WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:01.360 --> 00:02.380
‫نائو.

00:04.380 --> 00:05.610
‫نائو؟

00:07.020 --> 00:08.070
‫نائو.

00:12.100 --> 00:14.950
<i>‫تا حالا رو تخت نخوابیدم.</i>

00:15.960 --> 00:19.700
<i>‫فقط پتوها رو زیر آفتاب خشک می‌کردم،</i>

00:20.880 --> 00:25.020
<i>‫بعد قبل از غروب آفتاب می‌آوردمشون تو خونه.</i>

00:25.660 --> 00:26.590
<i>‫ولی...</i>

00:30.120 --> 00:31.340
‫نائو.

00:33.240 --> 00:35.030
‫حواست کجاست؟

00:35.030 --> 00:36.380
‫ببخشید.

00:40.630 --> 00:42.710
‫صبح بخیر، سونائو.

00:43.100 --> 00:44.930
‫این روز دوم داره دیوونه‌م می‌کنه.

00:45.500 --> 00:46.920
‫تو به جای من برو.

00:46.920 --> 00:48.050
‫باشه.

00:48.590 --> 00:50.840
‫بهت حسادت می‌کنم، می‌دونی؟

00:51.190 --> 00:55.720
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمی چقدر این دردناکه.

00:55.720 --> 00:56.670
‫آره.

01:01.850 --> 01:06.090
<i>‫نمی‌دونم چه حسی داره که زیر پتو
‫روی تخت مرتب شده دراز بکشم.</i>

01:07.510 --> 01:13.110
<i>‫مادر سونائو قبل از رفتن سر کار،
‫صبح زود، براش صبحانه درست می‌کنه.</i>

01:15.640 --> 01:17.180
<i>‫من اینو دارم.</i>

01:22.840 --> 01:27.380
<i>‫قبلاً تو این اتاق نشیمن بازی می‌کردیم،
‫ولی الان فقط بهش خیره می‌شم.</i>

01:35.090 --> 01:40.280
<i>‫این روزا، فقط هر کاری
‫سونائو بخواد رو انجام می‌دم.</i>

01:39.010 --> 01:40.890
‫مسکن

01:41.350 --> 01:43.100
‫چهار تا می‌گیرم.

01:44.340 --> 01:46.900
‫برای صبحانه ماهی
‫سالمون کبابی داری.

01:55.200 --> 01:56.670
‫تلفنت؟

02:01.210 --> 02:04.080
‫مطمئن شو در رو قفل کنی.

02:04.900 --> 02:06.000
‫حتماً.

02:06.000 --> 02:08.160
‫باشه، بعداً می‌بینمت.

02:15.300 --> 02:17.470
<i>‫من یه بدل هستم.</i>

02:22.140 --> 02:29.150
<i>‫من متعلق به سونائو آیکاوا هستم،
‫و وظیفه‌م اینه که جای اون تو مدرسه باشم.</i>

02:29.770 --> 02:35.150
<i>‫قرار بود درس بخونم، ورزش کنم،
‫و زندگی رو عادی بگذرونم به جاش.</i>

02:40.160 --> 02:42.040
<b>‫شیزوئوکا</b>

02:40.160 --> 02:42.040
<b>‫پل</b>

02:46.870 --> 02:48.030
‫خیلی قشنگه.

02:48.480 --> 02:52.170
<i>‫پنج روز گذشته. امسال
‫تابستون ۱۶ سالم می‌شه.</i>

04:26.640 --> 04:30.520
‫قسمت ۱: یک بدل هیچ‌وقت رؤیا نمی‌بینه

04:29.140 --> 04:31.020
‫خیلی گرمه.

04:31.020 --> 04:33.650
‫کولر خراب رو نمی‌تونم تحمل کنم.

04:33.650 --> 04:37.150
‫جدی، نمی‌تونن یکی جدید بگیرن؟

04:38.110 --> 04:40.150
‫خب بچه‌ها، وقت شروع روزه.

04:42.310 --> 04:47.240
‫امروز هوا خیلی گرمه، پس مطمئن شید آب کافی
‫می‌نوشید ‫که گرمازده نشید.

04:43.490 --> 04:45.870
‫وظیفه روز
‫سونائو آیکاوا

04:45.870 --> 04:50.120
‫پس فقط به خاطر پریودش نبود.
‫وظیفه کمک کلاس هم داشت.

04:57.070 --> 04:59.090
‫من سمت چپ رو می‌گیرم.

04:59.090 --> 05:00.030
‫باشه.

05:01.370 --> 05:03.370
‫خیلی چیزا هست که باید پاک بشه.

05:03.850 --> 05:04.890
‫ولی...

05:05.520 --> 05:07.390
<i>‫این شویای سانادا ست.</i>

05:07.390 --> 05:09.390
<i>‫خیلی در موردش شنیدم.</i>

05:09.890 --> 05:12.850
‫ستاره بسکتبال

05:09.890 --> 05:12.850
‫تیم رو به مسابقات
‫استانی هدایت کرد

05:09.890 --> 05:12.850
‫ستاره نوظهور

05:12.850 --> 05:15.190
‫و-ولی فکر کردم سرت شلوغه.

05:15.190 --> 05:16.630
‫نه خیلی.

05:16.630 --> 05:18.480
‫دیگه بازی نمی‌کنم.

05:20.710 --> 05:22.980
‫برو. سهم خودت رو انجام بده.

05:22.980 --> 05:24.840
‫اوه، باشه.

05:32.860 --> 05:34.060
‫ممنون.

05:35.490 --> 05:37.670
<i>‫طبق خاطرات سونائو،</i>

05:37.670 --> 05:40.380
<i>‫سانادا-کون قبل از مسابقات
‫مقدماتی مصدوم شد و بستری شد.</i>

05:40.380 --> 05:43.970
<i>‫درست قبل از مسابقات سراسری.</i>

05:44.550 --> 05:47.630
<i>‫فقط دو روزه برگشته مدرسه.</i>

05:49.050 --> 05:53.670
<i>‫اون هم‌کلاسیه، ولی سونائو
‫حتی یه کلمه هم باهاش حرف نزده.</i>

05:55.310 --> 05:57.310
‫باشگاه ادبیات

06:02.420 --> 06:05.880
‫آه، نائو-سنپای. خوشحالم اومدی.

06:05.880 --> 06:07.570
‫ریچان، صبح بخیر.

06:09.990 --> 06:13.960
‫وقتی این موقع روز صبح بخیر می‌گی،
‫صدات شبیه بازیگرای پرمشغله می‌شه.

06:13.960 --> 06:15.230
‫فکر می‌کنی؟

06:15.230 --> 06:19.190
‫ولی «عصر بخیر»
‫خیلی رسمی و عجیب نیست؟

06:19.590 --> 06:21.840
‫و هنوز خیلی زوده که «شب بخیر» بگم.

06:21.840 --> 06:24.040
‫اینطوریه؟

06:24.040 --> 06:26.670
<i>‫این ریچانه، همون ریتسوکو هیروناکا.</i>

06:26.670 --> 06:30.570
<i>‫اون عضو تازه‌کار باشگاه ادبیاته
‫و تنها پناهگاه منه.</i>

06:31.110 --> 06:32.720
‫اوه، آره، سنپای.

06:32.720 --> 06:34.790
‫می‌تونی داستان جدیدم رو بخونی؟

06:32.720 --> 06:35.230
‫عنوان در دست بررسی

06:32.720 --> 06:35.230
‫ریتسوکو
‫هیروناکا

06:35.230 --> 06:37.590
‫البته هنوز در حال انجامه.

06:37.590 --> 06:38.420
‫حتماً.

06:38.420 --> 06:39.860
‫عالیه!

06:47.090 --> 06:51.980
<i>‫سونائو و ریچان اولین بار
‫وقتی دبستان بودن همدیگه رو دیدن.</i>

06:51.700 --> 06:56.870
‫گرگم‌به‌هوا بازی کردن

06:51.700 --> 06:56.870
‫کنار جویبار بازی کردن

06:51.700 --> 06:56.870
‫اسباب‌کشی کردن

06:51.700 --> 06:56.870
‫باربیکیو

06:52.790 --> 06:56.870
<i>‫ریچان یه بچه محل دوست‌داشتنی بود
‫که باهاش بازی می‌کرد.</i>

06:57.670 --> 07:02.630
<i>‫وقتی سونائو رفت راهنمایی،
‫ریچان اسباب‌کشی کرد و از هم دور شدن.</i>

07:07.180 --> 07:09.550
‫باشگاه ادبیات

07:07.180 --> 07:09.550
‫دنبال
‫اعضای جدید

07:07.180 --> 07:09.550
‫اعضای جدید یا بازدیدکنندگان
‫می‌تونن ما رو تو ‫ساختمان کمکی، طبقه اول پیدا کنن.

07:14.060 --> 07:16.390
‫من عضویت آزمایشی می‌خوام، لطفاً.

07:21.890 --> 07:23.780
‫نائو-چان!

07:22.230 --> 07:27.400
<i>‫دو ماه پیش دوباره همدیگه رو پیدا کردیم
‫وقتی ریچان رسماً به باشگاه پیوست.</i>

07:23.780 --> 07:25.170
‫ریچان!

07:28.130 --> 07:30.280
<i>‫و امروز اینجاییم.</i>

07:30.280 --> 07:31.810
‫چطور بود؟

07:31.810 --> 07:33.620
‫می‌تونم صادق باشم؟

07:34.070 --> 07:37.220
‫من هیچ رفتار ویژه‌ای از
‫خانم سونائو آیکاوا نمی‌خوام.

07:37.220 --> 07:38.520
‫بدترین نقدت رو بهم بده.

07:40.680 --> 07:43.420
‫فکر می‌کنم ممکنه نوشته‌هات
‫خواننده رو فراموش کرده باشه.

07:46.320 --> 07:50.660
‫مثل این قسمت که دو شخصیت اصلیت
‫وقتی برف می‌باره همدیگه رو ملاقات می‌کنن.

07:51.300 --> 07:53.560
‫به جای توصیف دراماتیک
‫صحنه،

07:53.560 --> 07:56.730
‫می‌خوام احساسات خامشون
‫رو تو اون لحظه بدونم.

07:57.130 --> 08:01.310
‫پسر اون لحظه چه حسی داشت
‫وقتی به دختر نگاه می‌کرد؟

08:01.310 --> 08:03.800
‫دختر به چی فکر می‌کرد؟

08:04.650 --> 08:07.150
‫دلم می‌خواست داستان بیشتر بهم می‌گفت.

08:09.100 --> 08:10.900
‫این خیلی مفیده.

08:10.900 --> 08:12.910
‫یادت باشه، من متخصص نیستم.

08:12.910 --> 08:16.710
‫نه، منظورم همینه.
‫از هر نقدی ممنونم.

08:16.710 --> 08:20.670
‫به زودی یه پیش‌نویس جدید می‌ارم،
‫پس وقتی آوردم دوباره بخونش.

08:20.670 --> 08:21.830
‫باشه.

08:23.170 --> 08:26.230
‫خداحافظ، سنپای. جانه.

08:26.230 --> 08:27.240
‫بعداً می‌بینمت.

08:29.610 --> 08:34.430
<i>‫من وقتی سونائو
‫با ریچان دعواش شد به وجود اومدم.</i>

08:36.340 --> 08:43.950
<i>‫سونائو هفت ساله بود و بعد از اون نمی‌خواست
‫به گروه بچه‌های محلی بره.</i>

08:44.370 --> 08:49.500
<i>‫می‌دونست تقصیر خودشه،
‫ولی نمی‌تونست عذرخواهی کنه.</i>

08:49.900 --> 08:52.450
<i>‫با این حال، می‌خواست جبران کنه.</i>

08:52.950 --> 08:55.410
‫لطفاً کمکم کن.

09:02.750 --> 09:06.940
<i>‫اون احساسات متناقض
‫من رو به وجود آوردن.</i>

09:13.550 --> 09:19.270
‫لطفاً به جای من برو
‫مرکز اجتماعی و با ریچان آشتی کن.

09:19.910 --> 09:21.340
‫کمکم کن.

09:24.060 --> 09:25.290
‫ریچان!

09:28.280 --> 09:32.530
‫ریچان، متاسفم که
‫روز قبل باهات بد بودم.

09:34.060 --> 09:35.670
‫ای بابا، نائو-چان.

09:40.040 --> 09:42.540
<i>‫ریچان همه چیز رو بخشید.</i>

09:43.040 --> 09:45.990
<i>‫سونائو با اضطراب منتظر بود
‫که برگردم،</i>

09:45.990 --> 09:48.540
<i>‫بعد وقتی خبر خوب رو شنید
‫من رو بغل کرد.</i>

09:48.940 --> 09:52.130
‫این رو بین خودمون دو تا
‫راز نگه داریم.

09:52.130 --> 09:53.510
‫چرا راز؟

09:53.510 --> 09:57.220
‫اگه ما دو تا رو با هم ببینن
‫می‌ترسن.

09:57.220 --> 09:58.040
‫اوه.

09:58.520 --> 10:01.850
‫نباید مامان و بابا هم
‫بفهمن.

10:02.280 --> 10:08.730
<i>‫اون شب، قبل از اینکه
‫پدر و مادرم برگردن، از هم جدا شدیم.</i>

10:09.320 --> 10:10.640
<i>‫یا دقیق‌تر بگیم...</i>

10:10.640 --> 10:12.000
‫خداحافظ.

10:12.000 --> 10:16.470
<i>‫ذهنم لحظه‌ای که این رو
‫بهم گفت خالی شد.</i>

10:18.890 --> 10:21.160
‫هی، بیا اینجا.

10:22.170 --> 10:26.040
<i>‫روز بعد، اون من رو
‫برگردوند.</i>

10:26.040 --> 10:28.640
‫وای! واقعاً اینجایی!

10:29.200 --> 10:32.300
<i>‫یادم نمیومد چی شده بود
‫وقتی که رفته بودم.</i>

10:33.380 --> 10:37.970
<i>‫هر وقت سونائو من رو صدا می‌کرد،
‫دقیقاً شبیه اون لحظه می‌شدم.</i>

10:37.970 --> 10:42.380
<i>‫تقریباً انگار از توی آینه
‫بیرون اومده بودم، وارد دنیای اون می‌شدم.</i>

10:43.060 --> 10:45.620
<i>‫اگه اون لباس خواب پوشیده بود،
‫منم لباس خواب می‌پوشیدم.</i>

10:45.620 --> 10:48.700
<i>‫اگه لباس جدید پوشیده بود،
‫منم همون لباس رو می‌پوشیدم.</i>

10:49.430 --> 10:54.070
<i>‫و وقتی ناپدید می‌شدم،
‫لباس‌ها هم با من ناپدید می‌شدن.</i>

10:54.460 --> 10:57.560
<i>‫اما اگه لباس عوض می‌کردم
‫تو دنیای اون،</i>

10:57.560 --> 11:03.290
<i>‫وقتی ناپدید می‌شدم،
‫دست دوم همونجا می‌موند.</i>

11:04.520 --> 11:08.790
<i>‫اینجوری، چیزی اضافه نمی‌شد
‫و چیزی کم نمی‌شد.</i>

11:09.850 --> 11:12.650
<i>‫انگار کسی
‫یا شاید یه قدرت الهی</i>

11:12.650 --> 11:16.090
<i>‫همه چیز رو
‫متعادل و یکپارچه نگه می‌داشت.</i>

11:19.430 --> 11:21.380
‫هی، می‌دونستی؟

11:21.810 --> 11:25.430
‫چیزی که شبیه اصلشه
‫ولی اصلش نیست

11:25.430 --> 11:27.940
‫«بدل» نامیده می‌شه.

11:28.640 --> 11:30.310
‫بدل؟

11:31.210 --> 11:37.050
<i>‫از اون به بعد، سونائو امتحان کرد
‫که چطور با من، یه بدل، همزیستی کنه.</i>

11:38.570 --> 11:43.240
<i>‫امتحان کرد که یه بدل چقدر می‌تونه
‫تو دنیای اون بمونه،</i>

11:43.240 --> 11:45.830
<i>‫اینکه پدر و مادرش می‌تونن ما رو از هم
‫تشخیص بدن یا نه،</i>

11:46.140 --> 11:49.010
<i>‫و چقدر ما دو تا دستامون رو
‫تو سنگ-کاغذ-قیچی یکی می‌اندازیم.</i>

11:49.750 --> 11:55.090
<i>‫بعد از اینکه هر چیزی که به ‫فکرش می‌رسید
رو امتحان کرد، بالاخره ‫فهمیدیم</i>

11:55.670 --> 12:01.140
<i>‫که سونائو و من از نظر بیولوژیکی
‫اساساً یکی هستیم.</i>

12:01.610 --> 12:04.850
<i>‫و با این حال، ما متفاوت هم بودیم.</i>

12:05.930 --> 12:11.680
<i>‫از حرف زدن با دوستای سونائو
‫لذت می‌بردم وقتی خودم رو جا اون می‌زدم.</i>

12:12.020 --> 12:16.070
<i>‫اما سونائو بیشتر و بیشتر
‫تنها می‌شد،</i>

12:16.490 --> 12:19.070
<i>‫تا جایی که تقریباً خودش رو
‫منزوی کرده بود.</i>

12:19.980 --> 12:23.130
<i>‫اول فکر می‌کردم این تفاوت‌ها
‫مهم نیستن.</i>

12:23.130 --> 12:26.520
<i>‫اما با بزرگ‌تر شدن،
‫نادیده گرفتنشون غیرممکن شد.</i>

12:34.580 --> 12:37.830
‫سونائو، برای امتحانت
‫به کمک نیاز داری؟

12:38.260 --> 12:39.700
‫تو به جای من برو.

12:39.700 --> 12:40.720
‫چی؟

12:41.050 --> 12:43.980
‫اشکالی نداره. فقط به جای من
‫برو مدرسه.

12:46.010 --> 12:47.100
‫باشه.

12:50.100 --> 12:53.350
<i>‫فکر می‌کردم اگه نمرات خوبی بگیرم
‫که باعث درخشش اون می‌شه،</i>

12:53.350 --> 12:57.860
<i>‫و اگه تو ورزش خوب عمل کنم،
‫دوباره لبخندش رو می‌بینم.</i>

12:58.360 --> 13:00.420
<i>‫من براش خیلی سخت کار کردم.</i>

13:00.870 --> 13:01.820
<i>‫اما...</i>

13:12.340 --> 13:15.470
‫اوه، مامانم تا یه دقیقه دیگه
‫خونه‌ست.

13:16.680 --> 13:17.820
‫برو بیرون.

13:21.520 --> 13:24.760
<i>‫من فقط می‌اومدم و می‌رفتم
‫تا هر کاری که می‌گفت رو انجام بدم.</i>

13:25.830 --> 13:28.120
<i>‫کار به جایی رسیده...</i>

13:28.120 --> 13:33.510
<i>‫که فقط چند بار در ماه،
‫اونم سر خودی بهم زنگ می‌زنه.</i>

13:36.490 --> 13:41.450
<i>‫هنوز نمی‌دونم
‫چی تو سرشه.</i>

13:42.530 --> 13:43.860
<i>‫ولی با این حال...</i>

13:43.860 --> 13:46.700
<i>‫می‌خوام مفید باشم
‫هر وقت که بهم زنگ می‌زنه.</i>

13:56.510 --> 14:01.510
‫اگه بودجه‌ای بهمون می‌دادن،
‫می‌تونستیم یکی جدید بخریم.

14:03.030 --> 14:06.960
‫ولی فکر می‌کنم خیلی کوچیکیم
‫که بودجه‌ای بگیریم.

14:06.960 --> 14:08.960
‫نه!

14:08.960 --> 14:13.020
‫این گرما و نخود فرنگی
‫تنها چیزایی هستن که تحمل نمی‌کنم.

14:13.020 --> 14:15.520
‫نمی‌دونستم از نخود فرنگی متنفری.

14:15.520 --> 14:18.770
‫آره. یه مشت آشغال کوچولوی بی‌خاصیتن.

14:20.640 --> 14:23.650
‫کنجکاوم پنکه‌ها اصلاً چقدر گرونن.

14:24.000 --> 14:28.510
‫رفتم یه فروشگاه لوازم الکترونیکی
‫که مدل‌های قدیمی رو با تخفیف می‌فروخت.

14:28.510 --> 14:29.780
‫مثلاً ۳۰۰۰ ین.

14:29.780 --> 14:31.700
‫وای، چه ارزون.

14:31.700 --> 14:35.120
‫پس می‌تونیم یکی با شصت
تا سکه ۵۰ ینی ‫بخریم.

14:35.120 --> 14:36.260
‫آره.

14:36.260 --> 14:39.500
‫صبر کن، چرا داری
‫با سکه‌های ۵۰ ینی حساب می‌کنی؟

14:41.060 --> 14:44.250
<i>‫چون من یه بدل هستم،
‫مثل سونائو پول توجیبی نمی‌گیرم.</i>

14:44.250 --> 14:46.890
<i>‫از روی حسادت،</i>

14:47.350 --> 14:52.600
<i>‫از کلاس اول داشتم حموم رو تمیز می‌کردم
‫و لباس می‌شستم،</i>

14:52.600 --> 14:55.600
<i>‫و مامانش بهم پول می‌داد
‫برای این کار.</i>

14:56.260 --> 15:02.110
<i>‫سکه‌های ۵۰ ینی رو قایم کرده بودم
‫توی یه قوطی کرانچ شکلاتی.</i>

15:02.630 --> 15:07.860
<i>‫ولی قوطی جا نداشت همه سکه‌ها رو نگه
‫داره، و هیچ‌وقت اون پول رو خرج نکردم.</i>

15:07.860 --> 15:10.670
‫آره، این آخر هفته، باید...

15:11.410 --> 15:12.990
‫باز است.

15:16.370 --> 15:18.750
‫ام، می‌تونیم کمکتون کنیم؟

15:20.620 --> 15:21.820
‫خب...

15:22.430 --> 15:25.630
‫دنبال اعضای جدید می‌گردین، درسته؟

15:26.710 --> 15:29.260
‫اوه، کی داره عضو می‌شه؟

15:29.260 --> 15:30.970
‫معلوم نیست؟

15:30.970 --> 15:33.010
‫من می‌خوام عضو بشم.

15:40.940 --> 15:43.410
‫قوانینی هست که باید رعایت کنیم؟

15:43.410 --> 15:44.730
‫قوانین؟

15:44.730 --> 15:46.320
‫مثلاً، شرایطی برای عضویت هست؟

15:46.320 --> 15:48.450
‫فکر نمی‌کنم چیزی باشه.

15:48.450 --> 15:50.280
‫چرا اینقدر رسمی؟

15:52.030 --> 15:56.040
‫یا می‌خوای بگی که
‫وسط سال کسی رو قبول نمی‌کنین؟

15:56.040 --> 15:58.160
‫نـ-نه، منظورم اینه که...

15:58.160 --> 16:01.810
‫اعضای جدید همیشه
‫تو این باشگاه خوش اومدن!

16:01.810 --> 16:03.610
‫حالا تو چنگ ما افتادی.

16:03.610 --> 16:10.010
‫کمک کن فرم رو پر کنه و
‫باهاش برو تحویلش بده، نائو-سنپای.

16:10.010 --> 16:12.890
‫ها؟ اوه، حتماً.

16:12.890 --> 16:15.060
‫دفتر اساتید

16:15.060 --> 16:16.740
‫ببخشید.

16:21.270 --> 16:26.580
‫استاد راهنمای باشگاه ما، ‫آکای-سنسی،
اینجا نیست، پس همینجا ‫می‌ذاریمش.

16:27.150 --> 16:28.150
‫باشه.

16:28.470 --> 16:31.160
‫اوه، سانادا.

16:31.510 --> 16:34.160
‫چطوری؟

16:34.160 --> 16:36.620
‫خوبم، فکر کنم.

16:37.160 --> 16:39.040
‫ما دیگه می‌ریم.

16:42.450 --> 16:44.040
‫می‌تونیم اونجا هم یه سر بزنیم؟

16:44.040 --> 16:46.300
<b>‫کتابخانه</b>

16:44.650 --> 16:45.750
‫اشکالی نداره.

16:51.580 --> 16:57.320
<i>‫خوندن کتاب مثل
‫مرور خاطرات سونائو می‌مونه.</i>

16:58.350 --> 17:01.670
<i>‫اگه چیزی
‫تأثیر قوی روش بذاره،</i>

17:01.670 --> 17:06.540
<i>‫اون خاطره رو واضح،
‫بدون هیچ زحمتی می‌تونم بخونم.</i>

17:02.150 --> 17:13.160
<b>‫گربه</b>

17:07.080 --> 17:13.060
<i>‫ولی اگه چیزی باشه که بهش علاقه
‫نداره، همه چیز مبهم و تار می‌شه.</i>

17:17.970 --> 17:19.250
‫چیکار می‌کنی؟

17:20.770 --> 17:23.950
‫بوی کتاب بهم آرامش می‌ده.

17:25.870 --> 17:28.480
‫سانادا-کون، کتاب دوست داری؟

17:28.480 --> 17:29.550
‫نه خیلی.

17:29.920 --> 17:33.300
‫بد نیستن،
‫ولی خیلی باهاشون ارتباط نمی‌گیرم.

17:33.300 --> 17:34.590
‫می‌فهمم.

17:35.110 --> 17:38.990
‫معمولاً کتاب‌های باشگاه رو می‌خونم.

17:38.990 --> 17:45.320
‫دختر دیگه، ریچان... ‫منظورم ریتسوکو
هیروناکا ‫خودش رمان می‌نویسه.

17:45.750 --> 17:49.240
‫منم اغلب اون‌ها رو می‌خونم
‫و نظرم رو بهش می‌گم.

17:49.240 --> 17:52.550
‫اعضا باید رمان
‫بنویسن؟

17:52.550 --> 17:58.280
‫نه اصلاً. ریچان می‌نویسه
‫تا بتونه داستان‌ها رو برای مسابقات بفرسته.

17:58.280 --> 17:59.080
‫واقعاً؟

17:59.510 --> 18:03.630
‫آهان، یه چیز دیگه. ‫ما یه مجله‌ی
باشگاه ‫برای جشن مدرسه منتشر می‌کنیم.

18:03.630 --> 18:04.630
‫یه مجله؟

18:04.630 --> 18:08.570
‫آره. ما اجرا یا مسابقه
‫نداریم،

18:08.570 --> 18:13.030
‫واسه همین یه مجله پر از
‫نقد کتاب کوتاه و ستون منتشر می‌کنیم.

18:13.030 --> 18:15.340
‫یه جورایی مثل خلاصه‌ی فعالیت‌ها.

18:15.340 --> 18:17.110
‫پس آیکاوا...

18:17.600 --> 18:20.020
‫تو واقعاً این باشگاه رو
‫جدی می‌گیری، نه؟

18:20.560 --> 18:23.480
‫منظورم اینه که تو همیشه
‫به همه‌چی بی‌علاقه‌ای.

18:24.670 --> 18:29.750
<i>‫سونائو هیچ‌وقت خودش به باشگاه نیومده.</i>

18:29.750 --> 18:32.350
<i>‫چون کاملاً شبیه هم نیستیم،</i>

18:32.350 --> 18:36.990
<i>‫تقریباً زندگی‌های جداگانه‌ای
‫بعد از مدرسه داریم.</i>

18:37.430 --> 18:41.490
<i>‫اینجوری کسی متوجه نمی‌شه
‫که آدم‌های متفاوتی هستیم.</i>

18:41.490 --> 18:43.110
‫سانادا-کون.

18:43.780 --> 18:47.390
‫چون اینجاییم،
‫می‌تونیم یه کتاب برات پیدا کنیم.

18:47.390 --> 18:49.230
‫چیزی پیشنهاد می‌دی؟

18:49.230 --> 18:51.000
‫چیزی مد نظرت هست؟

18:51.000 --> 18:52.010
‫نه.

18:52.010 --> 18:53.340
‫منطقیه.

18:54.230 --> 18:59.010
‫خب، داستانی از ‫کتاب درسی هست
که تو ذهنت مونده باشه؟

19:03.770 --> 19:06.690
‫«هر کسی که جاه‌طلبی نداره احمقه.»

19:07.440 --> 19:11.270
‫این تنها جمله‌ایه که یادمه
‫تو کلاس بهم درس دادن.

19:11.270 --> 19:14.220
‫این از «کُوکورو»
‫اثر سوسکی ناتسومه است.

19:14.220 --> 19:17.760
‫«هر کسی که آرزوهای روحی
‫نداشته باشه احمقه.»

19:17.760 --> 19:19.670
‫آره، همینه.

19:19.670 --> 19:23.750
‫اخیراً دارم
‫کلاسیک‌های ژاپنی رو می‌خونم،

19:23.750 --> 19:26.190
‫و تازه سوسکی رو دوباره خوندم.

19:27.270 --> 19:30.040
‫ولی کتاب‌های درسی ما
‫فقط شامل گزیده‌هایی هستن.

19:30.040 --> 19:32.050
‫سوسکی




‫ناتسومه

19:30.040 --> 19:32.050
‫کُوکورو

19:35.890 --> 19:36.930
‫بیا.

19:38.690 --> 19:39.770
‫امتحانش می‌کنم.

19:39.770 --> 19:42.940
‫حتماً. نظرت رو بهم بگو.

19:42.940 --> 19:44.220
‫باشه.

19:48.320 --> 19:51.610
‫خراب شد!
‫اون کاملاً از کار افتاده!

19:51.940 --> 19:55.570
‫این تابستونیه که ریتسوکو هیروناکا
‫از گرمای شدید می‌میره.

19:57.570 --> 19:59.800
‫شاید بتونیم از معلم‌ها بپرسیم—

19:59.800 --> 20:01.630
‫من می‌تونم یکی دیگه بیارم.

20:01.630 --> 20:02.600
‫چی رو بیاری؟

20:02.600 --> 20:06.120
‫پنکه برقی.
‫یه دونه تو خونه داریم که استفاده نمی‌کنیم.

20:06.120 --> 20:07.250
‫تو فرشته‌ای.

20:07.250 --> 20:08.540
‫چی؟

20:08.540 --> 20:10.650
‫مطمئنی می‌تونیم برش داریم؟

20:10.650 --> 20:13.160
‫آره. استفاده نمی‌کنیمش.

20:13.160 --> 20:15.960
‫ممنونم. نجاتمون دادی.

20:15.960 --> 20:18.550
‫می‌تونم از این به بعد
«سانادا-ساما» صدات ‫کنم؟

20:18.550 --> 20:20.820
‫اینقدرها هم مهم نیست.

20:22.200 --> 20:23.500
<i>‫دستپاچه شده؟</i>

20:23.940 --> 20:25.900
‫چی؟ مشکلی پیش اومده؟

20:25.900 --> 20:27.690
‫اصلاً اینطور نیست.

20:28.290 --> 20:31.590
<i>‫فکر می‌کردم سانادا-کون
‫دست‌نیافتنی باشه،</i>

20:31.590 --> 20:33.690
<i>‫ولی شاید اشتباه می‌کردم.</i>

20:33.690 --> 20:37.310
‫خب، مردم چطور
‫پنکه‌های برقی رو دور می‌ندازن؟

20:37.310 --> 20:38.810
‫توی سطل آشغال بزرگ؟

20:38.810 --> 20:41.300
‫به نظرم باید از آکای-سنسی بپرسیم.

20:41.300 --> 20:45.260
‫ولی فعلاً می‌تونیم
‫بندازیمش تو یه کیسه یا هرچی.

20:45.260 --> 20:46.540
‫صبر کن، ریچان.

20:46.860 --> 20:49.290
‫اول یه مراسم بدرقه براش بگیریم.

20:49.290 --> 20:51.630
‫چه مراسمی؟

20:51.630 --> 20:53.790
‫خب، من هنوز هستم.

20:55.170 --> 20:59.600
‫ممنون، جناب، که باعث شدی
‫بتونیم تو این محیط سخت دووم بیاریم.

20:59.600 --> 21:02.570
‫آرامش ابدی برایت آرزومندیم.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Yuki\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:02.570 --> 21:04.760
‫آمین.

21:04.760 --> 21:07.270
‫صبر کن، این چه کاریه؟

21:07.680 --> 21:10.200
‫داریم تشکر می‌کنیم.

21:10.200 --> 21:14.760
‫برای تمام زحماتش
‫طی این سال‌ها.

21:18.780 --> 21:21.360
‫کارت خوب بود، پنکه برقی.

21:21.990 --> 21:23.660
‫سانادا-کون.

21:26.460 --> 21:30.050
‫دوست داریم به باشگاه ادبیات
‫خوش آمد بگیم.

21:30.050 --> 21:32.160
‫ها؟ الان این کارو می‌کنید؟

21:32.160 --> 21:35.670
‫خوش اومدی! خیلی خوشحالم
‫که یه عضو دیگه داریم.

21:39.200 --> 21:43.930
<i>‫حس می‌کنم قراره اتفاقات
‫کاملاً غیرمنتظره‌ای بیفته.</i>

21:44.490 --> 21:49.430
<i>‫ولی این یعنی
‫من عوض نمی‌شم. نمی‌تونم.</i>

21:49.880 --> 21:52.570
<i>‫چون بدل فقط یه جایگزینه.</i>

21:55.090 --> 21:57.940
<i>‫بدل هیچ‌وقت برای رویا دیدن ساخته نمی‌شه.</i>

23:40.330 --> 23:43.590
‫اون پنکه رو دارم
‫که دیروز در موردش حرف زدیم.

23:45.050 --> 23:45.920
‫آیکاوا؟

23:46.680 --> 23:47.680
‫می‌تونیم صحبت کنیم؟

23:48.540 --> 23:49.570
‫چی؟

23:49.570 --> 23:52.180
‫منظورم پنکه بود.

23:52.180 --> 23:54.810
پنکه؟ جریان چیه؟
