WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:14.110 --> 00:15.770
<i>‫من سوزومه هستم.</i>

00:16.140 --> 00:19.020
<i>‫من خدمتکاری هستم که در عمارتی در انگلستان
‫کار می‌کنم.</i>

00:19.710 --> 00:21.020
<i>‫اما...</i>

00:21.350 --> 00:24.270
<i>‫به دلایل مختلف،
‫آن عمارت فرو ریخت.</i>

00:28.330 --> 00:30.150
<b>‫وای!</b>

00:35.790 --> 00:37.290
<i>‫تا زمانی که تعمیر شود،</i>

00:37.820 --> 00:41.580
<i>‫من سال آینده رو تو ژاپن
‫اقامت خواهم داشت!</i>

00:43.250 --> 00:44.420
‫تموم شد!

00:51.070 --> 00:53.420
‫امروز چی بخورم؟

02:31.940 --> 02:34.150
<i>‫دوباره کمکم کرد.</i>

02:35.560 --> 02:36.570
‫سوزومه؟

02:40.760 --> 02:43.950
‫بگو ببینم... دقیقاً داری چکار می‌کنی؟

02:43.950 --> 02:45.370
‫ریکوتا-چان؟!

02:45.900 --> 02:48.590
‫لطفاً اینقدر صدات رو بلند نکن.

02:48.590 --> 02:50.290
‫د-درسته...

02:51.780 --> 02:53.960
‫خیلی تعجب کردم.

02:53.960 --> 02:56.300
‫یوکاتای قشنگی پوشیدی،
‫ریکوتا-چان.

02:56.300 --> 02:57.540
‫این یوکاتا ست.

02:57.540 --> 02:59.580
‫ولی چه خبره؟

02:59.580 --> 03:00.800
‫چرا تو ژاپن هستی؟

03:01.040 --> 03:03.330
‫ارباب منو اینجا فرستاد.

03:04.140 --> 03:06.720
‫همه در عمارت چطورن؟

03:06.720 --> 03:08.190
‫حالشون خوبه؟

03:08.190 --> 03:09.820
‫جای نگرانی نیست.

03:09.820 --> 03:12.500
‫اما اینکه عمارت فرو ریخت...

03:12.990 --> 03:16.610
‫حتماً در طول بازسازی
‫خیلی اذیت می‌شید.

03:17.020 --> 03:19.900
‫اونا فقط کارهایی را که باید انجام بدن،
‫انجام میدن.

03:19.900 --> 03:22.700
‫در واقع ما بیشتر
‫نگران تو بودیم.

03:23.640 --> 03:26.610
<i>‫پس به خاطر همین اینجایی، ریکوتا-چان.</i>

03:29.460 --> 03:31.750
‫لطفاً راحت باش.

03:31.750 --> 03:33.550
‫چای سرد آماده می‌کنم.

03:33.550 --> 03:34.530
‫ممنونم.

03:37.950 --> 03:39.680
‫راستی، سوزومه...

03:39.680 --> 03:40.930
‫بله؟

03:40.930 --> 03:44.540
‫بگو ببینم، تو این گرما
‫بیرون داشتی چیکار می‌کردی؟

03:44.540 --> 03:48.870
‫راستش... فکر کنم نزدیک بود
‫از گرمازدگی بمیرم.

03:48.870 --> 03:49.810
‫چی؟

03:50.770 --> 03:52.010
‫فوراً لباست رو عوض کن.

03:54.520 --> 03:56.000
‫این لباس تابستانیه؟

03:56.670 --> 03:57.790
‫درسته.

03:57.790 --> 04:01.160
‫ارباب از من خواست برات بیارم.

04:02.300 --> 04:03.850
‫ارباب؟

04:04.410 --> 04:08.250
‫فکر می‌کردم هوای گرم
‫کمی دیرتر شروع شه.

04:08.250 --> 04:11.130
‫من هم همینطور فکر می‌کردم و آماده نبودم.

04:20.580 --> 04:23.390
‫چرا این بیسکویت‌ها اینجان؟

04:23.390 --> 04:24.540
‫اوه، درسته!

04:24.540 --> 04:26.520
‫خیلی خوشحال شدم که اونا رو تو ژاپن دیدم.

04:28.430 --> 04:29.830
‫بفرمایید!

04:29.830 --> 04:31.830
‫تا لباست رو عوض نکردی، بیرون نیا!

04:31.830 --> 04:32.900
‫باشه!

04:34.230 --> 04:36.650
‫قبلاً همیشه تو عمارت
‫از اینها می‌خوردیم.

04:36.650 --> 04:38.090
‫منظورت اینه که تو می‌خوردی.

04:38.420 --> 04:39.800
‫من الان یکی می‌خورم.

04:44.880 --> 04:47.120
‫نظرت چیه؟ خوبه، نه؟

04:47.120 --> 04:48.700
‫شیرینه.

04:50.620 --> 04:54.750
‫راستی، اینجا تو ژاپن به اینا
‫«کوکی» می‌گن.

04:54.750 --> 04:56.700
‫بیسکویت نمی‌گن؟

04:57.260 --> 05:00.860
‫جالب نیست که چیزها اینجا
‫با انگلستان اسم‌های متفاوتی دارن؟

05:01.830 --> 05:04.220
‫جالبه. ممنون برای تنقلات.

05:04.280 --> 05:22.990
‫بیسکویت

05:04.280 --> 05:22.990
‫هاردتَک

05:04.280 --> 05:18.620
‫کوکی

05:04.280 --> 05:22.990
‫کرَکِر

05:04.280 --> 05:22.990
‫بیسکویت

05:04.620 --> 05:07.230
‫تو ژاپن، بیشتر خوراکی‌های
‫این شکلی جزو

05:07.230 --> 05:09.630
‫دسته‌ی کلی «بیسکویت» محسوب می‌شن.

05:09.630 --> 05:16.730
‫اما هر کدوم که شکر و چربی‌شون
‫بیشتر از ۴۰٪ باشه، «کوکی» نام می‌گیرن.

05:16.730 --> 05:22.150
‫توی انگلستان این اصطلاح رو ‫به کار نمی‌برن،
پس همه‌چی فقط بیسکویت ‫می‌شه.

05:22.150 --> 05:23.000
‫چون!

05:28.020 --> 05:30.000
‫لباسم رو عوض کردم.

05:33.120 --> 05:35.250
‫نظرت چیه؟

05:35.470 --> 05:36.340
‫خیلی قشنگه.

05:36.340 --> 05:37.370
<i>‫دو کلمه!</i>

05:38.000 --> 05:41.800
‫این با چیزی که معمولاً
‫توی عمارت می‌پوشم فرق داره؟

05:41.800 --> 05:44.610
‫ارباب برات مخصوص سفارش داده.

05:46.030 --> 05:49.000
‫معلومه که خیلی دوست داره نازت رو بکشه.

05:49.820 --> 05:51.540
‫اینجا یه کم کجه.

05:52.230 --> 05:54.180
‫خیلی ممنونم.

06:00.110 --> 06:04.530
‫ریکوتا-چان، فوراً برمی‌گردی
‫انگلستان؟

06:05.550 --> 06:07.030
‫آره، همینطوره.

06:07.900 --> 06:09.980
‫یه کم غمگینم می‌کنه...

06:10.590 --> 06:13.160
<b>‫غمگینم می‌کنه</b>

06:11.300 --> 06:13.160
<b>‫غمگینم می‌کنه</b>

06:11.840 --> 06:13.160
<b>‫غمگینم می‌کنه</b>

06:12.470 --> 06:13.160
<b>‫غمگینم می‌کنه</b>

06:13.430 --> 06:14.650
‫ریکوتا-چان؟

06:16.150 --> 06:17.520
‫خب، راستش...

06:17.520 --> 06:20.380
‫ازم خواستن اوضاع رو هم چک کنم.

06:21.030 --> 06:24.720
‫پس فکر کنم بد نباشه
‫یه کم بیشتر توی ژاپن بمونم.

06:26.700 --> 06:28.190
‫واقعاً؟!

06:28.190 --> 06:30.860
‫گفتم که، یهو صداتو
‫اینجوری بلند نکن!

06:39.190 --> 06:40.560
<i>‫ریکوتا-چان اینجاست...</i>

06:42.260 --> 06:43.410
<i>‫خوشحالم می‌کنه!</i>

06:44.570 --> 06:46.450
‫پس، با این حساب، ارباب...

06:46.840 --> 06:49.460
<i>‫منم مدتی توی ژاپن
‫زندگی خواهم کرد.</i>

06:49.460 --> 06:52.700
‫چی؟ مگه زیادی نازش رو نمی‌کشی؟

06:52.700 --> 06:54.000
<i>‫من و تو هر دو.</i>

06:54.660 --> 06:57.920
‫اوه، راستی، لباس تابستونی
‫خیلی بهش میاد.

07:01.130 --> 07:05.130
‫برگر
‫مخصوص سه پنیر

07:19.100 --> 07:21.860
‫چرا اینقدر بی‌قراری؟

07:19.100 --> 07:21.860
‫عالیه! روت حساب می‌کنم!

07:19.250 --> 07:21.860
‫فردا می‌بینمت

07:19.460 --> 07:21.870
<i>‫چرا اینقدر بی‌قراری؟</i>

07:21.870 --> 07:24.030
<i>‫اَه، فقط یوجیروئه.</i>

07:24.030 --> 07:25.970
<i>‫صبر کن، «بی‌قراری»؟</i>

07:30.300 --> 07:31.870
‫ترسوندمت...

07:30.550 --> 07:31.870
<i>‫ترسوندیم...</i>

07:31.920 --> 07:36.430
‫الان دارم میرم کارائوکه. میای؟

07:32.260 --> 07:34.800
<i>‫الان دارم میرم
‫کارائوکه. میای؟</i>

07:36.180 --> 07:37.870
‫امروز نمی‌تونم...

07:36.300 --> 07:37.870
<i>‫امروز نمی‌تونم.</i>

07:37.870 --> 07:38.510
‫امروز نمی‌تونم...

07:38.640 --> 07:40.130
‫فهمیدم!

07:38.720 --> 07:40.130
‫فهمیدم!

07:40.380 --> 07:41.760
‫می‌بینمت!

07:48.710 --> 07:49.890
<i>‫تماس از تلفن عمومی؟!</i>

07:50.830 --> 07:51.640
‫الو؟

07:52.510 --> 07:54.240
<i>‫حالت الان خوبه؟!</i>

07:54.550 --> 07:55.520
‫آره!

07:55.770 --> 07:58.000
<i>‫خیلی خیلی ممنونم.</i>

07:58.000 --> 08:00.280
<i>‫رسیدم خونه و حالم کاملاً خوبه.</i>

08:01.980 --> 08:04.020
‫اوه، می‌شه یه لحظه صبر کنی؟

08:07.990 --> 08:09.270
‫ببخشید بابت اون قضیه.

08:09.270 --> 08:12.260
‫خب، تونستی با
‫دوستت ملاقات کنی؟

08:15.540 --> 08:18.660
‫چی؟ می‌خوای ازم تشکر
‫کنی؟ اوه، لازم نیست.

08:20.190 --> 08:22.710
‫خب، در این صورت...

08:25.710 --> 08:29.900
‫باشه، آره، برای من اوکیه.

08:30.320 --> 08:32.140
‫درسته. پس می‌بینمت.

08:35.600 --> 08:37.260
خیالم راحت شد.

08:41.820 --> 08:44.240
‫یادم رفت اسمش رو بپرسم...

08:41.820 --> 08:44.240
‫یادم رفت اسمش رو بپرسم...

08:45.860 --> 08:49.860
‫شیر خوشمزه

08:54.540 --> 09:00.000
<i>‫ممنونم ارباب، که به ریکوتا-چان اجازه دادید
‫یه مدت بیشتر تو ژاپن بمونه.</i>

09:00.000 --> 09:01.800
<i>‫خیلی سپاسگزارم.</i>

09:07.500 --> 09:13.140
<i>‫مطمئنم مادربزرگ و پدربزرگ خوشحالن
‫که بعد از مدتی دوباره می‌بیننش.</i>

09:16.920 --> 09:18.000
‫اون چیه؟

09:20.830 --> 09:22.200
‫کارتن؟

09:22.620 --> 09:24.270
<i>‫کسی داره آشغال می‌ریزه؟</i>

09:25.520 --> 09:28.370
<i>‫مطمئنم این آپارتمان خالیه.</i>

09:28.760 --> 09:30.980
<i>‫میندازمش با آشغال‌ها.</i>

09:33.280 --> 09:39.160
<b>‫روز بعد</b>

09:41.990 --> 09:43.410
<i>‫دوباره اونجاست.</i>

09:43.720 --> 09:45.790
<i>‫باد انداختش اونجا؟</i>

09:47.120 --> 09:48.260
‫گرفتمت.

09:49.100 --> 09:52.020
<i>‫با این حال، چطور ممکنه یه چیزی دقیقاً
‫تو همون جا قرار بگیره؟</i>

09:52.550 --> 09:54.550
<b>‫روز بعد</b>

09:57.000 --> 09:58.460
<i>‫دوباره ظاهر شد!</i>

09:59.190 --> 10:01.440
<i>‫دقیقاً همون جاییه که دیروز بود.</i>

10:02.220 --> 10:04.360
‫هیچ بالا و پایینی نداره.

10:04.360 --> 10:06.310
‫فقط یه تیکه کارتن معمولیه.

10:06.660 --> 10:09.140
‫کارتن که خودش راه نمیره...

10:09.140 --> 10:12.560
‫هیچ نشونه‌ای هم نمی‌بینم که
‫یه حیوونی آورده باشه اینجا.

10:12.560 --> 10:14.090
‫واقعاً کی این کار رو می‌کنه؟

10:15.910 --> 10:18.960
<i>‫کسی این رو با
‫کاتر بریده...</i>

10:20.680 --> 10:22.640
‫جیغ!

10:21.060 --> 10:23.970
<i>‫کسی عمداً این‌ها رو اینجا می‌ذاره؟</i>

10:24.470 --> 10:26.050
<i>‫ولی چرا؟</i>

10:26.050 --> 10:27.840
<i>‫نمی‌تونم بفهمم چرا کسی این کار رو می‌کنه.</i>

10:27.840 --> 10:30.440
<i>‫ممکنه ما...</i>

10:30.440 --> 10:31.530
<i>‫یه پرونده در دست اقدام داشته باشیم؟!</i>

10:32.860 --> 10:34.570
‫در این صورت...

10:35.260 --> 10:37.510
<b>‫شیر خوشمزه</b>

10:35.360 --> 10:37.510
‫لوبیای شیرین

10:35.820 --> 10:37.510
‫نان

10:37.990 --> 10:40.540
<i>‫طبقه همکف رو از اینجا می‌بینم.</i>

10:40.540 --> 10:43.120
<i>‫کارتن قبلی
‫رو جمع کردم.</i>

10:44.310 --> 10:46.930
<i>‫فقط مونده حقیقت رو کشف کنیم.</i>

10:46.930 --> 10:48.220
<i>‫خب، حالا قسمت خوشمزه!</i>

10:51.230 --> 10:53.900
<i>‫نون شیرین و لطیف، پر
‫از لوبیای قرمز شیرین!</i>

10:54.780 --> 10:57.470
<i>‫همیشه دلم می‌خواست این رو امتحان کنم
‫بعد از دیدنش تو تلویزیون!</i>

10:57.470 --> 10:59.000
<i>‫یه میان‌وعده برای تعقیب و گریز!</i>

11:00.510 --> 11:01.220
‫چون!

11:01.220 --> 11:05.340
‫وقتی به آنپان فکر می‌کنید،
‫تصور می‌کنید چی روش باشه؟

11:05.340 --> 11:09.510
‫اگه دونه‌های کنجد سیاه روش باشه،
‫معمولاً داخلش لوبیای کامل داره.

11:09.510 --> 11:12.800
‫اگه دونه‌های خشخاش روش باشه،
‫معمولاً خمیر لوبیا صاف شده داره!

11:13.150 --> 11:14.940
<i>‫همراه با شیر...</i>

11:14.480 --> 11:15.440
‫شررررپ

11:15.590 --> 11:16.840
<i>‫خیلی خوشمزه ست!</i>

11:17.150 --> 11:20.640
<i>‫طعم لطیف و غنی بعد از
‫شیرینی لوبیا تو دهنم پخش می‌شه!</i>

11:22.990 --> 11:23.950
‫شررررپ

11:24.120 --> 11:25.310
<i>‫خیلی خوشمزه بود!</i>

11:26.990 --> 11:28.820
<i>‫عالی بود!</i>

11:29.920 --> 11:31.940
‫یادم رفت دارم مراقب اوضاعم!

11:32.880 --> 11:34.070
‫ها؟

11:35.060 --> 11:38.420
<i>‫خیلی سریع برگشت
‫وقتی حواسم به آنپان بود!</i>

11:38.750 --> 11:41.790
<i>‫نمی‌خواستم اینطور فکر کنم،
‫ولی اگه یه چیز ترسناک باشه</i>

11:41.790 --> 11:42.890
<i>‫و مربوط به ارواح باشه چی؟!</i>

11:43.670 --> 11:44.690
‫هی.

11:45.700 --> 11:49.980
‫تو همیشه اون کسی هستی که
‫کارتن‌ها رو می‌بری؟

11:47.550 --> 11:50.460
‫تهد                                          آمیز

11:52.320 --> 11:55.330
<i>‫نه... اگه الان عقب بکشم،
‫دیگه چطور می‌تونم ادعای پاکیزگی کنم؟</i>

11:55.330 --> 11:57.400
<i>‫نمی‌تونم وظیفه‌ام رو انجام بدم!</i>

11:57.800 --> 12:00.960
‫لـ لطفاً آشغال‌هاتون رو اینجا نذارید!

12:00.960 --> 12:03.660
‫آشغال؟ نمی‌بینی—

12:07.740 --> 12:09.060
‫آه، باشه.

12:10.310 --> 12:11.780
‫یه لحظه صبر کن.

12:14.500 --> 12:15.400
‫بیا.

12:16.950 --> 12:18.700
‫چقدر بامزه!

12:18.700 --> 12:19.860
‫صبر کن، پرستو هست؟

12:19.860 --> 12:22.060
‫آره هست. درست اون بالا.

12:22.060 --> 12:24.200
‫از قد تو دیده نمی‌شد.

12:24.600 --> 12:28.790
‫هر سال اونجا لونه می‌سازن و
‫همه جور چیز از شکاف‌ها می‌افته پایین،

12:28.790 --> 12:30.560
‫واسه همین یه کم کارتن براشون گذاشتم.

12:39.910 --> 12:42.660
‫می‌فهمم. پس واسه
‫همین هی تکرار می‌شد.

12:42.660 --> 12:47.180
‫وقتی می‌بینم چقدر سخت دارن‫بچه‌هاشون
رو بزرگ می‌کنن، نمی‌تونم ‫نادیده‌شون بگیرم.

12:47.180 --> 12:50.320
‫خیلی متاسفم. خبر نداشتم.

12:50.320 --> 12:52.540
‫اشکالی نداره. فهمیدنش آسون نبود.

12:52.540 --> 12:53.770
‫بابت همه این‌ها متاسفم.

12:54.060 --> 12:56.120
‫و ممنون که تمیزش کردی!

12:58.280 --> 13:00.280
<b>‫روز بعد</b>

13:04.490 --> 13:06.490
<b>‫اون بالا پرستو هست!</b>

13:04.490 --> 13:06.490
<b>‫ممنون بابت کمکت</b>

13:07.980 --> 13:09.090
‫چقدر بامزه!

13:27.420 --> 13:30.380
<i>‫می‌خواستم قبل از
‫اینکه بارون شروع بشه برم...</i>

13:30.380 --> 13:33.520
<i>‫ولی به نظر نمی‌رسه
‫به این زودی‌ها بند بیاد.</i>

13:41.140 --> 13:43.490
<i>‫از اون چیزی که انتظار داشتم بلندتر بود.</i>

13:44.860 --> 13:46.360
<i>‫شبیه یه گله...</i>

13:47.760 --> 13:50.550
<i>‫پس وقتی بسته‌ست غنچه‌ست؟</i>

13:50.550 --> 13:51.860
<i>‫شاید نیلوفر صبحگاهی باشه.</i>

13:53.780 --> 13:56.170
<i>‫بوی سبزه و خاک رو حس می‌کنم...</i>

13:56.790 --> 13:59.800
<i>‫مگه فصل بارندگی شروع شده؟</i>

14:01.100 --> 14:04.860
<i>‫هوا انقدر خیسه که
‫حس می‌کنم زیر آبم.</i>

14:10.080 --> 14:13.310
<i>‫اون آبی بود که تو
‫یه درخت جمع شده بود؟</i>

14:13.990 --> 14:17.310
<i>‫جالبه که بارون رو
‫از پشت چتر می‌بینم.</i>

14:23.320 --> 14:25.330
‫روزهای بارونی حال می‌ده...

14:25.830 --> 14:28.250
‫ولی حتی از داخل هم حس رطوبت می‌آد.

14:28.560 --> 14:32.450
<i>‫تو روزهایی مثل امروز، نصیحت مادربزرگم رو
‫گوش می‌دم ‫و از چیزی که تازه خریدم لذت می‌برم.</i>

14:32.450 --> 14:34.780
‫بیا! عسل و لیمو!

14:32.450 --> 14:35.210
‫عسل و لیمو
‫با پوست ‫لیموهای داخلی

14:38.160 --> 14:40.710
<i>‫توش تیکه‌های
‫پوست لیمو شناوره.</i>

14:44.680 --> 14:46.720
‫بوی عسلش فوق‌العاده‌ست!

14:48.510 --> 14:49.970
<i>‫یه کم تو یه لیوان بریز...</i>

14:50.510 --> 14:51.690
<i>‫آب اضافه کن...</i>

14:52.850 --> 14:54.280
‫و مخلوطش کن!

14:55.350 --> 14:57.360
<i>‫حالا شربت لیمو داری!</i>

14:57.240 --> 14:58.360
‫تا-دا

14:58.660 --> 14:59.980
‫بیا امتحانش کنیم.

15:01.920 --> 15:03.860
‫آه

15:05.560 --> 15:06.350
‫چون!

15:06.350 --> 15:10.140
‫نوشیدنی‌هایی به اسم «لیموناد»
‫در سراسر دنیا وجود دارن،

15:10.140 --> 15:13.780
‫ولی مواد تشکیل‌دهنده‌اش
‫تو هر کشور فرق می‌کنه!

15:13.780 --> 15:17.360
‫تو آمریکا و ژاپن معمولاً
‫آب لیموی مخلوط با آب سرده،

15:17.360 --> 15:21.380
‫ولی تو بریتانیا، لیموناد با
‫آب گازدار درست می‌شه.

15:21.380 --> 15:26.630
‫تو ژاپن، نسخه‌ی گازدارش
‫اغلب «لیموناد گازدار» نامیده می‌شه.

15:26.630 --> 15:27.760
‫چون!

15:27.990 --> 15:32.200
<i>‫یادم رفت آب گازدار بخرم،
‫ولی با آب معمولی هم خوبه.</i>

15:32.670 --> 15:36.860
<i>‫عسلش شیرینه،
‫لیمویش ترش و تلخه.</i>

15:36.860 --> 15:39.650
<i>‫این منو سرحال میاره،
‫حتی تو این خونه‌ی مرطوب.</i>

15:40.000 --> 15:43.100
<i>‫ولی حس می‌کنم یه چیزی رو
‫فراموش کردم...</i>

15:58.160 --> 16:01.250
<i>‫ای وای. باید قبض برق رو بدم.</i>

16:01.710 --> 16:04.180
<i>‫الان باید برگردم...</i>

16:04.180 --> 16:07.600
<i>‫چرا وقتی نزدیک
‫خونه‌ام یادم افتاد؟</i>

16:07.600 --> 16:09.010
<i>‫می‌خوام بخوابم!</i>

16:15.880 --> 16:18.140
‫کوماتسو-سان! عصر بخیر.

16:18.140 --> 16:19.620
‫سوزومه-سان؟

16:19.940 --> 16:22.150
<i>‫حتماً پیش‌بند سفیدش بود.</i>

16:41.040 --> 16:43.840
‫پس تو هم شب‌ها بیرون می‌ری؟

16:44.060 --> 16:45.510
‫منظورت چیه؟

16:45.510 --> 16:47.470
‫به نظر میاد از اونایی
هستی که زود ‫می‌خوابن.

16:47.470 --> 16:48.470
‫راست می‌گی!

16:48.900 --> 16:53.090
‫معمولاً زود می‌خوابم، ولی امروز
‫اصلاً خوابم نمی‌برد.

16:53.090 --> 16:56.200
‫آره. بعضی روزا همین‌طوری‌ان، نه؟

16:57.470 --> 16:58.730
‫آره.

17:03.360 --> 17:05.320
‫ممنون که گذاشتی باهات بیام.

17:05.320 --> 17:09.240
‫راستش داری کمکم می‌کنی،
‫پس ممنونم.

17:12.000 --> 17:13.950
‫خیلی روشنه...

17:14.430 --> 17:17.150
‫زیاد طول نمی‌کشه. می‌خوای بیای تو؟

17:17.150 --> 17:19.600
‫نه ممنون. همین‌جا منتظر می‌مونم.

17:19.600 --> 17:20.620
‫باشه.

17:24.400 --> 17:26.460
‫اون چیه؟

17:29.340 --> 17:31.220
‫جشن تابستانی

17:31.220 --> 17:32.640
‫جشن؟

17:33.160 --> 17:34.540
‫این منو یاد...

17:33.940 --> 17:37.240
‫جشن معروف پنیر غلتان بریتانیا

17:34.540 --> 17:36.530
‫جشن پنیر غلتان می‌ندازه.

17:37.880 --> 17:40.440
<i>‫تو ژاپن مردم چی رو غلت می‌دن؟</i>

17:40.750 --> 17:42.120
<i>‫مُوچی؟</i>

17:45.830 --> 17:47.240
‫ببخشید معطل شدی.

17:48.240 --> 17:49.810
‫بیا. این برای توئه.

17:50.710 --> 17:54.340
‫ممنون که اومدی...
‫و به یاد شب بیرون رفتنمون.

17:58.820 --> 18:01.440
‫اینجا رو از
‫خط پرفراژ باز می‌کنی.

18:01.440 --> 18:03.040
‫فهمیدم.

18:04.600 --> 18:07.880
<b>‫بنگ!</b>

18:04.600 --> 18:07.880
‫داغ داغ

18:09.620 --> 18:12.230
‫ک-کوماتسو-سان، این چیه؟

18:12.230 --> 18:13.720
‫مرغ سوخاریه.

18:15.100 --> 18:17.380
‫اوه، ببخشید، مرغ دوست نداری؟

18:17.380 --> 18:18.300
‫پس من می‌خورم—

18:18.300 --> 18:19.990
‫عاشق مرغم!

18:19.990 --> 18:24.350
‫برات گرفتم، پس نگران نباش.

18:24.790 --> 18:26.130
‫ممنون بابت پذیرایی!

18:28.580 --> 18:30.610
‫آبدار

18:31.190 --> 18:32.110
‫نظرت چیه؟

18:33.580 --> 18:35.610
‫نیازی به پرسیدن نیست، نه؟

18:35.610 --> 18:36.710
‫چون!

18:36.710 --> 18:40.180
‫کاراگه و مرغ سوخاری هر دو
‫تکه‌های مرغ سرخ‌شده در روغن هستن،

18:40.180 --> 18:41.670
‫ولی یه فرقی دارن.

18:41.670 --> 18:44.430
‫کاراگه مرغیه که
‫قبل از سرخ شدن مزه‌دار شده،

18:44.430 --> 18:48.130
‫در حالی که مرغ سوخاری
‫چاشنی رو تو پوشش خودش داره.

18:49.780 --> 18:53.420
<i>‫گوشت آبدار و داغ تو یه پوشش پرمزه
‫و کلی روغن...</i>

18:53.950 --> 18:56.330
<i>‫چقدر گناه بزرگیه این وقت شب!</i>

18:57.030 --> 18:59.760
<i>‫ولی... نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم!</i>

19:00.040 --> 19:02.820
‫خیلی ممنونم، کوموتسو-سان.

19:02.820 --> 19:05.190
‫خوشحالم که دوستش داری.

19:05.190 --> 19:07.940
‫اوه، ولی نذار
‫رو لباست بریزه.

19:07.940 --> 19:08.890
‫باشه!

19:11.030 --> 19:12.400
‫می‌خواستم بپرسم...

19:12.800 --> 19:15.610
‫چرا همیشه لباس خدمتکارت رو می‌پوشی؟

19:17.750 --> 19:19.180
‫اوه، ب-ببخشید.

19:19.180 --> 19:21.160
‫اگه نمی‌خوای لازم نیست
‫بگی.

19:21.160 --> 19:24.160
قلوپ قلوپ قلوپ قلوپ

19:24.160 --> 19:26.920
‫آره، تقصیر منه. راحت باش.

19:29.190 --> 19:32.930
‫خیلی خوشمزه بود! بازم ممنون!

19:33.670 --> 19:37.780
‫من... واقعاً هیچ‌وقت ‫زیاد وقتم رو
بیرون از عمارت ‫تو انگلیس نگذروندم.

19:38.660 --> 19:41.740
‫این لباس رو
‫خیلی وقته که می‌پوشم...

19:42.190 --> 19:44.360
‫پس، ام، فکر کنم...

19:45.160 --> 19:47.940
‫می‌شه گفت یه جورایی بهم
‫آرامش می‌ده.

19:49.940 --> 19:53.890
‫وقتی مجبور شدم تنها بیام
‫ژاپن، خیلی نگران بودم...

19:54.200 --> 19:57.700
‫ولی فکر کردم اگه بتونم اینو بپوشم،
‫حالم خوب می‌شه.

19:59.440 --> 20:04.950
‫فکر کردم باعث می‌شه احساس کنم
‫خودمم، هر جا که باشم.

20:07.460 --> 20:10.630
‫چه طرز فکر جالبی داری.

20:10.630 --> 20:12.210
‫یه جورایی بهت حسودیم می‌شه.

20:12.210 --> 20:13.810
‫حسودیت؟

20:14.520 --> 20:15.460
‫و-ولی...

20:15.710 --> 20:18.230
‫شاید یه کم دارم اغراق می‌کنم!

20:18.230 --> 20:20.190
‫فقط می‌خواستم بگم...

20:20.190 --> 20:23.420
‫کمکم می‌کنه، ام، احساس
‫قدرت کنم.

20:25.340 --> 20:27.230
‫خیلی بهت میاد.

20:27.700 --> 20:29.850
‫ممنون که تعریف کردی.

20:30.480 --> 20:33.650
‫قبلاً نگران بودم، ولی الان
‫از وقتم اینجا لذت می‌برم.

20:33.650 --> 20:36.340
‫مادربزرگم اینجاست و
‫دوستم هم اومده دیدنم.

20:35.000 --> 20:47.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:35.000 --> 20:47.000
Yuki\h:مترجم

20:35.000 --> 20:47.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:36.340 --> 20:38.050
‫و تو هم اینجایی، کوموتسو-سان.

20:38.600 --> 20:39.490
‫خوشحالم.

20:39.720 --> 20:43.750
‫اوه، دوست داری یه لباس
‫خدمتکاری با من بپوشی، کوموتسو-سان؟

20:43.750 --> 20:45.220
‫برای جشنواره‌ی غلتیدن!

20:45.620 --> 20:46.980
‫غلتیدن...؟

20:46.980 --> 20:49.240
‫ببخشید، در مورد چی حرف می‌زنی؟

20:52.210 --> 20:56.210
‫خدمتکار خانم یاغی شده

20:57.590 --> 21:00.220
‫می‌خوام برم خونه بخوابم...

21:01.840 --> 21:05.280
‫وقتی جوجه‌های پرستو از تخم بیرون میان،
‫والدینشون پوست تخم رو می‌ندازن.

21:05.280 --> 21:06.520
‫پس شاید...

21:06.520 --> 21:10.350
‫سوزومه-سان یاغی شده...

21:11.240 --> 21:12.370
‫کوموتسو-سان!

21:14.620 --> 21:16.110
‫به این نگاه کن!

21:18.620 --> 21:19.550
‫اون چیه؟

21:19.550 --> 21:20.740
‫پوست تخم مرغه!

21:20.740 --> 21:22.170
‫پیداش کردم!

21:22.990 --> 21:26.590
‫تازه فهمیدم که وقتی
‫جوجه‌های پرستو از تخم بیرون میان،

21:26.590 --> 21:28.370
‫والدینشون پوست تخم رو بیرون می‌ندازن.

21:29.060 --> 21:31.250
‫خیلی چیزا ازش یاد می‌گیرم!

21:35.310 --> 21:38.760
‫آسودگی

21:36.120 --> 21:38.760
‫تو داشتی در مورد پرستوها حرف می‌زدی.

21:39.020 --> 21:39.940
‫آره!

21:43.790 --> 21:47.700
‫اگه پوست تخم مرغ دیگه‌ای پیدا کنم،
‫حتماً بهت می‌دم!

21:48.640 --> 21:50.040
‫حتماً...

21:51.160 --> 21:52.720
‫مراقب پرستوها هستن.

21:55.550 --> 21:59.060
<i>‫کنجکاوم ببینم تنقلاتی دارم که
‫بتونم براشون بیارم یا نه.</i>

23:29.990 --> 23:34.980
‫روز بعد از بارون، گودال‌ها برق
‫می‌زنن و همه چیز زنده به نظر میاد!

23:34.980 --> 23:39.960
‫وقتی گشنته، برنج هم همونقدر وسوسه‌انگیزه!

23:39.960 --> 23:42.960

