WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Audrey\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:25.700 --> 00:27.110
‫آب...

00:30.360 --> 00:32.740
‫واقعا خودتی، مائو

00:35.410 --> 00:37.860
‫شیرانویی ساما...

02:10.250 --> 02:14.050
‫شیرانویی

02:18.970 --> 02:22.930
‫شیرانویی

02:23.640 --> 02:25.400
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

02:26.060 --> 02:29.220
‫باید یه مراسم گزیش بوده باشه

02:30.150 --> 02:34.950
‫همه شاگردهایی که از بچگی با هم
‫تمرین کرده بودن، جمع شده بودن

02:35.410 --> 02:37.820
‫غار استخوان سفید یه هزارتوی طبیعی

02:37.820 --> 02:40.660
‫استاد خاندان گوکو
‫با کلی تونل‌های پر پیچ و خمه

02:40.660 --> 02:41.830
‫با کلی تونل‌های پر پیچ و خمه

02:42.340 --> 02:44.910
‫تنها کاری که باید کنین
‫اینه که زنده ازش بیاین بیرون

02:44.910 --> 02:46.580
‫همین و بس

02:46.580 --> 02:47.830
‫بله

02:48.250 --> 02:50.840
‫استاد اینو گفته بود

02:51.630 --> 02:52.710
‫ولی...

02:52.710 --> 02:57.050
‫چیزی که در واقع زیرنظر داشت،

02:57.050 --> 02:59.680
‫این بود که چطور از اون هزارتوی
‫طبیعی راه خروجمون رو پیدا می‌کنیم

03:06.100 --> 03:09.480
‫نمی‌دونم چند روز توی تاریکی سرگردون بودم

03:14.320 --> 03:19.320
‫پا روی بقایای آدم‌هایی می‌ذاشتم
‫که نتونسته بودن زنده از اونجا بیرون بیان

03:22.120 --> 03:25.200
‫قرار بود زندگیم همین‌جا به آخر برسه؟

03:25.680 --> 03:28.120
‫درست همون موقعی که
‫دیگه امیدی برام نمونده بود....

03:29.500 --> 03:31.830
‫کسی رو دیدم که از شاگردها نبود

03:31.830 --> 03:33.750
‫قبلا هیچ‌وقت ندیده بودمش

03:36.010 --> 03:41.220
‫هر از گاهی توقف می‌کرد
‫و با دقت گوش می‌داد،

03:41.220 --> 03:44.270
‫ولی بازم بدون اینکه مسیرش
‫ رو گم کنه به راهش ادامه داد

03:53.190 --> 03:56.150
‫منم با ناامیدی دنبالش رفتم

03:56.740 --> 03:58.200
‫و بعد...

04:01.700 --> 04:06.040
‫تویی که...

04:06.600 --> 04:10.960
‫سه روز بعد از بقیه وارد غار شدی، مگه نه؟

04:13.590 --> 04:18.630
‫بهم یاد دادن چطور جریان انرژی آب
‫رو تشخیص بدم و رگه‌های اژدها رو دنبال کنم

04:19.510 --> 04:23.440
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، اون یکی از
‫بچه‌های عمارت نبود

04:24.850 --> 04:27.280
‫بعد از چند لحظه، اون راهش رو کشید و رفت

04:27.890 --> 04:29.350
‫شیرانویی

04:29.810 --> 04:33.110
‫تو اون بچه رو تعقیب کردی، مگه نه؟

04:33.960 --> 04:37.360
‫خدا رو شکر کن حداقل زنده برگشتی

04:38.860 --> 04:41.860
‫طوری نگاهم کرد انگار حشره‌ی موذی‌ای چیزی‌ام

04:42.570 --> 04:48.210
‫از اون روز به بعد،
‫استاد دیگه هیچ علاقه‌ای به من نداشت

04:48.210 --> 04:50.620
‫و اوضاع بدتر هم شد...

04:50.620 --> 04:53.170
‫هیچ استعدادی نداری!

04:53.170 --> 04:54.380
‫فقط ازش دست بکش!

04:54.920 --> 04:58.130
‫منو ببخشید، استاد!

04:58.670 --> 05:02.200
‫شنیده بودم استاد از بیرون عمارت

05:02.200 --> 05:04.390
‫یه دستیار پیش خودش آورده

05:04.930 --> 05:06.890
‫اون مائو بود

05:06.890 --> 05:11.640
‫همون لحظه که دیدمش، فهمیدم
‫همون بچه‌ی توی غاره

05:13.230 --> 05:16.770
‫شیرانویی ساما... تو...

05:16.770 --> 05:19.090
‫مائو
‫انقدر می‌خواستی جانشین

05:19.090 --> 05:21.240
‫خاندان گوکو بشی...

05:21.240 --> 05:23.780
‫که کارت به تنفر از من کشیده شد؟

05:23.780 --> 05:28.500
‫استاد منو کتک می‌زد و تحقیر می‌کرد

05:29.370 --> 05:33.910
‫بعد یه غریبه مثل تو از راه می‌رسه
‫و به عنوان جانشین انتخاب می‌شه

05:35.710 --> 05:37.130
‫استاد!

05:38.420 --> 05:39.970
‫یعنی می‌خوای بگی...

05:39.970 --> 05:42.430
‫کسی که استاد رو کشت...

05:42.430 --> 05:46.010
‫تو بودی، شیرانویی ساما؟!

05:47.120 --> 05:49.560
‫تو کشتیش، مگه نه؟!

05:49.560 --> 05:50.560
‫واسه همینه که...

05:51.310 --> 05:52.690
‫واسه همینه که...؟!

05:57.280 --> 05:58.360
‫مائو!

05:58.360 --> 05:59.690
‫ای حرومزاده!

06:02.570 --> 06:04.070
‫اون روز...

06:04.990 --> 06:10.790
‫تو بودی که این زخم رو بهم زدی، شیرانویی ساما؟!

06:10.790 --> 06:13.040
‫تا حالا نفهمیده بودی؟

06:13.040 --> 06:14.830
‫ شوخیت گرفته!

06:16.080 --> 06:16.920
‫نانوکا کیبا

06:16.920 --> 06:19.590
‫نانوکا کیبا
‫مائو، چیزی نمونده برسیم!

06:19.590 --> 06:21.460
‫اوتویا
‫نانوکا سان

06:21.960 --> 06:24.090
‫هاله‌ی فلز داره به اون درها منتهی می‌شه

06:28.850 --> 06:31.350
‫هیاکا - کامون
‫یه پناهگاه زیرزمینی؟

06:31.350 --> 06:33.600
‫رد هاله‌ی فلز داره ما رو به این سمت می‌کشونه

06:33.600 --> 06:34.690
‫بریم داخل

06:34.690 --> 06:36.560
‫می‌خوایم بریم داخل؟!

06:43.610 --> 06:47.870
‫شمشیر هاگونسی مائو خیلی به درد بخوره، نه؟

06:48.370 --> 06:50.620
‫این شمشیر مایه‌ی دردسره

06:50.620 --> 06:55.250
‫یه بار که دستم گرفتمش،
‫خون بالا آوردم و نزدیک بود جون بدم

06:55.250 --> 06:58.200
‫نه، تو واقعا مردی

06:59.130 --> 07:01.130
‫اگه فرصتش رو داشتم،

07:01.130 --> 07:04.630
‫می‌خواستم استاد رو با دستای خودم بکشم

07:05.120 --> 07:08.980
‫تا اینکه بذارم به دست غریبه‌ای مثل تو کشته بشه

07:09.850 --> 07:13.640
‫می‌خواستی بکشیش تا جانشین
‫خاندان گوکو بشی؟

07:13.640 --> 07:17.970
‫اما بعد، طلسم محرمانه‌ی تایزان‌فوکون به دست

07:17.970 --> 07:21.520
‫تو و بیوکی دزدیده شد، هر دوتون هم فرار کردین

07:22.190 --> 07:28.160
‫خیلی خب مائو، حالا قراره
‫طلسم تایزان‌فوکون رو بهم یاد بدی

07:28.700 --> 07:34.200
‫سرِ بیوکی با طلسم تایزان‌فوکون فرار کرد

07:35.040 --> 07:39.060
‫شیرانویی ساما از این خبر نداره

07:41.040 --> 07:42.800
‫بهت یادش می‌دم

07:42.800 --> 07:44.550
‫اوه؟

07:44.550 --> 07:48.680
‫اما اول باید یه چیزی رو ازت بپرسم

07:49.300 --> 07:52.050
‫چه بلایی سر سانا ساما آوردی؟

07:53.810 --> 07:55.810
‫اون روز...

07:56.230 --> 07:58.000
‫گفتن سانا ساما مرده

07:58.850 --> 08:01.000
‫حتی بعضیا ادعا کردن که من کشتمش

08:02.230 --> 08:06.160
‫اما اون زنده‌ست و داره برای تو کار می‌کنه

08:12.490 --> 08:14.200
‫چرا؟!

08:17.430 --> 08:21.320
‫پس یوراکو رو دیده

08:21.320 --> 08:23.590
‫چی شده، مائو؟

08:23.590 --> 08:26.630
‫هنوز درگیر سانایی؟

08:40.770 --> 08:42.130
‫مائو!

08:42.900 --> 08:43.770
‫نانوکا!

08:44.470 --> 08:46.530
‫این دیگه چیه؟

08:46.530 --> 08:48.650
‫خون مائوئه؟!

08:48.650 --> 08:50.320
‫نانوکا...

08:50.320 --> 08:51.840
‫شمشیرم!

08:51.840 --> 08:53.530
‫بـ... باشه

08:53.530 --> 08:59.040
‫این نیروی خون بیوکیه
‫که توی وجودم جریان داره

08:59.780 --> 09:01.620
‫شیرانویی ساما...

09:01.620 --> 09:05.040
‫بگو با سانا ساما چیکار کردی!

09:05.040 --> 09:07.920
‫چی؟ اون شیرانوییه؟

09:07.920 --> 09:10.170
‫شیرانویی ساما؟!

09:10.590 --> 09:12.930
‫چرا انقدر زیادین؟

09:12.930 --> 09:15.180
‫همه‌تون با هم دست به یکی کردین؟

09:15.180 --> 09:18.430
‫لطفا جوابم رو بده، شیرانویی ساما

09:18.430 --> 09:22.730
‫چرا سانا ساما زنده‌ست و پیش توئه؟

09:22.730 --> 09:25.360
‫چطور ممکنه زنده باشه؟!

09:25.360 --> 09:27.360
‫کی می‌دونه؟

09:27.360 --> 09:32.860
‫اون با خواست خودش پیش من مونده

09:32.860 --> 09:34.160
‫دروغگو!

09:40.750 --> 09:45.040
‫اون انرژی از شمشیر هاگونسی بود؟

09:45.040 --> 09:46.750
‫حتی تکونش هم نداد

09:46.750 --> 09:51.590
‫عجیبه برام می‌تونی
‫این‌طوری صدات رو بلند کنی

09:51.590 --> 09:54.240
‫به خاطر سانا ساماست؟

09:55.340 --> 09:58.470
‫اونم همون چیزی رو می‌خواست که من می‌خواستم

09:58.470 --> 10:02.350
‫ما عمر قدرتمندایی که کشور رو
‫اداره می‌کنن طولانی می‌کنیم

10:02.350 --> 10:06.110
‫و اگه بخوان، رقبای سیاسیشون
‫رو طلسم می‌کنیم

10:06.110 --> 10:10.990
‫این‌طوری میراث خاندان گوکو رو
‫زنده نگه می‌داریم

10:12.240 --> 10:16.320
‫من از خواست پدرم اطاعت می‌کنم

10:16.320 --> 10:22.000
‫سانا خودش ساما آماده بود تا میراث
‫خاندان گوکو رو زنده نگه داره!

10:22.000 --> 10:23.210
‫ولی...!

10:23.680 --> 10:28.130
‫اینکه با زنده نشون دادن جسدش
‫همه رو فریب بدی...

10:28.130 --> 10:32.010
‫اون هیچ‌وقت نمی‌خواست
‫همچین زندگی پلیدانه‌ای داشته باشه!

10:35.200 --> 10:37.140
‫گفتی پلیدانه؟

10:37.140 --> 10:42.850
‫اگه طلسم مخفی تایزان‌فوکون رو
‫می‌دادی، همه‌ی اینا تموم می‌شد!

10:44.130 --> 10:48.400
‫من هیچ‌وقت اون طلسم رو
‫به نکبتی مثل تو نمی‌دم!

11:02.200 --> 11:04.290
‫پاهات...

11:04.290 --> 11:08.290
‫چی؟ واقعا یادت نمیاد؟

11:09.220 --> 11:11.090
‫مائو بهمون خیانت کرد!

11:11.090 --> 11:14.420
‫اون داره بیوکی رو کنترل می‌کنه
‫تا عمارت رو نابود کنه!

11:14.420 --> 11:15.760
‫خودتون رو نبازین!

11:15.760 --> 11:19.300
‫مائو استادمون رو کشت!
‫حالا دیگه دشمن خونی ماست!

11:19.300 --> 11:21.180
‫کارش رو تموم کنین!

11:37.950 --> 11:39.380
‫من این کار رو کردم؟

11:40.240 --> 11:44.750
‫من این پاها رو از
‫شیکیگامی کایریو قرض گرفتم

11:44.750 --> 11:48.620
‫ صدقه سرشون، هیچ‌وقت نمی‌تونم از آب بیرون بیام

11:48.620 --> 11:54.510
‫پس واسه همینه که هیچ‌وقت کیوتو رو
‫ترک نکردی و مدام آدمکش می‌فرستادی؟

11:54.510 --> 11:58.360
‫درسته، هر چندتا که لازم باشه
‫آدمکش می‌فرستم

12:01.760 --> 12:03.010
‫وایسا!

12:05.770 --> 12:07.480
‫چرا جلوم رو گرفتی؟!

12:07.480 --> 12:09.690
‫عقلت رو از دست دادی؟

12:09.690 --> 12:11.240
‫به محض اینکه وارد آب بشی،

12:11.240 --> 12:13.480
‫دقیقا طبق نقشه‌ی شیرانویی عمل کردی

12:26.500 --> 12:28.390
‫یوراکو

12:28.390 --> 12:31.500
‫پس بالاخره مائو رو دیدی؟

12:32.840 --> 12:37.260
‫یعنی وقتی مائو من رو دید، چه فکری کرد؟

12:37.700 --> 12:40.440
‫هاکوبی
‫یوراکوی سامای بیچاره

12:42.470 --> 12:44.180
‫تو یه هیولایی

12:53.980 --> 12:55.570
‫لعنت بهش

12:57.860 --> 13:00.570
‫رد شیکیگامی فلز رو زدیم تا رسیدیم اینجا...

13:01.280 --> 13:04.990
‫یعنی شیرانویی داره با یه
‫جادوگر فلز همکاری می‌کنه

13:04.990 --> 13:08.750
‫خیلی نزدیک بودم... چیزی نمونده بود بگیرمش

13:08.750 --> 13:11.000
‫دیر یا زود برمی‌گرده

13:11.000 --> 13:13.750
‫به نظر میاد کینه‌ی عمیقی ازت به دل داره

13:13.750 --> 13:16.500
‫خب، منم بودم کینه به دل می‌گرفتم

13:17.130 --> 13:20.920
‫پاهاش رو قطع کردی
‫و اون‌طوری رهاش کردی

13:20.920 --> 13:26.310
‫مائو، واقعا یادت نمیاد اون موقع چی شد؟

13:26.310 --> 13:29.560
‫نه، یادم نمیاد

13:30.070 --> 13:33.850
‫راستش رو بخوای، هیچ‌وقت
‫توجهی به شیرانویی ساما نداشتم

13:33.850 --> 13:35.560
‫پسر، این دیگه خیلی بی‌رحمانه بود

13:35.560 --> 13:37.900
‫بگذریم، بریم خونه دیگه

13:37.900 --> 13:39.070
‫اینجا سرده

13:39.070 --> 13:41.590
‫شما بدون من برگردین

13:41.590 --> 13:44.320
‫می‌خوام اول یه کم استراحت کنم

13:44.320 --> 13:46.950
‫ها؟ نمی‌تونی راه بری؟

13:46.950 --> 13:49.910
‫چی؟ همین چند لحظه پیش که خوب بودی

13:49.910 --> 13:53.170
‫نه، چند بار از...

13:53.170 --> 13:55.190
‫شیکیگامی فلز تیر خورد

13:58.380 --> 14:01.090
‫آهان، پس دلیل اتفاق یه کم پیش

14:01.090 --> 14:05.640
‫ این بود که حرف زدن
‫از سانا ساما خونت رو به جوش آورد؟

14:15.650 --> 14:16.980
‫نانوکا، چیکار می‌کنی؟!

14:16.980 --> 14:18.980
‫دارم خونم رو بهت می‌دم

14:18.980 --> 14:20.230
‫نمی‌تونی راه بری، مگه نه؟

14:20.230 --> 14:22.650
‫بهت گفتم، نباید این کار رو بکنی

14:22.650 --> 14:24.780
‫ممکنه عمرت کوتاه بشه

14:24.780 --> 14:25.910
‫برام مهم نیست!

14:31.540 --> 14:34.000
‫کامون سان که کمک نمی‌کنه، می‌کنه؟

14:34.000 --> 14:36.450
‫اون از کثیف شدن کتش متنفره

14:36.450 --> 14:39.460
‫هیاکا هم کوچیکتر از اونیه
‫که بخواد تو رو کول کنه

14:40.000 --> 14:44.300
‫خب، بیراه نمی‌گی
‫کثیف شدن کتم برام غیرقابل تحمله

14:44.300 --> 14:47.140
‫نانوکا، الان مسخره‌ام کردی؟!

14:49.890 --> 14:50.890
‫آه...

14:51.600 --> 14:54.770
‫زخم‌ها دارن خوب می‌شن

15:05.950 --> 15:07.240
‫ای بابا

15:07.240 --> 15:10.450
‫حالا که بیهوش شده، باید کولش کنیم

15:10.450 --> 15:12.950
‫مائو، می‌خوای جامونو عوض کنیم؟

15:12.950 --> 15:15.710
‫من با کمال میل نانوکا رو کول می‌کنم

15:15.710 --> 15:19.040
‫نه، نانوکا مسئولیتش با منه

15:20.380 --> 15:23.170
‫بازم باعث شدم بیش از حد به خودش فشار بیاره

15:23.800 --> 15:26.930
‫نمی‌تونم اجازه بدم این‌طوری ادامه پیدا کنه

15:30.050 --> 15:32.470
‫نانوکا سان، داری برمی‌گردی؟

15:32.470 --> 15:35.810
‫آره می‌خوام برم خونه
‫و حسابی استراحت کنم

15:35.810 --> 15:37.980
‫مائو تو هم، خیلی به خودت فشار نیار

15:37.980 --> 15:39.730
‫حالم خوبه

15:40.110 --> 15:41.860
‫زخم‌هام خوب شدن

15:45.740 --> 15:47.110
‫فهمیدم

15:47.110 --> 15:48.450
‫خب، پس می‌بینمت

15:55.410 --> 15:58.540
‫تا حالا مائو رو این‌طوری ندیده بودم

15:59.370 --> 16:03.840
‫سانا ساما داره برای شیرانویی کار می‌کنه...

16:03.840 --> 16:07.840
‫اون با انتخاب خودش پیش من مونده

16:08.320 --> 16:09.760
‫دروغگو!

16:10.390 --> 16:13.680
‫معلومه بدجوری به شیرانویی حسادت می‌کنه

16:14.710 --> 16:17.810
‫سانا ساما عاشق کس دیگه‌ای بود

16:17.810 --> 16:20.850
‫یعنی عاشق شیرانویی بوده؟

16:21.360 --> 16:23.640
‫باور کردنش برام سخته

16:24.150 --> 16:28.360
‫ولی با اینکه یه طرفه بود،
‫معلومه هنوز دوستش داره

16:28.360 --> 16:30.490
‫بکش کنار!

16:36.160 --> 16:40.540
‫اون واقعا سانا ساما بود؟

16:45.300 --> 16:47.210
‫بیوکی
‫بیوکی؟!

16:47.210 --> 16:52.220
‫اگه می‌خوای من رو ببینی،
‫هر وقت خواستی صدام کن

16:52.220 --> 16:55.350
‫ا... اون اینجا چیکار می‌کنه؟!

16:55.350 --> 16:57.640
‫من که صداش نزدم...

16:58.930 --> 17:01.850
‫بازم خونت رو به مائو دادی، مگه نه؟

17:01.850 --> 17:04.230
‫چی؟ از کجا می‌دونی؟

17:04.230 --> 17:06.760
‫مائو و نانوکا...

17:06.760 --> 17:10.130
‫خونی که تو رگ‌های جفتتون جریان داره، مال منه

17:10.880 --> 17:12.490
‫معلومه که می‌فهمم

17:12.490 --> 17:17.810
‫پس تمام این مدت من رو به عنوان
‫کالبد جدیدش زیر نظر گرفته بود؟

17:17.810 --> 17:19.000
‫ولی...

17:19.490 --> 17:24.250
‫بهم گفته بودی نمی‌خوای بهم صدمه بزنی، مگه نه؟

17:24.250 --> 17:28.630
‫درسته، دلیلی نداره ازم بترسی

17:29.210 --> 17:32.510
‫پس درباره‌ی سانا ساما بهم بگو

17:33.750 --> 17:35.080
‫سانا؟

17:35.510 --> 17:38.770
‫تو یه زمانی گربه‌ی خونگی
‫سانا ساما بودی، درسته؟

17:42.550 --> 17:43.900
‫هایمارو

17:49.400 --> 17:51.900
‫خبر فوری! خبر فوری!

17:51.900 --> 17:54.870
‫قتل‌عام مرموز در روستای هیتوکابه!

17:55.990 --> 17:57.490
‫یه نامه‌رسون متوجه

17:57.490 --> 18:00.160
‫صحنه‌ی هولناک روستا شد و
‫ به مقامات اطلاع داد

18:00.830 --> 18:03.490
‫روستایی‌ها طوری کشته شده بودن که انگار

18:03.490 --> 18:05.960
‫فقط با یه ضربه‌ی کاری شمشیر، از پا دراومدن

18:05.960 --> 18:10.920
‫یه چیزهایی شبیه مترسک‌های فلزی دیدم
‫که داشتن از روستا خارج می‌شدن

18:10.920 --> 18:13.840
‫این چیزیه که نامه‌رسون گفته

18:14.510 --> 18:16.350
‫مترسک‌های فلزی؟!

18:16.900 --> 18:19.350
‫نکنه همون‌هایین که اون دفعه بودن؟

18:22.520 --> 18:25.520
‫سانا ساما چطور آدمی بود؟

18:26.100 --> 18:27.610
‫سانا...

18:30.690 --> 18:33.780
‫اون یه شیکیگامیه، هایمارو

18:37.820 --> 18:39.490
‫سانا
‫غیب شد

18:39.490 --> 18:40.290
‫سانا

18:40.870 --> 18:43.220
‫می‌دونی چیه هایمارو...

18:43.220 --> 18:45.540
‫هایمارو
‫اینجا خونه‌ی نفرین‌هاست

18:46.040 --> 18:49.130
‫اشراف مخفیانه میان اینجا

18:49.130 --> 18:53.130
‫و اسم، مو یا ناخن کسایی که می‌خوان
‫نفرین بشن رو به ما می‌سپارن

18:53.130 --> 18:57.250
‫بعد یه اونمیوجی از این خونه
‫نفرین رو اجرا می‌کنه

18:57.250 --> 19:01.890
‫اما اگه یه اونمیوجی
‫ماهرتر از هدف محافظت کنه،

19:01.890 --> 19:03.730
‫ممکنه نفرین رو به خودمون برگردونن

19:03.730 --> 19:09.690
‫یا شاید هم اونمیوجی‌های بیرون که با این خاندان
‫مخالفن، نفرین‌های خودشون رو بفرستن

19:09.690 --> 19:16.380
‫با تمام این حرفا، کل نفرین‌ها
‫بالای عمارت محو می‌شن

19:17.450 --> 19:19.910
‫نه، دقیقا هم این‌طوری نیست

19:19.910 --> 19:22.120
‫صرفا نامرئی می‌شن

19:23.330 --> 19:27.380
‫داری می‌گی سانا ساما
‫می‌تونست اونا رو ببینه؟

19:27.380 --> 19:29.460
‫می‌تونست نفرین‌های اونمیو رو اجرا کنه؟

19:29.460 --> 19:32.960
‫سانا جادوگر نبود

19:32.960 --> 19:37.080
‫اما شب‌هایی که یه نفر برای سفارش نفرین می‌اومد...

19:42.040 --> 19:46.100
‫استاد عمارت، پدر سانا...

19:52.070 --> 19:55.360
‫بخار سیاه رو جمع می‌کرد

19:55.360 --> 19:58.450
‫و به یه جادوگر توی عمارت می‌داد

19:58.450 --> 20:02.030
‫اون بخار سیاه چی بود؟

20:02.030 --> 20:03.950
‫احتمالا یه نفرین بوده

20:04.830 --> 20:10.130
‫بوی همون شیکیگامی رو می‌داد که
‫بالای عمارت ناپدید می‌شد

20:10.130 --> 20:13.880
‫نفرینه از دهن سانا ساما خارج می‌شد؟

20:14.740 --> 20:17.300
‫سانا دختر خاندان گوکو بود

20:17.760 --> 20:20.430
‫احتمالا نقشش همین بوده

20:20.430 --> 20:24.850
‫صبر کن، مائو از این چیزها خبر داشت؟

20:24.850 --> 20:26.980
‫روحش هم خبر نداشت

20:26.980 --> 20:30.310
‫وقتی سانا پیش مائو و جادوگرهای عمارت بود،

20:30.310 --> 20:33.820
‫همیشه با یه هاله‌ی پاک احاطه شده بود

20:34.980 --> 20:40.740
‫نمی‌دونم اصلا خود سانا
‫از نقشش خبر داشت یا نه

20:40.740 --> 20:42.870
‫بکش کنار!

20:43.450 --> 20:44.660
‫حالا...

20:44.660 --> 20:49.370
‫اگه بگم سانا ساما تو دوره‌ی
‫تایشو زنده‌ست، باور می‌کنی؟

20:49.920 --> 20:51.880
‫سانا مرده

20:52.380 --> 20:54.840
‫قلبش رو از سینه‌اش بیرون کشیدن

20:55.880 --> 20:58.880
‫امکان نداره هنوز زنده باشه

20:58.880 --> 21:02.780
‫پس اون زنه کیه؟

21:06.180 --> 21:08.560
‫عجیب نیست، هیاکا ساما؟

21:08.560 --> 21:09.850
‫منظورت چیه؟

21:10.310 --> 21:15.480
‫کمتر از سه روز از قتل‌عام 
‫روستای هیتوکابه می‌گذره، اما...

21:15.480 --> 21:19.990
‫حتی یه خبرنگار یا پلیس هم اینجا نیست

21:19.990 --> 21:24.740
‫یعنی به روزنامه‌ها و پلیس گفتن نزدیک نشن

21:24.740 --> 21:26.990
‫اون موقع هم همین‌طور بود

21:26.990 --> 21:31.870
‫داری درباره‌ی وقتی حرف می‌زنی که
‫با مترسک‌های فلزی روبه‌رو شدی؟

21:31.870 --> 21:33.540
‫آره

21:33.540 --> 21:38.000
‫بیست سال پیش بود،
‫وقتی جنگ با روسیه شروع شد

21:38.580 --> 21:42.870
‫اون موقع، توی مزرعه‌ی یه روستا کمک می‌کردم

21:42.870 --> 21:44.760
‫واقعا کلی شغل و حرفه‌ داشتی

21:45.390 --> 21:47.260
‫اونا...

21:50.810 --> 21:53.020
‫یهو از ناکجاآباد پیداشون شد

21:59.400 --> 22:00.740
‫چی...؟!

22:04.740 --> 22:06.910
‫کل اهالی روستا قتل‌عام شدن

22:07.620 --> 22:09.450
‫با مصیبت تونستم فرار کنم، ولی...

22:09.450 --> 22:14.960
‫نه خبری از اون ماجرا توی روزنامه‌ها بود
‫نه حتی شایعه‌اش پخش شد

22:14.960 --> 22:18.420
‫جوری که انگار اصلا قتل‌عامی در کار نبوده؟

22:18.420 --> 22:19.460
‫آره

22:19.460 --> 22:23.140
‫اما این دفعه، پای ماجرا به روزنامه‌ها باز شد

22:23.140 --> 22:25.470
‫هیاکا ساما، فکر کنم این...

22:33.520 --> 22:35.480
‫می‌دونستم

22:35.480 --> 22:38.320
‫همونان که بیست سال پیش بودن

22:38.320 --> 22:43.530
‫به نظر میاد ماجرای این روستا
‫یه تله بوده تا ما رو بکشونن بیرون

22:43.530 --> 22:46.790
‫درسته، ولی...

22:47.700 --> 22:52.540
‫اصلا فکر نمی‌کردم تو هم
‫اینجا پیدات بشه، هیاکا

22:52.540 --> 22:53.680
‫ای حرومزاده!

22:53.680 --> 22:56.540
‫قضیه‌ی مترسک‌های ۲۰ سال پیش کار تو بود؟!

22:57.630 --> 22:59.240
‫خب، آره

22:59.240 --> 23:03.800
‫اون موقع، هیچ‌کدوممون فرصت نکردیم
‫خوب صورت همدیگه رو ببینیم

23:03.800 --> 23:06.520
‫می‌خوای صورتم رو ببینی؟

23:06.520 --> 23:09.180
‫قبل از اینکه اون یکی چشمت رو هم کور کنم؟

23:12.470 --> 23:16.920
‫همون کسیه که چشم
‫هیاکا ساما رو این‌طوری کرده؟

24:49.030 --> 24:50.570
‫قسمت بعد
‫مائو، دخالت نکن!

24:50.570 --> 24:52.120
‫اون مال منه!

24:52.120 --> 24:54.870
‫معمولا آتیش به فلز غلبه می‌کنه

24:54.870 --> 24:57.000
‫هیاکا ساما باید دست بالا رو داشته باشه، ولی...

24:57.000 --> 25:02.290
‫برای من، خاندان گوکو جایی بود که
‫واقعا توش احساس راحتی می‌کردم

25:02.290 --> 25:06.800
‫اما مائو، خیانت تو باعث
‫سقوط خاندان گوکو شد

25:06.800 --> 25:09.670
‫داری از اون خاندان گوکوی قلابی
‫طرفداری می‌کنی؟

25:08.990 --> 25:18.990
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Audrey\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

25:09.670 --> 25:12.800
‫قلابی؟ مطمئنی؟

25:12.800 --> 25:15.100
‫هیولای بدترکیب!

25:15.100 --> 25:17.430
‫قسمت بعد: هاکوبی

25:17.430 --> 25:20.430

