WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:02.000 --> 00:14.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:02.000 --> 00:14.000
P.R\h:مترجم

00:02.000 --> 00:14.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

01:38.470 --> 01:43.180
‫قسمت ۷۸: شورای غرب

01:42.340 --> 01:44.270
میگم...‫شماها...

01:45.530 --> 01:47.940
‫...دارید منو دست‌کم می‌گیرید؟

01:54.610 --> 01:59.520
‫شماها با دونستن اینکه من یه «ارباب شیاطین» هستم
این رو پیشنهاد دادید، مگه نه؟

01:59.520 --> 02:02.120
‫این لیستی که پر از درخواست‌های احمقانه‌تونه رو میگم!

02:03.350 --> 02:07.790
‫خواسته‌های پیشنهادی شورا
‫کاملاً غیرمنطقی بود.

02:09.280 --> 02:14.320
‫اول، اونا می‌خواستن که ما
خط قطار جادویی‌مون رو تا «اینگراسیا» بکشیم،

02:14.320 --> 02:19.010
‫و تموم هزینه‌ها و نیروی انسانیش هم
‫به عهده‌ی «تمپست» باشه.

02:19.690 --> 02:22.880
‫دوم، درخواست دریافت سلاح‌هایی با بالاترین کیفیت.

02:23.380 --> 02:26.180
‫هدفشون تقویت قوای نظامی
‫کشورهای غربی بود،

02:26.180 --> 02:29.480
‫و انتظار داشتن که «تمپست»
‫این کار رو براشون انجام بده.

02:30.250 --> 02:35.300
‫سوم، سیاه‌چالی که توی «تمپست» پدید اومده گنجینه‌ی بشریته،

02:35.940 --> 02:39.990
‫یعنی شورا حق داره که توی
‫مدیریت اون سهیم باشه.

02:40.730 --> 02:43.910
‫چهارم، برای عضویتمون توی شورا...

02:43.910 --> 02:46.560
«تمپست» باید ‫هزینه‌ی سالانه‌ی ثابتی رو بهشون پرداخت کنه.

02:47.140 --> 02:49.680
‫و تازه... به دلایل مثلا «امنیتی»،

02:49.680 --> 02:53.820
‫فقط انسان‌ها می‌تونن به عنوان
نماینده‌ی‌ما توی شورا انتخاب بشن.

02:55.390 --> 03:00.930
‫این یعنی... عملاً می‌خواید
من و مردمم رو به بردگی بگیرید.

03:01.240 --> 03:05.610
‫ع-عالیجناب ریمورو، ما اصلا چنین قصدی نداریم.

03:05.610 --> 03:07.030
‫درسته.

03:07.030 --> 03:10.310
‫ما فقط می‌خواستیم روابط دوستانه‌ای با
‫کشور شما برقرار کنیم، برای همین...

03:10.310 --> 03:14.690
برای همین... تصمیم گرفتید که کشور من زیردست شماست؟

03:18.690 --> 03:22.100
‫گند زدم! خدای من، چقدر احمقم!

03:22.100 --> 03:25.820
‫تمام روابطی که با انسان‌ها ساختم قراره که...

03:25.820 --> 03:26.950
‫گزارش.

03:26.160 --> 03:26.950
‫گزارش

03:26.950 --> 03:28.410
هیچ ‫مشکلی وجود نداره.

03:27.000 --> 03:28.710
‫هیچ مشکلی وجود نداره.

03:28.410 --> 03:32.670
‫تأثیرات «تداخل ذهنی» توی این جلسه تأیید شد.

03:30.000 --> 03:34.540
‫تداخل ذهنی

03:31.290 --> 03:34.540
‫تأثیر تأیید شد

03:32.670 --> 03:34.540
‫تداخل ذهنی؟

03:35.360 --> 03:36.540
‫یعنی...

03:37.090 --> 03:43.050
‫کسی داره از این نماینده‌ها استفاده می‌کنه
‫تا روند جلسه رو کنترل کنه.

03:43.050 --> 03:47.050
‫درسته. با این حال... موج عصبانیت «ارباب» باعث شده...

03:47.050 --> 03:50.060
شکافی توی طلسمی که روی نماینه‌ها
اجرا شده بود ایجاد بشه.

03:50.420 --> 03:52.540
‫تداخل ذهنی خنثی بشه؟

03:53.320 --> 03:55.150
‫خب، معلومه که...

03:55.810 --> 03:57.080
‫بله!

04:01.730 --> 04:04.590
‫خشمِ عالیجناب «ریمورو»
‫کاملاً بجاست!

04:04.590 --> 04:06.230
‫د-درسته!

04:06.230 --> 04:08.370
‫کی میتونه همچین خواسته‌های
‫خودخواهانه‌ای رو نوشته باشه؟!

04:08.370 --> 04:09.620
‫آره، درسته!

04:09.620 --> 04:14.060
توی جلسه‌ی قبلی اصلا همچین شرط‌هایی مطرح نشده بودن!

04:14.060 --> 04:17.210
‫به نظر میاد عقل نماینده‌ها برگشته سر جاش.

04:17.210 --> 04:20.380
‫منظورت اینه که... اونا
‫تحت کنترل ذهنی بودن؟

04:20.380 --> 04:23.480
‫نه، چیزی به اون قدرتمندی نبود.

04:23.480 --> 04:26.720
‫فکر کنم دیدگاهشون به خاطر
‫«تداخل ذهنی» محدود شده بود.

04:27.220 --> 04:29.740
‫اما کی این کار رو کرده؟

04:29.740 --> 04:32.540
‫یوکی... بعید میدونم کار اون باشه.

04:32.540 --> 04:36.250
‫اون از روشی استفاده نمی‌کنه که
‫من بتونم ردش رو پیدا کنم.

04:37.260 --> 04:41.690
‫پس کار یکی از اوناییه که اونجا نشستن
‫و هنوزم خیلی خونسرد به نظر میان؟

04:42.820 --> 04:44.900
بعد از اینکه یه ارباب شیاطین سرشون داد و بیداد کرده...

04:44.900 --> 04:47.700
هنوز به نظر می‌رسه یه نقشه‌ای توی سرشون دارن.

04:47.700 --> 04:48.730
ریمورو-ساما.

04:49.200 --> 04:52.330
‫یه گروه مسلح دارن به اینجا نزدیک میشن.

04:55.400 --> 04:57.080
‫بیزحمت مارم توی بحث راه بدید.

04:57.080 --> 04:58.740
‫این دیگه چه معنی‌ای میده؟!

04:58.740 --> 05:00.670
‫شورا الان در حال برگزاریه!

05:02.460 --> 05:05.130
ببین چجوری سرشونو انداختن پایین و عین گاو میان‌تو.

05:05.720 --> 05:08.740
‫قیافه‌ی بعضی هاشون برام آشناست...

05:11.890 --> 05:16.230
‫شاهزاده الریک! اینا دیگه کین؟

05:16.670 --> 05:19.020
‫من اونا رو دعوت کردم.

05:19.550 --> 05:22.570
‫تا به اون یاغی‌ای که اونجاست
یه درسِ درست و حسابی بدن.

05:22.570 --> 05:25.190
‫گابان-دونو! دیوونه شدی؟!

05:25.190 --> 05:26.590
‫چه خبر شده؟

05:26.590 --> 05:28.610
‫پادشاهیِ اینگراسیا اونا رو فرستاده؟

05:28.610 --> 05:32.730
گابان-دونو! من اصلا در جریان این نبودم!

05:32.730 --> 05:34.870
آروم باشید بابا.

05:34.870 --> 05:39.460
‫حقیقت اینه که همه کسایی که اینجا هستن
‫از ارباب شیاطین ریمورو می‌ترسن.

05:39.460 --> 05:41.000
‫اشتباه می‌گم؟

05:41.390 --> 05:44.270
‫برای همین الان بهترین وقته که
ارباب شیاطین ریمورو رو شکست بدیم...

05:44.270 --> 05:45.850
‫و کنترلش رو به دست بگیریم!

05:45.850 --> 05:47.010
‫و بعد...

05:47.010 --> 05:51.760
‫یکی از اعضای اوکتاگرام، به همراه
‫ولدورا، میشن مهره‌های ما!

05:53.800 --> 05:55.960
‫اما شما نمی‌تونید همین‌طوری...

05:55.960 --> 05:59.410
‫اعلیحضرت ریمورو! همه‌ی اینا فقط یه سوءتفاهمه!

05:59.410 --> 06:01.900
‫شورا اصلاً چنین چیزی نمی‌خواست!

06:02.240 --> 06:05.900
‫والاحضرت، این کارتون
‫دقیقاً چه معنی‌ای میده؟

06:06.730 --> 06:10.170
‫هیناتا، ناامیدم کردی.

06:10.170 --> 06:13.280
‫یکی از محافظان بشریت، انقدر
‫از یه ارباب شیاطین می‌ترسه...

06:13.280 --> 06:15.830
‫که بیخیال وظیفه‌اش شده؟

06:16.690 --> 06:17.790
‫ببخشید؟

06:18.200 --> 06:20.420
‫اگه فقط با من همکاری می‌کردی،

06:20.420 --> 06:22.890
‫می‌تونستم بهت درست حسابی آداب معاشرت یاد بدم.

06:22.890 --> 06:24.170
‫بذار معرفیشون کنم.

06:24.170 --> 06:27.090
‫ایشون گای-دونو هستن، یه مزدور
‫فوق‌العاده بااستعداد

06:27.440 --> 06:31.840
‫و ایشونم رهبر گروه مزدور معروف
«وِرت» به همراه بقیه اعضاش هستن.

06:32.420 --> 06:34.050
‫حالا فهمیدم.

06:34.050 --> 06:36.930
‫پس اون رئیس تیم «خشم سبز»ئه.

06:37.600 --> 06:43.000
‫و ایشونم... شوالیه شخصی منه،
‫قوی‌ترین مرد در کلِّ اینگراسیا...

06:43.000 --> 06:45.340
‫و همچنین کاپیتان شوالیه‌های اینگراسیا...

06:45.340 --> 06:46.860
‫راینر!

06:47.300 --> 06:51.610
‫قوی‌ترین کسایی که می‌تونستم پیدا کنم رو
‫جمع کردم تا پادشاه شیاطین رو زمین بزنن.

06:52.150 --> 06:56.380
‫خیلی مغروره که فکر می‌کنه
‫فقط خودش قویه.

06:56.380 --> 07:00.000
هیناتا-سان، می‌تونی ساکت یه گوشه بمونی
‫و تماشا کنی که چطور شکستش میدیم.

07:00.000 --> 07:04.270
‫کلیسای مقدس غربی، و به دنباله‌ش لوبلیوس،
‫دیگه توسط اون عذاب نمی‌کشن—

07:04.270 --> 07:06.500
‫نمی‌تونم اجازه بدم این کار رو بکنید.

07:06.980 --> 07:10.360
‫من به عنوان یه شاهد بی‌طرف اینجا هستم.

07:10.360 --> 07:13.220
‫اگه این خواسته‌ی کل شورا بود، بحث فرق می‌کرد...

07:13.220 --> 07:16.550
ولی جایگاه من بهم اجازه نمیده
‫که از این خودسری‌ها چشم‌پوشی کنم.

07:17.940 --> 07:20.420
‫برام مهم نیست که کاپیتان شوالیه‌های
‫مقدسی یا هر کوفت دیگه‌ای.

07:20.420 --> 07:22.900
‫حتی نتونستید از پس این ارباب شیاطین پاپتی بربیاید...

07:22.900 --> 07:25.860
حالا نشستید دارید برای هم
نوشابه باز می‌کنید، خیلی خنده داره.

07:26.300 --> 07:30.300
‫شرط می‌بندم از ترس خودتون رو خیس کردید
‫و ازش فرار کردید، مگه نه؟

07:32.310 --> 07:37.160
‫اعضای شورا! حالا وقتشه که
‫موضعتون رو مشخص کنید!

07:37.160 --> 07:39.850
یا قهرمانی خواهید بود که در کشتن
‫یه ارباب شیاطین کمک می‌کنه...

07:39.850 --> 07:42.500
‫یا به دشمن کل بشریت تبدیل می‌شید؟

07:43.170 --> 07:50.510
‫من، الریک فون اینگراسیا، ایمان دارم که
‫همگی تصمیم درست رو می‌گیرید!

07:51.280 --> 07:52.510
شل کن باهم بریم.

07:52.970 --> 07:56.890
‫بعد از این همه حرفی که زدی، تازه می‌خواید رأی‌گیری کنید؟

07:57.260 --> 08:00.780
‫البته. بالاخره هرچی نباشه اینجا جلسه شوراست.

08:00.780 --> 08:05.140
‫هرچند فکر نمی‌کنم حتی
‫نیازی به رأی‌گیری باشه.

08:05.140 --> 08:07.400
‫حالا، بیاید رأی‌گیری رو شروع کنیم.

08:07.860 --> 08:10.980
‫ما همین‌جا و همین حالا ارباب شیاطین رو
‫شکست میدیم و کنترلش می‌کنیم!

08:10.980 --> 08:13.400
‫هر کسی موافقه، لطفاً بلند شه!

08:13.690 --> 08:18.490
‫می‌خوام همگی یک بار دیگه
به حرف‌های گابان-دونو خوب فکر کنید.

08:18.490 --> 08:21.020
چه اعتماد به سقفی داره.

08:18.490 --> 08:23.160
‫اگر همین‌جا و همین حالا ارباب شیاطین
‫ریمورو رو شکست بدیم...

08:21.020 --> 08:23.160
‫امیدوارم اشتباه کنم، اما...

08:23.540 --> 08:24.670
‫تأیید میشود

08:23.550 --> 08:24.670
‫تأیید میشه.

08:24.670 --> 08:28.990
‫فردی به نام سوئی زمانی که داشت
درمورد کشورها تحقیق می‌کرد...

08:28.990 --> 08:31.170
مدارکی از پرداخت رشوه پیدا کرد.

08:31.170 --> 08:32.730
‫حدس می‌زدم.

08:31.170 --> 08:33.720
‫من همین الانش هم قدرتش رو دارم!

08:32.730 --> 08:36.520
یعنی ‫نمی‌دونن که خریدن
نماینده‌ی یه کشور دیگه یه جرم بین‌المللیه؟

08:33.720 --> 08:36.520
‫فقط کافیه به فکر کشور خودتون باشید...

08:36.520 --> 08:39.300
‫و منم تموم شواهدش رو همین‌جا
‫توی شکمم دارم، درسته؟

08:36.520 --> 08:40.310
‫و اعلام کنید که می‌خواید
‫این ارباب شیاطین رو شکست بدید!

08:39.300 --> 08:40.310
‫تأیید میشه.

08:40.310 --> 08:43.310
‫پس به محض اینکه اونا رو بذارم رو میز، کارشون تمومه.

08:41.780 --> 08:45.680
‫اون‌وقت من، الریک فون اینگراسیا،
‫چکش عدالت رو روی سرش می‌کوبم!

08:43.310 --> 08:46.360
‫گزارش. نیازی به این کار نیست.

08:45.680 --> 08:49.230
‫حالا وقتشه که ما انسان‌ها
‫دست به کار بشیم!

08:46.360 --> 08:49.230
«ارباب» شما بدون افشا کردن مدارک هم برنده شدید.

08:50.180 --> 08:54.210
‫بیاید با هم این ارباب شیاطین رو
‫شکست بدیم و قهرمان بشیم!

08:54.210 --> 08:55.990
‫آه، پس قضیه از این قراره.

08:55.990 --> 08:58.380
‫و حالا نتیجه‌ی رأی‌گیری مشخص شد!

08:58.380 --> 09:02.690
‫با اکثریت آرا،
‫این پیشنهاد تصویب شد.

09:03.290 --> 09:07.000
‫این گوی سلطه هستش...
‫وسیله‌ایه که میتونه هیولاها رو کنترل کنه.

09:07.500 --> 09:10.040
‫هان... گوی سلطه؟

09:10.040 --> 09:13.840
‫همونی که میلیم توی والپروگیس
وانمود می‌کرد داره کنترلش میکنه؟

09:13.840 --> 09:15.120
‫تأیید میشه.

09:14.220 --> 09:15.390
‫تأیید میشود

09:15.120 --> 09:16.580
‫به نظر اصل میاد،

09:16.580 --> 09:20.430
‫اما گوی سلطه به هیچ وجه توانایی کنترل ارباب رو نداره.

09:16.800 --> 09:20.430
‫گوی سلطه توانایی

09:19.060 --> 09:20.430
‫کنترل ارباب رو ندارد

09:20.860 --> 09:22.660
‫ارباب شیاطین، ریمورو!

09:22.660 --> 09:25.190
‫اگه بدون مقاومت اینو بندازی گردنت...

09:25.190 --> 09:26.970
‫منم باهات خشن رفتار نمی‌کنم.

09:26.970 --> 09:29.920
‫یه پادشاه باید اونقدر بزرگ‌منش باشه که...

09:29.920 --> 09:32.610
‫بدونه کی مقاومت بی‌فایده‌ست و واقعیت رو بپذیره، مگه نه؟

09:32.930 --> 09:36.610
‫منم می‌تونم همین رو به شما بگم، عالیجناب.

09:36.610 --> 09:39.910
‫مگه کسی که باید واقعیت رو بپذیره شما نیستید؟

09:41.230 --> 09:41.910
‫داری چی...

09:47.490 --> 09:49.460
‫این چیزی نبود که توافق کردیم!

09:50.840 --> 09:52.460
‫چتونه شماها؟!

09:53.040 --> 09:54.500
‫بسی جالب است!

09:54.500 --> 09:57.780
‫فکر می‌کرد با رشوه و
‫تداخل ذهنی برنده میشه...

09:57.780 --> 10:00.790
ولی اعضای شورایی که باهاشون دست‌به‌یکی کرده بود،
عقلشون اومده سرجاش...

10:00.790 --> 10:03.560
‫و فهمیدن که داشتن چه حماقتی می‌کردن.

10:03.560 --> 10:06.100
‫شماها... چطور جرئت کردید به من خیانت کنید؟!

10:06.580 --> 10:08.970
‫شاهزاده الریک راست میگه!

10:08.970 --> 10:12.630
‫اگه بزنید زیر قولتون،
‫دیگه نباید روی کمک کشور من حساب کنـ-

10:12.630 --> 10:15.150
‫منظورت از این حرف چیه؟

10:15.510 --> 10:19.850
‫اوه، رئیس شورا... من فقط، ام...

10:19.850 --> 10:23.240
‫پروژه ساخت‌وساز برای جلوگیری از سیل
‫توی پادشاهی لارباخ.

10:23.780 --> 10:26.590
‫کمک به تأمین مواد غذایی
‫توی پادشاهی کارنادا.

10:26.590 --> 10:30.250
‫به نظر میاد به هر کشور،
‫وعده انواع حمایت‌ها رو دادی.

10:30.250 --> 10:32.790
لعـ-لعنت بهت... این...

10:32.790 --> 10:38.130
ولی اینکه اگه اونا ازت اطاعات نکنن معامله بهم هم میخوره...

10:38.130 --> 10:40.880
این معنی رو میده که این یه رشوه دادن کلانه.

10:40.880 --> 10:43.050
‫تو اینارو از کجا می‌دونی؟!

10:43.050 --> 10:45.170
‫از افرادم خواستم یکم درموردش تحقیق کنن.

10:45.170 --> 10:47.930
‫نگران بودم که یه وقت کسی حرفم رو باور نکنه...

10:48.460 --> 10:51.850
ولی خب... خودت همین الان بهشون اعتراف کردی.

10:51.850 --> 10:52.890
‫منظورش چیه؟

10:52.890 --> 10:54.110
‫محاله رشوه باشه!

10:56.020 --> 10:58.110
‫دیگه این مسخره بازی‌ها بسه!

10:58.110 --> 11:02.210
‫شاهزاده الریک، نیازی نیست
‫از هدفت دست بکشی.

11:02.210 --> 11:04.660
‫اگه خودم این ارباب شیاطین رو شکست بدم...

11:04.660 --> 11:06.620
‫همه چیز حل میشه!

11:06.620 --> 11:08.510
‫اوه! راینر!

11:08.510 --> 11:13.000
‫درسته! ما هنوز تو رو داریم، برگ برنده‌مون رو!

11:13.920 --> 11:15.470
‫شاهزاده الریک.

11:15.470 --> 11:19.350
‫طبق قراردادمون، ما فقط قول دادیم
‫که شما رو همراهی کنیم.

11:19.350 --> 11:22.510
‫هوم. ترسوها فقط سد راهمون میشن.

11:22.830 --> 11:27.030
‫اوه؟ پس شاید گروه وِرت هیچ ربطی
‫به این ماجراها نداره؟

11:27.030 --> 11:29.890
ظاهرا اونا هم باهم یک صدا نیستن.

11:29.890 --> 11:33.520
‫شماها... هنوز دارید روی این حماقت پافشاری می‌کنید—

11:35.520 --> 11:38.700
پس می‌خوان به زور بازو متوسل بشن؟

11:38.700 --> 11:41.920
‫راستش، بدم نمیاد خودم باهاشون بجنگم...

11:41.920 --> 11:43.040
‫گزارش.

11:43.040 --> 11:45.300
‫اگه چالش اون‌ها رو بپذیرید...

11:45.300 --> 11:47.620
‫اعتبار شما خدشه‌دار میشه.

11:47.620 --> 11:48.700
‫آره، معلومه.

11:49.480 --> 11:52.350
‫ریمورو، من این یکی رو حل می‌کنم.

11:52.350 --> 11:53.330
‫مطمئنی؟

11:53.330 --> 11:57.350
‫به عنوان یک شاهد، نمی‌تونم
‫از این خشونت چشم‌پوشی کنم.

11:57.350 --> 11:58.250
‫علاوه بر این...

11:58.800 --> 12:02.260
‫این بدجوری به من توهین کرد.

12:04.260 --> 12:05.850
‫چه مسخره.

12:07.010 --> 12:10.430
‫اگه همین الان قبول کنی زن من بشی...

12:10.430 --> 12:12.520
‫من حاضرم ازت مراقبت کنم.

12:13.180 --> 12:16.020
وای. طرف دیگه رسما فاتحه‌ش خوندس.

12:16.020 --> 12:17.940
ای بابا، جناب راینر!

12:17.940 --> 12:20.150
‫این حرفت یکم بی‌ادبانه نیست؟

12:21.050 --> 12:23.920
ولی ‫با این حال، من از این
‫«ارباب شیاطین» خیلی خوشم اومده.

12:23.920 --> 12:26.450
‫اینکه تحت کنترلم باشه،
‫خیلی سرگرم‌کننده میشه.

12:26.450 --> 12:27.720
‫ها؟!

12:27.720 --> 12:30.740
‫اون پیریه واقعاً منو می‌خواد؟!

12:30.740 --> 12:31.950
‫حالم بهم خورد!

12:34.420 --> 12:37.040
‫اونم بعد از اینکه این‌قدر مهربانانه بهت هشدار دادم.

12:37.040 --> 12:39.420
‫نمی‌دونستم این‌قدر احمقی.

12:40.660 --> 12:44.340
‫فکر کنم انقدر بهت گفتن «قدیسه» که توهم زدی خبریه.

12:44.840 --> 12:47.660
‫من، قوی‌ترین مرد اینگراسیا...

12:47.660 --> 12:50.240
‫به همه نشون می‌دم تو واقعاً کی هستی!

12:50.240 --> 12:53.370
‫در این صورت، میشه ارباب شیاطین رو به من بسپاری؟

12:53.370 --> 12:55.480
‫حتماً! فقط نکشش!

12:55.480 --> 12:56.890
‫قول نمیدم.

12:56.890 --> 13:01.290
به این ‫بستگی داره که ارباب شیاطین بتونه
‫از شمشیر مقدس جدیدم جون سالم به در ببره!

13:01.900 --> 13:06.140
‫اگه می‌خواد با من بجنگه،
‫اول باید سیاه‌چال رو فتح کنه.

13:06.140 --> 13:08.400
‫می‌ذارم بنیمارو این یکی رو حل کنه.

13:08.400 --> 13:09.490
‫بنیما...

13:08.400 --> 13:10.950
تا الان ساکت نشسته بودم و به حرفاتون گوش می‌دادم...

13:11.260 --> 13:15.710
ولی شماها... خیلی درمورد ریمورو-ساما بی‌ادب کردید.

13:19.860 --> 13:22.370
همه‌ش دارید مارو دست‌کم می‌گیرد!

13:22.370 --> 13:23.550
‫ارباب شیاطین، ریمورو!

13:23.550 --> 13:28.560
‫خجالت نمی‌کشی که پشت سایه‌ی
‫این دختر ضعیف و کوچولو قایم شدی؟

13:28.560 --> 13:29.870
‫اوه، راستش...

13:29.870 --> 13:31.400
‫دهنت رو ببند.

13:31.400 --> 13:35.140
‫تو ارزش مبارزه با ریمورو-ساما
یا حتی برادرم رو هم نداری.

13:36.600 --> 13:40.230
من به هیچ کس ‫هیچ رحمی نشون نمی‌دم،
‫حتی به زن‌ها و بچه‌ها.

13:40.230 --> 13:42.920
ریمورو-ساما... اگه لازم شد، خودم وارد عمل می‌شم.

13:42.920 --> 13:45.530
‫باشه... ولی فکر کنم اوضاع روبه‌راهه.

13:46.050 --> 13:49.780
‫به نظر میاد شونا همین حالاشم
برانداز کردن این یارو تموم کرده.

13:59.860 --> 14:04.160
‫هه! به نظر میاد قراره یه
نبرد آبکی و کسل کننده‌ای داشته باشیم.

14:04.160 --> 14:06.500
‫ولی... فکر کنم اینطرف هم همینطور باشه.

14:06.500 --> 14:09.720
‫چون قراره توی یه چشم به هم زدن تموم بشه!

14:25.640 --> 14:27.820
‫بجنب سریعتر پاشو.

14:28.430 --> 14:31.820
‫تو قوی‌ترین مرد اینگراسیا بودی، درسته؟

14:35.330 --> 14:38.040
چـ-چه اتفاقی برات افتاده شوالیه‌‌ی من؟!

14:38.440 --> 14:41.540
‫هیناتای قدیسه که نباید حریف تو بشه!

14:41.540 --> 14:44.950
غیـ-غیرممکنه! اصلا امکان نداره!

14:44.950 --> 14:46.170
هیچ رقمه حریفش نمیشم!

14:49.510 --> 14:50.930
‫بگیرش!

15:00.020 --> 15:01.440
‫غیـ-غیرممکنه!

15:02.260 --> 15:04.010
‫فکر می‌کردم...

15:04.010 --> 15:07.010
‫گفتی اون یه شمشیر مقدسه.

15:07.010 --> 15:08.940
ولی... ظاهرا فقط یه تیکه آشغاله‫!

15:10.420 --> 15:14.250
‫اجازه نمی‌دم یه هیولا
‫از بالا بهم نگاه کنه!

15:17.710 --> 15:21.700
‫عه. نمی‌دونستم شونا توی مبارزه تن‌به‌تن هم کارش خوبه.

15:21.700 --> 15:24.880
‫بله، اون هنرهای رزمی رو از هاکورو یاد گرفته.

15:26.590 --> 15:28.590
‫لعنتی!

15:38.550 --> 15:41.650
خدایا... من این دعا را به درگاه تو می‌کنم.

15:42.370 --> 15:45.920
من از تو، قدرتی برای ارواح را درخواست می‌کنم.

15:46.870 --> 15:47.570
‫هوی!

15:47.890 --> 15:50.610
‫صبر کن... اون ورد...

15:50.610 --> 15:52.990
التماس می‌کنم، خواسته‌ام را اجابت کن.

15:52.990 --> 15:57.120
‫صبر کن! این نه... این جادو نه!

15:58.230 --> 16:00.530
‫به همه چیز پایان بده!

16:00.530 --> 16:01.710
تمومش کن!

16:01.710 --> 16:03.620
‫فروپاشی!

16:16.930 --> 16:20.850
‫آخ وایــــی. شونا الان اون یارو رو کشت؟

16:26.440 --> 16:27.860
‫اوه. زنده‌ست.

16:29.340 --> 16:30.470
ای وای.

16:30.470 --> 16:34.280
ظاهرا هموز نباید از جادو‌هایی
که دارم تمرین می‌کنم استفاده کنم.

16:34.700 --> 16:36.940
‫مهارت‌های من هنوز خیلی ناقصه...

16:36.940 --> 16:38.450
‫برای همین این یکی درست عمل نکرد.

16:39.040 --> 16:42.950
اینو داره درست بعد اینکه با همچین
کنترل بی‌نقصی اجراش کرد میگه.

16:43.470 --> 16:45.910
‫ا-این غیرممکنه...

16:45.910 --> 16:47.210
اهم، خب...

16:47.740 --> 16:50.480
‫شاهزاده... الریک بودی دیگه؟

16:50.480 --> 16:52.160
هنوزم ‫می‌خوای ادامه بدی؟

16:52.160 --> 16:53.840
‫آه... نه...

16:53.840 --> 16:57.420
‫خیل خب، حالا چطوری باید تقاص اینکارش رو پس بده؟

16:57.890 --> 16:58.910
‫گزارش.

16:58.910 --> 17:01.350
‫نیَّتِ قتل از فاصله‌ای دور شناسایی شد.

17:01.350 --> 17:03.980
‫هدفش... فردی به نام الریک هستش.

17:10.060 --> 17:10.980
‫باید خودش باشه!

17:11.670 --> 17:15.570
‫یه کلت؟ بیخیال بابا، عمرا
از اون فاصله تیرش بهش برسه!

17:18.110 --> 17:18.870
‫گزارش.

17:18.870 --> 17:21.530
‫این یه اتصال فضایی هستش،
‫نوعی جابه‌جایی مکانی.

17:22.730 --> 17:24.220
‫بلزبوب!

17:28.370 --> 17:31.090
‫شاهزاده الریک! حالتون خوبه؟!

17:31.090 --> 17:32.400
‫آسیبی ندیده.

17:32.400 --> 17:34.960
‫باورم نمیشه تونست توی اون لحظه کوتاه جلوش رو بگیره.

17:34.960 --> 17:36.250
‫بله...

17:36.250 --> 17:39.140
‫اون واقعاً... آدم عجیبیه.

17:44.810 --> 17:48.100
‫منظورت اینه که... یه چیز کوچیک
‫مثل این می‌تونه آدم بکشه؟

17:48.510 --> 17:52.300
‫این یه گلوله‌ست. برای شلیکش
‫به یه ابزار خاصی نیازه.

17:52.300 --> 17:55.320
‫اما... چرا یکی باید شاهزاده الریک رو هدف بگیره؟

17:55.320 --> 17:58.860
‫احتمالاً می‌خواستن تقصیرا رو
بندازن گردن ارباب شیاطین ریمورو.

17:58.860 --> 18:01.740
‫اگه شاهزاده الریک وسط این ماجراها کشته می‌شد...

18:01.740 --> 18:03.790
‫اون وقت اون مظنون ردیف اول این ماجرا بود.

18:06.790 --> 18:11.170
‫اون احمق‌ها... فقط یسری مهره‌های یک‌بار مصرف بودن.

18:11.470 --> 18:14.850
‫یعنی قراره همیشه هدفشون باشم؟

18:14.850 --> 18:17.230
خب... بعید میدونم که دیگه خطری تهدیدت کنه.

18:17.230 --> 18:19.880
کار ‫هر کسی بوده، نقشه‌ش همین الانشم خنثی شده.

18:19.880 --> 18:24.220
‫ا-اما... من به عنوان جانشین
تخت پادشاهی براشون مهره مفیدی‌ هستم!

18:24.220 --> 18:28.020
‫فکر نمی‌کنم اینگراسیا اونقدر
ساده‌لوح باشه که یه شاهزاده رو...

18:28.020 --> 18:30.480
بعد از همچین حماقتی همچنان‌ توی قدرت نگه داره.

18:33.050 --> 18:36.740
‫ولی خب... پادشاه شدن که همه‌ی زندگی نیست.

18:36.740 --> 18:38.610
‫چرا بابت این کارها توبه نمی‌کنی...

18:38.610 --> 18:42.120
و بعدش یه فکر اساسی برای ادامه‌ی زندگیت نمی‌کنی؟

18:43.690 --> 18:48.750
‫فکر می‌کردم یه ارباب شیاطین باید
ترسناک‌تر و نسبت به انسان‌ها کینه‌‌ای تر باشه.

18:49.370 --> 18:52.420
‫خب من کلاً... آدم صلح‌طلبی هستم.

18:55.680 --> 18:58.170
‫احمق بودم که اینقدر راحت فریب خوردم.

18:58.870 --> 19:01.930
‫گابان! ما باید مسئولیت این کار رو بپذیریم!

19:03.300 --> 19:05.780
‫منظورت چیه؟

19:05.780 --> 19:08.350
‫من اصلاً از هیچی خبر ندارم.

19:09.100 --> 19:11.690
خود ‫تو بودی که با اون نقشه اومدی سراغ من!

19:12.020 --> 19:15.190
‫اوه؟... مدرکی هم برای این نطق‌تون دارید؟

19:15.190 --> 19:19.630
اوضاع سخت شد...
حالا باید چطور مجبورش کنیم حرف بزنه؟

19:20.910 --> 19:23.360
‫اعلیحضرت، پادشاه اگیل وارد می‌شوند!

19:23.760 --> 19:26.820
‫همگی... کنار بروید!

19:28.850 --> 19:30.600
‫پـ-پدر!

19:31.410 --> 19:33.500
‫پس پادشاه هم اومدش؟

19:41.990 --> 19:44.010
‫ارباب شیاطین تمپست...

19:44.010 --> 19:47.260
‫ظاهراً پسرم دردسر بزرگی برای شما درست کرده.

19:47.620 --> 19:51.430
‫آره، یه جورایی، ولی... فکر کنم قضیه رو باهم حل کردیم.

19:52.200 --> 19:53.130
‫که اینطور.

19:53.700 --> 19:58.270
من ‫نه به عنوان پادشاه... بلکه به
عنوان یه پدر ازتون عذرخواهی و تشکر می‌کنم.

19:58.680 --> 20:02.280
‫بخشیدمش. ولی... دفعه‌ی دومی در کار نیست.

20:02.700 --> 20:03.860
‫متوجه شدم.

20:04.680 --> 20:09.730
منم علاقه‌مندم که رابطه‌ی خوبی با شما برقرار کنم.

20:09.730 --> 20:11.540
‫امیدوارم بپذیریدش.

20:11.540 --> 20:12.870
‫البته.

20:17.250 --> 20:18.410
‫پدر...

20:19.300 --> 20:22.880
‫مهم نیست. دوباره باید تحت آموزش قرار بگیری.

20:23.500 --> 20:25.940
‫بله... متوجه شدم.

20:26.980 --> 20:28.070
‫گابان.

20:29.130 --> 20:32.020
‫سوالاتی ازت دارم...

20:32.020 --> 20:34.770
ولی می‌بینم که اصلاً قصد نداری صادقانه جواب بدی.

20:35.150 --> 20:38.560
‫خـ-خیر، اصلاً اینطور نیست...

20:39.220 --> 20:43.840
‫مجازاتت توسط... بازرسان جادویی تعیین می‌شه.

20:45.220 --> 20:48.320
‫خوا-خواهش می‌کنم ازم بگذرید!
همه چیز رو بهتون می‌گم!

20:48.860 --> 20:52.330
‫خواهش می‌کنم! رحم کنید! ر-رحم کنید!

20:52.660 --> 20:55.440
‫اینم بخشی از نقشه ماریابل بود؟

20:55.970 --> 20:59.380
‫نمی‌فهمم. آخه از کجا باید بفهمم که چی تو سرش می‌گذره؟

20:59.380 --> 21:02.340
‫رحم کنیــــــــــد!

21:04.930 --> 21:08.820
‫بعد از اون، تموم توطئه‌گرها رو دستگیر کردن و بردنشون.

21:10.260 --> 21:12.710
‫کمی بعد، جلسه از سر گرفته شد...

21:12.710 --> 21:15.940
‫و سه گزینه‌ی اصلاح‌شده به تصویب رسید.

21:15.940 --> 21:20.190
‫اول، تمپست به عنوان یک کشور
‫به رسمیت شناخته شد.

21:20.190 --> 21:24.860
‫دوم، تمپست به طور رسمی عضو شورا شد.

21:24.500 --> 21:36.500
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:24.500 --> 21:36.500
P.R\h:مترجم

21:24.500 --> 21:36.500
<b></b>ANIMEX.CLICK

21:24.860 --> 21:29.410
‫سوم، شورا حق داشتن قدرت نظامی رو به تمپست اعطا کرد.

21:29.410 --> 21:32.220
‫همه اینا هم با اکثریت آرا تصویب شدن.

21:33.280 --> 21:37.040
‫و منم... از کل این ماجراها یه چیز مهم متوجه شدم.

21:37.360 --> 21:40.920
من اصلا برای این فریب‌کاری‌ها و
بازی‌های ذهنی اعضای شورا ساخته نشدم.

21:41.760 --> 21:46.120
‫از این به بعد همه‌ش رو می‌سپرم به رافائل-سنسه
که اوضاع رو راست و ریست کنه.

21:46.120 --> 21:47.000
‫متوجه شدم.

21:51.350 --> 21:55.310
‫امکان نداره! چرا هنوز می‌تونم
‫حضور شاهزاده الریک رو حس کنم؟!

21:56.200 --> 21:57.560
‫یه تیر دیگه!

21:58.050 --> 21:59.740
‫نه، نمی‌تونم.

21:59.740 --> 22:03.580
‫معلومه که بدجوری
ارباب اون شیطان رو دست‌کم گرفته بودم.

22:03.580 --> 22:04.690
‫همین‌طوره.

22:08.780 --> 22:11.320
‫تو ریمورو-ساما رو خیلی دست‌کم گرفتی.

22:12.980 --> 22:18.460
خیلی ‫احمقی که بعد از شکست خوردن
توی نقشه‌ی ترورت، هنوز اینجا موندی.

23:55.370 --> 23:58.110
‫قسمت بعد: «هویت مغز متفکر».

23:56.050 --> 24:00.060
مغز متفکر

23:56.050 --> 24:00.060
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

23:56.050 --> 24:00.060
هویت
