:46.150 --> 17:47.520
‫پس خوشتون اومد؟

17:48.270 --> 17:49.730
‫خیلی خوشمزه‌ست!

17:48.270 --> 17:49.730
‫طعمش حرف نداره!

17:50.230 --> 17:53.980
‫برادر بزرگ، آرتور،
‫باید این یکی رو هم امتحان کنین!

17:54.810 --> 17:56.310
‫با کمال میل!

17:57.520 --> 17:59.650
‫خب، به نظر میاد این فرصت خوبیه...

18:00.100 --> 18:03.480
‫که شخصاً به برادر و آرتور غذا بدی!

18:05.440 --> 18:09.560
‫بالاخره، تو تمام عشق و علاقه‌ات رو
‫صرف درست کردن این شیرینی‌ها کردی!

18:11.020 --> 18:12.850
‫خب، فکر کنم...

18:18.230 --> 18:19.730
‫بفرما آرتور.

18:27.600 --> 18:28.940
‫خیلی معذرت می‌خوام!

18:29.560 --> 18:32.520
‫نگران نباش، گازم نگرفتی.
‫چطور بود؟

18:33.650 --> 18:35.980
‫عالیه. خیلی خوشمزه‌ست.

18:35.980 --> 18:37.730
‫خوبه!

18:38.350 --> 18:42.020
‫آرتور، ممنون که همیشه
‫نگران منی.

18:43.480 --> 18:46.520
‫خیلی بهم دلگرمی می‌ده.

18:50.810 --> 18:52.190
‫نوبت توئه، استیل.

19:00.600 --> 19:03.190
‫تا حالا تو عمرم نونی به این
‫خوشمزگی نخورده بودم.

19:04.100 --> 19:05.480
‫استیل.

19:06.150 --> 19:07.020
‫تکون نخور.

19:08.520 --> 19:10.400
‫خرده‌نون روی لبات بود.

19:11.400 --> 19:14.100
‫ممنون که همیشه به حرف‌هام گوش می‌دی.

19:15.650 --> 19:17.440
‫خیلی خوشحالم می‌کنه.

19:22.980 --> 19:25.190
‫و تو هم همین‌طور، تیارا.

19:25.190 --> 19:28.730
‫ممنون که اون موقع به خاطر کارم
‫از دستم عصبانی شدی.

19:37.690 --> 19:40.480
‫وال، دوست داری یه وقت دیگه هم
‫بیای با هم بنوشیم؟

19:40.480 --> 19:42.100
‫یه نوشیدنی خوب گیر آوردم.

19:42.100 --> 19:45.350
‫اگه برات مهم نباشه که
‫همه نوشیدنی‌هات رو بخورم حتما، لئون.

19:46.650 --> 19:50.100
‫از اینکه مدام یه غذای تکراری بخوری
‫خسته نمی‌شی؟

19:51.440 --> 19:54.690
‫می‌تونی ترکیبشون کنی.
‫پیشنهاد می‌کنم یه گاز از...

19:54.900 --> 19:55.900
‫این امتحان کنی.

20:02.100 --> 20:03.190
‫بد نیست.

20:04.940 --> 20:06.650
‫این‌قدر دوستش داری؟

20:08.650 --> 20:09.850
‫بانو، شما هم می‌خواین؟

20:17.770 --> 20:19.520
‫خوشمزه‌ست.

20:22.520 --> 20:23.900
‫رفتارت خیلی شاهدخت‌وارانه نیست...

20:29.770 --> 20:34.020
<i>‫با وجود اینکه اوایل اعلام نامزدیم
‫همه خیلی تحت فشار بودن،</i>

20:30.000 --> 20:42.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:30.000 --> 20:42.000
Dark Fairy\h:مترجم

20:30.000 --> 20:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:34.020 --> 20:38.940
<i>‫حالا همه‌شون لبخند به لب دارن، حتی لئون.</i>

20:41.270 --> 20:42.270
<i>‫هرچند...</i>

20:55.250 --> 20:57.840
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

20:57.840 --> 21:00.090
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

21:00.090 --> 21:04.540
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

21:04.540 --> 21:06.920
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

21:06.920 --> 21:09.340
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

21:09.340 --> 21:11.880
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

21:20.960 --> 21:22.210
‫‫اگه دوباره به دنیا بیام،

21:22.210 --> 21:24.460
‫‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

21:24.710 --> 21:25.840
‫‫چرا؟

21:25.840 --> 21:29.840
‫‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس.

21:29.840 --> 21:33.790
‫‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام.

21:33.790 --> 21:35.750
‫‫واقعاً که، چاره‌ای نیست.

21:36.040 --> 21:39.000
‫‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم.

21:39.000 --> 21:41.290
‫‫تنها تحمل کردن ممنوعه.

21:41.290 --> 21:43.460
‫‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

21:43.460 --> 21:45.090
‫‫شب‌ها احساساتی می‌شه.

21:45.090 --> 21:47.340
‫‫این طبیعیه.

21:47.540 --> 21:50.000
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

21:50.000 --> 21:52.170
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

21:52.170 --> 21:56.590
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

21:56.590 --> 21:59.040
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

21:59.040 --> 22:01.340
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:01.340 --> 22:03.840
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:05.500 --> 22:08.090
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:08.090 --> 22:10.170
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:10.170 --> 22:14.790
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

22:14.790 --> 22:17.210
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:17.210 --> 22:19.460
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:19.460 --> 22:22.130
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:29.480 --> 22:30.980
‫چی؟

22:30.980 --> 22:34.100
‫کبوترها اونم الان؟ لعنتی چرا؟

22:34.100 --> 22:37.190
‫فقط دو روز گذشته، مگه نه؟

22:37.480 --> 22:41.810
‫چرا از همون اول دارن از خط
‫ارتباطی اضطراری ما استفاده می‌کنن؟

22:42.520 --> 22:44.060
‫خدای من.

22:44.560 --> 22:47.730
‫نباید برای یه کار بیخود
‫از این استفاده کنن، مگه نه؟

22:48.560 --> 22:51.230
‫اگه این‌طور باشه، می‌زنم لهشون می‌کنم-

22:54.020 --> 22:55.650
‫لعنتــــــــی!

22:57.980 --> 23:03.560
‫آماده بودم حداقل یه ماه 
‫با خیال راحت استراحت کنم!

23:07.350 --> 23:09.060
‫خب، حالا هر چی.

23:09.060 --> 23:10.400
‫حداقل...

23:10.400 --> 23:14.520
‫این یه قدم ما رو به تبدیل شدنِ فریزیا
‫به یه محصول تجاری نزدیک‌تر می‌کنه.

23:14.940 --> 23:17.730
‫و اون می‌تونه خیلی سرگرم‌کننده باشه.

23:18.560 --> 23:20.310
‫مگه نه؟

23:28.400 --> 23:34.310
‫ملکه‌ی شرور، غول مرحله‌ی آخر:
‫از شرور تا ناجی

23:34.520 --> 23:35.770
‫قسمت هفتم:

23:35.770 --> 23:39.020
ملکه‌ی بی‌رحم و مذاکرات اتحاد

23:35.770 --> 23:39.020
‫ملکه‌ی بی‌رحم و مذاکرات اتحاد
