WEBVTT

00:10.000 --> 00:22.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:10.000 --> 00:22.000
Hinata\h:مترجم

00:10.000 --> 00:22.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:16.490 --> 01:19.990
‫اوه... پاهای زیبای میچیکا...
‫خیلی زیباست.
‫دلم می‌خواد تمام روز فقط بهش خیره بشم...

01:26.500 --> 01:29.500
‫‫چیکار باید کرد که پوست آدم این‌طوری بشه؟
‫خیلی خوشحالم که زنده‌ام.
‫بیشتر! می‌خوام بیشتر ببینم!

01:50.480 --> 01:52.980
‫میچیکا هر روز زیباتر از قبل میشه.
‫چطور ممکنه کسی انقدر زیبا باشه؟
‫به نظرتون زیبایی یعنی چی؟

01:52.980 --> 01:55.990
‫زیبایی

01:56.820 --> 01:57.990
‫زیبایی

01:59.740 --> 02:00.990
‫زیبا

02:06.200 --> 02:08.000
<i><i>‫زیبایی چیه؟</i></i>

03:41.170 --> 03:42.840
‫از سبک راک خوشت میاد؟

03:43.180 --> 03:44.340
‫آره.

03:44.340 --> 03:46.010
‫این مریلین منسون هست.

03:46.300 --> 03:48.640
‫اون ضد عیسی مسیحه.

03:49.060 --> 03:52.980
‫می‌گن شیطان‌پرستی جذابه چون اونا
‫شورشی‌های تمام‌عیار هستن،

03:52.980 --> 03:54.900
‫و ارزش‌هاشون رو به هیچ‌کس
‫تحمیل نمی‌کنن.

03:55.940 --> 03:57.020
‫یا حداقل این‌طور می‌گن.

03:57.520 --> 03:59.020
‫آزادی.

04:00.030 --> 04:02.030
‫آهنگ مورد علاقه‌ت رو بهم بگو.

04:02.530 --> 04:06.450
‫«من از مواد خوشم نمیاد
‫ولی مواد از من خوشش میاد.»

04:06.820 --> 04:10.450
‫یعنی اون سعی نمی‌کنه مواد مصرف کنه،
‫ولی مواد مجبورش می‌کنه.

04:18.290 --> 04:19.880
‫فوق‌العاده بود.

04:19.880 --> 04:21.260
‫همه پنجره‌ها رو خرد کرد.

04:21.260 --> 04:23.510
‫میچیکا خیلی خفنه!

04:23.510 --> 04:26.140
‫با توجه به تئوری پنجره‌های شکسته،
‫کارمون تمومه، نه؟

04:23.530 --> 04:26.130
:مترجم
این تئوری می‌گه: خرابکاری‌های کوچیک سریعتر جامعه رو
 به بی‌نظمی و هرج و مرج‌های بزرگتر می‌برن

04:26.140 --> 04:28.220
‫ببین، همین الان توی تیک‌تاک
‫ترکونده.

04:28.220 --> 04:31.270
‫اون خیلی قشنگه. تعجبی نداره که
‫توی مدرسه با بقیه جور نمیشه.

04:31.270 --> 04:33.020
‫خیلی کیوته! پاهاش چقدر بلنده!

04:33.020 --> 04:34.480
‫آره، من طرفدارش میشم.

04:56.670 --> 05:00.630
‫به محض اینکه دهن باز می‌کنن،
‫فقط حرف‌های زشت و بی‌معنی می‌زنن.

05:00.630 --> 05:01.880
‫حالم رو بهم می‌زنه.

05:01.880 --> 05:06.010
‫باید دهنشون رو بدوزیم،
‫مثل دهن ما، میچیکا.

05:06.010 --> 05:07.680
‫فکر خوبیه.

05:07.680 --> 05:12.720
‫بعضی‌ها هستن که فقط اگه حرف نزنن،
‫میشه تحملشون کرد.

05:12.720 --> 05:16.690
‫هرچی کثیف‌تر باشن، بیشتر حرف می‌زنن
‫تا گندکاری‌هاشون رو بپوشونن، مگه نه؟

05:16.770 --> 05:21.770
‫لب‌ها برای بوسیدن چیزی که واقعا عزیزه وجود دارن.

05:23.770 --> 05:29.770


05:23.770 --> 05:29.770


07:23.150 --> 07:25.270
‫ها؟ اون دختره چقدر کیوته!

07:25.270 --> 07:27.230
‫واقعاً شبیه عروسکه.

07:27.230 --> 07:30.280
‫پس واقعاً دخترهایی هستن که می‌تونن
‫این‌طوری لباس بپوشن و طبیعی به نظر بیان.

07:29.150 --> 07:31.990
‫کیوته، ولی یه جورایی عجیبه.

07:32.400 --> 07:38.120
‫ببخشید. من با تئاتر زیرزمینی
‫شوجی تریاما بزرگ شدم.

07:38.830 --> 07:41.250
‫این چه دوشیزه جوانِ مغروری است،
‫با سری چنین برافراشته.

07:41.250 --> 07:43.040
‫می‌خواهی کمی شکسپیر برایت بخونم؟

07:46.420 --> 07:52.590
‫طلوع کن، خورشید زیبا، و ماه حسود را بکش.

07:53.260 --> 07:55.720
‫چرا که تو دوشیزه‌ای پاکدامنی
‫که به ماه نقره‌ای خدمت می‌کنی،

07:55.720 --> 07:58.810
‫تو بسیار زیباتر و دلرباتری،
‫بسیار بیشتر از سرورت.

08:02.140 --> 08:06.650
‫آن ماه هم‌اکنون از اندوه بیمار است،
‫و از غم رنگ‌پریده.

08:07.190 --> 08:09.820
‫دیگر دوشیزه دست‌نخورده‌ی
‫ماه نباش.

08:10.320 --> 08:12.820
‫ماه یک الهه‌ی حسودست.

08:20.160 --> 08:23.330
‫اون از اون دخترایی نیست که
‫به نقش ژولیت راضی بشه، مگه نه؟

08:31.880 --> 08:35.510
‫بیشتر شبیه ماری آنتوانت یا کلئوپاتراست.

08:36.180 --> 08:38.010
‫من، خودمم.

08:42.060 --> 08:52.070
‫شهر سایبریِ دیوارکشی‌شده‌ی کولوون

08:43.270 --> 08:45.940
اما یه روزی، پیری به سراغ جسم میاد

08:45.940 --> 08:48.230
‫مگه زیباییِ چیزی به خاطر پایانش نیست؟

08:49.440 --> 08:52.070
‫دلم می‌خواست وقتی هنوز نوجوون بودم
‫بمیرم.

08:52.530 --> 08:55.950
‫اگه می‌تونستم وقتی در اوج زیبایی‌ام هستم
‫همه چیز رو تموم کنم،

08:56.200 --> 09:00.410
‫فکر کنم اون ایده‌آل‌ترین راه برای
‫خروج از این دنیا بود.

09:00.580 --> 09:03.790
‫شهر سایبریِ دیوارکشی‌شده‌ی کولوون

09:01.200 --> 09:03.790
‫هیچ چیزی تا ابد باقی نمی‌مونه.

09:05.790 --> 09:09.460
‫اما خاطرات تا وقتی کسی اون‌ها رو
‫به یاد داره، باقی می‌مونن.

09:09.460 --> 09:11.710
‫و اون‌ها به شکلی افراطی زیبا می‌شن.

09:12.130 --> 09:17.760
‫شاید برای همینه که استریم می‌کنیم، تا
‫لحظاتی که درخشان‌ترین هستیم رو ثبت کنیم.

09:20.890 --> 09:23.970
‫تا توده‌ی عوام،
‫با اون درکِ پست و آلوده‌شون،

09:23.970 --> 09:26.810
‫بتونن من رو به هر شکلی که می‌خوان حفظ کنن.

09:27.650 --> 09:31.440
‫این فقط یه برداشت ممکنه،
‫اونم یه برداشت خیلی منفی.

09:31.860 --> 09:34.190
‫زندگیِ انسانی برات زشته؟

09:39.660 --> 09:45.160
‫به نظرم زندگیِ معمولیِ آدم‌ها چیزیه که
‫باید تا حد ممکن پنهانش کرد.

09:47.500 --> 09:50.420
‫هی، کاچه، تو تازگی‌ها با دوست‌پسرت
‫به هم زدی، درسته؟

09:50.420 --> 09:52.340
‫خب، آره. قضیه‌اش پیچیده‌ست.

09:52.340 --> 09:55.460
‫- وای، جدی؟
‫- شاید امشب با یه نفر جدید آشنا شدی.

09:55.880 --> 09:58.130
‫فعلاً بیا فقط بنوشیم!
‫شرش کم!

09:58.130 --> 09:59.930
‫شرش کم!

10:00.720 --> 10:01.720
‫ممنون.

10:02.560 --> 10:04.220
‫خیلی خب، به سلامتی.

10:07.390 --> 10:12.230
‫می‌خوام به عنوان کسی دیده بشم که
‫می‌تونه فقط با چای زندگی کنه.

10:14.530 --> 10:15.990
‫من فیلم دوست دارم.

10:16.110 --> 10:18.700
‫می‌خوام بذارن که من وارد اون دنیای روی پرده بشم

10:18.700 --> 10:20.530
‫دنیایی که از زندگی روزمره خیلی دوره.

10:21.410 --> 10:23.700
‫چون اون دنیا فیلتر شده، مگه نه؟

10:23.830 --> 10:25.580
‫این چه فرقی با اپلیکیشن‌های ادیت داره؟

10:25.950 --> 10:29.250
‫می‌خوام با داستانی که توی فیلمه یکی بشم.

10:29.790 --> 10:34.800
‫هدفش کاملاً با دستکاریِ زندگیِ روزمره
‫متفاوته.

10:35.500 --> 10:40.090
‫در مورد غرق شدن توی رنگ‌های اصلی و
‫بلاغت مثل فیلم‌های گدار چطوره؟

10:45.010 --> 10:47.180
‫یا شاید کوبریک رو ترجیح می‌دی؟

10:47.430 --> 10:52.100
‫یه ساختارِ ظریف و طراحی‌شده می‌تونه
‫جذابیتِ آدم‌های درونش رو بیرون بکشه.

10:56.440 --> 10:59.860
‫فکر کنم سکوتِ فیلم‌های تاکشی کیتانو رو
‫هم تحسین کنی.

11:01.740 --> 11:05.700
‫یا شاید بهتره خودمون رو توی رنگ‌های خیره‌کننده‌ی آکیرا کوروساوا گم کنیم.

11:06.200 --> 11:10.500
‫اگه حرف از انیمه باشه، نورپردازیِ مامورو
‫اوشی مثل جواهری از وسواسِ خالصه.

11:14.790 --> 11:18.670
‫من خیلی با مفاهیمِ والایی مثل زیبایی ارتباط برقرار نمی‌کنم.

11:18.840 --> 11:20.130
‫اما اگه مجبور باشم به زبون بیارمش...

11:20.630 --> 11:22.720
‫شاید منظورش نزدیک‌تر شدن به خدا باشه.

11:23.050 --> 11:24.850
‫چقدر از هوس‌های دنیوی

11:24.850 --> 11:28.220
‫مثل پول و شهرت رو می‌تونی کنار بذاری
‫و باز هم به زندگی ادامه بدی؟

11:28.390 --> 11:29.680
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

11:29.680 --> 11:31.730
‫به نظرم این تو رو آدم خسته‌کننده‌ می‌کنه.

11:32.900 --> 11:33.900
‫اگرچه...

11:35.110 --> 11:37.400
‫اگه داری به خدا نزدیک‌تر می‌شی،

11:37.400 --> 11:39.990
‫فکر کنم در وهله‌ی اول دیگه
‫انسان بودنت رو از دست می‌دی.

11:50.200 --> 11:56.790
<i><i>‫خدایی وجود نداره.</i></i>

12:48.850 --> 12:51.930
‫اینا خاطراتین که می‌خوای
‫تا ابد بهشون نگاه کنی.

12:54.140 --> 12:54.940
‫اما...

12:55.140 --> 13:00.150
‫اینکه با حبس کردنِ زیباییِ این لحظه
‫برای ابد، بذاری بگنده،

13:00.150 --> 13:04.240
‫مثل فروختنِ روحت به شیطانه.

13:04.600 --> 13:07.290
:مترجم
dead or alive
یک گروه راک در دهه 80

13:04.610 --> 13:07.320
‫گروهی بود به اسم «دِد اُر اِلایو».

13:07.320 --> 13:13.160
‫خواننده‌شون، پیت برنز، یه مرد
‫خیلی دوجنسیتی و جذاب بود.

13:07.340 --> 13:13.140
منظور از دو جنسیتی بودن یعنی جنسیتش
 سیال به نظر می‌رسید. هم استایل‌های
 زنونه داشت و هم مردونه

13:13.160 --> 13:14.870
‫- گلم راک؟
‫- آره.

13:13.160 --> 13:14.870
:مترجم
گلم راک: راک به همراه ظاهری نمایشی، براق، اغراق شده

13:15.330 --> 13:18.290
‫بخشی از تبارِ دیوید بویی
‫و بوی جورج.

13:18.750 --> 13:23.210
‫دوره‌ای که مردهایی با زیبایی زنانه توی بورس بودن

13:23.550 --> 13:26.590
‫اما با اینکه خودش
‫از قبل همونقدر قشنگ بود،

13:26.590 --> 13:30.010
‫بیشتر مسحورِ زیبایی شد و
‫مدام عمل‌های زیبایی انجام داد.

13:30.010 --> 13:31.760
‫دچارِ اختلالِ بدشکلیِ بدن شد.

13:31.760 --> 13:33.470
‫و نتیجه‌اش این شد که...

13:36.020 --> 13:40.400
‫اون ناامیدی فراتر از هر چیزیه که
‫ما بتونیم درکش کنیم.

13:49.110 --> 13:53.080
‫اما دکتر به پیت که به شدت
‫تغییر کرده بود گفت:

13:53.370 --> 13:56.160
‫«تو هنوز صدات رو برای خوندن داری.»

13:56.960 --> 14:00.170
‫زیبایی تنها چیزیه که می‌شناسم.

14:06.340 --> 14:10.930
‫دوره‌ای که مردهایی با زیبایی زنانه توی بورس بودن

15:07.650 --> 15:10.400
جوش توی سن نوجوونی
‫کاملاً عادیه!

15:16.490 --> 15:19.410
‫هنوزم خیلی بامزه‌ای، پس
‫فقط برو مدرسه!

15:23.500 --> 15:25.130
‫میچیکا!

15:27.920 --> 15:29.760
‫من هم مثل اونا شدم.

15:29.760 --> 15:31.340
‫مثل اون آدم‌های زشت!

15:31.340 --> 15:34.140
‫مثل اون آدم‌های کثیفِ توی اون
‫مدرسه!

15:34.140 --> 15:39.390
‫مثل اونا، مثل اونا،
‫مثل اونا، مثل اونا!

15:39.480 --> 15:44.480
‫مثل اونا، مثل اونا،
‫مثل اونا، مثل اونا!

15:44.560 --> 15:49.990
‫مثل اونا، مثل اونا،
‫مثل اونا، مثل اونا!

15:50.070 --> 15:51.950
‫من هم مثل اونام.

15:53.240 --> 15:54.950
<i><i>‫من هم مثل اونام.</i></i>

16:04.630 --> 16:06.250
‫چه حسی داشت؟

16:57.430 --> 16:58.850
<i><i>‫چه لذت‌بخش!</i></i>

17:10.190 --> 17:12.480
‫می‌تونی بهش برسی.

17:14.450 --> 17:18.530
<i><i>‫زیبایی. زیبا بودن
‫یعنی چی؟</i></i>

17:19.780 --> 17:23.950
‫نمی‌تونم بذارم وقتی این‌قدر زشتم تموم شه.

17:24.790 --> 17:28.290
‫فکر کنم یعنی کامل شدن.

17:28.790 --> 17:32.050
‫انسان از طریقِ مرگِ که
‫کامل می‌شه.

17:32.250 --> 17:36.680
‫در همون لحظه، چقدر ظریف و زیباست،
‫چقدر فریبنده‌ست،

17:36.680 --> 17:39.260
می‌شه مثل یه گل سرخ که چشم‌ها رو
‫خیره می‌کنه، به پایان رسید؟

17:43.470 --> 17:48.900
‫زیبایی یعنی هر چیزی که آدم
‫«احساس می‌کنه» زیباترینه.

17:49.520 --> 17:51.900
‫این ربطی به زشتی یا زیباییِ ظاهری
‫نداره.

17:52.940 --> 17:55.740
‫مهم نیست از نظر بقیه چقدر زشت
‫یا کج‌ومعوج به نظر برسه،

17:56.700 --> 18:03.830
<i><i>‫هیچ‌کس نمی‌تونه در حسی که باعث می‌شه
‫اون زیبا به نظر برسه، دخالت ‫کنه.</i></i>

19:33.500 --> 19:37.210
<i><i>‫چیزی که بیشتر از هر چیزی دلم رو
‫برد،</i></i>

19:37.590 --> 19:40.380
<i><i>‫چیزی که به نظرم از همه زیباتر
‫بود،</i></i>

19:40.930 --> 19:44.970
‫لحظه‌ای بود که یک دختر می‌میره
‫و جاودانه می‌شه.

20:32.480 --> 20:34.900
‫میچیکا، تو زیبا به نظر می‌رسیدی.

20:37.690 --> 20:42.950
‫فقط صبر کن. می‌خوام یه لباس خاص برات بدوزم که کاملاً برازنده تو باشه،میچیکا.

20:40.000 --> 20:52.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

20:40.000 --> 20:52.000
Hinata\h:مترجم

20:40.000 --> 20:52.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

20:42.950 --> 20:45.780
‫به نظر من، همین لباس‌های ژولیده‌ای که الان پوشیدی

20:45.780 --> 20:47.910
‫بیشتر از هر چیزی بهت میاد.

20:48.200 --> 20:52.870
‫منم یه هدیه آوردم که برازنده توئه، آب نبات چوبی.

20:54.960 --> 20:56.710
یه صلیب وارونه.

20:56.790 --> 20:59.500
‫نماد معکوسِ به صلیب کشیده شدن مسیح.

20:59.670 --> 21:02.130
‫برای کسی که علیه جامعه شورش کرده عالیه،
‫این‌طور نیست؟

21:03.300 --> 21:06.430
‫یه روزی، زمانی می‌رسه که
‫تو هم خدا رو می‌کشی.

21:08.850 --> 21:10.890
بعدش من می‌شم یهودا

21:11.100 --> 21:12.890
‫یهودای اسخریوطی.

21:14.020 --> 21:17.400
‫میچیکا، تو واقعاً می‌دونی
‫زیباییِ واقعی چیه.

21:17.520 --> 21:19.650
‫بفرما، لباس آماده شد.

21:21.190 --> 21:23.990
نهایتا بهش اومد
‫واقعاً شبیه عروسک شده.

21:24.490 --> 21:27.910
آب نبات چوبی، به نظرت زیبا بودن یعنی چی؟

21:28.570 --> 21:30.410
‫شاید یک جور دهن‌کجی به خدا باشه.

21:31.160 --> 21:32.950
‫من عاشق سازه‌هام.

21:32.950 --> 21:36.290
‫ساختمون‌هایی که بشریت روی هم چید تا
‫بتونه حتی ذره‌ای به جایگاه خدا نزدیک بشه،

21:36.290 --> 21:39.420
‫و بالاتر و بالاتر بره.

21:39.630 --> 21:41.050
‫من عاشق فرهنگیم که

21:41.050 --> 21:45.880
مردم گذشته تمام عمر و هنرشونو ‫وقفش کردن!

21:45.880 --> 21:48.510
‫به نظرم اون معنویت زیباست.

21:51.220 --> 21:54.310
‫در مورد لباس و زیورآلات هم همینه.

23:24.980 --> 23:26.980
‫پیش‌نمایش قسمت بعدی

23:26.980 --> 23:30.740
‫انگار برای پر کردن تنهاییِ شب،
‫نچیکا-ساما و یک دختر با هم حرف می‌زنن.

23:31.110 --> 23:35.450
‫دختر می‌گه: «تو بیشتر شبیه منی.»
‫اما منظورش از این حرف چیه؟

23:35.660 --> 23:38.000
‫قسمت بعد، «خزیدن به درون این خانه».

23:38.000 --> 23:40.000
‫قســ7ــمت
به داخل خانه بخز\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h
