WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
WearyNoble\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:00.560 --> 00:02.180
‫[پنج روز قبل]

00:04.940 --> 00:08.980
‫پدر، من توی این شهر هم
‫حس می‌کنم هیولاها حضور دارن.

00:09.480 --> 00:12.780
‫آره... بوشون رو حس می‌کنم.

00:14.360 --> 00:15.240
‫کیسوکه، بیا این‌جا!

00:15.360 --> 00:16.700
‫پدر، هیولائه؟!

00:17.280 --> 00:18.370
‫یه خانم پیدا کردم!

00:20.200 --> 00:21.120
‫پدر!!

00:21.290 --> 00:23.460
‫کیسوکه، یه چند لحظه
‫برو یه جای دیگه!

00:23.620 --> 00:26.210
‫نه، ما باید ردِ
‫هیولاها رو بگیریم!

00:26.460 --> 00:28.420
‫خواهش می‌کنم کیسوکه، خواهش!

00:28.540 --> 00:29.500
‫وای! داری منو می‌ترسونی!

00:29.630 --> 00:30.710
‫نـ-نه!

00:36.180 --> 00:39.890
‫هی خانم خوشگله،
‫بیا یه کم خوش بگذرونیم!

00:41.310 --> 00:42.140
‫باید بهش کمک کنیم!

00:42.350 --> 00:43.180
‫صبر کن!

00:43.350 --> 00:45.640
‫می‌تونیم، می‌دونی که،
‫این کار یا اون کار رو بکنیم...

00:45.770 --> 00:47.610
‫بیا خوش بگذرونیم!
‫بیا خوش بگذرونیم!

00:47.650 --> 00:48.480
‫چی؟ یه آدم؟

00:49.690 --> 00:50.520
‫ها؟

00:50.690 --> 00:52.280
‫چی می‌خوای؟

01:01.830 --> 01:02.660
‫بیا قایم شیم!

01:07.000 --> 01:08.080
‫بیا تعقیبش کنیم، کیسوکه!

01:08.130 --> 01:08.960
‫باشه!

01:13.670 --> 01:14.510
‫اوناهاش.

01:26.100 --> 01:28.150
‫بسیار خب،
‫بیا اون اتاق رو چک کنیم.

01:28.230 --> 01:29.060
‫باشه!

01:31.520 --> 01:32.360
‫صبر کن، کیسوکه!

01:32.570 --> 01:33.400
‫ها؟

01:37.410 --> 01:38.740
‫هـ-هیولاها؟

01:38.780 --> 01:40.700
‫ولی من هیچ عطش خونی
‫ازشون حس نمی‌کنم.

01:41.030 --> 01:43.040
‫فقط این نیست...

01:43.160 --> 01:45.290
‫انگار که
‫نیروی حیاتشون رفته،

01:45.410 --> 01:47.290
‫مثل اینه که فقط پوسته‌های خالی باشن.

01:47.790 --> 01:50.840
‫تازه... ببین چقدر زیادن.

01:51.290 --> 01:52.920
‫یعنی اون پسر خودش
‫به‌تنهایی این کار رو کرده؟

01:53.130 --> 01:56.340
‫اگه این‌طوره...
‫هدف نهاییش چیه؟

01:56.970 --> 01:57.800
‫مواظب باش!

01:59.510 --> 02:00.340
‫لعنتی!

02:00.890 --> 02:01.720
‫پدر!

02:06.520 --> 02:08.310
‫می‌دونستم دارین تعقیبم می‌کنین.

02:08.600 --> 02:09.440
‫لعنتی!

02:09.520 --> 02:11.400
‫اصلاً نتونستم حسش کنم!

02:11.810 --> 02:14.820
‫هیکاری، ممکنه اینا...؟

02:15.230 --> 02:16.940
‫آره. به نظر همین‌طوره.

02:17.360 --> 02:19.610
‫نوادگانِ
‫خاندان گوشیکیدوری.

02:19.780 --> 02:21.530
‫چه چرخش غیرمنتظره‌ای...

02:21.780 --> 02:22.740
‫تو از کجا می‌دونی؟!

02:23.080 --> 02:25.040
‫از بالا دستی‌ها شنیدم.

02:25.370 --> 02:28.410
‫مثل اینکه چند تا
‫سوال ازت دارن.

02:28.790 --> 02:30.080
‫اونا زبون منو می‌فهمن؟

02:30.790 --> 02:32.380
‫شما جفتتون هیولا هستین؟

02:32.790 --> 02:33.670
‫هیولا؟

02:35.000 --> 02:36.010
‫نه.

02:36.670 --> 02:38.220
‫ما شیاطینیم.

02:38.590 --> 02:40.180
‫برگزیدگان.

02:40.890 --> 02:42.220
‫ا-شیاطین؟!

02:42.850 --> 02:46.310
‫شماره ۳۱، شماره ۵۶، بگیرینش!

03:03.320 --> 03:04.740
‫بد نیست.

03:05.080 --> 03:06.120
‫فکر کنم...

03:09.120 --> 03:10.960
‫یه کم باهات سرگرم بشم.

03:24.430 --> 03:26.760
‫هی، بی‌خیال...
‫قرار نیست بکشیمشون.

03:26.930 --> 03:28.810
‫اوه، ببخشید.

03:32.400 --> 03:34.400
‫از پس هیولاها برمی‌آم...

03:34.610 --> 03:37.650
‫ولی فکر نکنم بتونم
‫حریف اون شیاطین‌ها بشم...

03:38.070 --> 03:39.780
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟

03:40.190 --> 03:44.490
‫فـ... فرار کن... کیسوکه...

03:47.080 --> 03:47.950
‫بگیرینش!

03:48.450 --> 03:51.830
‫قول می‌دم
‫برمی‌گردم نجاتت می‌دم، پدر.

03:51.960 --> 03:53.750
‫لطفاً دووم بیار!

03:57.880 --> 04:00.460
‫لعنتی!
‫چطوری نجاتش بدم؟!

04:01.010 --> 04:04.050
‫تنهایی از پسش برنمی‌آم.
‫به کمک نیاز دارم.

04:05.590 --> 04:06.430
‫کیسوکه...

04:06.890 --> 04:09.680
‫تو در واقع یه
‫برادر ناتنی بزرگتر داری.

04:10.520 --> 04:11.730
‫اسمش کجیه.

04:12.230 --> 04:14.690
‫شاید روزی برسه که
‫شونه‌به‌شونه‌ی هم بجنگین.

04:16.020 --> 04:17.770
‫راست می‌گه!
‫من یه داداش بزرگتر دارم!

04:18.570 --> 04:21.110
‫ولی چطوری پیداش کنم؟

04:23.320 --> 04:25.240
‫هی، این ترسو رو نگاه کن!

04:26.160 --> 04:27.120
‫خیلی عجیبه...

04:27.240 --> 04:28.990
‫اون کله‌ی اون
‫هیولا رو صاف پروند!

04:29.120 --> 04:31.080
‫چه باحال!
‫اون معرکه‌ست!

04:31.200 --> 04:33.460
‫مثل اینکه دیروز توی
‫شهر میدورینو دیده شده.

04:33.580 --> 04:34.420
‫خودِ خودشه...!

04:38.460 --> 04:41.170
‫شهر میدورینو
‫سه تا کوه اون‌ورتره.

04:44.680 --> 04:46.930
‫اون؟ نزدیک ایستگاه دیدمش.

04:47.180 --> 04:49.010
‫اوه، اون هرزه‌گرد رو می‌گی.

04:49.140 --> 04:51.270
‫همین چند روز پیش
‫باهاش قرار دسته‌جمعی داشتیم!

04:51.390 --> 04:53.480
‫واقعاً وقت تلف کردن بود، مگه نه؟

05:00.520 --> 05:03.780
‫بالاخره پیدات کردم.

05:04.650 --> 05:06.780
‫داداش بزرگتر...

06:49.930 --> 06:52.890
‫[قسمت ۸
‫همه پرها آواز نمی‌خوانند]

06:53.850 --> 06:58.560
‫۳۰۹، ۳۱۰، ۳۱۱...

06:58.810 --> 07:02.770
‫۳۱۲، ۳۱۳، ۳۱۴...

07:03.110 --> 07:06.360
‫۳۱۵، ۳۱۶...

07:04.440 --> 07:06.570
‫[مرام]

07:06.780 --> 07:09.320
‫- حتی اگه می‌رفتم هم...
‫- ۳۱۷، ۳۱۸، ۳۱۹...

07:09.450 --> 07:11.410
‫چیزی عوض نمی‌شد.

07:11.660 --> 07:12.490
‫۳۲۰...

07:13.030 --> 07:15.990
‫خوب بخور تا
‫بزرگ و قوی بشی!

07:16.620 --> 07:18.040
‫۳۲۳... ۳۲—!

07:18.160 --> 07:20.620
‫بابایی... خیلی دلم برات تنگ شده.

07:27.590 --> 07:29.050
‫اوه، بیدار شدی!

07:29.920 --> 07:30.880
‫خیلی خوشحال شدم!

07:31.550 --> 07:32.890
‫دیگه حالت خوبه.

07:36.600 --> 07:40.140
‫باید آروم بگیری،
‫زخم‌هات هنوز کامل خوب نشدن.

07:41.230 --> 07:44.480
‫آـ آره. بیهوش شده بودم.

07:44.860 --> 07:49.240
‫تـ... تـ... تو بودی که
‫ازم پرستاری کردی تا خوب بشم؟!

07:49.490 --> 07:52.530
‫کار خاصی نکردم،
‫فقط کنارت موندم.

07:52.660 --> 07:54.740
‫کـ... کنارم موندی؟!

07:54.950 --> 07:57.580
‫ام، خـ... خیلی ممنونم!

07:57.950 --> 07:59.450
‫خـ... خیلی ازت ممنونم!

07:59.830 --> 08:00.710
‫خـ... خیلی ممنونم!

08:00.870 --> 08:02.250
‫این پسر یعنی...

08:02.420 --> 08:04.210
‫عادت نداره با دخترا حرف بزنه؟

08:05.750 --> 08:06.750
‫خب پس...

08:06.920 --> 08:08.880
‫- خـ... خیلی ممنونم!
‫- ام، خب...

08:09.000 --> 08:12.130
‫نه، نه، نه!
‫باید بیش‌تر استراحت کنی!

08:12.260 --> 08:13.720
‫مـ... من حالم خوبه!

08:14.010 --> 08:15.760
‫کـ... کاملاً حالم جا اومده!

08:15.890 --> 08:19.270
‫ولی واقعاً باید دراز بکشی
‫و بیش‌تر استراحت کنی.

08:19.390 --> 08:20.770
‫شاید این‌طوری بهتر باشه...

08:21.600 --> 08:23.270
‫چه پسر بامزه‌ایه!

08:25.650 --> 08:27.520
‫دا... داداش بزرگتر!

08:27.650 --> 08:30.480
‫لعنتی،
‫مسخره‌بازی رو تمومش کن.

08:31.030 --> 08:33.900
‫اول که بهم میگی داداش بزرگتر...
‫بعدش دو روز بیهوش میفتی...

08:34.030 --> 08:36.990
‫الانم که به هوش اومدی،
‫چشمت دنبال دخترائه؟

08:37.660 --> 08:39.240
‫کاملاً اشتباه متوجه شدی، کجی!

08:39.370 --> 08:40.240
‫من فقط...

08:40.370 --> 08:42.620
‫فکر کنم من رو با یکی دیگه
‫اشتباه گرفتی.

08:42.830 --> 08:44.500
‫من هیچ برادر کوچکتری ندارم.

08:44.710 --> 08:46.380
‫پس تو اصلاً چه خری هستی؟!

08:48.960 --> 08:53.970
‫ا... اسم من کیسوکه است.
‫من برادر ناتنی کوچکتون هستم.

08:55.630 --> 08:57.550
‫برادر کوچکترِ...

08:57.680 --> 08:58.930
‫ناتنی؟!...

08:59.470 --> 09:02.810
‫امیدوارم دروغ نگفته باشی.
‫مدرکی هم داری؟

09:03.180 --> 09:06.480
‫بچگی‌هامون یه بار همدیگه رو دیدیم.

09:10.520 --> 09:11.900
‫اون...!

09:17.620 --> 09:18.700
‫وایسا!

09:18.820 --> 09:19.990
‫این برای توئه، ساری.

09:20.120 --> 09:23.160
‫اوه! این رو برای من درست کردی؟

09:24.040 --> 09:25.540
‫خب، بهم میاد؟

09:25.920 --> 09:28.790
‫اوه، اوم... آره، بد نیست.

09:30.210 --> 09:31.630
‫ممنونم عزیزم.

09:32.000 --> 09:33.800
‫حدس بزن کی‌ام؟!

09:33.920 --> 09:35.260
‫یعنی کی می‌تونه باشه؟

09:35.380 --> 09:36.470
‫نمی‌دونم!

09:37.470 --> 09:39.680
‫مچش رو گرفتی!
‫دستخوش، کجی!

09:39.800 --> 09:43.390
‫ای بابا بابا!
‫لوام دادی که!

09:44.600 --> 09:46.100
‫خیلی بدجنسی!

09:47.140 --> 09:49.270
‫خیلی دوستت دارم، بابا!

09:50.310 --> 09:52.360
‫من میرم پیاده‌روی، مامان!

09:52.610 --> 09:54.530
‫مواظب گربه‌های ولگرد باش!

09:56.570 --> 09:57.860
‫بیا، بپر رو کولم!

09:58.820 --> 10:00.120
‫این صدای باباست!

10:00.700 --> 10:01.530
‫بابا...!

10:02.410 --> 10:04.830
‫آخ جون! بالاتر! بالاتر!

10:05.960 --> 10:07.080
‫بـ... بابا؟!

10:12.040 --> 10:13.090
‫اون کیه؟

10:13.500 --> 10:14.840
‫اون با بابا چیکار داره؟

10:15.170 --> 10:16.130
‫سلام کوچولو...

10:16.920 --> 10:18.930
‫بچه همین محلی؟

10:19.180 --> 10:21.260
‫می‌خوای بازی کنی؟

10:28.350 --> 10:31.400
‫تو همون وروجک اون روزی هستی...!

10:31.940 --> 10:36.320
‫خیلی بعدتر فهمیدم
‫که با هم فامیل بودیم.

10:37.190 --> 10:40.240
‫داداش، من اومدم این‌جا
‫چون می‌خواستم ازت یه خواهشی کنم.

10:41.160 --> 10:43.330
‫پدر توسط یه سری هیولا
‫گروگان گرفته شده.

10:43.990 --> 10:45.660
‫بهم کمک می‌کنی نجاتش بدم؟

10:46.830 --> 10:50.370
‫می‌دونم که توی سفر بودی
‫و با هیولاها می‌جنگیدی.

10:50.750 --> 10:51.880
‫پدر بهم گفت.

10:52.960 --> 10:54.630
‫اون از کجا می‌دونه؟!

10:55.050 --> 10:58.260
‫دشمن‌هامون خیلی قوی‌ان.
‫به کمکت نیاز دارم، داداش.

10:59.930 --> 11:02.220
‫می‌دونم این درخواستم شاید بی‌رحمانه
‫باشه...

11:02.600 --> 11:05.510
‫اما باید پدر رو نجات بدم،
‫به هر قیمتی که شده.

11:05.850 --> 11:07.100
‫خواهش می‌کنم، داداش!

11:09.640 --> 11:10.480
‫قبول نمی‌کنم.

11:12.560 --> 11:13.610
‫چـ... چرا؟

11:13.860 --> 11:15.360
‫اون پدر واقعیته، مگه نه؟

11:15.570 --> 11:18.530
‫من هیچ کاری با اون مرد ندارم.

11:18.990 --> 11:19.900
‫بابا!

11:21.450 --> 11:22.490
‫بابا!

11:23.870 --> 11:25.700
‫بابا! نرو!

11:26.910 --> 11:28.000
‫عزیزم...

11:28.910 --> 11:30.830
‫بابا!

11:31.870 --> 11:34.250
‫بابا!

11:35.420 --> 11:40.470
‫خیلی نگذشته بود که
‫مادرم از غصه و دل‌شکستگی مریض شد.

11:41.010 --> 11:42.510
‫مامان، حالت بهتره؟

11:43.010 --> 11:45.510
‫آره، همین روزاست که خوب بشم.

11:46.600 --> 11:48.850
‫اما بعد، یه روز صبح...

11:52.270 --> 11:53.940
‫مادرم مرده بود.

11:55.560 --> 11:58.400
‫و بچه‌ی تازه‌متولدشده‌ش،
‫سارا رو تنها گذاشت.

11:59.240 --> 12:04.570
‫مادرم از آخرین تخمی که
‫از پدرم داشت محافظت کرده بود.

12:04.780 --> 12:07.790
‫اون جونش رو پای
‫گرم نگه داشتن اون تخم گذاشت.

12:10.540 --> 12:12.080
‫چرا مامان؟

12:12.620 --> 12:14.880
‫چرا باید خودت رو فدای
‫بچه‌ی اون عوضی می‌کردی؟!

12:15.630 --> 12:18.460
‫مامان!

12:19.760 --> 12:24.340
‫برام مهم نیست که
‫اون یه خانواده‌ی دیگه داشت.

12:24.890 --> 12:28.640
‫اما مادرم از
‫غصه دق کرد و مرد.

12:29.100 --> 12:30.850
‫هیچ‌وقت به‌خاطر این کارش نمی‌بخشمش.

12:31.600 --> 12:35.650
‫اون مادرم رو کشت.
‫و من هیچ‌وقت نمی‌بخشمش.

12:36.480 --> 12:39.570
‫متأسفم که این همه سختی کشیدی.

12:39.570 --> 12:41.610
‫اما نمی‌فهمم چطور این قضیه
‫مستقیماً تقصیر پدره.

12:41.610 --> 12:42.450
‫چی گفتی؟

12:42.990 --> 12:44.860
‫تو از کجا می‌دونی؟

12:45.200 --> 12:50.490
‫بچه‌ای که اون آشغال با عشق بزرگش کرده
‫مگه چیزی هم از این چیزا می‌فهمه؟

12:51.160 --> 12:53.120
‫«آشغال»؟

12:53.370 --> 12:55.830
‫اگه از کلمه‌ی «آشغال» خوشت نمیاد...
‫«تفاله» هم خوبه.

12:55.960 --> 12:58.290
‫تو آزادی هرجور می‌خوای
‫فکر کنی، داداش.

12:58.630 --> 13:02.260
‫اما برای من، اون پدر
‫و استادیه که بهش احترام می‌ذارم.

13:02.470 --> 13:04.680
‫دیگه اجازه نمی‌دم بهش توهین کنی.

13:04.930 --> 13:06.930
‫حتی از طرف تو، داداش.

13:07.470 --> 13:09.560
‫بیاید یه کم آروم باشیم، خوبه؟

13:09.680 --> 13:10.810
‫هی، کجی!

13:14.190 --> 13:17.480
‫اون یه حروم‌زاده‌ی بی‌ارزشه.

13:17.900 --> 13:19.520
‫حقشه که بمیره.

13:22.990 --> 13:25.530
‫بس کنید! دعوا کردن کار بدیه!

13:33.540 --> 13:34.370
‫صبر کن، چی؟

13:37.790 --> 13:38.630
‫امکان نداره...

13:39.290 --> 13:41.460
‫کجی داره کم میاره؟

13:41.920 --> 13:45.510
‫واقعاً نهایت
‫زورت همین بود؟

13:45.930 --> 13:47.010
‫تیکه‌ی آشغال...!

13:59.520 --> 14:03.280
‫حرکاتش خیلی ناشیانه‌ست.
‫کاملاً کنده.

14:08.030 --> 14:09.780
‫بیا تمومش کنیم، داداش.

14:09.950 --> 14:11.620
‫ادامه دادنش فایده‌ای نداره.

14:13.040 --> 14:14.120
‫مسخره‌بازی درنیار.

14:14.830 --> 14:17.460
‫تا وقتی که سیاه‌وکبودت نکنم
‫ول‌کن نیستم.

14:17.920 --> 14:21.130
‫پس چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.
‫به این غائله خاتمه می‌دم.

14:21.920 --> 14:22.750
‫هاتسو!

14:24.920 --> 14:25.760
‫بو!

14:27.510 --> 14:28.340
‫تِن!

14:30.050 --> 14:30.890
‫دارم می‌آم...

14:35.140 --> 14:37.020
‫ضربه آشفته!

14:52.240 --> 14:54.040
‫اون... اون...

14:55.240 --> 14:56.500
‫به‌طرز مسخره‌ای قویه!

15:06.340 --> 15:09.470
‫کیـ... کجی...

15:14.140 --> 15:17.520
‫فکرش رو هم نمی‌کردم داداشم این‌قدر ضعیف
‫باشه.

15:18.680 --> 15:20.810
‫حتی اگه با هم متحد هم می‌شدیم،

15:21.150 --> 15:22.810
‫بازم هیچ شانسی
‫جلوشون نداشتیم.

15:23.440 --> 15:27.280
‫و حالا هم...
‫داداشم رو از خودم رنجوندم.

15:27.610 --> 15:28.440
‫لعنتی!

15:28.570 --> 15:32.450
‫همین الانشم جون پدر
‫توی خطره...

15:33.200 --> 15:35.740
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.
‫نمی‌تونم تسلیم بشم!

15:41.710 --> 15:43.420
‫معلومه که توی شوکه...

15:43.710 --> 15:46.300
‫باید اولین باری بوده باشه
‫که شکست خورده.

15:50.840 --> 15:51.760
‫پیوکو؟

15:53.510 --> 15:54.470
‫عمو!

15:55.260 --> 15:57.520
‫این رو بخور تا حالت بهتر بشه!

15:57.930 --> 15:58.770
‫نمی‌خوام.

16:01.270 --> 16:03.310
‫بیا فعلاً تنهاش بذاریم.

16:06.110 --> 16:07.070
‫لعنتی...

16:07.400 --> 16:10.570
‫اصلاً نتونستم حرکات آخرش رو
‫دنبال کنم.

16:10.990 --> 16:13.200
‫تازه بماند که...
‫انگار بدنم داشت

16:13.240 --> 16:15.410
‫از درون منفجر می‌شد...
‫باورنکردنی بود...

16:16.200 --> 16:17.740
‫مرتیکه‌ی عوضی!

16:18.080 --> 16:20.910
‫یه روز با کشتنش
‫بهش نشون می‌دم کی‌ام!

16:22.580 --> 16:23.420
‫داداش بزرگتر...

16:24.670 --> 16:26.250
‫بیا جلو!

16:26.290 --> 16:28.050
‫این‌دفعه سیاه‌وکبودت می‌کنم!
‫فهمیدی؟

16:28.090 --> 16:29.550
‫واسه این نیومدم این‌جا!

16:31.470 --> 16:34.470
‫بابت قبلاً معذرت می‌خوام.
‫اشتباه کردم.

16:35.140 --> 16:39.600
‫ولی باید پدرمون رو نجات بدم،
‫به هر قیمتی که شده!

16:40.470 --> 16:42.180
‫اگه پدر بمیره...

16:42.310 --> 16:44.980
‫دنیا به دست
‫هیولاها میفته.

16:45.600 --> 16:47.690
‫اون کسیه که هنوز نباید بمیره.

16:48.480 --> 16:49.440
‫پس خواهش می‌کنم،

16:49.650 --> 16:51.570
‫کمکم کن نجاتش بدم!

16:51.900 --> 16:53.240
‫خواهش می‌کنم، داداش!

16:55.450 --> 16:56.870
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

16:57.830 --> 16:59.450
‫خانم اِ-الیزابت!

16:59.790 --> 17:02.080
‫چیزی که الان گفتی...
‫منظورت چی بود؟

17:02.830 --> 17:07.960
‫خب، من و پدر هم داشتیم برای
‫نابود کردن هیولاها می‌جنگیدیم.

17:09.050 --> 17:10.300
‫چرا؟

17:10.550 --> 17:11.460
‫چون که...

17:12.380 --> 17:15.590
‫این وظیفه‌ی خاندان گوشیکیدوریه.

17:17.260 --> 17:20.930
‫خاندان ما و هیولاها
‫تاریخچه‌ای طولانی و درهم‌تنیده دارن.

17:21.350 --> 17:23.810
‫ما تنها کسایی هستیم
‫که می‌تونیم جلوی هیولاها رو بگیریم.

17:24.140 --> 17:27.060
‫خاندان؟ وظیفه‌ی متوقف کردن هیولاها؟

17:27.440 --> 17:29.110
‫داره درباره‌ی چی حرف می‌زنه؟

17:29.730 --> 17:31.820
‫همون خون توی رگ‌های تو هم جریان داره،
‫داداش.

17:32.400 --> 17:36.200
‫واسه همین به کمکت نیاز دارم، خواهش می‌کنم!

17:38.070 --> 17:40.370
‫کی اهمیت میده.
‫به من هیچ ربطی نداره.

17:40.790 --> 17:41.660
‫داداش...

17:43.830 --> 17:44.660
‫هی...

17:45.250 --> 17:47.750
‫می‌تونی سیر تا پیاز
‫اتفاقاتی که افتاده رو برامون بگی؟

17:48.460 --> 17:50.210
‫ا-البته.

17:52.210 --> 17:54.420
‫حتی با وجود قدرت تو هم
‫نتونستین شکستشون بدین؟

17:54.800 --> 17:57.760
‫اونا حتماً
‫نقشه‌ی شومی دارن

17:57.890 --> 18:00.180
‫که دارن اون همه هیولا رو
‫کنترل می‌کنن.

18:00.890 --> 18:02.140
‫ولی راستش رو بخوای،

18:02.140 --> 18:04.640
‫شاید شکست دادن اون شیاطین‌ها
‫کار سختی باشه.

18:05.180 --> 18:06.270
‫ولی با این حال...

18:06.390 --> 18:08.520
‫نمی‌تونم پدرمون رو به حال خودش رها کنم.

18:09.190 --> 18:12.780
‫نمی‌خوام از دستش بدم.
‫به هیچ قیمتی.

18:15.490 --> 18:17.200
‫راستی، راجع به این موضوع...

18:17.320 --> 18:19.820
‫می‌دونی پدرت
‫کجا زندانی شده؟

18:20.070 --> 18:24.620
‫ها؟! تـ... توی یه انبار
‫خارج از شهر، توی شهر آکاموری.

18:24.950 --> 18:27.160
‫حدود ۵۰ کیلومتری غرب این‌جا.

18:27.870 --> 18:30.380
‫ا-این از همون گوشی‌های هوشمنده؟

18:30.540 --> 18:33.420
‫اوه، مگه می‌شناسیشون؟
‫واقعاً کار راه اندازه!

18:34.460 --> 18:37.510
‫خـ... خانم الیزابت واقعاً فوق‌العاده‌ست!

18:37.760 --> 18:41.510
‫انگار گزارش‌های زیادی از دیده‌شدن هیولاها
‫توی شهر آکاموری ثبت شده...

18:41.930 --> 18:43.640
‫چی؟! این هیولا همون...

18:43.850 --> 18:44.680
‫کجی!

18:45.020 --> 18:48.440
‫راستش، فکر کنم خودمون باید بریم
‫و قضیه رو بررسی کنیم.

18:51.400 --> 18:53.320
‫مو... موریو...؟!

18:54.820 --> 18:57.150
‫اون هیولا مهربون...

18:57.860 --> 19:00.610
‫چرا؟ چرا موریو...؟

19:04.990 --> 19:06.790
‫چت شده موریو؟

19:10.920 --> 19:12.330
‫کار موریو بوده؟

19:12.460 --> 19:14.420
‫امکان نداره، موریو...

19:14.840 --> 19:16.670
‫طبق اطلاعات اینترنت،

19:16.800 --> 19:20.340
‫پنج‌تا هیولا از جمله موریو،
‫یهو با هم ظاهر شدن.

19:20.470 --> 19:22.930
‫یک ساعت بعد هم
‫بدون هیچ ردی غیبشون زده.

19:23.220 --> 19:25.640
‫خوشبختانه تلفاتی گزارش نشده،
‫ولی...

19:26.180 --> 19:29.390
‫انگار این شهر بارها
‫مورد حمله هیولاها قرار گرفته.

19:29.640 --> 19:32.190
‫کارخونه متروکه‌ای که شیاطین‌ها
‫توش هستن، همین نزدیکیه.

19:32.610 --> 19:34.400
‫حتماً کار خودشونه—!

19:37.320 --> 19:38.320
‫هیولاها!

19:38.820 --> 19:39.650
‫بزن بریم!

19:41.570 --> 19:43.660
‫خودتی، موریو؟

19:47.120 --> 19:48.040
‫انگار نه.

19:48.700 --> 19:51.500
‫من با این یکی توی کارخونه
‫جنگیده بودم!

19:51.540 --> 19:52.380
‫چی؟!

19:52.380 --> 19:54.750
‫ولی فکر کنم منم
‫این یکی رو قبلاً دیدم!

20:02.760 --> 20:03.930
‫شک ندارم!

20:04.350 --> 20:06.930
‫عقب بایستید! این یکی مال منه!

20:07.060 --> 20:08.350
‫به من دستور نده!

20:08.470 --> 20:10.180
‫من فقط به خواست خودم می‌جنگم!

20:12.560 --> 20:14.520
‫همون‌جا بمون!

20:15.270 --> 20:16.110
‫هاتسو!

20:16.570 --> 20:17.400
‫بو!

20:17.570 --> 20:18.730
‫نکشیدش!

20:19.570 --> 20:21.950
‫اون هیولا قبلاً
‫یکی از خوب‌ها بود!

20:22.150 --> 20:24.240
‫و-و-ولی!

20:24.370 --> 20:26.120
‫نمی‌تونیم همین‌طور دست رو دست بذاریم
‫و هیچ کاری نکنیم!

20:26.330 --> 20:27.700
‫این رو بسپرید به من!

20:44.050 --> 20:46.680
‫از جنس خاصی ساخته شده،
‫واسه همین نباید پاره بشه.

20:48.350 --> 20:50.390
‫واقعاً کارش درسته!

20:59.690 --> 21:01.440
‫یالا! حرف بزن!

21:03.070 --> 21:05.410
‫لعنتی، خیلی کله‌شقه.

21:06.990 --> 21:11.450
‫ما می‌دونیم هدف خاندان گوشیکیدوری
‫نابود کردن ماست.

21:11.910 --> 21:14.870
‫اون خروس ابریشمی
‫تنها همدستت بود؟

21:15.370 --> 21:17.880
‫من... چیزی ندارم بهت بگم.

21:18.090 --> 21:20.000
‫لعنتی.
‫حالا می‌بینیم.

21:20.130 --> 21:21.380
‫ی-یه گزارش دارم.

21:21.510 --> 21:22.340
‫ها؟

21:22.420 --> 21:23.920
‫چی شده، فوناکیچی؟

21:24.010 --> 21:25.550
‫یادت نرفته که
‫بذاری اون هیولاها

21:25.680 --> 21:27.090
‫یکم خودشون رو خالی کنن، مگه نه؟

21:27.220 --> 21:29.510
‫ب-بله، در همین مورد...

21:29.850 --> 21:31.890
‫شماره ۵۶ شکست خورده.

21:32.180 --> 21:33.680
‫ها؟ توسط کی؟

21:33.890 --> 21:35.600
‫اون خروسی که
‫اون روز فرار کرد،

21:35.600 --> 21:38.900
‫دو نفر دیگه رو با
‫خودش آورد و اونا...

21:39.150 --> 21:40.520
‫می‌دونستم کسای دیگه‌ای هم هستن.

21:41.480 --> 21:43.190
‫شرط می‌بندم دیر یا زود
‫میان این‌جا.

21:45.400 --> 21:46.280
‫ببینم، ماما؟

21:47.320 --> 21:50.410
‫اگه اون خروس‌ها رو بگیرم،
‫باعث افتخارت میشم؟

21:53.950 --> 21:55.290
‫آره، هیکاری.

21:56.830 --> 21:59.000
‫اون‌وقت واقعاً بهت افتخار می‌کنم.

23:40.440 --> 23:42.690
‫پدر! دارم می‌آم نجاتت بدم!

23:43.020 --> 23:44.570
‫حریف‌های ما بی‌شمار هیولا هستن!

23:44.650 --> 23:46.110
‫اصلاً نمی‌تونم روی
‫داداش بزرگترم حساب کنم!

23:46.190 --> 23:47.610
‫باید تمام تلاشم رو بکنم،
‫وگرنه...!

23:47.940 --> 23:50.860
‫قسمت بعدی: رفته به باد فنا

23:49.750 --> 23:59.750
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
WearyNoble\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:50.860 --> 23:51.950
‫بانو الیزابت؟!

23:52.070 --> 23:54.030
‫شما واقعاً فوق‌العاده‌اید!

23:54.830 --> 23:59.750
‫[جوایز مسابقه نقاشی طرفداران]

23:59.750 --> 24:02.750

