WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:05.170 --> 00:08.040
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

00:05.170 --> 00:08.040
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

01:30.000 --> 01:42.000
<i>‫ </i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:30.000 --> 01:42.000
‫Yuki\h:مترجم

01:30.000 --> 01:42.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

01:32.400 --> 01:34.070
‫داری تماشا می‌کنی، شونان؟

01:34.530 --> 01:36.760
‫حالا همه‌چیز رو دارم!

01:36.760 --> 01:40.020
‫لیوانش پر از آب‌انگوره.

01:36.760 --> 01:40.040
‫آب‌انگور

01:40.020 --> 01:41.670
‫می‌دونی که اینجا جای تو نیست.

01:41.670 --> 01:43.140
‫چه موقع‌شناسی!

01:43.140 --> 01:46.160
‫نایب‌رئیس! این ویلا فوق‌العاده‌ست!

01:46.550 --> 01:48.150
‫خیلی سروصدا می‌کنی!

01:48.150 --> 01:49.900
‫همسایه‌ها رو اذیت می‌کنی.

01:49.900 --> 01:52.150
‫کمی رعایت کن! رعایت!

01:52.150 --> 01:53.970
‫درسته.

01:53.970 --> 01:56.650
‫بیاید همگی اول از صاحب‌خونه
‫تشکر کنیم.

01:56.650 --> 01:57.470
‫هوم.

01:57.470 --> 01:59.690
‫خب، معلومه که باید بکنیم!

01:59.690 --> 02:01.310
‫ممنون، نایب‌رئیس!

02:01.310 --> 02:03.560
‫هی! چقدر مردونه رفتار می‌کنی، رئیس!

02:03.560 --> 02:05.560
‫خیلی رو مخی!

02:05.560 --> 02:06.700
‫مشکلت چیه؟!

02:06.700 --> 02:10.800
‫سه تا دختر زیبا اینجا دارن
‫از تو تعریف می‌کنن!

02:10.800 --> 02:14.530
‫اینکه چند تا جوجه مثل شما دورم
‫بپلکن خوشحالم نمی‌کنه!

02:14.530 --> 02:16.450
‫و «زیبا»؟ چرت نگو!

02:16.450 --> 02:17.050
‫ها؟!

02:17.050 --> 02:17.800
‫هی!

02:17.800 --> 02:18.880
‫گوش کن!

02:18.880 --> 02:22.690
‫«زیبا» به کسی می‌گن که
‫امروز بعدازظهر دیدم.

02:23.250 --> 02:25.700
‫بیا دیگه، کائورو-کون.

02:26.510 --> 02:27.740
‫کائورو-کون؟

02:28.560 --> 02:30.210
‫بیا دیگه، کائورو-کون.

02:30.210 --> 02:32.500
‫اینم از تشکر من.

02:32.500 --> 02:33.440
‫ها؟

02:34.650 --> 02:37.540
‫آه! تو! با اون
‫هندونه چیکار کردی؟!

02:37.540 --> 02:40.720
‫قبلاً گفتی که چقدر دلمون می‌خواست
‫هندونه رو قاچ کنیم.

02:45.870 --> 02:47.710
‫واسه همین یکیش رو له کردم!

02:47.710 --> 02:49.840
‫موضوع خوردن
‫هندونه له شده نبود.

02:49.840 --> 02:51.960
‫من می‌خواستم قاچش
‫کنم، احمق!

02:52.940 --> 02:55.230
‫عجب آدم سخت‌گیری هستی.

02:55.230 --> 02:57.960
‫خب، اون قضیه
‫دختر زیبا چی بود؟

02:57.960 --> 02:59.130
‫خفه شو.

02:59.130 --> 03:01.970
‫حداقلش اینه که
‫اون کسی مثل تو نیست.

03:04.380 --> 03:06.230
‫ساعت رو نگاه کن! ساعت ۸ شبه!

03:06.230 --> 03:09.030
‫همگی! فردا صبح زود
‫می‌ریم انوشیما!

03:06.230 --> 03:11.480
‫غریبه

03:09.030 --> 03:11.580
‫تازه، معاشرت مختلط
‫بعد از ساعت ۸ ممنوعه!

03:11.580 --> 03:12.630
‫ها؟! همین الان؟!

03:12.630 --> 03:15.340
‫ساکورادایمون-کون،
‫فقط تویی که این رو می‌خوای.

03:15.340 --> 03:17.860
‫شما دخترا خیلی پر سروصدایین!

03:17.860 --> 03:21.000
‫برید بخوابید دیگه!

03:25.850 --> 03:26.890
‫پوئم-سان.

03:28.870 --> 03:31.250
‫توگو، بیداری؟

03:31.250 --> 03:35.090
‫حس کردم یکی داره می‌ره بیرون
‫و بیدار شدم.

03:35.090 --> 03:38.190
‫این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی؟

03:38.190 --> 03:40.350
‫خوابم نبرد.

03:40.350 --> 03:42.390
‫گفتم بیام یه دوری بزنم.

03:42.390 --> 03:43.840
‫می‌فهمم.

03:44.380 --> 03:46.050
‫دلیلت رو درک می‌کنم،

03:46.050 --> 03:48.170
‫ولی خطرناکه که
‫تنهایی شب بیرون باشی.

03:48.170 --> 03:50.290
‫کی می‌دونه چه خطراتی
‫ممکنه در کمین باشه؟

03:52.400 --> 03:54.610
‫پس توگو، تو هم با من بیا.

03:54.610 --> 03:57.350
‫کمی که دور و بر رو گشتم
‫برمی‌گردم.

03:57.350 --> 03:58.730
‫خیلی خب.

03:58.730 --> 04:00.300
‫فکر کنم چاره‌ای ندارم.

04:00.300 --> 04:01.950
‫فقط یه کم.

04:02.870 --> 04:04.070
‫هورا!

04:09.420 --> 04:11.390
‫امروز خیلی خوش گذشت!

04:11.390 --> 04:12.770
‫موافقم.

04:12.770 --> 04:17.010
‫خیلی خنده‌دار بود که تسوکیشیما رو
‫توی شن‌ها دفن کردیم.

04:17.010 --> 04:20.780
‫اما خنده‌دارترین بخشش،
‫تعجب نایب‌رئیس بود.

04:20.780 --> 04:23.850
‫دیدی چطور جلوی اون
‫دست‌پاچه شد؟

04:25.510 --> 04:28.140
‫البته یه کم دلم براش سوخت.

04:28.140 --> 04:30.940
‫ها؟! من که اصلاً دلم براش نمی‌سوزه!

04:30.940 --> 04:34.850
‫تازه، اون یارو مدام داشت
‫مسخره‌مون می‌کرد!

04:34.850 --> 04:38.000
‫من هیچ ترحمی برای مردی که
‫این‌قدر بی‌ملاحظه‌ست ندارم!

04:38.000 --> 04:39.450
‫پوئم-سان، تو از دستش عصبانی هستی!

04:39.450 --> 04:43.260
‫خب، می‌دونم همه‌مون در برابر رئیس
‫کوچیکیم، ولی بازم...

04:43.260 --> 04:44.850
‫این‌طور نیست.

04:44.850 --> 04:46.450
‫هر سه تاتون خانم‌های جذابی هستین.

04:47.080 --> 04:49.600
‫می‌دونستم اینو می‌گی!

04:49.600 --> 04:51.260
‫جدی گفتم.

04:57.300 --> 04:58.590
‫تازه یادم افتاد.

04:58.920 --> 05:00.350
‫چی شده؟

05:00.350 --> 05:04.850
‫خب، وقتی با بقیه رفته بودیم
‫برای خرید مایو،

05:04.850 --> 05:07.850
‫همه‌شون شروع کردن به یه شرط‌بندی احمقانه.

05:07.850 --> 05:08.870
‫قمار کار بدیه!

05:08.870 --> 05:11.850
‫بحث رو عوض نکن!
‫بیشتر شبیه بازی بود تا قمار!

05:12.370 --> 05:13.990
‫چه جور بازی‌ای؟

05:20.270 --> 05:24.620
‫بازیِ «توگو چطور از
‫مایوم تعریف می‌کنه؟»

05:27.620 --> 05:30.610
‫خب، چیز مهمی نیست...

05:30.610 --> 05:33.190
‫ولی تازه فهمیدم تو هیچ‌وقت
‫واقعاً چیزی نگفتی.

05:33.190 --> 05:34.120
‫این از تو بعیده.

05:34.120 --> 05:36.870
‫راست می‌گی.

05:36.870 --> 05:38.380
‫حق با توئه.

05:38.960 --> 05:42.760
‫وقتی اولین بار دیدمش،
‫احساسات مختلفی داشتم،

05:43.370 --> 05:47.260
‫و مطمئن نبودم بتونم با دایره لغات
‫محدودم، اون‌ها رو بیان کنم.

05:47.630 --> 05:49.660
‫واسه همین کلمات رو گم کرده بودم.

05:49.660 --> 05:50.830
‫متأسفم.

05:58.340 --> 05:59.670
‫احمق!

06:01.030 --> 06:04.580
‫پوئم-سان، امروز، تو...

06:04.580 --> 06:05.880
‫چطور بگم؟

06:05.880 --> 06:07.660
‫اوه؟ چی شده؟

06:07.660 --> 06:09.130
‫اوه، خب...

06:09.130 --> 06:12.500
‫واقعاً فکر نمی‌کنم بتونم با
‫کلماتم بیانش کنم.

06:12.500 --> 06:14.030
‫یعنی چی؟

06:15.510 --> 06:17.290
‫یادش بخیر،

06:17.740 --> 06:20.920
‫یه بار دیگه هم موقع قدم زدن
‫با هم گپ زده بودیم.

06:21.170 --> 06:25.180
‫آره. منظورت وقتیه که داشتم
‫تا خونه همراهیت می‌کردم؟

06:25.180 --> 06:30.890
‫اون موقع اصلاً نمی‌دونستم باید
‫راجع به چی حرف بزنیم، ولی...

06:30.890 --> 06:32.960
‫از اون موقع خیلی به هم نزدیک شدیم.

06:33.640 --> 06:35.830
‫خب، آره.

06:40.560 --> 06:45.440
‫می‌دونی، من تا حالا با هیچ پسری
‫جایی نرفته بودم که وقت بگذرونم.

06:45.440 --> 06:47.200
‫ها؟! عجیبه.

06:47.760 --> 06:51.500
‫به نظر میاد با همه، چه دختر چه پسر،
‫خوب کنار میای.

06:51.500 --> 06:53.010
‫نه، اصلاً این‌طور نیست.

06:53.410 --> 06:58.210
‫وقتی بچه بودم، تمام پسرهای بی‌شعوری
‫که می‌شناختم، اسمم رو مسخره می‌کردن.

06:58.210 --> 07:00.590
‫ولی تو...

07:00.820 --> 07:03.360
‫تو دختر بامزه‌ای هستی.

07:03.710 --> 07:06.840
‫اسمت خیلی بهت میاد. خیلی زیاد.

07:06.840 --> 07:10.050
‫تو هیچ‌وقت اسمم رو مسخره نکردی،
‫مگه نه؟

07:10.530 --> 07:13.900
‫فکر کنم واسه همینه که راحت‌تر
‫تونستم باهات کنار بیام.

07:15.470 --> 07:19.340
‫من خیلی کم با زنا سر و کار داشتم

07:19.340 --> 07:21.850
‫به جز مادرم و
‫خواهر کوچیکم، ولی...

07:21.850 --> 07:24.610
‫آره، یه جورایی این حس رو ازت گرفته بودم.

07:24.610 --> 07:27.610
‫من همیشه همین‌طوری بودم،

07:28.310 --> 07:32.620
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، احتمالا مردم
‫از بودن کنارم خوششون نمی‌اومد.

07:33.040 --> 07:36.330
‫هرچند اون‌قدر خنگ بودم که
‫هیچ‌وقت متوجهش نشدم.

07:37.240 --> 07:41.750
‫با این حال، به نظر میاد همه از
‫بودن با من لذت می‌برین.

07:42.270 --> 07:44.150
‫من رو برای چای دعوت کردید،

07:44.150 --> 07:46.860
‫برای درس خوندن دعوتم کردید،

07:46.860 --> 07:50.280
‫و حتی من رو به این سفر طولانی
‫با خودتون بردید.

07:50.980 --> 07:54.750
‫همگی شما واقعاً برام ارزشمندید.

07:54.750 --> 07:56.020
‫ازتون ممنونم.

07:56.020 --> 07:57.320
‫از ته قلبم.

07:59.610 --> 08:02.270
‫هوم، می‌فهمم.

08:03.620 --> 08:04.640
‫چی شده؟

08:04.640 --> 08:06.280
‫هی، این پل...

08:07.070 --> 08:10.800
‫اگه همین‌طور ادامه بدیم،
‫ما رو تا انوشیما می‌بره.

08:10.800 --> 08:13.150
‫درسته.

08:13.150 --> 08:15.670
‫به نظر میاد مسیر مستقیمیه.

08:16.870 --> 08:19.920
‫اصلاً متوجه نشدم که
‫این‌قدر دور شدیم.

08:20.620 --> 08:24.190
‫فکر می‌کنی می‌شه شب‌ها
‫وارد انوشیما شد؟

08:24.190 --> 08:26.710
‫کی می‌دونه؟

08:26.710 --> 08:29.810
‫اولین باره که میام اینجا،
‫واسه همین نمی‌دونم.

08:31.360 --> 08:36.560
‫می‌دونی، معبد انوشیما یه مکان
‫مشهور برای روابطه.

08:36.560 --> 08:39.770
‫جدی؟ نمی‌دونستم.

08:39.770 --> 08:41.740
‫خیلی دوست دارم فردا با همه بیام.

08:44.950 --> 08:48.190
‫می‌خوای همین الان بریم؟

08:48.620 --> 08:50.430
‫فقط من و تو؟

08:51.090 --> 08:52.180
‫ها؟

08:54.830 --> 08:58.100
‫مـ... منظورت همین الان بود؟

08:59.600 --> 09:03.160
‫ولی، ام...

09:09.340 --> 09:11.910
‫شوخی کردم، شوخی! فقط یه شوخی بود!

09:13.090 --> 09:15.470
‫تازه، اصلاً نمی‌دونیم که
‫می‌شه وارد شد یا نه،

09:15.470 --> 09:17.970
‫و فردا که با همه بریم
‫خیلی خوش می‌گذره!

09:20.870 --> 09:23.610
‫خب! بیا برگردیم، توگو!

09:23.610 --> 09:25.620
‫فردا صبح زود باید بیدار شیم!

09:26.020 --> 09:27.610
‫اوه، درسته!

09:29.520 --> 09:31.860
<i>‫سینه‌ام... درد می‌کنه؟</i>

09:32.800 --> 09:35.510
<i>‫این چه حسیه؟</i>

09:36.560 --> 09:37.740
<i>‫نکنه من...</i>

09:38.710 --> 09:40.950
<i>‫اشتباهی کردم؟</i>

09:42.080 --> 09:47.040
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

09:42.080 --> 09:47.040
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

09:47.090 --> 09:52.050
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

09:47.090 --> 09:52.050
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

09:59.940 --> 10:01.680
<i>‫حالا که فکرش رو می‌کنم،</i>

10:02.160 --> 10:04.100
<i>‫بیش از حد هیجان‌زده بودم.</i>

10:05.380 --> 10:06.850
‫نگاه کن! اون رو ببین!

10:07.190 --> 10:09.090
‫کوه فوجی فوق‌العاده‌ست!

10:09.090 --> 10:11.070
‫پس وقتی هوا خوبه می‌شه
‫کوه فوجی رو دید!

10:11.070 --> 10:13.320
‫هوا برای انوشیما عالیه!

10:13.540 --> 10:16.090
‫هر جا
‫بخوای می‌برمت.

10:16.090 --> 10:19.320
‫من هر سال میام اینجا،
‫انگار حیاط پشتی خونمونه!

10:19.320 --> 10:21.950
<i>‫ترجیح می‌دادم با اون زن
‫می‌اومدم اینجا.</i>

10:22.440 --> 10:24.210
‫اوه، اول کجا بریم؟

10:24.210 --> 10:26.040
‫کجا خوبه؟

10:25.060 --> 10:27.090
<i>‫سینه‌ام هنوز درد می‌کنه.</i>

10:27.530 --> 10:31.630
<i>‫مطمئنم این مجازاتِ
‫زیادی هیجان‌زده شدنه.</i>

10:32.540 --> 10:33.600
‫اول از همه!

10:33.600 --> 10:34.860
‫وقتی پوم-سان...

10:34.860 --> 10:37.590
‫سعی کرد بعد از خاموشی
‫بره پیاده‌روی...

10:37.590 --> 10:39.970
‫باید بلافاصله
‫برش می‌گردوندی...

10:39.970 --> 10:41.950
‫ساکورادایمون توگو!

10:41.950 --> 10:44.460
‫اون داشت یه جلسه شورای یک‌نفره برگزار
‫می‌کرد.

10:44.460 --> 10:45.600
<i>‫و بعد...</i>

10:45.940 --> 10:47.990
‫می‌خوای همین الان بریم؟

10:47.990 --> 10:49.360
‫فقط من و تو؟

10:49.360 --> 10:51.320
<i>‫آخرش رد کردم...</i>

10:50.590 --> 10:52.920
‫مـ... منظورت همین الان بود؟

10:52.920 --> 10:54.610
<i>‫..دعوت پوم-سان..</i>

10:55.310 --> 11:01.840
<i>‫مطمئنم که به عنوان نماینده کلاس
‫تصمیم درستی گرفتم.</i>

10:57.410 --> 11:01.370
<b>‫نماینده کلاس</b>

11:01.840 --> 11:03.120
<i>‫اما...</i>

11:04.060 --> 11:07.070
‫شوخی کردم، شوخی! فقط یه شوخی بود!

11:07.070 --> 11:10.460
<i>‫بعد از دیدن پوم-سان که سعی داشت
‫با لبخند همه‌چیز رو درست کنه،</i>

11:11.130 --> 11:15.670
‫خنجر

11:11.920 --> 11:14.810
<i>‫توی سینه‌ام تیر کشید و شروع به درد کرد.</i>

11:16.010 --> 11:17.700
<i>‫نمی‌دونستم.</i>

11:18.020 --> 11:21.230
<i>‫چطور متوجه احساسات
‫پوم-سان نشدم؟</i>

11:22.050 --> 11:24.450
<i>‫باورم نمی‌شه پوم-سان</i>

11:24.450 --> 11:26.640
<i>‫این‌قدر عاشق زیارتگاه‌ها باشه!</i>

11:27.080 --> 11:29.870
<i>‫اگه این‌طوری بهش فکر کنی،
‫همه‌چیز منطقی به نظر می‌رسه!</i>

11:29.870 --> 11:31.930
<i>‫پوم-سان می‌خواست هرچه زودتر به زیارتگاه
‫بره!</i>

11:31.930 --> 11:34.110
<i>‫هرچه زودتر!</i>

11:34.110 --> 11:37.260
‫جلسه شورای اون به یه
‫نتیجه تکان‌دهنده رسید.

11:38.380 --> 11:40.530
‫ام، پوم-سان؟

11:40.530 --> 11:42.190
‫خیلی متاسفم!

11:42.590 --> 11:44.540
‫دیشب، ام...

11:45.790 --> 11:48.080
‫دیگه کشش
‫نده. خجالت‌آوره!

11:48.080 --> 11:50.040
‫واقعاً برام مهم نیست،

11:50.040 --> 11:52.310
‫پس اون قیافه عجیب رو به خودت نگیر!

11:52.310 --> 11:54.350
‫بـ-باشه.

11:54.350 --> 11:55.840
<i>‫خوشحالم!</i>

11:55.840 --> 11:58.300
<i>‫پوم-سان مثل همیشه رفتار می‌کنه.</i>

11:57.280 --> 11:58.300
‫هی.

11:58.570 --> 12:00.430
‫کم‌خوابی داری.

12:00.430 --> 12:02.310
‫تلوتلو می‌خوری. بیا اینجا.

12:02.820 --> 12:03.940
‫آره.

12:03.940 --> 12:06.510
‫دیشب غرق فکر بودم،

12:06.510 --> 12:07.930
‫واسه همین نتونستم زیاد بخوابم.

12:08.390 --> 12:10.760
‫بابت نگرانی‌ات متاسفم، ایزوبوچی.

12:10.760 --> 12:13.240
‫فقط قبل از اینکه از حال بری استراحت کن.
‫بجنب.

12:14.670 --> 12:16.820
<i>‫سینه‌ام هنوز یه کم درد می‌کنه.</i>

12:17.350 --> 12:20.950
<i>‫شاید همون‌طور که ایزوبوچی می‌گه،
‫حال بدم بی‌تاثیر نیست.</i>

12:21.500 --> 12:24.300
<i>‫باید امروز حواسم رو جمع کنم!</i>

12:49.100 --> 12:50.690
‫اینجا در زیارتگاه انوشیما،

12:50.690 --> 12:53.940
‫سه خواهر الهه رو پرستش می‌کنن.

12:53.940 --> 12:57.820
‫استعداد هنری، ثروت،
‫سلامتی، ایجاد پیوند...

12:57.820 --> 13:00.500
‫می‌گن برکات خیلی
‫متفاوتی داره.

12:57.820 --> 13:01.570
‫زیارتگاه انوشیما

13:00.500 --> 13:01.570
‫همه‌چیز داره!

13:01.570 --> 13:04.150
‫می‌گن برای قطع کردن پیوندهای بد
‫هم خیلی معروفه،

13:04.150 --> 13:06.580
‫ولی نباید زیاد بهش امید داشت.

13:06.900 --> 13:10.520
‫آخه بیش از ده ساله که نتونسته
‫پیوند من و این زن رو قطع کنه.

13:10.520 --> 13:12.410
‫نگاش کن، چقدر خجالت کشیده.

13:14.760 --> 13:16.080
‫الان می‌گیرمش!

13:19.760 --> 13:23.170
‫ولی راستش...
‫اون همه پله خیلی زیاده.

13:23.170 --> 13:25.310
‫واقعاً باید همین‌طور بریم بالا؟

13:25.310 --> 13:29.900
‫نه، یه پله‌برقی پولی هم هست که
‫حدود پنج‌دقیقه‌ای می‌رسونه به قله.

13:29.900 --> 13:32.160
‫می‌بینی؟ از اونجا سوار می‌شی.

13:36.730 --> 13:39.110
‫هی، هی، هی، هی!

13:39.110 --> 13:41.760
‫اینکه خودت تصمیم بگیری
‫سخت‌ترین راه رو انتخاب کنی

13:39.910 --> 13:41.070
‫تو هنوز جوونی!

13:41.070 --> 13:44.250
‫نباید این‌قدر زود به
‫امکانات مدرن تکیه کنی!

13:41.760 --> 13:45.220
‫نمونه بارز روحیه برده‌وار
‫شرکتی ژاپنی‌هاست!

13:45.220 --> 13:46.620
‫ازش متنفرم!

13:46.620 --> 13:50.620
<b>‫دعا برای سلامتی</b>

13:51.630 --> 13:53.600
‫هاپ!

14:00.010 --> 14:01.760
‫وای! عجب!

14:01.760 --> 14:04.790
‫پر از لوح‌های دعای صورتیه!

14:05.300 --> 14:07.500
‫اون درختِ پیوندهاست.

14:07.890 --> 14:11.020
‫به خاطر دو درختِ جینکو که
‫ریشه‌هاشون به هم گره خورده،

14:11.020 --> 14:14.770
‫اینجا یه مکانِ مقدس برای پیوند دادنه
‫و مردم لوح‌های دعا رو بهش آویزون می‌کنن

14:14.770 --> 14:17.270
‫تا روابطِ خوبشون شکوفا بشه.

14:18.500 --> 14:19.770
<i>‫پیوند دادن؟</i>

14:20.110 --> 14:25.160
‫می‌دونی، معبدِ انوشیما یه مکانِ مقدسِ
‫مشهور برای روابطه.

14:25.530 --> 14:26.660
‫اون | اون
‫کوهارو | یوتا

14:26.660 --> 14:28.410
‫فهمیدم.

14:29.450 --> 14:32.400
‫اسمِ خودت و اسمِ کسی که
‫بهش علاقه داری رو می‌نویسی

14:30.910 --> 14:38.040
‫لوح‌های دعای پیوند

14:32.400 --> 14:34.390
‫داخلِ قلبِ روی لوحِ دعا.

14:34.390 --> 14:35.160
‫اوه!

14:35.160 --> 14:38.040
‫دارن ازت می‌خوان که از
‫یه مانعِ خیلی بزرگ بگذری.

14:38.040 --> 14:41.690
‫الان وقتِ گفتنِ این حرفاست؟!

14:43.340 --> 14:45.130
‫واو! دمت گرم، آکینا!

14:45.130 --> 14:47.630
‫چقدر جسوری که این کار رو
‫در حالی که اون اینجاست انجام می‌دی!

14:47.630 --> 14:48.760
‫و بعد!

14:49.130 --> 14:51.000
‫این رو برمی‌دارم و...

14:51.430 --> 14:51.680
‫اون | اون
‫موتوکو آکینا | بوچی

14:51.430 --> 14:52.680
‫اون | اون
‫من | سیل
‫دمش ♥

14:52.680 --> 14:54.970
‫..یواشکی بینِ بقیه لوح‌های.
‫دعا قایمش می‌کنم.

14:54.970 --> 14:56.300
‫تلاشت رو کردی.

14:56.300 --> 14:57.690
‫همین کافیه، آکینا.

15:00.250 --> 15:01.690
‫تو هم داری یکی می‌نویسی، کائورو-کون؟

15:01.690 --> 15:03.190
‫ها؟!

15:03.190 --> 15:04.660
‫بدون اجازه نگاه نکن!

15:06.320 --> 15:08.480
‫تو دیگه ناامیدی، کائورو-کون!

15:08.480 --> 15:11.580
‫نگران نباش. هر وقت دلم بخواد
‫می‌ذارم دوباره ببینیش!

15:11.580 --> 15:13.660
‫چ-چه چرت و پرت‌هایی داری می‌گی؟!

15:13.660 --> 15:15.660
‫بیا دیگه بریم!

15:14.910 --> 15:17.620
‫این... این واقعاً مسخره‌ست.

15:18.160 --> 15:22.570
<i>‫پس این همون جاییه که
‫پوئم-سان می‌خواست بیاد.</i>

15:22.570 --> 15:24.840
<i>‫اگه برای پیوند دادنِ روابطه،</i>

15:24.840 --> 15:29.470
<i>‫یعنی کسی هست که پوئم-سان
‫بخواد بهش نزدیک‌تر بشه.</i>

15:25.530 --> 15:28.190
‫اسم کی رو نوشتی، پو-چان؟

15:28.190 --> 15:29.470
‫خفه شو!

15:29.470 --> 15:33.050
<i>‫من همین الانش هم به پوم-سان نزدیکم.</i>

15:33.050 --> 15:36.730
<i>‫به عنوان دوستش، باید کمک کنم
‫به این آدم نزدیک‌تر بشه!</i>

15:36.730 --> 15:37.730
‫خنجر

15:38.690 --> 15:39.810
<i>‫بازم؟</i>

15:40.270 --> 15:41.230
<i>‫نه، نه!</i>

15:42.050 --> 15:43.190
‫پوم-سان!

15:43.190 --> 15:44.230
‫هوم؟

15:44.230 --> 15:45.950
‫چی نوشتی؟

15:45.950 --> 15:48.690
‫ها؟ چرا باید به تو بگم؟

15:48.690 --> 15:49.490
‫احمق!

15:49.490 --> 15:52.870
‫اوه نه، فقط فکر کردم شاید بتونم...

15:52.870 --> 15:53.870
‫خنجر

15:54.490 --> 15:55.500
‫..کمکت کنم..

15:55.910 --> 15:57.170
<i>‫بازم.</i>

15:57.170 --> 15:58.500
<i>‫این درد توی سینه‌ام.</i>

16:02.210 --> 16:03.380
‫اینجا.

16:04.880 --> 16:07.970
‫گفتن اشکالی نداره
‫فقط اسم خودت رو بنویسی.

16:07.970 --> 16:10.840
‫برای دعا کردن جهت
‫روابط خوب در آینده.

16:10.840 --> 16:12.390
‫فهمیدم.

16:13.170 --> 16:14.790
<i>‫چرا اینطوریه؟</i>

16:14.790 --> 16:16.890
<i>‫یه جورایی خیالم راحت شد،</i>

16:16.390 --> 16:19.140
‫اون
‫کوهیناتا
‫پوم

16:16.890 --> 16:19.140
<i>‫ولی یه جورایی هم ناامید شدم.</i>

16:20.650 --> 16:25.420
‫چی شده؟ انقدر برات مهم بود
‫که اسم کی رو نوشتم؟!

16:25.420 --> 16:27.550
‫آره. مهم بود.

16:27.550 --> 16:30.030
‫پو! ساکورادایمون-کون!

16:30.030 --> 16:31.920
‫داریم می‌ریم!

16:31.920 --> 16:34.010
‫اوه! زود باش. دارن صدامون می‌کنن!

16:34.010 --> 16:35.280
‫توگو، جا می‌مونی!

16:35.280 --> 16:36.790
‫اوه، پوم-سان!

16:41.470 --> 16:45.420
<i>‫حتماً  دارم  یه
‫اشتباهی می‌کنم.</i>

16:46.400 --> 16:48.050
<i>‫اگه اشتباه نمی‌کردم،</i>

16:48.800 --> 16:52.300
<i>‫پوئم-سان اون
‫لبخند غمگین رو نداشت.</i>

16:54.320 --> 16:58.810
<i>‫با این حال، اصلاً نمی‌دونم
‫باید چیکار کنم.</i>

16:54.860 --> 16:57.020
‫سنسِی، تسوکیشیما-کون دیگه بریده!

16:57.020 --> 16:58.530
‫کی رو داری «سنسِی» صدا می‌کنی؟

16:58.530 --> 17:01.000
‫در این صورت، بیا یه جا برای استراحت پیدا
‫کنیم.

17:00.090 --> 17:01.690
<i>‫من همیشه همین‌طوریم.</i>

17:02.900 --> 17:04.440
<i>‫فقط...</i>

17:04.440 --> 17:07.170
<i>‫احساسات آدم‌ها رو نمی‌فهمم.</i>

17:14.360 --> 17:18.080
‫شنیدم یه جایی رو پیدا کردی که
‫وسایل یوکای کواچ می‌فروشه؟

17:18.080 --> 17:19.950
‫هی، بیا با هم بریم، توگو-کون!

17:19.950 --> 17:21.700
‫من نمیام.

17:22.770 --> 17:26.210
‫توی قوانین مدرسه اومده که اجازه نداریم
‫توی راه برگشت به خونه جایی توقف کنیم.

17:26.600 --> 17:28.210
‫اگه واقعاً می‌خوای بری،

17:28.210 --> 17:30.970
‫باید اول بریم خونه
‫و بعد راه بیفتیم بریم اونجا.

17:30.970 --> 17:32.630
‫ولی اونا کالاهای نسخه محدودن!

17:32.630 --> 17:34.780
‫اگه زود نرسیم،
‫ممکنه تموم بشن!

17:34.780 --> 17:36.100
‫بی‌خیالش شو.

17:36.480 --> 17:38.000
‫خودمون تنهایی می‌ریم.

17:38.000 --> 17:38.970
‫ولی...

17:38.970 --> 17:42.600
‫به عنوان مراقب کلاس، مجبورم
‫این رو به معلم گزارش بدم.

17:42.600 --> 17:44.120
‫هر کاری می‌خوای بکن!

17:44.120 --> 17:47.360
‫ما داریم می‌ریم یه چیز
‫خیلی باارزش‌تر بگیریم!

18:00.720 --> 18:02.660
‫اوه، بیدار شدی؟

18:05.490 --> 18:06.630
‫کجاییم؟

18:06.630 --> 18:09.030
‫تسوکیشیما گفت که دیگه بریده،

18:06.630 --> 18:11.130
‫کایکاتِی

18:09.030 --> 18:11.130
‫واسه همین همه‌مون اومدیم توی این رستوران.

18:11.590 --> 18:15.890
‫بعد از اینکه ناهارت رو خوردی،
‫یهو از حال رفتی و خوابت برد.

18:16.280 --> 18:20.310
‫ایزوبوچی گفت چون با وجود کم‌خوابی
‫به راهت ادامه دادی این‌طور شدی.

18:20.310 --> 18:22.300
‫گفت این رو بخور و کمی استراحت کن.

18:26.900 --> 18:29.380
‫آره، منم کم‌خوابی دارم.

18:29.380 --> 18:32.530
‫داشتم فکر می‌کردم
‫که امروز حالم زیاد خوب نیست.

18:32.890 --> 18:34.210
‫تو هم؟

18:35.050 --> 18:38.030
‫بقیه رفتن جلو
‫به سمت غارهای ایوایا.

18:38.390 --> 18:42.680
‫گفتن می‌تونیم اینجا منتظرشون بمونیم،
‫یا سعی کنیم بهشون برسیم،

18:42.680 --> 18:44.540
‫یا برگردیم پایین.

18:44.990 --> 18:49.070
‫فکر کنم پیاده‌روی دیشبمون
‫باعث این وضعیت شده.

18:49.070 --> 18:52.200
‫می‌دونم کمی دیره،
‫ولی ببخش که تو رو هم دنبال خودم کشوندم.

18:53.140 --> 18:54.050
‫اشکالی نداره.

18:59.160 --> 19:01.100
‫یه خواب دیدم.

19:01.940 --> 19:02.890
‫آره؟

19:02.890 --> 19:05.060
‫مربوط به دوران
‫دبستانم بود.

19:06.050 --> 19:10.320
‫توی راه برگشت از مدرسه، هم‌کلاسی‌هام
‫داشتن درباره توقف توی راه حرف می‌زدن.

19:10.820 --> 19:13.820
‫ازم خواستن باهاشون برم،
‫ولی ردشون کردم.

19:14.360 --> 19:16.630
‫بهشون گفتم که این کار خلاف قوانینه.

19:17.250 --> 19:22.200
‫توی خوابم، یادم اومد که دوستم
‫چقدر غمگین به نظر می‌رسید.

19:22.200 --> 19:27.460
‫و وقتی اون صحنه رو دیدم،
‫یه گرفتگی دردناک توی سینه‌ام حس کردم.

19:30.570 --> 19:34.710
‫هنوزم فکر نمی‌کنم اون روز
‫تصمیم اشتباهی گرفته باشم.

19:35.400 --> 19:36.500
‫فقط...

19:37.850 --> 19:39.970
‫فقط اینکه من...

19:39.970 --> 19:41.580
‫من واقعاً...

19:44.340 --> 19:46.680
‫اوه؟! چی شد؟!

19:47.660 --> 19:49.740
‫دلم می‌خواست باهاش برم.

19:49.740 --> 19:53.460
‫واقعاً دلم می‌خواست باهاش برم!

19:53.980 --> 19:56.940
‫پوئم-سان،
‫وقت داری؟

20:00.310 --> 20:02.800
‫پس دوباره داریم میایم اینجا؟

20:02.800 --> 20:06.380
‫راستی، در مورد اون دوستی که
‫از دوران دبستان گفتم...

20:04.200 --> 20:05.500
‫به حرفم گوش کن.

20:06.380 --> 20:10.260
‫بعد از اون، من و دوستم
‫از هم دور شدیم.

20:11.480 --> 20:15.700
‫اما اگه بعداً بهش گفته بودم
‫که واقعاً چه حسی داشتم...

20:16.630 --> 20:21.310
‫اگه بهش گفته بودم که منم
‫واقعاً دلم می‌خواست با هم بریم...

20:22.640 --> 20:25.380
‫شاید همه‌چیز جور دیگه‌ای
‫رقم می‌خورد.

20:26.520 --> 20:27.390
‫پوئم-سان!

20:27.390 --> 20:28.770
‫چ-چی شده؟

20:28.770 --> 20:33.230
‫این همون جاییه که دیشب
‫می‌خواستی بیای، درسته؟

20:33.740 --> 20:36.530
‫بهت گفتم دیگه اون موضوع رو پیش نکش.

20:36.530 --> 20:40.180
‫نمی‌خوام از هم دور بشیم.

20:40.870 --> 20:43.280
‫برای همین حس می‌کنم باید بهت بگم.

20:43.770 --> 20:47.700
‫منم می‌خواستم با تو بیام اینجا.

20:47.700 --> 20:50.560
‫ببخشید که دیروز نتونستم
‫جواب درستی بهت بدم.

20:51.190 --> 20:53.540
‫هوم؟ واقعاً؟

20:53.540 --> 20:57.140
‫فهمیدن احساسات
‫بقیه خیلی سخته،

20:57.630 --> 21:01.030
‫اما شناختن احساسات واقعی خود آدم
‫از اون هم سخت‌تره.

21:01.360 --> 21:06.430
‫حس می‌کنم اگه همون لحظه به زبونشون
‫نیاری، از ذهنت می‌پرن.

21:07.430 --> 21:10.700
‫البته تو که خیلی سریع
‫احساساتت رو به زبون میاری.

21:13.100 --> 21:17.580
‫می‌دونم. منم مثل بقیه
‫یه لوح دعا می‌خرم.

21:17.580 --> 21:19.340
‫حتماً. چرا که نه؟

21:23.840 --> 21:24.840
‫پوئم-سان.

21:24.840 --> 21:26.450
‫ها؟ چی؟

21:26.450 --> 21:30.330
‫چرا از این فرصت استفاده نکنیم
‫و اسم هر دومون رو روش ننویسیم؟

21:30.700 --> 21:32.100
‫عمراً!

21:32.100 --> 21:33.460
‫نمی‌خوای انجامش بدی؟

21:33.460 --> 21:36.460
‫نه، منظورم این نبود!

21:36.460 --> 21:38.140
‫آ-آخه این خیلی عجیبه، مگه نه؟!

21:38.140 --> 21:40.210
‫چون... ما که با هم قرار نمی‌ذاریم!

21:40.210 --> 21:41.920
‫مگه این‌طوریه؟

21:41.920 --> 21:44.220
‫نمی‌دونم! مگه
‫این‌طوری نیست؟!

21:47.220 --> 21:53.100
‫امم، نمی‌دونم الان وقت مناسبی برای
‫گفتن این حرف هست یا نه،

21:53.630 --> 21:57.470
‫ولی حس می‌کنم اگه الان نگم،
‫فرصتش رو از دست می‌دم.

21:57.470 --> 21:58.610
‫چی شده؟

22:02.300 --> 22:03.970
‫انگار که...

22:03.970 --> 22:05.570
‫دوستت دارم.

22:06.740 --> 22:08.020
‫ها؟

22:06.740 --> 22:09.990
‫اون پسر دست‌وپاچلفتی یه‌دفعه
‫یه نگاه جدی توی چشماش اومد.

23:20.000 --> 23:32.000
<i></i>‫ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

23:20.000 --> 23:32.000
‫Yuki\h:مترجم

23:20.000 --> 23:32.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK
