WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:01.960 --> 00:04.730
‫خانم‌ها و آقایان!

00:04.730 --> 00:09.090
‫ممنون که واسه بخش آخر جشنواره
‫فرهنگی دبیرستان کومازاوا اومدین،

00:09.090 --> 00:11.470
‫مهمونی پرام رقص!

00:11.470 --> 00:14.370
‫اونایی که نیمه گم‌شده‌شون
‫رو پیدا کردن،

00:14.370 --> 00:16.220
‫و اونایی هم که هنوز پیدا نکردن،

00:16.220 --> 00:19.980
‫لطفاً تا جایی که می‌تونین خوش بگذرونین!

00:28.110 --> 00:28.940
‫این دیگه چیه؟

00:28.940 --> 00:30.400
‫ها؟ الان چه خبر شده؟

00:30.400 --> 00:31.860
‫این یه فلش‌مابه؟!

00:35.370 --> 00:40.620
<b>‫هی، هی، هی!</b>

00:35.370 --> 00:37.050
‫هی، هی، هی!

00:37.050 --> 00:39.290
‫یعنی رقصنده‌های حرفه‌ای
‫آوردی اینجا؟!

00:39.290 --> 00:40.620
‫ایول! دمت گرم!

00:40.620 --> 00:42.770
‫نه بابا، منم خودم تازه فهمیدم!

00:43.460 --> 00:46.630
‫فکر کنم رئیس خودش یه جوری
‫این رو هماهنگ کرده.

00:59.560 --> 01:02.700
‫لعنت به گروه نادشیکو
‫که از این سالن ورزش استفاده می‌کنن!

01:03.310 --> 01:05.040
‫دیگه شورش رو درآوردن!

01:09.030 --> 01:10.570
‫هی، شماها!

01:10.570 --> 01:13.330
‫روابط نامشروع شما باعث می‌شه همه‌تون—

01:13.740 --> 01:15.160
<b>‫تالاپ</b>

01:16.060 --> 01:19.090
‫چیزی نیست.

01:16.730 --> 01:19.090
‫حالت خوبه، کائورو کون؟

01:24.800 --> 01:26.330
‫یامادا هاناکو،

01:26.760 --> 01:29.320
‫من نمی‌تونم دستت رو بگیرم.

01:29.320 --> 01:34.520
‫من به عنوان معاون باید با
‫روابط نامشروع برخورد کن—

01:36.740 --> 01:37.470
‫چی؟!

01:37.470 --> 01:38.700
‫انعطاف‌پذیری.

01:38.970 --> 01:40.170
‫افتخار رقص می‌دین؟

01:45.580 --> 01:47.960
‫پس یه جایی همین‌اطرافه؟

01:47.960 --> 01:49.830
‫همون مردی که روپوش سفید تنشه؟

01:55.070 --> 01:56.990
‫اون که مرد روپوش سفیدپوش نیست.

02:00.030 --> 02:01.620
‫بس کن. تمومش کن.

02:02.030 --> 02:05.700
‫جدی نمی‌دونم اصلاً
‫اون مرد اینجا هست یا نه.

02:05.700 --> 02:07.840
‫هی، هی، هی، بچه‌ها!

02:07.960 --> 02:11.090
<b>‫هی، هی، هی!</b>

02:08.200 --> 02:11.090
‫چرا مثل دیوارنشین‌ها
‫اون گوشه کز کردین؟!

02:11.090 --> 02:14.020
‫من اجازه نمی‌دم توی مهمونی من این‌طوری
‫کنین!

02:14.020 --> 02:16.900
‫خب، آخه ما... می‌دونی چی می‌گم؟

02:16.900 --> 02:18.980
‫ما که پارتنر نداریم، مگه نه؟

02:18.980 --> 02:20.970
‫خیلی خب، پس!

02:20.970 --> 02:23.980
‫من هر کاری از دستم بربیاد براتون می‌کنم!

02:24.230 --> 02:25.230
<b>‫خنده ریز</b>

02:25.230 --> 02:27.810
‫اه، این‌جور دخترا یکم رو مخن...

02:27.810 --> 02:29.610
‫ما دخترای آروم‌تر رو ترجیح می‌دیم.

02:29.610 --> 02:30.900
‫مشکلتون چیه؟?!

02:30.900 --> 02:32.430
‫این‌قدر خودتون رو نگیرین!

02:32.430 --> 02:36.130
‫اگه راست می‌گین، برین با اون
‫دخترایی که تک‌افتادن گپ بزنین!

02:34.080 --> 02:36.130
‫ما ضد خشونتیم!

02:36.130 --> 02:37.740
‫فهمیدیم بابا!

02:39.690 --> 02:41.870
‫واقعاً که چه دردسری.

02:41.130 --> 02:44.000
‫زیادی داری خودت رو به
‫آب و آتیش می‌زنی، نه؟

02:44.310 --> 02:47.370
‫ایـ... ایزوبوچی کون؟! تـ... تو اینجا
‫بودی؟

02:52.130 --> 02:53.580
‫صـ... صبر کن!

02:53.580 --> 02:55.650
‫صبر کن، صبر کن، یامادا هاناکو!

02:55.650 --> 02:58.260
‫چرا؟ مگه خوش نمی‌گذره؟

02:58.260 --> 02:59.990
‫دستام رو ول کن!

02:59.990 --> 03:02.090
‫معاون نباید توی
‫این کارهای بی‌شرمانه—

03:02.090 --> 03:03.700
‫کجاش بی‌شرمانه‌ست؟!

03:03.700 --> 03:07.290
‫بچگی‌هات موقع بازی همیشه
‫دست دخترا رو می‌گرفتی، مگه نه؟!

03:07.770 --> 03:09.740
‫وقتی بچه بودم؟!

03:09.740 --> 03:11.770
‫هر روز، نادشیکو...

03:11.770 --> 03:15.650
‫دوست بچگیم منو دنبال خودش می‌کشوند،
‫واسه همین یادم نمیاد با دختری بازی کرده باشم—

03:15.650 --> 03:17.150
<b>‫کوبیدن پا</b>

03:17.590 --> 03:19.160
‫اوه، ببخشید.

03:19.160 --> 03:23.910
‫ولی مگه یه کار به این سادگی
‫هم رابطه نامشروع حساب میشه؟

03:23.910 --> 03:26.910
‫اصلاً تعریف تو از
‫«رابطه نامشروع» چیه؟

03:27.950 --> 03:29.950
‫رابطه نامشروع یه کار ناپاکه

03:29.950 --> 03:33.940
‫که جلوی رشد سالم جوون‌های پسر رو می‌گیره!

03:33.940 --> 03:35.890
‫اینکه اصلاً واضح نیست.

03:35.890 --> 03:39.680
‫میشه دقیق‌تر بگی چی
‫جلوی رشد سالمشون رو می‌گیره؟

03:39.680 --> 03:41.370
‫مـ... مثلاً...

03:41.370 --> 03:45.550
‫اینکه چنان غرق عشق و عاشقی بشن
‫که از درس و مشقشون بیفتن!

03:45.550 --> 03:46.430
‫اوه؟

03:46.430 --> 03:49.090
‫یا اینکه یهو به خودت بیای و ببینی
‫حواست پرت شده و داری واسه خودت سیر می‌کنی.

03:49.090 --> 03:50.930
‫یا بی‌دلیل عصبانی بشی.

03:50.930 --> 03:51.930
‫اوهو؟

03:51.930 --> 03:54.140
‫یا برعکس، خیلی دلت بگیره و غمگین بشی.

03:54.140 --> 03:57.590
‫یا توی شهر پرسه بزنی، با اینکه می‌دونی
‫هیچ شانسی واسه دیدنش نداری.

03:58.820 --> 04:00.010
<i>‫نه، صبر کن!</i>

04:00.560 --> 04:03.580
<i>‫همه این‌ها که در مورد خود من صدق می‌کنه!</i>

04:03.580 --> 04:06.750
<i>‫اون موقع که دنبال سایه یامادا هاناکو بودم
‫همین‌طوری رفتار می‌کردم...</i>

04:07.580 --> 04:10.670
<i>‫اما الان چی؟!</i>

04:12.330 --> 04:15.060
<i>‫الان که دوباره با یامادا هاناکو
‫روبرو شدم،</i>

04:15.550 --> 04:18.430
<i>‫و تمام روز رو باهاش گذروندم،</i>

04:19.420 --> 04:22.090
<i>‫فقط همین‌طوری دستش رو گرفتن...</i>

04:23.270 --> 04:25.100
<i>‫باعث میشه این‌قدر احساس آرامش کنم!</i>

04:25.720 --> 04:27.900
<i>‫این... دقیقاً برعکس اونه</i>

04:27.900 --> 04:31.250
<i>‫که به عنوان رابطه
‫نامشروع تعریف کردم!</i>

04:31.250 --> 04:34.590
‫درسته که
‫احتمالاً کسایی هستن

04:34.590 --> 04:37.880
‫که وارد روابط نامشروعِ
‫دور از شأن دانش‌آموزی میشن.

04:38.190 --> 04:41.990
‫اما دست همدیگه رو گرفتن و رقصیدن
‫با کسی که دوستش داری

04:41.990 --> 04:43.370
‫خیلی هم قشنگ و دوست‌داشتنیه، مگه نه؟

04:43.770 --> 04:45.370
‫تو این‌طور فکر نمی‌کنی،

04:45.370 --> 04:46.720
‫کائورو کون؟

04:53.620 --> 04:54.410
‫هی.

04:56.800 --> 04:59.250
‫پـ... پوئم سان.

05:00.010 --> 05:03.180
‫چرا زیر قولت زدی؟

05:03.180 --> 05:03.930
‫ها؟

05:03.930 --> 05:05.700
‫به من نگو «ها»!

05:06.070 --> 05:09.310
‫قول داده بودی با هم بگردیم.
‫یادت رفت؟

05:09.310 --> 05:10.470
‫وای، نه!

05:10.470 --> 05:12.490
‫معلومه که یادم بود!

05:12.490 --> 05:15.440
‫ولی فکر کردم دلت
‫نمی‌خواد من رو ببینی.

05:15.440 --> 05:16.940
<b>‫تق</b>

05:16.940 --> 05:20.420
‫خودت واسه خودت قضاوت نکن! خنگول! دست‌وپاچلفتی!

05:20.420 --> 05:21.690
‫ببخشید.

05:21.690 --> 05:25.470
‫ام، راستش نمی‌خواستم مزاحم
‫کارهای شماها بشم.

05:29.110 --> 05:31.530
‫نه، منم معذرت می‌خوام.

05:31.530 --> 05:33.810
‫می‌دونم که نماینده کلاسی.

05:33.810 --> 05:38.030
‫می‌دونستم معاون بهت کار سپرده
‫و تو هم داشتی وظیفه‌ت رو انجام می‌دادی،

05:38.030 --> 05:41.610
‫ولی باز هم لجم گرفت
‫و چند روز باهات حرف نزدم.

05:42.130 --> 05:44.960
‫فکر کنم... داشتم لوس‌بازی درمی‌آوردم.

05:44.960 --> 05:49.020
‫می‌دونستم مهربونی، واسه همین فکر کردم
‫خودت میای منت‌کشی،

05:49.020 --> 05:51.270
‫و می‌خواستم تا اون موقع
‫عذاب وجدان داشته باشی.

05:52.730 --> 05:57.170
‫تعجب کردم. این خیلی با تعریف من
‫از لوس‌بازی فرق داره.

05:57.170 --> 05:59.980
‫فکر می‌کردم ازم عصبانی هستی،
‫نگو داشتی لوس‌بازی درمی‌آوردی...

05:59.980 --> 06:01.690
‫که این‌طور. یه چیز جدید یاد گرفتم!

06:01.690 --> 06:03.240
‫این‌قدر تحلیلش نکن!

06:03.600 --> 06:07.590
‫در ضمن، اینکه زیر قولت زدی
‫یه قضیه جداست!

06:07.590 --> 06:09.960
‫بله، می‌دونم. معلومه.

06:11.450 --> 06:12.420
‫پوئم سان.

06:12.420 --> 06:13.190
‫هوم؟

06:13.190 --> 06:15.630
‫منم معذرت می‌خوام که قضاوتت کردم.

06:15.630 --> 06:18.800
‫راستش، روم نمی‌شد باهات روبرو بشم.

06:20.390 --> 06:25.380
‫ها؟! یه مرد با روپوش سفید؟!
‫یعنی همون مردی که نجاتت داد اینجاست؟!

06:25.380 --> 06:29.760
‫مطمئن نیستم. فقط شنیدم یکی
‫یه نفر رو شبیه اون دیده.

06:29.760 --> 06:33.050
‫حالا چه اون مرد اینجا باشه چه نباشه،
‫ واسه من فرقی نمی‌کنه.

06:33.050 --> 06:34.600
‫چیز مهمی نیست.

06:35.080 --> 06:35.890
‫فقط...

06:35.890 --> 06:44.150
<b>‫پچ‌پچ پچ‌پچ</b>

06:36.190 --> 06:39.580
‫یه بزرگسال با روپوش سفید یعنی
‫ یا معلمه یا یه بازدیدکننده.

06:39.580 --> 06:44.170
‫ولی اگه معلم بود، یه دانش‌آموز بهش
‫ نمی‌گفت «مردی با روپوش سفید».

06:42.120 --> 06:44.170
<i>‫بدجوری کنجکاو شده!</i>

06:44.170 --> 06:46.410
‫نـ... نمی‌خوای بری دنبالش بگردی؟

06:46.410 --> 06:47.330
‫ها؟!

06:47.330 --> 06:48.780
‫ببخشید!

06:48.780 --> 06:54.910
<b>‫پچ‌پچ پچ‌پچ</b>

06:48.780 --> 06:50.790
‫این‌قدر نگران بقیه نباش!

06:50.790 --> 06:52.240
‫گشتن به چه دردم می‌خوره؟

06:52.240 --> 06:54.910
‫اون که بچه‌روپوشوی سه سال پیش رو
‫ یادش نمیاد!

06:54.910 --> 06:57.570
<i>‫ایـ... این شبیه بوچی نیست.</i>

06:57.570 --> 07:00.810
<i>‫اون معمولاً خودش تنهایی می‌دوید می‌رفت.</i>

07:01.440 --> 07:02.750
<i>‫فهمیدم!</i>

07:02.750 --> 07:04.670
<i>‫بوچی، تو...</i>

07:05.540 --> 07:08.530
‫ایزوبوچی کون... نه، بوچی!

07:08.530 --> 07:10.050
‫ها؟! «بوچی»؟!

07:10.050 --> 07:14.930
<b>‫روپوش سفید می‌پوشه</b>

07:10.050 --> 07:12.380
‫من این کارت رو به
‫تو می‌سپارم، بوچی!

07:12.380 --> 07:14.930
‫من حامی تمام دخترهای عاشق هستم!

07:14.930 --> 07:26.860
<b>‫هل دادن  جیغ  هل
‫دادن  جروبحث</b>

07:14.930 --> 07:17.280
‫ها؟! به کی می‌گی
‫ «دختر عاشق»؟!

07:17.280 --> 07:18.540
‫من این رو نمی‌خوام! احمق!

07:18.540 --> 07:19.670
‫اشکال نداره، اشکال نداره!

07:19.670 --> 07:20.940
‫فهمیدم، خب؟

07:20.940 --> 07:23.670
‫من کارهای نماینده بهداشتت رو
‫ برات انجام می‌دم، باشه؟!

07:23.670 --> 07:25.000
‫احمقی؟! ولم کن!

07:25.000 --> 07:26.840
‫دیوونه شدی؟! بی‌خیال شو!

07:28.470 --> 07:30.720
‫روم نمی‌شد باهات روبرو بشم.

07:32.600 --> 07:35.250
‫این دفعه، برای اولین بار تو زندگیم،

07:35.250 --> 07:38.890
‫به کارم به عنوان نماینده کلاس شک کردم.

07:38.890 --> 07:40.720
‫ها؟ منظورت چیه؟

07:40.720 --> 07:43.730
‫طبق دستورالعمل‌هایی که
‫ معاون تعیین کرده،

07:43.710 --> 07:48.720
‫تماس فیزیکی بین یک زن و مرد به معنی رابطه نامشروعه.

07:49.410 --> 07:53.350
‫قبلاً احتمالاً هیچ‌وقت
‫ به این شک نمی‌کردم.

07:54.550 --> 07:55.790
‫ولی...

07:59.230 --> 08:00.010
‫پوئم سان!

08:00.010 --> 08:00.850
‫بله؟!

08:00.850 --> 08:04.110
‫من تو رابطه‌مون جدی‌ام، پوئم سان!

08:04.110 --> 08:06.110
‫هیچ نیت ناپاکی تو قلبم نیست!

08:06.540 --> 08:09.240
‫باور دارم که با نیت پاک و واقعی
‫ باهات دوست شدم!

08:09.240 --> 08:11.020
‫می‌دونم، می‌دونم!

08:11.020 --> 08:13.360
‫مـ... منم توش جدی‌ام!

08:13.360 --> 08:15.000
‫بله! دقیقاً!

08:15.000 --> 08:18.250
‫تو هم تو رابطه‌مون جدی هستی،
‫ پوئم سان!

08:18.250 --> 08:20.650
‫با این حال، من هنوزم...

08:21.770 --> 08:23.240
‫لطفاً ازم متنفر باش!

08:23.240 --> 08:27.260
‫صبر کن! ببین، داری چی می‌گی؟
‫ اصلاً حرفات معنی نداره!

08:29.640 --> 08:31.020
‫پوئم سان...

08:33.210 --> 08:36.160
‫من همش دلم می‌خواست لمست کنم.

08:42.320 --> 08:44.400
‫ها؟ ها؟

08:47.420 --> 08:49.410
‫توی تعطیلات تابستون،

08:49.410 --> 08:52.720
‫وقتی با هم توی شهر
‫گشت می‌زدیم،

08:52.720 --> 08:55.160
‫وقتی پشت تلفن
‫با هم گپ می‌زدیم،

08:55.990 --> 08:58.210
‫وقتی با هم از مدرسه
‫پیاده می‌اومدیم خونه...

09:03.430 --> 09:05.290
‫یه حسی بهم دست می‌داد.

09:06.530 --> 09:09.300
‫دلم می‌خواست لمست کنم، پوئم سان.

09:10.290 --> 09:14.590
‫اولین باره این حس رو دارم...

09:18.810 --> 09:21.030
‫اما اگه حرف‌های معاون
‫درست باشه،

09:21.030 --> 09:25.560
‫و اینا افکار ناپاک و تلاش برای
‫رابطه نامشروع به حساب بیاد،

09:25.980 --> 09:29.750
‫اون‌وقت روم نمی‌شد
‫توی چشمت نگاه کنم، پوئم سان.

09:31.590 --> 09:35.360
‫من که همیشه این‌قدر روی قوانین
‫و اخلاقیات حساس بودم،

09:35.360 --> 09:38.730
‫دلم می‌خواست یه دختر رو لمس کنم...

09:39.460 --> 09:41.660
‫دلم می‌خواست تو رو لمس کنم، پوئم سان.

09:43.140 --> 09:45.730
‫اگه به خاطر این ازم متنفر بشی، اصلاً
‫سرزنشت نمی‌کنم.

09:54.760 --> 09:57.490
‫خب؟ الان ازم متنفری؟

09:57.490 --> 10:00.470
‫ها؟ چی شد؟

10:00.470 --> 10:04.220
‫من همین الان لمست کردم،
‫دارم می‌پرسم الان ازم متنفری؟!

10:04.220 --> 10:06.290
‫چی؟! نه، عمراً!

10:06.290 --> 10:07.500
‫معلومه که نه!

10:07.960 --> 10:11.980
‫پس امکان نداره منم
‫به خاطر این ازت متنفر بشم.

10:11.980 --> 10:13.240
‫مگه خنگی؟!

10:13.240 --> 10:14.650
‫یعنی این‌طوریه؟

10:14.650 --> 10:17.320
‫مگه نیست؟ من که نمی‌دونم.

10:17.320 --> 10:18.870
‫که این‌طور.

10:24.570 --> 10:25.680
‫خب؟

10:25.680 --> 10:26.630
‫ها؟

10:26.630 --> 10:30.140
‫حالا که واقعاً داری لمسم می‌کنی،
‫چه حسی داری؟

10:30.140 --> 10:32.360
‫ها؟ خب...

10:33.130 --> 10:35.380
‫خیلی نرم و لطیفه.

10:35.380 --> 10:37.280
‫منظورم این نبود!

10:38.800 --> 10:41.410
‫دارم می‌پرسم فکر می‌کنی
‫احساست ناپاکه؟

10:41.920 --> 10:43.960
‫خب، راستش...

10:44.460 --> 10:49.890
‫الان کلی احساسات مختلف دارم،
‫برای همین واقعاً نمی‌دونم.

10:50.510 --> 10:51.400
‫ولی...

10:52.050 --> 10:56.270
‫نمی‌خوام باور کنم خوشحالی‌ای که
‫تو این لحظه حس می‌کنم،

10:56.660 --> 10:58.950
‫چیز بدیه.

10:59.510 --> 11:02.680
‫حتی اگه این احساسات ناپاک باشن.

11:03.960 --> 11:05.590
‫خب، پس مشکلی نیست، مگه نه؟

11:06.060 --> 11:07.910
‫فعلاً همین‌قدر کافیه.

11:09.040 --> 11:14.010
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

11:09.040 --> 11:14.010
‫نماینده دست‌وپاچلفتی و
‫دختر دامن کوتاه

11:11.790 --> 11:13.140
‫دست‌وپاچلفتی و دامن‌کوتاه!

11:14.050 --> 11:19.010
‫m 0 0 l 231 0 l 231 216 l 0 216

11:14.050 --> 11:19.010
‫نماینده دست‌وپاچلفتی و
‫دختر دامن کوتاه

11:17.450 --> 11:19.030
‫دست‌وپاچلفتی و دامن‌کوتاه!

11:26.550 --> 11:29.400
‫آخرش هم اون دختر مو خرگوشی
‫حرفش رو به کرسی نشوند.

11:30.130 --> 11:31.900
<i>‫کارت مخصوصم رو دادم رفت...</i>

11:32.350 --> 11:35.030
<i>‫من چقدر آدم مهربونی‌ام.</i>

11:37.390 --> 11:38.050
‫چی؟!

11:38.050 --> 11:39.160
<i>‫هی!</i>

11:39.160 --> 11:41.910
‫اوه، لیریک سان!

11:41.910 --> 11:43.430
‫روزتون به خیر.

11:43.430 --> 11:45.270
<i>‫ظهر به خیر، کیکوکا سان.</i>

11:45.270 --> 11:48.060
<i>‫داشتم فکر می‌کردم که
‫باید یه جا همدیگه رو ببینیم.</i>

11:48.060 --> 11:49.860
<i>‫اوه، ایشون مادرم هستن.</i>

11:49.860 --> 11:53.260
‫عجب، پس تو باید خواهر کوچیکترِ
‫ساکورادایمون کون باشی.

11:53.260 --> 11:54.950
‫دخترم درباره‌ت بهم گفته بود.

11:54.950 --> 11:56.290
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

11:56.290 --> 11:58.820
‫من ساکورادایمون کیکوکا هستم.

11:58.820 --> 11:59.720
<i>‫ها؟</i>

11:59.720 --> 12:02.590
<i>‫کیکوکا سان، مگه تو هم
‫با پدر و مادرت نیومده بودی؟</i>

12:02.590 --> 12:04.590
‫آره، اومده بودم ولی...

12:04.590 --> 12:07.590
‫یهو از سر کار باهاشون تماس گرفتن،

12:07.590 --> 12:09.080
‫واسه همین زود رفتن.

12:09.080 --> 12:12.170
<i>‫وای، پس حتماً خیلی سرشون شلوغه.</i>

12:12.170 --> 12:16.100
‫شوگو سان، چرا هنوز
‫روپوش سفیدت تنته؟

12:16.100 --> 12:19.750
‫ها؟ اوه، عادت کردم. یادم رفت درش بیارم.

12:19.750 --> 12:23.390
‫البته چون دارم می‌رم سر کار،
‫همین‌طوری تنم باشه بهتره، نه؟

12:23.390 --> 12:27.220
‫نه. وقتی کنارت راه می‌رم
‫خجالت می‌کشم.

12:32.800 --> 12:34.230
‫واقعاً اینجا نیست، نه؟

12:34.230 --> 12:35.130
‫لعنتی!

12:37.090 --> 12:41.860
‫خب، بالاخره وقت معرفی
‫شاه و ملکه رقص امشب رسیده!

12:42.300 --> 12:45.990
‫کدوم زوج قراره
‫جایزه نفیس ما رو ببره؟!

12:47.220 --> 12:50.480
‫ها؟ یامادا هاناکو؟!
‫کجا غیبت زد؟!

12:50.480 --> 12:53.750
‫شاه و ملکه باشکوه امشب ما...

12:57.750 --> 13:01.840
‫رئیس و معاون
‫شورای دانش‌آموزی هستن!

13:01.840 --> 13:04.620
‫نادشیکو؟! تو یهو از کجا پیدات شد؟!

13:04.620 --> 13:06.500
‫ایـ... این دیگه چیه؟!

13:06.500 --> 13:08.240
‫اینجا چه خبره، نادشیکو؟!

13:08.240 --> 13:09.930
‫یامادا هاناکو کجا غیبش زد؟!

13:09.930 --> 13:12.090
‫دقیقاً همونیه که اون گفت، کائورو کون.

13:12.090 --> 13:15.480
‫ما به عنوان شاه و ملکه
‫مهمونی رقص انتخاب شدیم!

13:15.480 --> 13:17.380
‫حالا بیا روی صحنه!

13:17.380 --> 13:21.990
‫در ضمن، این جشنواره فرهنگی نشونه‌ی
‫پایان دوره‌ی خدمت اون‌ها در شوراست.

13:21.990 --> 13:24.140
‫آها، حالا فهمیدم.

13:24.140 --> 13:26.600
‫تبریک می‌گم، جناب معاون!

13:26.600 --> 13:28.420
‫خسته نباشید!

13:28.420 --> 13:31.160
‫همگی براشون دست بزنید!

13:31.160 --> 13:35.470
‫«ترجیح می‌دم جشنواره‌ای بسازم که
‫معاون هم بتونه قبولش کنه»، هه؟

13:35.470 --> 13:39.110
‫این وضعیت قطعاً
‫مجبورش می‌کنه که قبولش کنه.

13:39.110 --> 13:41.920
‫رئیس واقعاً ترسناکه.

13:41.920 --> 13:44.550
‫ممنون از همگی! ایول!

13:50.020 --> 13:51.200
‫آتیش‌بازی!

13:51.200 --> 13:52.810
‫وای! چه باحاله!

13:51.200 --> 13:52.810
‫امسال سنگ تموم گذاشتن، نه؟

13:55.060 --> 13:58.030
‫مـ... من واقعاً گیج شدم.

13:59.590 --> 14:03.680
‫بابت تمام زحمات امسالت
‫ممنونم، جناب معاون.

14:04.680 --> 14:05.680
‫هوم!

14:05.680 --> 14:09.000
‫این حرف منه، سرکار خانم رئیس!

14:12.090 --> 14:15.120
‫آخیش. بالاخره همه‌چیز به خیر گذشت.

14:15.120 --> 14:17.580
‫دیگه نای ایستادن ندارم.

14:22.070 --> 14:23.060
‫ولی با این حال...

14:23.800 --> 14:27.200
‫همین که جشنواره خوب پیش رفت،
‫برام یه دنیا ارزش داره.

14:29.890 --> 14:33.350
<i>‫آتیشم خاموش شد.
‫چیزی جز خاکستر سفید باقی نمونده.</i>

14:33.350 --> 14:36.830
‫چی؟ مهمونی رقص تموم شد؟

14:38.510 --> 14:39.930
‫ایـ... ایزوبوچی کون؟!

14:39.930 --> 14:42.310
‫جـ... جستجوت برای پیدا کردن
‫مرد روپوش‌سفید چطور پیش رفت؟!

14:42.310 --> 14:45.610
‫ها؟ آها، آخرش نتونستم پیداش کنم.

14:45.610 --> 14:48.400
‫اوه! روپوش سفیدت!
‫پسش می‌دم! معذرت می‌خوام!

14:48.400 --> 14:50.850
‫خب، چون نتونستم پیداش کنم،

14:50.850 --> 14:52.850
‫پوشیدن روپوش سفید

14:51.270 --> 14:52.850
‫این کارت هنوز برام باقی مونده.

14:53.790 --> 14:56.620
‫بیا بعد از این بریم یه چیزی بخوریم.

14:57.030 --> 15:00.090
‫بعد از یه کار بزرگ،
‫باید جشن گرفت، مگه نه؟

15:08.160 --> 15:10.630
‫خب، به نظرم کارشون رو
‫خیلی خوب انجام دادن.

15:10.630 --> 15:13.390
‫اجرای فوق‌العاده‌ای برای
‫پایان دادن به جشنواره فرهنگی بود.

15:13.390 --> 15:16.250
‫اوه؟ تو مانگا هم
‫اینجا گذاشتی؟

15:16.250 --> 15:18.180
‫این انتخاب خودت بود، تسوکیشیما کون؟

15:18.180 --> 15:19.520
‫تاساکی روی!

15:19.520 --> 15:22.770
‫آره، مانگاها هم کتاب‌های حسابی هستن.

15:22.770 --> 15:24.040
‫مگه چه اشکالی داره؟

15:24.040 --> 15:25.600
‫منم عاشقشونم.

15:25.950 --> 15:29.080
‫البته کار قبلی این نویسنده...

15:29.080 --> 15:31.200
‫آره می‌دونم! اون یه شاهکار بود.

15:31.200 --> 15:32.140
‫تو هم موافقی؟

15:32.450 --> 15:34.420
‫با اینکه هیچ اقتباسی ازش نشده،

15:34.420 --> 15:37.880
‫ولی قشنگ معلومه چیزی رو
‫که دوست داره می‌کشه.

15:36.210 --> 15:38.400
<i>‫آره، می‌دونستم.</i>

15:38.560 --> 15:39.440
<b>‫سال دوم رامبو، سال دوم اوتاچی
‫سال اول هومینید ویرانگر، ناشر چونو</b>

15:40.400 --> 15:43.120
‫من عاشق عمق پنهانِ
‫این‌جور کارها هستم.

15:40.930 --> 15:42.400
<i>‫شک ندارم.</i>

15:43.120 --> 15:45.970
<i>‫تو همون هومینید ویرانگری.</i>

15:43.120 --> 15:45.080
‫منم لذت‌های پنهان خودم رو دارم.

15:57.930 --> 16:01.280
‫هوا یه کم سرد شده، نه؟

16:01.620 --> 16:03.470
‫هوم؟ واقعاً؟

16:04.610 --> 16:06.550
‫دیگه پاییز شده.

16:08.400 --> 16:12.570
‫امم، ولی من هنوز یه کم سردمه.

16:12.570 --> 16:14.710
‫عه؟ حالت خوبه، پوئم سان؟

16:14.710 --> 16:16.400
‫نکنه سرما خوردی؟

16:16.840 --> 16:18.440
‫نه، چیزی نیست.

16:18.440 --> 16:21.940
‫باید واضح‌تر بگی، وگرنه
‫واقعاً نمی‌فهمم حالت خوبه یا نه.

16:20.580 --> 16:25.850
<i>‫داشتم سعی می‌کردم بهش بفهمونم
‫که می‌خوام دوباره دستش رو بگیرم.</i>

16:28.000 --> 16:31.970
<i>‫جشنواره فرهنگی دبیرستان کومازاوا
‫دیگه به پایان رسید!</i>

16:39.780 --> 16:40.890
‫من رفتم!

16:41.630 --> 16:44.680
<i>‫آبجی از وقتی جشنواره فرهنگی تموم شده،
‫حسابی شنگول و سرحاله.</i>

16:44.680 --> 16:47.060
‫مطمئنم یه اتفاق
‫خوب براش افتاده.

16:47.760 --> 16:51.280
<i>‫وای، وای، وای، وای!</i>

16:48.140 --> 16:49.730
<i>‫«یه اتفاق خوب»؟!</i>

16:51.570 --> 16:53.030
‫صبح به خیر.

16:56.170 --> 16:57.900
‫صبح به خیر!

16:57.900 --> 16:59.540
‫*بو کشیدن*

16:58.020 --> 16:59.520
<b>‫*بو کشیدن*</b>

16:58.020 --> 16:59.520
<b>‫*بو کشیدن*</b>

16:59.520 --> 17:00.640
<b>‫*نزدیک شدن*</b>

16:59.520 --> 17:00.640
<b>‫*نزدیک شدن*</b>

16:59.540 --> 17:00.660
‫*نزدیک شدن*

17:00.640 --> 17:01.980
<b>‫نماینده کلاس</b>

17:04.190 --> 17:05.540
‫پوئم سان!

17:06.100 --> 17:08.780
‫پوئم سان، صبح به خیر!

17:09.940 --> 17:11.530
<i>‫تالاپ تولوپ</i>

17:09.940 --> 17:11.530
<b>‫تالاپ تولوپ</b>

17:11.910 --> 17:13.250
‫سـ... سلام.

17:13.590 --> 17:14.910
‫صبح به خیر، توگو.

17:14.910 --> 17:16.550
‫این روزا زودتر میای مدرسه.

17:17.280 --> 17:20.210
<i>‫آخ، لعنتی. چرا این‌طوری شدم؟</i>

17:20.210 --> 17:23.540
<i>‫از وقتی جشنواره فرهنگی تموم شده،
‫هر وقت این پسره رو می‌بینم...</i>

17:24.780 --> 17:27.260
<i>‫حس می‌کنم جذاب‌تر شده؟</i>

17:27.260 --> 17:28.960
<i>‫منظورم اینه که هنوزم ضایعه‌ست.</i>

17:28.960 --> 17:30.550
<i>‫ولی چرا ازش خوشم میاد؟</i>

17:30.550 --> 17:33.360
‫خب، این روزا فقط
‫زودتر از خواب بیدار می‌شم.

17:33.360 --> 17:35.550
‫ها؟! این که نگران‌کننده‌ست!

17:35.550 --> 17:37.050
‫بی‌خوابی گرفتی؟

17:37.370 --> 17:39.850
‫اگه این‌طوره، یه
‫بیمارستان عالی هست—

17:39.850 --> 17:42.580
‫آه، نه، نه! اصلاً لازم نیست
‫نگرانش باشی!

17:43.530 --> 17:44.690
<i>‫لعنتی!</i>

17:45.150 --> 17:49.380
<i>‫معلومه چون می‌خوام اول صبح
‫قبل از هر کسی تو رو ببینم!</i>

17:50.070 --> 17:54.590
‫خیلی حسودیم میشه که این‌قدر
‫با دوست‌پسرت صمیمی هستی.

17:54.590 --> 17:59.160
‫این یعنی رویداد عشقیِ جشنواره‌مون
‫یه موفقیت بزرگ بوده!

17:59.160 --> 18:01.790
‫تـ... تو هم که بعد از مهمونی
‫با ایزوبوچی رفتی بیرون!

18:01.790 --> 18:05.430
‫ما حتی خودمون رو عقب کشیدیم تا
‫شما دوتا بتونین با هم تنها باشین.

18:05.830 --> 18:07.090
‫خفه شو!

18:07.090 --> 18:09.580
‫صد بار تا حالا
‫درباره‌ش حرف زدیم!

18:08.880 --> 18:10.590
<b>‫اوکونومی‌یاکی</b>

18:08.880 --> 18:10.590
<b>‫فوچان</b>

18:10.590 --> 18:13.090
‫اون‌قدر هول شدم که دستم سر خورد،

18:13.090 --> 18:17.350
‫و اوکونومی‌یاکی رو
‫کوبیدم تو صورت بوچی!

18:13.090 --> 18:17.350
<b>‫جییییییییییغ</b>

18:17.350 --> 18:21.150
‫بعد از اون گندی که زدم و جو جهنمی شد،
‫مهمونی هم تموم شد!

18:23.000 --> 18:24.880
‫ببخشید، حواسم نبود.

18:24.880 --> 18:27.250
‫هوی، بی‌خیال!

18:27.250 --> 18:29.610
‫حلال‌زاده پیداش شد!

18:29.610 --> 18:31.230
‫بازم که تویی!

18:31.230 --> 18:34.890
‫بعد از اون قضیه اوکونومی‌یاکی،
‫حس می‌کنم داری باهام دعوا راه می‌ندازی.

18:34.890 --> 18:35.880
‫چی؟!

18:35.880 --> 18:39.240
‫نـ... نـ... نه بابا! اصلاً این‌طور نیست!

18:39.750 --> 18:43.620
‫پسر، تو همین‌طوری هم
‫خیلی دست‌وپاچلفتی هستی!

18:44.250 --> 18:46.000
‫بیشتر مراقب باش، آکینا!

18:48.500 --> 18:49.790
‫ها؟! هوی، هوی!

18:49.790 --> 18:51.220
‫الان به اسم کوچیک صدات کرد؟!

18:51.220 --> 18:54.170
‫راستش فکر می‌کردم یه ذره هم
‫شانس نداری، ولی...

18:54.540 --> 18:58.060
‫ببین، یه شانس واقعی جلو روته!

18:58.060 --> 18:59.640
‫مـ... مـ... من...

19:00.340 --> 19:01.670
‫موفق شدم!

19:01.670 --> 19:04.770
‫یه فایل صوتی فوق‌العاده نایاب ضبط کردم!

19:02.560 --> 19:04.180
<i>‫بیشتر مراقب باش، آکینا!</i>

19:04.770 --> 19:07.650
‫واسه همینه که هیچ‌وقت
‫نمی‌تونم ضبط مخفیانه رو کنار بذارم!

19:04.770 --> 19:12.250
<i>‫بیشتر مراقب باش، آکینا!</i>

19:07.650 --> 19:09.420
‫هر شب قبل خواب بهش گوش می‌دم!

19:09.420 --> 19:12.250
<i>‫تو از اونایی هستی که
‫هر چی نشونه‌ست رو خراب می‌کنی.</i>

19:14.790 --> 19:17.160
‫تو این کلاس هم نیست؟!

19:17.160 --> 19:19.730
‫کجایی، یامادا هاناکو؟!

19:19.730 --> 19:21.050
‫کائورو کون.

19:22.570 --> 19:25.690
‫چـ... چـ... چیه نادشیکو؟!
‫چی می‌خوای؟!

19:25.690 --> 19:29.060
‫من باید بپرسم جلوی کلاس ما
‫داری چیکار می‌کنی.

19:29.060 --> 19:31.890
‫بـ... بـ... به تو ربطی نداره!

19:31.890 --> 19:34.840
‫چی شد، داری می‌ری کائورو کون؟

19:34.840 --> 19:35.690
‫ایش!

19:35.690 --> 19:39.870
‫حالا که وظیفه‌م تو شورا تموم شده،
‫تصمیم گرفتم برای عشق زندگی کنم!

19:39.870 --> 19:42.560
‫دیگه وقت ندارم با
‫تو سر و کله بزنم!

19:54.210 --> 19:56.470
‫حالا، حالاها صبر کن، کائورو کون!

19:56.470 --> 19:58.820
‫می‌خوام درباره
‫استفاده از بلیط‌های سفری

19:58.820 --> 20:01.440
‫که اون روز تو جشن رقص بردیم
‫باهات صحبت کنم!

20:01.440 --> 20:03.650
‫عمراً اگه با تو بیام سفر!

20:04.770 --> 20:07.460
‫این مانگای سوررئال گگ
‫سوپرنوا نیست؟!

20:07.460 --> 20:09.840
‫من مخصوصاً جلد چهارمش رو پیشنهاد می‌کنم.

20:10.160 --> 20:14.070
‫پیشنهاد من تک‌جلدیِ «رطوبت رو بکشیم؟» هست.

20:14.070 --> 20:17.730
‫خیلی خندیدم! حس دیالوگ‌نویسی‌شون
‫فوق‌العاده بود!

20:17.730 --> 20:20.870
‫اوه؟ کی این‌قدر دیر شد؟

20:20.870 --> 20:23.240
‫منم باید کم‌کم کتابخونه رو ببندم.

20:23.790 --> 20:27.620
‫پسر، فکرشم نمی‌کردم این‌قدر
‫حرف واسه گفتن داشته باشیم.

20:27.620 --> 20:29.860
‫اگه دوست داری، بازم همدیگه رو
‫ببینیم و گپ بزنیم.

20:29.860 --> 20:31.970
‫هر وقت بخوای، با کمال میل.

20:31.970 --> 20:34.980
‫دفعه بعد می‌تونیم درباره
‫اون شاهکار کلاسیک صحبت کنیم؟

20:34.980 --> 20:38.060
‫آره، همون! عاشقشم!

20:38.060 --> 20:40.380
‫سلیقه‌هامون خیلی شبیهه،
‫تسوکیشیما کون!

20:41.390 --> 20:42.690
‫می‌دونستم.

20:42.690 --> 20:44.510
‫فکر می‌کردم تو هم ازش خوشت بیاد.

20:44.510 --> 20:46.410
‫آخ، ولی می‌دونی...

20:46.410 --> 20:49.490
‫اون بخش ناامیدکننده آخرش رو
‫یادت میاد؟

20:49.490 --> 20:52.520
‫می‌دونم. اون پایانش
‫رو مخ منم رفته بود.

20:52.520 --> 20:53.710
‫مگه نه؟

20:53.710 --> 20:56.720
‫البته این کاملاً سلیقه‌ایه
‫ولی بازم...

20:56.720 --> 21:00.510
‫اینکه قهرمان‌های داستان به هم برسن
‫و پایان خوشی داشته باشن خوبه، ولی...

21:00.510 --> 21:04.620
‫فکر کنم نویسنده می‌خواسته با این کار
‫به شخصیت‌هاش آرامش بده،

21:04.620 --> 21:07.410
‫ولی در نهایت خیلی سرهم‌بندی‌شده از آب
‫دراومده.

21:09.730 --> 21:13.690
‫حالم از این به هم می‌خوره که شخصیت‌های
‫اضافی رو هم به زور به هم چسبوندن!

21:15.480 --> 21:16.680
‫واقعاً رو مخه، مگه نه؟!

21:16.680 --> 21:17.620
‫اصلاً یه وضعی!

21:17.620 --> 21:20.510
<i>‫به لطف تفاهم بی‌نظیری که
‫در سلیقه‌شون داشتن،</i>

21:20.510 --> 21:24.380
<i>‫عشقی که می‌تونست بینشون شکل بگیره،
‫دود شد و رفت هوا.</i>

21:31.430 --> 21:37.130
‫اینجاها دیگه پرنده هم پر نمی‌زنه،
‫چه برسه به بچه‌های مدرسه، نه؟

21:38.070 --> 21:39.150
‫آره، همین‌طوره.

21:39.630 --> 21:42.260
‫امم، خب، ببین...

21:44.750 --> 21:45.890
‫پوئم سان!

21:55.260 --> 21:57.540
‫آ-آره. ببخشید.

21:57.540 --> 22:00.010
‫داره کم‌کم تاریک میشه.

22:00.010 --> 22:01.480
‫باید خیلی مواظب باشیم!

22:01.920 --> 22:04.050
‫من از سمت خیابون راه میرم.

22:04.050 --> 22:06.300
‫ببخشید که زودتر حواسم نبود.

22:06.600 --> 22:08.530
‫خب، راه بیفتیم؟

22:09.230 --> 22:10.250
‫آره.

22:11.420 --> 22:12.910
‫چیزی شده؟

22:14.000 --> 22:16.030
‫نه، هیچی نیست!

22:16.030 --> 22:18.690
‫آخ، مواظب باش، پوئم سان! خطرناکه!

22:18.590 --> 22:21.550
<b>‫نماینده دست‌وپاچلفتیِ
‫کلاس و دخترِ دامن‌کوتاه</b>

22:20.000 --> 22:32.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Yuki\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:34.700 --> 23:40.000
‫نماینده دست‌وپاچلفتیِ
‫کلاس و دخترِ دامن‌کوتاه

23:40.000 --> 23:43.000

