WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


01:30.000 --> 01:42.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

01:30.000 --> 01:42.000
P.R\h:مترجم

01:30.000 --> 01:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:37.000 --> 01:41.380
‫قسمت ۷۴: سیاه‌چال تکامل می‌یابد

01:39.140 --> 01:40.160
‫بریم.

01:57.980 --> 01:59.360
‫این یکی رو بسپرید به من!

02:12.080 --> 02:13.730
‫ماسایوکی-سان!

02:17.010 --> 02:18.040
‫حالا فهمیدم!

02:18.040 --> 02:19.590
‫گازانبوری شون کردیم!

02:19.590 --> 02:22.050
‫پس این کاری بود که ماسایوکی می‌خواست انجام بده!

02:22.340 --> 02:23.630
‫الحق که قهرمان ماعه!

02:23.990 --> 02:25.040
‫من پشتیبانی‌تون میکنم!

02:25.040 --> 02:26.890
‫دست دیوانه!

02:32.010 --> 02:32.850
‫الان وقتشه!

02:38.100 --> 02:40.270
‫برش باد!

02:51.900 --> 02:53.050
‫جیوو!

02:59.270 --> 03:00.890
‫ماسایوکی-سان!

03:10.200 --> 03:11.010
‫ها؟

03:25.320 --> 03:28.210
‫ماسایوکی-ساما، شما نجاتم دادید!

03:34.340 --> 03:39.120
‫ما به مناسبت فتح طبقه‌ی ۳۰ به دست قهرمان 
‫‫ماسایوکی محصولات جدیدی موجود کردیم.

03:39.120 --> 03:41.630
‫اگه الان نخرید کی بخرید؟!

03:42.060 --> 03:44.880
‫ما کیک‌های خوشمزه ماسایوکی داریم!

03:48.890 --> 03:52.140
‫هی، راجب مبارزه
‫‫قهرمان ماسایوکی چیزی شنیدی؟

03:52.140 --> 03:56.890
‫آره! باورم نمی‌شه شمشیرش رو از وسط شکونده
‫‫تا باهاش به رئیس طبقه ضربه بزنه!

03:56.890 --> 03:59.290
‫قهرمان ماسایوکی وارد صحنه شد!

03:59.290 --> 04:00.900
‫وارد صحنه شد!

04:05.190 --> 04:09.490
‫وای، حسابی بین مردم
‫‫محبوب شدی ها...

04:10.260 --> 04:11.990
‫ماسایوکی-سان قهرمان!

04:12.290 --> 04:15.010
‫شما دیگه نه، ریمورو-سان.

04:15.010 --> 04:16.580
‫من که کاری نکردم.

04:16.580 --> 04:20.870
‫اوه، شکسته نفسی نکنید. تو قطعاً
‫‫توی فروتنی استادی هستی برا خودت.

04:22.000 --> 04:25.060
‫جدی می‌گم،
‫‫این یه موفقیت بزرگ بود!

04:25.060 --> 04:27.620
‫فضای استراحت که از همه جا قابل دسترسیه

04:27.620 --> 04:30.430
‫و بقیه ایده‌هایی
‫‫که دادی عالی بودن!

04:30.430 --> 04:34.460
‫درسته، درسته، درسته! منظورتون
‫‫باریه که توی طبقه ۹۵ هست!

04:34.460 --> 04:36.800
‫و ایده گرفتن سه سکه نقره بابت حق رفتن به اونجا!

04:36.800 --> 04:39.430
‫ممکنه هزینه‌ش یخورده زیاد باشه،

04:39.430 --> 04:41.760
‫اما مسافرخونه اونجا داره بازخوردهای عالی‌ای
‫‫می‌گیره!

04:41.760 --> 04:43.790
‫همه هیجان‌زده‌ان
‫‫که جایی توی سیاه‌چال دارن

04:43.790 --> 04:46.440
‫که توش می‌تونن غذای گرم
‫‫و جای امنی برای خواب گیر بیارن!

04:46.440 --> 04:47.820
‫خیلی محبوبه!

04:48.180 --> 04:52.340
‫به عبارت دیگه، بازسازی سیاه‌چال ما
‫‫یه موفقیت بزرگ بود!

04:52.340 --> 04:53.820
‫همینطوره!

04:54.370 --> 04:56.960
‫و ماجراجوهای سطح بالاتر هم دارن میان.

04:56.960 --> 04:58.330
‫عالیه!

04:58.330 --> 05:02.410
‫اتفاقاً، ماجراجوهایی
‫‫هستن که اخیراً خیلی سروصدا کردن، مگه نه؟

05:03.300 --> 05:04.980
‫تیم خشم سبز.

05:04.980 --> 05:09.590
‫گروه نوظهوری که بیست طبقه رو
‫‫توی سه روز پاکسازی کردن.

05:10.140 --> 05:13.960
‫و کلید سرعتشون احتمالاً
‫‫رهبرشونه، که یه عنصرگراست،

05:13.960 --> 05:15.640
‫و از ارتباطش با ارواح استفاده می‌کنه

05:15.640 --> 05:18.830
‫تا ارواح مسیر تموم کردن طبقه سیاه‌چال رو بهشون نشون بدن.

05:18.830 --> 05:22.600
‫حداقل این چیزیه که رافائل-سنسِی
‫‫به من گفته.

05:23.200 --> 05:26.770
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫‫اگه بخوای میتونم توی مسیرشون سنگ اندازی کنم.

05:28.490 --> 05:30.570
‫نه، نباید این کار رو بکنیم.

05:30.570 --> 05:32.570
‫این یه راه قانونی برای رد شدن از سیاه‌چاله.

05:33.220 --> 05:36.610
‫و داشتن همچین تیمی که جلب توجه کنه
‫‫هیجان بیشتری ایجاد می‌کنه!

05:36.610 --> 05:37.780
‫کاملا متوجه شدم!

05:37.780 --> 05:41.380
‫به لطف اون‌ها،
‫‫سودمون هم در حال افزایشه.

05:41.380 --> 05:45.790
‫حتی بعد از کسر هزینه‌های لازم،
‫‫بازم سود زیادی می‌کنیم.

05:46.900 --> 05:48.910
‫ســــــــــــود؟!

05:48.910 --> 05:53.700
‫ی-ی-ی-ی-ی-ی-یعنی بالاخره
‫‫به زودی حقوقم رو می‌گیرم؟!

05:57.500 --> 05:59.740
‫خیلی زیاده...

05:59.740 --> 06:02.180
‫اوه، منم پول می‌گیرم؟

06:02.180 --> 06:03.590
‫معلومه!

06:03.590 --> 06:07.140
‫وقتی کار خوبی انجام بدی،
‫‫از سودش لذت می‌بری.

06:07.140 --> 06:08.730
‫این خیلی مهمه.

06:09.060 --> 06:10.270
‫دقیقا!

06:10.270 --> 06:13.220
‫من تجربه کار تو دکه غذافروشی رو دارم.

06:13.220 --> 06:17.140
‫می‌دونم که کار چیز شرافتمندانه‌ایه.

06:17.140 --> 06:18.620
‫چقدر با غرور اینو می‌گی.

06:19.580 --> 06:21.450
‫همینه!

06:21.450 --> 06:24.870
‫بالاخره وقت من رسیده!

06:25.220 --> 06:28.630
‫بله، سیاه‌چال به لطف شما دو نفر
‫‫موفقیت چشمگیری داشته!

06:28.630 --> 06:31.740
‫کسب‌وکارهای روی سطح زمین
‫‫هم این روزها کارشون سکه می‌شه.

06:31.740 --> 06:37.130
‫بازرگانای بیشتری از سزمین‌های غربی
‫‫به دنبال تجارت باما به اینجا میان.

06:37.410 --> 06:40.390
‫واقعا؟ دقیقا همون چیزی که می‌خواستیم!

06:41.350 --> 06:45.600
‫ملت ما با برآورده کردن خواسته‌هاشون
‫‫مردم رو جذب می‌کنه.

06:45.600 --> 06:48.600
‫اگه ما رو کسانی ببینن که می‌تونن
‫‫اون خواسته‌ها رو برآورده کنن،

06:48.600 --> 06:50.580
‫شانس خوبی برای کنار اومدن داریم.

06:51.400 --> 06:56.400
‫بله. شکی نیست که ما رو
‫‫شایسته اعتماد می‌دونن.

06:56.740 --> 06:59.910
‫داری خوب از پس کارت به عنوان
‫‫وزیر دارایی برمیای،

06:59.910 --> 07:01.330
‫میول‌مایل-کون؟

07:01.330 --> 07:04.830
‫همه این‌ها به خاطر راهنمای شما، اعلی‌حضرت ریمورو هستش.

07:11.570 --> 07:14.110
‫مدیریت سیاه‌چالمون
‫‫بالاخره داره روی غلتک میوفته.

07:14.110 --> 07:17.840
‫پایین‌ترین طبقه یه فضای بزرگه که
‫‫با تالار ولودورا شروع می‌شه

07:17.840 --> 07:21.390
‫و به انواع تأسیسات تحقیقاتی میرسه.

07:22.180 --> 07:26.680
‫در بین این تأسیساتی که ریاستشون با گابیرو و وستا بود،

07:26.680 --> 07:30.040
‫تأسیساتی هست که رامیریس
‫‫تحقیقات خودش رو اونجا انجام می‌ده.

07:31.750 --> 07:36.960
‫منم از رامیریس خواستم که یه تأسیسات
‫‫توسعه بدن فقط برای خودم بسازه.

07:36.960 --> 07:41.290
‫اینجا لازم نیست نگران
‫‫حفاظت یا درز کردن رازها باشم،

07:41.290 --> 07:46.000
‫پس می‌تونم روی ساخت بدنی که
‫‫دیابلو ازم خواست تمرکز کنم.

07:46.000 --> 07:51.840
‫قول دادم که در همین حین بدنهایی
‫‫برای خواهران ترینی هم بسازم.

07:53.250 --> 07:57.370
‫که اینطور... اگه این کار رو بکنم، بیشتر...

07:57.370 --> 07:59.040
‫ریمورو-ساما!

08:00.340 --> 08:03.850
‫چی شده؟ تازه داشتم به جاهای خوبش می‌رسیدم...

08:03.850 --> 08:04.670
‫اطلاعیه.

08:04.670 --> 08:07.540
‫چند روزیه که هیچ تماسی
‫‫با دنیای بیرون نداشتید.

08:07.540 --> 08:09.460
‫ممکنه
‫‫اتفاقی افتاده باشه.

08:09.460 --> 08:10.230
‫چی؟!

08:12.100 --> 08:14.480
‫ام... چیه؟

08:14.860 --> 08:16.340
‫شما خوبید!

08:16.340 --> 08:18.140
‫خیلی نگران بودیم.

08:18.140 --> 08:20.860
‫حتی برای غذا خوردن هم برنگشتید.

08:20.860 --> 08:23.770
‫ببخشید، یه جورایی غرق کار شده بودم.

08:23.770 --> 08:25.950
‫نفرمایید، ما فقط خوشحالیم که حالتون خوبه.

08:25.950 --> 08:27.130
‫آره.

08:27.130 --> 08:31.960
‫کسی شکایتی نداره که شما از
‫‫وقت خودتون آزادانه استفاده کنید.

08:32.340 --> 08:35.740
‫سعی می‌کنم از این به بعد روزی یه بار به بیرون سر بزنم.

08:35.740 --> 08:38.580
‫اوه، اینا عالی به نظر می‌رسن!

08:42.590 --> 08:47.720
‫راستی،
‫‫میول‌مایل-دونو دنبالتون می‌گشت.

08:49.090 --> 08:50.890
‫میول‌مایل؟

08:50.890 --> 08:55.480
‫ریمورو-ساما!

08:56.800 --> 08:58.940
‫چرا اینقدر هول شدی؟

08:59.500 --> 09:01.380
‫مـ-مشکلی داریم!

09:01.380 --> 09:03.090
‫یه نفر دیگه‌ای، علاوه بر

09:03.090 --> 09:05.950
‫ماسایوکی-ساما هست،
‫‫که داره طبقه ۳۰ رو رد می‌کنه!

09:06.370 --> 09:09.080
‫منظورت...

09:09.080 --> 09:12.580
‫آره! تیم خشم سبز!

09:12.900 --> 09:15.230
‫اوه، درسته! همینه!

09:27.980 --> 09:28.910
‫بعدی.

09:39.810 --> 09:41.320
‫این دیگه چه کوفتیه؟

09:41.610 --> 09:45.820
‫اینا واقعا دارن
‫‫قوانین ما رو زیر پا می‌ذارن!

09:45.820 --> 09:47.770
‫مثلا همین!

09:47.770 --> 09:49.390
‫یه کریستال سیو مکان که

09:49.390 --> 09:53.080
‫یه وسیله ذخیره یک‌بار مصرفه و
‫‫همه اعضای یه گروه می‌تونن ازش استفاده کنن.

09:54.010 --> 09:57.110
‫فرض کن درست قبل از اتاق باس
‫‫از اینا استفاده کنن.

09:57.110 --> 10:02.040
‫بعد می‌تونن از سوت بازگشت
‫‫برای خروج از سیاه‌چال استفاده کنن.

10:02.040 --> 10:04.100
‫بعد گروه منحل می‌شه.

10:02.510 --> 10:05.340
‫گروه منحل شد

10:04.100 --> 10:07.860
‫بعد هر عضو با ده نفر برمی‌گرده،
‫‫که حداکثر تعداد مجازه،

10:06.260 --> 10:09.680
‫‫گروه دوباره تشکیل شد

10:07.860 --> 10:12.600
‫و یه گروه جدید تشکیل می‌دن و
‫‫به نقطه ذخیره برمی‌گردن.

10:13.160 --> 10:15.100
‫بعدش میشن صد نفر.

10:15.100 --> 10:17.100
‫اونا دیگه رسما، یه ارتش کوچیک می‌شن.

10:25.200 --> 10:27.360
‫اینجوری می‌تونن باس‌ها رو شکست بدن؟

10:27.360 --> 10:30.330
‫از سوکا-دونو خواستم بررسی کنه،

10:30.330 --> 10:33.200
‫و به نظر می‌رسه اون عضو یه گروه
‫‫مزدور معروف به اسم ورت هست.

10:33.570 --> 10:38.400
‫حدس می‌زنیم پولش رو از
‫‫اینگراسیا می‌گیره.

10:38.400 --> 10:40.210
‫اینگراسیا، هان؟

10:40.210 --> 10:45.520
‫پیش‌بینی می‌کنیم که اون‌ها
‫‫توی شکست دادن باس طبقه چهلم هم موفق بشن.

10:45.520 --> 10:47.590
‫حتی گزول و گروهش توی طبقه پنجاه هم

10:47.590 --> 10:51.250
‫ممکنه با نیرویی به این
‫‫تعداد زیاد، دچار مشکل بشن.

10:51.250 --> 10:52.680
‫درسته...

10:53.460 --> 10:55.350
‫این بده.

10:55.910 --> 10:58.270
‫این یه چرخه‌ی خیلی بد از اتفاقاته.

11:04.010 --> 11:05.780
‫مسئله اینه که...

11:05.780 --> 11:07.240
‫چی؟!

11:07.240 --> 11:11.530
‫از طبقه شصت به پایین باس درست درمونی نداریم؟

11:11.840 --> 11:16.040
‫خب... یادت میاد وقتی به صلیبیون توی جشنواره گفتی

11:16.040 --> 11:17.970
‫که می‌تونن اینجا تمرین کنن؟

11:17.970 --> 11:22.630
‫وقتی تو زیر زمین بودی،
‫‫اون‌ها از طبقه ۵۱ شروع کردن.

11:22.630 --> 11:28.880
‫در نهایت، توسط کلوسوس عنصری من توی طبقه ۷۰ نابود شدن...

11:29.330 --> 11:33.140
‫ولی بعد هیناتا ظاهراً
‫‫ازشون عصبانی شده.

11:33.490 --> 11:36.640
‫این حتی برای هیناتا-ساما هم غیر ممکنه.

11:36.640 --> 11:37.540
‫چی؟

11:42.100 --> 11:43.520
‫غیرممکن؟

11:43.520 --> 11:47.420
‫و بعدش یورش خشم هیناتا شروع شد!

11:47.420 --> 11:48.700
‫وای.

11:49.000 --> 11:51.950
‫وحشتناک بود.

11:52.370 --> 11:56.020
‫ظاهرا نابود کردن کلوسوس عنصری براش کافی نبوده،

11:56.020 --> 11:58.210
‫و اون به نابود کردن تمام باس‌های طبقات بعدی ادامه داد!

11:58.210 --> 12:02.050
‫اون توی مدت کوتاهی
‫‫تا طبقه نودم پیش رفت.

12:02.050 --> 12:05.710
‫ب - به دلایلی خسته بودش!

12:05.710 --> 12:11.580
‫و بعدش یه شب خوب و آروم رو توی
‫‫مسافرخونه طبقه ۹۵ گذروند،

12:11.580 --> 12:16.520
‫و بعدش تموم اژدهاهایی رو که میلیم-ساما
‫‫برامون گرفته بود رو نابود کرد.

12:16.890 --> 12:19.190
‫داره اذیت می‌کنه؟

12:19.190 --> 12:20.900
‫صبر کن، یعنی...

12:21.190 --> 12:24.400
‫آره. بالاخره نوبت من شد.

12:24.400 --> 12:26.780
‫داری شوخی می‌کنی؟! باهاش جنگیدی؟!

12:26.780 --> 12:28.980
‫بذار هر کی می‌خواد بیاد، بیاد!

12:28.980 --> 12:32.160
‫به عنوان باس نهایی،
‫‫نه فرار می‌کنم و نه پنهان می‌شم!

12:32.710 --> 12:34.780
‫هیناتا قوی بود!

12:34.780 --> 12:39.040
‫طوری می‌جنگید که می‌تونست
‫‫تشخیص بده کدوم حملات روش اثر می‌ذاره.

12:39.390 --> 12:41.670
‫این یعنی کلی وقت هم
‫‫تلف کرد،

12:41.670 --> 12:44.380
‫ولی حمله نهایی‌اش خوب بود.

12:49.510 --> 12:53.510
‫واقعاً بهم آسیب زد،
‫‫حتی اگه کم بوده باشه.

12:54.330 --> 12:55.610
‫من رو یاد

12:55.610 --> 13:00.220
‫بُرِش حتمی‌ انداخت، که قهرمانی که ۳۰۰ سال پیش
‫‫من رو مهر و موم کرد هم ازش استفاده کرد.

13:01.030 --> 13:04.130
‫تازه، مهارت‌های شمشیرش هم
‫‫شبیه بود.

13:04.130 --> 13:07.820
‫ولی هیچ حمله‌ای از قهرمان
‫‫بی‌هدف نبود.

13:07.820 --> 13:10.390
‫لعنتی، کاش دیده بودمش!

13:10.390 --> 13:12.370
‫بعدش چی؟ تو بردی، درسته؟

13:12.370 --> 13:13.810
‫معلومه.

13:13.810 --> 13:16.200
‫نکنه واقعاً نگران بودی؟

13:16.810 --> 13:18.530
‫خب، تو سابقه باختن داری

13:18.530 --> 13:20.330
‫چون حریفت
‫‫جذبت کرده بود.

13:20.330 --> 13:23.040
‫هی! منم می‌تونم بزرگ بشم!

13:23.470 --> 13:26.840
‫این هیناتا-سان حتماً آدم خیلی خاصیه.

13:27.270 --> 13:29.540
‫باشه، فهمیدم قضیه چیه.

13:29.540 --> 13:34.090
‫پس باید یه فکری برای
‫‫باس‌های طبقه ۶۰ به پایین بکنیم.

13:34.090 --> 13:36.440
‫ا-راستی، خب... می‌دونی...

13:36.440 --> 13:42.690
‫هیناتا-ساما پرسید که آیا اون
‫‫هم مستحق پاداش مالی هست یا نه...

13:42.690 --> 13:44.580
‫بهش بگو نه.

13:44.580 --> 13:46.740
‫واقعا که به عنوان کاپیتان شوالیه‌های مقدس خیلی حریصه!

13:46.740 --> 13:48.400
‫مگه بهش پول کافی نمی‌دن؟!

13:48.400 --> 13:52.780
‫خب، در اون صورت... 
‫‫امیدوار بودم که تو کسی باشی که...

13:56.160 --> 13:58.420
‫تو از پسش برمیای، میول‌مایل-کون!

13:58.420 --> 14:01.540
‫و-وایسا! ریمورو-ساما؟!

14:02.950 --> 14:05.210
‫تقویت طبقه شصتم
‫‫رو شروع می‌کنیم.

14:05.570 --> 14:07.500
‫کسی که ازش خواستم باس باشه...

14:10.020 --> 14:12.260
‫پادشاه نامیرا، آدالمن.

14:12.260 --> 14:17.250
‫بابت شکستم به دست صلیبی‌ها عمیقا شرمنده هستم!

14:17.250 --> 14:21.170
‫آماده‌ام هر مجازاتی که
‫‫صلاح می‌دونید رو بپذیرم!

14:21.170 --> 14:25.020
‫سرت رو بلند کن. 
‫‫ما فقط خیلی ساده بودیم، همین.

14:25.020 --> 14:29.170
‫شوالیه‌های مقدس حریف اشتباهی
‫‫برای یه نامیرا مثل تو بودن.

14:30.470 --> 14:35.790
‫به علاوه، دیگه نمی‌تونی از
‫‫جادوی مقدس خودت استفاده کنی، درسته؟

14:35.790 --> 14:37.530
‫چطور از این موضوع خبر دارید؟

14:37.960 --> 14:40.910
‫جادوی مقدس قدرت اعتقاده.

14:41.310 --> 14:45.080
‫برای استفاده ازش، باید به موجودی اعتقاد
‫‫داشته باشی که بتونه ذرات روح رو دستکاری کنه

14:45.080 --> 14:49.080
‫و قراردادی ببندی که بهت اجازه بده
‫‫در ازاش قدرتشون رو قرض بگیری.

14:49.670 --> 14:52.480
‫فکر کنم لومینوس
‫‫این قراردادها رو

14:52.480 --> 14:55.090
‫یجوری توی مراسمی که برای ورود به دینش هست گنجونده.

14:55.640 --> 14:59.410
‫ولی الان معبود تو منم.

14:59.410 --> 15:01.600
‫به عبارت دیگه، 
‫‫قراردادت رو نقض کردی.

15:02.010 --> 15:04.900
‫تعجبی نداره که نمی‌تونی 
‫‫قدرت لومینوس رو قرض بگیری.

15:04.900 --> 15:06.520
‫چ-چی؟

15:06.520 --> 15:10.300
‫شونا حتماً بدون اینکه
‫‫بفهمه این راز رو یاد گرفته.

15:10.300 --> 15:13.040
‫واسه همینه که می‌تونی از جادوی مقدس
‫‫استفاده کنی، درسته؟

15:13.040 --> 15:17.070
‫دقیق بگم، 
‫‫من فقط با استفاده از تحلیل‌گر کپی‌ش کردم.

15:17.870 --> 15:21.420
‫من به شما، ریمورو-ساما، ایمان دارم.

15:21.420 --> 15:26.680
‫واسه همین حس می‌کردم که 
‫‫یه جوری می‌تونم قدرتتون رو قرض بگیرم.

15:26.680 --> 15:28.870
‫آفرین! الحق که شونای خودمی!

15:28.870 --> 15:34.260
‫خب، با توجه به این، حالا راز ایمان
‫‫و لطف رو به شما دو نفر اعطا می‌کنم.

15:34.260 --> 15:36.850
‫من یه طلسم اصیل
‫‫موقتی براش درست کردم

15:36.850 --> 15:39.640
‫تا یه وایت مثل تو بتونه 
‫‫بدون آسیب دیدن ازش استفاده کنه.

15:40.020 --> 15:42.550
‫ش-شما شخصاً این کار رو کردید؟

15:42.850 --> 15:45.330
‫یادت باشه، این یه قرارداده.

15:45.330 --> 15:47.830
‫همچنین فوق سریه.

15:47.830 --> 15:49.880
‫مطمئن شو که با کسی در موردش حرف نمی‌زنی.

15:49.880 --> 15:51.060
‫معلومه!

15:54.070 --> 15:56.110
‫پرتوی مقدس!

16:00.320 --> 16:03.950
‫داره بلند می‌شه! قدرت رو درونم حس می‌کنم!

16:03.950 --> 16:07.330
‫خدای من! خدای من، ریمورو-ساما!

16:07.920 --> 16:10.340
‫اون الان حتی معذب کننده تر هم شده...

16:10.340 --> 16:12.480
‫اوه، درسته! حالا که اینجاییم...

16:19.940 --> 16:24.260
‫نظرت چیه؟ 
‫‫این اتاق باس جدید آدالمنه.

16:24.820 --> 16:27.030
‫عالیه! عالیه!

16:28.270 --> 16:31.770
‫تختی که خدای من،
‫‫ریمورو-ساما، به من سپرده!

16:32.150 --> 16:35.770
‫به هر قیمتی ازش محافظت می‌کنم!

16:36.250 --> 16:39.200
‫و حالا طبقه شصتم آماده است.

16:39.200 --> 16:42.140
‫بهش گفتم که با همکارایی
‫‫از انواع مختلف هم تیمی بشه.

16:42.140 --> 16:44.100
‫فکر کنم همین کاریه که می‌تونیم انجام بدیم.

16:44.100 --> 16:49.160
‫آره. فقط باید صبر کنیم تا
‫‫باس‌های دیگه رشد کنن و تکامل پیدا کنن.

16:49.160 --> 16:50.790
‫صبر کن ببینم!

16:50.790 --> 16:52.250
‫طبقه هفتاد چی؟

16:52.250 --> 16:56.040
‫گولم عنصری من
‫‫هنوز خرابه، می‌دونی!

16:56.340 --> 17:00.940
‫چی؟ مگه هیولاها توی سیاه‌چال
‫‫بعد از کشته شدن دوباره زنده نمی‌شن؟

17:00.940 --> 17:02.220
‫راستش...

17:02.560 --> 17:03.890
‫همون موقع که گولم عنصری منو

17:03.890 --> 17:06.050
‫توی سیاهچال قبلی نابود کردی هم همینطوری شد...

17:06.050 --> 17:09.100
‫به دلایلی، گولم‌ها
‫‫دوباره زنده نمی‌شن!

17:13.550 --> 17:16.500
‫نگران نباش. یه فکری دارم.

17:17.380 --> 17:20.600
‫به هر حال، کاری که الان
‫‫باید بکنیم اینه که زمان بخریم.

17:20.600 --> 17:23.120
‫باید کل این ماجرا
‫‫رو یه فرصت ببینیم.

17:25.550 --> 17:31.390
‫یادت نره سیاه‌چال ما
‫‫یه سیاه‌چال پیشرفته‌ست
‫‫که می‌تونه تکامل پیدا کنه.

17:31.390 --> 17:34.660
‫برای قوی‌تر شدن، سختی‌های
‫‫مختلفی رو پشت سر گذاشتیم.

17:34.660 --> 17:35.790
‫درسته؟

17:35.790 --> 17:37.920
‫آره، معلومه!

17:39.080 --> 17:41.970
‫پس شماها اینجا بودین.

17:43.220 --> 17:44.860
‫می‌دونم!

17:44.860 --> 17:47.890
‫تمام اژدهایان من شکست خوردن، مگه نه؟!

17:47.890 --> 17:49.890
‫آره...

17:50.550 --> 17:53.250
‫چه تمرین
‫‫وحشیانه‌ای رو پشت سر گذاشتن؟

17:55.270 --> 17:57.650
‫من... انجامش دادم...

17:58.020 --> 18:00.760
‫واقعاً! تو واقعاً درخشان بودی!

18:00.760 --> 18:03.150
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫‫بتونی حالت جهنمی رو رد کنی!

18:03.510 --> 18:07.200
‫اوه؟ پس منم راه کشتن
‫‫به شیوه ولودورا رو بهشون یاد می‌دم—

18:07.200 --> 18:08.440
‫اصلا نمیشه!

18:08.440 --> 18:10.730
‫گوبتا شاگرد منه!

18:10.730 --> 18:12.250
‫نمی‌تونم... نفس بکشم...

18:12.580 --> 18:16.820
‫ا... ارباب... من برگشتم.

18:16.820 --> 18:20.000
‫خیلی تلاش کردی. بیا توی سایه‌ی من استراحت کن.

18:24.430 --> 18:26.340
‫تو هم عالی بودی، گوبتا.

18:26.340 --> 18:29.390
‫همون‌طور که قول دادم، تو رو می‌برم جایی که پر از الف‌هاست!

18:30.410 --> 18:32.310
‫واقعاً می‌گی؟!

18:32.310 --> 18:35.640
‫اوه؟ مثل اینکه هنوز کلی انرژی داری.

18:37.650 --> 18:41.650
‫خواهش می‌کنم دیگه ولم کن!

18:43.780 --> 18:47.160
‫خب؟ دقیقاً چه اتفاقی داره می‌افته؟

18:49.370 --> 18:51.290
‫گفتی تیم خشم سبز؟!

18:51.610 --> 18:56.170
‫آره. به نظر می‌رسه اون‌ها همین
‫‫حالاشم باس طبقه چهلم رو شکست دادن.

18:56.170 --> 18:59.590
‫می‌خوای چیکار کنی؟! 
‫‫نمی‌تونیم بذاریم کسی مسخره‌مون کنه!

18:59.590 --> 19:00.670
‫مشکلی نیست.

19:01.200 --> 19:05.670
‫اگه همین‌طور ادامه بدن، به طبقه
‫‫۴۹ و تله‌ای که اونجا گذاشتم می‌رسن.

19:05.670 --> 19:09.800
‫یه جای دوست‌داشتنیه که با
‫‫تمرکز روی اذیت کردن طراحی شده.

19:10.270 --> 19:14.530
‫ولی نمی‌خوای بگی که
‫‫خودمون بریم اونجا، نه؟

19:16.180 --> 19:17.810
‫از این‌ها استفاده می‌کنیم.

19:18.820 --> 19:20.940
‫اینا چی هستن؟

19:21.460 --> 19:23.310
‫این‌ها روح‌های جعلی هستن،

19:23.310 --> 19:26.700
‫روح‌های جایگزینی هستن که بر
‫‫اساس بدن‌های روحی مدل‌سازی کردم.

19:27.190 --> 19:28.420
‫ها...

19:28.420 --> 19:31.440
‫کنجکاو بودم ببینم اون پایین داشتی چی درست می‌کردی.

19:31.440 --> 19:33.200
‫این سیاه‌ها چی هستن؟

19:33.660 --> 19:35.120
‫هسته‌های اصلی.

19:35.120 --> 19:38.030
‫من اون‌ها رو از هسته
‫‫جادویی کاریبدیس ساختم و...

19:38.030 --> 19:40.460
‫خب، امتحان کردنش سریع‌تره.

19:40.820 --> 19:45.140
‫همه، یکی از این‌ها رو بردارین و
‫‫هر هیولایی که دوست دارین رو تصور کنین.

19:45.140 --> 19:47.720
‫اوه، ولی بعداً نمی‌تونین عوضش کنین.

19:48.620 --> 19:49.680
‫یه هیولا؟

19:50.270 --> 19:52.800
‫نمی‌دونم چی تو سرته...

20:03.090 --> 20:06.190
‫این چیز شگفت‌انگیزی که
‫‫ الان ظاهر شد دیگه چیه؟!

20:06.600 --> 20:11.040
‫هسته‌های اصلی بر اساس افکار
‫‫کاربرشون شکلشون رو عوض می‌کنن.

20:11.040 --> 20:13.660
‫اون‌ها باید بدن‌های روحی عالی باشن...

20:13.660 --> 20:15.630
‫این خیلی خفنه!

20:15.630 --> 20:18.160
‫یه چیزی تو اسکلت‌ها 
‫‫حماسیه، مگه نه؟!

20:18.700 --> 20:19.990
‫گوش نمی‌دن.

20:19.990 --> 20:22.590
‫وقتی حمله می‌کنه، 
‫‫امیدوارم بگه: «همه چیزتو می‌بینم!»

20:22.590 --> 20:24.420
‫«همه چیزتو می‌بینم!»

20:24.740 --> 20:25.820
‫میلیم؟

20:29.680 --> 20:31.120
‫اون یه اسلایمه!

20:31.120 --> 20:32.500
‫مگه چه اشکالی داره؟!

20:32.500 --> 20:34.890
‫گفتی هر هیولایی که دوست داریم 
‫‫تصور کنیم!

20:36.820 --> 20:39.800
‫ا-این یه کم خجالت‌آوره.

20:39.800 --> 20:41.100
‫فهمیدم.

20:41.100 --> 20:45.730
‫فکر می‌کنی باید این‌ها رو بذاریم 
‫‫تا جلوی تیم خشم سبز رو بگیریم.

20:46.170 --> 20:47.730
‫دقیقا.

20:47.730 --> 20:50.860
‫ولی گولم‌هایی که ساختی...

20:50.860 --> 20:53.370
‫حرکت نمی‌کنن!

20:55.080 --> 20:57.160
‫اصل کاری هنوز شروع نشده.

20:59.060 --> 20:59.910
‫تسخیر.

21:04.310 --> 21:06.590
‫ریمورو! گشنته؟!

21:05.380 --> 21:06.590
‫چیشد یهویی!

21:07.540 --> 21:09.360
‫بیهوشه...

21:11.650 --> 21:14.590
‫این از اون چیزی که انتظار داشتم 
‫‫راحت‌تره.

21:15.440 --> 21:17.730
‫تو... ریمورو هستی؟

21:17.730 --> 21:18.580
‫آره!

21:18.580 --> 21:20.100
‫چیکار کردی؟

21:20.100 --> 21:25.110
‫با ترکیب کردن یه روح مصنوعی که 
‫‫حاوی روح خودمه با یه هسته اصلی...

21:24.500 --> 21:36.500
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:24.500 --> 21:36.500
P.R\h:مترجم

21:24.500 --> 21:36.500
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:26.970 --> 21:30.650
‫یه هسته آواتار می‌سازم که 
‫‫میتونم آزادانه کنترلش کنم.

21:32.150 --> 21:33.660
‫بذار امتحانش کنیم!

21:36.980 --> 21:38.240
‫تسخیر!

21:42.140 --> 21:43.830
‫می‌تونم هر جور که بخوام 
‫‫کنترلش کنم!

21:43.830 --> 21:47.750
‫الحق که ریمورویی! همیشه فکر می‌کردم که 
‫‫فوق‌العاده‌ای!

21:47.750 --> 21:50.800
‫من همیشه بهت ایمان داشتم!

21:50.800 --> 21:54.050
‫شماها خیلی سریع نظرتون عوض شد.

21:54.660 --> 21:56.790
‫حالا، وقتشه که بریم!

21:56.790 --> 22:01.180
‫اون مدعی‌ها رو - نه، مهاجم‌ها رو 
‫‫بیرون می‌کنیم!

23:39.460 --> 23:41.020
‫آب خوردن بودا.

23:41.020 --> 23:43.070
‫اونا یه مشت بدردنخور بودن، بدردنخور.

23:45.250 --> 23:49.450
‫باورم نمی‌شه به یه گروه تازه‌کار 
‫‫باختیم!

23:49.450 --> 23:53.950
‫به تمرین نیاز داریم!

23:56.020 --> 24:00.520
تشکیل شد

23:56.020 --> 24:00.520
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

23:56.020 --> 24:00.520
تیم آواتار
