WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:05.170 --> 00:08.040
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

00:05.170 --> 00:08.040
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

01:34.010 --> 01:39.480
‫امم، نمی‌دونم الان وقت مناسبیه
‫که اینو بهت بگم یا نه،

01:40.170 --> 01:43.730
‫ولی حس می‌کنم اگه الان نگم،
‫دیگه فرصتش رو از دست می‌دم.

01:43.970 --> 01:45.230
‫چی شده؟

01:48.300 --> 01:49.490
‫ظاهراً قضیه اینه...

01:49.490 --> 01:51.080
‫دوستت دارم.

01:54.470 --> 01:55.470
‫ها؟

02:03.750 --> 02:10.330
‫چی؟!

02:23.850 --> 02:27.100
‫وا، پو چان، بیدار شدی؟

02:27.100 --> 02:30.860
‫از وقتی با دوستات رفتی سفر،
‫سحرخیز شدی.

02:31.480 --> 02:33.070
‫مامان.

02:33.400 --> 02:37.060
‫چند روزه که
‫از سفر برگشتم؟

02:37.060 --> 02:39.120
‫این چه حرفیه؟ هنوز خواب از سرت نپریده.

02:39.120 --> 02:40.990
‫چه بامزه!

02:40.990 --> 02:42.620
‫سه روز شده.

02:42.620 --> 02:45.610
‫سه روز. درسته.

02:45.610 --> 02:46.780
‫آره.

02:46.780 --> 02:49.110
‫از اون موقع سه روز گذشته...

02:51.050 --> 02:54.910
<i>‫و هیچ خبری از اون پسره‌ی...
‫بی‌شعور نشده!</i>

02:54.910 --> 02:57.870
‫خب، دیگه وقتشه،
‫برگردیم پیش بقیه؟

02:57.870 --> 03:00.190
‫ها؟ اوه، ها؟

03:00.190 --> 03:02.130
‫خوش گذشت، پوئم سان.

03:02.130 --> 03:04.350
‫ها؟ آ-آره، ها؟

03:04.350 --> 03:05.940
‫فعلاً، پوئم سان!

03:05.940 --> 03:08.020
‫اوه، ح-حتماً، ه-ها؟

03:08.020 --> 03:10.770
<i>‫این پسره پیش خودش چه فکری کرده؟!</i>

03:10.770 --> 03:12.150
<i>‫اینکه برگشته می‌گه...</i>

03:12.150 --> 03:13.600
<i>‫دوست داشتن...</i>

03:12.190 --> 03:13.240
<b>‫دوستم
‫داره</b>

03:13.600 --> 03:14.780
<i>‫اونم این‌طوری!</i>

03:19.730 --> 03:21.490
<i>‫پس با این حساب...</i>

03:22.500 --> 03:24.910
‫پوئم سان، صبح بخیر.

03:26.340 --> 03:27.170
‫سلام.

03:27.170 --> 03:30.330
‫چی شده؟ جلوی در خونه‌ی من وایسادی؟

03:30.330 --> 03:31.350
‫همین‌طوری.

03:31.350 --> 03:34.170
‫این وقت صبح
‫داری چیکار می‌کنی؟

03:34.170 --> 03:36.570
‫دارم می‌رم گشت‌زنی روزانه‌ام رو انجام بدم!

03:36.570 --> 03:39.890
‫به‌هرحال توی سفرمون
‫دو روز رو از دست دادم،

03:39.890 --> 03:41.720
‫واسه همین باید جبرانش کنم!

03:41.720 --> 03:43.370
‫واقعاً چیز مهمی رو از دست دادی؟

03:50.190 --> 03:53.910
<i>‫باید مستقیم از این
‫کله‌شق بپرسم منظورش چی بود.</i>

03:53.910 --> 03:56.680
‫ولی امروز واقعاً گرمه‌ها، نه؟

03:57.300 --> 03:59.910
‫آره. آسمون کاملاً صافه.

04:01.550 --> 04:04.200
‫راستی، حالا که حرف از آسمون صاف شد،

04:04.200 --> 04:06.180
‫اون روز توی سفرمون...

04:06.740 --> 04:07.440
‫اوه؟!

04:07.440 --> 04:08.460
‫آهای، شما!

04:08.460 --> 04:11.850
‫حتی اگه هیچ ماشینی نمیاد،
‫نباید از چراغ قرمز رد بشید!

04:11.850 --> 04:13.210
‫ها؟ تو دیگه کی هستی؟

04:13.760 --> 04:18.190
‫ببخشید. دیدم نظم عمومی به هم خورده،
‫مجبور شدم دخالت کنم.

04:18.190 --> 04:20.000
‫نه، مشکلی نیست ولی...

04:20.460 --> 04:23.850
‫خب، داشتیم چی می‌گفتیم؟

04:23.850 --> 04:26.070
‫خب، درمورد سفر اون روزمون...

04:26.070 --> 04:27.980
‫آخ، آره! خیلی خوش گذشت، مگه نه؟

04:28.300 --> 04:33.290
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم سفر چند روزه
‫با دوستام این‌قدر کیف بده.

04:33.290 --> 04:35.530
‫اولین بارم بود!

04:36.260 --> 04:38.290
‫آره. واقعاً همین‌طور بود.

04:38.290 --> 04:40.740
‫انوشیما جای فوق‌العاده‌ای بود، مگه نه?

04:40.740 --> 04:43.570
‫آره، تازه توی انوشیما...

04:43.950 --> 04:45.620
<i>‫اصلاً سر در نمیارم!</i>

04:45.620 --> 04:47.850
<i>‫این اولین باره که
‫یکی بهم اعتراف می‌کنه!</i>

04:47.850 --> 04:49.020
<i>‫روال کارش این‌طوریه یعنی؟!</i>

04:49.020 --> 04:50.000
<i>‫نه، عمراً این‌طور باشه!</i>

04:50.190 --> 04:51.710
<i>‫توی سریال‌ها وقتی اعتراف می‌کنن،</i>

04:51.710 --> 04:54.670
<i>‫همیشه بعدش حرف از این می‌شه
‫که با هم دوست بشن یا نه!</i>

04:55.380 --> 04:57.650
<i>‫این وضعیت اصلاً طبیعی نیست!</i>

04:58.010 --> 05:01.860
‫خب، می‌دونی، اون روز توی انوشیما،

05:01.860 --> 05:03.830
‫بهم گفتی، خب...

05:04.520 --> 05:05.800
‫آهای، شما!

05:05.770 --> 05:08.390
<b>‫سیگار
‫کوکوریا</b>

05:05.770 --> 05:08.390
<b>‫خش‌خش</b>

05:06.140 --> 05:08.390
‫سیگار کشیدن موقع راه رفتن
‫خلاف قوانین شهرداریه!

05:08.790 --> 05:10.490
‫ت-تو...!

05:08.790 --> 05:13.540
<i>‫و قطعاً دلیل غیرطبیعی بودن
‫اوضاع همین پسره‌ست!</i>

05:10.600 --> 05:12.420
‫ممنون بابت کمکتون در اون روز!

05:12.420 --> 05:14.400
‫عالی بود!

05:17.400 --> 05:20.800
‫انگار زیادی دارم برای گشت‌زنی
‫انرژی می‌ذارم.

05:20.800 --> 05:22.990
‫خسته به نظر می‌رسی، پوئم چان.

05:23.530 --> 05:26.190
‫آه، خب، یه جورایی.

05:26.190 --> 05:28.330
‫امروز واقعاً هوا گرمه.

05:28.330 --> 05:30.010
‫برم یه چیزی برای نوشیدن بخرم.

05:30.010 --> 05:32.080
‫اوه، باشه.

05:32.080 --> 05:33.670
‫ممنون.

05:34.080 --> 05:37.920
<i>‫گرما تنها دلیل
‫این‌همه خستگیم نیست.</i>

05:41.440 --> 05:44.400
<i>‫آخرش هم نتونستم
‫هیچ سوالی ازش بپرسم.</i>

05:44.970 --> 05:46.060
<i>‫اصلاً قبل از هر چیز،</i>

05:46.060 --> 05:49.940
<i>‫چرا توگو جوری رفتار می‌کنه
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؟</i>

05:53.280 --> 05:57.440
<i>‫شاید منظورش این بوده که
‫«به عنوان دوست» دوستم داره؟</i>

05:58.260 --> 06:00.110
<i>‫خیلی احتمالش هست!</i>

06:00.110 --> 06:03.320
<i>‫اگه این‌طور باشه، اون‌وقت دیوونه به نظر می‌رسم!</i>

06:03.530 --> 06:07.960
<i>‫داشتم خودم رو دیوونه می‌کردم،
‫حسودی می‌کردم، حرص می‌خوردم...</i>

06:11.850 --> 06:13.730
<i>‫سوال مهم‌تر اینه که...</i>

06:13.730 --> 06:15.970
<i>‫خودم دلم می‌خواد رابطه‌مون چطور بشه؟</i>

06:17.840 --> 06:20.470
‫پوئم چان، حالت خوبه؟

06:23.400 --> 06:24.850
‫خوبم.

06:25.340 --> 06:27.380
‫واقعاً چیزی نیست.

06:27.380 --> 06:29.400
‫پس خوبه.

06:29.400 --> 06:30.410
‫بیا.

06:33.530 --> 06:35.690
‫امروز هوا خیلی گرمه.

06:45.990 --> 06:49.670
‫پسر، واقعاً هوا گرمه.

06:51.000 --> 06:52.200
‫آره.

06:56.330 --> 07:01.260
<i>‫من واقعاً این پسره رو دوست دارم؟</i>

07:02.130 --> 07:06.030
<i>‫دوستش دارم چون هیچ‌وقت
‫اسمم رو مسخره نکرده؟</i>

07:06.720 --> 07:11.010
<i>‫دوستش دارم چون
‫خیلی وقت‌ها ازم تعریف می‌کنه؟</i>

07:11.660 --> 07:15.020
<i>‫نه، انگار قضیه فرق می‌کنه.</i>

07:16.580 --> 07:19.290
‫پسر، امروز جدی‌جدی خیلی گرمه.

07:19.290 --> 07:21.200
<i>‫مگه چقدر گرمته؟</i>

07:21.200 --> 07:22.900
<i>‫همش داری می‌گی—</i>

07:24.610 --> 07:25.610
<i>‫هوم؟</i>

07:28.910 --> 07:32.410
<i>‫هوم؟ خجالت کشیده؟</i>

07:34.500 --> 07:36.420
‫چ-چی شده؟

07:36.420 --> 07:39.550
‫خب، صورتت خیلی سرخ نشده؟

07:39.550 --> 07:41.420
‫ها؟ شده؟

07:41.750 --> 07:44.010
‫خب، آخه هوا خیلی گرمه.

07:44.010 --> 07:45.320
‫واقعاً؟

07:49.430 --> 07:50.970
‫ببخشید. دروغ گفتم.

07:50.970 --> 07:51.970
<i>‫چه سریع!</i>

07:52.360 --> 07:56.310
‫فکر می‌کردم با این‌جور چیزها
‫راحت کنار میام،

07:56.960 --> 07:59.740
‫ولی انگار تا وقتی پیش نیان،
‫آدم واقعاً نمی‌فهمه.

07:59.740 --> 08:01.410
‫تا وقتی که واقعاً اتفاق بیفتن.

08:02.630 --> 08:05.790
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر استرس بگیرم.

08:07.740 --> 08:10.720
‫فقط به خاطر اینکه کنار دختری‌ام
‫که بهش علاقه دارم.

08:12.940 --> 08:16.470
‫قلب آدم واقعاً چیز مرموزیه.

08:16.470 --> 08:20.340
‫درست بعد از اینکه اون روز
‫حسم رو بهت گفتم،

08:20.340 --> 08:24.050
‫یه خجالت خیلی شدیدی
‫تمام وجودم رو گرفت.

08:24.980 --> 08:28.730
‫با این حال، فکر می‌کردم
‫تونستم جوری رفتار کنم که انگار خوبم.

08:32.100 --> 08:35.580
‫تحسینت می‌کنم که تونستی
‫دستم رو بخونی.

08:35.580 --> 08:37.140
‫واقعاً کارت عالی بود.

08:37.140 --> 08:39.590
‫اوه، خب، آره.

08:41.700 --> 08:42.850
‫هرچند...

08:43.100 --> 08:45.490
‫تو در واقع خیلی هم معمولی هستی، نه؟

08:45.490 --> 08:46.860
‫ها؟

08:46.860 --> 08:48.510
‫آره، درسته.

08:48.510 --> 08:51.990
‫فکر نکنم بتونی کسی رو پیدا کنی
‫که از من معمولی‌تر باشه.

08:52.300 --> 08:54.500
‫نه، هنوزم پسر عجیبی هستی.

08:54.500 --> 08:55.190
‫ها؟

08:55.620 --> 09:00.400
‫شاید عجیب باشی،
‫ولی در کمال تعجب معمولی هستی.

09:01.500 --> 09:04.850
‫هرچند، آره. درسته.

09:05.520 --> 09:08.260
‫فکر کنم الان منم درکت می‌کنم.

09:12.700 --> 09:15.050
‫منم دوستت دارم!

09:15.050 --> 09:17.230
‫پس می‌خوای با هم دوست بشیم؟

09:21.690 --> 09:22.980
‫جوابت چیه؟

09:24.220 --> 09:26.230
‫بله! خیلی ممنونم!

09:26.720 --> 09:29.110
‫خیلی خوشحالم. بی‌نهایت خوشحالم.

09:29.540 --> 09:32.510
‫خیلی بیشتر از اون چیزی که بتونم توصیفش
‫کنم.

09:35.600 --> 09:38.200
‫هیچ‌وقت نمی‌دونستم داشتن کسی که به حسم
‫جواب مثبت بده،

09:38.200 --> 09:40.620
‫می‌تونه این‌قدر خوشحالم کنه.

09:44.930 --> 09:47.610
‫امیدوارم اوقات خوبی رو با هم داشته باشیم.

09:49.310 --> 09:51.090
‫تو واقعاً خیلی عجیبی!

09:51.090 --> 09:53.600
‫کی تو این موقعیت دست میده؟

09:53.600 --> 09:56.930
‫ها؟ اوه، معمولاً این کار رو نمی‌کنن؟

09:58.300 --> 10:01.220
‫فعلاً باید در اولین فرصت
‫یه گوشی هوشمند بخری!

10:01.220 --> 10:03.520
‫گوشی هوشمند؟

10:04.100 --> 10:07.640
‫بدون راه ارتباطی که نمی‌تونیم با هم باشیم!

10:07.640 --> 10:10.000
‫فهمیدم. درستش می‌کنم.

10:17.100 --> 10:18.090
<i>‫کیه؟</i>

10:19.100 --> 10:20.850
<i>‫الو؟</i>

10:20.850 --> 10:22.420
<i>‫ها؟ کیکوکا سان؟</i>

10:22.420 --> 10:23.270
‫بله!

10:23.270 --> 10:25.420
‫منم، ساکورادایمون کیکوکا!

10:25.420 --> 10:28.390
‫همین الان برام یه گوشی هوشمند خریدن!

10:28.390 --> 10:30.420
<i>‫اوه! مبارکه!</i>

10:30.750 --> 10:32.980
<i>‫همین امروز از جعبه درش آوردم.</i>

10:32.980 --> 10:36.920
<i>‫هرچند خریدنش
‫واقعاً مکافات بود.</i>

10:36.920 --> 10:38.660
<i>‫آره، درکت می‌کنم.</i>

10:38.660 --> 10:41.440
<i>‫توضیحاتشون خیلی
‫طولانی و خسته‌کننده‌ست، نه؟</i>

10:41.440 --> 10:43.140
‫بله، واقعاً.

10:43.140 --> 10:46.490
‫داداشم باهام اومده بود و
‫می‌خواست از همه‌چیز مطمئن بشه،

10:46.490 --> 10:49.290
‫واسه همین با
‫فروشنده رفتن تو نخ جزئیات،

10:46.970 --> 10:49.290
‫فهمیدم. پس اگه
‫این طرح رو بردارم...

10:49.290 --> 10:51.920
‫و تا به خودم اومدم،
‫دیدم هشت ساعت گذشته.

10:49.290 --> 10:51.920
‫تو این حالت، از
‫۳۳۰ ین شروع میشه و...

10:51.920 --> 10:54.820
<i>‫اون فروشنده گیر چه آدم رو مخی افتاده بوده!</i>

10:54.820 --> 10:57.950
<i>‫اوه، پس یعنی
‫ساکورادایمون سان هم یکی خریده.</i>

10:57.950 --> 10:58.800
‫بله!

10:58.800 --> 11:02.960
‫خودم هم تعجب کردم، ولی در واقع
‫داداشم بود که دلش گوشی می‌خواست.

11:02.960 --> 11:04.010
<i>‫ها؟</i>

11:04.010 --> 11:06.980
<i>‫ساکورادایمون سان گوشی هوشمند می‌خواست؟</i>

11:08.600 --> 11:10.200
<i>‫لیریک سان؟</i>

11:11.150 --> 11:13.970
<i>‫کیکوکا سان، فردا وقتت آزاده؟</i>

11:15.170 --> 11:18.390
‫مامان! من دارم یه لحظه میرم بیرون!

11:36.990 --> 11:40.600
‫باورم نمیشه داداش بزرگم
‫و خواهر بزرگ تو، خب...

11:40.600 --> 11:43.000
‫الان با هم دوستن.

11:43.000 --> 11:45.420
<i>‫خب، هنوز مدرکی ندارم.</i>

11:45.420 --> 11:48.640
<i>‫ولی خواهرم این اواخر
‫مشکوک رفتار می‌کنه.</i>

11:48.640 --> 11:51.500
<i>‫شما دوتا خودتون مشکوکید.</i>

11:51.500 --> 11:53.690
‫واسه همین داریم تعقیبشون می‌کنیم.

11:53.690 --> 11:57.290
‫تا خودمون با چشم‌های خودمون
‫ببینیم با هم دوستن یا نه!

12:00.080 --> 12:02.640
<i>‫استراحت کردن توی یه پارک عمومی؟</i>

12:02.640 --> 12:05.870
<i>‫این‌طوری ارزون‌تر از کافه رفتن درمیاد.</i>

12:05.870 --> 12:08.130
<i>‫نمی‌دونم اینجا جای
‫خوبی واسه قرار هست یا نه.</i>

12:08.130 --> 12:09.060
‫ولی، آخه...

12:09.060 --> 12:12.650
‫این پارک باد خیلی خنک و خوبی داره،
‫واسه همین به نظرم عالیه!

12:14.210 --> 12:18.030
‫اوه، انگار داره بهش یاد میده
‫چطوری از گوشی هوشمندش استفاده کنه.

12:18.030 --> 12:21.560
‫داداش بزرگم دیشب کل شب رو
‫داشت دربارش مطالعه می‌کرد،

12:21.560 --> 12:24.160
‫ولی اصلاً نتونست
‫چیزی ازش سر دربیاره.

12:24.390 --> 12:26.410
<i>‫حتی از جعبه هم درش نیاورده بود!</i>

12:26.410 --> 12:28.900
‫وقتی من مال خودم رو روشن کردم، اونم گفت:

12:28.900 --> 12:33.130
‫«واسه یه تازه‌کار خطره که بدون
‫خوندن دفترچه راهنما باهاش کار کنه.»

12:33.130 --> 12:36.370
<i>‫اون مدل اصلاً
‫دفترچه راهنما نداره.</i>

12:34.670 --> 12:41.300
<b>‫آدمِ دوزاری‌کج</b>

12:35.290 --> 12:36.700
‫پـ-پس بعدش اونجا رو
‫فشار میدی و نگه می‌داری...

12:36.700 --> 12:38.200
‫فشار بدم و نگه دارم؟

12:36.700 --> 12:38.340
<i>‫دیشب کل شب داشت چیکار می‌کرد؟</i>

12:38.200 --> 12:39.330
‫آره، فشار بده و نگه دار.

12:38.590 --> 12:41.300
‫بیشتر دنبال دفترچه راهنما می‌گشت.

12:39.330 --> 12:40.650
‫فشار بدم و نگه دارم؟

12:41.560 --> 12:43.090
<i>‫هوم...</i>

12:44.810 --> 12:47.590
<i>‫این قراره کلی طول بکشه.</i>

12:47.590 --> 12:51.500
<i>‫منم از فرصت استفاده می‌کنم تا به تو هم
‫یاد بدم چطور بهتر از گوشیت استفاده کنی، کیکوکا سان.</i>

12:51.990 --> 12:53.330
‫خیلی خوشحالم!

12:56.850 --> 12:59.820
<i>‫آره، بعدش دکمه‌ی ارسال رو می‌زنی.</i>

12:59.820 --> 13:02.450
<b>‫لیریک
‫سان</b>

12:59.950 --> 13:02.450
<b>‫ممنون بابت کمکتون!</b>

13:01.450 --> 13:02.450
<b>‫خواهش می‌کنم!</b>

13:03.700 --> 13:07.210
<b>‫این چیه؟</b>

13:05.700 --> 13:07.210
<b>‫چه بامزه‌ست</b>

13:06.060 --> 13:07.210
<i>‫راستی یادم افتاد...</i>

13:07.210 --> 13:09.760
<i>‫درس خوندنت واسه کنکور ورودی
‫چطور پیش میره؟</i>

13:09.760 --> 13:13.840
‫اوه، خجالت می‌کشم بگم،
‫ولی راستش، تعریف چندانی نداره...

13:13.840 --> 13:15.960
<i>‫میگن تابستون زمان خیلی
‫مهمی واسه درس خوندنه،</i>

13:15.960 --> 13:18.320
<i>‫ولی من اصلاً همچین حسی ندارم.</i>

13:18.320 --> 13:21.590
‫هنوز حس میشه که خیلی
‫تاش مونده، مگه نه؟

13:21.970 --> 13:25.850
‫یعنی وقتی دبیرستانی بشیم
‫اوضاع چطور میشه؟

13:25.850 --> 13:26.850
<i>‫ها؟</i>

13:26.850 --> 13:29.890
‫می‌تونیم هر روز صبح
‫با هم بریم مدرسه.

13:29.890 --> 13:31.850
<i>‫البته به شرطی که توی یه مدرسه قبول بشیم.</i>

13:31.850 --> 13:34.250
‫می‌تونیم دوست‌های جدید پیدا کنیم،

13:34.250 --> 13:37.360
‫و توی باشگاه‌ها یا شورای دانش‌آموزی
‫حسابی تلاش کنیم.

13:37.990 --> 13:41.570
‫به نظرت ما هم عاشق میشیم؟

13:42.160 --> 13:45.120
<i>‫کی می‌دونه؟ ولی...</i>

13:45.120 --> 13:47.000
‫پـ-پوئم سان!

13:47.000 --> 13:51.120
‫نوشته که تونستم این
‫چیزِ «اکانت» رو بسازم!

13:51.120 --> 13:52.590
‫عالیه! دیگه چیزی نمونده!

13:52.590 --> 13:54.080
‫تو می‌تونی، توگو!

13:54.520 --> 13:56.140
<i>‫دیدن اون دوتا تو اون حالت</i>

13:56.140 --> 13:59.220
<i>‫باعث میشه حس کنم دبیرستان
‫اونقدرام بد نیست.</i>

13:59.220 --> 14:00.230
‫آره.

14:02.180 --> 14:03.540
<i>‫دیگه برگردیم خونه؟</i>

14:03.540 --> 14:05.220
<i>‫بریم یه کم درس بخونیم!</i>

14:05.220 --> 14:06.620
‫آره، بریم!

14:06.970 --> 14:11.980
‫توگو

14:06.970 --> 14:11.980
<b>‫۱۵۷
‫پیام</b>

14:07.010 --> 14:11.970
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

14:07.010 --> 14:11.970
‫نماینده دست‌وپاچلفتی کلاس
‫و دختر دامن‌کوتاه

14:08.000 --> 14:09.950
‫دست‌وپا چلفتی و دامن کوتاه!

14:12.020 --> 14:16.980
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

14:12.020 --> 14:16.980
‫نماینده دست‌وپاچلفتی کلاس
‫و دختر دامن‌کوتاه

14:14.480 --> 14:16.650
‫دست‌وپا چلفتی و دامن کوتاه!

14:17.270 --> 14:21.230
<b>‫دختر دست‌وپاچلفتی و
‫دبیرستانی در روز اول ترم دوم</b>

14:19.230 --> 14:20.610
‫پو!

14:20.610 --> 14:22.190
‫صبح بخیر!

14:22.190 --> 14:23.530
‫صبح بخیر!

14:23.530 --> 14:27.120
‫خیلی وقت بود همدیگه رو حضوری
‫ندیده بودیم، نه؟ چطور بودی؟

14:28.830 --> 14:31.160
‫من که با باشگاه مطالعات مانگا
‫رفته بودم اردو.

14:31.160 --> 14:34.080
‫آکینا هم مجبور شد بره کلاس کنکور.

14:34.080 --> 14:36.580
‫اه... از همین الان دیگه خسته شدم!

14:36.580 --> 14:39.210
‫حسابی آفتاب‌سوخته شدی، پو.

14:39.210 --> 14:40.340
‫ها؟!

14:40.340 --> 14:41.920
‫و-واقعاً؟!

14:41.920 --> 14:45.260
‫چه خوب! معلومه حسابی از
‫تعطیلات تابستونی لذت بردی!

14:45.840 --> 14:47.510
‫جایی رفته بودی؟

14:47.510 --> 14:48.640
‫نه، نه واقعاً.

14:48.640 --> 14:50.310
‫فقط همین دوروبر قدم می‌زدم.

14:50.310 --> 14:51.350
‫پوئم سان!

14:51.350 --> 14:53.060
‫تاساکی سان، و آکینا سان هم همین‌طور!

14:53.060 --> 14:54.350
‫صبح بخیر!

14:54.350 --> 14:57.150
‫آره، خیلی وقت بود تو رو هم ندیده بودیم،
‫ساکورادایمون کون!

14:57.150 --> 14:58.860
‫از همون موقعی که رفتیم ساحل!

14:58.860 --> 15:01.150
‫بله، خیلی وقت گذشته.

15:01.150 --> 15:03.360
‫صبح شما هم بخیر، پوئم سان.

15:03.780 --> 15:04.860
‫آره.

15:04.860 --> 15:07.860
<i>‫حالا برمی‌گردیم به دیشب.</i>

15:07.860 --> 15:08.740
<i>‫بله؟</i>

15:09.200 --> 15:11.240
‫خب، اوم...

15:11.240 --> 15:15.210
‫می‌تونی، خب...
‫اینکه با هم دوست شدیم رو

15:15.210 --> 15:17.500
‫یه راز نگه داری... و به کسی نگی؟

15:17.500 --> 15:19.500
<i>‫چرا؟</i>

15:19.500 --> 15:22.250
‫آخ، خب...

15:22.250 --> 15:27.260
<i>‫چون اگه اون سه تا بفهمن،
‫احتمالاً از خجالت آبم می‌کنن.</i>

15:27.630 --> 15:30.390
‫آه، اوم، خب...

15:30.760 --> 15:33.430
‫خودت که می‌دونی تاساکی و آکینا
‫دوست‌پسر ندارن، مگه نه؟

15:33.430 --> 15:38.020
‫واسه همین حس خوبی نداره که جلوشون
‫پز بدم و بگم «من دوست‌پسر دارم».

15:38.020 --> 15:39.850
<i>‫منطقیه. درکت می‌کنم!</i>

15:39.850 --> 15:42.270
<i>‫خیلی به فکر دوست‌هات هستی، نه؟</i>

15:42.690 --> 15:44.110
<i>‫ببخشید بچه‌ها!</i>

15:45.190 --> 15:46.490
<i>‫خواهش می‌کنم، توگو!</i>

15:46.490 --> 15:48.990
<i>‫تمام تلاشت رو
‫بکن که بقیه نفهمن!</i>

15:48.990 --> 15:51.990
‫هی، هی، هی، زود باش بگو!

15:53.160 --> 15:55.290
<i>‫چشمک زدنت اصلاً خوب نیست!</i>

15:55.290 --> 15:56.370
‫ها؟

15:56.370 --> 15:59.210
‫الان که دقت می‌کنم، تو هم
‫آفتاب‌سوخته شدی، ساکورادایمون کون.

15:59.210 --> 16:00.290
‫راست میگی!

16:00.290 --> 16:02.840
‫آخه تقریباً هر
‫روز می‌رفتم گشت‌زنی.

16:02.840 --> 16:05.780
‫اوهو؟ پس با پو ست کردین!

16:05.780 --> 16:09.340
‫پس حدس می‌زنم توی تعطیلات
‫حسابی با هم وقت گذروندین؟

16:09.340 --> 16:10.510
‫اوهو؟

16:10.510 --> 16:12.430
‫معلومه که نه!

16:12.430 --> 16:14.140
‫مگه نه، توگو؟!

16:15.220 --> 16:17.560
<i>‫قیافه‌ت! قیافه‌ت! قیافه‌ت!
‫خیلی ضایعه! خیلی ضایعه!</i>

16:17.560 --> 16:21.900
‫مـ-مـ-من اصلاً نمی‌دونم
‫داری درباره چی حـ-حـ-حرف می‌زنی!

16:22.770 --> 16:27.740
‫توگو کون، نمی‌شه یه کم
‫قضیه رو جدی بگیری؟!

16:27.740 --> 16:31.160
‫ببخشید. آخه دقیقاً زدن به هدف
‫و غافلگیرم کردن.

16:31.160 --> 16:34.410
‫پسر، تو هم مثل همیشه رو مخی ها!

16:34.410 --> 16:35.410
‫اوه، شما دوتاین!

16:35.410 --> 16:36.580
‫با هم!

16:36.580 --> 16:39.040
‫من عمراً با این یارو راه بیفتم.

16:39.040 --> 16:41.040
‫همین‌طوری اتفاقی
‫اون‌طرف خوردیم به هم.

16:41.790 --> 16:48.920
<b>‫جیرجیر</b>

16:42.130 --> 16:44.460
‫این بدترین شروع
‫برای ترم دومه.

16:44.460 --> 16:46.290
‫اولِ کاری می‌خورم به این لاتِ بی‌سروپا،

16:46.290 --> 16:48.920
‫بعدشم مجبورم دعوای زن و شوهریِ
‫مسخره اینا رو تماشا کنم.

16:48.920 --> 16:50.470
‫به کی داری میگی

16:50.880 --> 16:52.430
‫زن و شوهر، هان؟

16:55.310 --> 16:56.890
‫هی، پو!

16:56.890 --> 16:59.350
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫چرا خوابوندی تو گوشش؟

16:59.350 --> 17:01.270
‫این فقط شوخیِ همیشگیش بود، می‌دونی که!

17:01.270 --> 17:04.940
‫بـ-بوچی... بوچی... بوچی...!

17:01.270 --> 17:02.810
‫یارو نیمه‌جون شده.

17:01.270 --> 17:03.060
‫من که اصلاً چیزی نگفتم.

17:03.060 --> 17:04.940
‫آخ، غیرارادی بود! ببخشید.

17:05.180 --> 17:07.690
‫مشکوک می‌زنی، پو.

17:07.690 --> 17:11.400
‫مطمئنی بین تو و ساکورادایمون کون
‫هیچ اتفاقی نیفتاده؟

17:11.400 --> 17:12.910
‫واقعاً مطمئنی؟

17:12.910 --> 17:14.660
‫مـ-من که گفتم اتفاقی نیفتاده.

17:14.660 --> 17:16.030
‫چی؟!

17:16.950 --> 17:19.700
‫ما کار اشتباهی نمی‌کنیم!

17:19.700 --> 17:23.960
‫شما دوتا که می‌دونین
‫مدرسه رابطه داشتن رو قدغن کرده، مگه نه؟

17:23.960 --> 17:25.710
‫چی؟ من اصلاً همچین چیزی نشنیده بودم!

17:25.920 --> 17:29.210
‫مدرسه چرا باید بتونه
‫ما رو از رابطه داشتن منع کنه؟

17:30.340 --> 17:31.800
‫کاملاً حق با شماست.

17:31.800 --> 17:32.470
‫ها؟

17:32.630 --> 17:35.470
‫من حال شما دوتا رو
‫خیلی خوب درک می‌کنم.

17:35.470 --> 17:38.140
‫وقتی کسی عاشق یکی دیگه می‌شه،
‫باهاش رابطه برقرار می‌کنه.

17:38.140 --> 17:41.850
‫نمی‌شه همین‌طوری گفت «باشه پس»
‫و ممنوع بودنش رو قبول کرد!

17:41.850 --> 17:43.850
‫اما خیالتون راحت باشه!

17:44.270 --> 17:48.530
‫قوانین مدرسه فقط روابط
‫«ممنوعه» رو منع می‌کنه.

17:49.280 --> 17:53.110
<b>‫نماینده کلاس</b>

17:49.780 --> 17:53.110
‫پس جدی بودن خودتون رو ثابت کنین!

17:53.450 --> 17:54.820
‫ثابت کنین که این رابطه ممنوعه نیست!

17:54.820 --> 17:56.490
‫ثابت کنین که نیت‌هاتون پاکه!

17:56.490 --> 17:57.410
‫همین الان، همین‌جا!

17:57.410 --> 17:58.410
‫ها؟ ولی...

17:58.410 --> 17:59.620
‫ما رو تو عمل انجام‌شده قرار می‌دی.

17:59.620 --> 18:02.120
‫تو نمی‌تونی بگیش؟ من می‌تونم!

18:02.120 --> 18:04.620
‫من می‌تونم بگم که توی رابطه‌م باهاش
‫جدی‌ام!

18:04.620 --> 18:08.000
‫رابطه ما پاک و درسته، و با اینکه
‫شاید بعضی وقت‌ها با هم کل‌کل کنیم،

18:08.000 --> 18:10.130
‫اما هر دومون به هم احترام می‌ذاریم
‫و همدیگه رو دوست داریم!

18:10.130 --> 18:12.630
‫می‌تونم بگم که ما در نهایت
‫نامزد می‌کنیم و بعدش ازدواج!

18:12.630 --> 18:14.880
‫می‌تونم بگم که دارم به تشکیل
‫خانواده با اون فکر می‌کنم!

18:15.550 --> 18:16.930
‫من در بیماری

18:16.930 --> 18:18.640
‫و در سلامت دوستش دارم—

18:18.640 --> 18:21.470
‫دیگه تمومش کن!

18:21.890 --> 18:24.890
<b>‫دبیرستان کمازاوا</b>

18:25.400 --> 18:27.400
‫ببخشید معطل شدی، پوئم سان.

18:27.400 --> 18:28.440
‫بریم خونه؟

18:28.440 --> 18:29.400
‫آره.

18:29.400 --> 18:31.440
‫ولی پسر، امروز واقعاً...

18:32.940 --> 18:36.700
<b>‫بی‌حال</b>

18:33.320 --> 18:35.570
‫حسابی خسته‌کننده بود.

18:35.570 --> 18:36.660
‫آره، دقیقاً.

18:37.160 --> 18:41.410
‫فکرش رو هم نمی‌کردم
‫نگه داشتن یه راز این‌قدر سخت باشه.

18:41.410 --> 18:44.660
<i>‫نه بابا، فکر نکنم اصلاً
‫تونسته باشیم مخفیش کنیم.</i>

18:46.670 --> 18:48.940
‫راستش تقصیر من بود.

18:48.940 --> 18:51.380
‫تو زیادی ساده و
‫بیش از حد صادقی،

18:51.380 --> 18:54.170
‫واسه همین معلومه که
‫توی راز نگه‌داشتن خوب نیستی.

18:54.170 --> 18:55.050
‫راست می‌گی.

18:55.510 --> 19:00.220
‫شاید این اولین بار توی زندگیم باشه
‫که مجبور شدم یه رازی رو نگه دارم.

19:00.680 --> 19:02.140
‫واقعاً عجیبه!

19:02.140 --> 19:04.060
‫ولی از تو اصلاً بعید نیست.

19:04.060 --> 19:07.900
‫صادق بودن واسه من
‫خیلی راحت‌تر و طبیعی‌تره.

19:08.520 --> 19:10.150
‫ولی تمام تلاشم رو می‌کنم!

19:10.150 --> 19:10.820
‫ها؟

19:10.820 --> 19:12.820
‫خیالت راحت باشه!

19:13.230 --> 19:16.820
‫تا هر وقت که دلت بخواد
‫مخفیش نگه می‌دارم!

19:19.200 --> 19:20.620
‫تمام تلاشم رو می‌کنم!

19:20.620 --> 19:21.950
‫چون رابطه‌مون واسم خیلی جدیه!

19:25.410 --> 19:28.580
‫می‌گم، دیگه بی‌خیالش شو.

19:28.810 --> 19:30.540
‫لازم نیست مخفیش کنی.

19:30.540 --> 19:33.460
‫ها؟ چرا یهو نظرت عوض شد؟

19:34.420 --> 19:38.720
‫چون نمی‌ارزه به خاطر یه راز
‫دوست‌پسرم رو تحت فشار بذارم.

19:41.140 --> 19:42.600
‫که این‌طور.

19:45.520 --> 19:46.430
‫اوم؟

19:47.140 --> 19:48.190
<i>‫وای.</i>

19:48.650 --> 19:51.650
<i>‫این اولین بار توی زندگیم بود که
‫به یکی گفتم دوست‌پسرم!</i>

19:52.770 --> 19:57.530
<b>‫تیم ترجمه و آماده‌سازی</b>

21:23.200 --> 21:24.950
<i>‫وقتی دبستان می‌رفتم،</i>

21:24.950 --> 21:27.620
<i>‫با نماینده کلاس دوست بودم.</i>

21:28.490 --> 21:32.420
<i>‫یه روز، لو داد که با
‫خودم اسباب‌بازی آوردم،</i>

21:32.420 --> 21:36.460
<i>‫معلمم عصبانی شد و
‫تا آخر کلاس ازم گرفتش.</i>

21:40.260 --> 21:41.420
<i>‫اما...</i>

21:41.420 --> 21:44.640
<i>‫بعد از مدرسه، معلم
‫اصلاً نیومد پسش بده.</i>

21:45.930 --> 21:47.680
‫برات پسش گرفتم.

21:47.680 --> 21:48.510
‫ها؟

21:48.510 --> 21:51.730
‫ظاهراً معلم یادش رفته
‫بود و رفته بود خونه،

21:51.730 --> 21:53.900
‫واسه همین یه
‫یادداشت گذاشتم و برداشتمش.

21:53.900 --> 21:55.100
‫بیا، مال تو.

21:57.820 --> 22:01.320
‫فکر می‌کنی بچگونه
‫و خجالت‌آوره، نه؟

22:02.200 --> 22:03.910
‫اصلاً هم این‌طور فکر نمی‌کنم.

22:03.910 --> 22:06.700
‫من و خواهرم هر هفته
‫با هم تماشاش می‌کنیم.

22:06.700 --> 22:08.790
<i>‫سول کچینگ پری‌کیور.</i>

22:08.790 --> 22:09.740
‫ها؟!

22:09.740 --> 22:10.750
‫فعلاً خداحافظ.

22:13.960 --> 22:16.330
<i>‫کله‌شق بود و
‫بیش از حد جدی...</i>

22:19.500 --> 22:22.130
<i>‫ولی فهمیدم که
‫آدم مهربونی هم هست.</i>

22:22.800 --> 22:26.220
<i>‫واسه همین بعد اون روز خیلی با هم بودیم.</i>

22:26.930 --> 22:28.180
<i>‫اما بعدش...</i>

22:29.430 --> 22:32.680
‫شنیدم یه جا پیدا کردی که
‫وسایل یوکای واچ می‌فروشه؟

22:33.100 --> 22:34.730
‫من نمیام.

22:34.730 --> 22:37.860
‫توی قوانین مدرسه اومده که حق نداریم
‫موقع برگشتن به خونه جایی توقف کنیم.

22:42.070 --> 22:46.660
<i>‫توگو کون لومون داد، واسه همین
‫همه‌مون حسابی توبیخ شدیم.</i>

22:49.330 --> 22:51.910
<i>‫بعد از اون، کم‌کم از هم دور شدیم.</i>

22:53.450 --> 22:57.080
<i>‫و آخرش هم رفتیم
‫دبیرستان‌های کاملاً متفاوت.</i>

22:57.880 --> 23:01.460
<i>‫قطار محلی به مقصد کیچیجوجی
‫اکنون وارد می‌شود.</i>

23:02.050 --> 23:04.590
<i>‫چرا یهو یاد اون افتادم؟</i>

23:04.590 --> 23:06.840
<i>‫کاملاً فراموشش کرده بودم.</i>

23:07.720 --> 23:11.010
<i>‫یعنی الان چطوره؟
‫دوستی پیدا کرده؟</i>

23:11.850 --> 23:15.770
<i>‫اگه اخلاقش هنوز همون‌طوری باشه،
‫احتمالاً کارش سخت بوده.</i>

23:18.100 --> 23:19.110
<i>‫ها؟</i>

23:24.780 --> 23:25.610
‫تو—

23:27.990 --> 23:30.410
‫ببینمت، توگو کون.

23:29.980 --> 23:39.980
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:30.410 --> 23:31.990
‫نه تنها دوست پیدا کردی،

23:32.330 --> 23:34.120
‫بلکه دوست‌دختر هم داری.

23:34.120 --> 23:37.120

