WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


01:39.610 --> 01:40.530
‫ها؟

01:40.860 --> 01:43.510
‫اینجا همیشه این‌قدر زرد بوده؟

01:43.760 --> 01:46.850
‫یادم میاد سبزتر بود...

01:46.850 --> 01:48.580
‫دقیق‌تر نگاه کن.

01:48.580 --> 01:50.020
‫دقیق‌تر؟

01:53.240 --> 01:55.100
‫این برنجه، می‌دونی؟

01:55.100 --> 01:56.190
‫این برنجه؟!

01:58.690 --> 01:59.630
‫واقعاً؟

01:59.300 --> 02:00.950
<b>‫آره، دقیقاً همینه</b>

01:59.630 --> 02:00.950
‫آره، دقیقاً همینه!

02:00.950 --> 02:04.750
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، کسی بهم برنج
‫تازه‌ای داد که الان دارم خیسش می‌کنم.

02:04.750 --> 02:06.250
‫بیا وقتی برگشتیم خونه بپزیمش.

02:06.250 --> 02:07.200
‫هورا!

02:17.820 --> 02:20.470
‫پس اون چیز زرد تبدیل به این می‌شه؟

02:20.810 --> 02:25.980
‫خیلی کارها براش انجام می‌شه،
‫ولی همیشه با دقت تهیه می‌شه.

02:28.860 --> 02:32.620
‫خیلی خب. حالا یه کم برنج و آب
‫می‌ریزیم توی دیگ سفالی.

02:32.620 --> 02:33.810
‫بدون پیمانه کردن؟!

02:33.810 --> 02:36.230
‫من به حس و حالم اعتماد دارم،
‫همونی که سال‌هاست دارم تقویتش می‌کنم.

02:36.500 --> 02:37.260
‫چیون!

02:37.260 --> 02:41.180
‫برای دو پیمانه برنج، با حدود ۵۰۰
‫میلی‌لیتر آب شروع کن،

02:41.180 --> 02:43.990
‫البته می‌تونی مقدارش رو
‫بسته به ذائقه‌ت تغییر بدی.

02:43.990 --> 02:46.600
‫البته، اون حس و حال چندین‌ساله‌ام
‫هم خیلی کمک می‌کنه!

02:46.600 --> 02:48.620
‫ها؟ ولی صبر کن...

02:48.930 --> 02:50.850
‫ما از پلوپز استفاده نمی‌کنیم؟

02:50.850 --> 02:52.540
‫امروز از قابلمه سفالی استفاده می‌کنیم.

02:52.540 --> 02:57.130
‫این برنج خوشمزه باید به روشی
‫متفاوت از همیشه پخته بشه.

02:57.790 --> 02:59.800
‫می‌تونی اون رو ببری روی اجاق؟

02:59.800 --> 03:01.090
‫حتماً!

03:01.470 --> 03:02.610
‫مراقب باش.

03:05.890 --> 03:09.260
‫بعد، یه پارچه خیس روش بذار...

03:12.650 --> 03:15.000
‫این کمک می‌کنه بهتر دم بکشه.

03:15.580 --> 03:17.520
‫به نظرت خیلی خنده‌دار میاد؟

03:17.520 --> 03:19.860
‫شبیه سربند پیچ‌خورده‌ست!

03:20.530 --> 03:22.510
‫بذارش روی حرارت متوسط.

03:23.900 --> 03:25.640
‫به صداش خوب گوش کن.

03:25.640 --> 03:26.660
‫صداش؟

03:43.110 --> 03:45.180
‫قل‌قل

03:43.110 --> 03:45.180
‫جیز

03:43.110 --> 03:45.180
‫قل‌قل

03:45.790 --> 03:47.130
‫صداش فرق می‌کنه!

03:47.130 --> 03:49.330
‫خب، داره می‌جوشه.

03:49.330 --> 03:51.680
‫حرارت رو کم کن و بذار پانزده
‫دقیقه با شعله ملایم بپزه.

03:52.010 --> 03:54.380
‫و حالا، صبر می‌کنیم.

03:54.380 --> 03:56.220
‫بیا بقیه آب‌آلو رو بخوریم.

03:56.220 --> 03:57.190
‫هورا!

03:58.980 --> 04:00.550
‫قل‌قل

03:58.980 --> 04:00.960
‫جیز

03:58.980 --> 04:01.990
‫قل‌قل

03:59.670 --> 04:01.990
‫جیز

04:01.990 --> 04:06.280
‫بعد از پانزده دقیقه، حرارت رو قطع کن
‫و بذار ده دقیقه دیگه بمونه.

04:06.280 --> 04:07.340
‫باشه!

04:07.990 --> 04:09.720
‫راستی سوزومه،

04:09.720 --> 04:12.620
‫اون شعری که نکات پخت برنج رو
‫داره بلدی؟

04:12.620 --> 04:15.660
‫آره! فکر کنم یه
‫جایی توی کتاب خوندمش.

04:15.660 --> 04:19.630
‫شبیه ورد جادوییه، نه؟ اممم...

04:19.630 --> 04:26.060
‫الوهیم، اسایم... الوهیم، اسایم...
‫الوهیم، اسایم... الوهیم، اسایم...

04:24.450 --> 04:27.770
‫صبر کن، داری چی رو احضار می‌کنی؟

04:27.770 --> 04:28.360
‫ها؟

04:28.360 --> 04:29.640
‫برگرد عقب، چیون!

04:30.880 --> 04:33.280
‫این‌طوریه: «اول
‫ملایم، بعد سریع...»

04:33.280 --> 04:35.950
‫«درش رو برندار، حتی
‫اگه بچه گریه کرد.»

04:35.950 --> 04:38.520
‫اوه، پس واقعاً شبیه ورد جادوییه.

04:38.740 --> 04:41.330
‫خب، این روش پخت برنج توی
‫قابلمه آهنیه،

04:41.330 --> 04:43.350
‫پس این بار خیلی کاربرد نداره.

04:43.350 --> 04:44.780
‫مادربزرگ...

04:44.840 --> 05:08.680
‫اول ملایم، بعد سریع وقتی جیز کرد و سر رفت، شعله رو کم کن یه مشت کاه بسوزون درش رو برندار، حتی اگه بچه گریه کرد

04:45.090 --> 04:45.790
‫چیون!

04:45.790 --> 04:49.580
‫می‌گن این شعر
‫مال دوره ادوئه.

04:49.580 --> 04:51.940
‫«اول ملایم» یعنی
‫باید با شعله کم شروع کنی.

04:51.940 --> 04:56.120
‫و «بعد سریع» یعنی بعد از مدتی
‫باید شعله رو زیاد کنی.

04:56.120 --> 04:58.560
‫وقتی حسابی قل‌قل کرد،
‫دوباره شعله رو کم می‌کنی.

04:58.560 --> 05:02.290
‫بعد یه مشت کاه می‌سوزونی
‫تا دوباره شعله زیاد بشه.

05:02.290 --> 05:04.430
‫در آخر هم بذار یه مدت بمونه.

05:04.430 --> 05:07.750
‫و حتماً حواست باشه که درش رو
‫به هیچ وجه برنداری!

05:07.750 --> 05:08.680
‫چیون!

05:09.420 --> 05:11.180
‫خیلی خب، حالا درش رو باز کنیم.

05:15.060 --> 05:17.740
‫وای! کاملاً سفیده!

05:17.740 --> 05:19.060
‫قشنگه، مگه نه؟

05:19.330 --> 05:21.100
‫خیلی خب، حالا همش بزن!

05:21.100 --> 05:23.070
‫آروم هم بزن که له نشن.

05:23.900 --> 05:26.560
‫اوه؟ انگار چند تا تیکه
‫سفت هم توش هست...

05:26.560 --> 05:28.590
‫آه، متوجه شدی.

05:28.590 --> 05:29.450
‫بذار بهت نشون بدم.

05:32.080 --> 05:33.070
‫بفرما.

05:33.070 --> 05:34.830
‫چی؟ من باید تستش کنم؟!

05:35.250 --> 05:37.830
‫اولین لقمه همیشه حق آشپزه!

05:42.610 --> 05:44.090
‫بیا امتحانش کنیم!

05:50.620 --> 05:53.780
‫بین شیرینی و نرمی برنج،
‫یه تردیِ خوش‌عطر و بو هست!

05:53.780 --> 05:55.100
‫اون ته‌دیگه.

05:55.100 --> 05:57.420
‫همون قسمت سفتی که حس کردی.

05:57.420 --> 06:00.850
‫این بهترین پاداش برای
‫پختن برنج توی دیگ سفالیه.

06:00.850 --> 06:05.420
‫دونه‌دونه‌اش کاملاً مشخصه،
‫طعم و عطرش هم عالیه!

06:05.420 --> 06:07.740
‫خیلی خوب از آب دراومد.

06:09.110 --> 06:10.920
‫برگشتم.

06:12.270 --> 06:14.490
‫هی، بوی برنج تازه میاد.

06:14.800 --> 06:15.920
‫ولی یه سوالی دارم...

06:15.920 --> 06:17.500
‫غذای اصلی چیه؟

06:19.110 --> 06:20.800
‫کلاً یادم رفت.

06:20.800 --> 06:22.080
‫ولی چرا؟

06:22.080 --> 06:24.430
‫این برنج سفید به تنهایی
‫خیلی خوشمزه‌ست!

06:41.120 --> 06:42.730
‫یعنی تابستون...

06:42.730 --> 06:44.550
‫واقعاً تموم شده؟

06:47.150 --> 06:49.030
‫خیلی خب! بیاید شروع کنیم!

06:49.520 --> 06:53.450
‫اول از همه، ممنون که
‫همه‌تون اومدید.

06:54.170 --> 06:56.830
‫دقیقاً قراره چی شروع بشه؟

06:57.250 --> 07:02.830
‫بچه‌ها! متوجه شدید که پیاده‌روی‌ها
‫اخیراً چقدر لذت‌بخش‌تر شده؟

07:03.090 --> 07:04.850
<i>‫باید ببینیم چی پیش میاد.</i>

07:05.320 --> 07:07.550
‫هـ-هوا خنک‌تر شده، مگه نه؟

07:07.550 --> 07:10.970
‫دیگه گرم نیست، پس می‌تونم بدون
‫توجه به ساعت برم بیرون.

07:11.500 --> 07:12.470
‫دقیقاً!

07:12.470 --> 07:14.670
‫صدای حشرات پاییزی رو هم
‫شب‌ها می‌شنوید، نه؟

07:14.670 --> 07:19.130
‫دیدن تغییر تدریجی محصولات
‫توی مغازه‌ها هم جالبه.

07:22.070 --> 07:24.650
‫ها؟ نمی‌دونم اون قیافه یعنی چی...

07:24.650 --> 07:26.850
‫داری سعی می‌کنی چی بگی؟

07:28.120 --> 07:32.030
‫پاییزه و حس خیلی خوبی داره...

07:32.030 --> 07:34.220
‫ولی الان بین هیجانم برای پاییز

07:34.220 --> 07:36.450
‫و ناراحتیم از تموم شدن تابستون گیر کردم.

07:37.120 --> 07:40.390
‫انگار مثل ساندویچ
‫بینشون گیر کردم!

07:40.390 --> 07:43.370
‫پاییز

07:40.390 --> 07:43.370
‫تابستون

07:42.390 --> 07:43.370
<i>‫سخت به نظر میاد.</i>

07:43.860 --> 07:45.600
‫می‌خواستم یه چیزی درست کنم
‫که حس و حال تابستون رو بده.

07:45.600 --> 07:47.490
‫تا این احساسات رو جمع‌بندی کنم...

07:47.490 --> 07:49.700
‫یه چیز خوشمزه، که مهم نیست
‫چی توش می‌ریزی!

07:49.700 --> 07:50.710
‫درسته!

07:51.560 --> 07:53.840
‫می‌خوام یه «کاریِ خداحافظی با تابستون»
‫درست کنم!

07:54.220 --> 07:56.220
‫کاریِ خداحافظی با تابستون؟

07:58.470 --> 08:02.840
‫انتظار یه چیز خاص داشتم،
‫ولی این که همون کاریِ معمولیه.

08:02.840 --> 08:04.430
‫مواد اولیه‌اش خاصه!

08:04.430 --> 08:05.680
‫من که خریدها رو انجام دادم!

08:06.470 --> 08:06.980
‫خب...

08:07.230 --> 08:09.840
‫فکر نمی‌کنی سه نفر توی این آشپزخونه
‫کمی زیاد باشن؟

08:09.840 --> 08:11.210
‫راست می‌گی...

08:11.210 --> 08:13.010
‫خب، من کمک می‌کنم.

08:13.470 --> 08:14.560
‫چون بهت اعتماد ندارم...

08:16.470 --> 08:18.660
‫تو برو اونجا و استراحت کن!

08:18.660 --> 08:19.870
‫جدی؟

08:20.870 --> 08:21.960
‫جدی...

08:21.890 --> 08:23.890
‫اینجا هیچی نیست

08:21.960 --> 08:23.870
‫اینجا هیچی نیست.

08:44.230 --> 08:45.640
‫ببخشید که منتظر موندید!

08:45.950 --> 08:47.790
‫اینم از کاریِ خداحافظی با تابستون!

08:47.790 --> 08:48.490
‫چون!

08:47.790 --> 08:57.660
‫گوجه، بامیه، ذرت، بادمجان، کدو سبز،
‫اِدامامه

08:48.490 --> 08:50.590
‫کاری در اصل از هنده،

08:50.590 --> 08:53.020
‫اما کاریِ ژاپنی در واقع همون
‫کاریِ سبک بریتانیاییه

08:53.020 --> 08:55.770
‫که از هند به بریتانیا رفته،

08:55.770 --> 08:57.660
‫و بعد در دوره میجی به ژاپن رسیده!

08:57.660 --> 08:59.440
‫اوه، فهمیدم!

08:59.440 --> 09:01.230
‫همه‌اش سبزیجات تابستونیه!

09:01.230 --> 09:04.490
‫پس داریم قبل از تموم شدن فصل،
‫همه رو می‌خوریم.

09:04.490 --> 09:05.410
‫ممنون!

09:05.410 --> 09:08.040
تاتاپ توتوپ

09:05.410 --> 09:08.040
تاتاپ توتوپ

09:05.410 --> 09:08.040
تاتاپ توتوپ

09:05.410 --> 09:08.040
تاتاپ توتوپ

09:05.410 --> 09:08.040
تاتاپ توتوپ

09:05.410 --> 09:08.040
تاتاپ توتوپ

09:05.650 --> 09:08.040
<i>‫تپش قلب، تپش قلب، تپش قلب،
‫تپش قلب، تپش قلب.</i>

09:05.650 --> 09:08.040
‫خب، بیاید بخوریم!

09:13.630 --> 09:14.830
‫خیلی خوشمزه‌ست!

09:14.830 --> 09:16.430
‫خیالم راحت شد!

09:16.430 --> 09:19.920
‫هیچی بهتر از کاری‌ای نیست
‫که برات درست کردن!

09:19.920 --> 09:21.820
‫رنگ سبزیجاتش خیلی قشنگه!

09:21.820 --> 09:23.930
‫می‌بینم که تفتشون دادی
‫و ریختی روی کاری.

09:23.930 --> 09:26.810
‫اوه، راستی! من قبلاً از خونه
‫آبجو آوردم.

09:27.140 --> 09:27.820
‫ها؟

09:29.000 --> 09:29.970
‫و کمی آب...

09:30.400 --> 09:31.320
‫اینم آب شما.

09:31.610 --> 09:32.590
‫صبر کن، وایسا!

09:32.590 --> 09:33.690
‫بیاید با هم بخوریم!

09:33.690 --> 09:35.990
‫اون‌قدر طبیعی رفتار کردی که
‫منم باهات همراه شدم!

09:35.990 --> 09:38.300
‫نمی‌دونم چرا رفتم تو نقش خدمتکار.

09:38.300 --> 09:39.900
‫منم همین‌طور.

09:39.900 --> 09:41.330
‫خیلی جدی بود!

09:43.420 --> 09:46.710
‫اینکه می‌شه طعم‌های مختلف رو
‫توی یه غذا چشید، خیلی لذت‌بخشه.

09:46.710 --> 09:49.280
‫ترشیِ گوجه‌فرنگی خیلی دلپذیره.

09:49.280 --> 09:51.700
‫تندیِ ملایم کاری باعث می‌شه
‫سبزیجات شیرین‌تر به نظر بیان.

09:51.700 --> 09:52.800
‫واقعاً عالیه.

09:56.090 --> 09:57.870
‫طعم تابستون رو حس می‌کنم!

09:57.870 --> 09:59.720
‫داری واقعاً ازش لذت می‌بری.

09:59.990 --> 10:03.330
‫خب، پاییز هم کلی چیز خوب داره.

10:03.790 --> 10:04.720
‫بیاید ازش لذت ببریم.

10:05.850 --> 10:06.980
‫آره!

10:07.830 --> 10:10.230
<i>‫خداحافظ تابستون!</i>

10:11.750 --> 10:14.610
‫اوه؟ این آبجو محصول
‫فصلیِ پاییزه؟

10:14.610 --> 10:16.130
‫آره!

10:16.130 --> 10:18.170
‫تا حالا ندیده بودمش!

10:18.170 --> 10:21.770
‫قرار بود این جشن خداحافظی با تابستون باشه،
‫ولی پاییز یواشکی وارد شد.

10:21.770 --> 10:25.990
‫خب، این‌طوری بهش فکر کن. داریم با تابستون
‫خداحافظی می‌کنیم و به پاییز سلام می‌گیم.

10:25.990 --> 10:29.000
‫خیلی خوشمزه بود!

10:40.200 --> 10:41.990
<i>‫مورد بعدی توی لیست کارهای مادربزرگ...</i>

10:41.990 --> 10:44.150
<i>‫فقط باید یه سر برم داروخونه و...</i>

10:44.150 --> 10:48.470
‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری!

10:47.420 --> 10:51.270
<i>‫صدای آواز خوندن
‫از این طرف میاد.</i>

10:48.470 --> 10:51.270
‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری!

10:52.520 --> 10:58.230
‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری!

10:52.520 --> 10:55.020
‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری

10:55.020 --> 10:57.280
<b>‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری</b>

10:58.230 --> 10:59.880
‫تازه هستن!

11:00.280 --> 11:02.070
‫سیب‌زمینی شیرین؟

11:00.590 --> 11:02.260
<b>‫شیرین</b>

11:01.340 --> 11:02.260
<b>‫سیب‌زمینی</b>

11:03.280 --> 11:08.290
‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری

11:03.930 --> 11:05.350
‫مـ... من خیلی کنجکاوم امتحانشون کنم!

11:04.920 --> 11:08.290
‫داغ و تازه‌ان!

11:05.350 --> 11:08.290
‫ولی باید به کارهام برسم...

11:08.750 --> 11:12.790
‫مادربزرگ همیشه می‌گه غذا که فرار نمی‌کنه!
‫راست هم می‌گه!

11:16.690 --> 11:17.530
‫غیب شد!

11:18.800 --> 11:22.170
‫اوه نه... همین یه دقیقه پیش اینجا بود.

11:22.520 --> 11:24.750
‫پس گاهی اوقات غذا
‫فرار می‌کنه!

11:25.840 --> 11:27.080
‫پس چاره‌ای ندارم.

11:27.620 --> 11:37.070
‫جیلینگ

11:27.890 --> 11:29.700
‫وقتشه از گوشِ خدمتکاری استفاده کنم!

11:29.700 --> 11:30.950
‫اجازه بده توضیح بدم!

11:30.950 --> 11:32.280
‫گوشِ خدمتکاری مهارتیه

11:32.280 --> 11:36.600
‫مخصوص خدمتکارهای کارکشته که هیچ‌وقت
‫دستورات اربابشون رو از دست نمی‌دن.

11:38.630 --> 11:39.690
‫اون طرفی رفت!

11:47.520 --> 11:48.930
‫ببخشید!

11:48.930 --> 11:49.950
‫آهای!

11:52.120 --> 11:53.080
‫من یکی می‌خوام...

11:53.080 --> 11:55.080
‫لطفاً یکی به من بدید!

11:55.410 --> 11:57.250
‫نـ... نفست بند اومده! حالت خوبه؟

11:57.250 --> 12:00.100
‫آره! داشتم همه‌جا
‫دنبالت می‌گشتم.

11:59.860 --> 12:02.840
<b>‫سطح مهارت گوش خدمتکاری متفاوته</b>

12:00.100 --> 12:00.790
‫چیون!

12:04.340 --> 12:08.200
‫وقتی اون طرف ایستگاه بودم
‫دیدم که داری نگاه می‌کنی.

12:09.330 --> 12:11.600
‫معذرت می‌خوام که مجبورت کردم دنبالم بگردی.

12:11.600 --> 12:15.100
‫امروز فروش خوبی نداشتن،
‫واسه همین تصمیم گرفتم جام رو عوض کنم.

12:15.500 --> 12:17.690
‫بفرما،
‫بزرگ‌ترینش رو بهت می‌دم!

12:18.650 --> 12:20.110
‫خیلی ممنونم!

12:20.110 --> 12:21.600
‫مواظب باش، داغه.

12:21.600 --> 12:25.110
‫وای، خیلی گرمه... آخ! داغه! خیلی داغه!

12:28.280 --> 12:29.910
<i>‫خیلی سنگینه!</i>

12:29.910 --> 12:31.870
<i>‫راحت باز می‌شه؟</i>

12:37.310 --> 12:39.000
<i>‫چه عطر شیرینی داره!</i>

12:39.520 --> 12:40.670
‫بذار امتحانش کنم!

12:45.340 --> 12:47.470
<i>‫شیرینیِ غلیظ و عسل‌مانندش پر حجمه!</i>

12:47.470 --> 12:50.510
<i>‫نمی‌دونستم سیب‌زمینی شیرین
‫می‌تونه این‌قدر شیرین بشه!</i>

12:50.510 --> 12:51.470
‫چیون!

12:51.470 --> 12:55.240
‫سیب‌زمینی شیرینِ تنوری از قدیم
‫به عنوان یه میان‌وعده محبوب بوده

12:55.240 --> 12:58.920
‫چون از دوره ادو ارزون، خوشمزه
‫و سیرکننده بوده!

12:58.920 --> 13:04.420
‫پخت روی
‫اجاق

12:59.230 --> 13:00.000
‫اون زمان،

13:00.000 --> 13:04.420
‫اون‌ها رو با روش‌هایی مثل پخت روی
‫اجاق یا توی کوزه می‌فروختن.

13:02.150 --> 13:03.560
‫من یکی می‌خوام!

13:04.930 --> 13:10.350
‫سبک آشنای فروشنده‌های سیار
‫از حدود دهه ۱۹۵۰ شروع شد.

13:10.350 --> 13:13.910
‫اولش اون‌ها رو با گاری‌های
‫دستی می‌فروختن!

13:14.230 --> 13:17.200
‫راستی، تنوری کردن
‫با سنگ این‌طوریه!

13:17.600 --> 13:20.680
‫گرمای مادون‌قرمز که از
‫سنگ‌های داغ ساطع می‌شه

13:20.680 --> 13:24.220
‫سیب‌زمینی رو آروم از
‫داخل می‌پزه.

13:24.220 --> 13:27.890
‫چون به تدریج گرم می‌شه و
‫رطوبتش رو حفظ می‌کنه،

13:27.890 --> 13:30.130
‫نشاسته‌اش به قند تبدیل می‌شه

13:30.130 --> 13:32.160
‫و یه سیب‌زمینی شیرین و
‫نرم به دست میاد!

13:32.160 --> 13:33.010
‫چیون!

13:34.520 --> 13:36.640
‫اصلاً داشتی به حرفام گوش می‌دادی؟

13:47.670 --> 13:49.030
‫قورت دادن

13:47.920 --> 13:49.030
<i>‫قورت دادن.</i>

13:50.780 --> 13:53.920
<i>‫فکر کنم اون تنها مشتری اینجا بود.</i>

13:53.920 --> 13:56.830
<i>‫کمی دیگه دوباره جام رو عوض می‌کنم.</i>

13:56.830 --> 13:57.920
‫ببخشید...

13:58.540 --> 14:02.600
‫هی! من سه تا می‌خوام! سه تا می‌خورم!

13:58.960 --> 14:00.950
‫یه سیب‌زمینی شیرینِ تنوری می‌خوام، لطفاً.

14:00.950 --> 14:02.300
‫سه تا می‌خوام، لطفاً.

14:02.300 --> 14:03.240
‫و-واقعاً؟

14:02.600 --> 14:04.330
‫می‌شه به من و مادرم هم بدید؟

14:03.240 --> 14:06.090
‫خ-خ-خیلی ممنونم.

14:04.330 --> 14:06.090
‫ما شش تا می‌خوایم! شش تا برمی‌داریم!

14:07.920 --> 14:09.590
‫بفرمایید.

14:09.590 --> 14:10.530
‫ممنونم.

14:10.530 --> 14:12.600
‫نوش جان.

14:13.360 --> 14:15.670
<i>‫یهو چی شد؟</i>

14:20.430 --> 14:22.710
‫آه!

14:22.190 --> 14:23.940
‫سیب‌زمینی شیرین کبابی

14:23.030 --> 14:24.560
‫آقا!

14:24.560 --> 14:26.150
‫خیلی خوشمزه بود.

14:26.150 --> 14:27.120
‫خیلی ممنو—

14:27.120 --> 14:27.570
‫ببخشید خانم!

14:27.840 --> 14:29.390
‫کار پاره‌وقت می‌خوای؟

14:29.390 --> 14:31.070
‫فقط کافیه غذا بخوری.

14:44.060 --> 14:46.230
‫کاغذها دارن از درخت رشد می‌کنن...

14:46.860 --> 14:50.340
<i>‫کاغذ که این‌طوری درست نمی‌شه، می‌شه؟</i>

14:54.100 --> 14:56.850
‫اینا انگورن! چه زیبا!

14:58.280 --> 15:00.850
‫کاغذها مثل لباس دورشون پیچیده شده.
‫خیلی بامزه‌ست!

15:05.420 --> 15:07.130
‫کمکی از دستم برمیاد، عزیزم؟

15:07.130 --> 15:08.350
‫اینجا خونه‌ی شماست؟!

15:08.350 --> 15:09.750
‫م-م-م-خیلی معذرت می‌خوام!

15:09.750 --> 15:12.160
‫تا حالا درخت انگور ندیده بودم...

15:13.010 --> 15:14.800
‫خودتون کاشتیدشون؟

15:14.800 --> 15:17.620
‫درسته. خودم بزرگ‌شون کردم.

15:17.620 --> 15:21.770
‫وقتی این خونه رو ساختیم،
‫شوهرم اونا رو کاشت.

15:21.770 --> 15:23.410
‫هر سال انگور می‌دن.

15:23.410 --> 15:25.560
‫وای! چه عالی.

15:25.900 --> 15:28.250
‫نمی‌دونستم می‌شه تو خونه
‫انگور پرورش داد.

15:28.630 --> 15:30.220
‫خیلی شگفت‌انگیزه!

15:32.000 --> 15:34.970
‫اگه دوست داری، می‌تونی چند تا ببری.

15:35.570 --> 15:40.240
‫این انگورها خوشحال می‌شن که
‫کسی که بهشون می‌گه زیبا، بخورتشون.

15:41.820 --> 15:43.490
‫پس شنیدید...

15:44.350 --> 15:45.900
‫برگشتم!

15:46.130 --> 15:47.250
‫بفرما.

15:52.200 --> 15:53.470
‫این که بیشتر از چند تاست!

15:53.470 --> 15:54.680
‫خیلی ذوق‌زده‌ام.

15:54.680 --> 15:55.780
‫بسیار خب!

15:55.780 --> 15:57.660
‫وقت خوردنه!

15:56.080 --> 15:57.260
‫وقت خوردنه!

16:03.020 --> 16:03.730
‫چیون!

16:03.730 --> 16:08.810
‫کیسه انداختن دور خوشه‌های انگور
‫ازشون در برابر بارون، باد و بیماری محافظت می‌کنه.

16:10.550 --> 16:12.670
‫خب، بیاید امتحان کنیم!

16:20.770 --> 16:21.930
‫خیلی شیرینن!

16:22.650 --> 16:26.440
‫وقتی این‌قدر آبدارن، حس می‌کنم
‫بدنم هم کاملاً هیدراته می‌شه!

16:33.150 --> 16:38.200
<i>‫اون برای تک‌تک خوشه‌ها
‫اون لباس‌های کوچیک رو دوخته.</i>

16:41.110 --> 16:45.640
<i>‫انگورها حتماً به خاطر مراقبت‌های
‫دلسوزانه‌اش این‌قدر خوب شدن.</i>

16:54.440 --> 16:56.000
‫خیلی خوشمزه بود.

16:59.600 --> 17:01.490
‫راستش، یه دور دیگه هم می‌خوام!

17:17.530 --> 17:19.480
‫دستم نمی‌رسه...

18:01.260 --> 18:03.200
‫گربه کجاست؟

18:01.570 --> 18:03.200
<i>‫گربه کجاست؟</i>

18:05.140 --> 18:07.080
‫من کجام؟!

18:05.400 --> 18:07.080
<i>‫من کجام؟!</i>

18:12.690 --> 18:14.960
<i>‫گربه رو گم کردم...</i>

18:15.250 --> 18:16.720
<i>‫و خودم هم گم شدم...</i>

18:24.910 --> 18:26.770
<b>‫منچی کاتسو</b>

18:27.230 --> 18:28.390
‫بذار امتحانش کنم!

18:36.130 --> 18:38.360
<i>‫خیلی ترد و آبداره!</i>

18:38.360 --> 18:40.300
<i>‫طعم چربی‌اش فوق‌العاده‌ست!</i>

18:40.300 --> 18:41.020
‫چیون!

18:40.300 --> 18:57.670
‫ریشه‌ی نام «منچی کاتسو»

18:41.020 --> 18:45.130
‫می‌گن اسم «منچی کاتسو» از
‫شنیدن اشتباه «گوشت چرخ‌کرده» اومده.

18:45.130 --> 18:49.130
‫گوشت چرخ‌کرده

18:49.130 --> 18:54.130
‫راستی، «منچی» تو گویش کانسای
‫به معنی «چشم‌غره رفتن» هست،

18:54.130 --> 18:56.770
‫اما هیچ ربطی به
‫منچی کاتسو نداره!

18:56.770 --> 18:57.670
‫چیون!

18:58.570 --> 19:02.280
<i>‫گاهی اوقات عوض کردن مسیر
‫خیلی لذت‌بخشه.</i>

19:03.710 --> 19:05.290
‫عالی بود.

19:08.240 --> 19:13.050
‫ببخشید... ایستگاه از کدوم طرفه؟

19:15.050 --> 19:16.970
‫بالاخره رسیدم خونه... هان؟!

19:16.970 --> 19:19.490
‫هی، تو از کجا پیدات شد؟

19:30.700 --> 19:34.100
<i>‫آدما عاشق نوازش کردن منن.</i>

19:34.100 --> 19:35.170
‫دستم خیلی کوتاهه...

19:36.680 --> 19:38.300
<i>‫دختر عجیب.</i>

19:38.300 --> 19:43.340
<i>‫اگه دستت یکم بلندتر بود،
‫می‌تونستی خز زمستونی نرمم رو حس کنی.</i>

19:43.880 --> 19:44.970
<i>‫چه حیف.</i>

19:46.350 --> 19:47.600
<i>‫خیلی خب، باشه.</i>

19:48.360 --> 19:49.220
<i>‫دنبال من بیا.</i>

19:49.710 --> 19:56.240
<i>‫بذار ببرمت توی قلمرو فوق‌العاده‌ام.
‫فقط برای تو، دختر عجیب.</i>

19:59.850 --> 20:02.560
<i>‫این مسیر پر از درخته.</i>

20:02.560 --> 20:06.320
<i>‫پریدن توی توده‌های برگ‌های
‫پاییزی خیلی کیف می‌ده.</i>

20:06.320 --> 20:08.120
<i>‫گاهی اوقات توشون حشره هم پیدا می‌شه.</i>

20:08.590 --> 20:12.830
<i>‫این مسیر صبح‌ها و عصرها
‫پر از آدم‌های کوچولوئه.</i>

20:12.830 --> 20:16.390
<i>‫وقتی فاصله‌ام رو باهاشون حفظ می‌کنم
‫و دیوونه‌شون می‌کنم، خیلی خنده‌داره.</i>

20:17.400 --> 20:20.730
<i>‫اینجا جاییه که می‌تونی
‫کلی سرِ آدمیزاد ببینی.</i>

20:21.100 --> 20:24.880
<i>‫اون چیز سفید
‫روی سرت، گوشاته؟</i>

20:25.250 --> 20:27.010
<i>‫و اینجا...</i>

20:27.690 --> 20:31.140
<i>‫اینجا جاییه که آدما
‫معمولاً گمم می‌کنن.</i>

20:31.200 --> 20:33.140
‫گربه کجاست؟

20:31.530 --> 20:33.140
<i>‫گربه کجاست؟</i>

20:35.000 --> 20:47.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:35.000 --> 20:47.000
Yuki\h:مترجم

20:35.000 --> 20:47.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:35.080 --> 20:37.020
‫من کجام؟!

20:35.370 --> 20:37.020
<i>‫من کجام؟</i>

20:43.280 --> 20:46.280
<i>‫جدی می‌گم، این کار خیلی بهم حال می‌ده.</i>

20:49.290 --> 20:53.040
<i>‫فکر کنم دیگه وقتشه برم دنبالش.</i>

20:53.450 --> 20:55.040
<i>‫هی، دختر عجیب.</i>

20:59.150 --> 21:00.940
<i>‫چی؟! داره یه چیزی می‌خوره!</i>

21:00.940 --> 21:02.120
<i>‫مال من کو؟</i>

21:02.120 --> 21:03.550
<i>‫برای من چیزی نگرفتی؟</i>

21:04.180 --> 21:06.050
‫عالی بود.

21:09.970 --> 21:12.610
<i>‫بی‌خیال. برمی‌گردم
‫به جای خواب خودم.</i>

21:21.280 --> 21:22.570
‫هی، برگشتی!

21:22.850 --> 21:24.860
‫بیا اینجا ببینم!

21:24.860 --> 21:26.570
‫برگشتی که منو ببینی، آره؟

21:27.260 --> 21:27.990
‫یا نه؟

21:29.050 --> 21:30.580
<i>‫بس کن! غذا می‌خوام!</i>

21:32.350 --> 21:33.490
‫غذا، هان؟

21:41.820 --> 21:46.360
<i>‫خیلی خب، دختر عجیب رو می‌بخشم
‫که بدون اجازه‌ام چیزی خورده.</i>

21:48.530 --> 21:50.460
‫بالاخره رسیدم خونه... هان؟!

21:50.460 --> 21:52.970
‫هی، تو از کجا پیدات شد؟

21:54.110 --> 21:55.680
<i>‫هی، دختر عجیب.</i>

21:55.680 --> 21:59.500
<i>‫دفعه بعد، هر چی داری می‌خوری
‫به من هم بده.</i>

23:31.150 --> 23:33.780
‫برگ‌های پاییزی
‫واقعاً نفس‌گیرن.

23:33.780 --> 23:35.620
‫این فصل چقدر چیز خوب داره!

23:35.990 --> 23:38.330
!خیلی دختر شکمویی هستم

23:40.000 --> 23:43.000

