WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:26.130 --> 00:27.630
‫نگران نباش، نانوکا

00:27.920 --> 00:29.220
‫من کنارت می‌مونم

00:29.840 --> 00:30.720
‫قول می‌دی؟!

00:30.000 --> 00:42.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:30.000 --> 00:42.000
Audrey\h:مترجم

00:30.000 --> 00:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:33.510 --> 00:35.600
‫نه!!

00:35.680 --> 00:37.060
‫نمی‌تونم!! می‌ترسم!

00:37.140 --> 00:39.560
‫خیلی چندش‌آورن!

00:40.940 --> 00:41.850
‫نانوکا

00:42.360 --> 00:44.360
‫می‌تونی انجامش بدی، ‫دوباره امتحان کن

00:47.190 --> 00:49.740
‫نه!

00:50.740 --> 00:52.990
‫نانوکا، کیبا، مائو

00:51.160 --> 00:52.160
‫چشم ازش برندار

00:52.410 --> 00:54.370
‫انرژیت رو متمرکز کن و
‫به تاندنش ضربه بزن

00:55.030 --> 00:56.120
‫ضربه بزن!

01:02.210 --> 01:03.630
‫دوباره تبدیل به آدم شد

01:04.130 --> 01:06.000
<i>‫آب؟ کجا داره می‌ره؟!</i>

01:06.300 --> 01:07.170
‫مائو!

01:08.050 --> 01:09.340
‫خیلی خب، یکی دیگه

01:09.550 --> 01:10.380
‫باشه!

01:14.390 --> 01:16.470
‫همینه، نانوکا
‫همین‌طور ادامه بده

01:16.720 --> 01:19.060
‫فهمیدم! ‫مائو، پیشم بمون، باشه؟

01:19.270 --> 01:20.350
‫تنهام نذار!

01:21.350 --> 01:22.900
‫کجا رفت؟!

01:27.650 --> 01:29.400
<i>‫ آبی که بالا آورد داره فرار می‌کنه
‫</i>

01:30.320 --> 01:31.240
<i>‫کجا داره می‌ره؟</i>

01:37.490 --> 01:40.000
‫خودشونن! همه‌چی زیر سر همین شیکیگامی‌هاست!

01:38.080 --> 01:40.000
‫هیاکا

01:41.540 --> 01:42.500
‫دارن فرار می‌کنن!

01:56.390 --> 01:58.010
‫ها؟! اونا که به حالت اول برنگشتن!

01:58.510 --> 02:00.020
‫چرا؟! خیلی ترسناکه!

02:00.350 --> 02:02.100
‫خیلی خب... دیگه کافیه

02:03.060 --> 02:04.650
‫اون دختره چشه؟

02:04.810 --> 02:07.480
‫اوتویا

02:05.310 --> 02:07.650
‫نانوکا سان واقعا ‫مبارز خوبیه

02:10.690 --> 02:12.900
‫ای وای! ‫داری چیکار می‌کنی؟

02:13.150 --> 02:14.490
‫به لطف تو

02:14.860 --> 02:16.870
‫شیکیگامی طلسم نفرین‌شده‌ا‌ش رو ‫بالا آورد

02:20.410 --> 02:21.330
‫چی روش نوشته؟

02:22.500 --> 02:26.830
‫شرط می‌بندم دستور دادن که شکارمون کنن
‫و کلکمون رو بکنن، درسته؟

02:28.590 --> 02:29.500
‫می‌تونم ببینمش؟

02:29.800 --> 02:31.260
‫«اگه مائو زنده‌ست

02:31.630 --> 02:33.800
‫زنده بگیرینش و بیارینش پیشم»

02:33.800 --> 02:34.800
اینو نوشته

02:34.880 --> 02:36.180
‫چی؟ فقط مائو؟

02:36.220 --> 02:37.220
‫پس من چی؟!

02:37.260 --> 02:39.260
‫خوبه دنبالت نبودن

02:39.760 --> 02:41.850
‫تو برای مبارزه با ‫طلسم‌های آبی ساخته نشدی

02:41.890 --> 02:43.060
‫لـ... لعنتی!

02:44.890 --> 02:45.810
<i>‫کی می‌تونه باشه؟</i>

02:46.810 --> 02:48.060
‫اوتویا، یه قلم‌مو

02:48.190 --> 02:49.150
‫بله

02:52.280 --> 02:53.240
‫مائو؟

02:56.160 --> 02:57.030
اینو قورت بده

02:59.370 --> 03:00.830
‫برگرد پیش استادت

03:01.040 --> 03:01.990
‫هـ... هی!

03:06.210 --> 03:07.750
‫پس همین‌طوری می‌ذاری برن؟

03:07.920 --> 03:10.000
‫حتی اگه شیکیگامی‌های اینجا رو نابود کنیم

03:10.210 --> 03:12.170
‫حس می‌کنم باز هم سروکله‌شون پیدا می‌شه

03:13.050 --> 03:14.260
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم

03:15.130 --> 03:16.050
‫اینجا کجاست؟

03:16.130 --> 03:17.890
‫زیر دلم درد می‌کنه...

03:18.640 --> 03:20.010
‫به خاطر همین...

03:21.100 --> 03:22.720
‫یه تله گذاشتم

04:56.780 --> 04:59.950
‫تایزان‌فوکون

05:01.240 --> 05:03.120
‫قبل از اینکه زمین‌لرزه‌ی ‫بزرگ اتفاق بیفته

05:03.280 --> 05:05.080
‫بیوکی توی این گودال مخفی شده بود

05:05.740 --> 05:06.990
‫اون شیکیگامی‌ها...

05:07.250 --> 05:09.870
‫دستور داشتن منو زنده بگیرن

05:11.040 --> 05:12.250
نمی‌خواستن بکشنم

05:13.210 --> 05:15.340
‫یعنی یکی هست که می‌خواد ببینتت

05:15.460 --> 05:16.670
‫ولی اون...

05:16.800 --> 05:18.630
‫دعوت‌نامه‌ی خشنی بود

05:19.130 --> 05:21.800
‫به نظر نمیاد دنبال
‫یه گفتگوی دوستانه بوده باشن

05:22.260 --> 05:25.140
‫هدف کسی که اون شیکیگامی‌ها رو
 کنترل می‌کنه من نبودم

05:25.390 --> 05:26.680
به احتمال زیاد بیوکی بوده

05:26.760 --> 05:27.640
‫چی؟

05:27.680 --> 05:28.930
‫دقیق‌تر بگم

05:29.810 --> 05:32.980
‫دنبال یه طلسم از طومارهای
محرمانه‌ای هستن ‫که بیوکی بلعیده

05:31.440 --> 05:33.270
‫بیوکی

05:33.560 --> 05:36.650
‫طلسم محرمانه‌ی تایزان‌فوکون؟

05:37.190 --> 05:39.070
‫تایزا... چی؟

05:39.570 --> 05:41.570
‫یه طلسم برای تغییر دادن ‫طول عمر انسان‌ها

05:42.150 --> 05:44.030
‫فن نهایی و محرمانه‌ی اونمیو‌دو

05:45.070 --> 05:47.240
‫همون تایزان‌فوکونه

05:47.870 --> 05:50.290
‫اوه... پس اسمش اینه؟

05:50.410 --> 05:54.540
‫هیاکا ساما، خیال کردی من با
‫بیوکی همدستم، مگه نه؟

05:54.830 --> 05:55.750
راستی

05:55.920 --> 05:57.210
‫من فراموش نکردما!

05:57.630 --> 05:58.710
‫کلا یادش رفت

05:59.170 --> 06:00.760
‫برای کمک هم اومد پیشمون

06:01.220 --> 06:04.890
‫یعنی بقیه هم دارن ‫همین فکر رو می‌کنن

06:05.680 --> 06:07.350
‫از جمله کسی که پشت این حمله‌ست

06:08.140 --> 06:10.430
برای همین هم داریم می‌کشونیمشون اینجا

06:10.770 --> 06:12.850
‫فهمیدم، پس این یه تله‌ست...

06:13.810 --> 06:16.980
‫برای همینه که به شیکیگامی‌ها
‫یه دستور جدید دادی؟

06:17.900 --> 06:18.860
‫درسته

06:18.980 --> 06:20.440
‫چی نوشتی؟

06:20.940 --> 06:24.030
‫«مائو رو پیدا کردیم
‫ولی در برابر دستگیری مقاومت کرد

06:24.360 --> 06:27.070
‫تنها کاری که از دستمون برمی‌اومد
‫این بود که توی یه نقطه حبسش کنیم

06:27.990 --> 06:30.620
‫ارباب، لازمه خودتون
‫شخصا تشریف بیارین اینجا»

06:32.910 --> 06:33.790
‫ها؟

06:34.120 --> 06:35.170
‫چی شده؟

06:35.420 --> 06:36.670
‫اون چیه؟

06:49.680 --> 06:50.640
‫نهنگ بود؟!

06:50.680 --> 06:53.270
‫نه... خیلی عجیب‌تر به نظر می‌رسید!

06:55.020 --> 06:57.360
‫امروز چطوری، نانوکا؟

06:58.110 --> 07:00.190
‫اینم ‌جزوه‌های کلاس‌هایی که ‫غایب بودی

07:00.360 --> 07:03.110
‫هاروکا، هیتومی، یویی، ناکاگاوا

07:00.520 --> 07:02.030
‫ محض احتیاط برات یادداشت کردم

07:02.280 --> 07:04.240
‫ممنونم! دمت گرم واقعا!

07:04.610 --> 07:06.950
‫خوبه مدرسه‌مون راهنمایی و ‫دبیرستانش یکیه

07:07.160 --> 07:08.570
‫لازم نیست نگران آزمون ورودی باشیم

07:08.950 --> 07:10.790
<i>‫همه‌شون خیلی مهربونن!</i>

07:11.200 --> 07:13.540
‫راستی نانوکا، ‫این بخش توی امتحان میادا

07:11.290 --> 07:13.580
‫شیراها

07:13.700 --> 07:15.960
‫دموکراسی تایشو

07:13.910 --> 07:15.580
‫دوره‌ی تایشو به ما نشون می‌ده که...

07:16.250 --> 07:18.290
<i>‫در مقایسه با اونا، مائو خیلی...</i>

07:19.460 --> 07:22.760
‫چند روز طول می‌کشه تا
‫ارباب اون شیکیگامی‌ها برسه

07:23.210 --> 07:24.920
‫مشکلی ندارم بری خونه

07:25.340 --> 07:27.680
‫ولی می‌خوام هرچه زودتر ‫برگردی اینجا

07:28.090 --> 07:29.640
‫داری...

07:29.890 --> 07:32.680
‫می‌گی باید پابه‌پات بجنگم؟

07:33.310 --> 07:36.270
‫معلومه، ‫باید تجربه کسب کنی

07:37.310 --> 07:39.480
<i>‫اون اصلا هیچ قصدی برای</i>

07:39.690 --> 07:43.150
<i>‫محافظت از دختر ضعیفی مثل من نداره</i>

07:45.440 --> 07:47.280
<i>‫یه جورایی بهم برخورد...</i>

07:48.160 --> 07:50.700
<i>‫دیگه تصمیمم رو گرفتم
‫چند روزی مرخصی می‌گیرم</i>

07:53.160 --> 07:54.160
<i>‫راستی...</i>

07:54.450 --> 07:57.670
<i>‫از شیراها کون می‌خوام درباره‌ی
‫ اون طلسم تایزان نمی‌دونم چی‌ چی...</i>

07:57.790 --> 07:59.500
<i>‫که مائو داشت در موردش حرف می‌زد تحقیق کنه!</i>

08:02.460 --> 08:04.300
‫خب، قضیه‌ی اون دختره

08:04.760 --> 08:06.170
‫نانوکا چیه؟

08:06.760 --> 08:08.130
‫توضیحش سخته...

08:09.090 --> 08:12.640
‫اونم مثل منه، جفتمون
‫توسط بیوکی نفرین شدیم

08:13.310 --> 08:14.720
‫نفرین؟

08:15.140 --> 08:17.230
‫بیوکی بدن انسان‌ها رو
‫به عنوان میزبان تسخیر می‌کنه

08:17.230 --> 08:18.520
و از بدنی به بدن دیگه جابه‌جا می‌شه

08:18.940 --> 08:23.070
می‌خواد بعد از من بره سراغ کالبد نانوکا

08:23.860 --> 08:27.320
‫بیوکی به دنیای نانوکا فرار کرده

08:28.200 --> 08:30.870
‫برای همین می‌خوام بهش
‫یاد بدم چطور بجنگه...

08:31.160 --> 08:33.330
‫تا وقتی تنهاست
‫بتونه از خودش محافظت کنه

08:33.830 --> 08:34.910
‫هوم...

08:34.950 --> 08:36.160
‫خیلی متوجه نشدم...

08:36.500 --> 08:37.540
‫متوجه نشدی؟

08:38.290 --> 08:41.330
‫مائو ساما، این کاتاشیرو ‫خوبه؟

08:43.000 --> 08:43.920
‫آره

08:55.600 --> 08:56.770
‫اوه...

08:56.810 --> 08:58.890
‫دارم توی خونه‌ام یه بدل به جای خودم می‌ذارم

08:59.600 --> 09:03.150
‫این گودال هنوز پر از
‫انرژی یوکای بیوکیه

09:03.900 --> 09:04.900
‫فهمیدم

09:05.400 --> 09:08.860
‫وقتی دشمن بیاد
‫و توی گودال سرک بکشه...

09:09.110 --> 09:11.200
‫آره، وقتی فهمیدیم کیه ‫و مطمئن شدیم

09:11.200 --> 09:12.700
‫که نیت شومی داره...

09:13.030 --> 09:15.910
‫از دینامیت‌هات استفاده می‌کنیم
‫تا دهانه‌ی گودال رو منفجر کنیم

09:16.450 --> 09:18.700
‫و فعلا ‫اونجا حبسشون کنیم

09:20.000 --> 09:22.540
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم
‫کی سر و کله‌اش پیدا می‌شه

09:24.250 --> 09:26.750
‫چند تا از شاگردای ‫ارشد رو می‌شناسم

09:26.960 --> 09:28.630
<i>‫که می‌تونن طلسم آب رو اجرا کنن</i>

09:31.260 --> 09:34.180
<i>‫ولی کسی رو سراغ ندارم که به
‫همچین روش‌های خشنی متوسل بشه</i>

09:37.390 --> 09:38.470
مثل اینکه اینجان

09:38.810 --> 09:39.680
یه کم زود نیومدن؟

09:39.980 --> 09:40.890
بیا مخفی بشیم

09:56.200 --> 09:57.410
‫این چه صداییه؟

10:02.250 --> 10:03.120
‫اون چیه؟

10:03.420 --> 10:04.290
‫سوال خوبیه

10:30.780 --> 10:31.860
‫اون...؟

10:31.900 --> 10:32.990
‫اون دیگه کدوم احمقیه؟

10:37.410 --> 10:39.120
<i>‫پر از ماهیه</i>

10:44.710 --> 10:45.790
‫مائو ساما...

10:47.130 --> 10:48.590
<i>‫اسمم رو از کجا می‌دونه؟!</i>

10:50.130 --> 10:53.590
‫هی مائو! می‌دونی کی داره
‫اون هیولا رو کنترل می‌کنه؟

10:58.760 --> 10:59.720
‫مائو ساما...

11:02.310 --> 11:04.890
‫موکوزو

11:02.310 --> 11:05.690
‫می‌تونستی بهم بگی آب رو بیارم...

11:06.400 --> 11:07.270
‫موکوزو سان...

11:09.150 --> 11:10.480
‫مائو ساما...

11:10.820 --> 11:12.190
‫فقط یه طلسم ازتون می‌خوام...

11:12.530 --> 11:13.440
‫بله؟

11:13.690 --> 11:16.450
‫نمی‌شه فقط یه طلسم بهم یاد بدین؟

11:16.910 --> 11:18.410
‫قبلا در موردش حرف زدیم

11:19.330 --> 11:22.200
‫من در موقعیتی نیستم که بهت یاد بدم

11:22.750 --> 11:25.920
‫و استاد هم ‫به ‌شدت قدغنش کرده

11:28.080 --> 11:30.500
‫فکر کردم اگه توی عمارت اونمیو‌دو ‫خدمت کنم

11:30.710 --> 11:33.510
‫شاید بتونم حداقل یه طلسم یاد بگیرم

11:34.260 --> 11:37.010
‫می‌خوای ‫اونمیو‌جی بشی، موکوزو؟

11:37.760 --> 11:40.680
معلومه، همیشه آرزوش رو داشتم

11:42.350 --> 11:44.520
‫فکر نمی‌کنی ‫شباهتشون خیلی عجیبه؟

11:45.230 --> 11:47.140
‫موکوزوی خدمتکار؟

11:47.900 --> 11:49.650
آها

11:49.770 --> 11:52.690
‫قبلا التماسم می‌کرد
‫بهش طلسم یاد بدم

11:53.070 --> 11:54.150
‫البته هیچ‌وقت این کار رو نکردم

11:54.780 --> 11:57.030
‫موکوزو سان جادوگر نبود

11:58.490 --> 12:00.490
<i>‫کسی اون طلسم‌ها رو بهش یاد داده؟</i>

12:01.410 --> 12:02.490
‫مائو ساما...

12:12.960 --> 12:15.420
‫هر چی که هست
‫این موجود آدم نیست

12:15.630 --> 12:16.550
‫بزن بریم!

12:16.970 --> 12:17.800
‫آتیش!

12:25.930 --> 12:27.890
‫درست وقتی داشت
‫توی گودال رو نگاه می‌کرد

12:28.020 --> 12:29.770
‫دینامیت منفجر شد...

12:30.520 --> 12:32.480
‫همه‌چیز داره ‫طبق نقشه پیش می‌ره

12:34.070 --> 12:35.230
‫دقیقا عین نقشه‌ست!

12:45.870 --> 12:47.500
‫داره به حوضچه‌ی
ماهی غول‌پیکر تبدیل می‌شه

12:54.210 --> 12:55.340
‫مائو ساما...

12:56.300 --> 12:57.670
‫لطفا بهم...

12:58.420 --> 13:00.760
‫طلسم محرمانه‌ی تایزان‌فوکون رو یاد بدین...

13:01.220 --> 13:03.350
<i>‫پس هدفش این بود
‫درست همون‌طور که حدس می‌زدم</i>

13:04.050 --> 13:05.010
<i>‫اما...</i>

13:05.720 --> 13:07.310
‫تو موکوزو سانی؟

13:08.270 --> 13:10.140
‫از طلسم محرمانه‌ی تایزان‌فوکون...

13:10.520 --> 13:13.310
‫ فقط چند نفر توی عمارت خبر داشتن

13:14.190 --> 13:15.320
‫چرا تو ازش خبر داری؟

13:16.110 --> 13:20.990
‫طلسم‌های محرمانه‌ی به
‫جانشین برحق منتقل می‌شن

13:21.490 --> 13:22.490
‫ها؟

13:22.530 --> 13:24.580
‫جانشین برحق دیگه کدوم خریه؟

13:25.030 --> 13:27.330
‫مائو ساما، شما باید خبر داشته باشین...

13:27.870 --> 13:30.460
‫بالاخره، شما با بیوکی یکی شدین

13:32.080 --> 13:35.340
هنوز زنده‌این چون

13:35.590 --> 13:38.130
‫قدرت بیوکی سرپا نگهتون داشته

13:38.630 --> 13:39.720
‫پس لطفا...

13:40.590 --> 13:42.550
‫به خاطر من...

13:43.930 --> 13:45.550
‫این یارو داره چه زری می‌زنه؟

13:47.930 --> 13:49.890
‫کسی که گربه‌ی سانا ساما

13:50.520 --> 13:53.060
...هایمارو رو ‫به بیوکی تبدیل کرد

13:54.350 --> 13:56.400
‫من بودم، موکوزو!

14:02.610 --> 14:03.910
‫فرار کن، اوتویا!

14:29.770 --> 14:30.930
<i>‫هیاکا ساما...!</i>

14:31.810 --> 14:34.270
<i>‫ما داخل بدن موکوزو سانیم؟</i>

14:35.270 --> 14:36.480
‫مائو ساما...

14:36.560 --> 14:38.360
‫باید ببرمتون کیوتو

14:45.700 --> 14:46.660
‫مائو ساما!

14:49.490 --> 14:50.540
<i>‫نمی‌تونم نفس بکشم...</i>

14:52.580 --> 14:53.500
‫مائو...

14:53.870 --> 14:56.630
‫هایمارو، سانا ساما

14:53.960 --> 14:56.710
‫به نظرم بهتره از ‫موکوزو دوری کنی

14:57.290 --> 14:58.340
‫سانا ساما...

14:58.880 --> 15:00.300
‫کار اشتباهی کرده؟

15:01.050 --> 15:02.550
مدتیه ‫که موکوزو

15:02.710 --> 15:07.470
‫داره شاگردهای مختلف رو اذیت می‌کنه
‫تا بهش طلسم‌های اونمیو رو یاد بدن

15:08.140 --> 15:10.260
‫اما از وقتی که تو به عنوان
‫جانشین انتخاب شدی

15:10.890 --> 15:12.810
‫رفتارش عجیب شده...

15:16.270 --> 15:17.400
‫خیلی وقت‌ها حس می‌کردم...

15:17.650 --> 15:19.110
‫داره بهم زل می‌زنه

15:19.610 --> 15:20.610
بهت زل می‌زنه؟

15:21.230 --> 15:22.610
‫نمی‌تونم درست توصیفش کنم

15:23.320 --> 15:24.780
‫اما چشماش...

15:26.530 --> 15:27.490
‫جوری بود...

15:27.910 --> 15:28.780
‫انگار که...

15:30.160 --> 15:32.620
‫یه نفر دیگه داره نگام می‌کنه

15:36.460 --> 15:38.750
<i>‫موکوزو سان عروسک خیمه شب بازی یکی دیگه شده...</i>

15:42.840 --> 15:45.090
...‫تا حالا کسی نتونسته

15:45.300 --> 15:48.050
‫از داخل بدن من زنده بیرون بیاد

16:01.650 --> 16:04.690
‫اون... موکوزو سانه...

16:08.490 --> 16:11.910
‫حیفه اینجا بمیری

16:12.410 --> 16:15.160
‫وقتی تو شکم ‫این کوسه خوابیدی

16:15.370 --> 16:17.080
‫می‌برمت کیوتو

16:28.260 --> 16:29.220
‫چی؟!

16:59.330 --> 17:00.210
‫مائو ساما...

17:03.540 --> 17:04.500
‫موکوزو سان...

17:04.880 --> 17:06.630
‫کی این طلسم‌ها رو بهت یاد داد؟

17:07.590 --> 17:08.510
‫هیاکا ساما...

17:10.470 --> 17:11.340
‫اوتویا...

17:11.550 --> 17:12.590
‫هیاکا چطوره؟

17:12.930 --> 17:13.930
‫غرق شد...

17:14.220 --> 17:15.310
نفس نمی‌کشه

17:15.890 --> 17:18.180
‫اونا دنبال منن

17:19.100 --> 17:20.810
‫ولی پای اونو هم وسط کشیدم

17:21.560 --> 17:22.690
‫مائو ساما...

17:22.980 --> 17:26.020
‫اصلا عوض نشدی
‫همیشه آدم مهربونی بودی

17:26.570 --> 17:29.070
‫لازم نیست خودت ‫رو سرزنش کنی

17:29.360 --> 17:31.360
‫اگه بقیه هم دخالت می‌کردن

17:31.490 --> 17:34.580
دستور این بود که اونا رو هم بکشم

17:35.370 --> 17:36.450
‫بقیه...؟!

17:37.700 --> 17:40.580
<i>‫منظورش شاگردهای ارشدیه که
‫به گوشکیدو احضار شده بودن؟!</i>

17:43.880 --> 17:45.130
‫پس من فقط یه قربانی بی‌گناه بودم؟!

17:46.000 --> 17:47.670
<i>‫دوباره زنده شد...</i>

17:48.550 --> 17:50.670
‫لعنتی! خیال کردم رفتم اون دنیا

17:50.920 --> 17:52.720
‫نه، تو واقعا مرده بودی

17:53.090 --> 17:54.090
‫موکوزو سان...

17:54.470 --> 17:56.640
‫گفتی تو بودی که...

17:56.930 --> 17:59.390
‫هایمارو، گربه‌ی سانا ساما
‫رو به بیوکی تبدیل کردی

18:00.020 --> 18:01.810
‫اونم دستور یکی دیگه بود؟

18:02.310 --> 18:03.190
‫آره

18:03.400 --> 18:06.020
‫از شاگردهای اونجا
‫خواستم بهم طلسم یاد بدن

18:06.110 --> 18:07.860
‫ولی همه‌شون رد کردن

18:08.280 --> 18:11.030
‫به جز یه نفر...

18:12.990 --> 18:14.620
‫بهم یاد می‌دی؟

18:14.820 --> 18:16.120
‫خیلی ممنونم!

18:17.280 --> 18:18.700
!به روی چشم

18:18.870 --> 18:20.080
‫اگه بهم یاد بدی...

18:20.250 --> 18:21.410
‫هر چی بخوای برات انجام می‌دم!

18:23.370 --> 18:25.920
‫منم همون کاری رو کردم که بهم گفتن

18:26.250 --> 18:28.500
‫هایمارو رو دزدیدم...

18:28.880 --> 18:32.760
‫و انداختمش توی گودال
‫کودوکو که اونجا کنده بودن

18:41.890 --> 18:44.310
‫گودال پر از ‫حشرات زهرآلود

18:44.440 --> 18:47.980
‫مار، سگ‌های وحشی و گراز بود، ولی...

18:48.860 --> 18:51.030
‫هایمارو همه‌شون رو کشت و خورد

18:51.400 --> 18:54.030
‫اینطوری شد که به ‫مرگبارترین کودوکو...

18:55.700 --> 18:57.490
یعنی همون بیوکی تبدیل شد

19:00.160 --> 19:01.330
‫برای چه هدفی؟

19:01.700 --> 19:02.790
‫پس قضیه اینه...

19:02.950 --> 19:04.920
‫یه نفر داره از بیوکی استفاده می‌کنه

19:05.170 --> 19:07.460
‫تا ما رو به کشتن بده

19:08.590 --> 19:10.000
‫مائو؟! چشمات...

19:10.380 --> 19:12.010
‫هیاکا ساما، بعدا برات توضیح می‌دم

19:12.710 --> 19:14.510
‫ولی بعد، بیوکی

19:14.680 --> 19:17.050
‫طومارهای محرمانه‌ی ‫تایزان‌فوکون رو بلعید...

19:18.050 --> 19:20.640
‫و با تو یکی شد، مائو ساما

19:21.890 --> 19:22.890
‫وقتی اون اتفاق افتاد

19:22.930 --> 19:26.650
‫نگران بودم دیگه ‫هیچ طلسمی بهم یاد ندن

19:26.900 --> 19:28.020
‫اما همون‌طور که می‌بینی...

19:28.440 --> 19:31.110
‫به یه اونمیوجی کاربلد تبدیل شدم

19:32.820 --> 19:34.360
<i>‫نه، موکوزو سان</i>

19:35.030 --> 19:36.240
<i>‫تو همین الانش هم...</i>

19:47.620 --> 19:49.460
‫به نظر میاد از ‫همون اول مرده بوده

19:50.210 --> 19:52.800
‫موکوزو ساما هیچ انگیزه‌ی پلیدی نداشت...

19:53.380 --> 19:55.880
‫فقط مردی بود که ‫وسواس
یادگیری طلسم‌ها رو داشت

19:56.510 --> 19:59.590
‫پس یکی از این قضیه سوءاستفاده کرد
‫و اونو به یه مهره تبدیل کرد

19:59.970 --> 20:01.470
‫آره، احتمال زیاد

20:02.760 --> 20:03.640
‫ولی...

20:04.470 --> 20:08.650
<i>‫هایمارو از اینکه کسی جز
‫من بهش دست بزنه متنفره...</i>

20:09.440 --> 20:13.150
<i>‫هایمارو هیچ‌وقت با کسی جز
‫سانا ساما و من خو نگرفته بود</i>

20:14.150 --> 20:16.030
<i>‫پس چرا هایمارو به جای فرار کردن</i>

20:16.240 --> 20:17.610
<i>‫بی‌سروصدا همراهشون رفت؟</i>

20:19.610 --> 20:20.910
<i>‫یه جای کار می‌لنگه</i>

20:24.580 --> 20:25.700
‫همون بار اول پیداش کردم

20:25.870 --> 20:26.750
‫تایزان‌فوکون

20:27.080 --> 20:27.960
‫چی؟!

20:28.040 --> 20:29.920
‫دنبال همین می‌گشتی دیگه، درسته کیبا سان؟

20:30.500 --> 20:32.210
‫تایزان‌فوکون...

20:32.960 --> 20:33.840
‫وای...

20:35.090 --> 20:37.090
<i>‫یه طلسم برای
‫تغییر دادن طول عمر انسان</i>

20:37.720 --> 20:39.680
<i>‫راز نهایی و محرمانه‌ی اونمیو‌دو</i>

20:40.590 --> 20:42.010
<i>‫یه جوری گفت</i>

20:42.180 --> 20:45.140
<i>‫فکر کردم راز مبهم و مرموزی باشه
‫</i>

20:45.680 --> 20:48.600
‫چون ازم خواستی در موردش تحقیق
‫کنم، نکات اصلیش رو خلاصه کردم

20:49.350 --> 20:51.230
‫شیراها کون، تو بهترینی!

20:53.270 --> 20:55.940
‫اول از همه، تایزان ‫یه کوه مقدس توی چینه

20:56.530 --> 21:00.860
‫تایزان‌فوکون یه خدای تائوئیسته که
‫قدمتش حتی از جوگوندو هم بیشتره

21:01.950 --> 21:06.450
‫می‌گن تایزان‌فوکون به طول عمر و
‫ ارواح انسان‌ حکمرانی می‌کنه

21:06.870 --> 21:09.120
‫به طول عمر انسانا حکمرانی می‌کنه؟

21:09.460 --> 21:12.250
‫توی ژاپن، تایزان‌فوکون توی آیین
‫اونمیو‌دو خیلی مورد احترام بود

21:12.830 --> 21:16.590
‫و مراسم تایزان‌فوکون یکی
‫از مراسم‌های اصلیش بود

21:17.260 --> 21:19.760
‫این یه مراسم مخفی بود که فقط
‫توی دربار امپراتوری انجام می‌شد

21:19.760 --> 21:21.510
‫و مخصوص اشراف‌زاده‌ها بود

21:22.180 --> 21:24.470
‫خب، پس... ‫طبق این منبع...

21:25.220 --> 21:27.140
‫فقط یه مورد ثبت ‫شده وجود داره که

21:27.140 --> 21:29.940
‫از تکنیک مخفی ‫تایزان‌فوکون استفاده شده

21:30.770 --> 21:33.360
‫وقتی یه کاهن اعظم به شدت بیمار شد

21:33.810 --> 21:37.020
‫شاگردای ماتم‌زده‌اش هر دعایی
‫که بلد بودن رو خوندن

21:37.030 --> 21:38.070
‫ولی حالش خوب نشد

21:39.240 --> 21:41.700
‫برای همین، ‫از استاد بزرگ ‫اونمیو‌دو توی اون زمان

21:41.700 --> 21:43.410
آبه نو سیمی خواستن بیاد

21:43.490 --> 21:44.700
‫آبه نو سِیمی؟!

21:45.030 --> 21:46.410
‫یعنی واقعیه؟

21:46.540 --> 21:47.990
‫اون واقعا وجود داشته

21:48.370 --> 21:49.250
‫اوه...

21:49.330 --> 21:51.670
‫من فقط به عنوان یه شخصیت توی
‫بازی‌ها و این‌جور چیزا می‌شناختمش

21:52.670 --> 21:54.580
‫برای آماده‌سازی مراسم تایزان‌فوکون

21:54.580 --> 21:58.840
‫سیمی پرسید شاگردی هست که
‫حاضر باشه عمر خودش رو

21:58.840 --> 22:00.260
‫در ازای عمر استادش فدا کنه؟

22:01.300 --> 22:02.760
‫وقتی بقیه تردید داشتن

22:03.050 --> 22:04.680
‫یه راهب قدم جلو گذاشت

22:06.390 --> 22:09.470
‫سیمی اسم راهب رو روی ‫یه متن دعا

22:09.600 --> 22:11.140
‫که تقدیم به تایزان‌فوکون شده بود، نوشت

22:11.230 --> 22:12.480
‫و اون رو توی مراسم پیشکش کرد

22:13.020 --> 22:16.230
‫بعدش یهویی، مریضی استاد رو به بهبودی رفت

22:16.610 --> 22:19.150
‫اون راهبی که زندگیش رو داد، مرد؟

22:19.280 --> 22:21.070
‫نه، نمرد

22:21.320 --> 22:22.240
‫ها؟

22:22.610 --> 22:25.200
‫هم استاد و هم شاگرده
‫عمر طولانی‌ای داشتن

22:25.570 --> 22:26.580
چرا خب؟

22:27.030 --> 22:29.450
‫شاید تایزان‌فوکون، خود اون خدا

22:29.450 --> 22:32.500
‫به راهبی که زندگیش رو
‫برای استادش فدا کرد رحم کرد...

22:32.580 --> 22:34.080
‫و از جونش گذشت

22:34.500 --> 22:35.380
‫آهان...

22:35.750 --> 22:39.340
‫اون راهب مورد ستایش قرار گرفت
‫و بعدا به مقام بالایی رسید

22:40.010 --> 22:42.340
‫یه جورایی پایان خوشی داره

22:42.670 --> 22:43.590
‫آره

22:43.720 --> 22:46.390
‫نیمه‌ی دومش دیگه داره
‫شبیه موعظه‌های بودایی می‌شه

22:46.930 --> 22:52.060
‫تایزان‌فوکون

22:47.100 --> 22:50.100
‫پس تایزان‌فوکون یه
‫طلسم برای جایگزینی زندگیه

22:50.220 --> 22:51.770
و یه زندگی رو با یه زندگی
دیگه معاوضه می‌کنه

22:53.060 --> 22:55.690
انگار که ‫زندگی یه نفر دیگه نیاز داره

22:57.360 --> 22:59.690
<i>‫بیوکی با استفاده از زندگی یکی دیگه</i>

22:59.940 --> 23:01.610
<i>‫طول عمر آدما رو عوض می‌کنه؟</i>

23:00.000 --> 23:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

23:00.000 --> 23:12.000
Audrey\h:مترجم

23:00.000 --> 23:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

23:01.740 --> 23:02.570
‫نانوکا، خوراکیت رو بخور

23:05.490 --> 23:06.780
‫با این اتفاقاتی که افتاد

23:07.160 --> 23:09.620
‫خوب شد نانوکا سان اینجا نبود

23:10.620 --> 23:11.620
‫آره...

24:47.300 --> 24:48.840
‫اوه، کوچیناوا ساما...

24:48.930 --> 24:51.010
‫می‌خواین همین الان برین؟

24:51.590 --> 24:52.470
‫بله

24:53.390 --> 24:54.430
‫ممنون بابت مهمون‌نوازیتون

24:56.980 --> 24:58.560
‫اوضاع هیچ‌وقت آروم نمی‌شه، مگه نه؟

24:58.640 --> 25:00.690
‫تازه بعد از کلی وقت ‫اومدم کیوتو...

25:01.900 --> 25:03.610
‫بنیکو، چیزی پیدا کردی؟

25:05.440 --> 25:08.110
‫کامون، بنیکو

25:06.570 --> 25:08.070
‫بله کامون ساما

25:08.860 --> 25:10.740
‫دختر یکی از ‫خانواده‌های اشرافی هست که...

25:11.360 --> 25:12.910
‫دختر یه اشراف‌زاده...

25:13.450 --> 25:14.450
خیلی هم عالی

25:15.660 --> 25:18.830
‫اون به شدت بیمار بوده، ولی
‫خانواده‌اش دست به دامن یه شفاگر معنوی شدن

25:19.370 --> 25:21.250
‫الان حالش کامل خوب شده

25:23.330 --> 25:25.630
‫قسمت بعد: پیوند خونی
