WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.020 --> 00:02.000
‫مدرسه راهنمایی شهرداری
 سوروجا سیریو

00:05.830 --> 00:07.080
‫خیلی وقته ندیدمت.

00:07.080 --> 00:08.380
‫وای، ببین چقدر برنزه شدی.

00:08.730 --> 00:11.860
‫هر روز با خواهرم
‫می‌رفتیم استخر.

00:33.030 --> 00:35.030
‫باشگاه ادبیات

00:37.950 --> 00:39.360
‫نیومده؟

00:39.360 --> 00:42.520
‫نائو-سنپای هر روز نمیاد.

00:43.670 --> 00:46.300
‫سانادا-سنپای. اینجام.

00:46.300 --> 00:51.300
‫سوغاتی‌های قورباغه‌ای

00:46.660 --> 00:51.310
‫آکای-سنسی اینا رو بهمون داد.
‫تاریخ مصرفشون داره تموم می‌شه.

00:51.310 --> 00:53.470
‫اوه، آره.

00:57.430 --> 01:00.670
‫تا حالا اینقدر تو زندگیم خوشحال نبودم.

01:07.600 --> 01:08.860
‫خوشمزه‌ان.

01:08.860 --> 01:10.670
‫واقعا همینطوره.

02:42.750 --> 02:46.540
قسمت ۳: یک بدل سردرگم هست

02:44.020 --> 02:49.090
<i>‫بیشتر از یک ماه طول کشید
‫تا دوباره منو احضار کنه.</i>

02:59.140 --> 03:00.180
‫نائو.

03:05.940 --> 03:08.060
‫فقط برو.

03:08.940 --> 03:11.150
‫و دیگه برنگرد.

03:14.720 --> 03:16.820
‫زود باش لباستو بپوش.

03:19.800 --> 03:21.660
‫اوه، آره.

03:22.120 --> 03:24.370
<i>‫در حالی که زمان برای من متوقف شده بود،</i>

03:24.370 --> 03:27.830
<i>‫سونائو به زندگی خودش
‫بدون وقفه ادامه داده بود.</i>

03:28.340 --> 03:33.090
<i>‫من همیشه آخرین نفری هستم
‫که می‌فهمه فصل‌ها عوض شدن.</i>

03:44.220 --> 03:47.110
‫سونائو، تو این کارو کردی؟

03:48.350 --> 03:51.270
‫بلیط و اینا رو انداختم دور.

03:53.490 --> 03:54.900
‫باشه.

04:00.900 --> 04:02.920
‫خداحافظ. بعداً می‌بینمت.

04:02.920 --> 04:03.960
‫آره.

04:10.580 --> 04:14.130
‫ممنون که عکس رو برام نگه داشتی.

04:37.500 --> 04:40.060
<i>‫ممکنه یه روز بتونم بال و پرم رو باز کنم،</i>

04:40.060 --> 04:43.180
<i>‫ولی روز بعدش، حتی
‫نمی‌تونم راه برم.</i>

04:44.870 --> 04:46.960
<i>‫زندگی من همینه.</i>

04:54.530 --> 04:55.790
‫وای.

04:55.790 --> 04:59.240
‫داری اون مسائل سخت رو حل می‌کنی؟

04:59.870 --> 05:02.130
‫البته، سومین باره که دارم انجامش می‌دم.

05:01.050 --> 05:02.550
‫ریاضیات ۲

05:01.050 --> 05:02.550
‫روش‌های سیستماتیک

05:16.870 --> 05:18.820
‫صـ-صبح بخیر.

05:18.820 --> 05:20.160
‫موهات.

05:21.820 --> 05:25.940
‫آه، ببخشید. یادم رفت ببندمش.

05:33.630 --> 05:35.250
‫تو آیکاوا نیستی، مگه نه؟

05:39.830 --> 05:43.960
‫تو سونائو آیکاوا نیستی، مگه نه؟

05:54.980 --> 05:55.650
‫هی!

05:55.650 --> 05:56.930
‫آیکاوا!

06:08.960 --> 06:09.950
‫آیکاوا!

06:20.970 --> 06:22.220
‫آسیب زدم بهت؟

06:23.280 --> 06:24.880
‫حالم خوبه.

06:24.880 --> 06:27.070
‫جوری به نظر می‌رسی که انگار میخوای گریه‫ کنی.

06:28.890 --> 06:30.450
‫گریه نمی‌کنم.

06:32.920 --> 06:36.330
‫ببخشید. منظورم این
‫نبود که اذیتت کنم.

06:38.780 --> 06:39.880
‫بشینیم.

06:51.180 --> 06:52.400
‫خب...

06:54.620 --> 06:57.160
‫من در واقع درست مثل توام.

06:59.750 --> 07:02.670
‫من درست مثل توام، آیکاوا.

07:04.150 --> 07:05.170
‫چی؟

07:05.170 --> 07:07.830
‫تو هم، سانادا-کون؟

07:10.030 --> 07:14.100
<i>‫راستش رو بخوای، مدتی بود که
‫می‌دونستم یه چیزی درست نیست.</i>

07:15.040 --> 07:17.830
<i>‫سانادا-کون همیشه خیلی ساکت بود.</i>

07:17.830 --> 07:21.600
<i>‫هیچ وقت صدایی ازش در
‫نمی‌اومد یا مشکلی ایجاد نمی‌کرد.</i>

07:21.600 --> 07:23.940
<i>‫حتی آروم نفس می‌کشید.</i>

07:24.380 --> 07:27.240
<i>‫تصور اینکه توی تیم بسکتبال باشه
‫خیلی سخت بود.</i>

07:27.670 --> 07:28.870
<i>‫تازه...</i>

07:30.820 --> 07:34.450
‫من نبودم که آسیب دیدم.

07:36.190 --> 07:38.500
‫«خیلی وقت پیش باید می‌مُردم.»

07:39.150 --> 07:41.600
‫«چرا اینقدر برای مردن صبر کردم؟»

07:42.240 --> 07:44.250
‫این نامه خودکشی Kـه؟

07:44.250 --> 07:46.180
‫از کتاب «کُوکورو» اثر سوسِکی
‫Kokoro.

07:47.150 --> 07:50.860
‫همیشه برام سوال بود که چرا K
‫توی کتاب مرد.

07:51.730 --> 07:56.970
‫حالا که خوندمش، دارم فکر می‌کنم
‫چرا جوابی براش نیست.

07:57.430 --> 08:02.650
‫همچنین باعث شد فکر کنم
‫واکنش خودم توی اون موقعیت چی بود.

08:04.010 --> 08:06.230
‫واکنش خودت، هان؟

08:07.610 --> 08:09.190
‫باغ وحش.

08:10.520 --> 08:15.790
‫اگه فردا قرار بود بریم باغ وحش،
‫نمی‌خواستم بمیرم.

08:16.930 --> 08:19.540
‫تو واقعاً این پانداهای قرمز رو
‫دوست داری، نه؟

08:22.100 --> 08:25.090
‫پس تو واقعاً مثل منی؟

08:26.110 --> 08:28.500
‫آره. واقعاً مثل توام.

08:28.500 --> 08:31.300
‫من شُویای سانادای واقعی نیستم.

08:32.890 --> 08:34.040
‫می‌فهمم.

08:34.670 --> 08:37.930
‫من هم سُونائوی آیکاوا واقعی نیستم.

08:38.790 --> 08:41.300
‫من کپی سُونائو هستم.

08:41.300 --> 08:42.810
‫کپی؟

08:42.810 --> 08:45.030
‫این اسمیه که تصمیم گرفتیم منو صدا کنه.

08:45.030 --> 08:48.940
‫چون سُونائو منو
‫یه تقلبی می‌دونه.

08:48.940 --> 08:55.550
‫ولی سُونائو فقط «نائو» صدام می‌کنه.
‫شاید چون راحت‌تره.

08:55.550 --> 08:56.340
‫نائو؟

08:56.340 --> 08:58.700
‫آره. مخفف «سُونائو».

08:58.700 --> 08:59.900
‫منطقیه.

09:00.420 --> 09:03.340
‫باشه، پس شاید منم باید
‫صدات کنم «نائو».

09:04.030 --> 09:07.210
‫هیروناکا این‌طوری صدات می‌کنه،
‫و من حس می‌کنم از قلم افتادم.

09:07.210 --> 09:08.210
‫حتماً.

09:08.630 --> 09:11.970
‫من چی صدات کنم؟

09:13.110 --> 09:14.520
‫آکی.

09:14.520 --> 09:17.220
‫اینجوری حرف اول
‫اسم شُویارو می‌خونن.

09:17.220 --> 09:18.380
‫پس آکی-کون؟

09:18.380 --> 09:20.390
‫آره. اینجوری راحت‌تره؟

09:20.390 --> 09:21.290
‫آره.

09:21.730 --> 09:24.610
‫هی شما دو تا! زنگ خورد!

09:26.270 --> 09:28.930
‫ممکنه فکر کنن دوست داریم مدرسه رو
‫بپیچونیم.

09:28.930 --> 09:30.260
‫راست می‌گی.

09:32.440 --> 09:34.530
<i>‫خیلی عجیبه.</i>

09:35.490 --> 09:41.120
<i>‫باورم نمی‌شه یه کپی دیگه مثل من
‫وجود داره، اونم سانادا-کون...</i>

09:41.120 --> 09:43.650
<i>‫یا بهتره بگم، آکی-کون.</i>

09:47.820 --> 09:49.250
‫از کلاس دوم؟

09:49.250 --> 09:50.260
‫آره.

09:50.260 --> 09:55.140
‫نمی‌دونستم اینقدر هیروناکا رو
‫می‌شناسی.

09:55.540 --> 09:58.130
‫توی گروه بچه‌های محل با هم آشنا شدیم.

09:58.130 --> 10:00.260
‫وای، کی فکرشو می‌کرد؟

10:00.260 --> 10:03.390
‫ولی کسی نفهمیده؟
‫حتی هیروناکا هم؟

10:03.970 --> 10:08.770
‫که تو و آیکاوا، خب، فرق دارید؟

10:08.770 --> 10:09.800
‫آره.

10:09.800 --> 10:15.280
‫سُونائو زیاد با کسی حرف نمی‌زنه،
‫و باشگاه هم نمیاد.

10:15.280 --> 10:16.410
‫تو چطور؟

10:16.410 --> 10:19.260
‫کِی ساخته شدی؟

10:19.260 --> 10:21.500
‫ژوئن امسال.

10:22.170 --> 10:26.420
‫صبح روزی که شُویـا قرار بود بعد از
‫بستری شدن برگرده مدرسه.

10:26.420 --> 10:29.540
‫وای، چقدر تازه.

10:29.540 --> 10:31.300
‫پس از اون موقع جاشو گرفتی؟

10:31.650 --> 10:37.270
‫آره. شُویـا از وقتی مچ پاش
‫شکسته بیرون نرفته.

10:37.270 --> 10:40.220
‫اصلاً؟ حتی برای فیزیوتراپی هم؟

10:40.220 --> 10:41.680
‫آره، خب...

10:42.000 --> 10:48.410
‫دکترش گفته بود اگه بره توان‌بخشی،
‫کاملاً خوب می‌شه.

10:48.820 --> 10:53.690
‫ولی اون خودش رو تو خونه حبس کرد
‫و حتی برای معاینه هم نرفت.

10:53.690 --> 10:55.040
‫می‌فهمم.

10:55.540 --> 10:58.660
‫واقعاً برای شُویـا دلم می‌سوزه.

10:58.660 --> 11:02.090
‫دیگه نمی‌تونه بسکتبال بازی کنه
‫به خاطر مچ پاش که داغون شده.

11:02.090 --> 11:04.420
‫هیچ‌وقت دلش نمی‌خواد بیاد مدرسه.

11:05.640 --> 11:09.480
‫جایی که باید قلبش باشه،
‫کاملاً خالیه.

11:10.870 --> 11:14.890
‫سانادا-کون حتماً بسکتبال رو خیلی دوست
‫داره.

11:15.290 --> 11:16.860
‫خیلی زیاد.

11:17.720 --> 11:22.760
‫بسکتبال تنها چیزی بود
‫که تو زندگیش واقعاً توش خوب بود.

11:22.760 --> 11:25.200
‫مردم همیشه بخاطر مهارت‌هاش
‫تشویقش می‌کردن،

11:25.580 --> 11:28.550
‫واسه همین از صبح زود تا آخر شب
‫تمرین می‌کرد.

11:29.580 --> 11:33.930
‫ولی شاید محیط تیمی رو
‫بیشتر از خود بسکتبال دوست داشت.

11:35.820 --> 11:38.390
‫پس احتمالاً وقت زیادی ندارم.

11:38.390 --> 11:39.390
‫چی؟

11:42.470 --> 11:44.050
‫هیچی.

11:44.050 --> 11:46.460
‫اینا رو بذاریم سر جاشون و بریم باشگاه.

11:48.190 --> 11:49.190
‫باشه.

11:52.360 --> 11:56.470
<i>‫پس حالا، ما یه راز مشترک داشتیم.</i>

12:12.120 --> 12:13.150
‫صبح بخیر.

12:13.900 --> 12:15.280
‫صبح بخیر.

12:18.010 --> 12:22.780
<i>‫اینطور نیست که آکی-کون
‫همه فکرهاش رو به من گفته باشه.</i>

12:26.120 --> 12:27.340
<i>‫ولی...</i>

12:30.060 --> 12:36.640
<i>‫حالا که رازش رو می‌دونم،
‫حس می‌کنم چیزایی بینمون عوض شده.</i>

12:39.140 --> 12:42.100
<i>‫تقریباً انگار بجای دوستای معمولی،
‫هم‌رزمیم.</i>

12:42.720 --> 12:45.250
<i>‫این رو با هیچ‌کس دیگه‌ای ندارم.</i>

12:48.570 --> 12:51.710
<i>‫هر وقت با هم هستیم،
‫خیلی احساس راحتی می‌کنم.</i>

12:54.210 --> 12:57.940
‫باید بگم، واقعاً ‫با هم کنار اومدین.
منظورم شما دوتا هستین.

13:00.450 --> 13:02.140
‫واقعاً؟

13:02.140 --> 13:03.690
‫ما هم‌کلاس هستیم.

13:03.690 --> 13:06.450
‫با هم هماهنگین، که عالیه.

13:06.920 --> 13:09.700
‫نائو-سنپای، انگار شادتر شدی.

13:09.700 --> 13:12.950
‫و سانادا-سنپای حالا
‫غریزه بهتری داره.

13:12.950 --> 13:13.960
‫چی؟

13:14.340 --> 13:15.890
‫یه نگاه بنداز.

13:16.260 --> 13:21.650
‫اشاره‌های دفعه قبلت رو به کار بردم، و
‫این پیش‌نویس داره با سرعت می‌ره جلو.

13:21.650 --> 13:26.130
‫فکر کنم خیلی زود تمومش می‌کنم،
‫ممنون شما دوتا.

13:26.130 --> 13:27.720
‫اوه، چه خوب.

13:27.720 --> 13:31.030
‫آخرین مهلت نزدیکه،
‫پس موفق باش.

13:31.030 --> 13:32.850
‫درسته. انجامش می‌دم.

13:34.460 --> 13:41.450
<i>‫ریچان سال‌هاست که رمان به
‫مسابقات می‌فرسته، ولی هیچ‌وقت نبرده.</i>

13:36.980 --> 13:41.990
‫جایزه رمان رایگِکی

13:42.610 --> 13:46.100
<i>‫با این حال، هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شه
‫و دوباره تلاش می‌کنه.</i>

13:46.470 --> 13:48.620
<i>‫و همین باعث می‌شه بدرخشه.</i>

13:55.630 --> 13:59.000
‫پرسشنامه مسیر شغلی

13:57.440 --> 14:03.260
‫به خاطر نمراتت. میتونی به
هر دانشگاهی که دوست داری بری.

14:03.800 --> 14:07.010
‫ولی باید از خودت بپرسی
‫که آیا این واقعاً چیزیه که می‌خوای

14:07.010 --> 14:08.780
‫با بقیه زندگیت انجام بدی.

14:10.280 --> 14:11.430
‫بله قربان.

14:21.590 --> 14:22.930
‫برگشتم.

14:23.320 --> 14:24.540
‫بیا.

14:24.540 --> 14:25.450
‫ممنون.

14:28.730 --> 14:29.880
‫نائو؟

14:30.700 --> 14:33.080
‫تو و سانادا قرار می‌ذارین؟

14:34.100 --> 14:35.250
‫چی؟

14:35.250 --> 14:37.380
‫نـ نه، ما قرار نمی‌ذاریم!

14:37.380 --> 14:41.200
‫ولی شما دوتا نزدیک شدین، درسته؟

14:41.200 --> 14:44.020
‫خب، اممم، آره.

14:45.250 --> 14:48.430
‫شما دوتا درباره چی حرف می‌زنین؟ تو مدرسه؟

14:48.520 --> 14:53.370
‫فکر کنم درباره کتابا حرف می‌زنیم...

14:54.210 --> 14:57.440
‫منم دقیقاً مثل توام.

15:00.770 --> 15:02.860
‫و درباره‌ی مسیر شغلی؟

15:04.090 --> 15:10.170
‫خب، می‌دونی که سانادا-کون
‫دیگه نمی‌تونه بسکتبال بازی کنه، درسته؟

15:11.020 --> 15:15.150
‫همه تو مدرسه می‌دونن ‫یه دانش‌آموز
سال بالایی ‫اونو به تله انداخت

15:15.150 --> 15:16.710
‫و مچ پاشو شکست.

15:17.480 --> 15:20.420
‫پس هیچ امیدی برای
‫بورسیه ورزشی نیست؟

15:20.420 --> 15:23.170
‫هنوز نمی‌دونیم.

15:24.120 --> 15:29.260
‫بسکتبال تنها چیزی بود که
‫تمام عمر واقعاً توش خوب بود.

15:29.950 --> 15:34.790
‫فکر کنم چون چیزی رو از دست داده
‫که بتونه خودش رو وقفش کنه.

15:37.330 --> 15:39.170
‫سونائو، می‌دونی؟

15:40.040 --> 15:45.090
‫می‌دونی کی مچ پای
‫سانادا-کون رو زخمی کرد؟

15:45.090 --> 15:46.360
‫آره.

15:46.730 --> 15:48.090
‫اون بود که...

15:49.200 --> 15:53.120
‫کوه هایاسه، ستاره سابق بسکتبال.

15:53.710 --> 15:57.410
‫اون همیشه دوست داشت
‫درباره اینجور چیزا لاف بزنه.

15:57.410 --> 16:00.250
‫سانادا می‌تونست به
‫مقامات مراجعه کنه.

16:01.180 --> 16:03.600
‫اوه، هایاسه است. ای وای.

16:03.600 --> 16:05.390
‫نباید نگاه کنی.

16:15.210 --> 16:16.860
‫یه مدتیه.

16:17.190 --> 16:20.870
‫چی؟ پس حالا می‌خوای
‫مدیر تیم ما بشی؟

16:20.870 --> 16:23.270
‫ها؟ مدیر؟

16:24.690 --> 16:28.400
‫به سونائو فشار آوردن
‫که به تیم ملحق بشه.

16:25.820 --> 16:28.400
‫عضویت آزمایشی
‫با تیم ‫بسکتبال

16:27.070 --> 16:28.400
‫یک سال پیش

16:29.850 --> 16:32.170
‫چیزی رو صورتمه؟

16:32.670 --> 16:34.410
‫اوه، نه.

16:34.410 --> 16:37.590
‫اگه حرفی داری
‫بزن، آیکاوا.

16:37.590 --> 16:39.960
‫واقعاً، چیزی نیست.

16:43.540 --> 16:46.400
‫متاسفم، علاقه‌ای ندارم.

16:47.930 --> 16:49.220
‫رفتارش چیه؟

16:54.340 --> 16:57.940
<i>‫سونائو فقط یک روز به
‫عنوان مدیر کار کرد.</i>

16:57.940 --> 17:00.220
<i>‫مثل بقیه دخترای سال اولی.</i>

17:01.130 --> 17:03.500
<i>‫ولی من هیچوقت نمی‌دونستم.</i>

17:04.310 --> 17:06.820
‫انجمن ادبی

17:06.820 --> 17:07.820
‫چگونه یک داستان بنویسیم

17:07.820 --> 17:07.980
‫چگونه یک داستان بنویسیم

17:07.980 --> 17:09.190
‫چگونه یک داستان بنویسیم

17:14.660 --> 17:16.490
‫اوه، داشت یادم میرفت.

17:17.290 --> 17:21.040
‫جشنواره پاییزی معبد ایکاوا

17:17.760 --> 17:21.040
‫تا حالا فکر کردین
‫که به اینجا برید؟

17:22.080 --> 17:23.260
‫یه جشنواره؟

17:23.260 --> 17:28.300
‫آره. این رویداد یه راز سر به مهر
‫که فقط محلی‌ها ازش خبر دارن.

17:28.650 --> 17:31.540
‫هیچی بهتر از رفتن به معبد
‫در پایان تابستان نیست.

17:32.120 --> 17:35.550
‫اگه اینجوریه ، چرا همگی نریم؟

17:35.550 --> 17:36.900
‫وای، صبر کن!

17:36.900 --> 17:41.310
‫متاسفانه، من، هیروناکا،
‫خیلی مشغول تحقیق برای داستانم خواهم بود.

17:41.310 --> 17:44.550
‫تا هفته بعد. خداحافظ، بچه‌ها.

17:48.320 --> 17:53.200
‫جشنواره پاییزی معبد ایکاوا

17:49.530 --> 17:51.140
‫هنوز می‌خوای بری؟

17:51.140 --> 17:52.140
‫آره.

17:55.700 --> 17:57.200
‫فکر کنم اینجاست.

18:01.540 --> 18:05.540
‫جشنواره هدایا

18:05.540 --> 18:09.050
‫صید ماهی قرمز

18:05.540 --> 18:09.050
‫صید ماهی قرمز

18:05.540 --> 18:09.050
‫ذرت مکزیکی

18:05.540 --> 18:09.050
‫یخ در بهشت

18:12.050 --> 18:16.800
هدایا ‫جشنواره

18:13.610 --> 18:15.540
‫این اولین جشنواره منه.

18:15.540 --> 18:16.800
‫منم همینطور.

18:16.800 --> 18:18.930
‫میوهٔ شکری

18:16.800 --> 18:18.930
‫میوهٔ شکری

18:21.240 --> 18:22.310
‫چیه؟

18:23.350 --> 18:26.060
‫می‌خواستم با یوکاتا ببینمت.

18:30.820 --> 18:32.310
‫منم همینطور.

18:33.010 --> 18:36.820
‫داشتم فکر می‌کردم
با یوکاتا ‫چطور به نظر می‌رسی.

18:38.000 --> 18:41.330
‫فکر کنم هر دومون باید
‫وانمود کنیم که پوشیدیمشون.

18:42.460 --> 18:43.950
‫خیلی عجیبی.

18:45.270 --> 18:49.370
‫پس، طرح یوکاتا که الان
‫پوشیدم چیه؟

18:49.370 --> 18:51.960
‫اممم، طرح گل‌دار؟

18:51.960 --> 18:55.070
‫شاید روی پارچهٔ آبی.
‫یا شاید آبی‌تر.

18:55.070 --> 18:58.000
‫تو یه یوکاتا سادهٔ سرمه‌ای
‫می‌پوشی؟

18:59.720 --> 19:04.480
‫بفرمایید. حالا که یوکاتا
‫پوشیدیم، باید غذا بخوریم.

19:04.480 --> 19:06.240
‫چیزی هست بخوای بخوری؟

19:06.770 --> 19:08.730
‫بذار ببینم...

19:08.730 --> 19:10.730
‫یخ در بهشت

19:12.670 --> 19:14.610
‫خیلی سرده!

19:12.670 --> 19:14.610
‫یخ زدم!

19:17.740 --> 19:19.880
‫چه طعمی گرفتی؟

19:20.240 --> 19:21.660
‫خودت حدس بزن.

19:30.430 --> 19:31.540
‫حالا می‌دونی؟

19:31.540 --> 19:32.750
‫فکر نکنم.

19:34.780 --> 19:37.100
کل جوانه‌های چشایی‌ت ابی شده.

19:37.100 --> 19:38.260
‫آبی هاوایی.

19:38.610 --> 19:39.800
‫دقیقا.

19:41.980 --> 19:44.890
‫متوجه شدی که به جای «زبان»
‫گفتی «جوانه‌های چشایی»؟

19:45.680 --> 19:47.840
‫پس، صدا کردنش «لیس زننده»
‫لهجه‌ایه؟

19:47.840 --> 19:49.150
‫فکر کنم همینطوره.

19:52.330 --> 19:54.900
‫می‌خوای مال منم امتحان کنی؟

19:54.900 --> 19:55.970
‫حتما.

20:01.950 --> 20:02.780
‫طالبی.

20:02.780 --> 20:03.950
‫دقیقا.

20:17.990 --> 20:19.860
‫نمی‌خوام از دستت بدم.

20:24.070 --> 20:25.310
‫منم همینطور.

20:28.490 --> 20:30.690
<i>‫هر وقت با آکی-کون هستم،</i>

20:30.690 --> 20:35.000
<i>‫خیلی چیزا رو برای اولین بار
‫تجربه می‌کنم.</i>

20:37.530 --> 20:40.290
<i>‫و به نظر می‌رسه برای آکی‌کونم
‫همینطوره.</i>

20:41.490 --> 20:44.380
<i>‫لبخندهای ما خیلی معصومانه
‫و بی‌خیالانه ست.</i>

20:45.810 --> 20:51.060
<i>‫می‌خواستم این لحظه‌ها رو
‫برای همیشه تو قلبم ذخیره کنم.</i>

20:57.810 --> 20:59.590
‫پر شدم.

20:59.590 --> 21:01.340
‫خیلی کار برای انجام دادن بود.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Yuki\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:01.340 --> 21:04.110
‫آره. حیف که آتیش‌بازی نیست.

21:04.110 --> 21:07.670
‫جشنوارهٔ آتش‌بازی رودخانهٔ آبه
‫قراره خیلی شلوغ بشه.

21:07.670 --> 21:08.730
‫آره، احتمالا.

21:09.980 --> 21:12.100
‫هی، صدای جیرجیرک میاد.

21:26.520 --> 21:27.500
‫نائو.

21:30.600 --> 21:32.370
‫این آخرین روزمون با همه.

21:40.550 --> 21:42.510
‫چرا؟

21:44.320 --> 21:47.890
‫دیگه به عنوان بدل به من
‫نیازی نیست.

21:51.280 --> 21:57.020
‫من ساخته شدم تا شیا
‫بتونه انتقام بگیره.
