WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:01.290 --> 00:05.000
‫فکرشم نمی‌کردم یه ارباب شیاطین
‫این‌قدر خیال‌باف باشه.

00:05.940 --> 00:08.250
‫بذار بهت یاد بدم واقعیت چجوریه.

00:08.810 --> 00:12.760
‫دیگه چاره‌ای نیست. بیا یه بار برای همیشه
‫معلوم کنیم حق با کیه.

00:18.780 --> 00:21.020
‫حریفتو منم.

00:21.020 --> 00:23.220
‫اوه؟ چه جالب.

00:23.220 --> 00:26.210
‫هر کسی که اونقدر ضعیف‌ باشه
‫که بذاره کنترلش دست بقیه بیفته...

00:26.210 --> 00:28.530
‫عمرا حریف من بشه!

00:31.140 --> 00:33.010
‫تغییر شکل!

00:35.980 --> 00:37.990
‫منم یکی از چهار فرمانده‌ی ارشدم!

00:37.990 --> 00:40.490
‫من و رانگا-سان داشتیم کلی تمرین می‌کردیم—

00:42.910 --> 00:45.220
‫گرگینه‌ی کثیفی که با یه ارباب شیاطین همدست شدی!

00:45.220 --> 00:47.170
‫حریف تو منم!

00:47.930 --> 00:49.790
‫من هنوز حرف زدنم تموم نشده بودا!

00:52.330 --> 00:55.170
‫ارباب شیاطین ریمورو،
‫طعم انتقام رو می‌چشی.

00:55.910 --> 00:58.680
‫یعنی اون شوالیه... از من کینه به دل داره؟

01:00.450 --> 01:05.180
‫و حالا ماریابل داره از حس انتقامش
‫سوء استفاده می‌کنه تا ازش کار بکشه؟

01:06.260 --> 01:07.770
‫برو، گای.

01:07.770 --> 01:10.300
‫ارباب شیاطین ریمورو رو نابود کن.

01:14.690 --> 01:15.610
‫گای؟

01:16.070 --> 01:18.740
‫همون یارو که خیلی ادعاش می‌شد؟

01:20.530 --> 01:22.870
‫که این‌طور، پس اون از قبل...

01:28.550 --> 01:30.910
‫دلت می‌خواست با من بجنگی، مگه نه؟

01:31.380 --> 01:35.130
‫خوش به حالت که... قبل از مردنت به آرزوت رسیدی.

01:35.660 --> 01:39.000
‫غیرممکنه... این دیگه چه قدرتیه؟

01:39.000 --> 01:40.470
‫منظورت چیه؟

01:40.470 --> 01:43.760
‫هنوز حتی نفهمیدی که با کی در افتادی؟

01:47.770 --> 01:51.520
‫نفر بعدی تویی، ماریابل روتزو.

01:52.320 --> 01:54.880
‫قراره غذای من بشی.

03:26.830 --> 03:31.620
<b>‫قسمت ۸۲: فرمانروای طمع</b>

03:32.440 --> 03:35.310
‫چطور ممکنه گای به این راحتی شکست بخوره؟

03:36.190 --> 03:40.600
‫من کل روحش رو فدا کردم
‫تا به بیشترین قدرت ممکن برسونمش.

03:40.600 --> 03:44.530
‫فکر می‌کردم این‌طوری مب‌تونم وقت بخرم
‫تا بتونم ارباب شیاطین رو کنترل کنم...

03:44.530 --> 03:46.220
‫ولی خیلی ساده‌لوح بودم.

03:47.200 --> 03:48.350
‫با این حال...

03:50.820 --> 03:51.690
‫گزارش.

03:51.690 --> 03:56.470
‫فردی به نام ماریابل روتزو 
‫یک تماس جادویی برقرار کرده است.

03:56.470 --> 03:58.520
‫احتمال می‌دم که اون به شخصی
‫بیرون از اینجا دستوراتی داده باشد.

04:00.350 --> 04:02.820
‫بـ...بدنم خیلی سنگین شده!

04:04.400 --> 04:07.240
‫این حس رو... خیلی‌ خوب یادمه...

04:07.570 --> 04:09.280
‫هولی فیلد(میدان مقدس)، هاه؟

04:09.280 --> 04:11.980
‫درسته. کاملاً درسته.

04:11.980 --> 04:17.750
‫خوب می‌دونم که توی نبرد مستقیم
‫هیچ شانسی جلوی تو نداریم.

04:18.140 --> 04:22.040
‫اما حالا معلوم شد که زیادی به قدرتت مغرور شدی...

04:22.040 --> 04:25.260
‫و بی‌دفاع جلوی من ایستادی.

04:25.820 --> 04:28.040
‫همین اشتباه به قیمت جونت تموم می‌شه.

04:29.060 --> 04:32.470
‫باید تفاوت بین عقل انسان‌ها و هیولا‌ها رو یاد بگیری.

04:32.860 --> 04:34.350
‫حق با من بود.

04:36.620 --> 04:38.730
‫می‌دونستم این کارو می‌کنی.

04:39.490 --> 04:40.860
‫و از قبل هم می‌دونستیم که گرانویل...

04:40.860 --> 04:43.820
‫یکی از روحانیون هفت روزه‌ی کلیسای مقدس غربی بوده.

04:44.300 --> 04:47.070
‫مطمئنم که فکر می‌کنی تونستی منو توی تله بندازی...

04:47.070 --> 04:49.070
‫اما منم همین کار رو باهات کردم.

04:49.070 --> 04:53.200
‫خودم رو طعمه کردم تا بکشونمت اینجا.

04:53.200 --> 04:54.980
‫می‌دونستم که اگه بخوای من رو کنترل کنی...

04:54.980 --> 04:57.960
‫مجبوری خودت شخصا بیای سراغم.

05:00.100 --> 05:03.060
‫که این‌طور. پس قضیه اینه.

05:03.060 --> 05:06.590
‫اونی که به قدرتش مغرور شده بود من بودم.

05:07.070 --> 05:10.800
‫فکر این‌که بتونم یه ارباب شیاطین رو
‫کنترل کنم فقط یه خواب و خیال واهی بود.

05:11.280 --> 05:12.880
‫هرچند که خوشم نمیاد اعتراف کنم، ولی...

05:12.880 --> 05:16.600
‫آزاد گذاشتن همچین موجود خطرناکی حماقت محضه.

05:16.940 --> 05:18.600
‫پس چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

05:19.700 --> 05:21.490
‫دیگه جدی شدم.

05:21.490 --> 05:24.610
‫هر چیزی که دارم رو برای کشتنت می‌ذارم وسط.

05:25.060 --> 05:28.610
‫خوبه. منم با تموم وجودم باهات می‌جنگم.

05:35.540 --> 05:37.630
‫تقاضای مرگ کن!

05:37.630 --> 05:39.420
‫لاست انتروپی(آخرین آشفتگی)!

05:43.490 --> 05:44.300
‫ریمورو-ساما!

05:44.300 --> 05:46.760
‫تو این اوضاع وقت داری نگران بقیه باشی؟

05:50.780 --> 05:52.500
‫چه ناامیدکننده.

05:52.500 --> 05:55.770
‫هیچ‌کس، هر چقدر هم قوی باشه،
‫نمی‌تونه میلش به زندگی رو رها کنه.

05:56.190 --> 05:58.850
‫بخاطر همینه که من شکست‌ناپذیرم.

05:59.140 --> 06:01.760
‫هیچ‌چیزی قوی‌تر از طمع من وجود نداره.

06:02.640 --> 06:04.100
‫که اینطور.

06:05.180 --> 06:09.850
‫همه‌ی موجودات زنده به صورت غریزی، میل به زندگی دارن...

06:09.850 --> 06:12.000
‫و مهارت تو این رو برعکس می‌کنه.

06:12.570 --> 06:15.080
‫قطعاً این قوی‌ترین مهارتیه که ممکنه وجود داشته باشه.

06:15.430 --> 06:16.870
‫امکان نداره...

06:17.270 --> 06:21.880
‫ولی این فقط بین مهارت‌های منحصربه‌فرد قوی‌ترینه.

06:21.880 --> 06:26.850
‫تایید شد. این مهارت روی ارباب که به
‫مهارت‌های نهایی دست پیدا کرده، بی‌تاثیره.

06:26.850 --> 06:29.340
‫این موضوع به قدرت روح فرد بستگی داره.

06:29.340 --> 06:34.640
‫بنابراین، فردی به نام ماریابل روتزو
‫هیچ شانسی برای پیروزی نداره.

06:35.390 --> 06:38.920
‫حیف شد. تحلیلم کامل شد.

06:38.920 --> 06:42.020
‫دیگه قدرت‌هات روی من اثری نداره.

06:43.340 --> 06:45.850
‫چطور می‌تونی تا این حد دیوانه باشی؟

06:47.340 --> 06:49.510
‫دیگه سر راهم سبز نشو، ماریابل.

06:49.510 --> 06:51.660
‫این آخرین هشدارمه.

06:52.290 --> 06:56.110
‫اگه مثل یه دختر معمولی به زندگیت ادامه بدی، نمی‌کشمت.

06:58.710 --> 07:01.220
‫من نباید ببازم.

07:01.220 --> 07:05.670
‫هیچ راه دیگه‌ای برام نمونده
‫جز این‌که ارباب شیاطین ریمورو رو شکست بدم.

07:05.670 --> 07:10.750
‫کشورهای غربی... و کل دنیا...فقط و فقط متعلق به منه!

07:12.340 --> 07:14.930
‫بیشتر. بیشتر می‌خوام!

07:18.520 --> 07:21.100
‫حتی اگه به قیمت همه‌چیزم تموم بشه...

07:21.100 --> 07:23.480
‫پیروزی مال من میشه!

07:24.490 --> 07:28.530
‫که اینطور... پس این‌طوری گای رو تقویت کرده بود.

07:29.100 --> 07:29.900
‫نه...

07:30.180 --> 07:31.090
‫گزارش.

07:31.090 --> 07:34.250
‫توانایی فیزیکی فردی به نام ماریابل روتزو...

07:34.250 --> 07:38.410
‫همراه با قدرت مهارت منحصربه‌فردش
‫یعنی طمع... در حال افزایشه.

07:38.410 --> 07:40.790
‫اون... داره قدرت مهارتش رو تقویت می‌کنه؟

07:40.790 --> 07:43.620
‫بمیر، ارباب شیاطین ریمورو!

07:57.960 --> 08:00.560
‫بهت که گفتم، حمله‌هات روی من اثری نداره.

08:08.630 --> 08:10.780
‫یه مرگ بدون درد بهت هدیه می‌دم.

08:11.220 --> 08:13.300
‫وقتی که درون منی، به کارهایی که کردی فکر کن.

08:21.500 --> 08:22.550
‫شیون!

08:30.010 --> 08:31.550
‫یوکی-ساما!

08:36.620 --> 08:37.970
‫یوکی.

08:44.020 --> 08:45.890
‫دست‌کم گرفته بودمت.

08:45.890 --> 08:48.810
‫فکر نمی‌کردم مالی باشی، ارباب شیاطین ریمورو.

08:48.810 --> 08:52.360
‫فکر نمی‌کردم بتونی من رو تا این حد تحت فشار بذاری.

08:52.640 --> 08:53.590
‫گزارش.

08:53.590 --> 08:57.200
‫قدرت فردی به نام یوکی کاگورازاکا
‫به‌طور چشمگیری افزایش یافته.

08:57.200 --> 09:01.900
‫فردی به نام ماریابل روتزو از طریق
‫مهارت منحصربه‌فردش، طمع...

09:01.900 --> 09:04.000
‫قدرت خودش رو به اون منتقل کرده.

09:04.360 --> 09:06.000
‫چه دردسری شد.

09:06.430 --> 09:09.170
‫این حرفت رو به عنوان تعریف در نظر می‌گیرم.

09:19.680 --> 09:21.890
‫خیلی دل و جرات داری که توی این اوضاع
‫وقت می‌کنی به اطرافت نگاه کنی.

09:21.890 --> 09:23.310
‫این‌بار دیگه جدی‌ام.

09:27.660 --> 09:28.590
‫شوک.

09:28.590 --> 09:31.150
‫سد دفاعی همه‌جانبه‌ی اوریل شکسته شد.

09:31.840 --> 09:33.570
‫داری شوخی می‌کنی؟!

09:33.570 --> 09:35.890
‫حدس میزنم بدن فردی به نام یوکی کاگورازاکا...

09:35.890 --> 09:39.450
‫دارای ساختار ویژه‌ای به نام آنتی اسکیل(ضد مهارت) باشه.

09:40.570 --> 09:44.240
‫یعنی... نه تنها دفاع مطلق من روش اثر نداره...

09:44.240 --> 09:47.460
‫بلکه می‌تونه تقریباً تموم حمله‌هام رو هم بی‌اثر کنه؟!

09:47.460 --> 09:51.030
‫تایید می‌شه. ضد مهارت یک ساختار روحی هستش.

09:51.030 --> 09:53.030
‫که جادو و مهارت‌ها رو باطل می‌کنه.

09:53.030 --> 09:55.640
‫یعنی تکنیک‌های رزمی هنوز روش کارسازن؟

09:55.640 --> 09:58.840
‫در ضمن، چطور ممکنه بتونه یه مهارت نهایی رو خنثی کنه؟!

09:59.190 --> 10:04.100
‫تو...اگه درست یادم باشه گفتی هیچ مهارت
‫منحصربه‌فرد یا قدرت خاصی بهت نرسیده.

10:04.450 --> 10:06.480
‫دروغم نگفتم بهت.

10:06.480 --> 10:10.100
‫بهت گفتم که توانایی‌های فیزیکیم فوق‌العاده‌ان، نگفتم؟

10:10.540 --> 10:11.520
‫مرتیکه...

10:15.180 --> 10:19.320
‫ترجیح می‌دادم وقتی که تحت کنترل کسی هستی نکُشمت...

10:19.320 --> 10:20.640
‫اما چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

10:25.830 --> 10:29.110
‫هــــه... عجب شمشیر معرکه‌ای داری.

10:29.110 --> 10:31.540
‫اگه مُردی ار من کینه به دل نگیر.

10:34.540 --> 10:37.050
‫این حرفیه که من باید بهت بزنم.

10:44.510 --> 10:46.760
‫گرن مستر(رئیس بزرگ)... چرا...؟

10:46.760 --> 10:49.880
‫به نظر می‌رسید داره دستورات اون
‫دختربچه رو اجرا می‌کنه.

10:49.880 --> 10:51.860
‫یعنی ما بازیچه‌ش شده بودیم؟

10:51.860 --> 10:52.650
‫امکان نداره!

10:53.230 --> 10:56.020
‫یوکی-ساما عمرا به ما خیانت کنه!

10:56.660 --> 10:59.530
‫مطمئنم... برای این کارش دلیلی داره.

10:59.920 --> 11:04.250
‫د-درسته! حتماً یه دلیلی داره که نمی‌تونه به ما بگه!

11:04.860 --> 11:06.280
‫درسته...

11:23.640 --> 11:25.550
‫حالا باید چیکار کنم؟

11:25.550 --> 11:28.350
‫عالی می‌شد اگه می‌تونستم
‫اثر مداخله‌‌ی ذهنی رو از روش بردارم...

11:28.650 --> 11:29.540
‫گزارش.

11:29.540 --> 11:32.940
‫مسیر مداخله توسط ضدمهارت مسدود شده.

11:33.480 --> 11:34.440
‫حدس می‌زدم.

11:38.700 --> 11:42.400
‫درمورد من... فقط وقتی که با ضربه زدن معمولی
‫حمله می‌کنم، مهارت‌هام روی ضربه‌ام تاثیر می‌ذارن.

11:43.660 --> 11:46.070
‫این یعنی... حملاتم روی اون کارساز نیستن.

11:46.070 --> 11:47.280
‫حداقل اینکه، نباید کارساز باشن...

11:50.130 --> 11:54.120
‫یعنی برای اینکه جلوی ضربه‌هام رو بگیره داره
‫جاخالی میده یا از سلاح استفاده می‌کنه؟

11:54.120 --> 11:55.050
‫گزارش.

11:55.050 --> 11:58.010
‫ضدمهارت روی سلاح‌ها اعمال نمی‌شه.

11:58.010 --> 11:59.000
‫حق با من بود...

11:59.390 --> 12:02.090
‫حمله‌های فیزیکی با سلاح باید روش کارساز باشن!

12:02.090 --> 12:05.010
‫که یعنی... هر حمله‌ای که اون با سلاحش انجام بده...

12:08.930 --> 12:11.020
‫گارد پایینه‌ها، ریمورو-سان.

12:17.940 --> 12:21.990
‫حیف شد. اگه با دست خالی
‫بهم ضربه می‌زدی بیشتر دردم میومد.

12:21.990 --> 12:24.250
‫امکان نداره! یعنب اون کارش عمدی بود؟!

12:24.250 --> 12:25.610
‫این دیگه خیلی دیوونگیه!

12:28.460 --> 12:33.500
‫سلاح‌های یوکی نمی‌تونن دفاع مطلق من رو بشکنن!

12:33.500 --> 12:35.370
‫استورم بریک(طوفان‌شکن)!

12:54.270 --> 12:56.700
‫اون حمله... ترکیبی از ضربه شمشیر...

12:56.700 --> 13:00.380
‫و جادوی طوفانِ مهارت نهایی من... یعنی ولدورا بود.

13:00.380 --> 13:01.350
‫گزارش.

13:01.350 --> 13:06.150
‫برخی از اثرات تکنیک اعمال‌شده
‫توسط ضدمهارت خنثی شدند.

13:06.590 --> 13:09.680
‫اشکالی نداره. نمی‌خوام بکشمش.

13:14.340 --> 13:20.420
‫جادوی طوفان بدن رو از طریق زخم‌های باز
‫بافت‌های بدن رو نابود می‌کنه و بدن رو تحلیل میده.

13:21.100 --> 13:26.090
‫اما چون ضدمهارت داری... نباید جونت به خطر بیفته.

13:27.890 --> 13:29.340
‫ارزیابی.

13:31.930 --> 13:35.850
‫واقعا... تا اعماق وجودش به طمعِ ماریابل آلوده شده.

13:35.850 --> 13:38.730
‫نتونستم اثر مداخله ذهنی رو باطل کنم.

13:39.230 --> 13:40.960
‫تنها گزینه‌ای که برام باقی‌مونده اینه که...

13:45.050 --> 13:47.780
‫تا وقتی که کار ماریابل رو تموم کنم، آروم بخواب.

13:47.780 --> 13:49.300
‫باید یکم خشن رفتار کنم باهات.

13:49.300 --> 13:51.180
‫ازم به دل نگیر.

13:50.030 --> 13:51.180
‫لطفا صبر کنید!

13:52.260 --> 13:55.790
‫خواهش می‌کنم از جون یوکی-ساما بگذرید!

13:55.790 --> 13:58.920
‫این کار خطرناکه... مگه نمی‌بینید که اون تحت کنترله!

13:59.210 --> 14:00.400
‫نه!

14:00.400 --> 14:04.920
‫اراده‌ی یوکی‌-ساما هیچ‌وقت
‫جلوی یه دختربچه کم نمیاره!

14:05.220 --> 14:08.380
‫یوکی-ساما... خواهش می‌کنم به خودتون بیاید!

14:08.380 --> 14:11.720
‫می‌دونم شما کسی نیستید که به ساز بقیه برقصید!

14:12.040 --> 14:13.560
‫کاگالی-سان...

14:13.850 --> 14:16.500
‫درسته! حق با کاگالی-سانه!

14:16.500 --> 14:17.310
‫آره!

14:17.310 --> 14:20.310
‫رئیس بزرگ ما این‌قدر ضعیف نیستش!

14:18.040 --> 14:19.250
‫رئیس بزرگ!

14:18.040 --> 14:19.250
‫رئیس بزرگ یوکی!

14:19.250 --> 14:21.060
‫به خودتون بیا!

14:21.060 --> 14:23.400
‫هــه-هــــــــــه؟

14:23.400 --> 14:26.320
‫این‌جوری که من شبیه آدم‌بده می‌شم...

14:26.820 --> 14:28.740
‫بـ-بچه‌ها...

14:30.250 --> 14:31.740
‫یوکی-ساما!

14:33.120 --> 14:37.750
‫بعد از این حرفایی که زدید، دیگه نمی‌تونم
‫بذارم بیشتر از این جلوتون ضایع بشم.

14:39.010 --> 14:39.720
‫هع؟

14:40.550 --> 14:43.080
‫رئیس بزرگ! به خودتون اومدید؟!

14:43.420 --> 14:48.560
‫آره. ظاهرا صداتون باعث شده عقلم برگرده سر جاش.

14:48.560 --> 14:49.420
‫ممنون.

14:49.420 --> 14:51.220
‫رئیس بزرگ!

14:51.220 --> 14:52.800
‫خداروشکر! واقعاً خداروشکر!

14:53.180 --> 14:54.890
‫من که از اولشم بهتون ایمان داشتم!

14:55.430 --> 14:56.320
‫گزارش.

14:56.320 --> 14:59.850
‫تغییر در وضعیت فردی
‫به نام یوکی کاگورازاکا تایید شد.

14:59.850 --> 15:03.400
‫به نظر می‌رسه مداخله ذهنیِ «طمع» باطل شده است.

15:03.400 --> 15:06.400
‫مگه می‌شه یه درگیری به همین راحتی و قشنگی تموم بشه؟!

15:07.890 --> 15:12.570
‫حالا که دیگه یوکی دشمن نیست، اون یه دونه
‫شوالیه باقی‌مونده هم دیگه خطری نداره.

15:12.570 --> 15:14.980
‫وقتی مداخله‌ی ذهنی‌ش رو باطل کردم...

15:14.980 --> 15:19.870
‫اعتراف کرد کسی که می‌خواسته
‫انتقامش رو بگیره... درواقع گلندا بوده.

15:20.180 --> 15:23.090
‫ظاهراً اون یکی از سه فرزانه‌ی جنگجو بوده.

15:23.090 --> 15:25.450
‫وقتی که گلندا-سان جاش رو ازش گرفت...

15:25.450 --> 15:28.210
‫ظاهرا اون علاوه بر جاش، دلش رو هم تقدیمش کرده.

15:28.210 --> 15:31.510
‫کاش زودتر بهم می‌گفتی
‫که گلندا هنوز زنده‌ست.

15:31.510 --> 15:33.260
‫هزار بار بهت گفتم!

15:33.730 --> 15:36.930
‫در ضمن... زخم‌های یوکی هم خوب شدن.

15:36.930 --> 15:41.030
‫ظاهراً می‌تونه به خواست خودش
‫ضدمهارت رو فعال یا غیرفعال کنه.

15:41.030 --> 15:44.290
‫انگار کلی دردسر برات درست کردم.
‫بابتش شرمنده‌ام.

15:44.290 --> 15:45.940
‫ولی خب، تو جونم رو نجات دادی!

15:47.800 --> 15:49.530
‫واقعاً مسخره‌ست.

15:54.140 --> 15:55.530
‫ریمورو-سان.

15:56.010 --> 15:58.830
‫می‌ذاری... من برم دنبال ماریابل؟

15:59.290 --> 16:00.800
‫می‌تونی شکستش بدی؟

16:00.800 --> 16:03.360
‫تا وقتی که بی‌احتیاطی نکنم، مثل آب خوردنه.

16:03.360 --> 16:06.640
‫تازه‌شم... اون وقتی اومد سراغم
‫که ضدمهارتم غیرفعال بود.

16:06.640 --> 16:09.590
‫غرورم اجازه نمی‌ده بذارم همین‌جوری قِسِر در بره.

16:09.590 --> 16:10.720
‫حق میگی.

16:11.480 --> 16:12.720
‫اون احتمالا...

16:13.060 --> 16:16.280
‫نقشه‌ش اینه که منبع انرژی
‫طبقه‌ی زیرین رو از کنترل خارج کنه.

16:16.280 --> 16:18.470
‫و تو رو هم با خودش نابود کنه.

16:18.830 --> 16:20.730
‫منبع انرژی؟

16:20.730 --> 16:24.350
‫اگه از کنترل خارج بشه، انفجارش می‌تونه محوطه‌ای
‫خیلی بزرگتر از این خرابه‌ها رو نابود می‌کنه.

16:24.950 --> 16:27.510
‫لطفاً اجازه بدید منم همراهتون بیام.

16:27.510 --> 16:32.220
‫من با گشت و گذار توی سوما، همه‌چیز رو
‫درباره‌ی این خرابه‌ها یاد گرفتم.

16:32.220 --> 16:35.820
‫اگه اتفاق غیرمنتظره‌ای بیفته، می‌تونم جلوش رو بگیرم.

16:36.610 --> 16:40.440
‫قیافه‌ی جدیِ یه دخترِ به این زیبایی واقعاً تاثیرگذاره...

16:41.220 --> 16:43.580
‫خیل خب... پس روی کمکت حساب می‌کنم.

16:44.660 --> 16:46.250
‫شیون! گوبتا!

16:46.250 --> 16:49.700
‫بقیه رو راهنمایی کنید و ببریدشون پیش الف‌های تاریک!

16:49.700 --> 16:50.750
‫مواظبشون باشید!

16:51.240 --> 16:52.270
‫حله!

16:52.270 --> 16:53.670
‫ریمورو-ساما شما کجا می‌رید؟

16:54.170 --> 16:56.430
‫منم می‌رم به میلیم کمک کنم!

17:03.420 --> 17:08.190
‫نمی‌تونم اون ارباب شیاطین رو شکست بدم
‫مگر اینکه غافلگیرش کنم.

17:08.770 --> 17:12.100
‫این جادوی خطرناکیه که
‫خودم رو هم همراه اون نابود می‌کنه...

17:13.580 --> 17:16.700
‫اما دیگه وقتی برای فکر کردن به این چیزا ندارم!

17:20.400 --> 17:21.450
‫ههه؟

17:27.350 --> 17:28.860
‫اینجا که چیزی نیست؟

17:30.640 --> 17:32.010
‫یه جای کار می‌لنگه.

17:33.520 --> 17:34.960
‫اینجا چه خبره؟

17:37.760 --> 17:41.760
‫اصلا هیچ راکتور قدرتی که با جادو
‫کنترل بشه توی این خرابه‌ها وجود نداره.

17:42.260 --> 17:45.770
‫در ضمن... توی سوما هم همچین چیزی وجود نداشت.

17:47.540 --> 17:49.020
‫تویی یوکی؟

17:49.540 --> 17:52.020
‫بله... خودمم.

17:52.420 --> 17:55.610
‫تو مگه... قرار نبود با ارباب شیاطین ریمورو بجنگی؟

17:55.610 --> 17:56.860
‫اون کارم تموم شد.

17:57.260 --> 18:00.900
‫هر چیزی که داشتم رو روش
‫امتحان کردم، ولی فایده‌ای نداشت.

18:00.900 --> 18:04.120
‫از اونور هم نقشه داشتم که
‫به محض نزدیک شدن به پیروزی بکشمش.

18:04.900 --> 18:07.540
‫واقعاً نفسم بند اومده بود.

18:07.540 --> 18:11.380
‫اما بیشتر از این ناراحت بودم که،
‫احساس می‌کردم واقعاً به ما خیانت کردی.

18:12.250 --> 18:13.890
‫شرمنده شرمنده.

18:13.890 --> 18:17.380
‫فکر کردم که اگه ازت مخفی نگهش دارم
‫طبیعی‌تر به نظر می‌رسه.

18:18.130 --> 18:20.080
‫غیرقابل‌باوره...

18:20.080 --> 18:22.230
‫اما نمی‌تونم انکارش کنم.

18:22.750 --> 18:26.730
‫این یه واقعیته که «طمع» دیگه
‫هیچ تاثیری روی یوکی نداره.

18:28.560 --> 18:32.900
‫یوکی، داری می‌گی که
‫تونستی از سد قدرت من رد بشی؟

18:33.300 --> 18:35.980
‫چطوری؟ از کِی؟!

18:35.980 --> 18:37.190
‫می‌خوای بدونی؟

18:37.190 --> 18:39.400
‫بجنب جوابمو بده!

18:39.820 --> 18:42.120
‫خیل خب... پس بهت نشون می‌دم.

18:44.810 --> 18:46.450
‫امکان نداره...

18:46.450 --> 18:49.410
‫دروغه. این حتماً یه دروغه!

18:52.310 --> 18:56.420
‫یعنی تموم این مدت فقط تظاهر می‌کردی
‫که تحت کنترل منی؟!

18:57.500 --> 18:58.300
‫درسته!

18:58.880 --> 19:01.390
‫جواب اینه: همش تظاهر بود!

19:01.390 --> 19:03.850
‫نظرت چیه؟
‫بازیگریم عالی بود، مگه نه؟

19:03.850 --> 19:05.000
‫غیرممکنه!

19:05.000 --> 19:10.190
‫هر چی طمعِ یک نفر بیشتر باشه، قدرتش
‫برای مقاومت کردن جلوی من کمتره!

19:10.190 --> 19:13.100
‫مخصوصاً وقتی پای کسی به طمعکاریِ تو وسط باشه!

19:13.100 --> 19:18.340
‫مهارت من قوی‌ترین قدرت دنیاست،
‫که ریشه در حسی به اسم «طمع» داره!

19:18.340 --> 19:20.360
‫و محاله شکست‌ بخوره!

19:21.310 --> 19:22.740
‫درسته.

19:23.100 --> 19:27.040
‫اما من... همون اوایل اومدنم به این دنیا...

19:27.040 --> 19:29.250
‫ضدمهارت رو درست کردم.

19:30.630 --> 19:32.250
‫درستش کردی؟

19:32.590 --> 19:37.750
‫آره... برای اینکه هرجور دشمنی‌ای
‫که میاد سمتم رو خنثی کنم.

19:38.100 --> 19:41.240
‫البته این قضیه در این مورد واقعاً اهمیتی نداره.

19:41.240 --> 19:42.300
‫چون...

19:42.900 --> 19:47.680
‫طمع من خیلی بزرگتر از مال توئه.

19:48.400 --> 19:53.510
‫حتی اگه ضدمهارت رو نداشتم هم
‫«طمعِ» تو روی من اثری نداشت.

19:54.530 --> 19:57.400
‫این دنیا زمین بازی منه.

20:06.640 --> 20:10.720
‫جاه‌طلبی من اینه که... پادشاه این دنیا بشم.

20:12.320 --> 20:16.420
‫منو دست‌کم نگیر! من... ماریابلم...

20:18.720 --> 20:21.140
‫ماریبلِ طمع‌کار!

20:22.180 --> 20:25.840
‫و تو عمرا حریف من نمی‌شی!

20:26.280 --> 20:27.740
‫فایده‌ای نداره.

20:28.240 --> 20:31.680
‫جاه‌طلبیِ ناچیزی مثل این،
‫توی شکست دادنم کمکی بهت نمی‌کنه.

20:34.500 --> 20:36.730
‫این... غیرممکنه...

20:36.730 --> 20:38.730
‫امواج طمع دارن...

20:38.730 --> 20:40.860
‫تو داری... قدرت من رو...

20:41.320 --> 20:42.610
‫درست گفتی.

20:42.950 --> 20:45.790
‫تو نمی‌تونی... همچین کاری کنی...

20:46.980 --> 20:48.080
‫می‌تونم.

20:48.800 --> 20:52.070
‫چون فقط دارم منتقلش می‌کنم
‫به کسی که لایق‌تره.

20:57.360 --> 21:02.020
‫اگه فقط ده سال زودتر به این دنیا اومده بودی...

21:02.020 --> 21:04.890
‫شاید می‌تونستی بهش حکومت کنی.

21:10.620 --> 21:12.500
‫تو فقط بدشانس بودی.

21:12.990 --> 21:17.520
‫مطمئنم که با این بدنِ کم‌سن‌وسالت
‫نمی‌تونستی کاملا به مهارتت مسلط بشی.

21:19.890 --> 21:21.520
‫دیگه صدام رو نمی‌شنوی؟

21:28.650 --> 21:30.960
‫خودت هم گفتی.

21:31.450 --> 21:34.470
‫جاه‌طلبی من خیلی بزرگه.

21:42.390 --> 21:44.210
‫شب بخیر... ماریابل.

21:44.950 --> 21:48.680
‫خیالت راحت باشه... من راهِ طمعت رو ادامه می‌دم.

21:54.660 --> 21:57.480
‫ماریابل دوران پر فراز و نشیبی گذرونده بود...

21:57.480 --> 22:00.710
‫اما این‌طوری زندگی بسیار کوتاهش
‫توی این دنیا به پایان رسید.

22:02.380 --> 22:05.080
‫حقیقت این دنیا اینه که:

22:05.690 --> 22:08.410
‫کسایی که قدرت ندارن محکوم به باختن هستن.

22:09.410 --> 22:24.410
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.230 --> 23:58.120
‫قسمت بعدی: «دوستِ میلیم»

23:55.850 --> 23:59.930
<b>میلیم‫ <u>دوستِ</u></b>

23:59.930 --> 24:02.930
<b></b>
