WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:03.000 --> 00:15.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:03.000 --> 00:15.000
Dark Fairy\h:مترجم

00:03.000 --> 00:15.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:09.230 --> 00:10.900
<i>‫ازت متنفرم!</i>‫

00:14.400 --> 00:16.600
‫حالت خوبه، خواهر؟

00:16.810 --> 00:19.270
‫ببخشید، خوبم.

00:20.150 --> 00:21.440
‫خواهر!

00:21.440 --> 00:23.560
‫می‌تونی سرت رو بذاری روی پام!

00:24.270 --> 00:25.480
‫اما...

00:27.940 --> 00:29.980
‫خواهش می‌کنم، اصرار دارم!

00:31.190 --> 00:32.230
‫خیلی خب.

01:10.650 --> 01:13.440
‫‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

01:13.440 --> 01:15.690
‫نباید هدر بدم.

01:15.690 --> 01:18.530
‫‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

01:18.530 --> 01:22.070
‫به درد خود شخص می‌خوره.

01:22.280 --> 01:24.860
‫‫نباید صدای اعماق ذهنم

01:24.860 --> 01:27.240
‫من رو گمراه کنه.

01:27.240 --> 01:30.780
‫‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه.

01:30.780 --> 01:33.570
‫با قلبت زندگی کن

01:33.740 --> 01:38.780
‫‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری.

01:38.780 --> 01:42.780
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی.

01:44.530 --> 01:47.400
‫‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم.

01:47.400 --> 01:50.320
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم.

01:50.320 --> 01:53.030
‫‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم.

01:53.030 --> 01:55.190
‫نباید متوقف بشم.

01:56.240 --> 01:58.990
‫‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

01:58.990 --> 02:01.860
‫پس آینده رو عوض می‌کنم.

02:01.860 --> 02:05.900
‫‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

02:07.820 --> 02:11.610
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم.

02:17.900 --> 02:19.520
‫هی، اونا...

02:19.520 --> 02:21.230
‫شوالیه نیستن؟

02:19.520 --> 02:24.520
قسمت 8

02:19.520 --> 02:24.520
‫شاهزاده‌ی بدذات و احمق

02:22.020 --> 02:23.310
‫چرا، هستن.

02:23.310 --> 02:24.520
‫فکر کنم از...

02:24.520 --> 02:27.060
‫هنگ چهارم و هشتم باشن.

02:24.520 --> 02:27.060
<i>‫کاپیتان آلن و معاون کاپیتان اریک؟</i>‫

02:27.060 --> 02:27.600
<i>‫کاپیتان آلن و معاون کاپیتان اریک؟</i>‫

02:33.520 --> 02:36.060
<i>‫همراهی من حتماً خسته‌اش کرده.</i>‫

02:49.020 --> 02:51.440
‫هنگ چهارم اینجا مستقر میشه.

02:52.310 --> 02:52.520
‫هنگ هشتم

02:52.520 --> 02:53.440
‫هنگ هشتم

02:52.520 --> 02:53.440
‫چه اتفاقی داره میفته؟

02:53.440 --> 02:53.940
‫هرطور که صلاح بدونن عمل می‌کنن.

02:53.440 --> 02:53.940
‫چه اتفاقی داره میفته؟

02:53.940 --> 02:54.480
‫هرطور که صلاح بدونن عمل می‌کنن.

02:54.480 --> 02:54.900
‫هرطور که صلاح بدونن عمل می‌کنن.

02:54.480 --> 02:54.900
‫جدی میگی؟ چرا؟!

02:54.900 --> 02:56.350
‫جدی میگی؟ چرا؟!

02:58.440 --> 03:00.270
‫شاهزاده سدریک؟!

03:01.810 --> 03:03.850
‫شاهدخت پراید...

03:08.730 --> 03:10.600
‫اوه، من...

03:10.980 --> 03:14.480
‫خب، بابت اون روز عذر می‌خوام...

03:14.850 --> 03:16.270
‫من...

03:16.270 --> 03:20.060
‫واقعاً بابت کاری که کردم متاسفم، پس...

03:20.060 --> 03:24.060
‫امیدوارم بتونی من رو 
‫به عنوان یه دوست ببینی.

03:24.520 --> 03:29.650
‫و به اتحاد پیشنهادی بین
‫پادشاهی‌هامون با دید مثبت نگاه کنی.

03:31.350 --> 03:33.350
‫نکنه فکر کردی...

03:34.600 --> 03:36.690
‫فکر کردی راضی کردن من کافیه که

03:36.690 --> 03:38.650
‫ما همین‌طوری اتحاد رو قبول کنیم،

03:38.650 --> 03:41.770
‫و بعد اعتراف کنی
‫که نیت اصلیت چی بوده؟!

03:43.060 --> 03:44.230
‫تو از کجا در موردش خبر داری؟!

03:48.350 --> 03:49.980
‫خیلی احمقانه‌ست!

03:53.020 --> 03:54.730
‫تو اصلاً...

03:54.730 --> 03:55.730
‫چی می‌دونی؟!

03:59.690 --> 04:01.560
‫می‌دونی چقدر ناامیدم؟

04:01.560 --> 04:03.520
‫برادرم چقدر ناامیده؟!

04:03.520 --> 04:07.100
‫می‌دونی چه چیزهایی به این
‫اتحاد بستگی داره؟!

04:07.100 --> 04:10.400
‫می‌دونی برادرم تحت چه فشاریه؟!

04:19.350 --> 04:20.440
‫ولم کن!

04:22.100 --> 04:23.310
‫مشکلت چیه؟!

04:29.310 --> 04:30.650
‫بهش دست نزن!

04:32.520 --> 04:33.520
‫آرتور؟!

04:34.400 --> 04:35.940
‫وحشی!

04:35.940 --> 04:38.060
‫می‌دونی من کی هستم، عوضی؟!

04:38.270 --> 04:42.350
‫بابت رفتارمون عذر می‌خوایم،
‫شاهزاده سدریک.

04:42.690 --> 04:45.440
‫اما به عنوان محافظان شخصی،

04:45.440 --> 04:48.900
‫اولویت اصلی ما
‫محافظت از پراید-ساماست.

04:50.400 --> 04:54.230
‫علیاحضرت شاهدخت برای کشور ما 
‫خیلی مهمن.

04:58.850 --> 05:01.520
‫فقط یه بحث کوچیک بود.

05:02.020 --> 05:07.150
‫لطفاً برگردین به اتاقتون،
‫شاهزاده سدریک.

05:07.150 --> 05:08.270
‫و اینکه...

05:08.900 --> 05:11.810
‫دیشب شتر دیدین ندیدین.

05:12.900 --> 05:15.190
‫این رو هرگز فراموش نکنین.

05:29.400 --> 05:30.810
‫عمیقاً عذر می‌خوام!

05:31.650 --> 05:35.560
‫با اینکه محافظ شخصیتون هستیم،
‫شما رو به خطر انداختیم!

05:35.560 --> 05:36.690
‫نه بابا!

05:36.690 --> 05:39.650
‫تقصیر منه، سرخود عمل کردم،
‫بابتش عذر می‌خوام!

05:40.600 --> 05:42.190
‫ممنونم، آرتور!

05:42.190 --> 05:43.690
‫واقعاً نجاتم دادی.

05:44.310 --> 05:46.940
‫خب، فقط داشتم وظیفه‌ام رو انجام می‌دادم.

05:47.150 --> 05:51.480
‫به لطف چاقوهای تو، سالمم.

05:51.940 --> 05:55.230
‫ولی من از چاقو استفاده نمی‌کنم...

05:59.350 --> 06:00.980
‫یعنی کسی غیرمجاز وارد شده بود؟

06:02.310 --> 06:04.980
‫فکر نمی‌کنم این‌طور باشه.

06:05.690 --> 06:11.060
‫گردان هشتم، شامل آرتور،
‫الان در قصر پراکنده‌ان،

06:11.060 --> 06:16.730
‫پس ممکنه یکیشون اومده باشه
‫کمکتون، پراید-ساما.

06:18.600 --> 06:19.690
‫خواهر!

06:21.100 --> 06:22.440
‫خیلی متاسفم!

06:22.440 --> 06:24.520
‫نباید خوابم می‌برد!

06:26.350 --> 06:29.310
‫نه، من متاسفم که نگرانت کردم.

06:35.520 --> 06:37.310
‫سلام بانو.

06:37.810 --> 06:40.100
‫خیلی طولش دادی، نه؟

06:40.650 --> 06:42.350
‫سلام بانو.

06:42.350 --> 06:44.400
‫ممنون بابت زحماتتون!

06:44.810 --> 06:47.650
‫اون‌قدر طولش دادین که
‫نزدیک بود خوابم ببره.

06:47.650 --> 06:50.060
‫خیلی هم طول نکشید، کشید؟

06:50.690 --> 06:55.020
‫هر لحظه‌ای که نمی‌بینمت
‫انگار یه عمر می‌گذره.

06:55.020 --> 06:58.060
‫منظورم اینه که شما خانوما
‫عاشق این حرفایین، مگه نه؟

06:59.440 --> 07:02.850
‫حالا هرچی! 
‫اینم نامه‌های امروز.

07:02.850 --> 07:04.650
‫لطفاً برسونیدشون به مقصد!

07:07.230 --> 07:11.520
‫راستی بانو،
‫اون غذایی که پختی خوب شد؟

07:14.440 --> 07:15.560
‫چی؟

07:16.020 --> 07:19.520
‫غذای خواهر بزرگ‌تر عالی شد!

07:19.520 --> 07:20.600
‫اما...

07:20.600 --> 07:22.100
‫خورده شد.

07:23.560 --> 07:24.600
‫توسط کی؟

07:24.810 --> 07:26.730
‫ام... خب...

07:27.350 --> 07:29.560
‫توسط شاهزاده سدریک.

07:29.560 --> 07:30.730
‫اون خوردش؟!

07:29.560 --> 07:30.730
‫ها؟

07:29.560 --> 07:30.730
‫چی؟

07:31.150 --> 07:32.480
‫متاسفم.

07:32.480 --> 07:35.020
‫شما لطف کردین و همه‌اش رو رسوندین،
‫ولی باز هم...

07:35.520 --> 07:37.850
‫مواد اولیه‌اش برام مهم نیست.

07:38.400 --> 07:43.940
‫خب، شکم اون شاهزاده رو سیر کردی
‫که نظرش رو جلب کنی؟

07:44.150 --> 07:45.770
‫اصلاً.

07:45.770 --> 07:48.940
‫در واقع، همین الان بیرون
‫با هم بحثمون شد.

07:50.270 --> 07:53.940
‫پس حالا داری
‫از عشق یک‌طرفه رنج می‌کشی؟

07:53.940 --> 07:55.850
‫همچین اتفاقی خیلی نادره!

07:55.850 --> 07:57.350
‫ازش متنفرم!

08:05.600 --> 08:07.310
‫منظورت منه؟

08:07.310 --> 08:08.810
‫یا اون شاهزاده؟

08:09.190 --> 08:11.230
‫منظورم اون شاهزاده دوم، سدریک.

08:11.770 --> 08:15.350
‫باورم نمی‌شه این رو درباره
‫کسی بگی، بانو.

08:15.350 --> 08:17.480
‫حتماً یه احمق واقعیه.

08:20.230 --> 08:22.270
‫خواهر، می‌تونم بیام تو؟

08:23.600 --> 08:25.850
‫مذاکرات اتحاد موقتاً متوقف شده؟!

08:26.480 --> 08:28.350
‫چه اتفاقی داره میفته؟!

08:28.730 --> 08:31.150
‫اعلی‌حضرت‌ شاهزاده سدریک،

08:31.150 --> 08:35.060
‫چیزی رو یادتون رفته بگین؟

08:37.480 --> 08:40.520
‫لطفاً، با جزئیات توضیح بدین.

08:40.520 --> 08:41.560
‫خیلی خب!

08:42.730 --> 08:45.480
‫خیلی خوب متوجه شدم که پادشاهی فریزیا

08:45.480 --> 08:47.190
‫هیچ قصدی برای اتحاد نداره!

08:47.190 --> 08:49.600
‫حالا اگه اجازه بدین، مرخص می‌شم!

08:50.100 --> 08:51.560
‫آماده بشین برگردیم خونه!

08:51.770 --> 08:53.150
‫چـ-چشم، قربان!

08:53.150 --> 08:54.440
‫لطفاً صبر کنین.

08:57.440 --> 08:58.770
‫ببخشید.

09:02.650 --> 09:05.730
‫علیاحضرت... شاهدخت پراید...

09:06.560 --> 09:08.900
‫به نظر میاد به‌موقع رسیدم.

09:09.480 --> 09:12.020
‫همه چیز رو از استیل شنیدم.

09:12.020 --> 09:14.850
‫شما فعلاً برنمی‌گردین خونه.

09:15.060 --> 09:17.480
‫عذر می‌خوام، ولی من اینجا نمی‌مونم.

09:17.480 --> 09:19.850
‫مذاکرات اتحادمون شکست خورده.

09:20.060 --> 09:22.230
‫دیگه دلیلی نداره اینجا باشم.

09:22.230 --> 09:23.560
‫باید بمونی.

09:23.560 --> 09:27.600
‫تا وقتی همه چیز رو به مادر نگفتی،
‫نمی‌تونی برگردی خونه.

09:28.100 --> 09:30.020
‫من نمی‌تونم بدون اجازه پادشاه،

09:30.020 --> 09:32.520
‫در مورد مسائل کشورم صحبت کنم!

09:32.900 --> 09:36.850
‫بدون اجازه پاشدی اومدی اینجا مذاکره کنی،
‫همین الانشم دیگه برای اجازه گرفتن دیره.

09:37.900 --> 09:39.440
‫اینو از کجا می‌دونی؟!

09:39.440 --> 09:41.650
‫اون بخشش اهمیتی نداره.

09:42.020 --> 09:46.850
‫همین الان همه چیز رو به مادرم بگو.

09:47.350 --> 09:48.900
‫دیگه این مسخره‌بازی‌ها بسه!

09:52.100 --> 09:53.810
‫وقتت تموم شده، مگه نه؟

09:54.560 --> 09:57.520
‫اصلاً می‌فهمی توی چه موقعیتی هستی؟

09:57.520 --> 09:58.650
‫تو کی هستی که...

09:58.850 --> 10:03.440
‫فقط بدون،
‫کارهایی که کردی رو نمی‌بخشم.

10:03.440 --> 10:07.730
‫اون بوسه، اون غذا، حمله توی باغ،

10:07.730 --> 10:09.190
‫و...

10:09.190 --> 10:16.560
‫اینکه داری از من استفاده می‌کنی تا
‫با اهداف شوم اتحاد رو پیش ببری.

10:17.270 --> 10:22.230
‫البته، دلیلی که نذاشتم بری،
‫هیچ ربطی به اون مسائل نداره.

10:23.020 --> 10:27.980
‫چون به نظر میاد هنوز
‫موقعیتت رو درک نکردی...

10:27.980 --> 10:31.690
‫من کاملاً متوجه‌ام!

10:31.690 --> 10:33.770
‫نه، متوجه نیستی.

10:33.770 --> 10:34.940
‫می‌گم متوجه‌ام!

10:34.940 --> 10:37.270
‫بهت می‌گم نیستی!

10:38.190 --> 10:41.980
‫اصلاً می‌دونی چرا
‫مذاکرات اتحادمون به هم خورد؟!

10:42.900 --> 10:44.190
‫آره، می‌دونم!

10:44.190 --> 10:46.400
‫چون تو اهداف من
‫رو فهمیدی، مگه نه؟!

10:46.400 --> 10:47.230
‫گوش کن ببین چی می‌گم!

10:47.730 --> 10:49.650
‫دارم می‌گم که اهداف جنابعالی رو...

10:50.350 --> 10:53.270
‫کشور من بد برداشت کرده!

10:54.480 --> 10:56.480
‫منظورت... چیه؟

10:58.900 --> 11:02.520
‫بیا دیگه از این شاخه به اون شاخه
‫نپریم و بریم سر اصل مطلب.

11:02.520 --> 11:04.400
‫اینطوری برای خودت هم راحت‌تره، نه؟

11:05.060 --> 11:08.480
‫هر چی می‌خوای صدام کن، راحت باش.

11:09.020 --> 11:10.480
‫سدریک،

11:10.480 --> 11:15.270
‫تو الان متهمی به اینکه
‫کشور ما رو به آشوب کشیدی.

11:15.900 --> 11:19.150
‫تو با بستن این اتحاد، قصد داری
‫فریزیا رو وارد نقشه‌ی توطئه‌ی

11:19.150 --> 11:22.770
‫برای حمله به یه کشور دیگه،

11:22.770 --> 11:25.060
‫با کمک پادشاهی‌های کوپلندی، 
‫آلاتا و رافلسیانا بکنی

11:25.770 --> 11:28.230
‫یا بدتر از اون، داری با اون سه کشور
‫تبانی می‌کنی

11:28.230 --> 11:30.770
‫تا به پادشاهی ما حمله کنی.

11:31.270 --> 11:32.810
‫این چرت و پرتا چیه دیگه!

11:32.810 --> 11:35.310
‫چرا کشور من باید همچین کاری کنه؟!

11:35.810 --> 11:42.020
‫شایعه شده که هانازو که مدت‌ها منزوی بود،
‫یهو به کوپلندی اجازه بازدید داده!

11:42.020 --> 11:45.690
‫هر کسی باشه، فکر می‌کنه شما یا با هم
‫متحدین یا رابطه نزدیکی دارین!

11:46.060 --> 11:48.810
‫بازدید کوپلندی اصلاً اینطوری نبوده!

11:48.810 --> 11:51.060
‫خب پس زحمت بکش توضیح بده!

11:51.770 --> 11:55.690
‫اگه از اول همه چیز رو رک و راست
‫می‌گفتی، کار به اینجا نمی‌کشید!

11:55.690 --> 11:58.850
‫کاش اینقدر غرق تو اون غرور احمقانه 
‫و بی‌موردت نبودی!

11:59.900 --> 12:03.060
‫منظورت از احمقانه و بی‌مورد چیه؟!

12:03.060 --> 12:04.560
‫منظورم دقیقا بی‌مورده!

12:04.560 --> 12:05.900
‫و خیلی هم احمقانه‌ست!

12:05.900 --> 12:08.440
‫اصلاً چرا اومدی فریزیا؟!

12:08.440 --> 12:11.400
‫اومدی تا از یه چیز مهم محافظت کنی،

12:11.400 --> 12:14.060
‫حتی اگه به قیمت از دست رفتن
‫غرور و شرفت تموم بشه، مگه نه؟

12:14.690 --> 12:17.650
‫پس باید از همون اول
‫همه چیز رو، رو می‌کردی!

12:17.650 --> 12:19.270
‫اما نکردی.

12:19.270 --> 12:22.230
‫در عوض تصمیم گرفتی به یه استراتژی
‫احمقانه و بیش از حد خوش‌بینانه تکیه کنی!

12:22.230 --> 12:24.190
‫و بی‌دلیل اوضاع رو برای خودت
‫بدتر کردی!

12:24.940 --> 12:27.600
‫باید بفهمی که در نهایت هیچی برات نمی‌مونه

12:27.600 --> 12:29.730
‫اگه نتونی از کسایی که برات
‫مهم هستن محافظت کنی!

12:29.730 --> 12:32.190
‫واسه همینه که می‌گم احمقانه‌ست!

12:44.020 --> 12:47.730
‫من الان می‌خوام با مادرم صحبت کنم.

12:48.440 --> 12:50.900
‫اگه بخوای می‌تونی باهام بیای.

12:51.900 --> 12:53.270
‫نه...

12:53.270 --> 12:57.560
‫اگه می‌خوای یه فرصت آخر داشته باشی
‫که این گندکاری رو واقعاً درست کنی،

12:57.560 --> 12:59.270
‫الان وقتشه، سدریک.

13:00.400 --> 13:03.650
‫مگر اینکه بخوای تا آخر عمرت
‫با شرمساری از خودت زندگی کنی،

13:04.770 --> 13:07.310
‫پس همین الان با من بیا!

13:18.520 --> 13:19.850
‫مادر.

13:19.850 --> 13:21.150
‫باید با هم حرف بزنیم.

13:21.730 --> 13:24.400
‫چی شده، پراید؟

13:31.150 --> 13:36.730
‫فکر کنم شاهزاده سدریک می‌خواد
‫خودش براتون توضیح بده.

13:45.900 --> 13:47.480
<i>‫سدریک!</i>‫

13:47.480 --> 13:49.600
‫بازم از دست معلمت فرار کردی؟!

13:50.770 --> 13:52.810
‫من به این چیزا نیازی ندارم.

13:52.810 --> 13:58.100
‫وجود خود من بدون اینکه چیزی یاد بگیرم
‫کلی ارزش داره.

14:01.650 --> 14:03.230
‫داری چیکار می‌کنی، داداش؟!

14:03.230 --> 14:05.020
‫اگه آسیب ببینم چی؟!

14:05.020 --> 14:09.480
‫بهتره آسیب ببینی 
‫و بری تو اتاقت بشینی، احمق!

14:09.480 --> 14:12.940
‫اگه این صورت خوش‌تیپ من زخمی بشه
‫باید چیکار کنم؟!

14:12.940 --> 14:13.770
‫برام مهم نیست!

14:13.770 --> 14:15.440
‫همین الان بیا پایین!

14:20.150 --> 14:21.150
‫فرار نکن!

14:22.980 --> 14:24.810
‫بیا، دستم رو بگیر.

14:25.020 --> 14:27.350
‫نمی‌خوام آسیب ببینی.

14:28.020 --> 14:31.940
‫معلومه که تو بهتر از برادر خودم
‫منظورم رو می‌فهمی.

14:33.020 --> 14:34.150
‫یوهان!

14:34.150 --> 14:35.730
‫انقدر سدریک رو لوس نکن!

14:39.150 --> 14:40.770
‫سدریک.

14:40.770 --> 14:43.440
‫نباید اینقدر برای لنس دردسر درست کنی.

14:44.350 --> 14:47.900
‫اون تازه داره به وظایفش به عنوان
‫پادشاه عادت می‌کنه.

14:47.900 --> 14:50.150
‫داداش، داری اغراق می‌کنی!

14:51.400 --> 14:57.730
‫من بدون درس خوندن هم
‫تا وقتی این قیافه خوش‌تیپ رو دارم، عالی‌ام.

14:57.940 --> 15:01.060
‫تو هفده سالته و داری بزرگ می‌شی.

15:01.060 --> 15:04.770
‫به علاوه، هیچ دلیلی برای فرار از درس
‫خوندن نداری، مگه نه؟

15:05.310 --> 15:09.520
‫چون هیچ خاطره‌ای از بزرگ شدن
‫پیش پدر و مادرم ندارم،

15:09.520 --> 15:11.520
‫یوهان و لنس خانواده من هستن.

15:11.520 --> 15:14.480
‫اونا تنها کسایین که منو می‌فهمن.

15:15.230 --> 15:19.650
‫به لطف اون دوتاست که
‫تونستم این‌طوری زندگی کنم.

15:20.190 --> 15:24.400
‫و اگه همه‌چیز همین‌طور بمونه،
‫می‌تونیم تا ابد با هم بخندیم.

15:25.270 --> 15:29.560
‫می‌شه حداقل قبول کنی که آداب معاشرت
‫و فرهنگ رو یاد بگیری؟

15:29.560 --> 15:32.810
‫وقتی لنس مرزهای کشور رو باز کنه،
‫این چیزها به دردت می‌خوره.

15:33.690 --> 15:35.190
‫نیازی نیست.

15:35.940 --> 15:40.230
‫وقتی راه می‌رم، نفس توی سینه همه
‫حبس می‌شه و جلوی پام زانو می‌زنن.

15:40.230 --> 15:44.150
‫با این قیافه جذاب،
‫هر کاری بخوام می‌تونم بکنم.

15:44.150 --> 15:46.560
‫همیشه همین رو می‌گی...

15:47.060 --> 15:48.350
‫سدریک!

15:48.940 --> 15:51.600
‫امروز روزیه که
‫باید پشت میزت حبس بشی!

15:52.520 --> 15:53.730
‫باورم نمی‌شه این حرف رو می‌زنی!

15:54.520 --> 15:58.480
‫من و یوهان دیگه خسته شدیم.
‫نمی‌تونیم همیشه مراقبت باشیم!

15:59.230 --> 16:00.810
‫خب مراقبم نباشین مگه زورتون کردن!

16:00.810 --> 16:03.190
‫چرا شما دوتا نمی‌رین
‫به کارهای دولتیتون برسین؟

16:03.190 --> 16:05.350
‫یعنی پادشاه واقعاً این‌قدر وقت آزاد داره؟!

16:05.770 --> 16:09.690
‫اگه آدم بودی و درست رو می‌خوندی،
‫منم مجبور نبودم این کار رو بکنم!

16:10.230 --> 16:11.730
<i>‫من برادر بزرگم رو دوست دارم.</i>‫

16:12.230 --> 16:16.020
‫باید اون طرز فکر بچگانه‌ات رو اصلاح کنی.

16:21.270 --> 16:24.060
‫خیلی خب! فقط باید درس بخونم، درسته؟!

16:26.480 --> 16:28.810
‫می‌تونی به خدا قسم بخوری 
‫که این کار رو می‌کنی؟

16:29.650 --> 16:31.900
<i>‫یوهان رو هم مثل برادرم دوست دارم.</i>‫

16:31.900 --> 16:35.190
‫اگه خدا از من زیباتر باشه،
‫اون‌وقت قسم می‌خورم!

16:38.900 --> 16:41.650
‫نباید به خدا کفر بگی.

16:43.650 --> 16:46.270
<i>‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که 
‫اون دوتا خوشبخت باشن.</i>

16:46.730 --> 16:49.440
<i>‫اوضاع این‌طوری که بود،
‫کشور هم داشت مسیر خوبی رو طی می‌کرد.</i>‫

16:50.150 --> 16:52.270
<i>‫یا حداقل من این‌طور فکر می‌کردم.</i>

16:53.440 --> 17:00.400
<i>‫تا وقتی که فرستاده‌ای از پادشاهی
‫کوپلندی وارد کشورمون شد...</i>‫

17:01.520 --> 17:03.440
‫هر چند بار که لازم باشه می‌گم.

17:04.150 --> 17:07.400
‫چیننسیس باید تسلیم امپراتوری راجا بشه،

17:07.400 --> 17:12.150
‫یا دقیق‌تر بگم،
‫باید تسلیم پادشاهی کوپلندی بشه.

17:12.940 --> 17:15.400
‫یه ماه فرصت دارین.

17:15.400 --> 17:18.940
‫اگه بخواین می‌تونین نافرمانی کنین.

17:19.350 --> 17:21.230
‫هرچند،

17:21.230 --> 17:26.350
‫پادشاهی‌های آلاتا و رافلسیانا
‫هم آماده حمله هستن.

17:27.230 --> 17:32.940
‫فکر نکنین یه کشور کوچیک و منزوی
‫می‌تونه در برابر ما دوام بیاره.

17:34.020 --> 17:36.810
<i>‫داداش به تسلیم شدن 
‫در برابر خواسته‌هاشون فکر می‌کرد.</i>‫

17:36.810 --> 17:39.440
<i>‫اون نمی‌خواست هیچ‌کدوم 
‫از مردممون قربانی بشن.</i>‫

17:43.400 --> 17:46.350
‫فکر کنم باید اتحادمون رو
‫منحل کنیم، نه؟

17:46.350 --> 17:49.190
‫چون نمی‌تونیم مطمئن باشیم 
‫که یه روز، تسلیم شدنِ

17:49.190 --> 17:51.350
‫سر سیس رو هم نخوان.

17:52.270 --> 17:55.100
‫نه، ما با هم می‌جنگیم!

17:55.100 --> 17:57.060
‫ما هرگز اتحادمون رو منحل نمی‌کنیم!

17:57.770 --> 17:58.770
‫اما...

17:59.400 --> 18:00.940
‫ما به کمک نیاز داریم.

18:01.480 --> 18:03.850
<i>‫اون موقع بود که یاد فریزیا افتادم،</i>‫

18:03.850 --> 18:08.770
<i>‫قدرت بزرگی که ازش پیشنهاد
‫اتحاد دریافت کرده بودیم.</i>‫

18:09.770 --> 18:12.150
<i>‫کشوری از مردمانی با
‫توانایی‌های خاص.</i>‫

18:12.150 --> 18:16.810
<i>‫اگه با این کشور متحد می‌شدیم،
‫پادشاهی متحده هانازو نجات پیدا می‌کرد.</i>‫

18:18.190 --> 18:20.810
<i>‫پادشاهی فریزیا یه ملکه حاکم داره.</i>‫

18:20.810 --> 18:25.100
<i>‫چه ملکه باشه چه شاهزاده،
‫همه عاشق جذابیت من میشن.</i>‫

18:25.850 --> 18:30.480
<i>‫بعد از اون کار، می‌تونستم در مورد
‫وضعیت کشورم باهاشون حرف بزنم.</i>‫

18:30.480 --> 18:31.980
<i>‫ساده‌ بود.</i>‫

18:33.020 --> 18:34.520
<i>‫حداقل، فکر می‌کردم ساده باشه.</i>‫

18:37.560 --> 18:38.980
‫می‌خوام ازشون محافظت کنم.

18:39.690 --> 18:41.980
‫دو برادر عزیزم...

18:43.850 --> 18:48.650
‫یه چیزی در مورد مذاکرات اتحاد هست
‫که ازتون پنهان کرده بودم.

18:48.650 --> 18:51.900
‫اول از همه،
‫بابت این بی‌احترامی عذر می‌خوام.

18:52.480 --> 18:53.940
‫خواهش می‌کنم، التماس می‌کنم منو ببخشید.

18:54.270 --> 18:58.850
‫می‌تونم بپرسم شاهزاده سدریک...

18:58.850 --> 19:02.600
‫در حال حاضر با چه وضعیتی
‫دست‌ و پنجه نرم می‌کنین؟

19:11.150 --> 19:12.850
‫خواهش می‌کنم...

19:12.850 --> 19:14.190
‫نجاتمون بدین!

19:15.350 --> 19:19.850
‫چیننسیس، نیمی از پادشاهی متحده هانازو،

19:19.850 --> 19:22.270
‫در خطر فوری حمله قرار داره!

19:23.100 --> 19:25.520
‫دو هفته پیش، کوپلندی بهمون گفت

19:25.520 --> 19:29.560
‫که چیننسیس باید تسلیم بشه
‫وگرنه نابود میشه!

19:31.150 --> 19:33.060
‫اونا یه ماه بهمون مهلت دادن.

19:33.060 --> 19:35.150
‫زمان زیادی برامون نمونده!

19:35.150 --> 19:41.150
‫کشور من... قدرت پادشاهی متحد هانازو
‫در برابر اون کشور هیچی نیست!

19:42.190 --> 19:44.900
‫شما تنها امید ما هستین!

19:44.900 --> 19:46.690
‫پادشاهی فریزیا تنها چیزیه که داریم...

19:48.190 --> 19:50.810
‫خواهش می‌کنم نجاتمون بدین! 
‫التماس می‌کنم!

19:54.810 --> 19:55.810
‫مادر.

19:56.850 --> 19:58.730
‫من یه پیش‌بینی داشتم.

19:59.730 --> 20:01.440
‫توی پیش‌بینی من،

20:01.440 --> 20:05.020
‫پادشاهی چیننسیس توسط
‫کشورهای دیگه اشغال شده بود.

20:05.520 --> 20:10.150
‫خیلی محتمله که حرف‌های
‫شاهزاده سدریک حقیقت داشته باشه.

20:11.520 --> 20:15.400
‫پس باید اون آینده رو تغییر بدیم.

20:15.400 --> 20:17.650
‫منظورتون اینه که...

20:17.850 --> 20:21.650
‫به کمی زمان نیاز دارم 
‫تا وضعیت رو تایید کنم،

20:21.650 --> 20:27.230
‫اما وقتی حقیقت رو فهمیدیم، متحد میشیم
‫و هر کاری از دستمون بربیاد انجام میدیم.

20:27.940 --> 20:29.310
‫ممنونم، واقعاً سپاسگزارم.

20:30.000 --> 20:42.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:30.000 --> 20:42.000
Dark Fairy\h:مترجم

20:30.000 --> 20:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:31.520 --> 20:33.190
‫متاسفم.

20:33.190 --> 20:36.900
‫باعث دردسر زیادی برای همه شدم.

20:37.520 --> 20:40.230
‫اون واقعاً اهمیتی نداره.

20:40.230 --> 20:47.730
‫چیزی که عصبانیم می‌کنه اینه که
‫برای حفظ غرورت این‌قدر تلاش کردی.

20:49.270 --> 20:50.690
‫متاسفم.

20:52.480 --> 20:53.730
‫باید چیکار کنم؟

20:54.900 --> 20:58.100
‫چطور می‌تونم
‫بخشش شما رو به دست بیارم؟

20:58.650 --> 21:02.350
‫دیگه هیچ وقت بدون اجازه
‫بهتون دست نمی‌زنم.

21:02.350 --> 21:04.940
‫نه به غذاتون و نه به وسایل شخصیتون.

21:04.940 --> 21:08.310
‫بابت هر رفتار بی‌ادبانه‌ای که داشتم
‫مدام عذرخواهی می‌کنم.

21:11.100 --> 21:13.650
‫اگه این کارها رو بکنم... بخشیده میشم؟

21:16.350 --> 21:19.190
‫جزئیاتش رو نمی‌دونم،

21:19.190 --> 21:25.480
‫اما تو کارهای نابخشودنی زیادی
‫در حق خواهر بزرگم انجام دادی.

21:26.190 --> 21:29.270
‫اون وقتی پیش مادر ازت دفاع کرد،
‫بهت لطف بزرگی کرد.

21:29.270 --> 21:31.020
‫این تنها چیزیه که هرگز نباید فراموش کنی.

21:31.980 --> 21:33.230
‫خیلی خب.

21:43.270 --> 21:45.860
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

21:45.860 --> 21:48.110
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

21:48.110 --> 21:52.560
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

21:52.560 --> 21:54.940
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

21:54.940 --> 21:57.360
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

21:57.360 --> 21:59.900
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:08.980 --> 22:10.230
‫‫اگه دوباره به دنیا بیام،

22:10.230 --> 22:12.480
‫‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

22:12.730 --> 22:13.860
‫‫چرا؟

22:13.860 --> 22:17.860
‫‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس.

22:17.860 --> 22:21.810
‫‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام.

22:21.810 --> 22:23.770
‫‫واقعاً که، چاره‌ای نیست.

22:24.060 --> 22:27.020
‫‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم.

22:27.020 --> 22:29.310
‫‫تنها تحمل کردن ممنوعه.

22:29.310 --> 22:31.480
‫‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

22:31.480 --> 22:33.110
‫‫شب‌ها احساساتی می‌شه.

22:33.110 --> 22:35.360
‫‫این طبیعیه.

22:35.560 --> 22:38.020
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:38.020 --> 22:40.190
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:40.190 --> 22:44.610
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:44.610 --> 22:47.060
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:47.060 --> 22:49.360
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:49.360 --> 22:51.860
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:53.520 --> 22:56.110
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:56.110 --> 22:58.190
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:58.190 --> 23:02.810
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

23:02.810 --> 23:05.230
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:05.230 --> 23:07.480
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:07.480 --> 23:10.150
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:13.400 --> 23:15.940
‫شما نمی‌تونید برین! 
‫لطفاً برگردین تو اتاقتون!

23:16.270 --> 23:18.560
‫اعلی‌حضرت، شاهزاده سدریک!

23:18.560 --> 23:19.850
‫شما هنوز اجازه ندارین برین بیرون!

23:20.270 --> 23:21.770
‫اعلی‌حضرت! ما داریم برمی‌گردیم!

23:20.270 --> 23:21.770
‫متاسفم!

23:21.770 --> 23:22.270
‫اعلی‌حضرت! ما داریم برمی‌گردیم!

23:21.770 --> 23:22.270
‫بذارین همین الان برگردم هانازو!

23:22.270 --> 23:23.900
‫بذارین همین الان برگردم هانازو!

23:28.600 --> 23:34.060
‫ملکه‌ی شرور، غول مرحله‌ی آخر:
‫از شرور تا ناجی

23:34.810 --> 23:36.560
‫قسمت 9:

23:35.480 --> 23:39.230
‫شاهزاده‌ی ظالم و درخواست

23:36.560 --> 23:38.150
‫«شاهزاده‌ی ظالم و درخواست»
