WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:05.130 --> 00:08.010
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

00:05.130 --> 00:08.010
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

01:30.000 --> 01:42.000
<i>‫ </i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:30.000 --> 01:42.000
‫Yuki\h:مترجم

01:30.000 --> 01:42.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

01:31.900 --> 01:35.410
‫به جشنواره فرهنگی کومازاوا
‫خوش اومدین!

01:32.510 --> 01:34.030
‫جشنواره کومازاوا

01:34.590 --> 01:40.560
‫دست‌وپاچلفتی‌ها از جشنواره فرهنگی لذت می‌برن

01:35.780 --> 01:38.640
‫ما توی کلاس ۲-۱ کافه
‫کتابخونه راه انداختیم!

01:38.640 --> 01:41.370
‫ما توی کلاس ۳-۲ تئاتر داریم!

01:38.640 --> 01:41.140
‫انتقامِ
‫مرد ماهی‌گیر

01:38.640 --> 01:41.140
‫کافه خدمتکاران

01:41.140 --> 01:43.390
‫چای حبابی

01:41.140 --> 01:43.390
‫هات‌داگ

01:41.140 --> 01:43.390
‫نان کاری

01:41.370 --> 01:43.390
‫کسی هات‌داگ نمی‌خواد؟!

01:45.070 --> 01:46.150
‫شازده پسر.

01:46.850 --> 01:49.530
‫بیا اینجا.
‫یه چیز خوب برات دارم.

01:49.530 --> 01:51.280
<b>‫موهای مشکی بلند داره</b>

01:49.950 --> 01:51.280
‫این چیه؟

01:52.550 --> 01:55.800
‫این ویژگیِ نیمه گمشده‌ته.

01:55.800 --> 01:58.980
‫اگه بتونی پیداش کنی
‫و با هم بیاین به جشن رقص،

01:58.980 --> 02:02.440
‫شانس این رو داری که هم دوست‌دختر پیدا کنی
‫هم یه جایزه لوکس ببری.

02:02.200 --> 02:02.960
‫پیپ‌پیپ‌پیپ

02:02.440 --> 02:03.660
‫هی، تویی که اونجایی!

02:03.660 --> 02:05.080
‫دست از این تبلیغاتِ ناپسند بردارین!

02:05.080 --> 02:07.630
‫اه! نماینده‌های بی‌نام‌ونشونِ
‫کلاس مچم رو گرفتن!

02:07.630 --> 02:11.590
‫شازده پسر، یادت نره با نیمه گمشده‌ت
‫بیای به مهمونی، باشه؟

02:09.920 --> 02:11.570
‫ای وای از دست تو! فرار نکن!

02:13.050 --> 02:14.740
‫لطفاً بی‌خیال من بشین!

02:14.740 --> 02:17.010
‫قضیه این کارت چیه؟!
‫می‌خوای با من چیکار کنی—

02:17.010 --> 02:18.550
‫همون‌طور که گفتم.

02:18.550 --> 02:22.290
‫برو یه دختری که این ویژگی رو داره تور کن.

02:18.550 --> 02:23.310
<b>‫شب پرام
‫مهمانی رقص</b>

02:18.550 --> 02:23.310
<b>‫در سالن ورزشی از ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر~</b>

02:18.550 --> 02:23.310
<b>‫تهدیدآمیز</b>

02:22.290 --> 02:23.310
‫فهمیدی؟!

02:23.310 --> 02:27.450
‫اگه بیاریش، می‌ذارم
‫یه کم باهاش خوش بگذرونی، خب؟

02:26.590 --> 02:27.770
‫پیپ‌پیپ‌پیپ

02:27.450 --> 02:30.070
‫دست از این تبلیغاتِ مجرمانه بردارین!

02:32.950 --> 02:34.070
‫آخیش.

02:34.070 --> 02:37.820
‫خب؟ فکر کنم به اندازه کافی به
‫بازدیدکننده‌های غیردانش‌آموز کارت دادیم، نه؟

02:37.820 --> 02:41.440
‫آخرش اگه همه شرکت کنن،
‫خیلی بیشتر خوش می‌گذره.

02:41.440 --> 02:46.160
‫من همین الان به بابات، مامانت
‫و خواهر کوچیکت هم کارت دادم.

02:45.000 --> 02:46.380
‫هی! این دیگه لازم نبود!

02:46.380 --> 02:48.980
‫بی‌خیال بابا، اشکالی نداره.
‫جشنواره‌ست دیگه.

02:48.980 --> 02:53.240
‫ولی این نماینده‌های کلاس مدام
‫می‌پلکن دوروبرمون تا بهمون گیر بدن،

02:53.240 --> 02:56.470
‫این یعنی اون نتونسته
‫مرد گوریلی رو راضی کنه، مگه نه؟

02:56.470 --> 02:59.240
‫مطمئن نیستم، چون هنوز
‫خبری ازش ندارم.

02:59.240 --> 03:01.620
‫من به رئیس ایمان دارم!

03:01.620 --> 03:06.310
‫جشن رقص پایان سال، بخش اصلیِ
‫آخرین لحظات جشنواره فرهنگیه!

03:06.310 --> 03:08.170
‫هنوز وقت داریم!

03:08.170 --> 03:10.500
‫اون تا قبل از اون موقع یه راهی پیدا
‫می‌کنه!

03:10.500 --> 03:11.550
‫آکینا...

03:11.550 --> 03:15.630
‫درسته. ما هم هر کاری می‌تونستیم کردیم،
‫پس الان فقط منتظر می‌مونیم و امید داریم!

03:15.630 --> 03:20.620
‫وگرنه برگ برنده‌ای که براش
‫نقشه کشیده بودم هدر می‌ره!

03:18.110 --> 03:20.620
‫روپوش سفید می‌پوشه

03:20.620 --> 03:23.230
‫وای! نزدیکه نوبتِ
‫شیفت کلاسمون بشه!

03:23.230 --> 03:26.860
‫شیفت منم توی غرفه باشگاه مطالعه مانگاست،
‫پس بعداً می‌بینمتون.

03:26.860 --> 03:28.370
‫عه؟ آخ، راست می‌گی!

03:28.580 --> 03:30.330
‫تنها مانده

03:30.270 --> 03:33.440
‫خب، فکر کنم ما هم بریم دور مدرسه
‫و این رو تبلیغ کنیم.

03:33.440 --> 03:34.580
‫عه؟! جدی می‌گی؟!

03:34.580 --> 03:37.010
‫ولی... ایزوبوچی-کون،
‫فکر کردم سرت شلوغه؟!

03:37.010 --> 03:39.840
‫امروز کاری
‫برای کلاسم ندارم،

03:39.840 --> 03:43.720
‫به عنوان نماینده بهداشت هم تا کسی زخمی نشه
‫کاری برای انجام دادن ندارم.

03:43.720 --> 03:47.640
‫راستش رو بخوای، منم از دست
‫اون مرد گوریلی حرصم گرفته.

03:48.920 --> 03:51.480
‫داری چیکار می‌کنی؟ یالا، عجله کن.

03:51.900 --> 03:53.150
‫الان میام!

03:53.150 --> 03:55.820
<i>‫آخ جون! چه عالی! چه عالی!</i>

03:56.150 --> 03:58.150
‫کافه کتابخانه

04:00.530 --> 04:02.240
‫منتظرتون بودیم...

04:02.760 --> 04:04.160
‫شاهزاده‌خانم‌ها.

04:07.660 --> 04:09.160
‫وای چه نازه!

04:07.660 --> 04:09.160
‫کاوایی

04:09.160 --> 04:11.420
‫اوووفـــــــــــــــــــــ

04:10.000 --> 04:11.420
‫تونل وحشت

04:11.420 --> 04:14.820
‫پو چان، چقدر این لباس گربه‌ای بهت میاد!

04:13.130 --> 04:14.820
‫مامان، بسه دیگه!

04:14.820 --> 04:16.350
‫باید حتماً از این صحنه فیلم بگیرم!

04:16.350 --> 04:18.180
‫یالا، لبخند بزن پو چان!

04:18.550 --> 04:22.050
‫مشتریان گرامی، لطفاً از گرفتن عکس
‫خودداری کنید.

04:18.550 --> 04:22.050
‫چیکار چیکار

04:20.520 --> 04:22.050
‫وای، خدا مرگم بده!

04:22.050 --> 04:24.260
‫بی‌خیال آبجی. ما این همه راه
‫به خاطر تو اومدیم اینجا!

04:24.260 --> 04:26.820
‫بهتون گفتم نیاین! دیگه برگردین خونه،
‫ای بابا!

04:26.820 --> 04:29.330
‫اشکالی نداره لیری چان.
‫مامان اشتباه کرد.

04:29.330 --> 04:33.430
‫هر چی باشه اینجا تونل وحشته.
‫نباید بهش می‌گفتم «ناز».

04:33.430 --> 04:34.400
‫ببخشید، پو چان!

04:34.400 --> 04:35.960
‫موضوع اصلاً این نیست!

04:35.960 --> 04:38.550
‫حالا هر چی. ولی واقعاً بهت میاد.

04:38.550 --> 04:40.590
‫چرا نمی‌ری خودت رو به ساکورادایمون-سان
‫نشون بدی؟

04:40.590 --> 04:43.620
<i>‫چی؟! مـ-من عمراً برم!</i>

04:43.950 --> 04:44.720
‫ها؟

04:44.720 --> 04:48.540
‫آخه چرا باید برم خودم رو به اون پسره نشون
‫بدم، احمق؟

04:48.540 --> 04:49.200
‫عه؟

04:49.200 --> 04:51.460
‫پو چان، ما دیگه می‌ریم،

04:51.460 --> 04:54.260
‫ولی اگه بابات رو این‌ورها دیدی بهمون خبر
‫بده.

04:54.260 --> 04:56.210
‫عه، چی شده؟ همدیگه رو گم کردین؟

04:56.210 --> 04:57.700
‫آره، گم کردیم.

04:57.700 --> 05:00.720
‫البته با شناختی که از بابات دارم
‫مطمئنم حالش خوبه، ولی خب باز هم.

05:00.720 --> 05:02.200
<i>‫ای وای.</i>

05:02.200 --> 05:05.050
<i>‫انگار گوشیم رو تو خونه جا گذاشتم.</i>

05:05.050 --> 05:08.870
<i>‫نباید بی‌خودی خودم رو به دردسر می‌انداختم
‫تا به یکی کمک کنم.</i>

05:09.450 --> 05:11.480
‫گم شدی؟

05:11.480 --> 05:13.600
‫ترسناک

05:13.900 --> 05:15.330
‫کسی این بچه رو می‌شناسه—

05:15.330 --> 05:18.480
‫وای، قیافه‌ات خیلی ترسناکه!

05:16.220 --> 05:18.480
‫وای، خدا مرگم بده!

05:19.200 --> 05:21.890
<i>‫احتمالاً اگه برم به کلاس پو چان
‫می‌تونم پیداشون کنم،</i>

05:21.890 --> 05:24.010
<i>‫ولی نمی‌دونم کلاسش کجاست.</i>

05:24.010 --> 05:26.300
<i>‫پدر بودن هم این
‫دردسرها رو داره...</i>

05:26.300 --> 05:30.000
<i>‫ولی یه چیزهایی هست که فقط یه پدر
‫می‌تونه برای دخترش انجام بده!</i>

05:30.360 --> 05:35.030
<i>‫اون پسره که قبلاً با دخترم بود
‫اصرار داشت که فقط با هم دوستن،</i>

05:35.030 --> 05:39.400
<i>‫ولی من هیچ شکی ندارم
‫که چشمش دنبال پو چانه!</i>

05:39.400 --> 05:40.650
<i>‫چون که...</i>

05:40.650 --> 05:44.130
<i>‫دختر بزرگم
‫خوشگل‌ترین دختر دنیاست!</i>

05:44.130 --> 05:45.390
‫مشترکاً اول

05:44.130 --> 05:45.390
‫دختر
‫دوم

05:44.130 --> 05:45.390
‫همسر

05:45.390 --> 05:49.350
<i>‫هیچ پسری وجود نداره که بتونه
‫«فقط یه دوست» بمونه.</i>

05:49.350 --> 05:52.890
<i>‫فقط پدرها می‌تونن از دخترهاشون
‫در برابر نیت‌های بد محافظت کنن!</i>

05:53.220 --> 05:56.150
<i>‫وقت کمه، ولی اون الف‌بچه رو پیدا می‌کنم
‫و جلوش رو می‌گیرم!</i>

05:56.150 --> 05:59.660
<i>‫از خانواده‌ام جدا افتادم،
‫ولی این بهترین فرصته!</i>

05:59.660 --> 06:04.630
<i>‫اگه قراره کار به خشونت بکشه،
‫منم بدون هیچ ترسی انجامش می‌دم!</i>

06:05.030 --> 06:08.160
<i>‫همم، این چیه دیگه؟</i>

06:05.660 --> 06:08.160
‫نبرد رپ

06:05.660 --> 06:08.160
‫قهرمان فری‌استایل

06:05.660 --> 06:08.160
‫ثبت‌نام حضوری و بدون هماهنگی آزاد است!!

06:09.410 --> 06:10.290
‫هی، یو!

06:10.290 --> 06:13.280
‫حجم تکالیفت یه اشتباه بزرگه،

06:13.280 --> 06:17.230
‫تو یه حسابدار بی‌احساسی
‫که تبدیل به معلم مکانیکی شده!

06:17.230 --> 06:19.330
<i>‫اینا که همون رپرهای قبلی‌ان!</i>

06:19.330 --> 06:23.820
<i>‫پس بالاخره موفق شدن
‫باشگاه رسمی رپ رو راه بندازن!</i>

06:23.820 --> 06:25.820
<i>‫براشون خوشحالم.</i>

06:25.820 --> 06:29.950
‫حالا! دست‌ها بالا برای کسی که
‫فکر می‌کنید برنده این نبرد شد!

06:29.950 --> 06:33.090
‫اول ام‌سی ریاضیات شروع کرد!

06:33.760 --> 06:37.150
‫و سوزوکی ملقب به ماساتو جوابش رو داد!

06:37.440 --> 06:40.400
‫برنده کسی نیست جز ام‌سی ریاضیات!

06:40.950 --> 06:43.730
‫حالا! جو داره
‫حسابی داغ‌تر می‌شه!

06:43.730 --> 06:45.450
‫هر کی دوست داره می‌تونه بیاد روی استیج!

06:45.450 --> 06:48.200
‫آیا حریف شجاعی
‫اون بیرون هست که به چالش بکشه؟!

06:48.200 --> 06:49.270
<i>‫نه، نه!</i>

06:49.270 --> 06:53.660
<i>‫من وظیفه دارم اون الف‌بچه رو پیدا کنم
‫و بهش بفهمونم دنیا دست کیه.</i>

06:53.660 --> 06:57.440
<i>‫تازه، اگه پیرمردی مثل من بپره وسط،
‫حالشون رو خراب می‌کنه،</i>

06:57.440 --> 06:58.710
<i>‫و من نمی‌خوام این کار رو بکنم.</i>

06:58.710 --> 07:01.580
<i>‫کوهیناتا رایم خیلی شیک و مجلسی
‫صحنه رو ترک می‌کنه—</i>

07:01.580 --> 07:03.150
‫این مسخره‌بازی‌ها چیه؟

07:03.150 --> 07:05.440
‫اومدم ببینم این همه
‫سروصدا برای چیه،

07:05.440 --> 07:08.410
‫ولی می‌بینم فقط دارید به هم توهین می‌کنید
‫و بعدش برنده اعلام می‌کنید؟

07:08.410 --> 07:10.100
‫چقدر بی‌کلاس و سخیف.

07:10.100 --> 07:14.430
‫رسمیت دادن به چنین چیزی
‫به عنوان یک باشگاه، فقط نشون‌دهنده

07:14.430 --> 07:16.100
‫سطح واقعی این مدرسه است.

07:16.450 --> 07:18.600
‫ببخشید، چی فرمودید؟!

07:18.960 --> 07:24.150
‫فقط نظر شخصی‌م رو به عنوان کسی که
‫بچه‌ش این‌جا درس می‌خونه گفتم.

07:24.150 --> 07:26.490
‫اگه بهتون بر خورد، پوزش می‌خوام.

07:26.490 --> 07:29.090
‫نظرتون محترمه،

07:29.090 --> 07:31.360
‫ولی لطفاً حواستون باشه کجا ایستادید.

07:31.360 --> 07:32.990
‫بچه‌ها دارن گوش می‌دن.

07:32.990 --> 07:34.340
‫هی، اینجا چه خبره؟

07:34.340 --> 07:36.060
‫مامان‌باباها دارن دعوا می‌کنن!

07:36.060 --> 07:38.000
‫یالا، شروع کنید، شروع کنید!

07:38.000 --> 07:40.010
‫عموها می‌خواین با هم کل‌کل کنید؟!

07:40.010 --> 07:41.630
‫میکروفون رو می‌دیم به شما.

07:41.630 --> 07:43.500
‫من میکروفون رو می‌گیرم دستم و...

07:43.780 --> 07:44.900
‫هی! آخ!

07:52.000 --> 07:54.330
‫بیا روی استیج.

07:54.330 --> 07:59.140
‫بیا خودت از نزدیک ببین
‫که نبرد رپ بی‌کلاسیه یا نه.

08:00.060 --> 08:01.810
‫پس بزن بریم!

08:01.810 --> 08:05.650
‫مسابقه شامل دو راند هشت‌بیتی
‫بین دو حریف ماست!

08:05.650 --> 08:08.250
‫عموی کلاه‌به‌سر شروع می‌کنه،

08:08.250 --> 08:11.160
‫و عموی مو به عقب شانه کرده جواب می‌ده!

08:11.750 --> 08:13.200
‫آماده‌اید؟

08:13.200 --> 08:14.150
‫شروع!

08:16.600 --> 08:18.650
<i>‫رپ بی‌کلاسیه؟ این حرفت دور از واقعه!</i>

08:18.650 --> 08:21.770
<i>‫مسخره است! کلماتی رو فی‌البداهه انتخاب کن
‫که پای حرفت بایستی،</i>

08:21.770 --> 08:24.730
<i>‫و قلبت رو توی جوابت جاری کن،
‫شعر رو توی بیت‌هایی که می‌سازیم بباف.</i>

08:24.730 --> 08:30.960
<i>‫دوئل هنر و هوش ماست!
‫سیناپس‌ها جرقه می‌زنن تا الهام شکوفا بشه!</i>

08:30.960 --> 08:32.890
<i>‫با سرعتی به اندازه نور!</i>

08:32.890 --> 08:33.830
‫ووو!

08:33.830 --> 08:37.080
‫پسر، جدی می‌گی عمو؟
‫واقعاً کار بلدی‌ها!

08:35.590 --> 08:37.860
‫هی! تو چی می‌گی، عموی مو اتوکشیده؟

08:37.860 --> 08:40.580
<i>‫هنوزم می‌خوای به رپ تیکه بندازی؟!</i>

08:40.580 --> 08:44.710
<i>‫مسخره‌ست، به این می‌گی جنگ مغزها؟
‫این فقط بازی با کلمات بچه‌گونه‌ست!</i>

08:44.710 --> 08:47.360
<i>‫جناس‌هات نمی‌تونن نمره‌هات رو
‫توی کلاس ادبیات نجات بدن.</i>

08:47.360 --> 08:49.340
<i>‫اگه اینا کمکت می‌کرد قبول بشی،
‫این‌قدر به مشکل نمی‌خوردی.</i>

08:49.340 --> 08:53.330
<i>‫سعی می‌کنی باحال و خشن به نظر برسی،
‫ولی نمره‌های افتضاح امتحانت ول‌کن نیستن!</i>

08:53.330 --> 08:57.700
<i>‫و اجازه دادن به این وضعیت توی مدرسه؟
‫این یعنی شکست به عنوان یک نهاد آموزشی!</i>

08:57.700 --> 08:59.760
‫واو!

08:59.760 --> 09:02.410
‫اون عمو عجب
‫تکست‌های خشنی رو رو کرد!

09:02.410 --> 09:05.000
‫لعنتی! قشنگ داره می‌شوره می‌ذاره کنار!

09:05.000 --> 09:07.750
‫جوابش رو بده، عموی کلاه‌به‌سر!

09:12.610 --> 09:14.810
<i>‫با کمال تواضع از شما ممنونیم
‫که نظراتتون رو به اشتراک گذاشتید!</i>

09:14.810 --> 09:16.950
<i>‫شرط می‌بندم پسرتون درس‌هاش عالیه،</i>

09:16.950 --> 09:19.730
<i>‫مؤدب و شاگرد اول کلاس،
‫در ظاهر بی‌نقص و بی‌اساس،</i>

09:19.730 --> 09:21.060
<i>‫ولی اون فراتر از این حرف‌هاست!</i>

09:21.060 --> 09:23.170
<i>‫شما فقط به ایده‌آل‌های خودتون اهمیت
‫می‌دید،</i>

09:23.170 --> 09:25.240
<i>‫ولی تا حالا از خودش پرسیدید
‫که واقعاً چه حسی داره؟</i>

09:25.240 --> 09:27.240
<i>‫هر چیزی که نمی‌تونه روی
‫برگه امتحان بنویسه رو،</i>

09:27.240 --> 09:29.450
<i>‫می‌شنیدید اگه می‌ذاشتید
‫با ریتم بیت بگه حرف دلشو!</i>

09:29.450 --> 09:31.320
‫واو!

09:31.320 --> 09:34.140
‫راست می‌گه! رپ
‫صدای قلب ماست!

09:34.140 --> 09:37.010
‫به لطف رپ می‌تونیم
‫احساس واقعی‌مون رو به اشتراک بذاریم!

09:37.010 --> 09:39.400
‫شاید منم یه بار
‫با بابام رپ خوندم!

09:39.400 --> 09:41.140
‫یعنی کار تموم شد؟!

09:41.140 --> 09:44.580
‫حالا، عموی مو اتوکشیده،
‫هشت بیت آخر مال توئه!

09:44.580 --> 09:46.630
<i>‫تمایل به روبرو شدن با احساسات
‫واقعی فرزندت،</i>

09:46.630 --> 09:48.720
<i>‫دلیل وجودی یک پدره.</i>

09:48.720 --> 09:52.380
<i>‫مایه افتخار یک والدین واقعی.
‫یک سرمایه‌گذاری در زندگی اون‌ها.</i>

09:52.380 --> 09:54.930
<i>‫واقعاً دوست دارم
‫چنین گفتگویی رو ببینم.</i>

09:54.930 --> 09:56.890
<i>‫می‌تونی با بچه‌هات
‫این رو به ما نشون بدی؟</i>

09:56.890 --> 09:58.950
<i>‫خیلی راحته که از دور بنشینی
‫و تئوری صادر کنی!</i>

09:58.950 --> 10:01.410
<i>‫اما در نهایت، این خودخواهی
‫اشکت رو درمیاره!</i>

10:01.920 --> 10:05.020
‫آره!

10:08.870 --> 10:13.900
‫بی‌خیال، داری می‌گی عموی کلاه‌به‌سر
‫نمی‌تونه با بچه‌هاش حرف بزنه؟!

10:14.680 --> 10:16.220
‫احمق نشو!

10:16.220 --> 10:19.410
‫این عمو ما رپرها رو خیلی خوب درک می‌کنه!

10:19.410 --> 10:21.250
‫امکان نداره—

10:21.250 --> 10:22.440
‫عمو؟!

10:22.440 --> 10:23.570
‫شوخی می‌کنی، نه؟!

10:23.570 --> 10:27.150
‫بعد از اون همه حرف قشنگ،
‫نمی‌تونی باهاشون حرف بزنی؟!

10:27.520 --> 10:31.190
‫د-درست همون‌طور که گفتی،
‫این فقط یه تئوری از راه دوره.

10:31.520 --> 10:35.320
‫من حتی برای یه سلام ساده
‫با دخترهام مشکل دارم.

10:35.320 --> 10:38.460
‫جدی؟ داری بهش اعتراف می‌کنی، عمو؟!

10:38.460 --> 10:41.740
‫در ضمن، قرار بود این مسابقه
‫بعد از دو راند تموم بشه!

10:41.740 --> 10:44.830
‫یکی جلوشون رو بگیره!
‫تحمل دیدنش رو ندارم!

10:44.830 --> 10:46.150
‫نه، صبر کن.

10:46.150 --> 10:47.310
‫بذار حرفش رو بزنه!

10:47.890 --> 10:51.080
‫حقیقته که احساسات فرزند
‫بسیار حیاتیه!

10:51.080 --> 10:54.130
‫اهمیت موسیقی
‫و درس خوندن با هم برابره.

10:54.130 --> 10:56.390
‫ما هرگز نباید احساساتمون رو
‫به اون‌ها تحمیل کنیم،

10:56.390 --> 10:58.950
‫و باید گوش شنوایی
‫برای درونشون داشته باشیم.

10:59.830 --> 11:02.500
‫به جای این جنگ بی‌ثمر
‫بین پدرها،

11:02.500 --> 11:03.780
‫باید تمرکز کنیم...

11:04.310 --> 11:06.460
‫روی حمایت کردن...

11:06.890 --> 11:08.120
‫از دخترهامون!

11:10.730 --> 11:12.680
‫عموی کلاه‌به‌سر...

11:13.570 --> 11:15.690
‫مراقبت و حمایت کردن؟

11:15.690 --> 11:17.430
‫گوش‌هام دارن داغ می‌شن.

11:17.430 --> 11:20.210
‫یادم رفته بود چطور باید
‫با پسرم رفتار کنم.

11:20.210 --> 11:22.350
‫ممنون که به یادم آوردی چطور انجامش بدم،

11:23.240 --> 11:26.370
‫و کمکم کردی به یاد بیارم
‫پدر بودن برای چیه.

11:26.920 --> 11:29.350
‫شرمسارم اعتراف کنم که سعی داشتم نادیده بگیرم...

11:29.850 --> 11:31.600
‫پسر خودم رو...

11:31.600 --> 11:33.630
‫نمره‌های ناپلئونی.

11:36.710 --> 11:40.730
‫پسر اون عموی باکلاس و شیک
‫نمره‌هاش افتضاحه؟

11:40.730 --> 11:45.150
‫درکت می‌کنم. یکی از والدین منم
‫دانشگاه خیلی خوبی رفته بود.

11:45.150 --> 11:49.010
‫واسه همین عذاب وجدان دارم،
‫انگار دارم به انتظاراتش خیانت می‌کنم.

11:50.880 --> 11:55.000
‫انداختن تقصیر گردن مدرسه؟
‫خودم داشتم بدتر از این فرافکنی می‌کردم.

11:55.450 --> 11:59.630
‫اجازه بدید از این فرصت استفاده کنم و
‫به خاطر بی‌ادبانه خوندنش عذرخواهی کنم.

11:59.630 --> 12:03.340
‫غر زدن به شرایط محیطی
‫از سر نگرانی برای بچه‌هامونه.

12:03.340 --> 12:05.660
‫منم دقیقاً همین اشتباه رو کردم.

12:06.310 --> 12:09.570
‫منم معذرت می‌خوام که این‌قدر داغ کردم.

12:09.570 --> 12:11.650
‫هرچند جفتمون جاهایی کم گذاشتیم،

12:12.160 --> 12:14.980
‫ولی نگرانی‌مون برای بچه‌هامون یکیه.

12:16.500 --> 12:18.760
‫بیا هر دو تمام تلاش‌مون رو بکنیم!

12:21.700 --> 12:24.910
‫آره!

12:25.380 --> 12:28.480
‫به افتخار این دو تا عمو دست بزنید!

12:29.160 --> 12:31.670
‫خیلی با عشق خوندی، عمو!

12:31.670 --> 12:34.440
‫واقعاً حس و حال یه پدر رو منتقل کردی!

12:34.890 --> 12:36.520
‫خیلی عالی بود!

12:36.520 --> 12:38.920
‫بیاین همه با هم یه عکس بگیریم!

12:41.640 --> 12:43.430
‫اوه، پدر!

12:43.430 --> 12:46.870
‫کجا غیبت زد؟
‫نگرانت شده بودیم.

12:46.870 --> 12:49.930
‫ها؟ اوه ببخشید، سرگرم کار شدم.

12:49.930 --> 12:53.060
‫بیا دیگه. بیا زودتر بریم
‫سر کلاس برادرم!

12:53.060 --> 12:54.060
‫باشه.

12:55.170 --> 12:58.940
<i>‫مطمئنم هیچ‌وقت امروز رو فراموش نمی‌کنم.</i>

12:58.940 --> 13:06.950
‫فری‌استایل

12:59.800 --> 13:04.470
<i>‫از اون مرد شریف و بچه‌های باشگاه رپ
‫خیلی ممنونم</i>

13:04.890 --> 13:06.950
<i>‫که یه چیز مهم رو
‫به یادم آوردن.</i>

13:06.990 --> 13:11.960
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

13:06.990 --> 13:11.960
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

13:10.170 --> 13:11.560
‫دست‌وپاچلفتی و دامن‌کوتاه!

13:12.000 --> 13:16.960
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

13:12.000 --> 13:16.960
‫دست و پا چلفتی مبصر
‫دامن کوتاه و دختری با

13:14.130 --> 13:15.470
‫دست‌وپاچلفتی و دامن‌کوتاه!

13:15.470 --> 13:16.980
‫ها؟ این جواب می‌ده؟ ها؟

13:17.800 --> 13:20.380
‫بالاخره نوبت شیفت بعدی شد!

13:20.380 --> 13:22.460
‫حالا برم چی رو ببینم؟

13:22.460 --> 13:24.220
‫فعلاً به آکینا پیام می‌دم.

13:24.220 --> 13:25.720
‫کارم تازه تموم شد. کجایی؟

13:24.850 --> 13:25.740
‫آخ!

13:26.220 --> 13:29.560
‫احتمالاً با ایزوبوچی تنهاست،
‫نباید مزاحمشون بشم.

13:29.560 --> 13:31.880
‫خب، پس تاساکی...

13:31.880 --> 13:34.010
‫باید هنوز تو باشگاه مطالعه مانگا
‫مشغول کار باشه.

13:34.350 --> 13:36.590
<i>‫وای، دارم زیادی با خودم حرف می‌زنم!</i>

13:37.000 --> 13:40.420
<i>‫ها؟! من همیشه وقتی تنها بودم
‫این‌طوری می‌شدم؟!</i>

13:40.420 --> 13:42.590
<i>‫فکر کنم چون همیشه یکی پیشم بوده.</i>

13:42.590 --> 13:43.990
<i>‫با وقت آزادم چیکار کنم؟!</i>

13:43.990 --> 13:46.120
‫بیا با هم بریم بگردیم
‫توی جشنواره فرهنگی.

13:46.500 --> 13:48.740
‫واقعاً منتظرشم.

13:48.740 --> 13:51.750
‫اینکه برای اولین بار با کسی که دوستش دارم
‫برم جشنواره رو ببینم.

13:51.750 --> 13:53.710
<i>‫زیر قولت نزنیا!</i>

13:53.710 --> 13:55.630
<i>‫احمق، خنگ، دست‌وپاچلفتی!</i>

13:55.630 --> 13:57.500
‫بشتابید، همگی بیایید!

13:55.630 --> 13:57.500
<b>‫مهمانی رقص
‫شب پرام
‫در سالن ورزشی از ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر~</b>

13:57.500 --> 14:00.280
‫مهمانی رقص پرام ساعت ۴:۳۰ شروع می‌شه!

14:00.280 --> 14:04.010
‫نیمه گمشده‌تون رو پیدا کنید
‫و با هم به مهمانی ملحق بشید!

14:04.010 --> 14:06.260
‫ببخشید. کارتتون رو گرفتید؟

14:06.260 --> 14:08.510
‫این شانس شماست تا برید سراغ
‫دختری که بهش علاقه دارید!

14:08.510 --> 14:11.640
‫حتی ممکنه بتونید با هم دوست بشید!

14:11.640 --> 14:15.270
‫فکر کنم دیگه حسابی چرخیدیم
‫و براش تبلیغ کردیم.

14:17.120 --> 14:20.310
‫راستی ایزوبوچی-کون،
‫امم، هنوز حالت خوبه؟

14:20.310 --> 14:23.030
‫لازم نیست بری به کارهای
‫کمیته برسی؟

14:23.030 --> 14:27.550
‫نه. مثل اینکه تا الان
‫کسی صدمه ندیده.

14:27.550 --> 14:29.050
‫کـ... که این‌طور.

14:30.410 --> 14:34.310
<i>‫وای! خیلی خوشحالم که با هم
‫تنهاییم، ولی نمی‌دونم چی بگم!</i>

14:35.600 --> 14:37.100
<i>‫کاملاً معلومه که حوصله‌ش سر رفته!</i>

14:37.100 --> 14:38.990
<i>‫پو یا تاساکی، لطفاً زودتر بیاید!</i>

14:38.990 --> 14:40.740
‫اوه! یه لحظه منو ببخش.

14:40.740 --> 14:41.740
‫ها؟

14:42.340 --> 14:43.800
‫چی شده عزیزم؟

14:43.800 --> 14:45.280
‫مامان و بابات کجا هستن؟

14:45.280 --> 14:46.850
‫مامانم غیبش زده.

14:46.850 --> 14:48.550
‫ای وای. واقعاً؟

14:48.550 --> 14:52.090
‫یه پیرمرد ترسناک هم که لحن لاتی داشت
‫باهام حرف زد!

14:52.090 --> 14:53.430
‫وای، چه ترسناک!

14:53.430 --> 14:56.320
‫بسیار خب! بیا یه پیج بکنیم
‫و صداش بزنیم بیاد.

14:56.320 --> 14:57.690
‫بیا با من بریم!

14:57.690 --> 14:58.730
‫باشه.

14:59.440 --> 15:00.560
‫اوه، مامان!

15:00.560 --> 15:02.710
‫آخ، خداروشکر! پیدات کردم!

15:03.180 --> 15:04.440
‫خوشحال شدم.

15:04.440 --> 15:06.460
‫برای مهمانی رقص چیکار می‌کنی؟

15:06.460 --> 15:08.570
‫من نمی‌رم. دوست‌دختر دارم.

15:08.570 --> 15:11.220
‫این برنامه یه جورایی
‫زیادی ضایع نیست؟

15:11.220 --> 15:12.340
‫دیگه بدبخت و ناامیدن.

15:12.340 --> 15:15.020
‫شرکت‌کننده‌هاش باید حسابی
‫تشنهٔ رابطه باشن.

15:13.710 --> 15:15.020
‫ها؟!

15:15.020 --> 15:18.210
‫چی گفتی آشغال؟! هان، بنال ببینم؟!

15:18.210 --> 15:21.030
‫نه، ما چیزی نگفتیم. مگه نه؟

15:18.210 --> 15:23.210
<b>‫تهدیدآمیز</b>

15:19.370 --> 15:21.030
‫دروغ نگو، شنیدم چی گفتی!

15:21.030 --> 15:23.210
‫حالا یه بار دیگه جرات داری تکرارش کن،
‫احمق. یالا بگو!

15:23.660 --> 15:26.860
‫ولی... ایزوبوچی-کون! ول کن، ول کن!
‫اشکالی نداره! طوری نیست!

15:26.860 --> 15:30.160
‫کجاش طوری نیست؟!
‫داشتن پشت سر تو حرف می‌زدن...

15:29.110 --> 15:31.470
‫پیش می‌آد دیگه! فقط تحمل کن!

15:31.470 --> 15:33.720
‫راستش رو بخوای،
‫خودم هم فکر می‌کنم یه کم ضایعه،

15:33.720 --> 15:35.750
‫با اینکه ایدهٔ خودم بود.

15:35.750 --> 15:39.230
‫ولی تا وقتی که به همه خوش بگذره
‫کاملاً هم عالیه!

15:39.230 --> 15:44.380
‫تا وقتی که حتی یک نفرشون واقعاً
‫بخواد به عشقش اعتراف کنه،

15:44.380 --> 15:50.480
‫اگه این برنامه بهش شجاعت بده،
‫من از این خوشحال‌تر نمی‌شم!

15:50.480 --> 15:51.370
‫اه!

15:51.370 --> 15:53.180
‫باشه، هر چی تو بگی.

15:53.180 --> 15:54.820
‫دیگه دستمو ول کن.

15:54.820 --> 15:56.090
‫ها؟!

15:56.620 --> 15:58.770
‫ببخشید!

16:03.130 --> 16:05.060
‫فهمیدم. ممنون.

16:05.980 --> 16:08.550
<i>‫هنوز داره کارهای نماینده کلاس رو می‌کنه؟</i>

16:08.550 --> 16:10.640
<i>‫آخه چقدر می‌خواد کار کنه؟!</i>

16:10.640 --> 16:15.360
<i>‫خب، یک هفته‌ست با هم حرف نزدیم،
‫واسه همین الان خیلی معذبم.</i>

16:15.360 --> 16:17.910
<i>‫چرا اون‌قدر از دستش عصبانی شدم؟</i>

16:18.270 --> 16:20.900
<i>‫می‌دونم توگو نماینده کلاسه
‫و بیش از حد به کارش متعهده،</i>

16:20.900 --> 16:24.430
<i>‫پس می‌دونم فقط داشت وظایفش رو
‫توی کمیته با جدیت انجام می‌داد.</i>

16:24.430 --> 16:25.700
<i>‫این رو می‌دونم، ولی...</i>

16:25.700 --> 16:26.920
‫هی، تو! وایسا!

16:30.640 --> 16:31.770
<i>‫امکان نداره!</i>

16:39.350 --> 16:40.980
<i>‫نزدیک بودا!</i>

16:40.980 --> 16:42.920
‫حالتون خوبه؟

16:44.940 --> 16:46.860
‫مـ... من خوبم.

16:46.860 --> 16:49.490
‫اون پسری که بهتون تنه زد
‫قطعاً مقصر بود،

16:49.490 --> 16:52.200
‫اما شما هم باید
‫بیشتر حواستون رو جمع می‌کردید.

16:52.200 --> 16:54.180
‫غرق در افکارتون بودید؟

16:54.180 --> 16:55.940
‫اِ، خب...

16:56.700 --> 16:59.760
<i>‫این پیرمرد من رو یاد یه نفر می‌ندازه.</i>

16:58.070 --> 17:00.940
‫خب، در هر صورت، بذارید پاتون رو ببینم.

17:02.810 --> 17:03.780
‫ها؟!

17:03.780 --> 17:06.110
‫چرا باید پام رو به یه پیرمردی
‫که اصلاً نمی‌شناسم نشون بدم؟!

17:06.110 --> 17:07.350
‫نکنه منحرفی؟!

17:06.110 --> 17:08.630
‫ظاهراً دچار سوءتفاهم شدید.

17:08.630 --> 17:12.700
‫فقط ازت می‌خوام نشونم بدید،
‫چون ممکنه مچ پاتون پیچ خورده باشه.

17:12.700 --> 17:16.790
‫نمی‌دونم این روپوشی که همیشه همراهم دارم
‫می‌تونه مدرک کافی باشه یا نه،

17:17.360 --> 17:19.050
‫اما من پزشکم.

17:19.050 --> 17:21.100
‫می‌تونید با خیال راحت بذارید معاینه‌تون کنم.

17:21.100 --> 17:24.080
‫تا حالا دکتری ندیده بودم که همیشه
‫یه روپوش سفید با خودش این‌ور اون‌ور ببره!

17:24.080 --> 17:25.570
‫که این‌طور.

17:25.570 --> 17:27.590
‫پس درمان رو رد می‌کنید.

17:27.590 --> 17:31.090
‫خب، با این همه انرژی‌ای که دارید
‫باید حالتون خوب باشه.

17:34.890 --> 17:37.990
‫پام درد نمی‌کنه،
‫واسه همین نیازی نیست نگاهش کنی.

17:37.990 --> 17:39.620
‫ولی ممنون که نجاتم دادی!

17:40.360 --> 17:42.120
‫بلدید تشکر هم بکنید؟

17:42.120 --> 17:43.120
‫ها؟

17:43.600 --> 17:46.620
‫آخه ظاهرتون شبیه
‫دخترهای بی‌ادبه.

17:46.620 --> 17:48.040
‫داری من رو مسخره می‌کنی؟!

17:48.040 --> 17:49.110
‫حرفم درست نبود.

17:49.110 --> 17:52.280
‫بدون گفتگوی واقعی،
‫نمی‌شه حقیقت رو فهمید.

17:52.280 --> 17:55.210
‫خودم هم تازه این درس رو یاد گرفتم.

17:57.810 --> 17:59.490
‫پیرمرد عجیب‌غریب.

18:00.430 --> 18:01.640
‫گفتگو.

18:02.030 --> 18:04.120
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

18:04.600 --> 18:05.880
‫با توگو.

18:06.880 --> 18:08.130
‫هی، زود باشین!

18:08.130 --> 18:11.650
‫اون احمقی که از پله‌ها افتاد کجاست؟
‫بیا بیرون دیگه، ابله!

18:11.960 --> 18:13.660
‫مثل اینکه حالش خوب بوده.

18:13.660 --> 18:16.140
‫ظاهراً یه مرد با روپوش سفید
‫نجاتش داده.

18:17.510 --> 18:19.140
‫چی گفتی؟

18:23.100 --> 18:25.360
‫ها؟ پس اون مصدوم کجاست؟

18:25.360 --> 18:27.150
‫آخ، زنگ می‌زنن.

18:27.150 --> 18:28.650
‫تماس دریافتی
‫رئیس

18:27.590 --> 18:28.650
‫رئیس؟!

18:28.650 --> 18:30.100
‫بـ... بـ... بله!

18:30.100 --> 18:31.920
<i>‫ببخشید که طول کشید.</i>

18:31.920 --> 18:35.160
‫بالاخره یه راهی پیدا کردم
‫که کائورو-کون رو راضی کنم.

18:35.160 --> 18:37.910
‫می‌شه راهنمایی‌هایی که می‌گم رو
‫دنبال کنی؟

18:41.410 --> 18:43.660
‫واقعاً که شرم‌آوره!

18:42.120 --> 18:43.660
‫تهدیدآمیز

18:43.660 --> 18:49.170
‫اون اراذل مدام مخفیانه این‌ور اون‌ور
‫می‌پلکن تا روابط نامشروع رو ترویج بدن—

18:53.190 --> 18:55.410
‫خیالاتی شده بودم؟

18:55.410 --> 18:57.910
‫نه، مطمئنم همین الان...

18:59.180 --> 19:02.950
‫چرا این‌قدر عجله داری؟
‫دنبال کسی می‌گردی؟

19:02.950 --> 19:04.040
‫همم؟

19:04.470 --> 19:06.340
<i>‫چه معجزه‌ای!</i>

19:05.440 --> 19:10.060
‫تالاپ تولوپ

19:06.340 --> 19:08.400
<i>‫فکرش رو هم نمی‌کردم دوباره ببینمش!</i>

19:08.780 --> 19:11.260
‫مـ... من داشتم...

19:11.260 --> 19:12.930
‫دنبال شما می‌گشتم.

19:13.820 --> 19:18.080
‫ولی اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردم
‫که دانش‌آموز این مدرسه باشید!

19:18.080 --> 19:20.250
‫منم همین‌طور. غافلگیر شدم.

19:20.250 --> 19:24.240
‫نادشیکو... یعنی رئیس شورای دانش‌آموزی ما،
‫باید خیلی وقت آزاد داشته باشه،

19:24.240 --> 19:27.030
‫چون ظاهراً اسم و چهره‌ی
‫تک‌تک دانش‌آموزها رو حفظ کرده،

19:27.030 --> 19:31.140
‫اما من همیشه توی به یاد آوردن
‫دیگران مشکل داشتم.

19:32.830 --> 19:35.960
<i>‫وای نه! هیجان‌زده شدم
‫و دارم زیادی حرف می‌زنم!</i>

19:35.960 --> 19:39.570
<i>‫الان وقتش نیست درباره‌ی اون
‫نادشیکوی بدبخت حرف بزنم!</i>

19:39.570 --> 19:42.600
‫خیلی دلم می‌خواست دوباره
‫ببینمتون و باهاتون حرف بزنم.

19:42.600 --> 19:45.620
‫خیلی خوشحالم که این‌طوری
‫غیرمنتظره دوباره همدیگه رو دیدیم.

19:45.600 --> 19:49.980
‫تالاپ تولوپ
‫تالاپ تولوپ

19:45.620 --> 19:47.540
‫وا... واقعاً این‌طوره؟

19:47.540 --> 19:49.980
<i>‫این یعنی منم شانس دارم، نه؟!</i>

19:50.550 --> 19:53.260
‫راستی، یادم رفت
‫خودم رو معرفی کنم!

19:53.260 --> 19:56.060
‫من کوگوری کائورو هستم، سال سومی!

19:56.060 --> 19:58.630
‫به عنوان معاون شورای دانش‌آموزی
‫خدمت می‌کنم!

19:58.630 --> 20:00.330
‫من یاما...

20:00.330 --> 20:01.820
‫یامادا هاناکو هستم.

20:01.820 --> 20:03.870
‫بی‌خیال بابا، این دیگه چه اسم مستعار
‫ضایعیه!

20:03.870 --> 20:06.640
‫تیکه‌ی پو چان مرزهای زمان و مکان رو
‫درنوردید.

20:06.640 --> 20:08.000
‫یامادا هاناکو!

20:08.000 --> 20:09.150
‫چه اسم هیجان‌انگیزی!

20:09.150 --> 20:10.270
‫اصلاً براش مهم هم نیست؟!

20:10.270 --> 20:14.320
‫خب، نظرت چیه یامادا هاناکو؟
‫تا الان از جشنواره خوشت اومده؟

20:14.320 --> 20:17.760
‫بله، جشنواره فرهنگی‌مون واقعاً عالیه!
‫خیلی پرانرژی و زنده‌ست!

20:17.760 --> 20:19.270
‫میگم، کائورو کون!

20:19.270 --> 20:22.010
‫دوست داری با هم بگردیم
‫و جاهای مختلفش رو ببینیم؟

20:22.010 --> 20:24.390
‫تالاپ تولوپ

20:22.500 --> 20:24.390
<i>‫«کائورو کون»؟!</i>

20:24.390 --> 20:29.140
<i>‫اونم مثل نادشیکو صدام کرد، ولی
‫چرا این‌قدر بیشتر بهم چسبید؟!</i>

20:29.140 --> 20:31.040
‫خب... معلومه!

20:31.040 --> 20:33.080
<i>‫نه، وایسا ببینم!</i>

20:33.080 --> 20:35.690
<i>‫وظیفه‌ی منه که جلوی
‫روابط نامشروع رو بگیرم،</i>

20:35.690 --> 20:39.030
<i>‫اگه بقیه بچه‌ها منو با یه دختر ببینن...</i>

20:40.030 --> 20:42.660
‫شرمنده‌ام، ولی امروز خیلی سرم شلوغه.

20:43.400 --> 20:45.430
‫نمی‌تونی بیای؟

20:45.430 --> 20:46.730
‫یعنی این‌طور فکر می‌کردم،

20:46.730 --> 20:49.540
‫ولی الان می‌بینم که دارم از بی‌کاری
‫می‌میرم!

20:50.000 --> 20:52.170
‫تغییر موضعش دیگه خیلی ناگهانی بود!

21:00.430 --> 21:02.430
‫انتقام مرد ماهی‌گیر

21:02.430 --> 21:05.810
‫وای! اونجا رو! بیا بریم ببینیم،
‫کائورو کون!

21:05.810 --> 21:06.890
‫بـ... باشه!

21:06.890 --> 21:09.480
‫فهمیدم، پس یکم یواش‌تر برو!

21:08.430 --> 21:10.060
‫باشگاه مطالعه مانگا

21:08.430 --> 21:10.060
‫در حال فروش
‫مجله‌های اورجینال

21:10.060 --> 21:12.650
‫می‌خواستم برم درباره‌ی
‫باشگاه مانگا تحقیق کنم

21:10.060 --> 21:14.190
<b>‫سیریوس</b>

21:12.650 --> 21:15.180
‫چون شایعه شده بود که دارن
‫مجله‌های غیراخلاقی می‌فروشن،

21:15.180 --> 21:16.740
‫پس این‌طوری خوب شد...

21:16.740 --> 21:18.910
‫اما محتواش که کاملاً عادی به نظر می‌رسه.

21:18.910 --> 21:21.090
‫همم، عجب، عجب.

21:21.090 --> 21:23.520
‫عجب، عجب.

21:24.200 --> 21:26.080
‫چیزی شده، یامادا هاناکو؟

21:26.080 --> 21:28.970
‫فقط محتوای این مانگا
‫خیلی نظرم رو جلب کرد.

21:28.970 --> 21:30.390
‫کـ... که این‌طور!

21:32.050 --> 21:33.830
‫ایـ... این کار...

21:33.830 --> 21:36.420
<i>‫یه اثر فوق‌العاده بی‌نظیره!</i>

21:36.420 --> 21:38.680
<i>‫در نگاه اول یه
‫مانگای شونن عادیه،</i>

21:38.680 --> 21:41.360
<i>‫اما یه تم عمیق و
‫هوشمندانه پشتش پنهان شده!</i>

21:41.360 --> 21:44.530
<i>‫راستش ژانر بی‌ال کار من نیست،
‫ولی این بدجور من رو جذب خودش کرده!</i>

21:44.530 --> 21:45.720
<i>‫واقعاً کار پرقدرتیه!</i>

21:45.720 --> 21:46.840
<i>‫اسم مستعار نویسنده‌ش...</i>

21:45.720 --> 21:49.220
<b>‫سال دوم، اسم مستعار: رامبو سال دوم، اسم مستعار: اوتاچی سال اول،
‫اسم مستعار: هومینید ویرانگر ناشر: چونو فوجیکو</b>

21:46.840 --> 21:47.870
<i>‫هومینید ویرانگره!</i>

21:47.870 --> 21:49.220
<i>‫تنها سال اولیِ گروه!</i>

21:49.220 --> 21:52.150
‫روی سان، می‌تونی اون طرف کمک کنی؟

21:52.150 --> 21:53.620
‫بله، الان میام!

21:53.620 --> 21:55.110
<i>‫روی؟</i>

21:55.110 --> 21:57.110
<i>‫تاساکی روی؟ امکان نداره!</i>

21:57.620 --> 21:59.810
<i>‫تو همون هومینیدی؟!</i>

22:00.000 --> 22:12.000
<i></i>‫ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

22:00.000 --> 22:12.000
‫Yuki\h:مترجم

22:00.000 --> 22:12.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

22:02.610 --> 22:04.300
‫واقعاً بهم چسبید!

22:04.300 --> 22:07.490
‫همه‌شون عالی بودن،
‫سخته بگم کدوم کار از همه بهتر بود.

22:07.490 --> 22:09.220
‫تو هم موافقی، کائورو-کون؟!

22:09.220 --> 22:10.390
‫آره.

22:10.920 --> 22:14.590
<i>‫بعد از این‌همه گشت‌وگذار و تفریح،
‫هنوزم این‌قدر پرانرژیه!</i>

22:14.590 --> 22:17.860
<i>‫چه زن قوی و
‫سرزنده‌ای!</i>

22:17.860 --> 22:21.140
<i>‫شاید یکم زورگو باشه ولی خب...</i>

22:22.890 --> 22:26.130
<i>‫با این حال، این قاطعیتش
‫یه جورایی برام نوستالژیکه.</i>

22:26.130 --> 22:28.140
<i>‫بس کن! خیلی چندش‌آوره!</i>

22:28.140 --> 22:30.050
‫چیزی شده، کائورو-کون؟

22:30.050 --> 22:31.630
‫نه، چیزی نیست!

22:31.990 --> 22:33.400
‫راستی، کائورو-کون.

22:33.400 --> 22:36.790
‫یه کارِ آخری هست که
‫می‌خوام با هم انجامش بدیم.

22:36.790 --> 22:38.020
‫اشکالی نداره؟

22:38.020 --> 22:41.190
‫دیگه تو هر کاری بگی پایه‌ام!
‫فقط لب تر کن!

22:40.530 --> 22:41.780
‫قد بالای 180 سانتی‌متر

22:41.780 --> 22:45.150
‫می‌خوام برای مهمانی رقص
‫همراهم باشی.

22:45.540 --> 22:47.410
<i>‫ایـ... این‌که...</i>

22:47.410 --> 22:49.690
‫ظاهراً باید بر اساس
‫ویژگی روی کارت‌ها،

22:49.690 --> 22:52.930
‫شریکت رو پیدا کنی
‫و به مهمانی دعوتش کنی.

22:52.930 --> 22:55.480
‫این یکی دقیقاً مشخصات توئه، کائورو-کون.

22:55.480 --> 22:58.610
‫مـ... منو ببخش، یامادا هاناکو!

22:58.610 --> 23:01.190
‫من اصلاً نمی‌تونم توی این کار شرکت کنم!

23:01.190 --> 23:04.170
‫چرا؟ دوست نداری با من بیای؟

23:04.170 --> 23:06.130
‫نه، اصلاً این‌طور نیست!

23:06.130 --> 23:08.850
‫فقط این‌که من به عنوان معاون شورا،

23:08.850 --> 23:11.950
‫باید جلوی روابط نامشروع رو بگیرم...

23:13.810 --> 23:16.440
‫ساعت هم‌اکنون ۴:۳۰ بعد از ظهره.

23:16.840 --> 23:19.190
<i>‫از تمامی شرکت‌کنندگان
‫در مهمانی رقص پرام،</i>

23:19.190 --> 23:21.190
<i>‫خواهشمندیم در سالن ورزش جمع بشن.</i>

23:21.190 --> 23:23.840
‫چی؟! به این زودی وقتش شد؟!

23:23.840 --> 23:27.200
<i>‫دوباره می‌گم، همه کسایی که
‫توی مهمونی رقص پرام هستن...</i>

23:27.520 --> 23:29.300
‫من رو ببخش، یامادا هاناکو!

23:29.300 --> 23:30.220
‫کائورو-کون!

23:30.220 --> 23:32.730
<i>‫هم کسانی که شریکشون رو پیدا کردن،</i>

23:32.730 --> 23:35.110
<i>‫و هم کسانی که پیدا نکردن،
‫می‌تونن تشریف بیارن.</i>

23:35.740 --> 23:38.930
<i>‫همگی لطفاً در سالن ورزش
‫جمع بشید.</i>
