WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:05.130 --> 00:07.800
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

00:05.130 --> 00:07.800
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

01:30.000 --> 01:42.000
<i>‫ </i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:30.000 --> 01:42.000
‫Yuki\h:مترجم

01:30.000 --> 01:42.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

01:34.470 --> 01:36.010
‫توی تعطیلات تابستونی،

01:36.010 --> 01:38.910
‫پوئم-چان و بقیه
‫با هم رفتن ساحل.

01:37.010 --> 01:37.890
<b>‫آب
‫انگور</b>

01:44.220 --> 01:47.410
‫می‌خوای همین الان بریم؟

01:47.980 --> 01:49.660
‫فقط من و تو؟

01:50.260 --> 01:52.680
<i>‫سینه‌ام... درد می‌کنه؟</i>

01:53.360 --> 01:56.140
<i>‫این چه حسیه؟</i>

01:56.140 --> 02:01.290
‫می‌دونی، معبد انوشیما یه
‫مکان پرانرژی معروف واسه رابطه‌هاست.

01:58.660 --> 01:59.910
‫اون
‫کوهیناتا
‫پوئم

02:01.290 --> 02:03.160
‫دلم می‌خواست برم.

02:03.560 --> 02:06.900
‫واقعاً دلم می‌خواست برم!

02:11.710 --> 02:13.590
‫به نظر می‌رسه که...

02:13.590 --> 02:14.970
‫دوستت دارم.

02:17.090 --> 02:19.550
‫منم دوستت دارم!

02:19.550 --> 02:21.600
‫پس می‌خوای با هم دوست بشیم؟

02:22.360 --> 02:23.570
‫و حالا...

02:27.940 --> 02:29.190
<b>‫جشنواره
‫کومازاوا</b>

02:29.190 --> 02:30.190
<b>‫جشنواره
‫کومازاوا</b>

02:30.190 --> 02:32.690
<b>‫جشنواره
‫کومازاوا</b>

02:30.480 --> 02:35.450
‫آماده ‫شدن برای جشنواره فرهنگی با ‫دست‌وپاچلفتی‌ها

02:31.200 --> 02:32.690
‫جشنواره فرهنگی، هه؟

02:33.020 --> 02:35.240
‫حالا که گفتی،
‫دوباره وقتش رسیده.

02:35.240 --> 02:38.820
‫باشگاه مطالعات مانگای ما هم
‫داره سگ‌دو می‌زنه تا آماده بشه.

02:38.810 --> 02:43.060
<b>‫شیریوس</b>

02:40.570 --> 02:43.060
<i>‫دارن اونو واسه
‫جشنواره فرهنگی آماده می‌کنن؟</i>

02:43.060 --> 02:48.460
‫جشنواره
‫فرهنگی

02:43.080 --> 02:45.600
‫آخ، جشنواره فرهنگی که این‌همه منتظرش
‫بودیم!

02:45.600 --> 02:48.330
‫و امسال بالاخره ما
‫توی تیم برگزاری هستیم!

02:48.330 --> 02:52.840
‫آره، راست می‌گی. دوره راهنمایی
‫خیلی به جشنواره‌های فرهنگی می‌رفتی.

02:52.840 --> 02:56.900
‫ولی وقتی صحبت از جشنواره فرهنگی می‌شه،
‫توی این مدرسه، یکی دیگه هم داریم...

02:58.240 --> 03:00.600
‫مسئول اجرایی جشنواره فرهنگی!

03:00.870 --> 03:03.600
‫قرار نیست دوباره با یه
‫آدم عجیب‌وغریب سر و کله بزنیم، نه؟

03:03.190 --> 03:04.710
‫۳ دست‌وپاچلفتی!

03:05.140 --> 03:06.770
‫اگه می‌دونی، پنهان کردنش فایده‌ای نداره.

03:06.300 --> 03:07.370
‫ها؟

03:06.770 --> 03:07.770
‫چی شده، آکینا؟

03:07.770 --> 03:09.360
‫پوست کندن، پوست کندن، پوست کندن!

03:09.360 --> 03:10.770
‫این دیگه چه افکت صوتی‌ای بود؟!

03:10.770 --> 03:12.730
‫بله! بذارید حقیقت رو اعتراف کنم!

03:12.730 --> 03:16.720
‫مسئول اجرایی جشنواره فرهنگی منم!

03:12.730 --> 03:16.720
‫جلسه برنامه‌ریزی کلاس
‫برای سی و دومین جشنواره فرهنگی


03:17.130 --> 03:18.490
‫پس قضیه این بود!

03:18.490 --> 03:19.590
‫این خیلی بده.

03:19.590 --> 03:22.260
‫اون مثل یه حیوون وحشیه که آزاد شده!

03:22.260 --> 03:24.730
‫احتمال زیادی
‫هست که از قدرتش

03:25.090 --> 03:27.730
‫به عنوان مسئول اجرایی استفاده کنه
‫تا جشنواره رو مال خودش کنه!

03:27.730 --> 03:32.180
‫خب، بیاید انتخاب برنامه‌ای که
‫کلاسمون می‌خواد اجرا کنه رو شروع کنیم!

03:32.180 --> 03:33.550
‫از اونجایی که من رهبریش می‌کنم،

03:33.550 --> 03:36.990
‫بهترین خاطرات و عشق رو
‫به همه هدیه می‌دیم!

03:36.990 --> 03:38.670
‫زیاد جدید نیست،
‫ولی نظرتون درباره کافه چیه؟

03:38.670 --> 03:39.490
‫تونل وحشت!

03:39.490 --> 03:40.400
‫تاکویاکی!

03:40.400 --> 03:41.420
‫اتاق فرار چطوره؟

03:41.420 --> 03:42.250
‫فال‌گیر!

03:41.460 --> 03:43.370
‫اوهوم، اوهوم، اوهوم.

03:42.250 --> 03:43.370
‫کافه خدمتکاری!

03:43.370 --> 03:45.640
‫متوجهم، متوجهم، متوجهم.

03:47.640 --> 03:50.000
‫آرامش...

03:48.150 --> 03:50.000
‫ساکت شید، تازه‌کارها.

03:50.000 --> 03:51.820
‫منظورت از «تازه‌کارها» چیه؟!

03:50.020 --> 03:55.400
‫سی و دومین جشنواره فرهنگی سالانه کلاس

03:51.820 --> 03:52.900
‫مگه تو حرفه‌ای هستی؟!

03:52.900 --> 03:55.080
‫پچ‌پچ نکنید! پچ‌پچ نکنید!

03:55.400 --> 03:58.580
‫من تو دوره راهنمایی، کلی
‫جشنواره فرهنگی رو بررسی کردم،

03:58.580 --> 04:01.740
‫و طبق آنالیزی که کردم،
‫یه جشنواره فرهنگی...

04:03.000 --> 04:06.150
‫بزرگ‌ترین فرصت برای رسیدن به عشق
‫تو دوران دبیرستانمونه!

04:06.150 --> 04:11.060
‫تعداد زوج‌هایی که تو جشنواره‌های فرهنگی
‫شکل می‌گیرن، خیلی بیشتر از بقیه رویداداست!

04:11.060 --> 04:13.920
‫همه می‌خوان از این فرصت طلایی
‫نهایت استفاده رو ببرن!

04:13.920 --> 04:17.240
‫واسه همین پیشنهاد می‌کنم
‫که این برنامه رو اجرا کنیم!

04:17.240 --> 04:20.160
‫مهمانی
‫رقص پرام

04:17.930 --> 04:20.160
‫یه مهمانی رقص پرام!

04:21.410 --> 04:22.280
‫پرام؟

04:22.280 --> 04:23.910
‫فکر کنم تو فیلم‌ها دیدمش!

04:23.910 --> 04:27.890
‫همون مهمونی‌ای که آخر سال
‫تو دبیرستان‌های آمریکا می‌گیرن.

04:27.890 --> 04:31.440
‫جایی که پسرا از دخترا درخواست می‌کنن،
‫بعد از رقص رای‌گیری می‌کنن،

04:31.440 --> 04:33.800
‫و پادشاه و ملکه پرام رو انتخاب می‌کنن!

04:33.800 --> 04:37.900
‫ها؟ پسرا باید درخواست کنن؟

04:36.160 --> 04:37.900
‫این که خیلی سخته، نه؟

04:37.900 --> 04:39.450
‫نترسید!

04:39.450 --> 04:42.930
‫هم پسرا و هم دخترا می‌تونن
‫از همدیگه برای این مهمونی دعوت کنن!

04:42.930 --> 04:46.440
‫ما به همه شرکت‌کننده‌ها
‫کارت‌هایی مثل این می‌دیم!

04:42.930 --> 04:46.440
‫عینکی

04:42.930 --> 04:46.440
‫قد بالای ۱۶۵

04:46.830 --> 04:48.370
‫بعد همون‌طور که تو جشنواره می‌چرخن،

04:48.370 --> 04:51.550
‫دنبال یه شریک می‌گردن که
‫با ویژگی روی کارتشون جور باشه،

04:51.550 --> 04:53.190
‫و بعد دعوتش می‌کنن به پرام!

04:53.190 --> 04:58.400
‫اون‌وقت دست شریکی که سرنوشت
‫جلوشون گذاشته رو می‌گیرن،

05:01.360 --> 05:04.690
‫با هم می‌رقصن و جرقه‌های
‫عشق روشن میشه!

05:04.690 --> 05:05.830
‫علاوه بر این!

05:05.830 --> 05:10.000
‫زوجی که آخرش به عنوان
‫پادشاه و ملکه پرام انتخاب بشن،

05:05.830 --> 05:10.000
‫شاه و ملکه پرام

05:10.000 --> 05:12.840
‫یه جایزه لاکچری برنده میشن!

05:12.840 --> 05:13.840
‫امم...

05:14.230 --> 05:16.590
‫اگه از قبل یه نفر تو ذهنمون باشه
‫که بخوایم دعوتش کنیم،

05:16.590 --> 05:19.660
‫ولی با ویژگی روی کارتمون
‫جور نباشه چی؟

05:19.660 --> 05:21.850
‫معامله کردن این کارت‌ها مجازه!

05:21.850 --> 05:25.100
‫پس فقط کافیه کارتت رو با کسی عوض کنی
‫که ویژگی مورد نظرت رو داره!

05:25.100 --> 05:29.980
<i>‫البته، من این برگ برنده رو
‫واسه خودم نگه می‌دارم!</i>

05:26.200 --> 05:29.980
‫روپوش
‫سفید می‌پوشه

05:29.980 --> 05:33.500
‫مهمانی
‫رقص پرام

05:30.540 --> 05:33.150
‫سوال یا نظر دیگه‌ای
‫وجود داره؟

05:33.150 --> 05:35.200
‫خب؟ تو چی فکر می‌کنی، پوئم-چان؟

05:35.200 --> 05:36.320
‫ها؟ من؟

05:36.320 --> 05:40.240
‫خب، به نظرم این کار واسه
‫یه کلاس تنهایی خیلی بزرگه.

05:40.670 --> 05:43.150
‫تا وقتی که آدم‌های زیادی رو
‫درگیر این کار نکنیم، جواب نمیده،

05:43.150 --> 05:47.050
‫و هنوز معلوم نیست چطوری می‌خوایم
‫اون جایزه لاکچری رو جور کنیم.

05:47.050 --> 05:49.140
‫صدای نگرانیتون رو شنیدم!

05:49.140 --> 05:51.470
‫این مهمونی پرام خیلی جالب به نظر میاد!

05:51.470 --> 05:52.630
‫ر-رئیس؟!

05:52.630 --> 05:57.060
‫این چند سال اخیر، جشنواره‌های فرهنگی
‫یکم تکراری و بی‌روح شده بودن!

05:57.060 --> 06:00.350
‫واسه همین یه چیزی می‌خواستم
‫که به عنوان رویداد اصلی باشه!

06:00.350 --> 06:02.760
‫آکینا-کون، ایده خیلی خوبیه!

06:03.490 --> 06:05.260
‫ممنون از تعریفتون.

06:05.590 --> 06:07.790
‫شورای دانش‌آموزی مسئولیتش رو
‫به عهده می‌گیره

06:07.790 --> 06:11.440
‫تا کارت‌های ویژگی رو بین
‫همه دانش‌آموزها پخش کنه!

06:11.440 --> 06:13.150
‫اوه، واقعاً؟

06:13.150 --> 06:16.220
‫حتی شاید ارزشش رو داشته باشه
‫چندتا رقصنده حرفه‌ای رو هم دعوت کنیم

06:16.220 --> 06:18.930
‫تا توی مهمونی اجرا کنن.
‫نظرت چیه؟

06:18.930 --> 06:20.600
‫د-دقیقاً همین‌طوره.

06:20.600 --> 06:25.410
‫جایزه پادشاه و ملکه پرام رو هم
‫می‌تونی بسپاری به شورای دانش‌آموزی!

06:25.410 --> 06:27.370
‫ه-هر چی شما بگین!

06:27.370 --> 06:30.850
<i>‫پسر! همه چیزهای نامشخص
‫یکی‌یکی دارن جور میشن!</i>

06:31.290 --> 06:34.950
‫این‌طوری شد که قضیه
‫هی بزرگ و بزرگ‌تر شد

06:34.950 --> 06:38.300
‫تا جایی که مهمونی پرام شد
‫رویداد اصلی جشنواره فرهنگی،

06:38.690 --> 06:41.760
‫و آکینا هم شد مسئول برگزاریش.

06:41.760 --> 06:43.430
‫به نظر کار خیلی سختی میاد.

06:43.430 --> 06:45.880
‫خب، خودش که خیلی ذوق داره،

06:45.880 --> 06:49.430
‫تازه من و تازاکی هم تا جایی که بتونیم
‫کمکش می‌کنیم، واسه همین مشکلی پیش نمیاد.

06:49.810 --> 06:52.660
‫تو واقعاً به فکر
‫دوستاتی، پوئم-سان.

06:52.660 --> 06:54.940
‫من برات آرزوی موفقیت می‌کنم. موفق باشی!

06:55.740 --> 06:57.940
‫مهمونی رقص پرام، هوم؟

06:58.290 --> 07:00.120
‫حتی نمی‌تونم تصورش کنم.

07:00.120 --> 07:02.840
‫چیزی شبیه به
‫یه مهمونی رقص بالرومه؟

07:03.200 --> 07:04.820
‫خودم هم دقیقاً نمی‌دونم،

07:05.310 --> 07:07.760
‫ولی خب دخترها و پسرها
‫دست همدیگه رو می‌گیرن

07:07.760 --> 07:09.720
‫و خیلی نزدیک
‫به هم می‌رقصن.

07:09.720 --> 07:13.380
‫پس احتمالاً کلی هیجان‌انگیز باشه.

07:13.880 --> 07:15.590
<i>‫راستی یادم افتاد...</i>

07:15.590 --> 07:18.780
<i>‫من باهاش دست دادم،
‫بهش مشت و لگد زدم،</i>

07:18.780 --> 07:20.710
<i>‫ولی تا حالا دستش رو نگرفتم.</i>

07:22.180 --> 07:27.470
<i>‫یعنی به نظرش دست همدیگه رو گرفتن هم
‫یه جور «رابطه نامشروع» حساب میشه؟</i>

07:27.930 --> 07:31.690
<i>‫ولی شاید اگه توی جشنواره فرهنگی
‫دست هم رو بگیریم اشکالی نداشته باشه؟</i>

07:30.370 --> 07:31.690
‫پوئم-سان؟

07:31.690 --> 07:33.980
<i>‫هر چی باشه این یه رویداد مدرسه‌ایه.</i>

07:32.360 --> 07:33.500
‫پوئم-سان؟

07:33.980 --> 07:35.640
‫چیزی شده؟

07:35.640 --> 07:36.450
‫ها؟

07:36.880 --> 07:38.360
‫اوه، نه، هیچی!

07:39.730 --> 07:43.360
‫ر-راستی، کلاس شما تصمیم گرفت
‫واسه جشنواره چیکار کنه، توگو؟

07:43.360 --> 07:45.740
‫ظاهراً می‌خوایم یه «کافه کتابخانه» بزنیم.

07:46.090 --> 07:47.740
‫دخترهای کلاسمون

07:47.740 --> 07:51.250
‫خیلی ذوق دارن که تسوکیشیما با لباس پیشخدمت
‫به مشتری‌ها سرویس بده.

07:51.640 --> 07:52.890
‫چه ایده باحالی!

07:52.890 --> 07:56.510
‫اوه. پس تو هم قراره
‫با لباس پیشخدمت کار کنی؟

07:56.420 --> 08:01.880
‫انضباط

07:56.510 --> 08:01.040
‫نه، من به عنوان نماینده کلاس وظایفی دارم،
‫واسه همین باید توی مدرسه گشت بزنم.

08:01.880 --> 08:03.420
‫که این‌طور.

08:03.420 --> 08:06.000
‫پس یعنی وقت آزاد
‫زیادی نداری؟

08:06.000 --> 08:07.760
‫نه، وقت باز می‌کنم.

08:08.140 --> 08:10.310
‫بیا با هم بریم
‫جشنواره رو بگردیم.

08:10.310 --> 08:12.770
‫واقعاً منتظرشم.

08:12.770 --> 08:15.570
‫اینکه واسه اولین بار با کسی که دوستش دارم
‫برم جشنواره.

08:17.260 --> 08:20.270
‫اوه. آره.

08:20.660 --> 08:22.270
‫منم همین‌طور.

08:22.270 --> 08:25.530
‫چی؟! نتونستی پیداش کنی؟!

08:25.530 --> 08:29.290
<i>‫من تمام سوراخ‌سنبه‌های
‫این منطقه رو گشتم،</i>

08:29.290 --> 08:31.780
<i>‫ولی متأسفانه زنی با اون مشخصات
‫پیدا نکردم—</i>

08:35.540 --> 08:38.340
‫حتی با قدرت
‫خانواده کوگوری هم نشد؟!

08:39.290 --> 08:41.670
‫من دارم چیکار می‌کنم؟!

08:42.060 --> 08:44.870
‫سال سوم دبیرستانم
‫دوران خیلی مهمیه،

08:44.870 --> 08:48.850
‫اون‌وقت من
‫افتادم دنبال یه دختر!

08:49.920 --> 08:52.890
<i>‫دیگه اون دختر رو فراموش کن!</i>

08:52.890 --> 08:56.570
<i>‫اصلاً اگه دوباره دیدیش می‌خوای چیکار کنی،
‫کوگوری کائورو؟!</i>

08:56.570 --> 08:59.020
<i>‫تو معاون شورایی!</i>

08:59.020 --> 09:03.190
<i>‫تو اصلاً توی موقعیتی نیستی که
‫بخوای دنبال رابطه نامشروع باشی!</i>

09:04.110 --> 09:08.200
<i>‫اگه عشق این‌قدر دردناک و غم‌انگیزه،</i>

09:09.880 --> 09:12.010
<i>‫پس من اصلاً عشق نمی‌خوام!</i>

09:15.360 --> 09:16.410
‫چی؟!

09:16.410 --> 09:18.890
‫مهمونی رقص پرام؟!

09:18.890 --> 09:20.730
‫رئیس این تصمیم رو گرفته.

09:20.730 --> 09:21.970
‫لعنت بهش!

09:21.970 --> 09:24.420
‫اون زن باز داره سرخود عمل می‌کنه!

09:24.850 --> 09:27.450
‫پرام پر از تماس‌های نزدیکه!

09:27.450 --> 09:32.700
‫شک ندارم که می‌شه
‫بستر روابط نامشروع!

09:32.950 --> 09:34.950
‫ورود افراد متفرقه
‫ممنوع!

09:33.920 --> 09:34.930
‫خب که چی؟

09:35.480 --> 09:38.940
‫چرا من باید برای این پرام
‫یا هر چی که هست کمکتون کنم؟

09:38.940 --> 09:41.350
‫خب، ما همگی به عنوان دوست
‫با هم رفتیم ساحل، مگه نه؟

09:41.350 --> 09:42.650
‫خواهش می‌کنم!

09:42.650 --> 09:45.190
‫منم بعد از تموم کردن
‫مانگام میام کمک.

09:45.190 --> 09:46.630
‫همون‌طور که گفتم، چرا من؟

09:46.630 --> 09:50.450
‫اینجا ستاد برنامه‌ریزی
‫مهمونی پرامه؟

09:50.450 --> 09:51.200
‫توگو—

09:51.200 --> 09:52.290
‫آره، خودشه.

09:52.290 --> 09:54.950
‫چی؟ تو رو هم صدا کردن کمک کنی؟

09:55.270 --> 09:57.100
‫نه، من رو صدا نکردن.

09:58.150 --> 09:59.330
‫امم...

09:59.330 --> 10:01.680
‫گفتنش برام خیلی سخته،

10:02.090 --> 10:04.280
‫ولی معاون شورا
‫معتقده مهمونی پرام

10:04.280 --> 10:05.960
‫باعث ترویج روابط نامشروع می‌شه،

10:05.960 --> 10:11.470
‫واسه همین از نماینده‌های کلاس خواسته
‫که روش نظارت و کنترل داشته باشن.

10:11.470 --> 10:12.470
‫ها؟

10:12.470 --> 10:16.610
‫اوه، نه، منظورش این نیست
‫که لغوش کنید.

10:16.610 --> 10:19.580
‫فقط می‌خواد توی یه سری
‫از بخش‌هاش تجدید نظر کنید.

10:19.580 --> 10:22.000
‫جدی؟ خب بگو ببینم چیا هستن.

10:22.600 --> 10:23.860
‫باشه.

10:23.860 --> 10:25.860
‫خب اول از همه...

10:27.220 --> 10:30.910
‫می‌خواد تماس بدنی نزدیک
‫موقع رقصیدن رو ممنوع کنه.

10:32.380 --> 10:36.650
‫می‌گه تماس نزدیک با جنس مخالف
‫ممکنه به روابط نامشروع منجر بشه،

10:36.650 --> 10:41.960
‫واسه همین همه باید حداقل دو متر
‫«فاصله‌گذاری دانش‌آموزی» رو رعایت کنن.

10:42.820 --> 10:45.380
‫فاصله‌گذاری دانش‌آموزی؟!

10:45.380 --> 10:46.260
‫ظهر بخیر.

10:46.260 --> 10:47.550
‫سلام، ظهر بخیر.

10:46.260 --> 10:49.940
‫علاوه بر این، از اونجایی که گفتگوی طولانی
‫با جنس مخالف هم خطر این رو داره که

10:47.550 --> 10:48.990
‫سرگرمی‌هات چیه؟

10:48.990 --> 10:50.660
‫یکی از سرگرمی‌هام رقصیدنه.

10:49.940 --> 10:52.350
‫از طریق انتقال قطرات تنفسی
‫به رابطه نامشروع ختم بشه،

10:50.660 --> 10:51.490
‫واقعاً؟

10:51.490 --> 10:52.350
‫تو چی؟

10:52.350 --> 10:54.480
‫می‌خواد این قضیه رو جمعش کنه...

10:54.850 --> 10:57.860
‫با ممنوع کردن
‫استفاده از سالن ورزش

10:58.220 --> 11:02.000
‫و کوچیک کردن مقیاسش
‫به چند تا کلاس خالی.

11:02.000 --> 11:05.400
‫می‌خواد همه این کارها برای جلوگیری
‫از شیوع روابط نامشروع انجام بشه.

11:05.400 --> 11:08.240
‫اون اصلاً فکر می‌کنه
‫رابطه نامشروع چیه؟

11:08.240 --> 11:11.000
‫این یکم سخت‌گیرانه نیست، ساکورادایمون-کون؟

11:11.000 --> 11:12.100
‫آره، واقعاً!

11:12.100 --> 11:14.410
‫عمراً توی این شرایط
‫عشقی شکل بگیره!

11:14.410 --> 11:18.490
‫با این حال، این دستورالعمل‌های جدیدیه
‫که معاون شورا صادر کرده.

11:18.490 --> 11:23.700
‫تو خودت فکر می‌کنی کاری که می‌خوایم
‫بکنیم رابطه نامشروع حساب می‌شه؟

11:23.700 --> 11:25.970
‫من... خب...

11:25.970 --> 11:28.420
‫گوش کنید، نماینده‌های کلاس!

11:28.420 --> 11:30.560
‫مهم‌ترین وظیفه شما

11:30.560 --> 11:33.820
‫برخورد با
‫کساییه که سعی دارن

11:33.820 --> 11:35.550
‫توی جشنواره فرهنگی روابط نامشروع راه
‫بندازن!

11:35.550 --> 11:41.980
‫روابط نامشروع کارهای ناپاکیه که
‫به رشد سالم جوونا آسیب می‌زنه!

11:41.980 --> 11:43.490
‫بله قربان! چشم!

11:43.490 --> 11:46.600
‫جشنواره فرهنگی یه رویداد مدرسه‌ایه،

11:46.600 --> 11:49.710
‫و تلاش برای استفاده از اون واسه
‫قرارهای عاشقانه دختر پسری...

11:49.710 --> 11:51.570
‫واقعاً مسخره‌ست، قربان!

11:51.880 --> 11:55.160
‫آیا لمس کردن بی‌دلیل پوست جنس مخالف
‫با نیت‌های پنهانی...

11:55.160 --> 11:57.450
‫ناپاک حساب می‌شه یا نه؟!

11:57.450 --> 11:59.080
‫ناپاکه!

11:59.080 --> 12:02.450
‫طرفدارهای اون مهمونی پرام
‫دوست‌های تو هستن، مگه نه؟

12:02.450 --> 12:03.530
‫بله قربان! همین‌طوره!

12:03.530 --> 12:04.750
‫خوبه!

12:04.750 --> 12:06.730
‫پس مسئولیت راهنمایی کردنشون
‫با خودته!

12:06.730 --> 12:07.540
‫فهمیدی؟!

12:07.540 --> 12:09.210
‫بله قربان! چشم!

12:10.200 --> 12:12.210
‫من نماینده کلاسم،

12:12.630 --> 12:15.540
‫پس اگه احتمال از بین رفتن
‫نظم اخلاقی وجود داشته باشه،

12:15.540 --> 12:18.020
‫مجبورم باهاش برخورد کنم.

12:20.000 --> 12:21.300
‫که این‌طور.

12:21.300 --> 12:23.480
‫الان دیگه همه‌چیز روشن شد.

12:24.360 --> 12:26.620
‫پس تو دشمن مایی.

12:26.980 --> 12:30.260
‫می‌خوای جلوی ما رو بگیری،
‫پس دشمنمونی!

12:30.980 --> 12:31.730
‫ورود ممنوع!
‫جلوتر نیا!

12:34.570 --> 12:35.990
‫پوئم-سان!

12:35.990 --> 12:37.350
‫لطفاً صبر کن!

12:37.740 --> 12:38.990
‫پوئم-سان!

12:39.690 --> 12:40.940
‫پوئم-سان!

12:44.640 --> 12:45.620
‫پوئم-سان...

12:45.620 --> 12:47.370
‫من رو با...

12:47.850 --> 12:49.380
‫اسم کوچیکم صدا نزن!

12:54.130 --> 12:55.480
‫پـ... پوئم-سان...

12:55.480 --> 13:01.390
‫مـ... من اصلاً نمی‌خوام جلوی شما رو بگیرم!

13:01.390 --> 13:03.680
‫هی، مطمئنی، پو؟

13:03.680 --> 13:05.350
‫ها؟ اشکالی نداره.

13:05.350 --> 13:06.800
‫برام مهم نیست.

13:07.750 --> 13:10.310
‫تو واقعاً به فکر
‫دوست‌هاتی، پوئم-سان.

13:10.310 --> 13:12.900
‫من تشویقت می‌کنم. موفق باشی!

13:12.900 --> 13:15.200
‫نه بعد از اون حرف‌هایی که بهم زدی.

13:16.020 --> 13:19.690
‫توگوی کله‌رامنیِ دست‌وپاچلفتیِ
‫جویگیرِ احمق!

13:20.970 --> 13:25.970
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

13:20.970 --> 13:25.970
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

13:24.260 --> 13:25.970
‫دست‌وپاچلفتی و دامن کوتاه!

13:25.970 --> 13:30.980
‫فستیوال کومازاوا

13:25.970 --> 13:30.980
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

13:25.970 --> 13:30.980
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

13:28.660 --> 13:30.980
‫دست‌وپاچلفتی و دامن کوتاه!

13:30.980 --> 13:32.850
‫هی، راه رو باز کنید!

13:30.980 --> 13:33.480
‫جشنواره
‫فرهنگی

13:30.980 --> 13:33.480
‫هفته
‫آماده‌سازی

13:40.390 --> 13:43.220
‫بعد از مدرسه واقعاً همه‌جا شلوغ‌پلوغ شده.

13:43.220 --> 13:46.660
‫یعنی تا روز جشنواره
‫همین‌طوری می‌مونه؟

13:48.330 --> 13:50.110
‫این کلاسِ توگوئه.

13:50.750 --> 13:53.430
‫خوش اومدید، بانوی جوان.

13:54.310 --> 13:58.000
‫مـ... من راهنمایی‌تون می‌کنم
‫بشینین.

13:58.000 --> 14:00.400
‫حرکاتت خیلی خشکه، تسوکیشیما-کون!

14:00.400 --> 14:03.350
‫وقتش که برسه، باید همین کارها رو
‫با لباس پیشخدمتی انجام بدی!

14:03.350 --> 14:05.740
‫آ-آخه چطوری باید...

14:08.260 --> 14:11.140
‫ایش. باید بیشتر تمرین کنیم.

14:11.140 --> 14:15.430
‫شما رسماً دارید من رو بازیچه می‌کنید
‫و حقوق بشرم رو زیر پا می‌ذارید!

14:16.150 --> 14:19.320
‫زن‌ها واقعاً افتضاحن.

14:18.070 --> 14:19.880
<i>‫به نظر می‌رسه اونم کارش زاره.</i>

14:19.880 --> 14:23.150
‫اوه، ممنون، ساکورادایمون-کون.

14:23.150 --> 14:25.890
‫نه بابا، اصلاً کاری نکردم.

14:25.890 --> 14:29.660
‫ساکورادایمون-کون، همیشه فکر می‌کردم
‫خیلی سخت‌گیر و ترسناکی،

14:29.660 --> 14:31.460
‫ولی واقعاً بامزه‌ای.

14:36.250 --> 14:37.520
‫چیزی شده؟

14:37.520 --> 14:39.150
‫اوه، نه، چیزی نیست.

14:42.570 --> 14:45.500
‫بد موقع اومدی، ساکورادایمون-کون.

14:46.740 --> 14:48.000
‫ما برگشتیم.

14:48.000 --> 14:49.290
‫خوراکی خریدیم—

14:49.290 --> 14:51.690
‫هر دوتون دیر کردید!

14:51.690 --> 14:54.630
‫چی؟ من عمداً دیر کردم
‫تا شما دوتا تنها باشید.

14:54.630 --> 14:57.810
‫اصلاً نتونستیم بحث رو جلو ببریم
‫و فقط جو سنگین شده بود!

14:57.810 --> 15:01.380
‫البته به لطف همین، کلی از
‫کارهامون جلو افتاد!

15:01.380 --> 15:02.730
‫خب پس خوبه.

15:02.730 --> 15:07.020
‫واقعاً چرا من باید
‫همه این کارها رو بکنم، هان؟!

15:07.020 --> 15:08.990
‫عالیه! این تزئینات خیلی خوبن!

15:08.990 --> 15:10.560
‫این پسر ماهرترین آدم اینجاست.

15:11.810 --> 15:22.710
‫چیک

15:11.810 --> 15:22.710
‫چیک

15:12.120 --> 15:15.330
‫قرار بود از امکانات و نیروهای
‫شورای دانش‌آموزی استفاده کنیم

15:15.330 --> 15:17.920
‫تا کارها سریع انجام بشه ولی...

15:17.920 --> 15:21.270
‫کاریش نمیشه کرد.
‫با اون معاون که همش زاغ‌سیاه چوب می‌زنه.

15:21.270 --> 15:23.670
‫اونم لابد کلی کار برای
‫برنامه‌های کلاس خودش داره.

15:23.670 --> 15:25.720
‫هی اون طرفش کجه، زود باش!

15:25.720 --> 15:28.230
‫خط رو درست دنبال کن
‫و صاف ببرش.

15:29.010 --> 15:30.830
<i>‫اینم به طرز عجیبی مته به خشخاش می‌ذاره.</i>

15:30.830 --> 15:33.740
‫با این حال، من تسلیم
‫فشار قدرت‌ها نمی‌شم!

15:33.740 --> 15:36.920
‫من طرفدار تک‌تک دختر و پسرهایی‌ام
‫که دارن جرئت به خرج می‌دن

15:36.920 --> 15:39.070
‫تا توی جشنواره فرهنگی عشقشون رو پیدا کنن!

15:39.070 --> 15:41.230
‫چه اراده‌ای! واقعاً عالیه!

15:41.230 --> 15:43.720
‫می‌ذارید منم بیام سمت شما؟

15:43.720 --> 15:45.650
‫اوه، رئیس! سلام!

15:45.650 --> 15:47.030
‫چه خبر؟

15:47.030 --> 15:51.240
‫فکر کردم به خاطر کارهای کائورو-کون
‫به مشکل خورده باشید.

15:51.240 --> 15:53.700
‫اجازه بدید هر کمکی از دستم برمیاد بکنم.

15:53.700 --> 15:55.450
‫ها؟! خودتون شخصاً؟

15:55.450 --> 15:56.450
‫ایش.

15:57.750 --> 16:01.230
‫من از طرف معاون کائورو-کون
‫ازتون معذرت می‌خوام...

15:57.750 --> 16:08.490
‫چیک

15:57.750 --> 16:08.490
‫چیک

16:01.230 --> 16:03.880
‫نه، لازم نیست از طرف اون عذرخواهی کنید!

16:03.880 --> 16:05.020
‫اون معاونِ فلان‌فلان‌شده!

16:05.020 --> 16:08.490
‫با اینکه با هم رفتیم ساحل،
‫ولی خیلی بی‌رحمه!

16:08.490 --> 16:12.400
‫اون فقط می‌خواد به روش خودش
‫جشنواره فرهنگی رو بهتر برگزار کنه.

16:12.400 --> 16:16.250
‫برای سال ما، این آخرین کارمون
‫توی شورای دانش‌آموزیه.

16:16.250 --> 16:18.720
‫اوه، آره، راست می‌گی.

16:18.720 --> 16:23.140
‫می‌تونم از قدرتم استفاده کنم تا
‫کائورو-کون دستوراتش رو لغو کنه،

16:23.140 --> 16:27.880
‫ولی ترجیح می‌دم جشنواره‌ای باشه
‫که اونم بتونه قبولش کنه.

16:27.880 --> 16:30.760
‫می‌دونم یه مدت برای همه‌تون
‫مایه زحمت می‌شه،

16:30.760 --> 16:32.520
‫ولی قول می‌دم راضیش کنم.

16:32.520 --> 16:34.770
‫می‌تونم ازتون بخوام بهم اعتماد کنید
‫و بهم وقت بدید؟

16:34.770 --> 16:36.600
‫خب البته ولی...

16:36.600 --> 16:38.310
‫خب، آره؟

16:38.310 --> 16:40.020
‫همم؟ چی؟ چی شده؟

16:40.020 --> 16:42.900
‫راستش وقتی توی ساحل بودیم
‫متوجه شدیم، اما...

16:40.040 --> 16:46.050
‫چیک

16:42.900 --> 16:46.240
‫وقتی بحث معاون پیش میاد، شما یه
‫جورایی... خودتون می‌دونید دیگه؟

16:46.240 --> 16:48.380
‫باعث می‌شه فکر کنیم... خودتون می‌دونید
‫دیگه؟

16:48.780 --> 16:51.680
‫اوه، فهمیدم. منظورتون اینه.

16:51.680 --> 16:54.790
‫هیچ‌وقت بهش فکر نکرده بودم،
‫ولی حالا که می‌گید...

16:55.130 --> 16:58.310
‫همم، راست می‌گید. بدک نیست.

16:58.310 --> 17:00.590
‫ها؟! واقعاً؟!

16:58.310 --> 17:05.000
‫چیک

17:00.590 --> 17:04.640
‫ولی به نظر می‌رسه کائورو-کون
‫من رو به چشم یک زن نمی‌بینه.

17:04.640 --> 17:07.710
‫حتی به مایوت هم
‫کوچک‌ترین واکنشی نشون نداد.

17:07.710 --> 17:09.800
‫اوه، راستی تا یادم نرفته،
‫پوئم و ساکورادایمون-کون

17:09.800 --> 17:11.990
‫بعد از ساحل، شروع کردن به قرار گذاشتن!

17:11.990 --> 17:14.580
‫هی، چی؟! این اصلاً ربطی
‫به موضوع الان نداره!

17:14.580 --> 17:16.950
‫واقعاً؟ چه غافلگیرکننده.

17:16.950 --> 17:18.180
‫تبریک می‌گم!

17:18.180 --> 17:20.300
‫شماها چتون شده، هان؟!

17:20.300 --> 17:22.830
‫کی داره این کارهای
‫بنجل رو انبوه تولید می‌کنه؟!

17:23.140 --> 17:25.020
‫اوه، ببخشید، کار منه.

17:25.020 --> 17:26.160
‫دست و پنجه‌ام زیاد خوب نیست.

17:26.160 --> 17:27.510
‫اوه! آره، آره، راست می‌گی، یادم اومد!

17:27.510 --> 17:30.240
‫شما دوتا خیلی وقته
‫همدیگه رو می‌شناسید، نه؟!

17:30.240 --> 17:31.950
‫بحث رو عوض نکن.

17:31.950 --> 17:34.230
‫ما اون قضیه رو شنیدیم، یادته؟

17:34.230 --> 17:38.450
‫همون که رئیس توی دوره راهنمایی،
‫دارودسته اوباش ایزوبوچی رو تارومار کرد!

17:37.970 --> 17:38.850
‫ها؟!

17:38.850 --> 17:39.730
‫دقیقاً همین‌طوره.

17:39.730 --> 17:43.350
‫بعد از اون ماجرا، اون اصلاح شد و
‫شد یه نماینده بهداشت نمونه.

17:44.530 --> 17:46.590
‫فکر کردی همین‌طوری می‌شینم تماشا می‌کنم،
‫گوریلِ گنده؟!

17:46.590 --> 17:49.550
‫ها؟ چی؟ یعنی اون واقعاً
‫کتکت نزد؟

17:50.790 --> 17:51.880
‫داغونم کرد.

17:51.880 --> 17:53.980
‫مگه نه؟ خوب زدمت، مگه نه؟

17:53.980 --> 17:56.390
‫ها؟ پس حقیقت رو بهمون بگو!

17:56.390 --> 17:58.070
‫مگه نه، آکینا؟!

17:59.800 --> 18:02.120
‫باشه، براتون تعریف می‌کنم.

18:03.170 --> 18:06.610
‫سه سال پیش، از هیچی نمی‌ترسیدم.

18:08.930 --> 18:14.330
‫دیروز، بچه‌های راهنمایی کامیکیتا
‫یکی از هم‌کلاسی‌هامون رو خفت کردن.

18:14.330 --> 18:17.120
‫این اواخر خیلی دارن
‫دور برمی‌دارن.

18:17.120 --> 18:18.900
‫آشغال‌های عوضی.

18:20.350 --> 18:21.620
‫ایزوبوچی-کون.

18:23.250 --> 18:24.250
‫ها؟!

18:26.600 --> 18:31.400
‫سریع دعوا راه می‌انداختم، واسه همین
‫به عنوان «سگ هار» ازم می‌ترسیدن.

18:31.400 --> 18:34.010
‫بریم! یالا بیاید!

18:34.010 --> 18:35.180
‫آره!

18:35.180 --> 18:37.220
‫اگه کسی رو مخم می‌رفت،

18:37.220 --> 18:39.780
‫دیگه زمان و مکانش فرقی نداشت،
‫می‌رفتم و می‌زدمش.

18:43.030 --> 18:44.400
‫اما اون روز...

18:44.400 --> 18:45.290
‫ها؟! چی شده؟!

18:45.290 --> 18:46.540
‫کی...

18:52.640 --> 18:54.950
‫مجبور شدم درس عبرت بگیرم....

19:00.140 --> 19:02.160
<i>‫تمام بدنم درد می‌کنه.</i>

19:02.160 --> 19:04.790
<i>‫چشمام هم تار می‌بینه.</i>

19:04.790 --> 19:06.780
<i>‫با این وضع، دارم می‌میرم!</i>

19:06.780 --> 19:10.550
<i>‫مردن بعد از کتک خوردن از یه دختر
‫اصلاً خنده‌دار نیست!</i>

19:10.980 --> 19:13.440
<i>‫تکون بخور، لعنتی!</i>

19:13.440 --> 19:15.240
<i>‫خوابت نبره!</i>

19:15.240 --> 19:17.590
<i>‫اگه خوابت ببره، می‌میری!</i>

19:21.280 --> 19:23.060
‫حالت خوبه، پسر جون؟

19:24.430 --> 19:25.560
<i>‫اون کیه؟</i>

19:25.960 --> 19:28.510
‫حسابی کتک خوردی.

19:28.510 --> 19:32.070
‫بچه‌های این دوره زمونه واقعاً
‫مراعات نمی‌کنن. واقعاً که.

19:32.070 --> 19:35.020
‫به هر حال، زنگ زدم به آمبولانس.

19:35.020 --> 19:37.590
‫پس همین‌جا آروم منتظر بمون
‫تا من کمک‌های اولیه رو برات انجام بدم.

19:39.290 --> 19:43.010
‫آره. ممنون.

19:44.670 --> 19:48.120
‫وقتی بیدار شدم،
‫روی تخت بیمارستان بودم.

19:48.120 --> 19:53.230
‫هنوزم نمی‌دونم اون مرد توی روپوش سفید
‫کی بود. اما...

19:53.670 --> 19:55.630
‫خراب کردن چیزها راحته.

19:55.630 --> 19:57.220
‫هر کسی می‌تونه انجامش بده.

19:57.680 --> 20:00.730
‫اما نجات دادنشون...

20:02.450 --> 20:05.060
‫این روپوش سفید، نماد چیزیه
‫که من آرزوش رو دارم!

20:05.060 --> 20:06.770
‫می‌خواستم مثل اون مرد بشم،

20:06.770 --> 20:09.230
‫واسه همین خلافکاری رو بوسیدم گذاشتم کنار
‫و شدم نماینده بهداشت!

20:09.600 --> 20:11.610
‫قطعاً کار تو نبوده!

20:15.250 --> 20:16.860
‫اوه، پس قضیه این بود؟

20:16.860 --> 20:22.020
‫با این حال، من غیرمستقیم مقصر بودم،
‫پس می‌شه گفت بهم مدیونی!

20:22.020 --> 20:23.120
‫هیچی عوض نشده!

20:23.120 --> 20:27.040
‫اصلاً بهت مدیون نیستم
‫و هیچ‌وقتم نخواهم بود!

20:27.040 --> 20:29.000
‫چه داستان قشنگی!

20:29.350 --> 20:33.140
‫ولی اون چه جور آدمی بوده که وسط روز
‫با روپوش سفید ول می‌چرخیده؟

20:33.140 --> 20:35.000
‫اونم وسط یه روز کاری؟

20:35.000 --> 20:36.560
‫این اصلاً عادی نیست، مگه نه؟

20:36.560 --> 20:38.510
‫خفه شو! تو خودت از همه عجیب‌تری!

20:40.040 --> 20:42.300
‫ولی من کاملاً عادیم.

20:48.730 --> 20:52.330
<i>‫حالا باید چیکار کنم؟</i>

20:56.030 --> 20:59.280
‫6 روز مونده

20:59.280 --> 21:02.300
‫۵ ‫روز مونده

21:02.300 --> 21:05.290
‫۴ روز مونده

21:05.290 --> 21:08.790
‫3 روز مونده

21:08.790 --> 21:12.310
‫2 روز مونده

21:30.480 --> 21:31.830
‫2 ‫روز مونده

21:31.830 --> 21:33.940
‫1 روز مونده

23:05.410 --> 23:07.160
‫لازم نیست بیاید!

23:07.160 --> 23:09.440
‫چی داری می‌گی، پو-چان؟

23:09.440 --> 23:10.780
‫همه خونوادگی داریم میایم.

23:10.780 --> 23:12.180
‫مگه نه، بابا؟

23:12.180 --> 23:13.920
‫آره، معلومه.

23:13.920 --> 23:16.190
‫حتی اگه کوتاه بیام و بذارم بیاید،

23:16.190 --> 23:18.420
‫حق ندارید بیاید سرک بکشید
‫به کلاس ما، فهمیدین؟!

23:18.420 --> 23:19.850
‫چرا که نه؟

23:19.850 --> 23:22.750
‫اگه نیایم برنامه کلاستون رو ببینیم،
‫پس اصلاً چرا بیایم؟

23:20.000 --> 23:32.000
<i></i>‫ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

23:20.000 --> 23:32.000
‫Yuki\h:مترجم

23:20.000 --> 23:32.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

23:20.810 --> 23:22.750
<i>‫جشنواره فرهنگی، هوم؟</i>

23:22.750 --> 23:24.710
<i>‫کیکوکا-سان هم می‌ره؟</i>

23:24.180 --> 23:25.930
‫می‌ری جشنواره فرهنگی مدرسه‌شون؟

23:24.180 --> 23:25.930
‫آره!

23:24.180 --> 23:25.930
‫قصد
‫دارم با پدر و مادرم برم!

23:36.560 --> 23:38.970
‫و بالاخره، اون روز از راه رسید.

23:36.560 --> 23:39.960
‫جشنواره
‫کومازاوا
