WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:11.730 --> 00:13.230
<i>‫تابستون بالاخره اومد!</i>

00:14.170 --> 00:15.760
<i>‫من سوزومه‌ام.</i>

00:16.200 --> 00:19.010
<i>‫من خدمتکار یه عمارت بزرگ
‫توی انگلیسم.</i>

00:19.680 --> 00:21.020
<i>‫ولی خب...</i>

00:21.400 --> 00:24.270
<i>‫به خاطر یه سری اتفاقات،
‫اون عمارت خراب شد.</i>

00:28.330 --> 00:30.150
<b>‫وای!</b>

00:35.780 --> 00:37.800
<i>‫تا وقتی که تعمیر بشه،</i>

00:37.800 --> 00:41.490
<i>‫قراره سال آینده رو
‫اینجا توی ژاپن بمونم!</i>

00:43.520 --> 00:44.450
‫تموم شد!

00:51.050 --> 00:53.350
<i>‫امروز چی بخورم؟</i>

02:31.070 --> 02:32.730
‫سلام!

02:33.900 --> 02:35.910
‫اوه، سوزومه، اومدی!

02:36.990 --> 02:38.290
‫پدربزرگ!

02:39.640 --> 02:41.650
‫امیدوارم مزاحم کارتون نشده باشم.

02:41.650 --> 02:43.780
‫نه، همین الان کارم تموم شد.

02:44.160 --> 02:46.910
‫این دفعه اوضاع یکم شیرتو‌شیر شد.

02:46.910 --> 02:49.760
‫باید یه رمان و دو تا مقاله رو
‫تحویل می‌دادم.

02:51.420 --> 02:54.920
‫اما حالا می‌تونم وقتم رو
‫با نوه عزیزم بگذرونم.

02:55.150 --> 02:56.890
‫ارزشش رو داشت.

02:58.810 --> 03:01.040
‫عزیزم! سوزومه اومده!

03:01.040 --> 03:02.720
‫صداتو می‌شنوم، نیازی به داد زدن نیست.

03:07.240 --> 03:12.070
‫به هر حال، عجیبه که این موقع روز
‫بیدارین، پدربزرگ.

03:12.950 --> 03:14.940
‫خب، امروز یه روز خاصه.

03:16.060 --> 03:17.570
‫چه روز خاصی؟

03:19.070 --> 03:21.510
‫خیلی وقته منتظر این روز بوده.

03:22.010 --> 03:23.820
‫بوم

03:25.700 --> 03:27.150
‫هورا!

03:27.590 --> 03:29.510
‫من می‌دونم این چیه.

03:29.510 --> 03:32.540
‫اوه؟ قبلاً هم دیدیش؟

03:32.540 --> 03:35.170
‫این یه «تاماته‌باکو» (جعبه جادویی) نیست؟

03:37.170 --> 03:38.960
‫از همون افسانه ترسناکه...

03:39.320 --> 03:40.420
‫«اوراشیما تارو».

03:40.420 --> 03:43.680
‫خیلی وقت پیش، اوراشیما...

03:44.620 --> 03:50.240
‫وقتی درش رو باز می‌کنه، ازش دود میاد بیرون
‫و تبدیل به یه پیرمرد می‌شه!

03:52.840 --> 03:56.380
‫حالا دیگه راز پیر
‫شدن من رو فهمیدی.

03:57.050 --> 03:58.690
‫یالا، بازش کن.

04:15.580 --> 04:17.270
‫خوشمزه به نظر میاد، نه؟

04:17.270 --> 04:18.680
‫همش مال خودته.

04:18.680 --> 04:19.830
‫بخور نوش جونت.

04:21.370 --> 04:22.570
‫ممنونم!

04:36.530 --> 04:38.410
‫امروز روز گاو در اواسط تابستانه،
‫یا همون «اوشی».

04:38.410 --> 04:42.590
‫واسه همین، غذاهایی می‌خورن که با «او»
‫شروع می‌شه، مثل مارماهی یا «اوناگی».

04:42.590 --> 04:44.470
‫روز گاو در اواسط تابستان؟

04:44.470 --> 04:47.360
‫حسابی چشم به راه این روز بوده.

04:47.360 --> 04:50.370
‫مگه می‌شه فرصت خوردن مارماهی رو
‫از دست بدم؟

04:50.660 --> 04:53.550
‫گفتین «اوناگی»، درسته؟ پس این مارماهیه؟

04:53.550 --> 04:54.540
‫درسته.

04:54.540 --> 04:57.880
‫از وقتی اومدم اینجا،
‫هر سال این رو می‌خورم.

04:57.880 --> 04:59.500
‫چقدر عالی!

04:59.500 --> 05:02.960
‫چه روز خاصیه واسه بودن توی ژاپن.

05:02.960 --> 05:04.510
‫واقعاً همین‌طوره.

05:04.790 --> 05:07.830
‫مارماهی نرم با اون
‫سس شیرین و شور...

05:07.830 --> 05:11.600
‫طعم لذیذش عطر مارماهی
‫کبابی روی زغال رو هم داره.

05:12.010 --> 05:14.970
‫دونه‌های برنج هم دارن برق می‌زنن!

05:21.390 --> 05:23.090
‫خوشمزه‌ست، سوزومه؟

05:23.090 --> 05:23.940
‫بله!

05:23.940 --> 05:27.090
‫خوبه. پس بیاین ما هم مال خودمون رو بخوریم.

05:27.650 --> 05:29.410
‫بفرمایید غذا.

05:30.250 --> 05:32.310
‫هی، تو نباید از این بخوری.

05:34.790 --> 05:35.850
‫چیون!

05:35.970 --> 05:37.920
‫روزهای تغییر فصل

05:35.970 --> 05:37.920
‫ریشون
‫(آغاز بهار)

05:35.970 --> 05:37.920
‫ریکا
‫(آغاز تابستان)

05:35.970 --> 05:37.920
‫آغاز پاییز
‫(ریشو)

05:35.970 --> 05:37.920
‫آغاز زمستان
‫(ریتو)

05:36.270 --> 05:37.360
‫چیون! چیون!

05:37.920 --> 05:45.300
‫روز سگ
‫در بهار

05:37.920 --> 05:45.300
‫روز گاو
‫در تابستان

05:37.920 --> 05:45.300
‫روز اژدها
‫در پاییز

05:37.920 --> 05:45.300
‫روز گوسفند
‫در زمستان

05:38.770 --> 05:41.440
‫روز گاو در میان‌تابستان میفته
‫توی روزهای منتهی به

05:41.440 --> 05:45.300
‫تغییر فصل‌ها
‫در تقویم قدیمی ژاپن!

05:47.550 --> 05:51.550
‫روز سگ
‫در بهار

05:47.550 --> 05:51.550
‫روز گاو
‫در تابستان

05:47.550 --> 05:51.550
‫روز اژدها
‫در پاییز

05:47.550 --> 05:51.550
‫روز گوسفند
‫در زمستان

05:47.800 --> 05:51.550
‫واسه فصل تابستون،
‫میشه حدود ۱۸ روز قبل از آغاز تابستان!

05:53.310 --> 05:54.830
‫روز سگ
‫در بهار

05:53.310 --> 05:54.830
‫روز گاو
‫در تابستان

05:53.310 --> 05:54.830
‫روز اژدها
‫در پاییز

05:53.310 --> 05:54.830
‫روز گوسفند
‫در زمستان

05:53.580 --> 05:56.380
‫توی اون بازه، روزی که به نام
‫نماد گاو نام‌گذاری شده

05:54.370 --> 06:02.560
‫گاو

05:56.380 --> 05:58.880
‫بهش می‌گن روز گاو در میان‌تابستان!

05:58.880 --> 06:01.470
‫این سیستم به عنوان
‫چرخه شصت‌ساله شناخته می‌شه.

05:59.370 --> 06:02.560
‫چرخه شصت‌ساله

06:01.470 --> 06:02.170
‫چیون!

06:02.560 --> 06:06.560
‫توی روز گاو، باید غذاهایی بخوری
‫که با حرف «او» مثل «اوشی» شروع می‌شن.

06:06.560 --> 06:08.950
‫پس توی بهار،
‫با حرف «ای» مثل «اینو» یعنی سگ شروع می‌کنی.

06:08.950 --> 06:10.660
‫توی پاییز، «تا» واسه «تاتسو» یعنی اژدها.

06:10.660 --> 06:13.830
‫و توی زمستون،
‫«هی» واسه «هیتسوجی» یعنی گوسفند!

06:15.830 --> 06:17.560
‫خیلی خوشمزه بود!

06:17.560 --> 06:19.410
‫حتی یه دونه برنج هم باقی نموند!

06:19.410 --> 06:22.620
‫اگه همه جعبه‌های جادویی این‌طوری باشن،
‫من همه‌شون رو قبول می‌کنم.

06:23.260 --> 06:24.610
‫کاملاً باهات موافقم.

06:25.260 --> 06:31.150
‫خب پس، شاید وقتش رسیده باشه که
‫یه راز از اوراشیما تارو رو برات فاش کنم.

06:31.150 --> 06:32.970
‫یه راز؟

06:33.360 --> 06:36.780
‫اوراشیما تارو تنها به خونه برنگشت.

06:36.780 --> 06:39.030
‫شاهزاده اتوهیمه هم همراهش برگشت.

06:39.030 --> 06:40.480
‫یه نسخه دیگه از داستان؟!

06:40.480 --> 06:45.730
‫بعدش اونا با هم یه جعبه جادویی رو باز کردن
‫و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردن.

06:46.090 --> 06:47.990
‫پس این یعنی...

06:48.240 --> 06:50.790
‫مادربزرگ، شما همون شاهزاده اتوهیمه هستین؟!

06:50.790 --> 06:52.750
‫داری چی می‌گی؟

06:56.740 --> 06:58.140
‫بفرما.

07:05.630 --> 07:07.040
‫خیلی خب.

07:11.260 --> 07:13.720
‫خیلی خب! وقت تمیزکاریه!

07:16.890 --> 07:18.840
‫اسپری، اسپری!

07:22.780 --> 07:25.020
‫تمیز کردن حمام!

07:29.780 --> 07:33.280
‫کف‌ها بوی تازگی می‌دن!

07:39.150 --> 07:41.290
‫براق و تمیز!

07:50.110 --> 07:51.800
‫خیس

07:50.110 --> 07:51.800
‫موش آبکشیده

07:52.290 --> 07:54.950
<i>‫فکر کنم بعدش باید لباسا رو بشورم.</i>

08:09.470 --> 08:11.170
‫پیازچه‌ها رو خرد کردم!

08:11.530 --> 08:15.030
‫دستور پخت پدربزرگ داره خوب پیش می‌ره.

08:15.030 --> 08:17.130
‫یه قدم دیگه به تبدیل شدن
‫به یه خدمتکار فوق‌العاده نزدیک شدم!

08:17.130 --> 08:19.710
‫فقط با خرد کردن چندتا چیز
‫راحت می‌تونی این رو درست کنی!

08:21.170 --> 08:23.380
‫بعدی چیه...

08:23.380 --> 08:26.080
‫فکر نکنم هنوز از توی کیسه درش آورده باشم.
‫آها، اینجایی!

08:26.510 --> 08:27.620
‫زنجبیل ژاپنی!

08:27.620 --> 08:29.350
‫طیف رنگش واقعاً قشنگه.

08:29.750 --> 08:31.840
<i>‫باید پوستش رو بکنم؟</i>

08:33.840 --> 08:36.550
<i>‫پوست کندن، پوست کندن.</i>

08:33.840 --> 08:36.550
‫پوست
‫کندن

08:33.840 --> 08:36.550
‫پوست
‫کندن

08:36.790 --> 08:38.600
<i>‫چیز زیادی ازش نمی‌مونه که بشه خورد!</i>

08:39.350 --> 08:41.800
‫آها، پس پوستش هم خوردنیه؟

08:41.800 --> 08:43.470
‫آره، دقیقاً! چیون!

08:45.730 --> 08:49.050
‫ریز ریزش می‌کنم، با دقت...

08:50.840 --> 08:52.470
<i>‫چه بوی خوبی می‌ده.</i>

08:52.470 --> 08:54.360
‫بعدش هم ورقه‌ها رو می‌ذارم توی آب!

08:54.870 --> 08:56.490
‫بعدی، اوبا!

08:56.490 --> 08:58.990
‫حتی قبل از خرد کردن هم خوش‌بوئه!

08:59.390 --> 09:03.210
<i>‫صبر کن، فکر کنم یه برگ شبیه به این
‫به اسم شیسو هم بود.</i>

09:03.210 --> 09:05.000
<i>‫یعنی فرقشون چیه؟</i>

09:05.260 --> 09:08.990
‫برگ‌های شیسو سبز
‫به اسم «اوبا» فروخته می‌شن.

09:08.990 --> 09:10.600
‫دلیلش رو دقیقاً کسی نمی‌دونه،

09:10.600 --> 09:13.610
‫ولی ظاهراً چون شیسو قبلاً
‫بیشتر به شکل جوانه فروخته می‌شد،

09:13.610 --> 09:16.890
‫اسم «اوبا» یعنی «برگ بزرگ» رو
‫روش گذاشتن تا با جوانه‌ها فرق کنه.

09:16.890 --> 09:17.510
‫چیون!

09:18.170 --> 09:20.440
<i>‫وقتی این‌طوری لوله‌اش کنی،
‫راحت‌تر ریز می‌شه.</i>

09:21.330 --> 09:22.620
‫خب، خرد کردن تموم شد!

09:22.620 --> 09:24.670
‫مرحله آخر هم اینه که...

09:24.670 --> 09:26.530
‫رنده کردن زنجبیله!

09:27.890 --> 09:32.330
‫شبیه یه سیب‌زمینیِ سفت و سختی!

09:29.730 --> 09:33.690
‫بخش نزدیک به پوستش
‫پر از مواد معطره،

09:33.690 --> 09:36.900
‫واسه همین بعد از یه شستشوی کامل،
‫می‌تونی مستقیم رنده‌اش کنی.

09:40.820 --> 09:42.720
‫و ماده اصلی امروز ما هم...

09:43.330 --> 09:48.350
‫توفوی
‫اوکامه

09:43.330 --> 09:50.830
‫ابریشمی

09:43.330 --> 09:50.830
‫تهیه شده از سویاهای مرغوب

09:43.330 --> 09:50.830
‫۱۰۰٪ سویای
‫کشت داخل

09:43.750 --> 09:45.040
‫توفو!

09:45.040 --> 09:50.330
‫نمی‌دونستم ابریشمی بگیرم یا سفت،
‫واسه همین هر دو رو گرفتم.

09:47.890 --> 09:50.830
‫سفت

09:47.890 --> 09:50.830
‫۱۰۰٪ سویای
‫کشت داخل

09:56.830 --> 09:58.450
‫این یکی توفوی ابریشمیه.

09:58.450 --> 09:59.840
‫و این یکی هم توفوی سفت.

09:59.840 --> 10:01.600
‫حالا توفوی سردمون آماده‌ست!

10:01.600 --> 10:03.210
‫یه ترکیب عالی از ابریشمی و سفت!

10:03.210 --> 10:04.780
‫ممنون پدربزرگ!

10:07.160 --> 10:08.300
‫بفرمایید نوش جان!

10:09.120 --> 10:11.730
<i>‫این یکی که لبه‌های صافی داره
‫توفوی سفته.</i>

10:12.040 --> 10:12.630
‫جویدن

10:12.670 --> 10:13.250
‫خوروپ

10:13.290 --> 10:13.880
‫جویدن

10:13.920 --> 10:14.500
‫خوروپ

10:15.790 --> 10:18.640
‫توفوی سفت با چاشنی‌های ترد
‫واقعاً معرکه‌ست!

10:18.640 --> 10:20.740
‫خوردنش خیلی حس خوبی می‌ده!

10:20.740 --> 10:23.740
<i>‫و این یکی که نرم‌تره، توفوی ابریشمیه...</i>

10:23.740 --> 10:25.240
‫بریم امتحانش کنیم!

10:26.060 --> 10:26.640
‫لذیذ

10:26.680 --> 10:27.270
‫خوروپ

10:27.310 --> 10:27.890
‫به به

10:27.930 --> 10:28.520
‫خوروپ

10:29.210 --> 10:31.480
‫توفوی ابریشمی خیلی نرم با همه‌چی قاطی
‫می‌شه،

10:31.480 --> 10:33.250
‫واسه همین خیلی راحت و روان می‌ره پایین.

10:33.690 --> 10:35.870
‫عطر چاشنی‌هاش هم
‫حسابی حالم رو جا می‌اره!

10:36.730 --> 10:39.760
‫ارزش اون همه چاقو زدن رو داشت.

10:39.980 --> 10:42.650
‫تو یه همچین روز داغی،
‫این غذا بهترین چیز برای خنک شدنه!

10:42.650 --> 10:44.510
‫توفوی سرد رو تو ژاپنی می‌گن «هیا-یاکو»...

10:45.100 --> 10:46.540
<i>‫«هیا» یعنی سرد، اما «یاکو» یعنی چی؟</i>

10:47.520 --> 10:49.080
‫بعد از اینکه غذام تموم شد، سرچش می‌کنم.

10:50.460 --> 10:52.080
‫خیلی چسبید!

10:50.540 --> 11:04.030
‫خیلی چسبید!

10:52.640 --> 10:53.440
‫چیون!

10:53.440 --> 10:56.680
‫کلمه «یاکو» در واقع از اسم
‫خدمتکارهای خاندان‌های سامورایی گرفته شده.

10:56.680 --> 11:00.270
‫یه نظریه می‌گه چون این خدمتکارها
‫این غذا رو می‌خوردن این اسم رو روش گذاشتن،

11:00.270 --> 11:04.030
‫یه نظریه دیگه هم می‌گه چون شبیه
‫طرح روی لباس‌هاشون بوده!

11:04.030 --> 11:07.160
‫وقتشه که... تغییر شکل بدم!

11:07.160 --> 11:08.810
‫خدمتکار یاکو!

11:07.220 --> 11:12.870
<b>‫خدمتکار یاکو</b>

11:13.250 --> 11:14.760
‫یعنی ممکنه پدربزرگ

11:14.760 --> 11:17.930
‫این دستور پخت رو داده باشه تا من رو
‫با این لباس خدمتکاری قشنگ آشنا کنه؟

11:18.270 --> 11:19.950
<i>‫اصلاً و ابداً...</i>

11:18.270 --> 11:20.280
‫اصلاً و ابداً

11:20.550 --> 11:22.440
‫باید در این مورد با ارباب مشورت کنم!

11:22.440 --> 11:23.840
‫حتی فکرش رو هم نکن.

11:23.840 --> 11:26.430
‫ریکوتا-چان سریعاً تو ذوق
‫سوزومه زد.

11:26.430 --> 11:27.390
‫چیون!

11:27.390 --> 11:31.390
‫جشنواره

11:27.390 --> 11:31.390
‫جشنواره

11:32.030 --> 11:34.770
‫خوش اومدین! یاکیسوبا نمی‌خواین؟

11:34.770 --> 11:37.630
‫پرس‌هامون خیلی پر و پیمونه!

11:37.630 --> 11:40.450
‫بیاین یاکیسوبای ما رو امتحان کنین!

11:39.310 --> 11:40.450
‫کوماتسو-سان!

11:44.780 --> 11:46.680
‫وای! سوزومه-سان، خودتی؟!

11:46.680 --> 11:50.790
‫فکر نمی‌کردم درست جلوی چشمت ایستاده باشم
‫و من رو نشناسی!

11:50.790 --> 11:53.090
‫منم همین‌طور...

11:53.090 --> 11:57.250
‫یعنی ببخشید. آخه عادت کرده بودم
‫همیشه تو لباس خدمتکاری ببینمت.

11:57.910 --> 11:59.430
‫البته یوکاتا هم خیلی بهت میاد.

12:00.610 --> 12:02.550
‫به شما هم خیلی میاد، کوماتسو-سان.

12:03.280 --> 12:05.680
‫کی کمکتون کرد بپوشینش؟

12:05.680 --> 12:07.800
‫دخترعموم کمکم کرد بپوشمش.

12:08.230 --> 12:13.170
‫منم از مادربزرگ قرض گرفتم و ریکو—
‫یعنی دوستم کمکم کرد بپوشمش!

12:15.980 --> 12:18.190
‫تادا! من رو نگاه کن!

12:18.190 --> 12:19.710
‫خیلی بهت میاد.

12:20.480 --> 12:22.310
‫سوزومه، این‌ور رو نگاه کن!

12:22.310 --> 12:24.570
‫زود باش بذار یه عکس بگیرم!

12:29.570 --> 12:31.640
‫دوستت باهات نیومده؟

12:31.640 --> 12:34.640
‫نه، یه کار دیگه داشت.

12:35.830 --> 12:39.840
<i>‫زل زدن...</i>

12:39.840 --> 12:42.700
‫دوستت خارجیه؟

12:42.700 --> 12:45.450
‫عه؟ از کجا فهمیدی...
‫ریکوتا-چان، خودتی؟!

12:47.360 --> 12:48.850
‫بذارین شما دوتا رو به هم معرفی کنم.

12:48.850 --> 12:53.630
‫این ریکوتا-چانه، دوستم که با هم
‫توی عمارت کار می‌کنیم!

12:53.630 --> 12:55.230
‫از آشنایی‌تون خوشبختم.

12:55.230 --> 12:58.510
‫اینم کوماتسو-سانه،
‫همسایه و دوست من!

12:58.510 --> 12:59.860
‫سلام.

13:02.760 --> 13:07.670
<i>‫بهم گفته بود یه دوست پیدا کرده،
‫واسه همین می‌خواستم امروز حواسم بهش باشه...</i>

13:07.670 --> 13:09.650
<i>‫اما نقشه‌م نقش بر آب شد!</i>

13:09.650 --> 13:13.670
<i>‫دوستای دوستت همیشه باهات
‫کنار نمیان که...</i>

13:13.670 --> 13:15.600
<i>‫الان باید درباره چی حرف بزنم؟</i>

13:17.800 --> 13:20.000
<i>‫هر دوشون دارن خجالت می‌کشن؟</i>

13:20.290 --> 13:22.820
<i>‫وظیفه منه که یه کاری براش بکنم!</i>

13:22.820 --> 13:23.900
<i>‫می‌تونی روی من حساب کنی!</i>

13:28.760 --> 13:31.450
‫تو هم فکر می‌کنی معنی اون صحنه
‫همین بود؟

13:31.450 --> 13:33.010
‫آره، صددرصد.

13:33.010 --> 13:35.310
‫اگه این‌طوری باشه، پس آخرش...

13:35.310 --> 13:37.750
‫آره، دقیقاً! خیلی هیجان‌انگیز بود!

13:39.450 --> 13:41.470
‫چیون! بذارین براتون توضیح بدم چی شد.

13:41.470 --> 13:44.960
‫ریکوتا-چان به یه چیزی که
‫کوماتسو-سان همراهش بود واکنش نشون داد...

13:44.960 --> 13:46.340
‫محاله! اون فیگور...

13:44.960 --> 13:54.790
‫محاله!
‫اون فیگور...

13:46.340 --> 13:47.590
‫عه؟ تو این رو می‌شناسی؟

13:46.340 --> 13:54.790
‫عه؟ تو
‫این رو می‌شناسی؟

13:47.590 --> 13:48.760
‫معلومه که می‌شناسم!

13:48.760 --> 13:51.660
‫پس فصل جدیدش رو هم دنبال می‌کنی؟

13:50.110 --> 13:51.660
‫بفرما، فوری با هم رفیق جینگ شدن!

13:51.890 --> 13:54.790
<i>‫درست نمی‌دونم دارن درباره چی حرف می‌زنن،
‫ولی خیالم راحت شد!</i>

13:54.790 --> 13:57.270
‫دفعه بعد بیایین خونه من
‫با هم تماشاش کنیم.

13:57.270 --> 13:58.520
‫تو هم بیا، سوزومه-سان.

13:58.520 --> 14:00.040
‫آخ‌جون!

14:04.360 --> 14:07.030
‫چقدر زیادن!
‫همه‌جا غرفه زدن!

14:07.030 --> 14:08.160
‫چه بوی خوبی میاد!

14:08.160 --> 14:12.320
‫هنوز تا رقص بون وقت داریم،
‫پس اول یه چیزی بخوریم.

14:12.320 --> 14:14.930
‫انتخاب کردن واقعاً سخت شد.

14:14.930 --> 14:17.500
‫یاکیسوبا! من یاکیسوبا می‌خوام!

14:17.500 --> 14:19.470
‫شاید منم همین رو بگیرم.

14:19.470 --> 14:22.670
‫ولی اوکونومیاکی هم می‌خوام! وای نه!

14:22.670 --> 14:24.440
‫همین‌جا صبر کنین!

14:24.440 --> 14:28.320
‫ما سه نفریم، مگه نه؟
‫پس بیایین به هم کمک کنیم.

14:29.740 --> 14:31.570
‫یعنی می‌گی...

14:37.580 --> 14:40.330
‫و-و-واقعاً اشکالی نداشت این‌همه خریدیم؟!

14:40.330 --> 14:42.380
‫امروز روز فستیواله، پس بیایین خوش
‫بگذرونیم.

14:42.380 --> 14:45.070
‫امتحان کردن چیزهای مختلف
‫خیلی کیف میده، مگه نه؟

14:45.070 --> 14:48.590
‫این‌طوری می‌تونم کلی غذای مختلف رو
‫یک‌جا امتحان کنم...

14:48.590 --> 14:50.220
‫بفرمایید، نوش جان!

14:52.780 --> 14:54.300
‫طعم غلیظش واقعاً عالیه!

14:54.300 --> 14:55.560
‫بذار منم اون یکی رو امتحان کنم!

14:55.780 --> 14:59.100
‫سوزومه:
‫«منم همین‌طور!»

14:56.770 --> 14:58.640
‫خوب مزه‌مزه‌ش کن!

14:59.360 --> 15:01.280
‫میگن ریشه فستیوال‌های ژاپنی

15:01.280 --> 15:04.910
‫به افسانه پنهان شدن آماتراسو
‫توی غار برمی‌گرده.

15:04.910 --> 15:08.400
‫مردم برای بیرون کشیدن الهه‌شون
‫که خودش رو حبس کرده بود،

15:08.400 --> 15:10.860
‫شروع کردن به آواز خوندن و رقصیدن.

15:10.860 --> 15:13.530
‫واقعاً هیچ‌چیزی جای طعم
‫این سس رو نمی‌گیره.

15:13.530 --> 15:14.650
‫فوق‌العاده‌ست.

15:14.650 --> 15:17.240
‫آدم دلش می‌خواد یه نوشیدنی هم کنارش بخوره.

15:18.670 --> 15:20.250
‫خیلی چسبید.

15:20.250 --> 15:22.670
‫بچه‌ها، دیگه کم‌کم وقتشه.

15:22.670 --> 15:24.800
‫بیایین بریم سمت محل رقص بون.

15:24.800 --> 15:27.360
‫بله! بابت غذا خیلی ممنون!

15:27.360 --> 15:29.510
‫تو راه دنبال دسر هم بگردیم.

15:29.510 --> 15:30.450
‫حتماً!

15:30.450 --> 15:32.180
‫فکر خیلی خوبیه.

15:35.520 --> 15:37.730
<i>‫کفشی که پوشیدم با
‫همیشه فرق داره...</i>

15:38.460 --> 15:40.680
<i>‫لباسم هم همین‌طور.</i>

15:44.440 --> 15:46.450
<i>‫حس می‌کنم یه آدم دیگه شدم.</i>

15:58.830 --> 16:01.200
‫کوماتسو-سان؟ ریکوتا-چان؟

16:03.020 --> 16:03.980
‫وای نه...

16:15.400 --> 16:17.970
‫ر-ریکوتا-چان!

16:18.600 --> 16:20.050
‫کوماتسو-سان!

16:27.640 --> 16:28.870
‫تاچیبانا-سان؟

16:31.210 --> 16:32.740
‫پس خودتی.

16:32.740 --> 16:35.190
‫امم، چیزی شده؟

16:38.120 --> 16:43.500
‫احتمالاً از بیرون شلوغی راحت‌تر
‫می‌تونی دوست‌هات رو پیدا کنی.

16:43.500 --> 16:45.770
‫مطمئنم اون‌ها هم دارن دنبالت می‌گردن.

16:44.620 --> 16:47.500
<i></i>‫الان
‫اونجایی؟

16:44.620 --> 16:47.500
<i></i>‫یه دوست رو دیدم، بدون من برید

16:45.640 --> 16:47.500
<i></i>‫چشم، قربان!

16:48.090 --> 16:49.500
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

16:49.870 --> 16:53.400
‫به دوستم خبر دادم چی شده،
‫برای همین می‌تونم پیشت بمونم.

16:53.400 --> 16:56.490
‫دوست‌هات یوکاتای سبز
‫و راه‌راه پوشیدن، درسته؟

16:56.490 --> 16:57.430
‫بله.

16:57.430 --> 17:00.510
<i>‫داشتن گوشی تو این‌جور موقع‌ها
‫واقعاً به کار میاد، نه؟</i>

17:00.920 --> 17:02.010
‫من...

17:02.890 --> 17:06.390
‫خیلی خوشحال بودم که یوکاتا پوشیدم...

17:07.000 --> 17:10.170
‫ولی باز هم فکر می‌کنم کاش همون
‫لباس خدمتکاریِ همیشگی‌ام رو می‌پوشیدم.

17:11.330 --> 17:16.570
‫اون‌طوری بیشتر حواسم بود
‫که نزدیکتون بمونم،

17:16.570 --> 17:19.200
‫اون‌ها هم می‌تونستن
‫سریع پیدام کنن.

17:19.200 --> 17:20.280
‫خب پس...

17:21.130 --> 17:22.410
‫هی، یه لحظه صبر کن!

17:23.560 --> 17:24.540
‫منظورم اینه که...

17:25.790 --> 17:27.260
‫من که تونستم پیدات کنم.

17:28.200 --> 17:32.010
‫حتی بدون لباس خدمتکاری هم
‫شناختمت که تویی، تاچیبانا-سان.

17:32.800 --> 17:36.300
‫پس، خب... راستش...

17:36.300 --> 17:40.050
<i>‫وایسا، الان حرف خیلی
‫خجالت‌آوری زدم؟</i>

17:40.050 --> 17:42.030
‫آهان، ر-راستی! از این‌ها خریدم!

17:42.030 --> 17:43.310
‫می‌خوای امتحان کنی؟

17:43.310 --> 17:44.950
‫کاستلای کوچولوئه.

17:44.950 --> 17:45.710
‫چیون!

17:45.710 --> 17:49.850
‫می‌گن اصلش برمی‌گرده به
‫استان هیوگو، حدود سال ۱۰ تای‌شو.

17:50.310 --> 17:54.260
‫دوست دارم همون اول بخرمشون و کم‌کم بخورم...

17:54.260 --> 17:57.200
‫البته نمی‌دونم خوشت میاد یا نه.

17:57.200 --> 17:59.570
‫خیلی ممنونم.

17:59.570 --> 18:01.560
<i>‫دارم چه غلطی می‌کنم؟</i>

18:04.870 --> 18:05.890
‫خوشمزه‌ست.

18:13.630 --> 18:14.720
‫تاچیبانا...

18:15.960 --> 18:17.740
‫ت-ترسیدم.

18:17.740 --> 18:19.770
‫دیگه وقت رقص بونه.

18:20.950 --> 18:24.060
‫کوماتسو-سان می‌گفت
‫بریم رقص بون رو تماشا کنیم.

18:24.460 --> 18:25.600
‫پس شاید...

18:31.690 --> 18:33.110
‫ریکوتا-چان!

18:33.970 --> 18:35.490
‫الان صدای سوزومه رو شنیدم.

18:36.350 --> 18:38.010
‫ببین، اونجاست.

18:37.230 --> 18:38.010
‫چی؟!

18:38.360 --> 18:40.630
‫ریکوتا-چان! کوماتسو-سان!

18:40.630 --> 18:41.990
‫سوزومه!

18:43.960 --> 18:45.670
‫نصف‌جونم کردی دختر!

18:45.670 --> 18:46.730
‫کجا بودی آخه؟!

18:46.730 --> 18:48.230
‫م-معذرت می‌خوام.

18:48.570 --> 18:51.000
<i>‫وقتی فهمیدیم همدیگه رو گم کردیم...</i>

18:51.250 --> 18:53.470
‫کوماتسو-سان، سوزومه نیست!

18:53.470 --> 18:54.530
‫جدی؟

18:55.000 --> 19:00.280
‫اون می‌دونه داریم می‌ریم سمت رقص بون،
‫پس همون‌جا منتظر می‌مونیم...

18:55.470 --> 18:57.790
‫سوزومه! سوزومه!

18:58.730 --> 19:01.680
‫خوراکی خریدم! سوزومه!

19:01.680 --> 19:03.010
‫داری صدام رو می‌شنوی؟

19:03.010 --> 19:05.510
‫کجایی، سوزومه؟

19:05.510 --> 19:07.260
‫سوزومه!

19:07.260 --> 19:07.880
‫بیا.

19:09.840 --> 19:10.910
‫چه شیرینه...

19:14.110 --> 19:16.600
<i>‫رسماً داشت دیوونه می‌شد.</i>

19:16.600 --> 19:18.560
<i>‫ولی این رو پیش خودم نگه می‌دارم.</i>

19:18.560 --> 19:20.300
‫شما دوستِ سوزومه هستید؟

19:20.300 --> 19:22.540
‫آ-آره. همین چند لحظه پیش دیدمش...

19:22.540 --> 19:26.030
‫آها، ممنون!
‫داشتی کمکش می‌کردی پیدامون کنه، نه؟

19:26.030 --> 19:28.040
‫آره، خب...

19:28.040 --> 19:30.910
‫خیلی ممنون از کمکتون.

19:30.910 --> 19:34.120
‫خواهش می‌کنم. خوشحالم که
‫دوباره همدیگه رو پیدا کردید.

19:34.120 --> 19:37.110
‫منم دیگه باید برم. فعلاً خداحافظ.

19:37.660 --> 19:38.970
‫ا-امم!

19:40.420 --> 19:44.050
‫خیلی ممنون که پیدام کردی.

19:51.630 --> 19:53.400
‫خب، ما هم دیگه راه بیفتیم، نه؟

19:53.400 --> 19:54.730
‫آره، بریم.

19:54.730 --> 19:55.660
‫بله!

20:15.030 --> 20:16.580
‫سوزومه-سان!

20:35.000 --> 20:47.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:35.000 --> 20:47.000
Yuki\h:مترجم

20:35.000 --> 20:47.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:49.830 --> 20:50.940
‫اینا تارن...

20:53.850 --> 20:56.790
<b>‫سیب سرخ شیشه‌ای</b>

20:53.850 --> 20:56.790
<b>‫سیب سرخ شیشه‌ای</b>

21:03.290 --> 21:05.320
‫از تو هم عکس می‌گیرم،
‫ریکوتا-چان!

21:05.320 --> 21:07.550
‫بلدی با گوشی کار کنی؟

21:09.430 --> 21:11.990
‫معلومه که بلدم. یالا بگو سیب!

21:14.270 --> 21:16.310
‫سوزومه، چیزی شده؟

21:27.840 --> 21:29.170
‫ریکوتا-چان.

21:29.170 --> 21:30.450
‫بله؟

21:30.450 --> 21:32.710
‫چه چایی دوست داری؟

21:32.710 --> 21:34.010
‫بذار کمکت کنم.

21:36.940 --> 21:41.590
‫اوه، راستی، بیا یکم کیک کاستلای کوچیک
‫هم برای کوماتسو-سان ببریم.

21:41.590 --> 21:42.960
‫واقعاً؟

21:42.960 --> 21:45.190
‫دوست دارم واسه دیروز ازش تشکر کنم.

21:45.190 --> 21:47.110
‫خیلی خب! بریم!

21:47.710 --> 21:50.490
‫سوزومه، مراقب باش. زمین نخوری.

21:51.470 --> 21:53.160
‫یعنی خونه‌ست؟

21:53.160 --> 21:58.000
‫گفت تا امروز مرخصی داره،
‫پس حتماً خونه‌ست.

23:30.570 --> 23:34.120
‫وقتی صدای جیرجیرک‌ها رو می‌شنوم،
‫پیاده‌روی صبحگاهی بهم انرژی میده!

23:34.360 --> 23:37.160
‫واقعاً دلم یه چیز
‫خنک و تروتازه می‌خواد.

23:37.160 --> 23:39.410
‫دیگه وقتشه یخ در بهشت بخوریم!

23:40.000 --> 23:43.000

