WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:07.320 --> 00:10.010
<i>‫امروز پنجشنبه، سی‌ام سپتامبره.</i>

00:10.010 --> 00:15.510
‫غازهای وحشی

00:12.460 --> 00:16.480
<i>‫بالاخره پاییز شد،
‫فصلی که اسم عشقم ازش گرفته شده.</i>

01:51.650 --> 01:55.530
قسمت 6: بدل هراسان شده

01:52.210 --> 01:53.400
‫صبح بخیر.

01:53.400 --> 01:56.410
‫ناو-سنپای! چقدر وقته ندیدمت!

01:56.410 --> 01:58.160
‫دلم برات تنگ شده بود!

01:58.160 --> 02:00.380
‫منم همینطور.

02:00.380 --> 02:03.520
‫آها راستی، امتحانای میانترمت چطور شد؟

02:08.010 --> 02:11.530
‫فکر کنم وقتشه بشینم
‫رمان بعدیمو بنویسم.

02:12.200 --> 02:14.300
‫خوش اومدی از نظافت.

02:14.300 --> 02:15.580
‫ممنون.

02:19.520 --> 02:21.120
‫اون چیه داری می‌خونی؟

02:22.680 --> 02:25.310
‫غازهای وحشی

02:22.680 --> 02:25.310
<i>‫اوگای
‫موری</i>

02:26.700 --> 02:28.190
‫کجا داری می‌ری؟

02:28.530 --> 02:33.440
‫اگه داری غازهای وحشی می‌خونی،
‫نمی‌خوای کسی مزاحمت بشه.

02:33.910 --> 02:34.880
‫چرا؟

02:34.880 --> 02:40.700
‫خب، غازهای وحشی یه کلاسیک
‫احساساتیه که اشکتو در میاره.

02:41.230 --> 02:45.050
‫باید غرق داستان بشی
‫بدون اینکه کسی مزاحمت بشه.

02:49.690 --> 02:51.650
‫می‌تونی ولم کنی، آکی‌کون.

02:51.650 --> 02:52.800
‫نمی‌خوام.

02:53.460 --> 02:56.340
‫خیلی وقته اینجا با هم نبودیم.

02:56.740 --> 02:58.090
‫جدا شدن ازت ظلمه.

02:59.550 --> 03:00.600
‫باشه.

03:06.360 --> 03:07.600
‫دارم میام!

03:09.140 --> 03:10.360
‫سلام.

03:10.670 --> 03:12.520
‫یه لحظه وقت داری؟

03:12.520 --> 03:13.810
‫موریرین!

03:14.360 --> 03:16.860
‫موریرینِ پری جنگل اومد!

03:19.870 --> 03:22.370
‫باشگاه ادبیات

03:21.160 --> 03:22.370
‫برای اینکه واضح باشه،

03:22.370 --> 03:26.690
‫من سوزومی موری از کلاس ۳-۴ام.
‫قبلاً رئیس شورای دانش‌آموزی بودم.

03:26.690 --> 03:28.000
‫خوشبختم.

03:28.000 --> 03:31.130
‫منم آیکاوام، رئیس
‫باشگاه ادبیاتم.

03:31.770 --> 03:34.140
‫خب این «موریرین» از کجا اومد؟

03:34.140 --> 03:35.860
‫نمی‌دونی؟

03:35.860 --> 03:40.640
‫توی اردیبهشت، شورا یه برنامه آگاهی‌بخشی داشت
‫که اون موقع لباس پری پوشیده بود.

03:41.780 --> 03:47.140
‫موریرین پری جنگل از اینکه بچه‌ها
‫قانون لباس مدرسه رو رعایت نمی‌کنن گله کرد،

03:47.140 --> 03:53.060
‫بعد بهمون یاد داد چطور تا جایی که ممکنه
‫غیر رسمی لباس بپوشیم ولی از خط قرمز رد نشیم.

03:53.450 --> 03:58.750
‫برنامه موریرین اینقدر موفق بود که
‫تخلف لباس ۳۰ درصد کاهش پیدا کرد.

03:58.750 --> 03:59.980
‫واو.

03:59.980 --> 04:02.800
‫ممنون از معرفی‌موری.

04:03.270 --> 04:06.220
‫ضمناً برای روشن شدن، موهام
‫طبیعتاً فرفریه،

04:06.220 --> 04:08.660
‫پس قانون مدرسه رو نقض نمی‌کنم‌موری.

04:08.660 --> 04:11.040
‫این دیگه واقعی بود!

04:14.350 --> 04:16.420
‫موچیزوکی‌کون، نوبت توئه.

04:17.250 --> 04:19.630
‫من موچیزوکیم، معاون رئیس
‫شورای دانش‌آموزی سابق.

04:20.070 --> 04:21.540
‫کلاس ۳-۲ام.

04:21.540 --> 04:25.310
‫ببین، چی شد اومدین اینجا؟

04:27.060 --> 04:28.680
‫متأسفانه خبر بدیه.

04:30.830 --> 04:33.940
‫ممکنه باشگاه ادبیات منحل بشه.

04:34.860 --> 04:38.400
‫بودجه فعالیت‌های باشگاه
‫هر سال تنگ‌تر میشه.

04:38.400 --> 04:41.450
‫الان به جایی رسیدیم که باید
‫باشگاه‌هایی که

04:41.450 --> 04:44.830
‫عضو کمی دارن و هیچ
‫دستاوردی ندارن رو حذف کنیم.

04:45.330 --> 04:47.450
‫این دقیقاً توصیف باشگاه ماست.

04:47.450 --> 04:50.460
‫چی؟ همینجوری
‫می‌خواین منحلمون کنین؟

04:50.460 --> 04:52.120
‫آروم باش، ریچان.

04:52.120 --> 04:54.350
‫چطور آروم باشم؟

04:54.350 --> 04:57.380
‫این... اینقدر...

04:58.630 --> 05:01.470
‫هیجان‌انگیزه!

05:02.110 --> 05:05.180
‫این تروپ رو توی انیمه و لایت نول می‌بینیم!

05:05.180 --> 05:07.320
‫«باشگاهی که در خطر انحلاله.»

05:07.320 --> 05:09.060
‫خیلی هیجانیه!

05:09.560 --> 05:13.920
‫پس برای نجات باشگاه ادبیات
‫چیکار باید بکنیم؟

05:13.920 --> 05:15.200
‫صد تا.

05:16.640 --> 05:18.500
‫توی جشنواره ماه آینده سیریو،

05:18.500 --> 05:22.070
‫باید ۱۰۰ نسخه از
‫زین باشگاهتون بفروشید.

05:22.070 --> 05:26.330
‫اگه بتونید این کارو بکنید،
‫به عنوان دستاورد حساب میشه.

05:26.330 --> 05:30.330
‫اونوقت می‌شه با معلم‌ها صحبت کرد
‫تا از انحلالتون منصرف بشن.

05:31.370 --> 05:32.510
‫چطوره؟

05:34.650 --> 05:35.710
‫قبوله.

05:35.710 --> 05:37.240
‫برای باشگاهمون می‌جنگیم.

05:38.120 --> 05:41.860
‫اگه کمک لازم داشتید،
‫بی‌معطلی بیاید پیش ما.

05:41.860 --> 05:43.180
‫موری.

05:43.180 --> 05:45.110
‫گفتم اینکارو نکن.

05:45.110 --> 05:50.310
‫چیه؟ وقتی بچه بودی این کارو می‌کردی،
‫شون‌کون.

05:50.310 --> 05:52.340
‫اون تاریخ گذشته‌ست.

05:52.340 --> 05:56.380
‫هزار بار گفتم توی مدرسه
‫«شون‌کون» صدام نزن.

05:56.380 --> 05:58.190
‫از اتاق باشگاه ما استفاده نکنید...

05:58.190 --> 05:59.950
‫برای رام‌کامتون.

06:02.100 --> 06:05.110
‫یه زوج داریم که
‫اون نقش رو پُر می‌کنن.

06:06.870 --> 06:08.450
‫ریچان!

06:10.950 --> 06:13.300
‫پس ۱۰۰ تا زین باشگاه، آره؟

06:13.300 --> 06:16.250
‫هر سال توی جشنواره سیریو می‌فروشیم.

06:16.250 --> 06:18.560
‫پارسال چندتا فروختیم؟

06:18.560 --> 06:21.340
‫اممم، فکر کنم پنج تا فروختیم.

06:21.340 --> 06:24.040
‫پنج تا؟ این که خیلی کمه!

06:24.040 --> 06:25.390
‫مگه نه؟

06:26.340 --> 06:28.680
‫انگار زیاد نگرانی.

06:28.680 --> 06:33.730
‫خب، زین امسال رمان ریچان
‫رو داره.

06:34.450 --> 06:36.680
‫فکر می‌کنم مشکلی نیست.

06:36.680 --> 06:37.830
‫مشکل هست.

06:37.830 --> 06:41.920
‫رمان یه نویسنده تازه‌کار هرگز
‫توی چند روز ۱۰۰ تا نمی‌فروشه.

06:41.920 --> 06:44.860
‫ولی به نظرم رمانات جذابه.

06:46.580 --> 06:48.870
‫حتی اگه اینطور فکر کنی، ببین.

06:49.740 --> 06:52.690
‫هنوز باید یه نقشه جنگی
‫داشته باشیم.

06:55.250 --> 06:56.890
‫ماجرا اینه.

06:57.230 --> 07:01.190
‫اگه اینطوره، می‌خوای یه مدت
‫جای من بری مدرسه؟

07:01.190 --> 07:03.410
‫هان؟ چرا؟

07:03.410 --> 07:07.480
‫فعلاً زیاد نمی‌تونم بگم،
‫ولی این برای هر دومون بهتره.

07:07.990 --> 07:11.140
‫تو باید باشگاه ادبیات رو نجات بدی،

07:11.140 --> 07:15.270
‫منم الان نمی‌تونم برم مدرسه.

07:19.390 --> 07:22.870
‫اگه نمی‌خوای بری، اشکالی نداره.
‫مجبورت نمی‌کنم.

07:22.870 --> 07:24.150
‫مـ‌می‌خوام برم.

07:24.700 --> 07:27.790
‫ولی مطمئنی؟

07:27.790 --> 07:28.840
‫آره، مطمئنم.

07:30.370 --> 07:33.120
‫میای جشنواره سیریو؟

07:33.120 --> 07:34.870
‫آره، شاید.

07:35.910 --> 07:38.020
‫ولی تو هم می‌خوای بری، نه؟

07:40.570 --> 07:43.530
‫پس هر کدوم یه روز انتخاب می‌کنیم.

07:44.450 --> 07:46.780
‫بعداً تصمیم می‌گیریم کی اول بره.

07:46.780 --> 07:47.950
‫قبوله؟

07:48.310 --> 07:50.050
‫آره، قبوله.

07:50.820 --> 07:52.680
‫امشب چه برنامه‌ای داری؟

07:52.680 --> 07:54.150
‫غذا می‌خوری؟

07:55.660 --> 07:57.210
‫روی تخت می‌خوابی؟

07:57.210 --> 07:58.430
‫هیچ‌کدوم.

07:58.430 --> 07:59.560
‫باشه، هر جور راحتی.

07:59.560 --> 08:02.840
‫پس فردا صبح می‌بینمت.

08:03.290 --> 08:04.360
‫صبر کن.

08:05.840 --> 08:10.200
‫ممنون که بعد از پوشیدن لباس صبح
‫صدام می‌کنی.

08:11.200 --> 08:15.200
‫اوه، این کارو فقط برای بیدار موندن
‫خودم شروع کردم.

08:16.030 --> 08:17.990
‫باشه. خداحافظ.

08:18.460 --> 08:21.080
‫باشه. ناو.

08:22.220 --> 08:23.450
‫می‌تونی بری.

08:29.470 --> 08:31.720
‫خونه
‫اشباح

08:29.470 --> 08:31.720
‫کافه
‫خدمتکار

08:29.830 --> 08:31.280
‫نتیجه‌ها اومد.

08:31.720 --> 08:36.240
‫کلاس ۲-۱ توی جشنواره خونه اشباح داره.

08:31.720 --> 08:36.720
‫خونه
‫اشباح

08:31.720 --> 08:36.720
‫کافه
‫خدمتکار

08:31.720 --> 08:36.720
‫اتاق
‫فرار

08:37.450 --> 08:39.480
‫خونه اشباح؟

08:39.480 --> 08:41.050
‫جالبه.

08:41.050 --> 08:43.280
‫کلاس ما هم کرپ می‌فروشه.

08:43.280 --> 08:46.830
‫اوه، یه کرپ توت‌فرنگی خامه‌ای می‌خوام.

08:46.830 --> 08:48.620
‫من ماهی تن و پنیر رو ترجیح می‌دم.

08:49.240 --> 08:52.490
‫انتخاب کرپ شور نشونه
‫یه آدم باسلیقه‌ست.

08:52.490 --> 08:53.860
‫فکر می‌کنی؟

08:55.750 --> 08:59.780
‫خب، داشتم به زین باشگاه
‫فکر می‌کردم.

08:59.780 --> 09:01.620
‫ایده‌ای داری؟

09:01.620 --> 09:05.630
‫آره. ولی اول باید بریم
‫اتاق شورای دانش‌آموزی.

09:07.130 --> 09:08.880
<b>‫شورای دانش‌آموزی</b>

09:09.710 --> 09:11.010
‫آماده باش!

09:13.480 --> 09:15.040
‫اوه، باشگاه ادبیاته.

09:15.640 --> 09:16.980
‫موری اینجا نیست.

09:17.780 --> 09:21.140
‫نه، ما اومدیم پیش شما، موچیزوکی‌سنپای.

09:21.970 --> 09:23.020
‫پیش من؟

09:23.020 --> 09:25.180
‫داشتیم فکر می‌کردیم...

09:25.670 --> 09:30.040
‫آیا باشگاه دیگه‌ای غیر از ما
‫در خطر انحلاله؟

09:30.960 --> 09:33.030
‫آره، یه تای دیگه هست.

09:33.970 --> 09:36.030
‫باشگاه تئاتر، درسته؟

09:36.610 --> 09:39.680
‫اونا اینقدر کوچیکن که همیشه
‫از آدم‌های بیرونی می‌خوان نقش بازی کنن.

09:39.680 --> 09:41.660
‫خب، ببخشید که اینقدر کوچیکیم.

09:42.230 --> 09:43.360
‫صبر کن، پس تو...

09:43.360 --> 09:45.820
‫من تنها عضو باشگاه تئاترم.

09:45.820 --> 09:46.920
‫می‌دونستم.

09:47.830 --> 09:51.800
‫باشگاه تئاتر وضعش از
‫باشگاه ادبیات بدتره.

09:52.420 --> 09:55.550
‫اسناد جشنواره سیریو

09:53.760 --> 09:55.560
‫ولی یه ایده دارم.

09:55.880 --> 10:00.240
‫چرا باشگاه‌هامون با هم
‫توی جشنواره سیریو شریک نشن؟

10:00.240 --> 10:01.330
‫چی؟

10:01.330 --> 10:06.070
‫من یه فیلمنامه می‌نویسم،
‫و باشگاه تئاتر اجراش می‌کنه.

10:06.070 --> 10:11.070
‫بعد باشگاه ما زینی می‌فروشه که
‫رمان اسپین‌آف نمایشنامه رو داره.

10:11.070 --> 10:14.270
‫البته توی اجرا هم کمک می‌کنیم.

10:17.090 --> 10:20.200
‫با هم متحد بشیم و
‫جایزه اول جشنواره رو ببریم.

10:20.200 --> 10:22.920
‫اینطوری هر دو تا باشگاهمون نجات پیدا می‌کنه.

10:25.000 --> 10:27.230
.شبیه افسانه بامبو بُر میشه

10:27.230 --> 10:29.340
‫می‌تونستیم تمام روز در این مورد حرف بزنیم.

10:30.870 --> 10:32.840
‫ولی نمی‌تونم رد کنم.

10:32.840 --> 10:34.790
‫جدی می‌گی؟

10:34.790 --> 10:36.610
‫ولی یه شرط دارم.

10:36.610 --> 10:37.720
‫چیه؟

10:38.040 --> 10:40.930
‫موری رو بذارید نقش شاهزاده خانم کاگویا رو بازی کنه.

10:40.930 --> 10:42.140
‫هان؟

10:42.140 --> 10:43.980
‫منم نقش امپراتور رو بازی می‌کنم.

10:45.410 --> 10:47.340
‫می‌دونم دارید فکر می‌کنید چرا، نه؟

10:47.340 --> 10:49.130
‫نه، نداریم.

10:51.290 --> 10:53.660
‫من فقط دوست دوران کودکیشم.

10:54.490 --> 10:58.050
‫توی مهد کودک،
‫کلاسمون سفیدبرفی رو بازی کرد.

10:59.330 --> 11:01.890
‫موری می‌خواست سفیدبرفی باشه،

11:01.890 --> 11:04.690
‫ولی نقش نامادری شیطون رو بازی کرد،
‫نقشی که هیچ‌کس نمی‌خواست.

11:06.000 --> 11:07.970
‫پس یه قول بهش دادم.

11:08.530 --> 11:12.280
‫یه روز اون شاهزاده خانم بازی می‌کنه
‫و من شاهزاده رو بازی می‌کنم.

11:13.470 --> 11:17.410
‫می‌ریم دانشگاه‌های مختلف،
‫پس این آخرین فرصتمونه.

11:17.760 --> 11:18.800
‫خواهش می‌کنم.

11:18.800 --> 11:20.120
‫قبول کنیم؟

11:20.590 --> 11:22.470
‫من کاملاً موافقم.

11:23.760 --> 11:25.240
‫ممنون.

11:25.240 --> 11:27.610
‫خب شما چه نقشایی بازی می‌کنید؟

11:27.610 --> 11:29.680
‫می‌خوام نقش پدربزرگ رو بازی کنم.

11:30.050 --> 11:32.130
‫تو مادربزرگ رو بازی می‌کنی، ناو؟

11:32.130 --> 11:33.420
‫مادربزرگ؟

11:34.180 --> 11:36.280
‫آره. چرا نه؟

11:37.370 --> 11:42.060
‫می‌تونیم از لباس‌هایی که توی خرداد برای
‫«ردای پر» استفاده کردیم دوباره استفاده کنیم.

11:42.560 --> 11:45.170
‫برای بقیه نقش‌ها... هان؟

11:45.640 --> 11:46.650
‫یه لحظه صبر کن.

11:47.110 --> 11:49.670
‫آیا «قصه‌گوی بامبو» رو به خاطر
‫لباس‌ها انتخاب کردی؟

11:50.160 --> 11:51.180
‫آره.

11:53.520 --> 11:55.480
‫ریچان، تو نابغه‌ای.

11:55.480 --> 11:58.710
‫در واقع باید از آکی‌سنپای تشکر کنی.

11:58.710 --> 12:00.730
‫هان؟ چرا؟

12:00.730 --> 12:05.430
‫یه نفر از تیم بسکتبال می‌دونست
‫موچیزوکی‌سنپای توی باشگاه تئاتره.

12:05.430 --> 12:10.700
‫اون همه چیز رو در مورد باشگاه تئاتر
‫و نمایشنامه خردادشون بهم گفت.

12:11.360 --> 12:14.410
‫با این حال، هیروناکا بود که
‫نقشه رو کشید.

12:14.410 --> 12:19.700
‫واو. با اینحال کاش زودتر
‫درجریانم می‌ذاشتید.

12:19.700 --> 12:23.950
‫در واقع تا آخرین لحظه
‫در مورد نقشه مردد بودم.

12:24.800 --> 12:27.440
‫یادته دیروز چی گفتی؟

12:27.440 --> 12:29.940
‫که رمانام جذابه.

12:29.940 --> 12:32.780
‫می‌خواستم از داستان اصلیم استفاده کنم

12:32.780 --> 12:36.920
‫به جای اینکه از اسم معروف
‫«قصه‌گوی بامبو» استفاده کنم.

12:37.430 --> 12:39.760
‫ولی به خودم اعتماد کافی نداشتم.

12:39.760 --> 12:40.800
‫ریچان.

12:40.800 --> 12:41.970
‫ولی یه روز!

12:42.380 --> 12:48.440
‫نه، توی جشنواره سیریو سال بعد،
‫با استعداد خودم ۱۰۰ تا می‌فروشم.

12:48.440 --> 12:51.190
‫آره، این روحیه‌ست، ریچان.

12:51.190 --> 12:54.400
‫منم سهمم رو می‌ذارم،
‫پس هر چیزی لازم شد بگو.

12:54.400 --> 12:55.930
‫ناو‌سنپای.

12:56.530 --> 12:58.990
‫خب، یه لطف ازت می‌خوام.

12:58.990 --> 13:04.200
‫می‌تونی کسی که بتونه پوستر
‫«قصه‌گوی بامبو» رو طراحی کنه پیدا کنی؟

13:06.340 --> 13:07.740
‫این رو خراب می‌کنم؟

13:08.510 --> 13:10.440
‫پیدا کردن یه طراح برای پوستر؟

13:10.440 --> 13:12.050
‫بیشتر از اینه.

13:12.800 --> 13:15.420
‫تا حالا هیچ تجربه بازیگری نداشتم.

13:15.990 --> 13:17.690
‫اینطور نمی‌گم.

13:19.310 --> 13:22.380
‫الان داری نقش سوناو آیکاوا رو بازی می‌کنی.

13:23.000 --> 13:25.180
‫دارم شویا ساناداهم بازی می‌کنم.

13:25.180 --> 13:27.710
‫فکر کنم حق داری.

13:29.750 --> 13:31.880
‫دیدن دم اسبی‌ات همیشه آرومم می‌کنه.

13:38.470 --> 13:42.030
‫من یه مدت اون کسی می‌شم که
‫میاد مدرسه.

13:42.030 --> 13:44.910
‫جدی؟ عالیه.

13:57.040 --> 14:01.050
‫توی این
‫مدرسه یه
‫بدل
‫وجود
‫داره

14:06.700 --> 14:08.680
‫بدل؟

14:08.680 --> 14:11.680
‫توی این
‫مدرسه یه
‫بدل
‫وجود
‫داره

14:09.140 --> 14:10.840
‫این درباره منه؟

14:12.580 --> 14:15.400
‫بهتره نادیده بگیریش. بریم.

14:15.770 --> 14:17.240
‫آره.

14:21.280 --> 14:23.660
‫تو اون بدلی، نه؟

14:24.030 --> 14:25.920
‫همین رو بگو و تموم کن.

14:27.030 --> 14:29.290
‫تو آلویسیا جان هستی، نه؟

14:29.290 --> 14:32.830
‫نه بابا. تو حتماً آلویسیا جانی.

14:34.770 --> 14:36.180
‫آیکاوا‌سان؟

14:36.180 --> 14:36.980
‫حالت خوبه؟

14:36.980 --> 14:39.870
‫اوه، ببخشید. خوابم نبرده.

14:39.870 --> 14:41.180
‫باشه.

14:41.180 --> 14:45.310
‫خب، یه گروه دیگه رنگشون داره تموم میشه.

14:46.550 --> 14:50.440
‫توی اتاق هنر بیشتر هست،
‫بیرون هم کمی هوا بخور.

14:51.720 --> 14:53.730
‫اتاق هنر

15:04.650 --> 15:06.210
‫خیلی قشنگه.

15:06.210 --> 15:07.350
‫ممنون.

15:08.410 --> 15:11.210
‫موری‌سنپای، این نقاشی کار توئه؟

15:11.210 --> 15:16.620
‫مدرسه داره تصمیم می‌گیره کدوم تصویر رو
‫برای مسابقه هنری بفرسته.

15:18.510 --> 15:20.790
‫همه‌شون خارق‌العاده‌ان.

15:21.980 --> 15:25.140
‫پدربزرگ و مادربزرگم توی فوجینومیا زندگی می‌کنن.

15:25.140 --> 15:28.590
‫اون تصویر مزرعه‌ای که
‫جلوی خونه‌شونه.

15:29.110 --> 15:32.100
‫این مادربزرگ و پدربزرگمه.

15:37.210 --> 15:41.560
‫به همین خاطره که انگار
‫دارن خوش می‌گذرونن.

15:42.180 --> 15:43.720
‫اینطوری می‌بینیش؟

15:43.720 --> 15:44.730
‫آره.

15:50.650 --> 15:54.120
‫موری‌سنپای، جلد زین باشگاهمون رو طراحی می‌کنی؟

15:54.120 --> 15:56.120
‫هان؟ من؟

15:56.120 --> 16:00.420
‫آره. تو و نقاشیت عالی می‌شید.

16:01.170 --> 16:04.750
واسا بینم، نکنه میخوای بپیچونیم؟

16:04.750 --> 16:07.250
‫هان؟ خـ‌خب، من...

16:09.610 --> 16:12.710
‫باشه. یه تلاش می‌کنم.

16:13.940 --> 16:15.710
‫خیلی خیلی ممنون.

16:16.210 --> 16:19.210
‫خب چی باید بکشم؟

16:19.210 --> 16:21.570
‫یه تصویر برای
‫«افسانه قصه‌گوی بامبو».

16:21.570 --> 16:23.410
‫زین درباره اینه؟

16:23.410 --> 16:26.460
‫راستش بیشتر برای
‫یه نمایشنامه‌ست.

16:26.860 --> 16:28.950
‫باشگاهتون داره نمایشنامه اجرا می‌کنه؟

16:28.950 --> 16:35.080
‫خب، باشگاه تئاتر و ما
‫با هم توی جشنواره سیریو نمایشنامه اجرا می‌کنیم.

16:35.080 --> 16:37.730
‫جدی؟ جالبه.

16:37.730 --> 16:40.760
‫پس تو نقش شاهزاده خانم کاگویا رو بازی می‌کنی؟

16:41.700 --> 16:45.210
‫نه، شما اون نقش رو بازی می‌کنید، موری‌سنپای.

16:45.210 --> 16:46.250
‫چی؟

16:50.410 --> 16:53.720
‫این شون‌کون.
‫چرا نمی‌تونه ولم کنه؟

16:54.680 --> 16:59.010
‫اگه مجبور باشم، ترجیح می‌دم نقش شرور
‫بازی کنم تا شاهزاده خانم کاگویا.

17:01.250 --> 17:05.480
‫خب، می‌تونم برم با
‫موچیزوکی‌سنپای صحبت کنم.

17:05.950 --> 17:09.360
‫اشکالی نداره. اگه از قبل
‫برنامه‌ریزی شده، انجامش می‌دم.

17:09.360 --> 17:11.860
‫می‌دونی که من
‫رئیس شورای دانش‌آموزی بودم.

17:12.720 --> 17:14.160
‫سنپای.

17:18.310 --> 17:23.240
‫اولین روز تمرین ماست.
‫موری بعداً می‌پیونده.

17:23.240 --> 17:26.160
‫بقیه بازیگرا چهارشنبه می‌پیوندن.

17:27.030 --> 17:27.910
‫هیروناکا.

17:27.910 --> 17:28.880
‫بله قربان!

17:29.460 --> 17:30.920
‫داستان جدید
‫افسانه بامبو بُر
‫(عنوان موقت)

17:29.460 --> 17:30.920
‫باشگاه ادبیات
‫دبیرستان سوروگا سیریو

17:31.840 --> 17:36.640
‫اینم فیلمنامه.
‫می‌تونیم یه بار سریع بخونیم.

17:42.090 --> 17:44.160
‫«روزگاری در سرزمینی دور،»

17:44.160 --> 17:47.480
‫«پیرمردی زندگی می‌کرد که
‫با قطع کردن بامبو زندگیش رو می‌گذروند.»

17:48.190 --> 17:51.500
‫«بهش ساانوکی‌نو‌میاتسوکو می‌گفتن.»

17:53.760 --> 17:55.910
‫«وا. به به.»

17:56.460 --> 18:01.430
‫«کی فکرشو می‌کرد توی یه بامبو درخشان
‫یه بچه ناز کوچولو پیدا کنم!»

18:01.430 --> 18:05.540
‫افتضاح بود. تا حالا
‫اینقدر بازی خشکی ندیده بودم.

18:05.540 --> 18:07.990
‫«مامان‌بزرگ، بیا نگاه کن.»

18:07.990 --> 18:10.210
‫«این بچه رو توی یه بامبو پیدا کردم.»

18:11.550 --> 18:13.630
‫آیکاوا، نوبت توئه.

18:14.570 --> 18:19.840
‫«الـ... الهی! باباجون.
‫این دختر بچه ناز کیه؟»

18:19.840 --> 18:21.800
.‫این هم یه بازیگر افتضاح دیگه

18:22.820 --> 18:27.080
‫شماها رو به سطح مورد انتظار
‫یه نمایشنامه دبیرستانی می‌رسونم.

18:27.080 --> 18:28.810
‫آماده باشید برای بدترین حالت.

18:28.810 --> 18:30.190
‫بله قربان.

18:30.190 --> 18:31.600
‫ببخشید.

18:32.030 --> 18:33.430
‫برای تأخیر.

18:33.430 --> 18:35.450
‫سنپای، اینم فیلمنامه.

18:35.450 --> 18:36.630
‫ممنون.

18:37.030 --> 18:39.640
‫باشه. بریم از اول صفحه دو شروع کنیم.

18:40.920 --> 18:45.080
‫«پدربزرگ، نمی‌خوام ازدواج کنم.»

18:45.510 --> 18:50.460
‫«می‌خوام اینجا پیش تو
‫و مادربزرگ بمونم.»

18:50.460 --> 18:53.460
‫«بگو، مگه اشتباهه؟»

18:55.480 --> 18:59.750
‫خارق‌العاده بود.
‫تجربه بازیگری داری؟

18:59.750 --> 19:01.510
‫متأسفانه نه.

19:01.510 --> 19:05.980
‫نزدیک‌ترینش وقتی بود که نامادری شیطون
‫سفیدبرفی رو بازی کردم، یا شاید موریرین.

19:05.980 --> 19:07.230
‫نه.

19:07.860 --> 19:09.860
‫از اردیبهشت مطمئناً پیشرفت کردی.

19:12.860 --> 19:17.550
‫باشه، باید برم کتابخونه نانبو،
‫پس زود می‌بینمتون.

19:12.860 --> 19:19.990
‫دبیرستان سوروگا سیریو
‫جشنواره سیریو

19:17.550 --> 19:19.400
‫باشه. خداحافظ.

19:29.380 --> 19:32.380
‫توی این
‫مدرسه یه
‫بدل
‫وجود
‫داره

19:32.380 --> 19:34.010
‫ناو، آماده‌ای بریم؟

19:43.170 --> 19:45.450
‫ناو. نگاه کن.

19:47.830 --> 19:49.650
‫بریم یه قرار بذاریم.

19:50.790 --> 19:52.150
‫قرار؟

19:53.610 --> 19:55.360
‫آکواریوم؟

19:55.670 --> 19:58.240
‫گفتی می‌خوای بری.

19:58.240 --> 20:00.590
‫فکر کردم چون تو شهره
‫راحت‌تره.

20:00.590 --> 20:01.740
‫ممنون.

20:05.770 --> 20:07.500
‫واو، مارماهی.

20:10.320 --> 20:13.310
‫ناو، دهنت داره مثل مارماهی تکون می‌خوره.

20:14.970 --> 20:16.760
‫«بده بخورم.»

20:16.760 --> 20:19.380
‫آکی‌کون، گشنته؟

20:19.380 --> 20:22.260
‫نه من. اون خرچنگ گوشتی گفت.

20:23.410 --> 20:27.750
‫می‌گه ماهی شیر سیاه بدل ماهی
‫بادکنکی سمی رو می‌کنه

20:27.750 --> 20:29.490
‫تا از شکارچیا در امان بمونه.

20:31.920 --> 20:37.780
‫اگه ماهی باشی، فرقی نمی‌کنه که
‫رپلیکایی یا اصلی.

20:39.780 --> 20:44.250
‫پس تو از ساناداکون بلندتری
‫و باسن بزرگ‌تری داری؟

20:52.390 --> 20:54.540
‫مال تو از آیکاوا بزرگ‌تره؟

20:57.550 --> 20:58.910
‫آخ.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Yuki\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:12.260 --> 21:15.480
‫خوشحالم که داری
‫نقش شاهزاده خانم کاگویا رو بازی نمی‌کنی.

21:16.320 --> 21:18.110
‫چون «بازیگر افتضاحیم»؟

21:21.800 --> 21:26.240
‫نمی‌خوام درست بعد از اینکه خواستی
‫کف دریا بشی، بری ماه.

21:26.980 --> 21:29.090
‫دیگه هیچوقت اینکارو نمی‌کنم.

21:38.990 --> 21:40.300
‫چیه؟

21:44.480 --> 21:45.980
‫اگه دروغ بگی...

21:46.690 --> 21:48.770
‫مجبورت می‌کنم
‫هزار تا ماهی تیغدار بخوری.

21:49.710 --> 21:51.770
‫هزار تا سوزن نه؟

21:52.210 --> 21:53.870
‫اون بدتر دردناکه.

21:54.650 --> 21:55.650
‫پس قول بده.

21:56.800 --> 21:57.980
‫قول می‌دم.

21:59.310 --> 22:00.780
‫می‌تونیم انگشت کوچیکه قول بدیم.

22:04.140 --> 22:06.780
‫بریم جشنواره سیریو رو عالی کنیم.

22:06.780 --> 22:08.120
‫آره.

22:08.120 --> 22:09.800
‫پیشتم.

22:12.780 --> 22:13.830
‫آره.

22:15.120 --> 22:16.150
‫باشه.

22:17.470 --> 22:19.310
‫قول انگشت کوچیکه!
