WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Dark fairy\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:01.900 --> 00:02.900
‫چرا؟

00:04.100 --> 00:05.650
‫چرا این‌طوری شد؟

00:05.980 --> 00:06.980
‫نمی‌فهمم.

00:07.730 --> 00:10.480
‫یعنی دشمن متوجه کارام شده بود؟

00:10.850 --> 00:15.480
‫چرا هر کاری می‌کنم
‫کار یوهان و برادرم رو خراب می‌کنه؟

00:16.060 --> 00:18.650
‫برادرم... و مردمم!

00:22.810 --> 00:23.810
‫کیه؟

00:29.520 --> 00:31.770
‫کیه؟ خودت رو معرفی کن.

00:32.690 --> 00:34.810
‫من پراید رویال آیوی هستم.

00:35.650 --> 00:37.020
‫عصر بخیر.

01:02.650 --> 01:05.440
‫امروزی که فقط یه بار اتفاق میفته رو

01:05.440 --> 01:07.690
‫نباید هدر بدم

01:07.690 --> 01:10.530
‫درستکاری فقط یه ایده‌آله ذهنیه که

01:10.530 --> 01:14.070
‫به درد خود شخص می‌خوره

01:14.280 --> 01:16.860
‫نباید صدای اعماق ذهنم

01:16.860 --> 01:19.240
‫من رو گمراه کنه

01:19.240 --> 01:22.780
‫اگه بازش کنی، حتماً توش خالیه

01:22.780 --> 01:25.570
‫با قلبت زندگی کن

01:25.740 --> 01:30.780
‫با سرعتی که تنهایی رو پشت سر بذاری

01:30.780 --> 01:34.780
‫تا وقتی که بتونی ایده‌آل یکی دیگه رو پیدا کنی

01:36.530 --> 01:39.400
‫الان، همه چیز رو تنهایی به دوش می‌کشم

01:39.400 --> 01:42.320
‫حتی چیزهای ثابت رو هم زیر سوال می‌برم

01:42.320 --> 01:45.030
‫اگه الان پاداشی نیست، تا وقتی پاداش بگیرم ادامه می‌دم

01:45.030 --> 01:47.190
‫نباید متوقف بشم

01:48.240 --> 01:50.990
‫اگه هنوز کاری هست که می‌تونم بکنم،

01:50.990 --> 01:53.860
‫پس آینده رو عوض می‌کنم

01:53.860 --> 01:57.900
‫تا وقتی به جوابی برسم که هیچ‌کس نمی‌دونه

01:59.820 --> 02:03.610
‫توی این لحظه، بارها و بارها نشونش می‌دم

02:09.560 --> 02:13.560
<b>‫شاهدخت سنگدل و شاهزاده دوم</b>

02:09.770 --> 02:11.020
‫پراید؟!

02:11.520 --> 02:13.560
‫می‌تونی در رو بسته نگه داری.

02:13.770 --> 02:15.350
‫لطفاً بیرون نیا.

02:16.190 --> 02:19.350
‫اگه شایعه عجیبی درست بشه
‫واسه هر دوتامون دردسر می‌شه.

02:20.730 --> 02:22.770
‫چیزی لازم داری؟

02:22.770 --> 02:25.230
‫یا عذرخواهی‌هام کافی نبوده؟

02:26.020 --> 02:28.310
‫نمی‌تونم بگم چیزی لازم دارم.

02:28.310 --> 02:29.600
‫و عذرخواهی‌هات...

02:29.980 --> 02:33.810
‫کارهات چیزی نبودن که بشه
‫با عذرخواهی جبرانش کرد.

02:39.310 --> 02:40.560
‫نگران نباش.

02:41.190 --> 02:44.150
‫مادرم با این اتحاد موافقه.

02:44.650 --> 02:47.230
‫مطمئنم همه‌چیز خوب پیش می‌ره.

02:47.230 --> 02:51.020
‫برادر بزرگترت هم
‫بدون شک مشکلی براش پیش نمیاد.

02:51.020 --> 02:54.310
‫در ضمن، هیچ‌کدوم از اینا تقصیر تو نیست.

02:54.900 --> 02:56.520
‫چطور این‌قدر مطمئنی؟

02:57.600 --> 02:59.270
‫می‌دونم.

02:59.270 --> 03:02.440
‫هر چی نباشه،
‫من قدرت پیش‌بینی دارم.

03:04.020 --> 03:07.650
‫من دیدم به پادشاهی چیننسیس
‫حمله شده.

03:08.230 --> 03:11.020
‫با این حال، شکست قطعی نیست.

03:11.020 --> 03:13.310
‫فکر می‌کنی چرا همه دارن
‫این‌قدر سخت تلاش می‌کنن تا کمک کنن؟

03:13.940 --> 03:16.190
‫مطمئنم که آینده
‫از همین حالا شروع به تغییر کرده.

03:17.730 --> 03:19.150
‫هیچ مدرک محکمی نداری.

03:19.940 --> 03:21.310
‫اشکالی نداره.

03:21.770 --> 03:23.310
‫تو کار درست رو کردی.

03:23.980 --> 03:27.020
‫با اینکه از بدترین و طولانی‌ترین
‫راه ممکن انجامش دادی،

03:27.020 --> 03:30.560
‫ولی حداقلش اینه که
‫اومدنت به اینجا درست بود.

03:31.020 --> 03:33.400
‫این کار رو برای برادر بزرگترت
‫انجام دادی، مگه نه؟

03:34.440 --> 03:35.810
‫برادر

03:43.810 --> 03:45.150
‫سدریک؟

03:48.980 --> 03:50.690
‫اشکالی نداره.

03:50.690 --> 03:53.850
‫به‌موقع می‌رسیم. قول می‌دم.

03:53.850 --> 03:55.560
‫من اینجام.

03:55.560 --> 03:58.100
‫پادشاهی فریزیا طرف توئه.

03:58.100 --> 03:59.520
‫پس هیچ مشکلی نیست.

04:00.350 --> 04:03.350
‫این شش روز،
‫شمارش معکوس برای پایان دنیا نیست.

04:03.350 --> 04:07.650
‫فقط به این فکر کن که شش روز مونده
‫تا زندگیت دوباره به حالت عادی برگرده.

04:08.400 --> 04:09.560
‫چرا؟

04:09.560 --> 04:11.230
‫نمی‌فهمم!

04:11.230 --> 04:13.310
‫چرا این‌قدر به من اهمیت می‌دی؟!

04:13.310 --> 04:14.980
‫تمومش کن!

04:14.980 --> 04:16.480
‫امیدوارم نکن!

04:18.190 --> 04:20.810
‫من این کار رو واقعاً برای تو نمی‌کنم.

04:21.980 --> 04:24.150
‫فقط دارم اشتباهاتم رو جبران می‌کنم.

04:25.650 --> 04:27.520
‫به‌زودی خودت متوجه می‌شی.

04:28.480 --> 04:30.770
‫مطمئنم ترجیح می‌دی دوروبرت نباشم،

04:30.770 --> 04:32.980
‫چون از من متنفری.

04:34.270 --> 04:35.480
‫ولی...

04:36.060 --> 04:39.560
‫شب طولانی‌تر از اونیه که
‫بخوای تنهایی گریه کنی.

04:44.270 --> 04:45.770
‫اشکالی نداره گریه کنی.

04:46.940 --> 04:52.230
‫همون‌طور که بهت گفتم،
‫الان دیگه طرف توئم.

04:53.270 --> 04:55.690
‫نمی‌تونم بذارم کسی من رو
‫تو این وضعیت رقت‌انگیز ببینه.

04:56.350 --> 04:58.810
‫از پشت درِ بسته چطوری ببینمت؟

04:59.480 --> 05:00.980
‫علاوه‌بر این...

05:00.980 --> 05:05.060
‫چرا باید جلوی کسی که ازش متنفری
‫نگران ظاهرت باشی؟

05:05.060 --> 05:07.730
‫برام مهم نیست به گله و شکایت‌هات گوش بدم.

05:07.730 --> 05:10.900
‫می‌دونم از روی ناچاری این کار رو کردی.

05:10.900 --> 05:12.600
‫چرا کشور من؟!

05:12.980 --> 05:17.560
‫یوهان و برادرم مگه چیکار کرده بودن
‫که سزاوار این باشن؟!

05:18.770 --> 05:20.060
‫اشکالی نداره.

05:21.190 --> 05:23.400
‫ما هر کاری بتونیم می‌کنیم
‫تا ازشون محافظت کنیم.

05:30.560 --> 05:33.560
‫منظورتون چیه، علیاحضرت؟

05:34.850 --> 05:37.400
‫لطفاً مجبورم نکن حرفم رو تکرار کنم.

05:37.400 --> 05:42.900
‫تصمیم گرفتم سرسیس رو
‫به یکی از استان‌های کشورم تبدیل کنم.

05:42.900 --> 05:47.400
‫شاید برات راحت‌تر باشه
‫اگه بگم داریم بهتون حمله می‌کنیم.

05:48.100 --> 05:49.150
‫چرا؟

05:49.150 --> 05:52.940
‫یه سال گذشته و من
‫هر چی خواستین رو انجام دادم!

05:52.940 --> 05:57.810
‫کشورم مدام براتون طلا فرستاده!

06:01.350 --> 06:05.690
‫خب به عنوان استان منم
‫می‌تونی این کار رو بکنی، مگه نه؟

06:05.900 --> 06:08.850
‫می‌تونی بجنگی و مقاومت کنی.

06:08.850 --> 06:13.770
‫البته اگه فکر می‌کنی یه کشور کوچیک و ضعیف
‫که چیزی جز طلا نداره، می‌تونه برنده بشه.

06:13.770 --> 06:17.350
‫شما بهم قول داده بودین
‫که کشورم در امان می‌مونه!

06:18.100 --> 06:19.940
‫همین‌طوره، مگه نه؟

06:19.940 --> 06:24.060
‫فکر کنم بتونم از سرسیس بگذرم،
‫البته اگه چندتا شرط رو قبول کنی.

06:24.060 --> 06:25.310
‫شرط؟

06:26.400 --> 06:28.940
‫خواهر کوچیک‌تر بی‌عرضه‌ام،

06:28.940 --> 06:33.270
‫شاهدخت دوم، تیارا،
‫امسال 16 سالش می‌شه.

06:33.270 --> 06:39.100
‫شرطم اینه: می‌خوام با به دست آوردن دلش،
‫نامزدش بشی،

06:39.100 --> 06:41.310
‫و بعد از اینکه به این هدف رسیدی...

06:42.270 --> 06:44.980
‫با دست‌های خودت بکشیش!

06:45.980 --> 06:47.480
‫چرا من باید این کار رو بکنم؟!

06:47.940 --> 06:49.810
‫بی‌خیال!

06:49.810 --> 06:51.980
‫کیه که از دیدن چهره‌ی رو به مرگ اون،

06:51.980 --> 06:56.230
‫غرق در ناامیدی و نفرت، بعد از خیانتِ
‫مردی که بهش عشق می‌ورزید، لذت نبره؟

07:03.980 --> 07:05.600
‫می‌تونی قبول نکنی.

07:06.730 --> 07:11.190
‫اما در این صورت، کشورت
‫به‌کل از روی نقشه محو می‌شه.

07:14.690 --> 07:16.190
‫متوجه شدم.

07:16.900 --> 07:18.150
‫اما در عوض،

07:19.020 --> 07:23.400
‫لطفاً امنیت پادشاهی سرسیس رو
‫تضمین کنین.

07:23.400 --> 07:28.980
‫اگه بخوای، می‌تونم کشور همسایه‌تون رو هم
‫آزاد کنم.

07:30.650 --> 07:35.150
‫این‌طوری هم از کشور خودت محافظت می‌کنی،
‫هم کشور همسایه رو پس می‌گیری.

07:35.350 --> 07:37.190
‫خب؟ حالا نظرت چیه؟

07:39.350 --> 07:42.600
‫پس، شما نامزدی من با
‫شاهدخت تیارا رو اعلام می‌کنین...

07:42.600 --> 07:43.690
‫چی؟

07:43.690 --> 07:46.600
‫فکر کردی به همین راحتی
‫می‌تونی نامزدش بشی؟

07:46.600 --> 07:50.650
‫داری در مورد نامزدی با
‫خواهر کوچیک‌تر من حرف می‌زنیا!

07:50.850 --> 07:52.730
‫پس باید چیکار کنم؟

07:52.730 --> 07:54.230
‫سوال خوبیه.

07:54.230 --> 07:57.350
‫فکر کنم بتونم یه راهی پیدا کنم.

07:57.350 --> 08:00.440
‫یه کاری که وفاداریت رو ثابت کنه.

08:01.060 --> 08:03.440
‫مثلاً...

08:04.190 --> 08:07.940
‫شاید بگم کفش‌هام رو لیس بزنی.

08:10.690 --> 08:13.100
‫منظورم همین‌جا و همین‌الانه.

08:16.230 --> 08:17.770
‫چی شده؟

08:18.270 --> 08:20.020
‫نمی‌خوای انجامش بدی؟

08:45.480 --> 08:46.350
‫نه!

08:50.350 --> 08:53.850
‫شاهدخت پراید، توی خواب
‫خیلی ناله می‌کردین.

08:53.850 --> 08:55.060
‫حالتون خوبه؟

08:55.650 --> 08:57.900
‫بله، خوبم.

08:57.900 --> 09:00.350
‫دیشب سخت خوابم برد،

09:00.350 --> 09:03.100
‫برای همین احتمالا خواب بد دیدم.

09:04.150 --> 09:06.350
<i>‫البته درست یادم نمیاد چی بود...</i>

09:08.060 --> 09:10.650
‫ممنون که این سه روز منتظر موندی.

09:11.270 --> 09:13.520
‫اول از نتیجه شروع می‌کنم.

09:14.150 --> 09:20.520
‫پادشاهی فریزیا مایل به
‫بستن پیمان اتحاد با شماست.

09:21.400 --> 09:23.560
‫ما به حرف‌هاتون اعتماد داریم.

09:23.980 --> 09:25.690
‫واقعاً راست می‌گین؟!

09:25.900 --> 09:29.770
‫وست و گروهش مدرک پیدا کردن.

09:29.770 --> 09:31.600
‫و پراید...

09:31.600 --> 09:32.690
‫بله؟

09:32.900 --> 09:36.100
‫یه خبر هم برای تو دارم.

09:38.060 --> 09:40.900
‫پادشاهی آنمون پیشنهاد داده که

09:40.900 --> 09:44.270
‫تدارکات لازم برای نبرد دفاعی رو تأمین کنه.

09:44.270 --> 09:45.400
‫کارِ لئون بود؟!

09:45.980 --> 09:49.900
‫حدود دو روز پیش،
‫شاهزاده لئون با ما تماس گرفت.

09:50.440 --> 09:53.730
‫تجهیزات زیادی فردا صبح
‫به دستمون می‌رسه.

09:57.100 --> 10:01.310
‫بی‌گناهی پادشاهی متحد هانازوئو
‫ثابت شد.

10:01.520 --> 10:05.440
‫این کشور با تمام توانش
‫از شما حمایت می‌کنه.

10:06.560 --> 10:08.810
‫حالا در ادامه،

10:08.810 --> 10:13.690
‫گفتگوی مهمی داریم که هم به
‫فریزیا مربوط می‌شه و هم هانازوئو.

10:14.650 --> 10:16.900
‫از دیروز تا امروز صبح،

10:16.900 --> 10:21.230
‫هفت نفر رو که مشکوک به جاسوسی
‫برای دشمن بودن دستگیر کردیم.

10:21.230 --> 10:22.520
‫هفت نفر؟!

10:23.060 --> 10:27.440
‫هیچ‌کدومشون لو ندادن
‫کارفرمای اصلیشون کیه،

10:27.440 --> 10:31.310
‫اما مشخص شده که از طرف
‫پادشاهی کوپلندی فرستاده شدن.

10:31.770 --> 10:36.980
‫اون‌ها به احتمال زیاد جاسوس‌هایی
‫برای خرابکاری در فریزیا هستن.

10:38.060 --> 10:39.310
‫به عبارت دیگه،

10:39.310 --> 10:46.230
‫حالا فریزیا دلیل رسمی برای
‫شروع جنگ با کوپلندی رو داره.

10:48.060 --> 10:49.060
‫پراید.

10:50.100 --> 10:54.900
‫به عنوان نماینده‌ی ملکه، تمام اختیارات
‫رو برای انجام کارهای لازم بهت می‌دم.

10:55.270 --> 10:57.440
‫می‌خوای اول چیکار کنی؟

10:58.150 --> 11:01.310
‫یه گروه پیشرو از شوالیه‌ها تشکیل می‌دم،

11:01.310 --> 11:05.150
‫و بعد از برداشتن تدارکات آنمون
‫که فردا می‌رسه،

11:05.150 --> 11:08.020
‫با همون نیروهای پیشرو
‫راهی میدان نبرد می‌شیم.

11:08.230 --> 11:12.980
‫به جای ده روزِ معمول،
‫ظرف سه روز به سرسیس می‌رسیم.

11:13.520 --> 11:14.810
‫بسیار خب.

11:14.810 --> 11:16.900
‫پس روت حساب می‌کنم.

11:16.900 --> 11:17.900
‫ببخشید!

11:18.810 --> 11:23.060
‫اشکالی نداره منم همراه
‫خواهرم به هانازوئو برم؟

11:23.060 --> 11:23.900
‫تیارا؟!

11:25.310 --> 11:26.810
‫منظورت اینه که...

11:26.810 --> 11:29.730
‫تو هم می‌خوای بری میدان نبرد؟

11:29.730 --> 11:30.850
‫بله!

11:30.850 --> 11:34.690
‫اگه خواهر و برادر بزرگ‌ترم
‫دارن می‌رن میدون جنگ،

11:35.020 --> 11:37.850
‫منم دیگه نمی‌تونم ازش فرار کنم.

11:37.850 --> 11:41.060
‫می‌خوام خودم باهاش روبرو بشم
‫و با چشم‌های خودم ببینمش!

11:44.100 --> 11:48.690
‫من همه‌چیز مربوط به پادشاهی متحد
‫هانازوئو رو به پراید واگذار کردم.

11:48.690 --> 11:50.940
‫این تصمیم رو به عهده‌ی خودش می‌ذارم.

11:51.350 --> 11:53.940
‫چـــــــــــــی؟!‌

11:54.310 --> 11:55.600
‫خواهر...

11:56.650 --> 11:59.060
<i>‫خیلی می‌ترسم باهاش روبرو بشم.</i>

11:59.060 --> 12:01.770
<i>‫عمراً بتونم بهش نه بگم...</i>

12:03.560 --> 12:07.690
<i>‫با اون چشم‌های گربه شرکیت 
‫اونظوری بهم زل نزن!</i>

12:08.400 --> 12:10.020
‫قول می‌دم.

12:10.020 --> 12:12.730
‫اصلاً و ابداً جلوی دست و پات رو نمی‌گیرم.

12:13.190 --> 12:15.480
‫هر چی بگی رو مو به مو انجام می‌دم.

12:15.480 --> 12:16.690
‫فقط خواهش می‌کنم...

12:16.690 --> 12:19.980
‫بذار سرنوشتم باهاتون یکی باشه.

12:20.440 --> 12:23.150
<i>‫خب، راستش، یعنی...</i>

12:29.850 --> 12:31.690
‫خیلی خب.

12:32.060 --> 12:33.770
‫اما یه شروطی داره.

12:35.480 --> 12:39.940
‫حین عملیات دفاعیمون، تو باید
‫توی پادشاهی سرسیس بمونی.

12:40.650 --> 12:42.020
‫باشه، حتماً.

12:43.600 --> 12:45.060
‫خب...

12:45.060 --> 12:47.400
‫برای همگی توی این جنگ آرزوی موفقیت دارم.

12:49.730 --> 12:51.150
‫خب، حالا...

13:05.440 --> 13:06.440
‫ما کجاییم؟

13:08.730 --> 13:10.400
‫اینجا سرسیسه؟!‌

13:10.400 --> 13:11.770
‫چطور ممکنه که ما...

13:12.520 --> 13:15.150
‫سریع‌ترین وسیله حمل و نقل دنیا.

13:15.440 --> 13:17.980
‫قابلیت خاص من، یعنی تله‌پورت کردنه.

13:18.310 --> 13:20.600
‫تا وقتی که مختصات رو بدونم،

13:20.600 --> 13:24.480
‫می‌تونم خودم و هر چیزی که لمس می‌کنم رو
‫تو یه لحظه انتقال بدم.

13:25.100 --> 13:29.600
‫لطفاً این موضوع رو حتی توی 
‫پادشاهی متحد هانازوئو مخفی نگه دارین.

13:34.600 --> 13:36.100
‫اون چیه؟!‌

13:36.440 --> 13:38.730
‫نکنه اونا مال پادشاهی کوپلندی باشن؟!‌

13:38.730 --> 13:39.650
‫فرار کنین!

13:39.650 --> 13:41.100
‫بچه‌هاتون رو توی خونه قایم کنین!

13:42.100 --> 13:43.100
‫ساکت باشین!

13:43.560 --> 13:47.100
‫اینا متحدینِ پادشاهی متحد هانازوئو هستن!

13:47.810 --> 13:50.350
‫شخصا این رو تضمین می‌کنم!

13:51.190 --> 13:52.690
‫سدریک-ساما!

13:52.690 --> 13:54.350
‫کی رسیدین شهر؟!‌

13:54.350 --> 13:56.810
‫وای! سدریک-ساما!

14:03.980 --> 14:05.440
‫سدریک-ساما!

14:05.650 --> 14:07.440
‫فارگوس! داریو!

14:10.690 --> 14:12.230
‫خیلی ازتون ممنونم.

14:12.230 --> 14:15.560
‫حتی توی این شرایط سخت هم
‫از کشورمون حمایت کردین.

14:16.560 --> 14:19.400
‫خب... برادرم چطوره؟

14:21.770 --> 14:22.810
‫که این‌طور...

14:25.520 --> 14:29.020
‫پس همون‌طور که از قبل صحبت کردیم،
‫معاهده توسط...

14:30.480 --> 14:34.060
‫به عنوان نماینده‌ی دربار،

14:34.060 --> 14:37.600
‫من، شاهزاده سدریک سیلوا لاول،
‫انجامش می‌دم!

14:40.020 --> 14:44.060
‫برای همینه که این عادلانه نیست، مادر.

14:44.060 --> 14:48.600
‫من شخصاً نمی‌خواستم بذارم
‫تیارای ظریفمون بره اونجا.

14:48.600 --> 14:51.020
‫اما چون به تو اجازه رفتن دادم،

14:51.020 --> 14:53.980
‫دیگه نمی‌تونستم به تیارا نه بگم،
‫می‌دونی که.

14:54.560 --> 14:55.940
‫باشه،

14:55.940 --> 14:59.400
‫ولی باز هم عادلانه نیست که
‫من رو توی همچین موقعیتی گذاشتی!

14:59.650 --> 15:02.900
‫خودت می‌دونی 
‫چقدر زود تسلیم تیارا می‌شم!

15:02.900 --> 15:07.060
‫از یه طرف، اگه قبول می‌کردم
‫شاکی می‌شدی.

15:07.060 --> 15:10.350
‫از طرف دیگه، اگه رد می‌کردم
‫تیارا شاکی می‌شد.

15:10.350 --> 15:13.520
‫باید با هر دوتون یکسان رفتار کنم.

15:14.600 --> 15:17.190
<i>‫این دیگه چه دلیل بچه‌گونه‌ایه؟!</i>

15:17.810 --> 15:21.730
<i>‫اون تصویر باشکوهی که ازت داشتم
‫با خاک یکسان شد!</i>

15:22.600 --> 15:26.400
‫در ضمن، خودت بودی که
‫آخرش اجازه دادی باهات بیاد.

15:26.600 --> 15:28.980
‫تیارا دختر موقریه.

15:28.980 --> 15:33.100
‫فقط به این نتیجه رسیدم که
‫این براش یه تجربه لازمه.

15:33.100 --> 15:35.150
‫پس همه چیز روبه‌راهه، مگه نه؟

15:35.350 --> 15:40.150
‫واقعاً دلم نمی‌خواد
‫با هیچ خطری روبه‌رو بشه.

15:40.600 --> 15:43.400
‫تیارا هنوز حتی به سن قانونی هم نرسیده.

15:44.190 --> 15:46.850
‫این حرفت بی‌انصافیه، خواهر.

15:47.440 --> 15:51.690
‫درسته که هنوز بزرگسال نشدم،

15:51.690 --> 15:56.060
‫ولی سنم از موقعی که تو توی 11 سالگی
‫می‌رفتی ماجراجویی بیشتره،

15:56.060 --> 15:58.690
‫و هیچ فرقی با 15 سالگی تو ندارم!

16:05.940 --> 16:10.310
‫منم می‌خوام مثل تو بشم، خواهر،
‫واسه همین دارم سخت تلاش می‌کنم!

16:12.690 --> 16:13.900
‫خیلی خب...

16:16.480 --> 16:19.350
‫مادر، ببخشید معطل شدی.

16:27.060 --> 16:30.810
‫این دیگه اتحادمون رو رسمی می‌کنه.

16:30.810 --> 16:35.650
‫چهار روز دیگه، می‌تونی روی کمک
‫شوالیه‌هامون توی جنگ حساب کنی.

16:36.190 --> 16:39.600
‫مشتاقانه منتظر همکاری باهاتون هستم.

16:40.730 --> 16:42.350
‫یه دنیا ممنونم!

17:00.020 --> 17:01.310
‫آه، راستی.

17:01.310 --> 17:05.190
‫با اجازه‌اتون، شاهزاده سدریک.

17:05.190 --> 17:07.400
‫می‌تونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

17:07.600 --> 17:09.730
‫بله، چیزی شده؟

17:10.850 --> 17:14.520
‫لطفاً همین الان من رو ببرین اتاق شاه.

17:16.900 --> 17:23.980
‫باید به خاطر شاهدخت پراید،
‫واقعی بودن بیماری شاه رو تایید کنم.

17:28.350 --> 17:32.190
‫از هر دوتون بابت این درخواست ناگهانی
‫معذرت می‌خوام.

17:32.400 --> 17:37.230
‫نه، اتفاقاً خوشحالم که این‌بار
‫سریع اومدی سراغ خودم.

17:38.150 --> 17:41.440
‫من قبلاً در این مورد
‫با شاهزاده سدریک صحبت کردم.

18:00.480 --> 18:01.690
‫سدریک.

18:05.270 --> 18:06.400
‫پراید...

18:10.190 --> 18:12.270
‫دیگه مشکلی نیست.

18:13.150 --> 18:14.650
‫اون کیه؟

18:14.650 --> 18:16.690
‫نمی‌تونیم هویتش رو فاش کنیم.

18:16.690 --> 18:18.770
‫لطفاً این رو از هر کسی که 
‫می‌شناسی مخفی نگه دار.

18:19.060 --> 18:23.560
‫حتی از مادرمون و بقیه مردم کشورمون.

18:24.480 --> 18:25.690
‫من ازشون محافظت می‌کنم!

18:26.810 --> 18:28.150
‫باید ازشون محافظت کنم!

18:28.560 --> 18:30.940
‫از هانازوئو و چیننسیس!

18:30.940 --> 18:32.690
‫باید محافظت کنم!

18:32.690 --> 18:34.100
‫یوهان!

18:35.150 --> 18:36.600
‫باید محافظت کنم!

19:10.150 --> 19:11.190
‫برادر؟

19:14.690 --> 19:15.940
‫برادر!

19:15.940 --> 19:17.230
‫منو می‌شناسی؟!

19:21.900 --> 19:24.560
‫برگشتی خونه، سدریک...

19:27.980 --> 19:29.060
‫چی شده؟

19:30.060 --> 19:31.310
‫اعلی‌حضرت پادشاه.

19:32.020 --> 19:33.150
‫شماها کی هستین؟

19:33.730 --> 19:35.940
‫از آشنایی باهاتون خوشبختیم.

19:35.940 --> 19:39.020
‫اسم من استیل رویال آیویه.

19:39.310 --> 19:41.100
‫من شاهزاده‌ی اول فریزیا هستم.

19:42.600 --> 19:47.560
‫و ایشون هم پراید رویال آیوی هستن،

19:47.560 --> 19:50.310
‫ولیعهد پادشاهی فریزیا.

19:52.230 --> 19:53.980
‫شاهدخت پراید؟!

19:53.980 --> 19:55.060
‫سدریک!

19:55.060 --> 19:56.520
‫واقعاً انجامش دادی؟!

19:56.520 --> 19:58.940
‫صبر کن ببینم، امروز چندشنبه‌ست؟

19:58.940 --> 20:00.480
‫چه بلایی سر چیننسیس اومده؟!

20:01.190 --> 20:03.020
‫لطفاً آروم باشین.

20:03.230 --> 20:04.560
‫همه چیز رو براتون توضیح می‌دم.

20:11.520 --> 20:13.230
‫قضیه رو فهمیدم.

20:13.980 --> 20:14.980
‫اول از همه...

20:19.100 --> 20:20.850
‫احمق خر!

20:21.060 --> 20:22.310
‫داری چیکار می‌کنی؟!

20:22.310 --> 20:23.940
‫یهو از کشور فرار می‌کنی؟!

20:23.940 --> 20:25.730
‫بعدشم سر خود وارد یه اتحاد می‌شی؟!

20:25.730 --> 20:28.900
‫چاره دیگه‌ای نداشتم! تو کاری نمی‌کردی، 
‫مجبور شدم خودم دست‌به‌کار شم!

20:29.600 --> 20:33.350
‫خیلی متاسفم که برادر احمقم
‫این‌همه دردسر درست کرده!

20:33.650 --> 20:36.440
‫و حتماً کلی هم رفتار بی‌ادبانه ازش سر زده!

20:36.940 --> 20:40.350
‫نـ-نگرانش نباشین، لطفاً.

20:40.730 --> 20:43.900
‫ولی چرا عقلم رو از دست داده بودم؟

20:43.900 --> 20:46.850
‫نمی‌دونم، ولی خودمم دلم می‌خواد بدونم.

20:47.520 --> 20:51.940
<i>‫هرچند قدرت آرتور
‫اون رو به حالت عادی برگردوند،</i>

20:52.480 --> 20:57.520
<i>‫ولی اینکه کاملاً خوب شده یکم عجیبه.</i>

20:57.520 --> 20:58.520
<i>‫علاوه‌بر این،</i>

20:58.520 --> 21:02.900
<i>‫زمان‌بندی بیماریش با بازی فرق داره،
‫واسه همین یه جای کار می‌لنگه.</i>

21:03.730 --> 21:04.770
‫در هر صورت...

21:05.350 --> 21:09.020
‫قدرت فریزیا رو به عنوان پشتیبان
‫داشتن، واقعا مایه‌ی دلگرمیه

21:09.440 --> 21:13.900
‫فردا صبح زود خودم همه‌چیز رو
‫به چیننسیس گزارش می‌دم.

21:15.400 --> 21:18.520
‫ما خروج یک‌جانبه از اتحاد رو
‫تحمل نمی‌کنیم.

21:19.730 --> 21:22.810
‫نمی‌ذارم پادشاهی متحد هانازوئو رو
‫به نابودی بکشونن.

21:23.270 --> 21:24.270
‫بله.

21:24.270 --> 21:26.400
‫منم همین امید رو دارم.

21:28.190 --> 21:32.810
‫پراید، شاهزاده استیل،
‫ازتون ممنونم.

21:32.810 --> 21:35.150
‫تا ابد بهتون مدیونم.

21:36.060 --> 21:37.690
‫یه چیزی هست که باید بگم.

21:39.650 --> 21:44.690
‫توی این چهار روزی که طول می‌کشه تا
‫شوالیه‌هام به پادشاهی سرسیس برسن،

21:44.900 --> 21:47.190
‫یه وظیفه‌ای برات دارم.

21:47.770 --> 21:49.650
‫هر چی باشه، انجامش می‌دم.

21:51.480 --> 21:53.190
‫برو درس بخون.

21:56.270 --> 21:58.860
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم

21:58.860 --> 22:01.110
‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:01.110 --> 22:05.560
‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:05.560 --> 22:07.940
‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

22:07.940 --> 22:10.360
‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

22:10.360 --> 22:12.900
‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

22:21.980 --> 22:23.230
‫اگه دوباره به دنیا بیام،

22:23.230 --> 22:25.480
‫بازم این دنیا رو انتخاب می‌کنم؟

22:25.730 --> 22:26.860
‫چرا؟

22:26.860 --> 22:30.860
‫از این سوال‌های بی‌مزه نپرس

22:30.860 --> 22:34.810
‫به خاطر غرور بالا هیجان‌زده‌ام

22:34.810 --> 22:36.770
‫واقعاً که، چاره‌ای نیست

22:37.060 --> 22:40.020
‫حتی بدون کلمات هم می‌فهمم

22:40.020 --> 22:42.310
‫تنها تحمل کردن ممنوعه

22:42.310 --> 22:44.480
‫قوی به نظر می‌رسه، ولی هر کی باشه هم

22:44.480 --> 22:46.110
‫شب‌ها احساساتی می‌شه

22:46.110 --> 22:48.360
‫این طبیعیه

22:48.560 --> 22:51.020
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم

22:51.020 --> 22:53.190
‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

22:53.190 --> 22:57.610
‫روزهام صددرصد یا صدوبیست‌درصد می‌شد؟

22:57.610 --> 23:00.060
‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:00.060 --> 23:02.360
‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:02.360 --> 23:04.860
‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:06.520 --> 23:09.110
‫با حرف‌هایی مثل «اما و اگه» رویا می‌بینم

23:09.110 --> 23:11.190
‫اگه می‌تونستم آینده رو پیش‌بینی کنم،

23:11.190 --> 23:15.810
‫روزهام صددرصد یا صدوبیست درصد می‌شد؟

23:15.810 --> 23:18.230
‫مثلاً اون موقع که نتونستم اون

23:18.230 --> 23:20.480
‫«ببخشید» پشیمونانه رو بگم،

23:20.480 --> 23:23.150
‫اگه می‌گفتم، کنارم می‌موند؟

23:28.600 --> 23:33.600
‫ملکه‌ی شرور، غول مرحله‌ی آخر:
‫از شرور تا ناجی

23:32.390 --> 23:42.390
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Dark fairy\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:34.230 --> 23:36.230
‫قسمت 11:

23:35.150 --> 23:38.350
<b>‫شاهدخت کافر خودش رو آماده می‌کنه</b>

23:36.230 --> 23:38.350
‫«شاهدخت کافر خودش رو آماده می‌کنه»

23:38.350 --> 23:41.350
<b></b>
