WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:12.000 --> 00:24.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:12.000 --> 00:24.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

00:12.000 --> 00:24.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:12.860 --> 00:17.370
کسانی که بی‌وقفه فنون کشتار رو صیقل می‌دن
.استاد" نامید می‌شن"

00:17.840 --> 00:22.860
‫اون‌ها طی نسل‌های متمادی،
‫توانایی‌های مرگباری به دست آوردن

00:22.860 --> 00:25.360
.که "خون‌ جهش‌یافته" نام داره

00:25.970 --> 00:31.740
‫این داستان یکی از همین استادانه،
‫استاد سم، هیکارو گرو،

00:31.740 --> 00:34.320
.و تلاش‌های او برای ازدواج

02:14.000 --> 02:17.590
میگم کینوساکی. چرا تو گواهینامه
قایق‌رانی درجه یک داری؟

02:17.960 --> 02:20.690
‫واسه مخ زدنِ
‫پیرمردهای مایه‌دار خیلی جواب میده.

02:20.690 --> 02:22.930
‫تازه کلی مدرک و
‫مهارت دیگه هم دارم.

02:22.930 --> 02:25.770
‫من مهندس آی‌تی، منشی،
‫کارشناس شراب،

02:25.770 --> 02:28.100
‫طراح رنگ، اپراتور پهپاد،

02:28.100 --> 02:31.230
‫متخصص زیبایی، کارشناس سوپ،
‫راهنمای تور شبانه،

02:29.140 --> 02:31.230
‫پس بی‌خودی کلاهبردار ازدواج ‫نشده بودی.

02:31.230 --> 02:34.320
‫حسابدار، مشاور املاک، برنامه‌ریز مالی،
‫مشاور بیمه تأمین اجتماعی،

02:32.550 --> 02:35.440
،انگار اوضاع آروم شده

02:34.320 --> 02:37.860
‫دفتردار، پرستار، دستیار مراقبت،
‫مربی مهدکودک، تکنسین رادیولوژی...

02:35.440 --> 02:37.860
‫ولی هنوز نمی‌دونیم چطوری
‫اون چیز رو از بدنش جدا کنیم.

02:38.220 --> 02:41.090
‫از سرم حقیقت یا هر چیز دیگه‌ای استفاده می‌کنم

02:41.090 --> 02:42.950
.تا استادان هیولا رو مجبور کنم رازش رو لو بدن

02:43.570 --> 02:44.070
‫خیلی‌خب!

02:44.070 --> 02:44.580
‫هام!

02:44.580 --> 02:47.830
‫دیگه وقت خداحافظیه. ممنون بابت سواری.

02:48.540 --> 02:50.790
‫کاری که واسش استخدامت کرده بودم رو
‫انجام دادی، یادت رفته؟

02:50.790 --> 02:53.080
.تو جلوی شکارچی ازم محافظت کردی

02:53.450 --> 02:59.020
الانم خودم با خاندان اصلی صحبت می‌کنم
.و راضیشون می‌کنم بیخیالم بشن

02:59.510 --> 03:00.420
‫به عبارت دیگه...

03:00.420 --> 03:02.550
‫کارم با شماها تمومه.

03:00.820 --> 03:01.650
‫هام؟

03:04.440 --> 03:07.530
... آراشیاما می‌دونم داری ملاحظه‌مون رو میکنی، ولی

03:07.530 --> 03:09.680
!ای بابا، گوش کن چی میگم

03:10.060 --> 03:12.710
‫این صددرصد یه تله‌ست!

03:13.590 --> 03:17.110
‫اونا می‌خوان هیکارو گرو
‫از پنج خاندان بزرگ رو بکشن.

03:17.650 --> 03:19.190
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

03:19.190 --> 03:22.650
نمی‌تونم ببینم جونت رو
.واسه خاطر من به خطر می‌اندازی

03:22.650 --> 03:24.090
.منم که می‌خوام به خطر بندازمش

03:25.490 --> 03:28.080
‫یه چیزی بهم میگه...

03:28.660 --> 03:32.830
‫اگه الان تو رو توی دردسر رها کنم،
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم کسی رو خوشبخت کنم.

03:36.610 --> 03:37.460
‫هام.

03:42.510 --> 03:45.960
.تا وقتی بتونم خاندان  وحش رو تارومار کنم پایه‌ام

03:50.210 --> 03:51.860
‫کینوساکی، ممنون بابت سواری.

03:52.290 --> 03:55.230
‫توی همون بندری که ازش راه افتادیم
‫منتظر بمون تا بهت زنگ بزنیم.

03:55.540 --> 03:58.730
‫از اینجا به بعد
‫نمی‌تونیم تو رو با خودمون ببریم.

03:59.170 --> 04:03.320
‫من با برنامه قرار بعدی منتظرت می‌مونم،
‫پس حتماً سالم برگرد.

04:03.590 --> 04:04.610
‫حتماً.

04:05.060 --> 04:07.540
‫شرط می‌بندم خاندان هیولا دارن
‫از آراشیاما به عنوان طعمه استفاده می‌کنن

04:07.540 --> 04:10.240
‫تا من و پیچی رو
‫هم‌زمان از بین ببرن.

04:10.850 --> 04:13.250
‫تو که داشتی شکارشون می‌کردی،

04:13.250 --> 04:15.640
‫ولی من نمی‌دونم چیکار کردم
‫که این‌قدر از دستم عصبانین.

04:15.640 --> 04:18.780
‫شاید من رو به چشم یه رقیب کاری
‫می‌بینن، ولی...

04:30.510 --> 04:33.520
‫یه ماهی‌مرکب و یه عقاب؟ کمین خاندان وحش؟

04:33.520 --> 04:35.480
‫در هر صورت، نجات آراشیاما اولویت اوله.

04:42.550 --> 04:44.880
‫سم: گام بعد

04:42.870 --> 04:44.880
!‫سم: گام بعد

04:44.880 --> 04:45.860
‫واو.

04:59.120 --> 05:03.510
‫فوق‌العاده ساده: همه‌چیز درباره
‫خرد کردن ماهی‌مرکب که روتون نمیشه بپرسید.

05:00.170 --> 05:03.340
‫فوق‌العاده ساده!

05:00.170 --> 05:03.340
‫هر کسی می‌تونه این‌طوری
‫یه ماهی‌مرکب رو آماده کنه!

05:00.170 --> 05:03.340
‫حتی یه ماهی‌مرکب غول‌پیکر رو

05:03.510 --> 05:04.930
‫ام...

05:04.930 --> 05:08.090
‫ببخشید. سر راهی، واسه همین می‌خوام بپزمت.

05:12.570 --> 05:14.860
.پسر واقعاً غافلگیرکننده بود

05:14.860 --> 05:19.060
از کی تا حالا اربابان سم می‌تونن
روی آب راه برن؟

05:20.600 --> 05:24.070
‫مرحله اول: خارج کردن امعا و احشا
‫از بدن ماهی‌مرکب.

05:21.440 --> 05:24.070
‫خارج کردن امعا و احشا
‫از بدن
‫ماهی‌مرکب!

05:24.070 --> 05:29.780
‫خارج کردن امعا و احشا
‫از بدن ماهی‌مرکب!

05:24.360 --> 05:27.530
‫با قرار دادن ماهی‌مرکب
‫روی تخته برش شروع کنید.

05:27.530 --> 05:29.780
‫بازوها رو جدا کنید
‫و امعا و احشا رو بیرون بکشید.

05:32.020 --> 05:34.660
.بازوهات همه جا رو گرفتن، مزاحمن

05:34.920 --> 05:38.170
... ‫خب، امعا و احشا رو درمیارم و بعدش

05:37.120 --> 05:40.170
‫مرحله دوم: خارج کردن جوهر ماهی‌مرکب.

05:38.170 --> 05:40.170
‫خارج کردن
‫جوهر ماهی‌مرکب!

05:40.170 --> 05:43.220
‫بدن بدون بازوی ماهی‌مرکب رو
‫به‌صورت عمودی برش بدید،

05:40.170 --> 05:45.920
‫خارج کردن
‫جوهر ماهی‌مرکب!

05:43.220 --> 05:45.920
‫کیسه جوهر رو بگیرید و بیرون بکشید.

05:49.380 --> 05:52.550
‫در نهایت، ماهی‌مرکب رو
‫به قطعات کوچک برش بزنید.

05:54.070 --> 05:55.060
‫پس منظور...

05:56.710 --> 05:58.190
.گرو - کون این بود

05:58.190 --> 06:01.900
.کسی که جنگیدنش خوبه میتونه از این کارها بکنه

06:05.230 --> 06:08.130
‫می‌تونیم توی کافه‌مون
‫پاستای جوهر ماهی‌مرکب سرو کنیم.

06:09.160 --> 06:11.410
.مثل اینکه اولین نفر من باید شروع کنم

06:11.410 --> 06:13.140
‫تعجبی هم نداره.

06:13.140 --> 06:18.170
‫من سریع‌ترین مرد جهانم،
‫کوتا هانزاوا!

06:16.600 --> 06:19.030
.این یارو استاد هیولا نیست

06:19.410 --> 06:22.710
‫حدس می‌زنم از خاندان‌های فرعی باشه.
‫شاید استاد پرنده.

06:23.260 --> 06:24.710
‫یه جور پیمانکار برای خاندان اصلی.

06:26.310 --> 06:29.970
شماها چی می‌خواید؟ گروگان گرفتید
.تا ما رو بکشونید اینجا

06:30.280 --> 06:31.930
چرا می‌خواید ما بمیریم؟

06:33.690 --> 06:35.010
‫از کجا بدونم والا.

06:35.010 --> 06:38.100
‫معلومه. حتی اگه می‌دونست هم
‫به من نمی‌گفت.

06:37.280 --> 06:38.520
‫ولی...

06:38.520 --> 06:42.850
‫شکار کردن تو اون‌قدر برام پول میاره
‫که تا آخر عمرم مثل شاه‌ها زندگی کنم.

06:42.850 --> 06:48.850
‫نمی‌تونم بگم چقدر. محرمانه‌ست،
‫می‌دونی که؟ ولی تو مایه ده‌ها میلیارده.

06:49.970 --> 06:51.530
‫چرا رفتید سراغ آراشیاما؟

06:51.530 --> 06:55.910
‫شنیده بودم اگه اون رو گروگان بگیرم،
‫راحت می‌تونم شکستت بدم.

06:55.910 --> 07:00.900
‫خوشم نمیاد، ولی من یه استادم.
‫احساساتم رو قاطی کارم نمی‌کنم.

07:00.900 --> 07:04.260
‫با این حال، مهربون‌تر از قیافه‌ام هستم.

07:04.260 --> 07:07.720
‫فقط یه بار روی اصولم پا گذاشتم.

07:07.720 --> 07:11.380
‫آره. یه شب برفی بود،
‫که واسه ماه مارس عجیب بود.

07:11.380 --> 07:13.990
‫داشتم می‌رفتم مغازه
‫و دزدیدن بیس‌ها رو تمرین می‌کردم،

07:13.990 --> 07:17.770
‫که یه لک‌لک که تازه باهاش هم‌تیمی شده بودم
‫گفت می‌خواد از تیم بره.

07:15.500 --> 07:16.740
‫این یارو...

07:16.740 --> 07:18.560
‫نمی‌دونه کی باید دهنش رو ببنده!

07:18.930 --> 07:21.940
‫و این‌طوری شد که با این یارو آشنا شدم.

07:22.310 --> 07:24.560
‫چطوری از شر
‫بوندا کانستریکتور خلاص بشم؟

07:25.550 --> 07:27.190
‫خب، راستش...

07:27.190 --> 07:29.820
‫حتی تلاش برای فهمیدنش هم جرمه.

07:29.820 --> 07:31.720
‫شروع بازی!

07:32.750 --> 07:34.630
!یالا بچه‌ها

07:34.630 --> 07:37.050
‫بیاین یه بازی فراموش‌نشدنی بهش نشون بدیم!

07:44.750 --> 07:46.420
‫بردزبول!

07:49.300 --> 07:51.300
‫به‌طرز مسخره‌ای سریعه.

07:51.300 --> 07:53.760
‫شاخه‌اش باید خیلی به
‫خاندان اصلی نزدیک باشه.

07:57.350 --> 08:00.520
‫چی شده پرتاب‌کننده؟ ترسیدی؟
‫هی، هی، هی!

08:00.790 --> 08:04.980
‫اگه بتونم بکشونمش به زمین بازی خودم،
‫می‌دونم که می‌تونم کارش رو بسازم.

08:04.980 --> 08:08.650
‫نمی‌خوام با خاندان سم دربیفتم،
‫ولی پولش اون‌قدری هست که نشه ازش گذشت.

08:09.060 --> 08:12.640
‫پنج خاندان بزرگ شاید
‫توی کشتن بهترین باشن،

08:12.640 --> 08:15.570
.ولی توی جنگ تن به تن، جزو پنج‌تای اول نیستن

08:15.570 --> 08:19.470
‫چطور می‌تونم این شانس رو از دست بدم
‫که با یه هوم‌ران زندگیم رو زیرورو کنم؟

08:19.470 --> 08:23.290
‫این کار رو تموم می‌کنم و میرم آمریکا،
‫مهد بیسبال،

08:23.290 --> 08:25.340
... تا از قید و بند قوانین آزاد بشم

08:26.510 --> 08:29.010
‫و برم سراغ بردزبول!

08:27.860 --> 08:30.300
‫بردزبول

08:27.860 --> 08:30.300
‫بردزبول

08:33.170 --> 08:37.930
‫نمایشگر تخم ماهی

08:33.170 --> 08:37.930
‫نمایشگر تخم ماهی

08:39.770 --> 08:42.410
‫واقعاً لذیذه.

08:43.410 --> 08:46.690
‫آه، خون گرو.

08:46.690 --> 08:51.320
‫یعنی استاد سم جلوی استاد پرنده کم میاره؟
‫اصلاً حریف مناسبی براش نیست.

08:51.320 --> 08:53.470
‫سلیقه نداری، بیاکو.

08:53.850 --> 08:56.930
‫اون کله‌پوک پرنده‌ست که پاش رو از گلیمش
‫درازتر کرده.

08:57.470 --> 09:00.890
‫آخ، قلبم داره تند می‌زنه.

09:00.890 --> 09:03.710
‫اگه درست بهش فکر کنی، خیلی واضحه.

09:03.710 --> 09:08.540
‫خاندان سم همیشه با تله‌گذاری
‫و کلک زدن زنده موندن.

09:08.540 --> 09:11.000
‫معلومه که یه نقشه‌ای
‫توی آستینش داره.

09:11.000 --> 09:14.590
‫دندون‌های زهرآلودش قبل از اینکه بفهمی،
.‫وجودت رو می‌جون

09:14.590 --> 09:16.900
‫وقتی به خودت میای که دیگه خیلی دیر شده.

09:16.900 --> 09:20.260
‫اون‌قدر هیجان‌زده‌ام که
‫به‌سختی می‌تونم خودم رو کنترل کنم!

09:23.870 --> 09:25.810
.ارباب سم، هیکارو گرو

09:26.190 --> 09:28.600
.بهم نشون بده بازی کثیف چطوریه

09:28.600 --> 09:30.110
.محسورم کن

09:30.110 --> 09:31.540
‫هی، هی!

09:31.540 --> 09:33.400
‫هی، هی، هی!

09:33.400 --> 09:35.570
‫این بازی تمومه، استاد سم!

09:36.340 --> 09:38.860
‫بردزبول: ضربهٔ نهایی!

09:36.340 --> 09:38.880
‫‫بردزبول: دودمان اصلاح‌شده++

09:38.290 --> 09:38.880
‫افزایش

09:38.860 --> 09:41.450
‫وداع با استادیوم پرندگان!

09:39.010 --> 09:41.470
‫وداع با استادیوم پرندگان

09:43.160 --> 09:46.600
!نمی‌تونی از این صخره‌ها فرار کنی

09:51.500 --> 09:52.500
‫دود استتار؟

09:52.500 --> 09:55.260
.ظاهراً حرکتش رو زد

09:55.570 --> 09:56.680
‫گاز سمیه؟

09:56.680 --> 09:59.620
‫داره برای تله گذاشتن زمان می‌خره.

09:59.620 --> 10:01.630
‫خوشبختانه لب ساحلیم.

10:01.630 --> 10:05.040
‫فقط منتظر می‌مونم باد ببرتش
‫و این‌طوری در امانم.

10:05.040 --> 10:05.720
‫ولی باز هم...

10:05.720 --> 10:07.290
‫برای اطمینان...

10:06.080 --> 10:09.210
‫بردزبول: چرخش معکوس

10:07.290 --> 10:09.900
‫بردزبول: چرخش معکوس!

10:09.900 --> 10:10.730
... ‫آهن پرنده

10:10.120 --> 10:10.670
‫آهن پرنده

10:12.040 --> 10:14.130
با مشت زدم؟ پس تله‌اش چی شد؟

10:16.570 --> 10:18.820
‫احمق.

10:18.820 --> 10:22.570
‫آره استاد پرنده،
‫تو سریع‌ترین آدم این‌اطرافی.

10:23.120 --> 10:26.200
‫ولی این سرعت جلوی کسایی که منصفانه
‫نمی‌جنگن، کمک زیادی بهت نمی‌کنه.

10:26.200 --> 10:30.830
‫تله‌ها واسه این انقدر کارسازن که
‫وقتی حواست نیست غافلگیرت می‌کنن.

10:30.830 --> 10:35.800
‫اینکه جوری نشون داد که انگار لو رفته،
‫یعنی لو دادنش تلهٔ اصلی بود.

10:33.970 --> 10:37.840
‫پف
‫پف

10:33.970 --> 10:37.840
‫پف
‫پف

10:33.970 --> 10:37.840
‫بیشتر

10:33.970 --> 10:37.840
‫بیشتر

10:33.970 --> 10:37.840
‫دود!

10:33.970 --> 10:37.840
‫دود!

10:35.800 --> 10:39.510
با دود معطر ترسوندمش و مجبورش کردم
.تمام توانش رو به کار بگیره

10:39.510 --> 10:42.260
‫تا توی اون فرصت کوتاهی
‫که نگاهش رو چرخوند...

10:42.590 --> 10:46.560
.با "سم: گام بعد" سرعت بگیرم، بپرم کارش رو بسازم

10:48.440 --> 10:51.080
... هانه‌زاوا، هنوز ازت یه سوال دارم

10:51.080 --> 10:53.150
‫بخش اصلی خاندان هیولا...

10:53.150 --> 10:55.270
‫اون بالای قلهٔ کوهه.

10:55.740 --> 11:00.030
‫البته دونستنش هم چیزی از غیرممکن بودن
‫رسیدن به اونجا کم نمی‌کنه.

11:06.310 --> 11:07.450
... ‫چندتا دشمن اونجا

11:07.450 --> 11:09.840
‫عمراً اگه بهت بگم!

11:09.840 --> 11:13.960
‫خاندان اصلی همهٔ شاخه‌های فرعی رو
‫بسیج کرده تا تو رو شکار کنن.

11:14.290 --> 11:19.720
‫فکر کنم اونایی که باید حواست بهشون باشه
‫استاد کوالا و استاد کرگدن باشن.

11:15.270 --> 11:17.110
‫نکنه...

11:17.110 --> 11:19.720
‫انقدر ناامید شده که داره رازها رو لو میده؟

11:19.720 --> 11:21.990
‫می‌خوای بوندا کانستریکتور رو باز کنی؟

11:21.990 --> 11:23.950
‫دیوونه شدی. تا حالا هیچ‌کس نتونسته این کار رو بکنه.

11:23.950 --> 11:27.100
‫ولی یه شایعه شنیدم،
‫خاندان هیولا...

11:33.660 --> 11:36.030
‫یک دو سه، آزمایش می‌کنیم. بسیار خب.

11:36.030 --> 11:38.200
‫سلام، هیکارو گرو!

11:38.200 --> 11:40.280
‫به قلمرو حیوانات دوگو...

11:40.280 --> 11:45.660
‫خوش اومدی، من پادشاهم،
‫رام‌کنندهٔ هیولا، توشیرو دوگو.

11:46.790 --> 11:49.160
‫حالا که داریم با هم آشنا می‌شیم،

11:49.160 --> 11:51.480
‫بگو ببینم این چیزایی که می‌شنوم حقیقت داره؟

11:51.480 --> 11:52.670
‫می‌گن رئیس آیندهٔ...

11:52.660 --> 11:56.540
‫هیکارو گرو

11:52.670 --> 11:56.040
‫خاندان گرو، مدام کارهایی رو قبول می‌کنه
‫که قرونی هم براش درآمد نداره.

11:56.790 --> 11:59.760
‫کار و کاسبی جدید راه انداختی؟
‫چرا بادیگاردی؟

11:59.760 --> 12:00.840
‫ازدواج.

12:01.840 --> 12:02.780
‫ها؟

12:02.780 --> 12:04.470
‫می‌خوام ازدواج کنم.

12:04.900 --> 12:08.600
،دارم از عملیات شوالیه سـ - یعنی
.کمک به مردم برای تیک و تاک با زن‌ها استفاده می‌کنم

12:15.020 --> 12:18.950
‫می‌دونم ازش به عنوان طعمه استفاده کردم،
‫ولی اصلاً تو کتم نمی‌رفت

12:18.950 --> 12:23.670
‫که چرا وارث خاندان باید
‫قلابش به این زن بی‌مصرف گیر کنه.

12:23.670 --> 12:27.540
‫خب، این معما هم حل شد.
‫می‌خوای باهاش ازدواج کنی.

12:27.540 --> 12:29.160
‫ولی یه نصیحت دوستانه بهت می‌کنم:

12:29.600 --> 12:31.040
‫بی‌خیالش شو.

12:31.040 --> 12:34.370
‫خاندان سم قرن‌ها وقت گذاشته
‫تا دودمانش رو اصلاح کنه.

12:35.500 --> 12:38.090
.یه شاهکار تمام عیاره

12:38.090 --> 12:40.130
‫با این کارت به کل این صنعت ضرر می‌زنی.

12:40.720 --> 12:44.830
‫تو پول و قدرت داری، پس لنگِ
‫دخترهایی با دودمان عالی نیستی...

12:44.830 --> 12:46.890
‫خوبه که الان خوابه و این‌ها رو نمی‌شنوه.

12:47.190 --> 12:49.660
‫شنیدن حرفات حال آدم رو به هم می‌زنه.

12:57.100 --> 12:58.540
‫اون دیگه چیه؟

13:06.140 --> 13:07.070
نیزه‌ست؟

13:08.270 --> 13:11.890
‫پیوند استاد پرنده و استاد نیزه.
‫یه ترکیب بی‌نقص.

13:12.410 --> 13:15.750
‫هرکسی که خون جمع کنه، قدرت به دست میاره.

13:15.750 --> 13:18.210
‫این آغاز یه دوران جدیده.

13:18.210 --> 13:20.500
‫هیجان‌انگیزه، نه؟

13:22.070 --> 13:24.050
‫‫قلمرو حیوانات

13:24.550 --> 13:27.100
‫استاد نیزه، ناگیهیکو کوشیما.

13:24.550 --> 13:28.950
<b>‫استاد نیزه
‫ناگیهیکو کوشیما</b>

13:27.100 --> 13:29.180
‫در سن ۷۲ سالگی فوت کرد.

13:27.200 --> 13:28.950
<b>‫در سن ۷۲ سالگی
‫فوت کرد</b>

13:28.950 --> 13:32.330
<b>‫تعداد قربانیان:</b>

13:29.180 --> 13:31.840
‫تعداد قربانیان: ۸۸۷ نفر.

13:29.700 --> 13:32.330
<b>‫نفر</b>

13:30.570 --> 13:32.330
<b>‫(زن و مرد در تمام سنین)</b>

13:32.330 --> 13:34.080
<b>‫راز مهارت‌های او</b>

13:32.690 --> 13:34.400
‫راز مهارت‌هاش...

13:34.080 --> 13:37.190
<b>‫در خون خاندانش نهفته است،</b>

13:34.400 --> 13:38.060
‫در خون خاندانش نهفته است،
‫که تمام وجودشان را وقف نیزه کردند.

13:35.830 --> 13:37.190
<b>‫که تمام وجودشان را وقف</b>

13:37.330 --> 13:38.060
<b>‫نیزه</b>

13:38.560 --> 13:44.360
‫او در یک ثانیه،
‫۸۸ ضربهٔ بی‌صدا وارد می‌کند.

13:39.330 --> 13:42.570
‫ضربه در ثانیه

13:39.330 --> 13:42.570
‫ضربه در ثانیه

13:43.210 --> 13:43.780
<b>‫ضربه</b>

13:45.030 --> 13:47.530
!بگیر که اومد، اینو داشته باش، و این، و این و این

13:47.530 --> 13:50.610
!قدرت بی‌حد و مرز

13:50.610 --> 13:52.740
‫حسش فوق‌العاده‌ست!

13:53.200 --> 13:57.250
‫معرکه‌ست. چقدر خوب شد که
‫به خاندان هیولا وفادار شدم.

13:57.290 --> 14:01.500
‫بردزبول داره میره به یه سطح جدید:
‫استاد پرنده-نیزه!

13:59.390 --> 14:01.500
‫استاد پرنده-نیزه

14:02.790 --> 14:04.630
‫این حرکات باید مال استاد نیزه باشه.

14:05.090 --> 14:06.760
‫یه استاد پرنده چطور داره انجامشون میده؟

14:06.760 --> 14:09.630
‫ربطی به اون سرنخی داره
‫که پیچی دنبالش بود؟

14:09.980 --> 14:14.760
شنیدم دارن نقشه می‌کشن
"یه کار خطرناک کنن که کلی آدم رو میکشه"

14:17.600 --> 14:19.250
‫کارت تمومه.

14:19.250 --> 14:23.650
‫سرعت برق‌آسای پرنده-نیزهٔ من، جلوی
‫هر تلاشی برای دزدیدن بیس رو

14:23.650 --> 14:25.280
.با یه ضربه به بدن می‌گیره

14:25.280 --> 14:27.460
‫از طرف این چوب بیسبال آلیاژ پرنده‌ای.

14:30.970 --> 14:34.160
‫چوب بیسبال آلیاژ پرنده‌ای

14:31.630 --> 14:38.480
‫ترکیب خون، دودمان استادان رو با هم ادغام
‫می‌کنه تا استادهای کاملاً جدیدی بسازه.

14:38.480 --> 14:41.000
‫تو این دوره‌ای که
‫هر کاری دلت بخواد می‌تونی بکنی،

14:41.000 --> 14:45.420
‫استاد شدن تو فقط یه دودمان
‫خیلی کسل‌کننده‌ست، مگه نه؟ خب حالا...

14:45.420 --> 14:47.290
‫حرکت بعدی‌ت چیه، گرو؟

14:47.290 --> 14:50.660
کلک موذیانه دیگه نمی‌تونه از این
.مخمصه نجاتت بده

14:50.660 --> 14:53.650
‫هی، بیاکو! بیا اینجا
‫و با من تماشا کن!‍

14:53.650 --> 14:55.060
ها؟

14:55.580 --> 14:57.990
‫رفته اون یکی رو جمع کنه؟

14:57.990 --> 14:59.870
‫عجب موقعیت بدی.

15:02.860 --> 15:05.890
‫پیچی برای محافظت از من حسابی کتک خورد.

15:05.890 --> 15:10.900
‫فکر نمی‌کردم تمرینات نجات غریقی که برای
‫جذب موج‌سوارهای پولدار دیدم، به کارم بیاد.

15:11.150 --> 15:14.930
‫هر طوری بود از بمب‌های اختاپوسی
‫که یهو ظاهر شدن رد شدیم،

15:14.930 --> 15:18.830
‫ولی جریان آب ما رو انداخت اون طرف
‫جزیره، درست مخالف جایی که گرو بود.

15:16.330 --> 15:19.290
‫قلمرو حیوانات

15:16.720 --> 15:19.290
‫احتمالاً حدود این‌جا

15:20.520 --> 15:23.290
‫من فقط یه کلاهبردار ازدواج معمولی‌ام.

15:23.290 --> 15:24.790
‫آخه من چه گناهی کردم که مستحق این باشم؟

15:28.130 --> 15:29.970
‫یه خرس سفید؟

15:48.240 --> 15:49.280
‫هنرهای رزمی؟

15:49.280 --> 15:51.530
‫عجب استایل بی‌نظیری داره.

15:55.490 --> 15:59.450
‫بذار دقیق‌تر نگاه کنم... 
‫اون کمربند مشکیه؟ وای، ایول!

15:59.450 --> 16:01.440
‫ممنون. واقعاً فوق‌العاده بود.

16:01.440 --> 16:03.580
‫خب، بهتره دیگه بریم.

16:06.380 --> 16:08.000
.خونت رو بهم بده

16:08.000 --> 16:10.370
‫معلوم بود به این راحتی‌ها هم نیست!

16:13.710 --> 16:15.760
‫وقت اضافه‌ت تموم شد، گرو.

16:15.760 --> 16:17.890
‫شوتت می‌کنم بیرون از ورزشگاه!

16:17.890 --> 16:22.040
‫یه هوم‌ران پیروزی‌بخش تو راهه!

16:26.190 --> 16:28.470
‫قلب هم‌تیمی‌هام...

16:28.470 --> 16:29.700
‫داره تیکه‌تیکه میشه؟

16:29.700 --> 16:32.110
‫کی این کار رو... چیکار کرد؟

16:32.110 --> 16:33.990
.ارباب سم رو دست‌کم نگیر

16:34.270 --> 16:38.400
‫کلک زدن بدون اینکه بفهمی،
‫برای من مثل آب خوردنه.

16:38.400 --> 16:39.990
‫نه... نگو که...

16:39.990 --> 16:42.010
‫گذاشت عمداً بهش نوک ‫بزنیم؟

16:42.010 --> 16:44.620
‫یه چیزی قاطی خون خودش کرده بود؟

16:44.620 --> 16:46.980
‫این یه سم شل‌کنندهٔ عضلاته.

16:46.980 --> 16:48.610
‫من در برابرش مقاومم،

16:48.610 --> 16:50.880
‫ولی شماها چی؟

16:54.560 --> 16:58.050
‫لعنتی! من نمی‌تونم به این جور
‫رفتارهای غیرورزشی ببازم!

16:58.050 --> 16:59.720
!رفقا

16:59.720 --> 17:01.720
!‫همه‌تون حمله کنید! با تعداد بی‌شمارمون شکستش می‌دیم

17:06.020 --> 17:07.660
‫اوت!

17:06.230 --> 17:08.520
‫اوت!

17:12.610 --> 17:17.630
‫هیکارو گرو، من مال تو رو می‌خوام.
‫باید داشته باشمش.

17:18.750 --> 17:21.340
‫آراشیاما. آراشیاما.

17:22.090 --> 17:23.890
‫آراشیاما، حالت خوبه؟

17:24.770 --> 17:26.370
‫آ-آره.

17:30.540 --> 17:32.210
‫چرا بهم کمک کردی؟

17:32.470 --> 17:34.810
‫اگه آروم دراز بکشی، خونریزیت بند میاد.

17:35.240 --> 17:39.100
‫تو فقط یه خورهٔ بیسبالِ وراجی
‫که خاندان هیولا اسیرت کرده بود...

17:39.100 --> 17:40.600
‫بردزبوله.

17:41.100 --> 17:45.480
‫بردزبول ورزش پرنده‌ایِ ماست
‫که از بیسبال هم فراتر رفته.

17:46.110 --> 17:48.980
‫مگه نه، هم‌تیمی‌ها؟

17:49.790 --> 17:51.980
‫من بدون گرفتن حتی یک امتیاز باختم، گرو.

17:52.350 --> 17:55.570
‫ولی دفعهٔ بعد،
‫مرد و مردونه شکستت می‌دم.

17:55.840 --> 17:57.820
‫با بردزبول شکستت می‌دم...

17:57.820 --> 18:00.190
‫دفعهٔ بعدی در کار نیست.

18:05.180 --> 18:09.430
‫ترکیب خون، دودمان‌های مختلف رو
‫با خشونت به هم پیوند می‌زنه.

18:09.430 --> 18:13.190
‫وقتی فعالش کنم،
‫توی بدن همدیگه رو پس می‌زنن.

18:13.190 --> 18:15.670
‫نتیجهٔ نهاییش هم مرگه.

18:16.280 --> 18:17.420
‫کثافت.

18:18.010 --> 18:21.550
‫خانواده‌های فرعی در نهایت چیزی جز
‫اسباب‌بازی برای خاندان اصلی نیستن.

18:21.940 --> 18:23.810
‫اون مغزفندقی موش آزمایشگاهیم بود.

18:23.810 --> 18:26.550
‫اون دختر همستری هم فقط یه بند و زنجیره
‫تا زمین‌گیرت کنه.

18:27.020 --> 18:30.900
‫گفتی می‌خوای اون بوندا باز بشه؟
‫بذار راهنماییت کنم.

18:31.700 --> 18:34.230
‫خون من کلید اصلیشه.

18:36.580 --> 18:39.300
.پس بهتره بدویی بیای عمارتم

18:39.300 --> 18:42.120
‫می‌گم کل خاندان
‫بیان به استقبالت.

18:42.460 --> 18:46.890
‫فعلاً همین خونی که اون مغزفندقی
‫با نوک زدن گرفت برام کافیه.

18:46.890 --> 18:50.790
‫ولی تا آخرین قطرهٔ خونت رو می‌کشم بیرون،

18:50.790 --> 18:52.090
.ارباب سم

18:54.390 --> 19:02.550
‫می‌خواستم بردزبول رو
‫به یه ورزش بزرگ تبدیل کنم...

19:20.990 --> 19:23.240
‫ممنون. الان دیگه خوبم.

19:34.160 --> 19:35.340
‫پیچی! مراقب باش!

19:44.600 --> 19:45.860
.توشیرو - ساما

19:47.850 --> 19:49.490
‫من بیاکو هستم.

19:50.370 --> 19:53.100
‫نمونه رو بدون هیچ مشکلی جمع‌آوری کردم.

19:56.130 --> 19:59.290
‫باورم نمیشه همه‌چیز این‌قدر راحت پیش میره.

19:59.290 --> 20:01.110
‫هیچ‌وقت حالم به این خوبی نبوده.

20:01.650 --> 20:03.990
‫بیا، بیاکو. این یکی مال توئه.

20:04.260 --> 20:05.770
‫من در حال انجام وظیفه‌ام.

20:05.770 --> 20:08.780
‫چی؟ شأن خودت رو بالاتر از بازی با
‫اسباب‌بازی‌های من می‌دونی؟

20:09.170 --> 20:10.000
‫لعنتی.

20:10.400 --> 20:11.620
‫خب، هر چی.

20:12.040 --> 20:14.380
.جمع‌آوری خون جهش‌یافته تکمیل شد

20:12.040 --> 20:12.170
‫پیچی

20:12.040 --> 20:12.170
‫گرو

20:12.170 --> 20:14.050
‫پیچی

20:12.170 --> 20:14.050
‫گرو

20:14.050 --> 20:14.170
‫پیچی

20:14.050 --> 20:14.170
‫گرو

20:14.170 --> 20:14.300
‫پیچی

20:14.170 --> 20:14.300
‫گرو

20:14.300 --> 20:14.670
‫پیچی

20:14.300 --> 20:14.670
‫گرو

20:14.380 --> 20:16.170
‫یا همون «بلوپلیت» خودمون.

20:14.670 --> 20:14.800
‫پیچی

20:14.670 --> 20:14.800
‫گرو

20:14.800 --> 20:16.170
‫پیچی

20:14.800 --> 20:16.170
‫گرو

20:16.720 --> 20:20.390
‫مشکل ترکیب خون اینه که بدنت
‫پیوند رو به‌شدت پس می‌زنه

20:20.390 --> 20:22.180
‫و داغونت می‌کنه.

20:22.180 --> 20:24.620
‫ولی خون خاندان گرو

20:24.620 --> 20:28.070
‫با سموم خیلی زیادی سازگار شده،
‫برای همین جلوی هر جور پس‌زدنی رو می‌گیره.

20:28.070 --> 20:31.100
‫تا بتونم بدون مردن مثل اون مغزفندقی
‫ترکیب خون رو فعال کنم.

20:31.100 --> 20:37.410
‫خون این پسره، پیچی، سرعت تفکر
‫و قدرت بدنی رو به‌شدت بالا می‌بره.

20:31.100 --> 20:31.230
‫پیچی

20:31.100 --> 20:31.230
‫گرو

20:31.230 --> 20:31.350
‫پیچی

20:31.230 --> 20:31.350
‫گرو

20:31.350 --> 20:31.480
‫پیچی

20:31.350 --> 20:31.480
‫گرو

20:31.480 --> 20:31.600
‫پیچی

20:31.480 --> 20:31.600
‫گرو

20:31.600 --> 20:31.730
‫پیچی

20:31.600 --> 20:31.730
‫گرو

20:31.730 --> 20:31.850
‫پیچی

20:31.730 --> 20:31.850
‫گرو

20:31.850 --> 20:31.980
‫پیچی

20:31.850 --> 20:31.980
‫گرو

20:31.980 --> 20:35.350
‫پیچی

20:31.980 --> 20:35.350
‫گرو

20:37.410 --> 20:41.500
‫دقیقاً همون دو تایی که می‌خواستم.
‫به لطف خاندان فرعی، خودشون اومدن تو بغلم.

20:42.250 --> 20:44.360
‫هر چی می‌خواستم رو دارم. حالا وقتشه ازش ‫استفاده کنم.

20:44.630 --> 20:48.240
‫بیاکو، وقتشه سریع کارشون رو تموم کنیم...

20:48.620 --> 20:51.870
‫و به هدفمون برسیم.

20:58.220 --> 21:00.210
‫اوضاعمون داره مدام بدتر می‌شه.

21:00.210 --> 21:04.210
کی می‌دونه استاد هیولا
کی نظرش میشه‌ و آراشیاما رو می‌کشه؟

21:06.350 --> 21:07.430
‫خیلی‌خب. بیاین بریم.

21:07.430 --> 21:11.010
‫صبر کن. می‌دونم هنوز
‫حالت کاملاً خوب نشده، هیکارو گرو.

21:11.010 --> 21:12.550
... ولی حتی یه لحظه هم وقت نداریم

21:12.550 --> 21:13.440
‫هام!

21:13.440 --> 21:15.350
‫ه-هوی!

21:19.710 --> 21:22.650
.حرف نزن و لذت رون‌هام رو ببر، مرد زخمی

21:22.650 --> 21:23.750
... فکر نکنم

21:23.750 --> 21:24.320
‫خواهش می‌کنم.

21:25.500 --> 21:28.200
‫بذار منم یه کاری بکنم.

21:29.400 --> 21:30.910
... من یه استادم

21:31.500 --> 21:35.220
‫کسی که هیچ‌وقت برای کشتن کسی استخدام نشده،
‫و بقیه هم همیشه به این موضوع می‌خندن.

21:35.750 --> 21:38.650
‫با این حال، هیچ‌وقت دنبال قدرت نبودم.

21:39.520 --> 21:40.540
‫ولی الان...

21:40.900 --> 21:44.550
‫تنها کارم اینه که قایم بشم
‫و زخمی شدن بقیه رو نگاه کنم.

21:42.000 --> 21:54.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:42.000 --> 21:54.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

21:42.000 --> 21:54.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:44.820 --> 21:46.280
‫هام.

21:44.820 --> 21:50.100
‫اگه خیلی خیلی قوی‌تر بودم،
‫ممکن بود اوضاع جور دیگه‌ای رقم بخوره؟

21:51.980 --> 21:53.810
‫چرا من...

21:54.210 --> 21:58.450
‫باید این‌قدر بی‌مصرف باشم؟

21:59.560 --> 22:02.820
،به عنوان یه استاد آراشیاکا

22:02.820 --> 22:08.150
‫فقط دلم می‌خواست نجاتت بدم،
‫بدون اینکه برام مهم باشه چه کاری بلدی.

22:08.150 --> 22:09.460
‫هام.

22:08.520 --> 22:10.870
.‫بذار حرفم رو اصلاح کنم، استاد همستر

22:11.250 --> 22:12.280
‫هام!

22:11.250 --> 22:14.970
.با همدیگه خاندان هیولا رو تارومار می‌کنیم

23:46.540 --> 23:49.140
.استاد آب، بهم کمک کن

23:47.110 --> 23:48.380
‫چندش‌آوره.

23:48.160 --> 23:49.340
‫فقط بخورش.

23:48.380 --> 23:50.170
‫هنوزم مثل یه آماتور
‫کار می‌کنی.

23:49.140 --> 23:50.800
‫این بهترین گزینه برای گروئه.

23:53.260 --> 23:55.970
‫قسمت بعد: بی‌مصرف

23:53.260 --> 23:56.270
‫‫‫بی‌مصرف

23:53.260 --> 23:56.270
:قسـ     ـمت

23:53.260 --> 23:56.270
بعد
