WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
Yuki\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:00.950 --> 00:02.500
‫آکواریوم؟

00:02.500 --> 00:06.130
‫ببخشید. یادم رفت دیروز بهت بگم.

00:06.130 --> 00:08.820
‫ولی مثل دفعه قبل از مدرسه
‫جیم نزدیم.

00:09.130 --> 00:10.950
‫بعد از مدرسه رفتیم.

00:10.950 --> 00:12.110
‫«ما» یعنی کی؟

00:12.110 --> 00:14.140
‫اوه، آکی-کون.

00:15.950 --> 00:19.140
‫خب؟ تا کجا پیش رفتید؟

00:19.480 --> 00:21.420
‫بذار ببینم...

00:21.420 --> 00:24.090
‫رفتیم باغ‌وحش نیهوندایرا،

00:24.090 --> 00:27.400
‫یه جشنواره،
‫سینمای مرکز خرید سنوا،

00:27.400 --> 00:31.070
‫و دیروز هم آکواریوم
‫فروشگاه ماتسوزاکایا بودیم.

00:35.540 --> 00:38.290
‫چی شده؟ سرت درد می‌کنه؟

00:38.290 --> 00:40.440
‫فقط برو مدرسه.

00:38.290 --> 00:43.040
‫مجموعه مسائل گام‌به‌گام

00:38.290 --> 00:43.040
‫آزمون‌های ورودی دانشگاه

00:38.290 --> 00:43.040
‫دبیرستان

00:40.860 --> 00:41.860
‫حتماً.

02:13.920 --> 02:17.640
قسمت ۷: جستجوی یک بدل

02:14.470 --> 02:15.510
‫آیکاوا-سان.

02:16.070 --> 02:17.640
‫می‌خوای با هم ناهار بخوریم؟

02:18.120 --> 02:22.260
‫اخیراً دارم با تیم تدارکات
‫سر ناهار درباره پروژه‌مون حرف می‌زنم.

02:22.640 --> 02:25.140
‫وقت ناهار رو خوب استفاده می‌کنم.

02:26.810 --> 02:29.150
‫آیکاوا-سان، ناهارت خیلی خوشمزه به نظر
‫میاد.

02:29.150 --> 02:32.260
‫ممنون. ولی ناهار همه‌تون هم
‫خوشمزه به نظر میاد.

02:32.260 --> 02:34.300
‫مال من فقط گرم‌کرده‌ست.

02:34.300 --> 02:36.530
‫اوه، همبرگر. چه شانسی دارم.

02:36.530 --> 02:37.760
‫کسی انگور منو می‌خواد؟

02:37.760 --> 02:40.190
‫من می‌خورم. عاشق میوه‌ام، خصوصاً واسه دسر.

02:40.820 --> 02:43.540
‫اوه، سانادا، عجب غذای
‫خوبی داری.

02:43.540 --> 02:44.800
‫یه لقمه به من بده.

02:44.800 --> 02:45.860
‫۵۰ میلیون می‌گیرم.

02:45.860 --> 02:47.040
‫چه گرون‌فروش.

02:48.570 --> 02:51.510
‫سانادا-کون خیلی باحاله، مگه نه؟

02:51.510 --> 02:52.550
‫قطعاً هست.

02:52.850 --> 02:54.170
‫اون از اون تیپ‌های «جدیه».

02:54.170 --> 02:55.550
‫ولی در واقع خیلی مهربونه.

02:55.550 --> 02:57.560
‫اون مثل بقیه پسرا نیست.

02:57.560 --> 03:00.180
‫آره. اون قطعاً مثل
‫یوشی نیست.

03:01.560 --> 03:05.410
‫توی جشنواره سِیرِیو
‫زوج‌های جدیدی می‌بینیم؟

03:05.410 --> 03:06.630
‫کی می‌دونه؟

03:06.630 --> 03:10.190
‫خونه ارواح ما اونقدر تاریک هست
‫که بشه توش بوسه دزدید.

03:11.860 --> 03:13.610
‫پس آیکاوا-سان...

03:14.070 --> 03:16.320
‫بوسیدن یه پسر چه حسی داره؟

03:17.520 --> 03:19.820
<i>‫چرا داره از من می‌پرسه؟</i>

03:26.750 --> 03:28.890
‫چی شده؟ صورتت قرمز شده.

03:28.890 --> 03:32.040
‫فکر کنم اینجا خیلی گرمه.

03:34.310 --> 03:36.360
‫آیکاوا-سان، تو عضو باشگاه ادبی نیستی؟

03:36.360 --> 03:37.890
‫ها؟ آره.

03:37.890 --> 03:39.780
‫می‌تونی یه کتاب بهم پیشنهاد بدی؟

03:40.390 --> 03:44.990
<i>‫ساتو-سان داره نجاتم می‌ده؟</i>

03:47.530 --> 03:52.910
‫داستان یا شعری از کتاب‌های
‫ادبیات یادت میاد؟

03:52.910 --> 03:55.080
‫آره، یکیش هست.

03:56.550 --> 03:58.440
‫«ساتو خشمگین شد.»

03:58.440 --> 04:00.660
‫«تصمیم گرفت هر کاری لازمه انجام بده»

04:00.660 --> 04:03.240
‫«تا سرزمین رو از شر اون یوشیِ
‫شرور و بی‌رحم پاک کنه.»

04:03.240 --> 04:04.860
‫اون «بدو، ملوس!» هست.

04:04.860 --> 04:06.160
‫دقیقاً.

04:06.160 --> 04:10.100
‫همین دیروز، اون جعبه‌هایی که برای
‫خونه ارواح استفاده می‌کردیم رو شکست.

04:10.980 --> 04:12.430
‫خیلی بد بود؟

04:12.430 --> 04:16.300
‫آره، ولی سانادا-کون بلافاصله
‫برامون درستشون کرد.

04:16.300 --> 04:17.420
‫واقعاً؟

04:19.290 --> 04:23.150
‫می‌دونی، من کلاً آدم قانون‌گریزی‌ام.

04:23.800 --> 04:27.710
‫اگه توی یه گروه با کسی به مشکل بخوری،
‫اوضاع معمولاً معذب‌کننده می‌شه.

04:28.080 --> 04:30.920
‫واسه همین می‌رم با
‫یه گروه دیگه می‌گردم.

04:30.920 --> 04:32.720
‫بعد از یه مدت طولانی،

04:32.720 --> 04:36.190
‫گروه اول یادشون می‌ره که دعوایی شده
‫و دوباره منو می‌پذیرن.

04:36.840 --> 04:40.320
‫فکر کنم بشه بهش گفت
‫«تاکتیک بزن‌دررو».

04:41.300 --> 04:45.580
‫ولی آیکاوا-سان، تو وقتی تنهایی
‫اصلاً غمگین به نظر نمی‌رسی.

04:46.660 --> 04:48.080
‫اما گاهی اوقات...

04:48.430 --> 04:52.550
‫فقط هر از گاهی،
‫یه جورایی غمگین به نظر می‌رسی.

04:52.550 --> 04:54.410
‫شایدم فقط خیالاتی شدم.

04:54.870 --> 04:57.840
‫بازم دارم زیاده‌روی می‌کنم،
‫انگار که خیلی خوب می‌شناسمت.

04:58.540 --> 05:01.910
‫واسه همینه که بقیه دخترا
‫خیلی ازم خوششون نمیاد.

05:01.910 --> 05:03.320
‫نه بابا!

05:03.320 --> 05:04.680
‫چرا، همینه!

05:04.680 --> 05:08.670
‫فقط واسه اینه که نمی‌دونن
‫چه چیزهایی رو از دست دادن.

05:10.840 --> 05:13.430
‫آیکاوا-سان، الان بهم ابراز علاقه کردی؟

05:13.850 --> 05:15.980
‫قلبم یه لحظه وایساد.

05:17.640 --> 05:20.860
‫آه، دازای اینجاست؟

05:20.860 --> 05:24.100
‫اون رمانی که از روش فیلم ساختن
‫کجاست؟

05:26.740 --> 05:29.770
‫ببخشید ساتو-سان، باید برم.

05:29.770 --> 05:31.370
‫اوه، باشه.

05:31.370 --> 05:32.770
‫و ممنون.

05:35.460 --> 05:37.660
‫یه بن‌بست دیگه؟

05:37.660 --> 05:40.640
‫این پرونده هیچ‌وقت حل نمی‌شه.

05:40.640 --> 05:41.920
‫ری‌چان؟

05:42.880 --> 05:46.840
‫ن-نائو-سنپای؟ ترسوندیم.

05:46.840 --> 05:48.220
‫ببخشید، تقصیر من بود.

05:48.220 --> 05:50.980
‫خب، این «پرونده‌ای» که
‫درباره‌اش حرف می‌زدی چیه؟

05:54.680 --> 06:00.150
‫ت-تو شنیدی با خودم حرف می‌زدم؟
‫درباره یه پرونده؟

06:00.150 --> 06:01.540
‫کاملاً واضح شنیدم.

06:01.540 --> 06:02.950
‫گند زدم!

06:02.950 --> 06:05.230
‫داری دنبال کسی می‌گردی که
‫اون اعلامیه‌ها رو پخش کرده؟

06:05.230 --> 06:05.930
‫ها؟

06:05.930 --> 06:09.100
‫خب، بذار ببینم، بذار فکر کنم...

06:09.100 --> 06:10.300
‫ری‌چان؟

06:10.300 --> 06:13.040
‫آره، داشتم دنبالش می‌گشتم.

06:13.040 --> 06:15.510
‫اون اعلامیه‌ها خیلی ترسوندنم.

06:15.510 --> 06:19.920
‫شاید دارن درباره تو و
‫آکی-سنپای حرف می‌زنن.

06:21.100 --> 06:22.390
‫ری‌چان.

06:23.030 --> 06:23.970
‫ممنونم.

06:24.340 --> 06:25.840
‫خواهش می‌کنم.

06:25.840 --> 06:29.730
‫می‌گم، منم می‌تونم کمک کنم
‫مجرم رو پیدا کنیم؟

06:29.730 --> 06:30.310
‫چی؟

06:30.310 --> 06:33.360
‫ولی آکی-سنپای عصبانی می‌شه.

06:34.220 --> 06:37.440
‫به آکی-کون
‫نمی‌گیم تا نگران نشه.

06:38.070 --> 06:41.170
‫این راز بین خودمون می‌مونه، ری‌چان.

06:41.170 --> 06:42.190
‫اگه بفهمه چی؟

06:42.190 --> 06:45.690
‫بعد از اینکه سرمون داد زد،
‫توی راهرو کنارت می‌ایستم.

06:45.690 --> 06:47.290
‫و سطل‌های آب هم دستمون می‌گیریم؟

06:47.290 --> 06:49.620
‫دقیقاً. یکی توی هر دست.

06:50.950 --> 06:53.100
‫اصلاً می‌تونیم مجرم رو پیدا کنیم؟

06:53.100 --> 06:55.460
‫دو هفته از اون ماجرا گذشته.

06:55.460 --> 06:59.840
‫گشتن کورکورانه فایده‌ای نداره.
‫ولی نگران نباش.

06:59.840 --> 07:02.760
‫بسپارش به من، نائو-سنپای.

07:05.720 --> 07:08.720
‫حتماً مجرم رو برات پیدا می‌کنم...

07:10.460 --> 07:12.370
‫وگرنه اسمم ری‌چان نیست!

07:12.370 --> 07:14.550
‫فقط می‌خواستی این دیالوگ رو بگی، نه؟

07:15.100 --> 07:18.600
‫تصور کن یه مدیر
‫باغ‌وحش خیالی...

07:18.600 --> 07:21.980
‫که داره یه باغ‌وحش خیالی رو...

07:19.570 --> 07:24.040
<i>‫متأسفانه، پیدا کردن مجرم
‫سخت‌تر از حرف زدن بود.</i>

07:21.980 --> 07:24.990
‫به‌طرز خصمانه‌ای ادای سکسکه کردنش رو
‫درمیاره.

07:24.990 --> 07:27.910
‫دو هفته تا جشنواره سِیرِیو!

07:25.280 --> 07:30.410
<i>‫من و ری‌چان کله‌مون رو گرم
‫پروژه‌های جشنواره سِیرِیو کردیم.</i>

07:30.410 --> 07:34.520
‫ای بابا، فکر می‌کردم بازرس‌ها
‫تا الان باید رسیده باشن.

07:34.520 --> 07:38.670
‫باید بیان و چک کنن که خونه‌ی
‫وحشت امنه، مگه نه؟

07:38.670 --> 07:39.580
‫آره.

07:39.580 --> 07:41.980
‫من می‌رم اتاق شورای دانش‌آموزی.

07:41.980 --> 07:43.910
‫می‌ری؟ ممنون.

07:44.550 --> 07:46.420
‫شورای دانش‌آموزی

07:45.460 --> 07:47.270
‫این نمره دیگه چیه؟

07:48.930 --> 07:53.430
‫باید برگه پاسخ‌نامه رو
‫اینجا قایم می‌کردم.

07:53.430 --> 07:58.910
‫نکنه درس خوندن رو ول کردی
‫که بری مهمونی و این‌جور چیزا؟

07:58.910 --> 08:00.930
‫خودت می‌دونی که هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنم.

08:00.930 --> 08:02.560
‫ولی این واقعاً عجیبه!

08:02.560 --> 08:05.400
‫چطور تو، از بین همه،
‫امتحان رو این‌قدر بد دادی؟

08:05.400 --> 08:07.440
‫اوه، خفه شو! خدای من.

08:07.440 --> 08:11.320
‫کی اهمیت می‌ده که توی یه امتحان
‫مزخرف پنج بگیرم یا ده؟

08:11.320 --> 08:15.110
‫معنیش این نیست که
‫حق داری برام سخنرانی کنی.

08:15.110 --> 08:17.960
‫تو که توی عمرت حتی یه بار هم
‫پنج یا ده نگرفتی!

08:17.960 --> 08:20.370
‫تو توی خواب هم بهتر از این عمل می‌کنی!

08:20.370 --> 08:21.920
‫فقط خفه شو دیگه!

08:21.920 --> 08:25.960
‫تو خودت باید اینو بگی، درست بعد از اینکه
‫نقش شاهدخت کاگویا رو انداختی گردن من.

08:25.960 --> 08:28.470
‫خب، برای یه بار هم که شده بگو «نه»!

08:28.830 --> 08:30.570
‫بگو نمی‌خوای با من بازی کنی!

08:30.570 --> 08:32.510
‫حرف تو دهن من نذار!

08:32.510 --> 08:34.210
‫تو منو نمی‌شناسی!

08:50.870 --> 08:52.050
‫آیکاوا؟

08:57.150 --> 09:00.070
‫سِنپای، می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

09:00.070 --> 09:01.290
‫حالا چی شده؟

09:01.610 --> 09:05.250
‫لحنی که باهاش با اون حرف زدی
‫دل هر کسی رو می‌شکست.

09:06.970 --> 09:09.700
‫موری-سِنپای نزدیک بود گریه‌اش بگیره.

09:09.700 --> 09:12.470
‫واقعاً؟ خب تقصیر خودش هم هست.

09:13.900 --> 09:15.830
‫آیکاوا، می‌تونی یه راز رو نگه داری؟

09:15.830 --> 09:18.440
‫بعضی وقتا می‌تونم، بعضی وقتا نه.

09:18.440 --> 09:19.730
‫خب، لااقل رُک و راستی.

09:21.520 --> 09:25.560
‫ولی می‌دونم که می‌تونم
‫به کسی مثل تو اعتماد کنم.

09:27.490 --> 09:28.910
‫توی تعطیلات تابستون،

09:28.910 --> 09:31.880
‫من و موری رفتیم جشنواره
‫آتش‌بازی رودخانه آبه.

09:32.520 --> 09:37.580
‫اونجا ازش درخواست کردم. هنوز
‫منتظر جوابشم.

09:39.610 --> 09:41.580
‫موری واقعاً باهوشه.

09:42.080 --> 09:44.960
‫اون جزو سه نفر برتر کلاسه.

09:44.960 --> 09:49.090
‫اون داشته درس می‌خونده تا بره
‫به دانشگاه رویاییش توی توکیو.

09:49.480 --> 09:52.940
‫شاید برای همینه که
‫منو معطل نگه داشته.

09:53.420 --> 09:56.170
‫ولی با وجود همه اینا،
‫اون واقعاً فوق‌العاده‌ست.

09:56.170 --> 09:59.170
‫توی کل تعطیلات تابستون حتی
‫یه بار هم بهم پیام نداد.

09:59.170 --> 10:02.730
‫بعد وقتی مدرسه دوباره شروع شد،
‫طوری باهام حرف زد که انگار هیچی نشده.

10:03.120 --> 10:08.230
‫توی تمام این مدت، حس می‌کنم
‫هر روز دارم شکنجه می‌شم.

10:08.570 --> 10:11.020
‫باید خیلی دردناک باشه.

10:11.020 --> 10:14.950
‫می‌خوام کار بیشتری قبول کنم،
‫با اینکه همین الان هم سرم شلوغه.

10:15.790 --> 10:19.660
‫این‌طوری، دیگه مجبور نیستم
‫به چیز دیگه‌ای فکر کنم.

10:22.440 --> 10:25.720
‫موچیزوکی-سِنپای،
‫از راه بینی نفس بکش.

10:25.720 --> 10:28.150
‫ها؟ چرا الان؟

10:28.150 --> 10:29.340
‫فقط انجامش بده.

10:29.340 --> 10:30.810
‫دم بگیر.

10:32.930 --> 10:34.670
‫و بازدم کن.

10:35.500 --> 10:40.060
‫یک، دو، سه، چهار، پنج.

10:44.220 --> 10:48.230
‫تمرینات تنفس شکمی. تو این تکنیک رو
‫برای نمایش بهمون یاد دادی.

10:55.130 --> 10:56.540
‫پس داشتم فکر می‌کردم که...

10:57.010 --> 10:58.830
‫تو با سانادا رابطه داری؟

10:59.240 --> 11:01.090
‫نه، فهمیدم.

11:01.090 --> 11:04.760
‫نمی‌خوای که جلوی کسی که هنوز
‫منتظره، پز بدی، مگه نه؟

11:05.420 --> 11:07.370
‫من ازت محافظت نمی‌کردم.

11:09.490 --> 11:12.380
‫تو اون‌طوری که فکر می‌کردم نیستی.

11:13.190 --> 11:17.090
‫سال‌سومی‌ها می‌گن یا خیلی مغروری
‫یا یه دختر یخیِ بی‌احساسی.

11:17.090 --> 11:18.910
‫این‌طوری به نظر می‌رسی.

11:20.090 --> 11:24.270
‫من فقط وقتی با اعضای باشگاه
‫ادبیاتم این‌طوری‌ام.

11:24.270 --> 11:25.510
‫اوه، جدی؟

11:25.510 --> 11:26.510
‫راست می‌گم.

11:26.890 --> 11:31.710
‫خب، به هر حال، وقتی پای نمایش
‫وسط باشه، خیلی جدی‌ام.

11:32.110 --> 11:33.960
‫بیا آخر هفته‌ی بعد سنگ تموم بذاریم.

11:34.460 --> 11:35.460
‫حتماً.

11:40.300 --> 11:42.410
‫اوه، سلام سانادا.

11:42.410 --> 11:43.570
‫سلام.

11:43.570 --> 11:45.580
‫ممنون، آیکاوا.

11:49.380 --> 11:52.550
‫بازرس‌ها اومدن،
‫تا الان که مشکلی نبوده.

11:52.550 --> 11:54.800
‫واقعاً؟ خیالم راحت شد.

11:55.910 --> 11:58.300
‫شما دو تا در مورد چی حرف می‌زدین؟

11:58.300 --> 12:00.800
‫اوه، رازه.

12:01.110 --> 12:03.250
‫هیچی نیست که بتونی به من بگی؟

12:03.250 --> 12:05.060
‫این رو می‌تونم بهت بگم.

12:05.060 --> 12:08.230
‫اون توی روابط عاشقانه‌اش
‫به مشکل خورده.

12:08.230 --> 12:09.510
‫و تو هم به حرفاش گوش دادی؟

12:09.510 --> 12:10.380
‫آره.

12:10.380 --> 12:13.930
‫بهش چند تا نصیحت مفید کردم،
‫اونم ازم تشکر کرد.

12:17.030 --> 12:19.990
‫پس منم می‌خوام کمکم کنی.

12:20.420 --> 12:22.230
‫اتفاقی افتاده؟

12:22.230 --> 12:22.820
‫آره.

12:23.670 --> 12:29.210
‫اینکه می‌بینم دوست‌دخترم با یه پسر
‫دیگه حرف می‌زنه، خیلی اذیتم می‌کنه.

12:32.210 --> 12:34.380
‫جدیه، نه؟

12:34.380 --> 12:35.500
‫آره.

12:36.220 --> 12:37.460
‫اما...

12:38.100 --> 12:43.770
‫دوست‌دختر تو هم به همین بیماری
‫دچاره، پس خیالت راحت باشه.

12:45.700 --> 12:47.470
‫خیالم راحت شد.

12:56.440 --> 12:59.660
‫رمان فرعی رو تموم کردم!

12:57.980 --> 13:00.240
<b>‫داستان بامبو‌شکن:
‫نسخه‌ی بازسازی‌شده</b>

13:00.740 --> 13:02.240
‫خسته نباشی، ریچان!

13:02.240 --> 13:05.620
‫و اینکه، خوراکی‌های بیشتری هم
‫از طرف آکای-سنسی داریم.

13:05.620 --> 13:08.120
‫اینا توشون آجیل دارن.

13:08.740 --> 13:13.320
<i>‫ریچان این بامبو‌شکن رو
‫از دید مادربزرگ نوشته.</i>

13:13.920 --> 13:21.420
<i>‫نشون می‌ده که اون زوج پیر چقدر
‫پرنسس کاگویا رو دوست دارن.</i>

13:22.180 --> 13:26.560
<i>‫اون دختر واقعیشون نیست،
‫ولی مثل دختر خودشون دوستش دارن.</i>

13:26.560 --> 13:30.480
<i>‫نمایش، مادربزرگِ ضعیف رو نشون می‌ده
‫که دورانشون با کاگویا رو تعریف می‌کنه</i>

13:30.480 --> 13:34.280
<i>‫با دیالوگ‌ها و صحنه‌هایی که
‫توی متن اصلی نبود.</i>

13:36.150 --> 13:38.190
‫خب، نظرت چیه؟

13:39.410 --> 13:40.570
‫عالیه.

13:40.570 --> 13:42.310
‫فوق‌العاده‌ست، ریچان.

13:42.310 --> 13:45.930
‫حالا مادربزرگ و پدربزرگ رو
‫بیشتر از قبل دوست دارم.

13:45.930 --> 13:48.320
‫آره، منم ازش لذت بردم.

13:50.300 --> 13:52.590
‫همه‌تون خیلی مهربونید.

13:55.960 --> 13:57.670
‫موری-سنپای؟

13:58.590 --> 14:00.600
‫ببخشید، نمی‌خواستم اشکم دربیاد.

14:01.040 --> 14:04.970
‫نمی‌دونم چرا،
‫ولی واقعاً روم تأثیر گذاشت.

14:04.970 --> 14:08.940
‫فکر کنم این داستان رو
‫بیشتر از بامبو‌شکن اصلی دوست دارم.

14:08.940 --> 14:11.790
‫وای! نمی‌تونم این همه تعریف رو تحمل کنم.

14:12.870 --> 14:17.480
‫فکر کنم نقاشی پوستر هم تقریباً تمومه،
‫پس منتظر بمونید.

14:18.460 --> 14:19.520
‫حتماً.

14:19.520 --> 14:22.530
‫یک هفته تا جشنواره‌ی سِیرِیو!

14:30.280 --> 14:32.160
‫امروز تمرین نداریم، مگه نه؟

14:32.160 --> 14:33.710
‫قضیه این نیست.

14:33.710 --> 14:36.790
‫در مورد پرونده‌ای که داریم روش
‫کار می‌کنیم، خبر جدیدی دارم.

14:39.150 --> 14:42.830
‫فهمیدم اون تراکت‌ها از کدوم طبقه
‫پرت شدن پایین.

14:42.830 --> 14:43.920
‫جدی؟

14:43.920 --> 14:47.550
‫فکر کنم از
‫پشت‌بوم انداختنشون.

14:47.550 --> 14:50.050
‫با توجه به ارتفاع، منطقیه.

14:50.470 --> 14:53.810
‫ولی فکر می‌کردم در پشت‌بوم
‫همیشه قفله.

14:53.810 --> 14:59.960
‫آره، ولی اول اکتبر مخزن آب
‫بازرسی شد،

14:59.960 --> 15:02.320
‫پس اون روز یه بازرس اون بالا بوده.

15:02.320 --> 15:05.630
‫بازرسی هم تو وقت
‫ناهار انجام شد.

15:05.630 --> 15:08.230
‫یعنی یه نفر دیگه تو وقت ناهار
‫رفته پشت‌بوم،

15:08.230 --> 15:11.310
‫و تا بعد از مدرسه صبر کرده تا
‫تراکت‌ها رو پخش کنه؟

15:11.310 --> 15:15.580
‫اولش منم همین فکر رو کردم،
‫ولی ردش کردم.

15:15.580 --> 15:18.330
‫اگه کسی بدون کلید یواشکی
‫رفته باشه اونجا،

15:18.330 --> 15:20.830
‫بعد از پخش تراکت‌ها، اون بالا
‫گیر می‌افتاد.

15:20.830 --> 15:22.710
‫آره، نکته‌ی خوبیه.

15:22.710 --> 15:26.140
‫حدس می‌زنم معلمی که همراه بازرس
‫بوده،

15:26.140 --> 15:28.080
‫یادش رفته در رو قفل کنه.

15:28.080 --> 15:30.050
‫مجرم ما هم در رو باز دیده،

15:30.050 --> 15:32.720
‫و به سرش زده که تراکت‌ها رو
‫از اون بالا پخش کنه.

15:32.720 --> 15:37.250
‫یا شاید هم خودِ اون معلم بوده که
‫کاغذها رو پخش کرده.

15:37.250 --> 15:39.560
‫اونم احتمال داره.

15:40.520 --> 15:43.170
‫خب، کدوم معلم
‫همراه بازرس بوده؟

15:43.170 --> 15:45.110
‫هنوز نمی‌دونم.

15:45.510 --> 15:48.220
‫ولی یه نقشه‌ی جدید دارم.

15:48.220 --> 15:49.360
‫بگو ببینم.

15:51.070 --> 15:53.200
‫در پشت‌بوم رو زیر نظر می‌گیریم.

15:53.200 --> 15:56.370
‫می‌گن مجرم‌ها همیشه به صحنه‌ی جرم
‫برمی‌گردن.

15:56.370 --> 15:59.140
‫بجنب! هی، هی! بیارش!

15:59.140 --> 16:00.070
‫بزن بریم!

16:00.070 --> 16:01.460
‫می‌دونی...

16:01.460 --> 16:05.800
‫این کار از هر نظر اشتباهه،
‫ولی یه جورایی هیجان‌انگیزه.

16:05.800 --> 16:08.380
‫دقیقاً حرف دلم رو زدی.

16:08.940 --> 16:10.080
‫نگاه کن چطور می‌ره!

16:10.080 --> 16:10.760
‫جدی؟

16:10.760 --> 16:12.410
‫پلیس! تکون نخورید!

16:12.410 --> 16:13.470
‫چی شده؟

16:13.470 --> 16:14.390
‫لعنتی!

16:14.390 --> 16:15.480
‫فرار کنید!

16:15.480 --> 16:16.900
‫نائو-سنپای، دنبالشون کن!

16:16.900 --> 16:17.480
‫چی؟

16:17.480 --> 16:18.950
‫یوشی-کون؟

16:19.780 --> 16:20.850
‫آیکاوا-سان؟

16:20.850 --> 16:22.700
‫اینجا چیکار می‌کردید؟

16:22.700 --> 16:25.360
‫ها؟ چه می‌دونم. خبر ندارم.

16:25.360 --> 16:30.030
‫یوشی-کون، پیچوندی که بیای
‫بیسبال بازی کنی، نه؟

16:30.030 --> 16:31.610
‫ای بابا، لو رفتیم!

16:31.610 --> 16:33.700
‫لطفاً لو نده، باشه؟

16:33.700 --> 16:35.800
‫باید یه چیزی ازتون بپرسیم.

16:37.120 --> 16:42.340
‫شماها جمعه اول اکتبر اینجا داشتید
‫جیم می‌زدید، درسته؟

16:42.340 --> 16:47.400
‫ها؟ یه روز خاص؟ من یادم نیست
‫دیشب چی شام خوردم.

16:47.400 --> 16:50.260
‫فردای روز امتحان‌های میان‌ترم بود.

16:50.260 --> 16:52.390
‫کلاس ما تصمیم گرفت
‫خونه‌ی ارواح درست کنه،

16:52.390 --> 16:54.840
‫بعدش یه عالمه تراکت پخش شد.

16:54.840 --> 16:57.740
‫آهان، اون روز رو می‌گی؟
‫باشه، آره، یادم اومد.

16:57.740 --> 17:01.210
‫اون روز کسی از اینجا رد شد؟

17:01.210 --> 17:04.380
‫کسی رو دیدم؟ فکر نکنم...

17:05.830 --> 17:07.350
‫راستش، چرا، دیدم.

17:07.350 --> 17:09.400
‫می‌دونی کی بود؟

17:09.400 --> 17:10.790
‫معلومه که می‌دونم.

17:10.790 --> 17:11.790
‫اون...

17:23.050 --> 17:24.230
‫سنپای بود.

17:24.230 --> 17:25.290
‫آیکاوا-سان.

17:25.290 --> 17:29.770
‫پوستر رو تازه تموم کردم.
‫بابت تأخیر متأسفم.

17:31.670 --> 17:34.610
‫داشتم فکر می‌کردم چه صحنه‌ای رو
‫نقاشی کنم، برای همین طول کشید.

17:34.610 --> 17:39.200
‫اما «بامبو کاتر» قراره داستانی
‫درباره خانواده باشه،

17:39.200 --> 17:41.310
‫برای همین این رو انتخاب کردم.

17:41.750 --> 17:43.990
‫فوق‌العاده شده.

17:44.480 --> 17:49.130
‫ممنون. اولین باره که برای
‫کسی دیگه نقاشی می‌کنم.

17:49.690 --> 17:51.620
‫کارت عالی بود.

17:51.620 --> 17:54.070
‫ریچان ازش خوشش میاد. بقیه هم همین‌طور.

17:54.070 --> 17:55.870
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.

17:57.640 --> 18:00.820
‫تو همونی هستی که اون
‫اعلامیه‌ها رو پخش کرد، مگه نه؟

18:01.720 --> 18:03.110
‫واو!

18:03.110 --> 18:04.730
‫از کجا فهمیدی؟

18:05.460 --> 18:07.460
‫ما یه شاهد داشتیم.

18:10.390 --> 18:16.090
‫معلمی که با بازرس همراه بود،
‫اومد به اتاق شورای دانش‌آموزی.

18:16.090 --> 18:20.470
‫ازم خواست در رو قفل کنم،
‫چون می‌خواست بره دستشویی.

18:21.130 --> 18:23.480
‫همون موقع بود که تصمیم گرفتم...

18:23.480 --> 18:26.590
‫که صد تا اعلامیه توی اتاق
‫کامپیوتر چاپ کنه،

18:26.590 --> 18:29.230
‫و بعد از مدرسه پخش‌شون کنه.

18:36.300 --> 18:39.030
‫بلافاصله بعدش کلید رو به
‫دفتر معلما برگردوندم،

18:39.030 --> 18:41.620
‫برای همین فکر نمی‌کردم کسی بفهمه.

18:42.170 --> 18:46.380
‫اما ممنون که خودت رو لو دادی،
‫آیکاوا سونائو.

18:47.300 --> 18:51.610
‫یا باید بگم همزادِ
‫کوچولوی آیکاوا-سان؟

18:53.630 --> 18:56.380
‫از من چی می‌خوای؟

18:56.810 --> 18:58.920
‫لازم نیست نگران باشی.

18:58.920 --> 19:03.270
‫نمی‌فرستمت به آزمایشگاهی که
‫تکه‌تکه‌ت کنن.

19:05.020 --> 19:09.770
‫اما بدون هیچ آزمایشی،
‫دقیقاً می‌دونم چی هستی.

19:10.210 --> 19:13.030
‫می‌دونم که تو هم مثل یه آدم عادی هستی.

19:14.820 --> 19:16.030
‫می‌دونم...

19:16.030 --> 19:19.030
‫چون منم مثل تو یه همزادم.

19:20.870 --> 19:23.970
‫یعنی تو هم یه کپی هستی؟

19:23.970 --> 19:25.230
‫«کپی»؟

19:25.850 --> 19:27.390
‫سونائو...

19:27.390 --> 19:30.520
‫نسخه اصلیم قبلاً همین‌طوری صدام می‌کرد.

19:30.520 --> 19:32.750
‫«کپی» و «اصلی»؟

19:33.150 --> 19:34.550
‫حالا فهمیدم.

19:34.550 --> 19:37.550
‫خودتون این اصطلاحات رو ساختید.

19:41.050 --> 19:43.070
‫س-سنپای؟

19:43.070 --> 19:48.810
‫حالا که بالاخره همدیگه رو شناختیم،
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

19:49.550 --> 19:53.570
‫راهی هست که بشه نسخه اصلی‌ای رو که
‫به شدت زخمی شده درمان کرد؟

19:53.570 --> 19:58.320
‫یا راهی هست که بشه اون جراحت رو
‫به یه کپی منتقل کرد؟

20:03.080 --> 20:05.330
‫بهم بگو، کپی.

20:05.330 --> 20:09.270
‫اگه به جای نسخه اصلی بمیری،
‫اون نجات پیدا می‌کنه؟

20:13.110 --> 20:15.420
‫خب، من...

20:16.360 --> 20:18.090
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که...

20:19.110 --> 20:21.560
‫اگه یه کپی بمیره،
‫ما می‌تونیم دوباره متولد بشیم.

20:21.560 --> 20:22.780
‫یعنی چی؟

20:23.490 --> 20:28.260
‫اگه کپی بمیره، نسخه اصلی
‫هنوز می‌تونه ما رو به زندگی برگردونه.

20:28.940 --> 20:31.470
‫تا وقتی که نسخه اصلی آسیبی نبینه.

20:31.470 --> 20:33.940
‫اما برعکسش چی؟

20:33.940 --> 20:37.570
‫یعنی اگه نسخه اصلی بمیره، کار ما هم تمومه؟

20:38.440 --> 20:41.450
‫اما می‌تونیم خودمون رو
‫فدای نسخه‌های اصلی کنیم؟

20:41.450 --> 20:45.930
‫مثلاً اگه آیکاوا سونائو در حال مرگ باشه،
‫می‌تونی به جاش بمیری تا نجاتش بدی—

20:45.930 --> 20:47.640
‫ولش کن.

20:50.540 --> 20:51.990
‫آکی-کون.

20:51.990 --> 20:53.020
‫چطور؟

20:53.620 --> 20:55.300
‫منم یه کپی‌ام.

20:55.300 --> 20:58.600
‫اگه سوالی داری،
‫جوابت رو می‌دم.

21:00.000 --> 21:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:00.000 --> 21:12.000
Yuki\h:مترجم

21:00.000 --> 21:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:01.750 --> 21:04.400
‫صبر کن، هیروناکا-سان هم مثل ماست؟

21:04.400 --> 21:07.360
‫باشگاه ادبیات
‫پاتوق کپی‌هاست؟

21:07.360 --> 21:10.100
‫نه، اون این‌طور نیست. ری-چان یه آدم عادیه،
‫خب...

21:10.910 --> 21:14.930
‫به هر حال، ما هم چیز زیادی
‫درباره خودمون نمی‌دونیم.

21:15.320 --> 21:17.440
‫ما هم به اندازه تو بی‌خبریم.

21:18.280 --> 21:19.540
‫خیلی خب.

21:20.580 --> 21:21.700
‫اگه تو این‌طور می‌گی.

21:23.200 --> 21:26.120
‫بسیار خب. فکر کنم کارمون اینجا تمومه.

21:32.710 --> 21:33.960
‫نائو.

21:33.960 --> 21:35.040
‫حالت خوبه؟

21:36.740 --> 21:37.950
‫ببخشید.

21:41.840 --> 21:44.720
‫کار احمقانه‌ای بود.
‫هیروناکا همه چیز رو بهم گفت.

21:44.720 --> 21:46.590
‫چرا خودت رو به خطر انداختی؟

21:47.490 --> 21:49.450
‫بهت گفته بودم دنبالش نرو.

21:49.450 --> 21:51.850
‫متاسفم. اما...

21:52.690 --> 21:54.850
‫می‌خواستم خودم باهاش حرف بزنم.

21:55.520 --> 21:59.770
‫اگه ما تنها کپی‌های این مدرسه نباشیم چی؟

23:19.320 --> 23:21.940
‫آره. فقط روز اول اونجا هستم.

23:22.260 --> 23:23.440
‫تو چی؟

23:26.060 --> 23:27.300
‫باشه.

23:27.300 --> 23:28.760
‫آره، حق با توئه.

23:29.290 --> 23:30.360
‫اما...

23:30.870 --> 23:33.600
‫باشگاه ادبیات داره سنگ تموم می‌ذاره.

23:35.160 --> 23:38.440
.خدا کنه، روز جشنواره آفتابی باشه
