WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:02.000 --> 00:14.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:02.000 --> 00:14.000
P.R\h:مترجم

00:02.000 --> 00:14.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:12.590 --> 00:15.580
‫اگه در طول اقامتتون به مشکلی بر خوردید...

00:15.580 --> 00:17.640
‫لطفاً بدون هیچ معطلی‌ای بهمون بگید.

00:17.910 --> 00:19.510
‫خیلی ممنون.

00:25.110 --> 00:29.780
‫اینجا قبلاً... قلعه‌ی ارباب شیاطین کلیمن بود، مگه نه؟

00:29.780 --> 00:30.780
‫آره...

00:30.780 --> 00:34.650
‫ریمورو-ساما... یعنی خرابه‌ها داخل قلعه هستن؟

00:34.650 --> 00:38.660
‫البته که نه. ورودی خرابه‌ها اون‌طرف قلعه‌ست.

00:39.070 --> 00:43.760
‫قلعه‌ی کِلیمن روی خرابه‌های باستانی آمریتا ساخته شده.

00:46.440 --> 00:48.460
‫چه منظره‌ای!

00:48.460 --> 00:50.460
‫هیجان‌انگیز نیست... ریمورو؟!

00:50.460 --> 00:53.710
‫جلوتو نگاه کن، الانه که به خودت آسیب بـ...

00:55.630 --> 00:57.220
از دست تو...

00:59.720 --> 01:04.350
‫اینجا ورودی... خرابه‌های پایتخت زیرزمینی، آمریتاست.

01:04.350 --> 01:06.150
‫بالاخره رسیدیم!

01:06.150 --> 01:06.980
‫آره.

01:29.120 --> 01:31.380
‫برگــــــــــــام!

01:33.880 --> 01:37.170
‫پس این... شهر باستانی آمریتاست؟

01:39.460 --> 01:42.810
‫آمریتا... از روی یه شهر دیگه الگوبرداری شده.

01:47.540 --> 01:49.670
‫کشور بزرگ جادوگری سوما.

01:50.330 --> 01:56.650
‫کشور باستانی‌ای که زمانی به‌عنوان
بهشت الف‌ها شناخته می‌شد و کلی رونق داشت.

01:57.690 --> 01:58.770
‫اما بعدش...

02:00.330 --> 02:05.240
‫کارهای احمقانه‌ی چندتا از اونا
باعث عصبانیت شاهدخت اژدها شد...

02:06.000 --> 02:08.720
‫و اون بهشت یک‌شبه به یه ویرانه تبدیل شد.

02:12.310 --> 02:16.310
بعدش... ‫احمق‌هایی که کشورشون رو
به نابودی کشونده بودن نفرین شدن...

02:16.310 --> 02:18.820
‫و به دارک الف(الف‌های تاریک) تبدیل شدن...

02:18.820 --> 02:22.760
‫و برای فرار از دست شاهدخت اژدها
‫رفتن تا سرزمین جدیدی پیدا کنن.

02:23.560 --> 02:26.770
می دونم چون... ‫منِ گذشته هم جزوشون بود.

02:27.440 --> 02:29.700
توی سرزمین جدیدی که بهش فرار کرده بودیم...

02:29.700 --> 02:32.270
یه ‫پایتخت ساختیم...

02:32.710 --> 02:35.350
‫تا مطمئن بشیم فناوری الف‌ها از بین نمیره...

02:35.350 --> 02:38.160
‫و همه‌چیز به شکل فیزیکی و ملموسی باقی می‌مونه.

02:39.680 --> 02:41.780
‫و این‌طوری بود که...

02:42.090 --> 02:45.820
‫آمریتا، پایتخت کشور عروسکیِ دیستاو متولد شد...

02:46.430 --> 02:50.480
‫که چهره‌ی واقعی همون خرابه‌های باستانی معروف به آمریتاست.

04:22.210 --> 04:27.050
‫‫قسمت 81: کاوش در خرابه‌ها

04:25.510 --> 04:27.470
‫بیشتر شبیه یه شهره...

04:27.470 --> 04:29.390
‫...تا یه خرابه.

04:30.280 --> 04:32.860
‫باورم نمیشه هنوزم مردم اینجا زندگی می‌کنن.

04:32.860 --> 04:35.640
همینو بگو... اصلاً فکرشم نمی‌کردم!

04:35.640 --> 04:38.150
‫بخش داخلی خرابه‌ها به سه طبقه تقسیم میشه.

04:38.550 --> 04:43.900
‫ما از طبقه‌ی بالا به‌عنوان
منطقه‌ی مسکونی‌مون استفاده می‌کنیم.

04:43.900 --> 04:46.790
‫راستش... من فکر می‌کردم که این خرابه‌ها زیرزمین باشن.

04:46.790 --> 04:48.160
پس ‫اون نور از کجا میاد؟

04:48.740 --> 04:50.500
‫اون کار جادوئه.

04:51.540 --> 04:54.410
‫با حرکت خورشید هماهنگه.

04:54.410 --> 04:59.140
این ‫فوق‌العاده‌ست!... یعنی جادوی باستانی
هنوزم مثل گذشته داره کار می‌کنه؟!

04:59.140 --> 05:01.170
‫همین خودش یه کشف بزرگه!

05:03.160 --> 05:07.620
‫میلیم... وقتی این تحقیقات تموم بشه
اینجا بخشی از قلمروی تو میشه...

05:07.620 --> 05:11.680
ولی اگه  اشکالی نداره میشه بذاری
این مردم همچنان اینجا زندگی کنن؟

05:13.620 --> 05:15.430
‫باشه، حتماً!

05:15.960 --> 05:19.190
ازتون ‫ممنونم، ارباب شیاطین میلیم-ساما.

05:19.190 --> 05:23.220
‫حرفشو نزن بابا! هر چی نباشه شماها دیگه مردم منید!

05:23.220 --> 05:26.700
‫تا وقتی که هر کسی، کار خودش رو بکنه
همه‌چیز روبه‌راهه!

05:30.500 --> 05:33.700
‫این دریه که... به طبقه‌ی میانی راه داره.

05:39.360 --> 05:42.340
یعنی فراتر از طبقه‌ی میانی هم تحقیقاتی انجام شده؟

05:42.340 --> 05:43.430
‫نه.

05:43.430 --> 05:47.340
‫شنیدم که توی طبقه‌ی زیرین مقبره‌هایی وجود داره...

05:48.010 --> 05:53.600
‫اما تنها کسی که می‌تونست این در رو باز کنه، کِلیمن-ساما بود.

05:53.600 --> 05:57.680
‫چی؟ اگه کسی نمی‌تونه بازش کنه،
‫پس چطوری می‌خوایم کاوشش کنیم؟

05:59.070 --> 06:00.870
‫خیلی ساده‌لوحی، گوبتا.

06:00.870 --> 06:01.610
‫شیون!

06:01.610 --> 06:03.260
‫بسپارش به من!

06:03.260 --> 06:05.820
‫با یه ضربه از وسط نصفش می‌کنم!

06:05.820 --> 06:07.610
عمرا بذارم همچین کاری کنی!

06:07.610 --> 06:09.740
‫که این‌طور.

06:10.860 --> 06:13.470
‫این کارِ جادوی باستانیه.

06:13.470 --> 06:18.500
اگه بخوایم با زور بازش کنیم
سیستم دفاعی شهر رو فعال می‌کنه.

06:19.200 --> 06:21.740
‫پس یه تله‌ست برای اینکه مهاجم‌ها رو دور نگه داره؟

06:21.740 --> 06:23.980
‫خوب شد نذاشتیم نصفش کنه.

06:23.980 --> 06:27.190
‫خـ-خب، این فقط یه مکانیزم قدیمی و کهنه‌ست، مگه نه؟

06:27.190 --> 06:31.010
‫درسته! سخته که باور کنیم تله‌ش هنوزم کار می‌کنه!

06:31.380 --> 06:33.240
ولی به نظر من که کار می‌کنه.

06:33.240 --> 06:36.520
‫هر چی نباشه اون جادوی نور
‫بعد از هزار سال، هنوزم داره کار می‌کنه.

06:38.820 --> 06:42.020
‫خب... پس بررسی در رو شروع کنیم؟

06:45.860 --> 06:47.940
‫تا حالا همچین طلسمی رو ندیده بودم.

06:47.940 --> 06:49.400
‫اگه اون بخش‌ها رو بذاریم کنار هم چی؟

06:49.400 --> 06:51.370
‫فکر خوبیه. بیا امتحانش کنیم.

06:51.370 --> 06:55.340
‫میگم... کِلیمن می‌تونسته به طبقه‌ی میانی برسه، درسته؟

06:55.340 --> 06:58.230
پس یعنی ا‫رتباطی به این خرابه‌ها داشته؟

06:58.230 --> 07:02.500
‫هوم... خب، اون همین اواخر به قدرت رسیده بود.

07:02.500 --> 07:05.790
‫بعید می‌دونم ارتباطی با خرابه‌های باستانی داشته بوده باشه.

07:05.790 --> 07:09.880
احتمالا... خودش طلسم روی در رو باطل کرده.

07:09.880 --> 07:13.930
تاجایی که ‫یادمه کِلیمن، ارباب شیاطینی بود
‫که توی این‌جور کارها تخصص داشت.

07:13.930 --> 07:17.930
حالا که اشاره کرد... اون چه‌جور مهارت‌هایی داشت؟

07:17.930 --> 07:19.060
‫پاسخ

07:18.260 --> 07:19.060
‫پاسخ.

07:19.060 --> 07:21.850
‫اون مهارت منحصربه‌فردی
‫به اسم مانیپولاتور(دستکاری‌کننده) داشت.

07:19.060 --> 07:21.850
‫مانیپولاتور

07:21.850 --> 07:25.690
‫این مهارت بهش اجازه می‌داد رگه‌های جادوی
داخل زمین رو بخونه و جریانشون رو کنترل کنه.

07:25.690 --> 07:29.570
هاع...‫ صبر کن ببینم... پس از اونجایی که
من اونو بلعیدمش، منم می‌تونم این کار رو بکنم؟

07:29.570 --> 07:31.450
‫البته که... بله.

07:31.450 --> 07:34.040
‫این کار یکم طول می‌کشه.

07:34.040 --> 07:37.040
‫در این صورت... بهتره که همین‌جا مستقر بشیم.

07:37.040 --> 07:40.200
‫میگم... اشکالی نداره منم یه نگاهی بهش بندازم؟

07:40.500 --> 07:42.210
‫ارباب شیاطین؟

07:46.590 --> 07:48.270
‫گرفتم چیه.

07:48.270 --> 07:52.090
‫طلسم‌های جادویی‌ای که لایه‌لایه
روش سوار شده، بدجوری پیچیده‌ترش کرده.

07:52.420 --> 07:56.000
‫به طور کلی، سه تا طلسم جادویی روی این دره وجود داره...

07:56.000 --> 07:58.260
‫یکیش برای مهروموم کردن دره...

07:58.260 --> 08:02.620
‫یکیشم که انرژی رو از رگه‌های زمین که
توی کل دیوار هستن رو به این سمت هدایت می‌کنه...

08:02.620 --> 08:05.850
و آخری‌هم... یه تله‌ست تا جلوی باز شدن اتفاقی در رو بگیره.

08:07.860 --> 08:10.180
‫مشکل اصلی هم همین تله‌ست.

08:10.180 --> 08:12.770
‫اگه فعال بشه، جریان انرژی‌ای
که از رگه‌های زمین میاد قطع میشه...

08:12.770 --> 08:15.110
‫و نوری که به این طبقه می‌تابه خاموش میشه.

08:15.520 --> 08:19.990
‫بعدش وقتی که همه جا کاملاً تاریک شد، تموم اون
انرژی رو برای نابود کردن مزاحم به کار می‌گیره.

08:19.990 --> 08:23.220
‫و... اینم جدیدترین طلسم جادوییه‌ایه که روش گذاشتن.

08:24.380 --> 08:27.840
‫جانم؟ یه چیزی این وسط قاطی شده که جاش اینجا نیست.

08:31.790 --> 08:34.370
اگه خودم تنها بودم عمراً ازش سر درمی‌آوردم...

08:34.370 --> 08:38.680
ولی با کمک رافائل-سنسه
‫درست مثل حل کردن یه پازل ساده‌ست.

08:39.030 --> 08:42.970
‫اگه این رو بردارم و جادوی درست رو جاش بذارم...

08:44.180 --> 08:45.640
جواب داد!

08:45.640 --> 08:47.440
‫فقط کافیه چند بار دیگه این کار رو تکرار کنیم و...

08:48.860 --> 08:49.600
‫اِ...

08:50.560 --> 08:53.440
گند زدم!

08:53.750 --> 08:57.700
‫اینا کارِ تیم تحقیقاتی بود، ولی انقدر بهم
خوش گذشت که نتونستم جلوی خودمو بگیرم...

08:57.700 --> 08:59.580
‫مثل همیشه بی‌نظیر بودید، ریمورو-ساما!

08:59.580 --> 09:02.660
بالاخره شما هم دل دارید و بعضی وقتا
اینجوری جوگیر می‌شید دیگه.

09:02.660 --> 09:05.460
‫لعنت بهش! حتی گوبتا هم داره بهم تیکه می‌ندازه!

09:05.460 --> 09:07.240
‫این فوق‌العاده‌ست.

09:07.240 --> 09:10.710
‫آره... یه جادوی به این پیچیدگی‌ای رو خیلی راحت...

09:10.710 --> 09:14.700
‫ببخشید بچه‌ها. نمی‌خواستم دست و پا نشسته
بپرم وسط و رشته‌ی افکارتون رو پاره کنم...

09:14.700 --> 09:16.100
‫این چه حرفیه می‌زنید؟!‌

09:16.100 --> 09:16.500
اوهوم!

09:16.500 --> 09:19.660
وقتی که کارتون انقدر خفن بود
چرا نباید رشته‌ی افکارمون پاره بشه؟

09:19.660 --> 09:20.220
‫آره! آره!

09:20.220 --> 09:22.600
ولی چطوری تونستید تحلیلش کنید؟

09:22.600 --> 09:24.980
‫لطفاً بهمون بگید، ارباب شیاطین بزرگ!

09:27.730 --> 09:30.320
‫پس یعنی این الگو بود که داشت مانعش می‌شد؟

09:30.320 --> 09:32.080
‫که اینطور! پس قضیه این بود!

09:32.080 --> 09:33.620
‫واقعاً حرفه‌ای هستن.

09:33.620 --> 09:37.400
‫کنجکاوی و تشنهٔ علم بودنشون رو
به غرورشون ترجیح میدن.

09:37.400 --> 09:41.200
‫من فقط بهشون یه سرنخ دادم
و اونا سریع گرفتن چی به چیه.

09:48.250 --> 09:49.880
‫همه‌شون باز شدن!

09:49.880 --> 09:52.380
بجنب بریم!... ریمورو!

09:52.380 --> 09:53.740
‫آره.

09:53.740 --> 09:55.630
‫البته، منم دلم می‌خواد همین رو بگم...

09:55.630 --> 09:57.630
‫ولی دیگه داره هوا تاریک میشه.

09:58.020 --> 10:00.880
بهتره کاوش اصلی رو بذاریم برای فردا.

10:09.390 --> 10:12.590
‫واقعاً با سطح زمین هماهنگه.

10:13.770 --> 10:17.400
‫نظرت چیه، میلیم؟
‫کسی توی تیم مشکوک می‌زد؟

10:17.990 --> 10:20.530
‫نه، من که چیزی متوجه نشدم.

10:20.530 --> 10:22.500
‫کاگالی-سان چی؟

10:22.500 --> 10:24.720
‫سعی نکرد با بیرون ارتباطی برقرار کنه؟

10:24.720 --> 10:25.910
‫نه اصلاً.

10:25.910 --> 10:29.790
‫اگه از تله‌پاتی یا تماس جادویی
‫استفاده می‌کرد، حتماً می‌فهمیدم.

10:30.200 --> 10:34.290
‫پس... فکر کنم که باید خیال‌مون
از بابت اعضای تیم راحت باشه.

10:34.290 --> 10:35.430
‫گزارش.

10:35.430 --> 10:37.210
‫نمی‌شه با اطمینان کامل اینو گفت.

10:37.210 --> 10:39.370
‫اگه کریدورهای روحشون(مسیر های روحیشون)
به هم متصل باشد....

10:39.370 --> 10:42.200
‫می‌تونن مسیر‌های ارتباطی پنهانی ایجاد کنند.

10:42.200 --> 10:44.630
‫پس انگار هنوز نمی‌تونیم شل بگیریم.

10:45.480 --> 10:47.780
‫خب... حالا هرچی فکر کنم که دیگه وقت خوابه.

10:47.780 --> 10:52.030
‫چی؟! ولی من واسه فردا انقدر هیجان دارم
‫که اصلاً خوابم نمی‌بره!

10:52.030 --> 10:53.940
‫فکر کردی اومدیم اردو؟!‌

10:56.690 --> 10:59.190
‫نگهبانی دادن

11:07.660 --> 11:10.080
‫جواب داد.

11:10.080 --> 11:11.420
‫دست مریزاد!

11:19.920 --> 11:22.800
‫هوای اینجا یهویی خیلی سنگین شد.

11:22.800 --> 11:26.100
‫یه جورایی شبیه دانجون(سیاه‌چال) تمپسته.

11:29.780 --> 11:33.490
‫مدام با حس جادویی بررسی می‌کنم
اما مثل یه هزارتوئه.

11:33.490 --> 11:37.820
‫شاید خودِ طبقهٔ‌ی میانی، یه جور
سیستم دفاعی برای دور کردن مزاحم‌ها باشه.

11:43.600 --> 11:44.570
‫برگام!

11:46.980 --> 11:50.670
‫به نظر میاد این نقاشی دیواری، سبک زندگی
‫مردم اون دوران رو نشون میده.

11:50.670 --> 11:52.400
چقدر خوب سالم مونده.

11:52.400 --> 11:54.960
خود ‫همین نقاشی به عنوان یه اثر هنری کلی ارزش داره.

11:56.020 --> 11:57.840
‫آدم رو به فکر فرو می‌بره، مگه نه؟

11:58.230 --> 12:02.070
‫داریم با تمدن باستانی‌ای ارتباط برقرار می‌کنیم...

12:02.070 --> 12:04.570
‫که تا قبل از این فقط توی افسانه‌ها درباره‌ش شنیده بودیم.

12:07.260 --> 12:08.850
‫وقتی این‌طوری میگی...

12:09.440 --> 12:13.350
یجورایی ‫منو یاد گذشته می‌ندازه.

12:14.960 --> 12:15.850
‫درسته.

12:16.550 --> 12:21.400
‫میلیم بعد از کشته شدن همزاد اژدهاش،
‫به عنوان ارباب شیاطین بیدار شد.

12:22.030 --> 12:25.940
‫برای ما... این قضیه انقدر قدیمیه که
‫شبیه به یه افسانه‌ست...

12:25.940 --> 12:28.920
‫اما برای میلیم، یه خاطرهٔ واقعیه.

12:30.070 --> 12:31.010
‫میلیم.

12:31.810 --> 12:34.500
‫گشنت نیست؟ بیا ناهار بخوریم.

12:36.120 --> 12:37.880
‫پایه‌ام!

12:40.180 --> 12:41.710
خیل خب، بیاین بخوریم.

12:42.060 --> 12:44.340
‫ولی... چطوری می‌خوایم آتیش روشن کنیم؟

12:44.340 --> 12:45.760
‫آم...

12:45.760 --> 12:47.760
‫اگه ناهار می‌خواین...

12:49.940 --> 12:54.520
من ‫از رئیس دارک الف‌ها خواستم که
برامون ناهار بسته‌بندی کنه!

12:54.520 --> 12:58.000
‫صبر کن ببینم! این سوپ که داغِ داغه!

12:58.000 --> 12:59.770
‫این که گوشت خشک‌شده نیست!

12:59.770 --> 13:02.030
‫خیلی خوشمزه‌ست!

13:02.500 --> 13:05.340
‫ولی... این همه غذا رو کجا نگه داشته بودید؟

13:05.340 --> 13:07.660
ای بابا، نمی‌خواد نگران اونش باشید.

13:07.660 --> 13:10.020
‫توی شکمم نگهشون داشته بودم...

13:10.020 --> 13:13.910
ولی اگه این رو بهشون بگم و براشون
سوءتفاهم بشه، اشتهاشون کور میشه.

13:14.420 --> 13:18.920
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم توی این خرابه‌ها
‫بتونم همچین غذای لذیدی بخورم.

13:18.920 --> 13:23.670
‫راستش درواقع... دلم نمی‌خواست اینجا آتیش روشن کنم.

13:23.960 --> 13:26.170
‫اوه... چرا؟

13:26.560 --> 13:29.500
‫خب، یه بخشیش به خاطر مسائل ایمنیه...

13:29.500 --> 13:33.220
ولی بیشتر بخاطر اینه که نمی‌خواستم
‫میراث مردم باستان دودی و سیاه بشه.

13:33.220 --> 13:36.940
‫دوست دارم تا جایی که میشه
این آثار رو سالم نگه دارم.

13:37.870 --> 13:39.440
‫که اینطور...

13:40.260 --> 13:42.500
‫واقعاً باید ازتون الگو بگیرم.

13:44.460 --> 13:49.450
‫بعد از اون... کاوش جدی‌مون رو توی
طبقهٔ میانی شروع کردیم.

13:49.450 --> 13:53.330
‫تیم تحقیقاتی‌مون واقعاً خیلی کنجکاو و پیگیرن.

13:54.170 --> 13:56.390
‫وقتی باهاشون راجب...

13:56.390 --> 13:59.780
‫طراحی هزارتویی مثل طبقهٔ میانی و
‫استراتژی‌های فتح سیاه‌چالمون حرف زدم...

13:59.780 --> 14:01.840
‫حسابی جذبش شدن.

14:02.190 --> 14:05.070
‫به لطف این قضیه، تونستیم نقشهٔ کل منطقه رو بکشیم...

14:05.070 --> 14:08.590
‫و رد شدن از طبقهٔ میانی برامون مثل آب خوردن شد.

14:08.590 --> 14:11.090
‫بعدش... توی سومین روز از کاوشمون...

14:11.090 --> 14:15.120
‫به دری رسیدیم که به طبقه‌ی زیرین راه داشت.

14:16.450 --> 14:19.220
‫سیستمش مثل همونیه که توی طبقهٔ بالا بود...

14:19.220 --> 14:21.730
ولی طلسم‌های جادوییش فرق دارن.

14:22.340 --> 14:24.940
‫نمی‌خوام بعد از این همه راهی که اومدیم
یه وقت تله‌ای رو فعال کنیم.

14:24.940 --> 14:26.610
‫بیاین با حوصله بررسیش کنیم.

14:27.300 --> 14:30.360
‫همگی، موافقین یه کم استراحت کنیم؟

14:30.360 --> 14:33.120
‫اوه، خیلی ازتون ممنونم!

14:33.120 --> 14:35.410
‫بالاخره به طبقهٔ زیرین رسیدیم.

14:35.410 --> 14:38.310
‫نه، با توجه به چیدمان اون طلسم‌های جادویی...

14:38.310 --> 14:42.120
‫محض احتیاط حواسم رو جمع کردم،
‫اما کسی مشکوک به نظر نمی‌رسه.

14:42.120 --> 14:45.170
‫اگه کسی می‌خواست کاری بکنه،
‫فکر کنم باید تاحالا دیت به کار می‌شد...

14:45.540 --> 14:48.880
‫شاید چون میلیم اینجاست این‌دفعه رو بی‌خیال شدن؟

15:04.030 --> 15:06.240
‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟

15:06.240 --> 15:08.880
دیگه ‫وقتی برای وسواس به خرج دادن
روی انتخاب روش‌ها نداریم.

15:11.380 --> 15:12.910
‫تموم اقدامات لازم برای مهار کردن...

15:12.910 --> 15:15.600
قدرت ارباب شیاطین، ریمورو، انجام شده.

15:24.480 --> 15:27.820
با اینکه ‫خیلی وقت پیش مهر و موم شده بود...

15:27.820 --> 15:31.010
ولی هنوز هم لبریز از کینه‌ست.

15:31.700 --> 15:33.080
‫در این صورت...

15:47.650 --> 15:49.150
‫او... اون دیگه چی بود؟!

15:49.150 --> 15:51.030
‫زلزله‌ست؟

15:51.730 --> 15:53.660
‫نه، این...

15:58.540 --> 16:02.790
‫حالا، تاجایی که می‌تونی به خواست طمعت وحشی‌گری کن.

16:19.850 --> 16:21.570
‫اون دیگه چی بود؟

16:21.570 --> 16:24.350
‫حس بدی راجب این قضیه دارم...

16:24.640 --> 16:28.610
حسش جوری بود که ‫انگار موج انرژی عظیمی
‫روی سطح زمین آزاد شد.

16:30.060 --> 16:32.140
‫ورود متجاوزان به آمریتا شناسایی شد.

16:32.140 --> 16:33.240
‫نابودشون کنید.

16:33.240 --> 16:35.410
‫ورود متجاوزان به آمریتا شناسایی شد.

16:35.410 --> 16:36.750
‫نابودشون کنید.

16:36.750 --> 16:38.320
‫سیستم دفاعی خودش فعال شد؟!

16:38.680 --> 16:39.620
‫گزارش.

16:39.620 --> 16:41.780
‫سیگنال خصومت‌آمیزی شناسایی شد.

16:41.780 --> 16:43.570
‫یک متجاوز وارد خرابه‌ها شده.

16:43.570 --> 16:45.870
‫پس واقعاً... منتظر یه فرصت مناسب بودن!

16:46.250 --> 16:47.850
‫میلیم، تو چیزی حس می‌کـ...

16:49.680 --> 16:50.640
‫میلیم؟

16:53.310 --> 16:55.510
‫ریمورو، متاسفم.

16:56.080 --> 16:57.760
‫یه کار فوری برام پیش اومده.

16:59.120 --> 17:00.010
‫میلیم!

17:00.870 --> 17:02.450
یعنی چه خبر شده...

17:19.020 --> 17:20.830
‫یه لحظه صبر کن ببینم! اون...

17:21.200 --> 17:22.020
‫گزارش.

17:22.020 --> 17:25.180
‫اون اژدهای باستانیه‌ایه که ارباب شیاطین میلیم
خیلی وقت پیش مهرومومش کرده بود...

17:25.180 --> 17:26.580
‫اژدهای آشوب.

17:27.800 --> 17:29.080
‫ریمورو-ساما!

17:29.080 --> 17:30.250
اونا ‫گولم‌ هستن!

17:33.670 --> 17:35.630
‫اینا رو بسپرید به ما!

17:35.630 --> 17:36.900
‫رانگا-سان!

17:36.900 --> 17:37.750
‫حله!

17:50.940 --> 17:53.320
‫این‌طوری به جایی نمی‌رسیم!

18:07.180 --> 18:08.710
‫همه... زود برین داخل!

18:08.710 --> 18:10.210
انقدر سریع بازش کرد...

18:10.210 --> 18:12.350
شماها هم فعلاً عقب‌نشینی کنین!

18:12.350 --> 18:13.840
‫فهمیدم!

18:16.480 --> 18:19.840
‫پس اینجا... طبقه زیرینه...

18:22.380 --> 18:23.600
‫ریمورو-ساما!

18:23.600 --> 18:25.600
‫دارن دنبالمون میان!

18:29.980 --> 18:31.670
‫همه برین جلوتر!

18:32.730 --> 18:35.730
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم که اژدهای آشوب رو احضار کنن.

18:36.590 --> 18:38.180
‫اژدهای آشوب؟!

18:38.180 --> 18:40.240
‫اون هیولا، اونم توی این دوره زمونه؟!

18:40.240 --> 18:43.990
‫آره. فکر کنم میلیم رفت تا جلوش رو بگیره.

18:44.470 --> 18:49.250
یعنی ‫می‌خوان به قیمت عصبانی کردن میلیم،
منو تنها گیر بندازن؟

18:49.550 --> 18:53.030
‫ظاهراً واقعاً حاضرن برای رسیدن به هدفشون
دست به هر کاری بزنن.

18:53.720 --> 18:55.840
‫ببخشید که شما رو هم درگیر این قضیه کردم.

18:56.310 --> 18:59.050
‫به نظر میاد دشمن‌های زیادی دارید... ریمورو-ساما.

18:59.410 --> 19:02.050
‫البته این اصلاً چیزی نبود که خودم بخوام.

19:02.430 --> 19:07.310
‫پادشاهی فالموث، ارباب شیاطین کِلیمن، هیناتای قدیس...

19:07.310 --> 19:10.480
‫همیشه طرف مقابل بوده که اومده سراغم.

19:10.480 --> 19:12.900
‫منم فقط جوابشون رو دادم.

19:13.470 --> 19:15.750
‫راهی هست که بشه بدون تکیه به
‫قدرت نظامی حلش کرد؟

19:15.750 --> 19:19.150
‫اگه یکی از طرفین کوتاه بیاد، ممکنه.

19:19.460 --> 19:22.910
‫ولی... مطمئنم که اونا هم دلیل
خودشون رو برای جنگیدن دارن...

19:23.430 --> 19:25.410
و ‫منم نمی‌تونم عقب‌نشینی کنم.

19:25.860 --> 19:28.240
‫چون این یعنی نابودی دوستام توی تمپست.

19:32.120 --> 19:34.630
‫مثل اینکه همه‌شون رو نابود کردیم.

19:35.710 --> 19:40.400
‫اما اگه دنبال راهی برای بهبود روابط باشیم
شاید بشه از جنگیدن جلوگیری کرد...

19:40.400 --> 19:41.480
غیرممکنه.

19:42.440 --> 19:43.780
‫کاملاً غیرممکنه.

19:45.350 --> 19:47.940
‫طمع انسان بی‌پایانه.

19:47.940 --> 19:51.640
‫اگه حریفش کوتاه بیاد...
خواسته‌هاش حتی بیشتر هم می‌شه.

19:52.090 --> 19:54.070
‫آدمیزاد همچین موجودیه.

19:55.000 --> 19:58.650
‫انگار هم‌عقیده‌ایم.
‫من ارباب شیاطین ریمورو هستم.

19:59.020 --> 20:02.570
‫از ملاقاتت خوشبختم، ارباب شیاطین ریمورو.

20:02.570 --> 20:06.660
‫من ماریابل روتزو هستم... دشمنت.

20:06.970 --> 20:08.470
‫دشمن... هاع؟

20:09.200 --> 20:12.540
‫یه چیزی هست که می‌خوام امتحان کنم... اشکالی نداره؟

20:12.820 --> 20:14.420
یعنی چی می‌تونه باشه؟

20:15.060 --> 20:16.900
‫برای من کار کن.

20:16.900 --> 20:19.920
اگه ‫این کار رو بکنی می‌تونیم از وقوع
هر جنگ بی‌موردی جلوگیری کنیم.

20:20.260 --> 20:22.500
‫این دقیقاً همون چیزیه که من باید بهت بگم.

20:23.080 --> 20:25.930
‫این تویی که باید برای من کار کنی.

20:26.550 --> 20:29.580
‫سیاست‌های تو و من با هم جور درنمیاد.

20:29.580 --> 20:33.490
‫روش‌های تو یعنی... خیلی از مردمت باید زجر بکشن...

20:33.490 --> 20:36.690
‫تا فقط از یه عده‌ی خاص محافظت بشه.

20:37.110 --> 20:40.560
ایکنه ضعیف‌ها برده‌ی قویترها هستن قانون طبیعته.

20:40.560 --> 20:43.190
‫مگه بین هیولاها هم قانون بقای قویتر ها حاکم نیست؟

20:44.030 --> 20:45.690
‫درسته.

20:45.690 --> 20:49.070
‫اما... مسئله اینه که من از این ایده متنفرم.

20:49.620 --> 20:53.750
‫قبول دارم که... شاید بعضی‌ها
هر کاری هم که بکنی بی‌فایده باشن...

20:53.750 --> 20:58.020
‫اما ارزش یه آدم چیزی نیست
‫که بشه راحت انداختش دور.

20:58.020 --> 21:00.790
‫آدم‌ها پتانسیل بی‌نهایتی دارن.

21:00.790 --> 21:06.340
‫ولی... روش تو حتی... یه فرصت هم بهشون نمی‌ده.

21:06.340 --> 21:09.350
‫فکر نمی‌کنی این هدر دادن استعدادهاست؟

21:10.810 --> 21:14.100
‫مسخره‌ست. واقعاً مسخره‌ست.

21:14.890 --> 21:17.860
‫آدم‌ها از لحظه‌ی تولدشون باهم فرق دارن.

21:17.860 --> 21:20.680
‫این یه امر کاملاً طبیعیه.

21:20.680 --> 21:25.300
‫این ایده که همه باید برابر باشن،
یا یه خیال‌بافی بچگانه‌ست...

21:25.300 --> 21:27.610
‫یا آرزوی کسایی که هیچی ندارن.

21:27.610 --> 21:31.120
هیچ‌وقت ‫فکرشو نمی‌کردم که
یه ارباب شیاطین این‌قدر رویاپرداز باشه.

21:32.020 --> 21:34.620
‫بذار بهت یاد بدم حقیقت چیه.

21:37.220 --> 21:38.370
‫یوکی-ساما؟!

21:38.370 --> 21:40.880
‫امکان نداره... اما چرا؟

21:40.880 --> 21:44.570
یوکی-ساما! تو بهمون خیانت کردی؟!

21:47.760 --> 21:52.030
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست. بیا یه بار برای همیشه
معلوم کنیم که حق با کیه.

21:52.030 --> 21:53.080
‫رافائل.

21:53.080 --> 21:53.890
‫مفهوم شد.

21:53.890 --> 21:56.560
‫تغییر وضعیت به حالت مبارزه‌ی همه‌جانبه.

22:00.000 --> 22:12.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

22:00.000 --> 22:12.000
P.R\h:مترجم

22:00.000 --> 22:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

22:01.940 --> 22:06.690
‫شاید هیچ‌وقت روزی نرسه که
‫همه‌ی آدم‌ها همدیگه رو درک کنن.

22:08.210 --> 22:12.580
‫اما خود این موضوع... یه گواهی بر تنوع بشریته.

22:13.670 --> 22:17.080
‫ما موجوداتی هستیم که توی مسیر تکامل...
با خودمون تضاد داریم.

22:17.540 --> 22:19.550
‫و فقط کسی که اینجا برنده بشه...

22:19.550 --> 22:23.200
‫می‌تونه ادعا کنه که حق با اون بوده.

23:55.350 --> 23:58.160
‫قسمت بعد: «فرمانروای طمع».

23:55.980 --> 24:00.060
فرمان‌روایی

23:55.980 --> 24:00.060
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

23:55.980 --> 24:00.060
طمع
