WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:14.210 --> 00:15.760
<i>‫من سوزومه هستم.</i>

00:16.200 --> 00:19.010
<i>‫من خدمتکاری هستم که در یک
‫عمارت در انگلستان کار می‌کنم.</i>

00:19.740 --> 00:21.020
<i>‫اما...</i>

00:21.440 --> 00:24.270
<i>‫به دلایل مختلف،
‫اون عمارت فرو ریخت.</i>

00:28.330 --> 00:30.150
<b>‫وای!</b>

00:35.800 --> 00:37.790
<i>‫تا زمانی که تعمیر شه،</i>

00:37.790 --> 00:41.490
<i>‫سال آینده اینجا تو
‫ژاپن اقامت خواهم داشت!</i>

00:43.250 --> 00:44.400
‫تموم شد!

00:51.050 --> 00:53.330
<i>‫امروز چی بخورم؟</i>

02:41.790 --> 02:44.240
‫«یکی از دیدنی‌های ژاپن در ماه ژوئن...»

02:44.240 --> 02:46.790
‫«گل‌های ادریسی که تو
‫بارون می‌درخشن، دیدنی هستن.»

02:51.850 --> 02:53.540
‫پوزخند

03:09.040 --> 03:10.730
‫سکوت...

03:11.130 --> 03:12.350
‫ها؟

03:20.670 --> 03:22.610
‫ناراحت

03:20.670 --> 03:22.610
‫شده

03:23.190 --> 03:25.660
<i>‫من هنوز دارم به سمت پارک می‌روم...</i>

03:25.660 --> 03:29.690
<i>‫ولی اگه بارون نیاد،
‫بهتر نیس بعداً بیام؟</i>

03:30.640 --> 03:34.110
<i>‫پیاده به پارک برم یا برگردم خونه؟</i>

03:34.110 --> 03:36.630
<i>‫برای تصمیم‌گیری به یه
تقویت‌کننده نیاز ‫دارم...</i>

03:35.630 --> 03:36.630
‫ادریسی

03:36.630 --> 03:39.380
‫بستنی
‫یخی ادریسی

03:37.530 --> 03:38.860
<i>‫یه تقویت‌کننده...</i>

03:39.420 --> 03:41.730
<i>‫بستنی یخی ادریسی!</i>

03:41.400 --> 03:42.380
<b>‫بوم</b>

03:46.840 --> 03:48.260
‫امتحانش کنم!

03:52.610 --> 03:55.800
<i>‫عطر ملایم، شیرین و
‫ترش‌ش، خیلی لوکسه.</i>

03:55.800 --> 03:57.760
<i>‫با ترشی شبیه بلوبری...</i>

03:58.520 --> 04:03.510
‫این        بلوبریه؟!

03:59.210 --> 04:03.330
<i>‫صبر کن، این واقعاً طعم بلوبری داره
‫و نه ادریسی؟</i>

04:04.050 --> 04:04.680
‫چان!

04:04.680 --> 04:09.170
‫گل‌ها و برگ‌های ادریسی
‫سمی هستند، پس خوراکی نیستند!

04:09.900 --> 04:12.560
‫به همین دلیل طعم‌های «ادریسی»

04:12.560 --> 04:15.290
‫اغلب با استفاده از ‫بلوبری یا
سیب‌زمینی شیرین درست می‌شن.

04:15.660 --> 04:17.630
<i>‫تا وقتی خوشمزه باشه،
‫برای من اشکالی نداره!</i>

04:17.630 --> 04:18.790
‫چان...

04:19.480 --> 04:24.170
‫راستی، بستنی در دمای ۱۸- درجه
‫سانتی‌گراد یا کمتر فروخته می‌شه،

04:24.790 --> 04:28.560
‫در حالی که بستنی یخی در دمای حدود ۵-
‫تا ۷- درجه سانتی‌گراد فروخته می‌شه!

04:28.560 --> 04:32.330
‫به محکمی بستنی نیست و به خاطر
‫بافت سبک و خامه‌ای‌اش معروفه.

04:36.490 --> 04:39.990
<i>‫قیف ترد و برشته و
‫بستنی یخی سرد...</i>

04:40.360 --> 04:42.440
<i>‫خیلی خوب با هم جور می‌شن. لذت‌بخشه!</i>

04:44.320 --> 04:46.210
<i>‫به این تجمل نگاه کن
‫که توسط کاغذ پنهان شده!</i>

04:48.670 --> 04:51.930
<i>‫کنجکاوم رنگ بدونم
‫واقعی ادریسی‌ها چیه.</i>

05:08.430 --> 05:11.200
‫رنگ اون خیلی عمیق‌تر از
‫بستنی یخی قبلیه.

05:11.600 --> 05:13.350
‫تقریباً شبیه رنگ شراب!

05:27.640 --> 05:29.290
<i>‫خوشحالم که اومدم.</i>

05:32.550 --> 05:34.750
‫روز بعد

05:34.750 --> 05:37.250
‫راهنما - چان
‫تمام ژاپن

05:37.610 --> 05:41.390
‫اگر جسدی زیر ادریسی دفن
‫شده باشه، آبی شکوفا می‌شه؟!

05:41.390 --> 05:43.690
‫پس اگر ادریسی آبی دیدی...

05:43.690 --> 05:47.340
‫درسته که رنگ گل‌ها
‫تحت تأثیر ترکیب خاکه،

05:47.340 --> 05:50.390
‫اما با اصلاح نژاد امروزه،
‫نمیشه تعمیم داد...

05:50.610 --> 05:52.780
‫می‌خوام اونا رو ببینم، ولی حالا می‌ترسم!

05:53.240 --> 05:55.180
‫چان، چان! چیزی که گفتم رو شنیدی؟

06:12.560 --> 06:14.490
<i>‫این آخرین مورد بود.</i>

06:17.750 --> 06:20.250
<i>‫ساقه‌ها رو جدا کنید و آلوها رو بشورید.</i>

06:20.570 --> 06:22.290
<i>‫اونا رو با یه پارچه تمیز پاک کنید.</i>

06:23.230 --> 06:25.500
<i>‫توی یه ظرف نگهداری که حرارت دیده،</i>

06:25.500 --> 06:29.880
<i>‫آلوها و شکر سنگی را به‌تناوب اضافه کنید.</i>

06:32.170 --> 06:33.550
<i>‫مثل لایه‌های زمین.</i>

06:34.520 --> 06:38.190
<i>‫بعد در آخر، مشروب شفاف رو
‫بریزید رویش و...</i>

06:40.770 --> 06:43.120
<i>‫شراب آلو آماده‌س!</i>

06:42.670 --> 06:44.520
‫تا                                    دا

06:44.520 --> 06:46.530
‫بی‌صبرانه منتظرم امتحانش کنم.

06:46.530 --> 06:48.680
‫مادربزرگ به‌زودی برمی‌گرده.

06:49.440 --> 06:51.030
‫رسیدم خونه.

06:51.500 --> 06:52.930
‫خوش برگشتی—

06:52.930 --> 06:54.160
‫اوه، سلام سوزومه.

06:54.160 --> 06:55.780
‫ریکوتا-چان!

06:56.000 --> 06:58.760
‫ممنون که مواظب اوضاع بودی
‫و همه‌چیز را آماده کردی.

06:58.760 --> 07:01.090
‫همین الان ریکوتا را دیدم.

07:01.090 --> 07:03.310
‫برای احوالپرسی اومده بود.

07:03.310 --> 07:04.420
‫یوهو!

07:04.720 --> 07:07.160
<i>‫عالیه! سوزومه هم اینجاست!</i>

07:07.160 --> 07:08.550
‫ریکوتا-چان؟

07:08.880 --> 07:10.550
‫تو هم داری سر می‌زنی، سوزومه؟

07:10.550 --> 07:13.350
‫آره! اومدم به درست کردن
شراب ‫آلو کمک کنم.

07:13.350 --> 07:14.350
‫صحبتش شد!

07:14.350 --> 07:16.600
‫تازه آماده‌ش کردم.

07:16.600 --> 07:18.370
‫می‌خواهی امتحان کنی، ریکوتا-چان؟

07:18.370 --> 07:20.430
‫هنوز تا شش ماه دیگه آماده نمی‌شه.

07:23.490 --> 07:26.190
‫خدمتکار ارشد، این فقط
‫یک یادگاری کوچیک از طرف منه...

07:26.190 --> 07:28.550
‫من الان خدمتکار ارشد
‫سابق هستم.

07:28.550 --> 07:32.110
‫تو همیشه برای من خدمتکار ارشد خواهی بود.

07:33.250 --> 07:34.560
‫اوه، ممنونم.

07:34.560 --> 07:38.050
‫می‌دونی، می‌تونستی پیش ما بمونی
‫به جای اینکه جایی رو ماهانه اجاره کنی.

07:38.050 --> 07:40.400
‫خواهش می‌کنم، این درخواست زیادیه.

07:40.400 --> 07:43.130
‫خب، هر وقت خواستی بیا.

07:43.130 --> 07:46.040
‫ممنونم. دوست دارم دوباره سر بزنم.

07:46.730 --> 07:47.690
‫سوزومه.

07:48.920 --> 07:50.030
‫سوزومه!

07:50.940 --> 07:54.840
‫ما شراب آلوی پارسال را داریم،
‫پس لطفاً به مهمونمون بده.

07:54.840 --> 07:56.210
‫واقعاً؟!

07:56.210 --> 07:58.950
‫خدمتکار ارشد، تازه ظهره.

07:58.950 --> 08:01.850
‫شراب آلو برای سلامتی خوبه،
پس اشکالی ‫نداره.

08:01.850 --> 08:04.630
‫شراب آلو در طب سنتی گیاهی
‫ارزش دارویی داره،

08:04.630 --> 08:05.990
‫و گفته می‌شه قبل از غذا خوبه!

08:05.990 --> 08:08.480
‫با این حال، هنوز الکله،
‫پس زیاده‌روی نکنید!

08:08.480 --> 08:09.360
‫چون!

08:09.600 --> 08:13.200
‫می‌تونی بیاریش؟ ظرف تو
‫پشت کابینت آشپزخانه‌س.

08:11.610 --> 08:14.990
‫هورا!

08:19.020 --> 08:20.620
‫بوی فوق‌العاده‌ای می‌ده.

08:22.090 --> 08:24.430
‫تمام قند سنگی‌ها ناپدید شدن.

08:24.430 --> 08:26.000
‫و آلوها همه چروک شدن.

08:28.830 --> 08:32.750
‫صبر کن ببینم. شما
‫دو نفر سن کافی برای نوشیدن دارین؟

08:32.750 --> 08:35.430
‫سن قانونی نوشیدن هجده‌س،
‫پس ما مشکلی نداریم!

08:35.430 --> 08:37.780
‫نه، اون برای بریتانیا‌س.

08:37.780 --> 08:40.750
‫ریکوتا، اونو ازش بگیر.

08:40.750 --> 08:42.270
‫چشم.

08:43.500 --> 08:45.770
‫به جای اون این رو بخور.

08:46.030 --> 08:48.310
‫شربت آلو گازدار!

08:49.510 --> 08:51.600
‫خیلی خب، حالا بالاخره...

08:51.600 --> 08:52.610
‫نوش جان!

08:52.610 --> 08:53.780
‫به سلامتی!

08:57.570 --> 08:59.960
‫طعم و عطر غنی
‫آلوها باورنکردنیه.

08:59.960 --> 09:01.160
‫خوشمزه ست.

09:01.160 --> 09:03.180
‫درسته، خوب از آب دراومد.

09:03.180 --> 09:05.660
‫شربت آلو هم خیلی
‫خوشمزه و خنکه!

09:05.660 --> 09:10.050
‫به هر حال، هیچ‌وقت فکر
‫نمی‌کردم تو هم بیای ژاپن، ریکوتا.

09:10.050 --> 09:12.220
‫به دستور ارباب بود.

09:12.220 --> 09:14.620
‫لباس‌های تابستونی‌م رو آورد.

09:15.070 --> 09:17.410
‫با هم بیسکویت هم خوردیم!

09:17.410 --> 09:18.550
‫اوه خدای من.

09:18.780 --> 09:22.110
‫ریکوتا-چان، دوباره
‫بیا برای بیسکویت.

09:22.110 --> 09:23.060
‫منتظرت می‌مونم!

09:23.310 --> 09:26.270
‫حـ حتماً... وقتی دلم بخواد.

09:26.550 --> 09:27.640
‫کی دلت می‌خواد؟

09:27.640 --> 09:29.730
‫گفتم که، وقتی دلم بخواد.

09:30.090 --> 09:31.850
‫فکر می‌کنی کی دلت بخواد؟

09:31.850 --> 09:35.090
‫وای، چقدر سماجت می‌کنی، سوزومه!

09:38.220 --> 09:39.880
‫خیلی خب، پس فردا می‌بینمت!

09:40.790 --> 09:42.830
‫تا فردا نمی‌دونم.

09:43.400 --> 09:45.560
‫عالیه، منتظرت هستم!

09:47.740 --> 09:50.240
‫شراب آلویی که تازه آماده کردی، سوزومه...

09:50.240 --> 09:53.690
‫چرا نگهش نداریم تا وقتی
‫به سن قانونی نوشیدن برسی؟

09:53.690 --> 09:55.610
‫اینقدر می‌مونه؟

09:56.140 --> 09:56.780
‫چون!

09:56.780 --> 09:58.470
‫بسته به نحوه نگهداری‌اش،

09:58.470 --> 10:01.470
‫شراب آلو خانگی رو میشه
‫حدود ده سال نگه داشت.

10:01.470 --> 10:06.310
‫شما دو نفر وقتی به سن قانونی رسیدید،
‫برگردید، باشه؟

10:06.310 --> 10:08.130
‫مـ ما دو نفر؟!

10:08.130 --> 10:08.760
‫باشه!

10:08.760 --> 10:09.550
‫ها؟!

10:09.550 --> 10:10.930
‫اهم، من...

10:10.930 --> 10:13.800
‫ریکوتا، آروم باش.

10:13.800 --> 10:15.580
‫خدمتکار ارشد!

10:15.570 --> 10:18.570
‫خیلی خوشمزه بود!

10:25.830 --> 10:28.830
‫خیلی خب! این کارم
‫برای مادربزرگ انجام شد.

10:56.240 --> 10:59.740
‫فصل بارندگی تموم شد و حالا
‫وارد تابستون ژاپن شدیم.

11:01.430 --> 11:06.060
<i>‫اوه، درسته! مادربزرگ موقع رفتن
‫از خونه این رو بهم داد.</i>

11:17.960 --> 11:20.840
‫چای جو توی فلاسک!

11:22.050 --> 11:24.210
<i>‫مثل صدای زنگ ملایمیه...</i>

11:24.210 --> 11:26.350
<i>‫مثل گنج!</i>

11:27.410 --> 11:28.600
<i>‫ولی چرا؟</i>

11:35.570 --> 11:36.730
‫بیا امتحانش کنیم!

11:41.110 --> 11:44.590
‫چای جو با جو برشته درست می‌شه!

11:44.590 --> 11:49.120
‫چون کافئین نداره،
‫هر وقت بخوای می‌تونی بنوشی!

12:07.350 --> 12:09.140
‫هی، یخ هم داره!

12:09.410 --> 12:11.980
<i>‫می‌شه فقط یخ رو یجوری بهم بدی؟</i>

12:12.300 --> 12:15.120
<i>‫آه، بیرون نمیاد.</i>

12:15.610 --> 12:16.770
‫گرفتم!

12:22.480 --> 12:24.570
<i>‫صدای برخورد یخ و آواز جیرجیرک‌ها...</i>

12:26.770 --> 12:28.390
<i>‫از این تابستونی‌تر نمی‌شه!</i>

12:39.100 --> 12:41.810
‫اون آزمون کوچک ریاضی
کاملاً دیوانه‌کننده ‫بود!

12:41.840 --> 12:42.940
‫یوجیرو!

12:44.400 --> 12:47.560
‫می‌خواستم باهات صحبت کنم...
‫درباره‌ی یه چیزی.

12:57.350 --> 12:59.710
<i>‫خیلی زود رسیدم.</i>

12:59.710 --> 13:02.030
<i>‫امیدوارم همه چیز خوب پیش بره.</i>

13:02.030 --> 13:04.530
‫چی؟ چطور اسم کسی رو می‌پرسی؟

13:05.740 --> 13:07.200
‫این چه سوالیه؟

13:07.770 --> 13:11.160
‫نمی‌دونستم از کجا شروع کنم...

13:11.160 --> 13:14.450
‫برای همین فکر کردم فقط سوال
‫مورد نظر رو بپرسم تا کوتاه باشه.

13:14.450 --> 13:15.660
‫به کمی زمینه بیشتری نیاز دارم.

13:17.420 --> 13:20.150
‫به هر حال، نمی‌تونی عادی بپرسی...؟

13:20.470 --> 13:21.330
‫چی؟

13:22.230 --> 13:24.460
‫پرتو

13:23.440 --> 13:24.460
‫چی؟!

13:25.340 --> 13:28.760
‫می‌فهمم. به اون مرحله رسیدی،
‫نه، سورا؟

13:28.760 --> 13:30.350
‫این قیافه‌ رو نگیر!

13:30.630 --> 13:33.450
<i>‫نگرانم... خیلی نگرانم.</i>

13:34.070 --> 13:34.860
‫ببخشید.

13:36.310 --> 13:38.230
‫ببخشید که منتظر موندی.

13:38.450 --> 13:40.480
<i>‫واقعاً اینجاست!</i>

13:40.780 --> 13:43.170
‫حتماً باید از
‫کمکت تشکر می‌کردم.

13:45.240 --> 13:48.660
‫احتمالاً گرمازده شدی،
‫پس اینو بخور.

13:48.960 --> 13:51.530
‫از توجهت ممنونم،
‫ولی همین کافیه برام.

13:51.530 --> 13:51.530
‫من خوبم—

13:51.530 --> 13:53.650
‫لطفاً فقط بخورش!

13:53.650 --> 13:55.250
<b>‫مبهوت</b>

13:56.620 --> 13:57.660
‫باشه.

14:00.480 --> 14:02.520
‫می‌دونم اون نوشیدنی‌ها رو برام خریدی،

14:02.520 --> 14:06.670
‫ولی اگه جبران نمی‌کردم،
‫مادربزرگم ناراحت می‌شد.

14:07.030 --> 14:10.120
‫ممنونم که وقت گذاشتی
‫و اینطوری همدیگه رو دیدیم.

14:10.120 --> 14:13.930
‫واقعاً اشکالی نداره. خوشحالم
‫که حالت خوبه.

14:14.120 --> 14:16.060
<i>‫ماموریت: اسمش رو بپرس!</i>

14:14.120 --> 14:16.060
‫اسمـش رو بپرس

14:16.430 --> 14:19.310
‫خب، چی... چی اسم...؟

14:19.310 --> 14:21.340
<i>‫یهو از وسط هوا نپرس.</i>

14:21.340 --> 14:23.890
<i>‫اول، سر صحبت رو باز کن
‫با حرف زدن درباره‌ی</i>

14:23.890 --> 14:26.190
<i>‫هوا یا تعریف کردن از لباسش!</i>

14:26.190 --> 14:29.480
‫لباست... لباس خدمتکاریه.

14:29.340 --> 14:37.580
<b>‫همینجوری یه چی پروندم</b>

14:30.530 --> 14:31.910
<i>‫وای!</i>

14:31.910 --> 14:35.510
‫آه، بله. ولی از اونی که قبلاً می‌پوشیدم
‫سبک‌تره!

14:35.510 --> 14:37.580
‫آ... آره.

14:37.580 --> 14:44.340
‫تَق تَپ تَپ تَپ تَپ تَپ تَپ

14:37.980 --> 14:41.130
<i>‫صبر کن، چطور از یه لباس
خدمتکاری تعریف ‫می‌کنی؟</i>

14:41.130 --> 14:43.050
<i>‫هنوز اونقدر تجربه ندارم!</i>

14:43.050 --> 14:44.340
<i>‫خب پس درباره‌ی هوا چی؟!</i>

14:44.560 --> 14:47.320
‫این روزا هوا گرم شده، مگه نه؟

14:48.920 --> 14:53.420
‫مطمئنم برای همین بود که
‫دفعه‌ی قبل اینقدر اذیت شدی.

14:53.420 --> 14:56.190
‫خیلی متاسفم که
‫همه‌ی این‌ها رو بهت تحمیل کردم.

14:56.190 --> 14:58.880
‫پس لطفاً از این‌ها با خانواده‌ات لذت ببر.

14:58.880 --> 15:00.690
<i>‫این که به جایی نمی‌رسه...</i>

15:04.350 --> 15:05.690
<i>‫حس خدمتکاری!</i>

15:05.950 --> 15:06.750
‫ببخشید...

15:07.820 --> 15:09.440
‫داری به کرپ فکر می‌کنی، درسته؟

15:10.440 --> 15:11.240
‫چی؟

15:12.890 --> 15:16.120
<i>‫آه، درسته. اون طرف خیابون
‫یه مغازه‌ی کرپ هست.</i>

15:16.120 --> 15:19.170
‫کاملاً درک می‌کنم. امتحان کردن
‫یه جای جدید می‌تونه استرس‌زا باشه.

15:19.490 --> 15:21.750
‫نه، ام... من...

15:22.050 --> 15:24.090
‫اگه با هم بریم، درست می‌شه.

15:24.090 --> 15:25.500
‫پس بزن بریم!

15:28.040 --> 15:29.510
<i>‫فکر کنم اشکالی نداره.</i>

15:34.910 --> 15:36.900
<i>‫الان اسمش رو بپرسم؟</i>

15:36.900 --> 15:38.140
<i>‫شاید وقتش نباشه.</i>

15:41.850 --> 15:43.320
<i>‫چقدر هیجان‌زده‌ست.</i>

15:48.090 --> 15:49.850
<i>‫الان بپرسم؟</i>

15:50.970 --> 15:53.030
‫خب پس، بریم بخوریم!

15:57.930 --> 16:01.040
<i>‫ذهنم اونقدر درگیره که
‫حتی طعم این کرپ رو هم نمی‌فهمم.</i>

16:01.330 --> 16:02.130
‫ببخشید، ولی...

16:03.840 --> 16:05.280
‫این خوشمزه‌ست!

16:09.170 --> 16:11.670
‫خامه شیرینه،
‫و توت‌فرنگی‌ها ترش!

16:11.670 --> 16:14.090
‫سس شکلات یه طعم دلپذیر
‫بهش اضافه می‌کنه!

16:14.090 --> 16:17.390
‫لایه‌های نازک کرپ هم
‫بافت لذت‌بخشی بهش می‌دن!

16:17.390 --> 16:19.100
‫از اول تا آخر شیرینه،

16:19.100 --> 16:21.520
‫ولی تجربه‌اش اونقدر لذت‌بخشه
‫که نمی‌خوام تموم بشه!

16:25.520 --> 16:26.470
‫خوبه.

16:28.430 --> 16:29.930
‫خیلی خوشمزه بود.

16:29.930 --> 16:30.860
‫چقدر سریع بود!

16:30.860 --> 16:35.680
‫راستی، می‌دونی
‫چرا بهشون کرپ می‌گن؟

16:35.680 --> 16:36.750
‫نمی‌دونم.

16:36.750 --> 16:38.660
<i>‫چقدر موضوع عوض می‌کنه...</i>

16:38.890 --> 16:39.650
‫چیون!

16:39.650 --> 16:43.310
‫«کرپ» از یه کلمه فرانسوی
‫میاد که به معنی ابریشمه.

16:43.310 --> 16:46.550
‫اسمش رو از طرحی که روی
‫سطح پخته شده‌اش هست گرفتن،

16:46.550 --> 16:48.280
‫که شبیه پارچه ست.

16:48.670 --> 16:52.300
‫فهمیدم! پس ریشه اسمش اینه که...

16:52.300 --> 16:53.800
‫صبر کن، اسم‌ها...

16:54.070 --> 16:55.150
‫ببخشید!

16:55.790 --> 16:58.840
‫ما هنوز خودمون رو
‫درست معرفی نکردیم، نه؟

16:58.840 --> 17:01.180
‫اسم من سوزومه تاچیباناست.

17:01.180 --> 17:03.850
‫امروز واقعاً می‌خواستم اسمت رو بپرسم!

17:08.150 --> 17:10.320
<i>‫داره به من می‌خنده...</i>

17:11.180 --> 17:12.630
‫من سورا اِندو هستم.

17:13.310 --> 17:18.820
<i>‫ای بابا، کاش همون اول ازش
‫می‌پرسیدم، همون‌طور که یوجیرو گفت.</i>

17:19.050 --> 17:22.700
‫راستش منم این مدت
‫می‌خواستم اسمت رو بپرسم.

17:24.890 --> 17:26.460
‫چه خوب که می‌دونم!

17:26.910 --> 17:28.230
‫اِندو-سان.

17:28.230 --> 17:29.630
‫تاچیبانا-سان.

17:35.520 --> 17:36.970
‫واقعیه؟

17:37.570 --> 17:39.160
‫اون سورا ست!

17:55.430 --> 17:59.430
<i>‫اخیراً یکی جدید تو قلمرو من خونه گرفته.</i>

18:08.540 --> 18:13.530
<i>‫این دختر با لباس‌های عجیب
‫امروز باز داره یه چیزی می‌خوره.</i>

18:21.650 --> 18:24.070
<i>‫این دفعه دیگه چیه؟</i>

18:25.970 --> 18:27.310
<i>‫برنجه.</i>

18:28.000 --> 18:30.210
<i>‫می‌دونم که خیلی خوب نیست.</i>

18:34.470 --> 18:35.680
<i>‫اون دیگه چیه؟</i>

18:36.820 --> 18:38.700
‫ایتا

18:36.820 --> 18:38.700
‫دا

18:36.820 --> 18:38.700
‫کی

18:36.820 --> 18:38.700
‫ماس

18:37.190 --> 18:38.700
‫بخوریم!

18:49.750 --> 18:51.130
<i>‫ممکنه اون...</i>

18:51.710 --> 18:54.720
<i>‫یه چیز خوشمزه باشه؟</i>

18:55.210 --> 18:57.590
‫تخم‌مرغ خام روی برنج در
‫اوایل دوره میجی محبوب شد

18:57.590 --> 19:01.050
‫وقتی که یک روزنامه‌نگار خاص شروع به
‫خوردن اون کرد و ایده اون رو پخش کرد!

19:01.050 --> 19:05.880
‫تخم‌مرغ‌ها قبلاً کالای لوکسی بودن،
‫بنابراین مردم در اون زمان اغلب اونا رو ‫نداشتن.

19:05.880 --> 19:08.410
‫راستی، به جای سس سویا،

19:08.410 --> 19:11.620
‫اونا در اون زمان با نمک یا
‫فلفل چیلی طعم‌دار می‌شدن!

19:11.620 --> 19:14.730
‫این باعث نمی‌شه بخوای امتحانش کنی؟

19:15.040 --> 19:17.640
<i>‫داره از هر لقمه لذت می‌بره.</i>

19:17.640 --> 19:19.410
<i>‫حتماً خیلی خوبه.</i>

19:20.490 --> 19:23.490
<i>‫لعنتی! دفعه دوم که
‫اون ژست رو می‌گیره...</i>

19:24.390 --> 19:27.010
<i>‫حدس زدم! همه‌اش رو خورد!</i>

19:30.870 --> 19:31.940
<i>‫یه کم به من بده!</i>

19:31.940 --> 19:35.170
<i>‫من کنسرویش رو ترجیح می‌دم،
‫ولی این هم خوبه!</i>

19:40.250 --> 19:41.610
‫صبح بخیر.

19:41.610 --> 19:44.680
<i>‫افتخار می‌دم که با تو غذای مشترک بخورم.</i>

19:44.970 --> 19:48.430
‫متاسفم. نمی‌تونم بهت برنج بدم.

19:49.500 --> 19:52.440
<i>‫حس می‌کنم داره چیزی رو از من پنهان می‌کنه.</i>

19:52.770 --> 19:55.240
<i>‫هی، دختر با لباس‌های عجیب!</i>

19:55.240 --> 19:57.440
<i>‫مطمئن شو دفعه بعد
‫چیزی برای من هم داری.</i>

19:57.980 --> 19:59.200
<i>‫فهمیدی؟</i>

19:59.820 --> 20:01.670
<i>‫هی، فهمیدی؟</i>

20:01.670 --> 20:03.310
<i>‫بهتره چیزی برای من داشته باشی!</i>

20:05.110 --> 20:06.450
‫چقدر بامزه.

20:19.000 --> 20:21.300
‫بهتره الان ببرمش داخل...

20:21.550 --> 20:23.980
‫ولی این حسش خیلی خوبه که بخوام تکون بخورم.

20:26.130 --> 20:29.460
‫ولی باید ساعت چهار برم
‫غذاخوری!

20:29.460 --> 20:31.410
<i>‫بفرمایید. تازه درست شده!</i>

20:34.130 --> 20:35.810
‫باشه، شروع کنیم.

20:35.000 --> 20:47.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:35.000 --> 20:47.000
Yuki\h:مترجم

20:35.000 --> 20:47.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:41.710 --> 20:43.050
<i>ترسیدم.</i>

20:44.110 --> 20:46.450
<i>‫خوبه که ملافه اونجا بود...</i>

20:46.810 --> 20:50.450
<i>‫البته، اولش باعث
‫شد پام گیر کنه.</i>

20:56.770 --> 20:58.430
<i>‫بوی خورشید می‌ده...</i>

21:03.570 --> 21:04.970
<i>‫چقدر خوبه...</i>

21:27.320 --> 21:29.620
‫ها؟ خوابم برد...

21:31.300 --> 21:32.870
‫تاریکی مطلق

21:32.870 --> 21:34.620
‫ا-وای نه!

21:35.110 --> 21:36.930
‫بیرون کاملاً تاریکه!

21:36.640 --> 21:38.250
‫غر غر غر

21:39.520 --> 21:41.290
‫خیلی زیاد خواب موندم!

21:42.520 --> 21:46.760
<i>‫منتظرتم...
‫منتظرتم... منتظرتم...</i>

21:49.140 --> 21:52.650
‫شام رو از دست دادم!

21:52.650 --> 21:57.010
‫میگن چرت زدن از پانزده
‫تا سی دقیقه ایده‌آله.

21:57.010 --> 21:58.990
‫مراقب باشیم زیاد نخوابیم.

21:58.990 --> 22:00.020
‫چیون!

23:30.570 --> 23:34.430
‫مادربزرگم همیشه بهم
‫می‌گفت تابستون‌های ژاپن گرمه،

23:34.430 --> 23:36.280
‫پس باید خوب غذا بخوری و قوی بمونی.

23:36.280 --> 23:40.000
‫بیاید تابستون رو با انرژی از غذاهای خوشمزه حسابی لذت ببریم!

23:40.000 --> 23:43.000

