WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:03.000 --> 00:15.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:03.000 --> 00:15.000
Dark Fairy\h:مترجم

00:03.000 --> 00:15.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:03.060 --> 00:04.520
‫خواهر! چیزه...

00:05.060 --> 00:07.650
‫شاهزاده لئون دقیقاً کجات رو بوست کرد؟!

00:07.650 --> 00:10.270
‫استیل! احمق! یادآوری نکن!

00:10.270 --> 00:13.100
‫شاهدخت پراید انگار داره غش می‌کنه،
‫این مهم‌تره!

00:13.100 --> 00:14.650
‫مزخرف نگو!

00:14.850 --> 00:16.600
‫اون بوسه بسته به اینکه کجا خورده باشه

00:16.600 --> 00:18.900
‫می‌تونست آسیب روحی جدی‌ای وارد کنه!

00:18.900 --> 00:20.230
‫گونه‌اش رو بوسید!

00:20.230 --> 00:21.560
‫مجبورم نکن برات هجیش کنم،
‫احمقِ بی‌شعور!

00:21.560 --> 00:22.770
‫آرتور!

00:22.770 --> 00:25.350
‫وقتی داری با استیل-ساما حرف می‌زنی،
‫مراقب دهنت باش!

00:25.350 --> 00:26.190
‫ها؟!

00:29.900 --> 00:33.440
‫اگه اون وارث تاج و تخت خودش نبود،

00:33.440 --> 00:36.100
‫می‌شد بدون فسخ نامزدی هم
‫این مسئله رو حل کرد.

00:36.770 --> 00:37.770
‫متأسفم.

00:38.600 --> 00:41.190
‫من عاشق این کشور و مردمشم.

00:41.850 --> 00:44.940
‫عشقی که بهشون دارم، با هیچی
‫جایگزین نمی‌شه.

00:45.850 --> 00:50.560
‫به علاوه، حالا می‌تونم هر وقت بخوام
‫پراید رو به عنوان...

00:50.560 --> 00:52.060
‫متحد قسم‌خورده، ببینم.

00:55.230 --> 00:57.350
‫احساس افتخار می‌کنم.

00:58.270 --> 01:03.020
‫با کسی متحد شدم که این‌قدر نجیب،
‫با فضیلت و پاکه.

01:04.270 --> 01:05.730
‫اما...

01:05.730 --> 01:08.650
‫نمی‌دونستم اولین عشق،
‫این‌قدر قلبم رو به تپش می‌ندازه،

01:08.650 --> 01:11.230
‫یا این‌قدر حس گرما بهم میده.

01:12.560 --> 01:17.940
‫کی واقعاً عاشق پراید شدم؟

01:18.600 --> 01:20.100
‫خودمم نمی‌دونم.

01:22.730 --> 01:26.270
‫اما فراتر از عشقم به کشورم و مردمش،

01:26.270 --> 01:31.400
‫پر از عشقم که می‌خوام نثار یکی بکنم،

01:31.400 --> 01:34.020
‫و دلم می‌خواد اون آدم پراید باشه.

01:34.690 --> 01:36.600
‫به دوست داشتنش ادامه میدم.

01:37.440 --> 01:41.020
‫حداقل تا روزی که بدونم باید ازش بگذرم.

01:42.560 --> 01:45.600
‫مشتاقانه منتظر دیدار دوباره‌‌ام...

01:45.600 --> 01:47.770
‫هم از پادشاهی فریزیا،

01:47.770 --> 01:48.980
‫هم از پراید.

02:16.600 --> 02:19.390
‫‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

02:19.390 --> 02:21.640
‫نباید هدر بدم.

02:21.640 --> 02:24.480
‫‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

02:24.480 --> 02:28.020
‫به درد خود شخص می‌خوره.

02:28.230 --> 02:30.810
‫‫نباید صدای اعماق ذهنم

02:30.810 --> 02:33.190
‫من رو گمراه کنه.

02:33.190 --> 02:36.730
‫‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه.

02:36.730 --> 02:39.520
‫با قلبت زندگی کن

02:39.690 --> 02:44.730
‫‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری.

02:44.730 --> 02:48.730
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی.

02:50.480 --> 02:53.350
‫‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم.

02:53.350 --> 02:56.270
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم.

02:56.270 --> 02:58.980
‫‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم.

02:58.980 --> 03:01.140
‫نباید متوقف بشم.

03:02.190 --> 03:04.940
‫‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

03:04.940 --> 03:07.810
‫پس آینده رو عوض می‌کنم.

03:07.810 --> 03:11.850
‫‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه.

03:13.770 --> 03:17.560
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم.

03:26.100 --> 03:29.980
قسمت 5

03:26.100 --> 03:29.980
‫ملکه‌ی ظالم هم توجه می‌کنه،

03:26.100 --> 03:29.980
هم مورد توجه قرار می‌گیره

03:34.770 --> 03:38.060
‫باورم نمی‌شه
‫اوضاع این‌طوری پیش رفت...

03:38.350 --> 03:39.520
‫آره.

03:39.520 --> 03:40.520
‫ولی...

03:46.060 --> 03:47.100
‫هی...

03:47.400 --> 03:54.150
‫بخشی از وجودم خیلی خیالم راحته
‫که نامزدی خواهر تموم شد.

03:55.520 --> 03:58.310
‫د آخه چرا چقدر بی‌احساسم؟

04:01.100 --> 04:02.770
‫تو هم زده به سرت؟

04:03.440 --> 04:04.900
‫چقدر رقت‌انگیز.

04:06.270 --> 04:09.350
‫دوست داری نامزد بعدیش چه جور آدمی باشه؟

04:10.520 --> 04:13.190
‫کسی که هیچ نقطه تاریکی نداشته باشه،

04:13.190 --> 04:15.650
‫کسی که از ته دلش دوستش داشته باشه

04:15.650 --> 04:19.350
‫و حس میهن‌پرستیش هم
‫با شاهزاده لئون برابری کنه...

04:19.350 --> 04:24.810
‫باهوش‌تر از من و گیلبرت باشه،
‫و حتی از تو هم قوی‌تر باشه...

04:24.810 --> 04:26.440
‫اون‌وقت شاید بهش فکر کنم.

04:27.480 --> 04:29.230
‫بابا چقدر کمال‌گرایی‌ تو.

04:29.980 --> 04:31.100
‫ولی باهات موافقم!

04:32.900 --> 04:34.810
‫حالتون یه کم بهتر شده؟

04:35.350 --> 04:36.940
‫ممنونم.

04:36.940 --> 04:39.440
‫بابت دردسرهایی که قبلاً
‫درست کردم، متاسفم.

04:39.440 --> 04:42.350
‫اصلاً مهم نیست! تازه...

04:42.730 --> 04:46.100
‫کاری که شاهزاده لئون کرد خیلی ناگهانی بود.

04:49.690 --> 04:52.480
<i>‫تو عشق اول منی.</i>

04:53.350 --> 04:55.940
<i>‫نمی‌دونم منظورش از این حرف چی بود.</i>

04:56.900 --> 04:59.150
<i>‫توی زندگی قبلیم هیچ‌وقت
‫کسی بهم توجهی نکرد،</i>

04:59.150 --> 05:02.310
<i>‫و هیچ تجربه‌ای هم از عشق نداشتم،</i>

05:02.310 --> 05:04.650
<i>‫برای همین هنوز نمی‌فهمم
‫"عشق" یعنی چی.</i>

05:05.440 --> 05:06.600
<i>‫هرچند...</i>

05:07.020 --> 05:09.440
<i>‫شاید توی بازی هیچ‌وقت بهش اشاره نشده بود،</i>

05:09.440 --> 05:14.100
<i>‫اما لئون واقعاً به پراید مغرور علاقه داشته.</i>

05:15.150 --> 05:18.230
<i>‫اگه این‌طور باشه، پس بهش مدیونم...</i>

05:18.230 --> 05:19.940
<i>‫باید یه جوری جبران کنم.</i>

05:19.940 --> 05:22.100
‫فکر کنم اون داشته جبران می‌کرده.

05:23.440 --> 05:27.480
‫بوسه روی گونه نماد
‫"علاقه‌ی عمیق" و "حسن نیته".

05:28.230 --> 05:35.190
‫اینکه به جای "عزیز"، شما رو "عشق اول"
‫خطاب کرد هم خیلی معنی داره.

05:38.980 --> 05:42.690
‫اگه من جای شاهزاده لئون بودم،

05:42.690 --> 05:47.440
‫اون حرف‌ها و بوسه روی گونه
‫معنیش این می‌شد:

05:48.400 --> 05:51.940
‫"تو روح، وقار و عشقم رو به من برگردوندی."

05:51.940 --> 05:55.270
‫"به خاطر همین، قلبم رو تسخیر کردی."

05:56.270 --> 06:01.560
‫"می‌خوام این عشق خاص رو
‫همراه با قدردانیم بهت ابراز کنم."

06:01.560 --> 06:04.020
‫"با اینکه با هم ازدواج نمی‌کنیم،"

06:04.020 --> 06:09.600
‫"ولی فقط برای همین یه لحظه،
‫قلبم کاملاً متعلق به توئه."

06:12.560 --> 06:14.190
<i>‫بالاخره فهمیدم.</i>

06:14.900 --> 06:16.600
<i>‫اون دوستم داشت.</i>

06:17.230 --> 06:20.230
<i>‫دنیای بازی و جزئیاتش
‫هیچ ربطی به این موضوع نداره.</i>

06:21.440 --> 06:23.400
<i>‫من باعث شدم اون این حس رو پیدا کنه.</i>

06:24.900 --> 06:27.940
‫حتی از دید ما هم،

06:27.940 --> 06:30.980
‫واضح بود که شما، اون رو غرقِ
‫مهربونی، محبت و دلسوزی کردین،

06:30.980 --> 06:32.730
‫و اون هم درک کرد.

06:33.520 --> 06:34.690
‫پس...

06:34.690 --> 06:37.940
‫مطمئنم شاهزاده لئون داشت تمام اینا رو

06:37.940 --> 06:42.560
‫به بهترین شکلی که می‌تونست
‫توی یه لحظه جبران می‌کرد.

06:44.980 --> 06:46.600
‫خیلی ممنونم.

07:00.060 --> 07:01.270
‫خواهر.

07:01.270 --> 07:03.940
‫مطمئنی الان حالت خوبه؟

07:03.940 --> 07:06.350
‫آره، خوبم.

07:06.350 --> 07:08.600
‫همه این‌ها به لطف فرمانده کالومه.

07:08.600 --> 07:11.150
‫الان فقط احساس خوشحالی می‌کنم.

07:23.190 --> 07:24.190
‫چی شده؟

07:24.190 --> 07:27.190
‫ای بابا، شماها چقدر رقت‌انگیزین.

07:27.400 --> 07:29.190
‫سرت تو کار خودت باشه!

07:30.900 --> 07:34.190
‫همه این هیاهو فقط سرِ یه ماچه.

07:34.190 --> 07:37.440
‫و اینکه پراید اون شاهزاده‌ی
‫پرافاده رو دوست داره یا نه.

07:37.440 --> 07:40.190
‫چرا یه ذره از خودتون اراده ندارین؟

07:40.190 --> 07:41.230
‫منظورت چیه!

07:41.440 --> 07:43.400
‫خب، رک و راست بهمون بگو بانوی من.

07:43.400 --> 07:45.100
‫لب‌هات رو بوسید؟

07:45.100 --> 07:47.770
‫و این باعث شد عاشقش بشی؟

07:47.770 --> 07:49.350
‫یا اوضاع از این هم داغون‌تره؟

07:49.350 --> 07:51.310
‫اون فقط گونه‌ام رو بوسید!

07:51.310 --> 07:53.400
‫و هیچ رابطه‌ی خاصی هم بین ما نیست!

07:53.770 --> 07:56.060
‫اون فقط یه متحد و دوست مهمه، همین!

07:56.060 --> 07:58.440
‫بیشتر از اینم خیال‌پردازی نکنین!

07:58.440 --> 07:59.980
‫خب، اینم از این!

07:59.980 --> 08:02.400
‫خیالتون راحت شد، نه بچه‌ها؟

08:02.850 --> 08:05.520
‫ای بابا، فقط یه ماچ بود دیگه.

08:05.520 --> 08:07.270
‫به علاوه، اون نامزدشه،

08:07.270 --> 08:10.020
‫پس هر اتفاقی هم بینشون بیفته
‫نباید خیلی مهم باشه.

08:10.020 --> 08:11.270
‫خیلی هم مهمه!

08:11.480 --> 08:13.900
‫اولاً که، نامزدیشون به هم خورده!

08:13.900 --> 08:16.270
‫اون نامزد سابقشه! ســـــابق!

08:17.270 --> 08:20.190
‫نامزدیش با شاهزاده لئون تموم شده!

08:20.190 --> 08:23.060
‫خواهر الان دیگه به کسی تعهدی نداره!

08:24.060 --> 08:25.350
‫راست می‌گه، بانوی من؟

08:25.770 --> 08:29.770
‫هنوز علنی نشده،
‫پس پیش کسی چیزی نگو.

08:35.770 --> 08:36.600
‫وال؟

08:41.060 --> 08:42.560
‫چه خبر شده؟! بهمون حمله شده؟

08:42.560 --> 08:44.310
‫نه، اصلاً!

08:44.310 --> 08:46.810
‫این احتمالاً توانایی خاص واله!

08:49.520 --> 08:51.190
‫محشره!

08:51.400 --> 08:53.690
‫هی، می‌تونی سرعتش رو بیشتر کنی؟

08:53.690 --> 08:54.940
‫فرمانده آلن!

08:54.940 --> 08:57.100
‫لطفاً تشویقش نکنین!

08:57.100 --> 08:58.310
‫وال!

08:58.310 --> 09:00.230
‫یه کم سرعتش رو کم کن!

09:08.770 --> 09:09.980
‫می‌فهمم.

09:09.980 --> 09:12.650
‫دقیقاً همون‌طوری پیش رفت
‫که پیش‌بینی کرده بودی.

09:13.650 --> 09:14.730
‫بله.

09:14.730 --> 09:20.310
‫هرچند، پیمانی بستیم که
‫شامل دیدارهای منظم بین کشورهاست،

09:20.310 --> 09:23.650
‫که به حفظ و تحکیم

09:23.650 --> 09:26.060
‫رابطه‌ی خوبمون با
‫پادشاهی آنمون کمک می‌کنه.

09:26.810 --> 09:29.690
‫باورم نمی‌شه شاهزاده‌های دوم و سوم

09:29.690 --> 09:32.100
‫همچین کار احمقانه‌ای کرده باشن.

09:34.350 --> 09:37.020
‫معذرت می‌خوام، پراید.

09:40.020 --> 09:41.230
‫مادر؟

09:42.400 --> 09:45.940
‫باز هم اشتباه کردم.

09:46.770 --> 09:49.310
‫چرا اوضاع خوب پیش نمی‌ره؟

09:49.310 --> 09:53.810
‫با اینکه با تمام عشق و مراقبت، 
‫کشور و مردمش رو رهبری می‌کنم،

09:53.810 --> 09:57.770
‫چرا حتی نمی‌تونم دختر خودم رو
‫خوشحال کنم؟!

09:58.560 --> 10:00.150
‫نمی‌فهمم.

10:00.150 --> 10:03.440
‫واقعاً دلم می‌خواد یه مادر
‫خوب و مهربون باشم...

10:04.940 --> 10:10.020
<i>‫حالا که بهش فکر می‌کنم، تازه متوجه شدم 
‫با اینکه بهش می‌گم «مادر»</i>

10:10.020 --> 10:13.520
<i>‫هیچ‌وقت ازش انتظار نداشتم یه مادر واقعی باشه.
‫چرا این‌طوریه؟</i>

10:14.770 --> 10:17.850
<i>‫قبل از اینکه خاطرات زندگی قبلیم یادم بیاد،</i>

10:17.850 --> 10:22.980
<i>‫تا حالا ازش خواستم برام مادری کنه؟</i>

10:24.270 --> 10:27.480
<i>‫من همیشه اون رو به چشم ملکه دیدم.</i>

10:28.270 --> 10:32.850
<i>‫یه ملکه‌ی بی‌نقص و فوق‌العاده
‫که هیچ عیب و نقصی نداره.</i>

10:34.020 --> 10:36.350
<i>‫با اینکه اونم در واقع فقط یه آدمه...</i>

10:37.980 --> 10:40.100
‫مادر، پدر.

10:40.100 --> 10:41.770
‫لطفاً گستاخی منو ببخشید.

10:48.810 --> 10:54.310
<i>‫مادر تا کِی قرار بود برای سلامتی من رنج بکشه؟</i>

10:54.940 --> 10:58.810
<i>‫از خودم متنفرم که قبلاً
‫متوجه این موضوع نشده بودم.</i>

11:10.850 --> 11:12.310
‫مادر...

11:12.310 --> 11:14.650
‫می‌دونم دوستم داری.

11:15.230 --> 11:17.020
‫منم دوستت دارم.

11:17.810 --> 11:19.770
‫مادر، پدر...

11:20.770 --> 11:24.560
‫هر دوی شما خیلی برای خوشبخت بودن
‫زحمت کشیدین.

11:28.850 --> 11:34.400
‫زندگی من به عنوان شاهدخت ارشد،
‫از هشت سالگی شروع به تغییر کرد.

11:35.270 --> 11:40.100
‫فهمیدم پدر چقدر مهربونه،
‫با استیل و بعد تیارا آشنا شدم...

11:41.770 --> 11:44.190
‫این انتظاریه که ازت داریم.

11:48.770 --> 11:51.440
‫اون لحظه‌ای که بهم اعتماد کردی...

11:52.940 --> 11:56.440
‫بهم یاد داد که برای ملکه شدن،
‫چه چیزهایی لازمه.

11:56.440 --> 11:59.270
‫تو کاری رو کردی که یه مادر باید بکنه.

11:59.940 --> 12:01.690
‫دوستت دارم.

12:01.690 --> 12:04.100
‫و حس می‌کنم که تو هم دوستم داری.

12:05.020 --> 12:09.730
‫با خوشحالی این رو بارها و بارها
‫به تمام دنیا می‌گم.

12:21.810 --> 12:24.310
‫من... یه پیش‌بینی داشتم!

12:25.940 --> 12:28.980
‫مالِ بیشتر از ده سال پیشه.

12:29.850 --> 12:34.100
‫دیدم داری از قدرتت استفاده می‌کنی
‫تا ضعیف‌ها رو برای تفریح آزار بدی.

12:34.440 --> 12:37.100
‫هیچ‌کس نمی‌تونست جلوت رو بگیره.

12:37.100 --> 12:38.270
‫وحشتناک بود!

12:40.690 --> 12:42.770
‫متأسفم، پراید!

12:42.770 --> 12:43.900
‫خیلی ترسیده بودم.

12:44.730 --> 12:46.980
‫فکر می‌کردم قراره به یه هیولا تبدیل بشی.

12:48.060 --> 12:53.560
‫برای همین تا وقتی هشت ساله شدی،
‫و دیگه نتونستم اون آینده رو ببینم...

12:53.560 --> 12:56.230
‫سختم بود که باهات درست رفتار کنم.

13:02.560 --> 13:07.230
‫با اینکه بزرگ شدی و تبدیل به
‫یه شاهدخت فوق‌العاده شدی...

13:08.190 --> 13:12.350
‫همیشه نسبت به آینده‌ات شک داشتم.

13:15.100 --> 13:18.900
‫خب، اشکالی نداره، چون...

13:18.900 --> 13:21.940
‫تو منو همین‌طوری که الان هستم دوست داری.

13:21.940 --> 13:23.310
‫ممنونم.

13:26.230 --> 13:29.230
‫نیازی نیست عجله کنیم، مادر.

13:29.980 --> 13:35.520
‫چه درمورد نامزدیم، چه به تخت نشستنم،
‫و حتی رابطه‌ی بین خودمون...

13:36.650 --> 13:40.310
‫هنوز وقت زیادی براشون
‫پیشِ رومون داریم.

13:46.560 --> 13:47.770
‫پراید...

13:48.270 --> 13:50.150
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

13:50.980 --> 13:52.100
‫چی شده؟

13:58.100 --> 13:59.980
‫اون پیش‌بینی‌ای که مادر داشت...

14:03.400 --> 14:06.100
‫روی نحوه‌ی رفتارش با تو تأثیر گذاشت.

14:06.100 --> 14:10.730
‫همین اتفاق برای تو هم افتاد، برای همین
‫به اون شاهزاده‌ها انقدر سخت‌ گرفتی؟

14:11.940 --> 14:13.850
‫دارم می‌پرسم...

14:13.850 --> 14:19.980
‫چون انگار اون موقع، نفرتِ خیلی عجیبی
‫از اون دو نفر توی دلت داشتی.

14:21.850 --> 14:24.020
‫ام، خب...

14:24.270 --> 14:30.270
‫من مثل تیارا و آرتور، ظرافت‌های
‫احساسی رو خوب درک نمی‌کنم.

14:30.270 --> 14:34.440
‫اما یاد گرفتم چطور به روش خودم
‫ذهنت رو بخونم.

14:34.980 --> 14:37.400
‫و می‌خوام درک خودم رو از تو بالاتر ببرم.

14:38.480 --> 14:39.480
‫پس، لطفاً.

14:39.480 --> 14:42.980
‫می‌شه حداقل یه کم از چیزی که
‫واقعاً حس می‌کنی رو بگی؟

14:42.980 --> 14:47.650
‫هر چی که می‌خواد باشه
‫قول می‌دم قضاوتت نکنم.

14:54.230 --> 14:55.850
‫من فقط...

14:57.980 --> 15:00.770
‫نتونستم اونا رو ببخشم.

15:01.560 --> 15:02.560
‫پراید؟

15:03.310 --> 15:04.900
‫نتونستم اونا رو ببخشم...

15:06.020 --> 15:08.560
‫چون از آینده خبر دارم!

15:08.560 --> 15:10.650
‫اون تمام ماجرا نبود!

15:11.440 --> 15:17.100
‫اون آدم‌های بی‌گناه توی میخونه 
‫و خود لئون، به خاطر اون دو نفر عذاب می‌کشن!

15:17.100 --> 15:23.100
‫با این حال، هیچ مجازاتی برای
‫اون کار وحشتناکشون نمی‌بینن!

15:23.310 --> 15:25.770
‫نتونستم بذارم قسر در برن!

15:25.770 --> 15:28.020
‫می‌دونم که هنوز اتفاق نیفتاده!

15:28.770 --> 15:29.980
‫اما با این حال!

15:29.980 --> 15:33.520
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم...

15:33.520 --> 15:35.100
‫که ازشون متنفر نباشم!

15:47.650 --> 15:49.560
‫نتونستم بی‌خیالش بشم.

15:49.560 --> 15:52.650
‫حتی اگه هیچ تضمینی نباشه
‫که اون اتفاق بیفته...

15:53.350 --> 15:55.150
‫بازم یه آینده‌ی پر از درد بود.

15:56.310 --> 15:59.400
‫آینده‌ای که پادشاهی توش نابود می‌شه.

15:59.400 --> 16:06.350
‫آینده‌ای که توش آدم‌هایی که
‫برام عزیزن، عذاب می‌کشن!

16:06.350 --> 16:09.350
‫وقتی به اون دو نفر نگاه کردم...

16:10.100 --> 16:12.520
‫نتونستم خودم رو توشون نبینم!

16:26.310 --> 16:27.850
‫استیل؟

16:28.270 --> 16:30.270
‫اشکالی نداره، پراید.

16:30.270 --> 16:33.730
‫تو قطعاً قرار نیست مثل اون دو نفر بشی.

16:34.900 --> 16:38.940
‫بهت ثابتش می‌کنم، حتی اگه
‫مجبور بشم جونم رو به خطر بندازم.

16:39.940 --> 16:44.060
‫تو از هر کسی زیباتر، نجیب‌تر و دلسوزتری.

16:44.900 --> 16:46.650
‫و از همه مهم‌تر، مهربونی.

16:47.730 --> 16:49.440
‫من کنارتم.

16:49.440 --> 16:51.480
‫همه‌مون کنارتیم.

16:52.350 --> 16:57.060
‫حتی اگه بدترین اتفاق هم بیفته،
‫ما اونجایم تا جلوت رو بگیریم.

16:58.190 --> 17:01.190
‫لطفاً خودت رو بابتش سرزنش نکن.

17:01.190 --> 17:03.350
‫لطفاً دیگه تو سکوت عذاب نکش.

17:05.100 --> 17:07.940
‫تو به همه امید می‌دی.

17:07.940 --> 17:11.560
‫سعی کن یه کم اعتماد به نفس داشته باشی
‫و خودت رو از چشم ما ببینی.

17:15.730 --> 17:17.940
‫من اینجام.

17:18.350 --> 17:21.350
‫همیشه طرف تو می‌مونم.

17:39.690 --> 17:41.650
‫خیلی متاسفم! من فقط...

17:43.520 --> 17:46.400
‫خوشحالم که این رو بهت گفتم، استیل.

17:46.400 --> 17:48.480
‫از این به بعد بیشتر بهت تکیه می‌کنم.

17:49.810 --> 17:53.350
‫ولی جالبه همون حرفی رو زدی که آرتور زد.

17:54.230 --> 17:56.850
‫وایسا ببینم، آرتور؟
‫اونم همین رو بهت گفت؟

17:57.060 --> 17:58.150
‫آره.

17:58.150 --> 18:01.480
‫گفت وقتی تو هستی، دیگه
‫جای هیچ نگرانی‌ای نیست،

18:01.480 --> 18:04.560
‫چون تو خیلی قوی و باهوشی.

18:04.560 --> 18:06.020
‫وای، واقعاً؟

18:06.520 --> 18:09.400
‫خیلی ممنونم.

18:09.400 --> 18:10.520
‫دوستت دارم.

18:14.310 --> 18:15.440
‫منم دوستت دارم.

18:18.190 --> 18:19.650
‫مادر.

18:19.650 --> 18:23.730
‫در مورد شاگردی زیر دست عمو وست
‫برای آماده شدن جهتِ

18:23.730 --> 18:26.690
‫جانشینی مباشر اعظم...

18:26.690 --> 18:30.190
‫می‌خوام اگه بشه از امروز شروع کنم.

18:32.690 --> 18:34.020
‫استیل.

18:34.020 --> 18:36.400
‫احساست رو درک می‌کنم.

18:36.400 --> 18:41.690
‫اما الان برای این کار خیلی زوده،
‫چون نامزدی پراید بهم خورده.

18:42.480 --> 18:44.650
‫مادر، جسارتاً باید بگم،

18:44.650 --> 18:48.270
‫فکر می‌کنم اتفاقا الان بهترین زمانه.

18:49.690 --> 18:51.190
‫اه، واقعاً؟

18:51.400 --> 18:55.520
‫مطمئنم به وقتش، یه نامزد دیگه
‫برای همسر شاهدخت بودن پیدا می‌شه

18:55.520 --> 18:57.940
‫که برازنده‌ی پراید باشه.

18:58.350 --> 19:00.440
‫چه امروز باشه چه ده سال دیگه،

19:00.440 --> 19:03.060
‫هر وقت نامزد بعدیِ خواهرم انتخاب بشه،

19:04.520 --> 19:08.900
‫تمام تلاشم رو برای حمایت
‫از هر دوشون می‌کنم!

19:08.900 --> 19:12.650
‫و اگه اجازه بدین،
‫می‌خوام فراتر از وظایف نایب‌السلطنه برم،

19:12.650 --> 19:16.810
‫می‌خوام اون‌قدر به وظایف 
‫همسر شاهدخت مسلط بشم که بتونم

19:16.810 --> 19:19.060
‫به‌عنوان جانشین یا پشتیبان عمل کنم.

19:19.060 --> 19:22.310
‫این خواسته‌ی قلبی منه که مهارت‌های
‫لازم برای این کار رو کسب کنم.

19:22.520 --> 19:27.520
‫می‌دونی چه حجم کاری
‫قراره روی دوشت بیفته؟

19:28.440 --> 19:29.810
‫بله، می‌دونم.

19:29.810 --> 19:30.810
‫اما باید بگم،

19:31.310 --> 19:34.350
‫کشور ما نخست‌وزیر خیلی برجسته‌ای داره.

19:36.100 --> 19:39.270
‫نخست‌وزیر گیلبرت بدون شک
‫به‌عنوان یه مشاور عالی

19:39.270 --> 19:41.310
‫به نایب‌السلطنه‌ی بعدی خدمت می‌کنه.

19:42.060 --> 19:45.020
‫من فقط می‌خوام به تسهیل این کار کمک کنم.

19:45.770 --> 19:49.600
‫مفتخرم که اینو می‌شنوم استیل-ساما.

19:51.730 --> 19:56.350
‫حتی منم می‌دونم هوش شما چقدر سرشاره.

19:56.650 --> 19:58.350
‫این چطوره؟

19:58.350 --> 20:02.560
‫استیل دستیارِ نایب‌السلطنه وست بشه 
‫و وظایف هسر شاهدخت بودن رو یاد بگیره.

20:02.560 --> 20:04.650
‫اگه با این موضوع موافقت کنین،

20:04.650 --> 20:09.190
‫یه زمان مناسب پیدا می‌کنم تا
‫هر چیزی که بلدم رو بهش یاد بدم.

20:10.190 --> 20:12.770
‫کار کردن اون با من، در مقایسه با

20:12.770 --> 20:15.650
‫یادگیری زیر نظر همسر شاهدخت
‫هیچ سختی‌ای نداره.

20:15.900 --> 20:17.650
‫خیلی خب.

20:17.650 --> 20:20.440
‫این احتمالیه که حاضرم بهش فکر کنم.

20:23.400 --> 20:26.850
‫مشتاقانه منتظرم ببینم شما دو نفر
‫یه روزی سکان امور رو دست می‌گیرین.

20:31.150 --> 20:36.150
‫باورم نمی‌شه برای کمک به استیل،
‫پادرمیونی کردی.

20:36.150 --> 20:38.060
‫تصمیم ساده‌ای بود.

20:38.060 --> 20:41.520
‫به هر حال، ارزش کار و زمانش
‫اون‌قدر هست که براش وقت بذارم.

20:48.690 --> 20:50.020
‫بابتش ممنونم.

20:57.150 --> 20:58.150
‫درسته.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Dark Fairy\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:00.310 --> 21:02.560
<i>‫با فرض اینکه استیل نایب‌السلطنه‌ای بشه</i>

21:02.560 --> 21:06.690
<i>‫که از پسِ وظایف همسر شاهدخت برمیاد...</i>

21:07.100 --> 21:14.480
<i>‫یعنی نامزد شاهدخت پراید، بخوام رک بگم،
‫می‌تونه عملاً هر کسی باشه.</i>

21:15.060 --> 21:19.650
<i>‫یه عضو خاندان سلطنتی،
‫یه فرد عادی، یا حتی یه خارجی.</i>

21:19.650 --> 21:21.310
<i>‫مثل...</i>

21:21.310 --> 21:24.060
<i>‫نایب‌السلطنه‌ی آینده‌ای که
‫این سیستم رو پایه‌گذاری می‌کنه.</i>

21:24.650 --> 21:29.020
<i>‫یا شوالیه‌ی امپراتوری که به‌عنوان
‫مدافع سرسخت شاهدخت پراید خدمت می‌کنه.</i>

21:29.940 --> 21:31.350
<i>‫یا حتی...</i>

21:33.100 --> 21:35.770
‫خب، یه مجرم، حتی اگه از خاندان سلطنتی هم باشه

21:35.770 --> 21:38.810
‫شاید دیگه خیلی زیاده‌روی باشه.

21:39.980 --> 21:44.350
‫مگه اینکه بخوان همه چی رو ول کنن و فرار کنن.

21:44.560 --> 21:46.310
‫چی داری می‌گی؟

21:46.940 --> 21:49.310
‫هیچی همین‌طوری داشتم 
‫با خودم فکر می‌کردم.

21:56.270 --> 21:58.860
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

21:58.860 --> 22:01.110
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:01.110 --> 22:05.560
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:05.560 --> 22:07.940
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:07.940 --> 22:10.360
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:10.360 --> 22:12.900
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:21.980 --> 22:23.230
‫‫اگه دوباره به دنیا بیام،

22:23.230 --> 22:25.480
‫‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

22:25.730 --> 22:26.860
‫‫چرا؟

22:26.860 --> 22:30.860
‫‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس.

22:30.860 --> 22:34.810
‫‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام.

22:34.810 --> 22:36.770
‫‫واقعاً که، چاره‌ای نیست.

22:37.060 --> 22:40.020
‫‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم.

22:40.020 --> 22:42.310
‫‫تنها تحمل کردن ممنوعه.

22:42.310 --> 22:44.480
‫‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

22:44.480 --> 22:46.110
‫‫شب‌ها احساساتی می‌شه.

22:46.110 --> 22:48.360
‫‫این طبیعیه.

22:48.560 --> 22:51.020
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

22:51.020 --> 22:53.190
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:53.190 --> 22:57.610
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:57.610 --> 23:00.060
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:00.060 --> 23:02.360
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:02.360 --> 23:04.860
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:06.520 --> 23:09.110
‫‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم.

23:09.110 --> 23:11.190
‫‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

23:11.190 --> 23:15.810
‫‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

23:15.810 --> 23:18.230
‫‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:18.230 --> 23:20.480
‫‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:20.480 --> 23:23.150
‫‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:28.650 --> 23:34.480
‫ملکه‌ی شرور، غول مرحله‌ی آخر:
‫از شرور تا ناجی

23:34.480 --> 23:35.560
‫قسمت 6:

23:35.270 --> 23:38.480
ملکه‌ی جسور و الکل

23:36.150 --> 23:37.400
‫«ملکه‌ی جسور و الکل»
