WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:03.370 --> 00:05.880
‫ماریابل مرده.

00:06.420 --> 00:07.880
‫برای یکپارچه کردن حق...

00:08.300 --> 00:11.500
‫زندگی تموم انسان‌ها، چه توی شرق و چه توی غرب...

00:11.500 --> 00:13.810
‫برای ایستادن جلوی اربابان شیاطین...

00:14.890 --> 00:18.430
‫هیچ راه دیگه‌ای برای محافظت از بشریت نیست.

00:18.430 --> 00:20.390
‫اما حالا...

00:21.050 --> 00:23.850
‫امید باقی مونده‌مون از دست رفته.

00:25.610 --> 00:27.060
‫انقدر تلخی نکن.

00:29.030 --> 00:30.680
‫تو هنوزم خودتی...

00:32.180 --> 00:35.240
‫آره... می‌دونم.

00:35.500 --> 00:39.660
‫نمی‌دونم چقدر دیگه زنده می‌مونم.

00:39.660 --> 00:43.620
‫چاره‌ای ندارم جز اینکه روی
‫کم‌سوترین روزنهٔ امید شرط ببندم.

00:50.110 --> 00:54.360
‫انسان‌ها... قهرمان‌ها... اربابان شیاطین...

00:55.590 --> 00:58.640
‫دیگه زمان تبانی به پایان رسیده...

00:59.020 --> 01:00.630
‫لومینوس!

01:12.750 --> 01:15.520
<i>‫بیشتر از یک ماه از زمانی که
‫توی اون خرابه‌ها بودیم می‌گذره.</i>

01:15.520 --> 01:18.700
<i>‫اتفاقی که برای ماریابل افتاد
‫یه حادثه تلقی شد.</i>

01:19.190 --> 01:21.110
<i>‫مطمئنم پادشاهی سیلوتوروتزو...</i>

01:21.110 --> 01:24.180
<i>‫نمی‌خواست این حقیقت که شاهدخت‌شون
‫به یه کشور متحد حمله کرده...</i>

01:24.180 --> 01:26.050
<i>‫به گوش عموم برسه.</i>

01:27.750 --> 01:31.580
<i>‫گرانویل روتزو هم به طرز مشکوکی سکوت کرده.</i>

01:32.990 --> 01:35.330
<i>‫یوکی هم حرکت
‫خاصی انجام نداده،</i>

01:35.330 --> 01:38.570
<i>‫اما شک ندارم که پشت پرده‌ها
‫هنوز خبرهایی هست.</i>

01:39.800 --> 01:42.600
<i>‫اینارو می‌گم ولی... همهٔ اتفاقاتی که
‫داره می‌افته هم بد نیست!</i>

01:43.300 --> 01:45.990
<i>‫حالا که شورا از کنترل ماریابل آزاد شده...</i>

01:45.990 --> 01:48.200
<i>‫اومدن سراغ ما —
‫یا حداقل سراغ من —</i>

01:48.200 --> 01:50.590
<i>‫تا محور اتحاد جدیدشون بشیم.</i>

01:52.710 --> 01:55.850
‫پس تمپست قراره بزرگ‌ترین
‫جناح توی شورا بشه، نه؟

01:56.560 --> 01:57.440
<i>‫اطلاعیه.</i>

01:57.440 --> 02:00.850
<i>‫مسائل داخلی و خارجی زیادی وجود داره
‫که در مرحلهٔ بعد باید بهشون رسیدگی بشه.</i>

02:00.850 --> 02:04.170
‫خب... اینکه بزرگ‌ترین جناح توی شورا باشیم

02:04.170 --> 02:07.500
‫جای پای محکمی برای رسیدن به آرمان‌هامه!

02:09.000 --> 02:11.000
‫پس بریم تو کارش!

03:41.340 --> 03:46.050
<b>‫قسمت ۸۴: تکامل تمپست</b>

03:42.800 --> 03:45.780
‫از همه‌تون... ممنونم که امروز اینجا جمع شدین.

03:45.780 --> 03:48.140
‫موضوع بسیار مهمی هست
‫که باید به اطلاعتون برسونم.

03:49.000 --> 03:51.390
‫از این لحظه به بعد، تمپست...

03:51.390 --> 03:53.970
‫وارد مرحلهٔ جدیدی میشه!

03:55.130 --> 03:56.730
‫مرحلهٔ جدید؟

03:56.730 --> 03:58.610
‫می‌خوایم یه جشنواره‌ی دیگه بگیریم؟

03:58.610 --> 04:00.570
‫نــــــــــه!

04:00.940 --> 04:02.070
‫اهم.

04:02.070 --> 04:06.240
‫تمپست حالا بزرگ‌ترین جناح توی شوراست.

04:06.580 --> 04:12.000
‫این یعنی ما قراره عمیقاً وارد
‫جامعهٔ انسانی کشورهای غربی بشیم.

04:12.000 --> 04:15.910
‫و این یعنی زمان اون رسیده
‫که این کشور تکامل پیدا کنه.

04:15.910 --> 04:18.500
‫ما داریم تمپست رو به یک
‫کشور قانون‌مدار تبدیل می‌کنیم!

04:18.870 --> 04:20.500
‫کشور قانون‌مدار؟

04:20.830 --> 04:25.760
‫ریمورو-ساما... کشور قانون‌مدار دقیقا چیه؟

04:26.080 --> 04:28.510
‫کشوریه که بر اساس
‫حاکمیت قانون اداره میشه.

04:29.050 --> 04:32.620
‫منظور از «قانون»، مقرراتیه که
‫برای کل کشور اجرا میشه.

04:32.620 --> 04:36.060
‫و اون مقررات توی همه چیز حرف اول و آخر رو میزنن.

04:36.480 --> 04:38.310
‫مشخصا حتی... از حرفای منم بالاترن.

04:38.310 --> 04:39.900
‫بالاتر از شما؟!

04:40.220 --> 04:41.900
‫یه لحظه صبر کنید!

04:41.900 --> 04:45.650
‫پس اگه شما «قانون» رو بشکنید
‫چه اتفاقی می‌افته؟

04:46.170 --> 04:48.160
‫خب معلومه، محاکمه میشم.

04:48.160 --> 04:49.870
‫من نمی‌تونم این رو بپذیرم!

04:50.210 --> 04:53.120
‫واقعاً نیازه اوضاع
‫این‌قدر تغییر کنه؟!

04:53.440 --> 04:55.550
‫نمی‌خواد حالا انقدر سخت بگیرید.

04:57.260 --> 05:00.120
‫هیولاها از انسان‌ها قوی‌ترن...

05:00.120 --> 05:02.000
‫برای همین اونا ما رو یه تهدید می‌بینن.

05:02.350 --> 05:05.950
‫پس اگه ما هیولاها قوانین
‫جامعهٔ انسان‌ها رو بپذیریم...

05:05.950 --> 05:08.890
‫می‌تونیم بهشون ثابت کنیم
‫که خطری براشون نداریم.

05:09.440 --> 05:14.050
‫این یه قدم مهم برای
‫اتحادیه همکاری هیولاها و انسان‌هاست.

05:15.930 --> 05:18.650
‫حالا براتون توضیح میدم که این یعنی چی.

05:19.040 --> 05:21.620
‫برای تبدیل شدن به یه کشور قانون‌مدار...

05:21.620 --> 05:24.670
‫سیستمی رو اجرا می‌کنیم که قدرت رو
‫بین سه بخش تقسیم می‌کنه.

05:24.670 --> 05:25.360
‫بهش میگن...

05:26.040 --> 05:28.070
‫تفکیک قوا.

05:28.560 --> 05:29.950
‫اینطوری میشه!

05:29.950 --> 05:31.450
‫تفکیکِ...

05:31.450 --> 05:32.950
‫قوا؟...

05:33.540 --> 05:36.980
‫قدرت بین سه بخش تقسیم میشه:
‫قوه مقننه که قانون وضع می‌کنه...

05:36.980 --> 05:39.690
‫قوه مجریه که کشور رو بر اساس
‫قوانین وضع شده اداره می‌کنه...

05:39.690 --> 05:42.960
‫و قوه قضاییه که از قانون
‫برای قضاوت پرونده‌ها استفاده می‌کنه.

05:43.420 --> 05:45.650
‫این کار برای اینه که نذاریم
‫تموم قدرت دست یه گروه بیفته...

05:45.650 --> 05:47.970
‫و این سه قوه همدیگه رو کنترل کنن.

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫تفکیک قوا در تمپست</b>

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫قوه مقننه: قانون وضع می‌کنه</b>

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫ریگورد</b>

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫قوه مجریه: کشور رو بر اساس قانون اداره می‌کنه</b>

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫روگورد</b>

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫قوه قضاییه: بر اساس قانون قضاوت می‌کنه</b>

05:47.970 --> 05:52.220
<b>‫رگورد</b>

05:48.280 --> 05:53.890
‫از قبل از ریگورد، روگورد و رگورد
‫خواستم که ریاست هر قوه رو به عهده بگیرن.

05:54.470 --> 05:56.860
‫تا اینجا... همه متوجه شدین؟

05:56.860 --> 05:57.890
‫البته!

05:58.220 --> 05:59.140
‫مطمئنی؟

05:59.440 --> 06:00.290
‫بله!

06:01.520 --> 06:03.630
‫شیون بعداً باید یه کلاس جبرانی بگذرونه!

06:04.330 --> 06:05.730
‫مشتاقانه منتظرشم!

06:05.730 --> 06:08.170
<i>‫فکر نکنم اصلاً بدونه کلاس جبرانی یعنی چی...</i>

06:08.760 --> 06:12.740
<i>‫هرچند، خودمم هنوز دارم
‫با ریگورد دربارش مطالعه می‌کنم.</i>

06:12.740 --> 06:14.370
‫راستی، یه چیز دیگه...

06:14.370 --> 06:16.590
‫قوه مجریه یه دادسِتانی هم خواهد داشت...

06:14.370 --> 06:20.000
<b>‫قوه مقننه: قانون وضع می‌کنه</b>

06:14.370 --> 06:20.000
<b>‫قوه مجریه: کشور رو بر اساس قانون اداره می‌کنه</b>

06:14.370 --> 06:20.000
<b>‫قوه قضاییه: بر اساس قانون قضاوت می‌کنه</b>

06:15.670 --> 06:20.000
<b>‫دادستانی</b>

06:16.590 --> 06:20.000
‫و برای قوه قضاییه هم یه دادگاه می‌سازیم...

06:17.630 --> 06:20.000
<b>‫دادگاه</b>

06:20.640 --> 06:25.150
‫ولی راستش، برای انتخاب کسایی که
‫باید اینا رو اداره کنن به مشکل خوردم.

06:25.150 --> 06:27.010
‫مشکلی پیش اومده؟

06:27.010 --> 06:28.270
‫آره.

06:28.270 --> 06:30.900
‫یه دادستان کل می‌خوایم که
‫با قانون‌شکن‌ها برخورد کنه...

06:29.140 --> 06:33.480
<b>‫دادستان کل</b>

06:30.900 --> 06:33.850
‫و یه رئیس دیوان عالی که مسئول قضاوت و صدور حکم باشه...

06:31.640 --> 06:33.480
<b>‫رئیس دیوان عالی</b>

06:33.850 --> 06:37.140
‫ولی هر دوی این شغل‌ها جوری‌ان که
‫آدم رو توی معرض کینه و دشمنی قرار میدن.

06:37.460 --> 06:41.080
‫هیولاها هم که کلاً بر اساس
‫«بقای قویتر» زندگی می‌کنن، مگه نه؟

06:37.460 --> 06:41.080
‫تو کار بدی کردی، پس گناهکاری.
‫فهمیدی؟

06:39.300 --> 06:43.150
‫گناهکار

06:41.080 --> 06:43.150
‫بخاطر همین هیولاهای ضعیف‌تر ممکنه...

06:42.240 --> 06:43.150
‫به چپم!

06:43.150 --> 06:45.480
‫آخ، وای!

06:47.040 --> 06:51.280
‫که این‌طور. پس اونا باید بتونن
‫از خودشون دفاع کنن.

06:51.620 --> 06:54.980
‫بیشتر کسایی که توی
‫کارهای اداری خوبن، از نژادهای ضعیف‌ترن...

06:54.980 --> 06:59.750
‫و نژادهای قوی‌تر معمولاً توی این‌جور کارها مشکل دارن.

07:00.380 --> 07:01.960
‫ دقیقا...

07:02.250 --> 07:04.590
‫این واقعاً کار سختیه.

07:04.590 --> 07:09.130
‫خب، راستش یه مورد دیگه هم هست
‫که بهش نیاز داریم...

07:09.660 --> 07:11.130
‫اون دیگه چیه؟

07:11.130 --> 07:13.980
‫یه وابسته نظامی که بتونیم بفرستیمش به شورا.

07:13.980 --> 07:15.260
‫وابسته نظامی؟

07:15.690 --> 07:19.600
‫کسی که بتونه به جای من اعضای شورا رو دور هم جمع کنه.

07:19.600 --> 07:22.270
‫موندم کی رو بفرستم...

07:24.440 --> 07:28.330
‫به عنوان یه میانجی، باید باهوش باشه
‫و روابط عمومی بالایی هم باید داشته باشه...

07:28.330 --> 07:30.370
‫تا حدی هم کاریزما و جَذَبِه داشته باشه...

07:30.370 --> 07:33.070
‫و در بدترین شرایط هم بتونه خوب بجنگه.

07:33.070 --> 07:36.450
‫ولی... اگه کسی رو می‌خوایم که همه اینا رو داشته باشه...

07:39.730 --> 07:40.500
‫دیابلو؟

07:40.500 --> 07:41.620
‫البته!

07:41.620 --> 07:43.540
‫شاید ایده خوبی باشه.

07:43.540 --> 07:46.370
‫درسته! اگه اون مزاحم رو بفرستیم بره...

07:46.370 --> 07:49.070
‫کار منشی اول خیلی مهمتر و حیاتی‌تر میشه!

07:49.070 --> 07:51.050
‫هیچ‌کس بهتر از اون برای این نقش پیدا نمیشه!

07:51.380 --> 07:53.550
‫داری قضیه رو شخصی می‌کنی؟

07:56.840 --> 07:58.260
‫ولی خب...

07:58.260 --> 08:02.680
‫اون خودش دنبال زیردست می گشت
‫چون از این‌جور کارهای خرده‌ریزه متنفره...

08:16.610 --> 08:18.280
‫گایا...

08:28.430 --> 08:30.140
‫به غذاخوری جدید سر زدی؟

08:30.140 --> 08:32.210
‫آره، فوق‌العاده نیست؟

08:31.020 --> 08:34.880
‫خب، غصه خوردن برای کسایی که
‫اینجا نیستن فایده‌ای نداره.

08:35.350 --> 08:37.380
‫باید خودم برم یه سرو گوشی آب بدم!

08:38.180 --> 08:40.140
‫اون... اون دیگه چی بود؟!

08:42.420 --> 08:43.890
‫چی شده، کوروبه؟!

08:44.430 --> 08:48.400
‫اوه، ریمورو-ساما! چه به موقع اومدید!

08:48.400 --> 08:50.400
‫ها؟ یه شمشیر؟

08:50.880 --> 08:51.740
<i>‫پاسخ.</i>

08:50.880 --> 08:51.560
<b>‫پاسخ</b>

08:51.740 --> 08:55.020
<i>‫این یه شمشیر پهنه که به یه سلاح جادویی تبدیل شده...</i>

08:52.220 --> 08:54.090
<b>‫سلاح</b>

08:54.090 --> 08:56.530
<b>‫سلاح جادویی</b>

08:55.020 --> 08:56.530
<i>‫یعنی همون شمشیر پهن.</i>

08:56.530 --> 08:58.400
<i>‫یه سلاح جادویی؟</i>

08:59.140 --> 09:00.580
‫صبر کن، نگو که...!

09:01.180 --> 09:03.020
‫دقیقاً خودشه.

09:03.020 --> 09:07.290
‫شمشیری که ایده‌ش رو بهم داده بودید آماده شده!

09:08.770 --> 09:09.920
‫حالا تماشا کنید.

09:10.270 --> 09:12.640
‫وقتی یه هسته رو توی یکی از این سوراخ‌ها بذارید...

09:13.280 --> 09:14.760
‫ویژگی اون هسته رو به خودش می‌گیره،

09:14.760 --> 09:17.400
‫و تبدیل به یه سلاح جادویی میشه.

09:17.400 --> 09:18.760
‫آه...

09:19.190 --> 09:21.610
‫و همه اینا هسته‌ان؟

09:21.610 --> 09:24.930
‫آره. بسته به ویژگی‌شون
‫رنگ‌های متفاوتی دارن.

09:25.390 --> 09:28.270
‫من بهشون میگم «هسته‌های عنصری».

09:28.270 --> 09:31.320
‫ترکیب‌های مختلف، اثرهای متفاوتی ایجاد می‌کنن.

09:32.490 --> 09:34.610
‫پس اون انفجار چند لحظه قبل...

09:36.860 --> 09:39.870
‫قدم به قدم بهتون نشون میدم.

09:40.760 --> 09:44.240
‫اول، یه هسته آتش اضافه می کنیم...

09:47.100 --> 09:48.830
‫این کاریه که می‌تونه بکنه.

09:49.400 --> 09:50.920
‫بعد، یه هسته آب اضافه می‌کنیم.

09:50.920 --> 09:53.000
‫با یکی از هر کدوم...

09:55.790 --> 09:58.010
‫قدرت شعله کمتر میشه.

09:58.010 --> 09:59.130
‫فهمیدم.

09:59.130 --> 10:02.140
‫با دو تا هسته آتش و یه هسته آب...

10:09.250 --> 10:11.950
‫قدرتش ده برابر میشه!

10:11.950 --> 10:13.940
‫اینکه فقط یه انفجار بخاره!

10:14.380 --> 10:15.220
<i>‫اطلاعیه.</i>

10:14.380 --> 10:15.220
<b>‫اطلاعیه.</b>

10:15.220 --> 10:17.790
<i>‫بسته به ترکیب هسته‌های عنصری...</i>

10:15.220 --> 10:16.430
<b>‫آب، باد
‫آتش</b>

10:15.220 --> 10:16.430
<b>‫باد آتش آب</b>

10:15.220 --> 10:16.430
<b>‫زمین آب آتش</b>

10:15.220 --> 10:16.430
<b>‫باد، زمین
‫زمین</b>

10:16.430 --> 10:17.640
<b>‫زمین، آب
‫آب</b>

10:16.430 --> 10:17.640
<b>‫آتش باد باد</b>

10:16.430 --> 10:17.640
<b>‫آتش زمین باد</b>

10:16.430 --> 10:17.640
<b>‫زمین، آتش
‫آب</b>

10:17.600 --> 10:18.810
<b>‫زمین
‫باد</b>

10:17.600 --> 10:18.810
<b>‫آتش آب زمین</b>

10:17.600 --> 10:18.810
<b>‫آب آتش زمین</b>

10:17.600 --> 10:18.810
<b>‫آتش
‫باد</b>

10:17.790 --> 10:20.700
<i>‫این شمشیر می‌تونه پتانسیل رسیدن
‫به قدرتی در سطح افسانه‌ای رو داشته باشه.</i>

10:18.810 --> 10:23.450
<b>‫زمین
‫آب</b>

10:18.810 --> 10:23.450
<b>‫زمین آب باد</b>

10:18.810 --> 10:23.450
<b>‫آتش آتش آب</b>

10:18.810 --> 10:23.450
<b>‫زمین
‫باد</b>

10:20.700 --> 10:23.450
‫شوخی می‌کنی؟! چقدر باحاله!

10:23.900 --> 10:26.940
‫مطمئنم کلی ترکیب قدرتمند دیگه هم وجود داره!

10:26.940 --> 10:28.710
‫آه، راستی.

10:28.710 --> 10:30.430
‫هوپ.

10:31.600 --> 10:34.590
‫یه چیزی هم هست که
‫می‌خواستم بهش یه نگاهی بندازی.

10:37.380 --> 10:42.140
‫طلا؟... نه، این درخشش...

10:42.140 --> 10:45.760
‫چند وقت پیش هم که داشتم باهاش
‫می‌جنگیدم، شروع کرد به درخشیدن.

10:46.620 --> 10:47.340
<i>‫پاسخ.</i>

10:47.340 --> 10:49.660
<i>‫این فولاد الهیه که به عنوان اسکارلتیت نیز شناخته می‌شود.</i>

10:49.660 --> 10:50.810
‫اسکارلتیت؟

10:51.780 --> 10:53.740
‫این اسکارلتیته؟!

10:53.740 --> 10:58.070
‫این همون فلز تغییرناپذیریه
‫که توی افسانه‌ها ازش میگن!

10:58.420 --> 11:01.070
‫اوه... واقعاً این‌قدر خفنه؟

11:01.730 --> 11:04.070
‫پس یعنی ممکنه واقعا در حد سطح افسانه‌ای باشه؟

11:04.460 --> 11:08.290
‫ریمورو-ساما، این شمشیر فراتر از این‌ حرف هاست.

11:08.940 --> 11:14.290
‫حتی ممکنه به سطح خدایان افسانه‌ای هم برسه!

11:14.610 --> 11:15.730
‫چی؟

11:15.730 --> 11:17.140
‫واقعاً؟!

11:18.220 --> 11:19.800
‫عالیه، عالی!

11:20.250 --> 11:22.300
‫کلی اتفاق هیجان انگیز تو راهه!

11:22.600 --> 11:25.470
‫اوهوم اوهوم، به نظر میاد کار
‫ساخت ایستگاه هم داره خوب پیش میره.

11:27.630 --> 11:30.620
‫پس این قراره ما رو به یورازانیا وصل کنه، هوم؟

11:32.560 --> 11:33.600
‫خیل خب!

11:34.070 --> 11:36.360
<b>‫قلمرو جانوران یورازانیا</b>

11:39.860 --> 11:42.350
‫تا همین‌ الانم انقدر پیشرفت کردن؟!

11:46.010 --> 11:47.100
‫خب، بعدی...

11:47.100 --> 11:48.310
‫گلد!

11:49.730 --> 11:51.580
‫سلام! خیلی وقت بود ندیده بودمت!

11:51.900 --> 11:53.980
‫خوش اومدید، ریمیورو-ساما!

11:53.980 --> 11:55.830
‫ممنونم که اومدید بهمون سر بزنید.

11:56.190 --> 11:58.190
‫مواظب اون باش!

11:58.190 --> 11:59.090
‫حله!

11:59.680 --> 12:03.340
‫کار زیرسازی رو به همین زودی تموم کردین؟
‫واقعاً غافلگیر شدم.

12:03.740 --> 12:04.700
‫بله.

12:04.700 --> 12:07.390
‫ماجین‌ها همگی دارن سخت تلاش می‌کنن.

12:07.390 --> 12:11.550
‫و همه‌اش به لطف حرف‌هاییه که
‫شما به من زدین.

12:11.550 --> 12:12.600
‫من؟

12:12.990 --> 12:14.810
‫البته.

12:14.810 --> 12:18.690
‫حقیقت اینه که مدت کوتاهی بعد از
‫شروع ساخت‌وساز...

12:18.690 --> 12:22.860
‫بیشتر ماجین‌ها چندان دل به کار نمی‌دادن.

12:22.860 --> 12:24.810
‫واقعاً؟

12:25.250 --> 12:28.370
‫به عنوان رئیسشون، حتماً
‫حسابی برات چالش‌برانگیز بوده.

12:28.700 --> 12:29.790
‫بله.

12:29.790 --> 12:33.870
‫برای همین تصمیم گرفتم که به گلایه‌هاشون گوش بدم.

12:34.430 --> 12:36.350
‫صبر کن، منظورت اینه که...

12:37.260 --> 12:40.380
‫بله. با هم نوشیدنی خوردیم.

12:40.380 --> 12:44.520
‫که اینطور! یادمه خودمم باهات نوشیدنی خوردم.

12:44.520 --> 12:45.450
‫بله.

12:45.450 --> 12:47.140
‫خب چطور پیش رفت؟

12:47.610 --> 12:49.990
‫تونستم بفهمم ته دلشون چی می‌گذره.

12:49.990 --> 12:52.580
‫از اونجایی که قبلاً زیردست کِلیمن بودن...

12:52.580 --> 12:56.380
‫می‌ترسیدن بعد از تموم شدن کار همه‌شون رو سربه‌نیست کنیم.

12:56.380 --> 12:58.080
‫که این‌طور...

12:59.110 --> 13:02.580
‫اون‌ها هم... درست مثل ما اورک‌ها بودن...

13:02.580 --> 13:06.660
‫برای همین از تجربه‌های خودم براشون گفتم.

13:07.160 --> 13:11.160
‫از جنایت‌هایی که ما اورک‌ها کردیم،
‫از سرنوشت اورک لرد...

13:11.480 --> 13:16.230
‫و از اینکه چطور شما به ما جایی برای زندگی و هویت دادین.

13:17.640 --> 13:19.080
‫که اینطور.

13:20.240 --> 13:21.870
‫بهتر از چیزی که فکر می‌کردیم پیش میره، نه؟

13:21.870 --> 13:26.060
‫آره. نباید جلوی بچه‌های سمت غربی کم بیاریم، مگه نه؟

13:23.340 --> 13:28.180
‫گلد... واقعاً خوشحالم که این کار رو سپردم به تو.

13:28.180 --> 13:29.930
‫سپاسگزارم!

13:30.260 --> 13:34.140
‫منم از شما ممنونم که این فرصت رو بهم دادین.

13:34.140 --> 13:35.810
‫اوستا!

13:35.810 --> 13:38.350
‫کار ما اینجا تمومه! میشه بیای یه نگاهی بهش بندازی؟

13:38.660 --> 13:39.670
‫حله.

13:39.670 --> 13:41.430
‫برو پیششون، گلد.

13:41.430 --> 13:43.860
‫چشم. پس با اجازه‌تون.

13:46.080 --> 13:48.610
‫فکر کنم دقیقاً همون‌طوری شده که گفتی.

13:49.080 --> 13:51.990
‫خب، فکر کنم بهتره برم یه سری به بقیه هم بزنم.

13:52.540 --> 13:57.630
<b>‫به طرف ثالیون</b>

13:57.790 --> 14:01.050
<b>‫به طرف اینگراسیا</b>

13:58.320 --> 14:01.040
<i>‫وقتی مردم رشد کنن و فناوری پیشرفت کنه...</i>

14:01.740 --> 14:06.050
<i>‫و کالاها بین همه کشورها توزیع بشن
‫همه می‌تونن توی رفاه زندگی کنن.</i>

14:06.430 --> 14:11.930
<b>‫به طرف دوارگون</b>

14:06.680 --> 14:11.810
<i>‫امیدوارم تمپست تبدیل به مرکزی برای
‫ایجاد روابط عمیق‌تر بین تمام کشورها بشه.</i>

14:13.060 --> 14:15.520
<b>‫پادشاهی فارمناس</b>

14:15.830 --> 14:19.100
‫خیلی خوشحالیم که به اینجا
‫تشریف آوردید، اعلی‌حضرت ریمورو.

14:19.500 --> 14:23.410
‫داشتم روند پیشرفت ساخت راه آهن رو
‫چک می‌کردم که گفتم یه سری هم به شما بزنم.

14:23.410 --> 14:25.730
‫یه نگاهی هم به محل ساخت‌وساز اینجا انداختم.

14:25.730 --> 14:27.480
‫که این‌طور.

14:27.970 --> 14:30.650
‫اوضاع اونجا چطور به نظر می‌رسید؟

14:30.650 --> 14:33.540
‫همه داشتن سخت تلاش می‌کردن و
‫با روحیه بالا به کاراشون می‌رسیدن.

14:33.540 --> 14:36.240
‫شنیدم خودتم سنگ تموم گذاشتی.

14:36.240 --> 14:39.340
‫خب پای منافع ملی‌مون در میونه، بایدم سنگ تموم بذاریم.

14:39.340 --> 14:41.250
‫اگه یهو گرفتار قحطی بشیم...

14:41.250 --> 14:44.420
‫می‌تونیم خیلی سریع
‫به مردم کمک برسونیم.

14:45.790 --> 14:49.840
‫عالیه، مگه نه؟ اصلاً کاری
‫واسه من باقی نذاشته.

14:50.170 --> 14:53.720
‫ولی درس‌های پادشاهیت رو که داری ادامه میدی، درسته؟

14:54.150 --> 14:55.980
‫خب، راستش...

14:55.980 --> 14:59.380
‫استاد هام به طرز باورنکردنی‌ای سخت گیرن.

14:59.380 --> 15:02.480
‫خوش به حالت که می‌تونی
‫همینطوری تک و تنها اینور و اونور بری.

15:02.920 --> 15:05.370
‫به محض اینکه ادگار بزرگ و آماده بشه...

15:05.370 --> 15:09.240
‫خودم رو از شر این شغل پادشاهی خفه‌کننده خلاص می‌کنم.

15:09.240 --> 15:13.240
‫اعلی‌حضرت یوم، نباید چنین حرفایی رو بزنید!

15:13.240 --> 15:15.750
‫ملکه میور الان بارداره.

15:15.750 --> 15:18.580
‫و کاملاً طبیعیه که فرزندشون باید پادشاه بعدی باشه.

15:18.580 --> 15:21.670
‫عه، چیشد... گفتی «بارداره»؟!

15:22.560 --> 15:23.900
‫اعلی‌حضرت نگید که...

15:23.900 --> 15:27.000
‫شما این رو حتی به ریمورو-ساما که
‫این‌قدر بهش مدیونید هم نگفته بودید؟!

15:27.340 --> 15:29.760
‫خب، راستش... می‌دونی که...

15:30.710 --> 15:35.510
‫یکم خجالت می‌کشیدم که خودم مطرحش کنم.

15:37.040 --> 15:38.520
‫واقعاً که...

15:38.520 --> 15:42.440
‫تبریک میگم به هر دوتون!
‫واقعا از ته قلبم خوشحال شدم!

15:42.440 --> 15:43.400
‫ممنون!

15:43.940 --> 15:45.440
‫سپاسگزارم.

15:46.480 --> 15:48.860
‫صبر کن... پس تکلیف گروسیوس چی میشه؟

15:48.860 --> 15:50.300
‫آخ...

15:50.300 --> 15:51.860
‫کاپیتان گروسیوس... خب...

15:52.220 --> 15:54.610
‫ظاهراً شوکِ این خبر براش خیلی سنگین بوده.

15:54.610 --> 15:56.380
‫که... که این‌طور.

15:56.380 --> 15:58.620
‫تسلیت میگم، گروسیوس.

16:00.760 --> 16:03.310
<i>‫ریمورو! یه خبر مهم دارم مهم!</i>

16:03.310 --> 16:06.000
‫این‌طوری منو نترسون! چی شده یوهو؟

16:06.360 --> 16:08.610
<i>‫همین الان بدو بیا اینجا!</i>

16:08.610 --> 16:10.380
<i>‫این قضیه خیلی بزرگه!</i>

16:10.380 --> 16:11.950
‫بزرگ؟

16:16.550 --> 16:17.890
‫زود باش! زود باش!

16:18.580 --> 16:21.060
‫ای بابا! داری اونجا چیکار می‌کنی؟!

16:21.060 --> 16:22.890
‫بیا این‌طرف، ریمورو!

16:22.890 --> 16:25.020
‫ای بابا، خب بگین قضیه چیه دیگه؟

16:25.020 --> 16:26.970
‫بهت که گفتم، قضیه خیلی بزرگه!

16:26.970 --> 16:28.730
‫آره! عجله کن!

16:29.250 --> 16:30.510
‫باشه، باشه.

16:31.360 --> 16:34.700
‫اگه منو واسه یه چیز مسخره
‫تا اینجا کشونده باشین—

16:35.900 --> 16:37.280
‫هی، ولدورا!

16:38.320 --> 16:39.330
‫غیبش زد...

16:40.590 --> 16:42.830
‫اینا باز چه نقشه‌ای کشیدن؟

16:52.080 --> 16:53.840
‫ایـ-این دیگه چیه؟!

17:08.690 --> 17:09.730
‫بی‌خیال...

17:09.730 --> 17:12.010
‫بیخیال چیه؟ دقیقا همینیه که می‌بینی!

17:12.010 --> 17:14.400
‫بالاخره کامل شد!

17:14.400 --> 17:16.200
‫این نمونه اولیه‌ست...

17:16.200 --> 17:18.860
‫قطار جادویی مدل صفر هستش!

17:18.860 --> 17:20.620
‫مدل صفر!

17:20.980 --> 17:22.870
‫چی؟! و-ولی چطوری؟!

17:23.660 --> 17:26.480
‫خب، ریمورو؟ غافلگیر شدی، نه؟

17:31.610 --> 17:35.010
‫چطوری داره کار می‌کنه؟! 
‫راکتور قدرتش که هنوز...

17:35.450 --> 17:36.260
<i>‫اطلاعیه.</i>

17:35.450 --> 17:36.260
<b>‫اطلاعیه</b>

17:36.260 --> 17:40.720
<i>‫هسته عنصری قطار جادویی
‫به عنوان منبع قدرتش عمل می‌کنه.</i>

17:37.200 --> 17:40.730
<b>‫هسته عنصری</b>

17:38.320 --> 17:40.720
<b>‫به عنوان منبع قدرتش عمل می‌کنه.</b>

17:40.720 --> 17:42.860
‫یه هسته‌ی عنصری؟!

17:42.860 --> 17:44.600
‫الحق که ریمورو-ساما هستید.

17:45.070 --> 17:47.100
‫همین حالاشم متوجه‌ش شدید، نه؟

17:47.550 --> 17:50.980
‫ولی چطوری؟
‫این اصلا کار راحتی نیستش!

17:50.980 --> 17:53.930
‫ما هم اولش همین فکر رو می‌کردیم.

17:53.930 --> 17:58.910
‫ولی به لطف گُلِم(غول) عنصری من،
‫یه راهی براش پیدا کردیم!

17:59.220 --> 18:02.970
‫راکتور قدرتی که توی غول عنصری رامیریس-ساما بود...

18:02.970 --> 18:07.410
‫از نظر تئوری، دقیقاً مثل یه هسته‌ی عنصری کار می‌کنه.

18:07.410 --> 18:10.420
‫که اینطور! حالا که گفتی یادم اومد...

18:10.760 --> 18:14.920
‫بعدش ما هسته اصلی شما رو آنالیز(بررسی) کردیم...

18:14.920 --> 18:17.010
‫و حد بزن بعدش چی شد؟

18:17.010 --> 18:19.010
‫تویه یه چشم به هم زدن تونستیم
‫راکتور قدرت مبتنی بر عنصر—

18:19.010 --> 18:24.010
‫یعنی همون... هسته عنصری خودمون رو بسازیم!

18:24.010 --> 18:26.450
‫توی این زمان کوتاه واقعا گل کاشتید...

18:26.450 --> 18:27.770
‫اهم!

18:28.060 --> 18:31.270
‫اصلا دلم نمی‌خواد نقشی که من
‫توی این کار داشتم رو نادیده بگیری.

18:31.620 --> 18:33.520
‫نقش ولدورا؟

18:33.770 --> 18:38.280
‫بله. این دستگاه هنوز برای کار کردن
‫به قدرت آتش زیادی نیاز داره...

18:38.280 --> 18:41.070
‫واسه همینم ایشون یه سالاماندر برامون احضار کردن.

18:41.070 --> 18:44.910
‫این یعنی قطار بدون من
‫عمراً راه می‌افتاد!

18:47.410 --> 18:50.420
‫ولدورا یه سالاماندر احضار کرد؟

18:50.420 --> 18:53.170
‫البته کار خیلی سختی بود.

18:53.170 --> 18:57.170
‫فقط احضار کردن ارواح آتش
‫توی راکتور کافی نبود.

18:57.480 --> 19:01.180
‫چیزهای زیادی رو باید در نظر می‌گرفتیم،
‫مثل کنترل خودکار قدرت...

19:01.180 --> 19:04.680
‫ولی تهش مهندسی ارواحمون پیروز شد!

19:05.020 --> 19:06.660
‫کنترل قدرت؟

19:18.440 --> 19:21.890
‫ایول! حتی فشار دیگ بخار هم پایداره!

19:22.310 --> 19:24.910
‫همه چیز کاملاً تحت کنترله!

19:25.440 --> 19:27.980
‫نمی‌دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت.

19:27.980 --> 19:31.660
‫فکرش رو هم نمی‌کردم هسته عنصری که
‫می‌خواستم توی سرباز جادوییم استفاده کنم...

19:31.660 --> 19:34.110
‫این‌قدر سریع کامل بشه...

19:34.670 --> 19:39.380
‫درسته، ولی... به لطف اون بود که تونستیم کار رو تموم کنیم.

19:39.880 --> 19:44.180
‫پس چیزی که اون موقع
‫کم داشتیم، تئوری نبود.

19:46.610 --> 19:49.810
‫به هر حال به لطف اون
‫راکتور قدرتمون رو به دست آوردیم.

19:49.810 --> 19:50.810
‫می‌گم...

19:51.250 --> 19:53.350
‫تست‌های تایید عمل کرد رو شروع کردین؟

19:53.350 --> 19:54.440
‫بله.

19:54.860 --> 19:57.440
‫داریم با محقق‌های جادومون
‫روش کار می‌کنیم.

19:57.760 --> 20:00.810
‫می‌تونید آزمایش‌های محیطی رو به ما بسپرید.

20:00.810 --> 20:04.240
‫تحقیقات جادویی ما دقیقاً واسه‌ی همین کارهاست.

20:04.240 --> 20:06.740
‫اوه، منظورتون علم جادویی ثالیونه!

20:06.740 --> 20:09.980
‫ما هم از قبل داده‌ها رو جمع‌آوری و تحلیل کردیم!

20:09.980 --> 20:11.750
‫شماها...

20:12.180 --> 20:14.150
‫خون‌آشام‌های غلبه‌گر هستن.

20:14.150 --> 20:18.610
‫خوشحالم که مهندسی فیزیک مون تونست بدرد بخوره!

20:18.610 --> 20:20.420
‫اون... واقعاً آدم خاصیه.

20:20.740 --> 20:26.180
‫به هر حال... به لطف اون‌ها بود که
‫تونستیم تئوری‌مون رو عملی کنیم.

20:26.660 --> 20:29.180
‫پس یعنی... واقعاً...

20:29.450 --> 20:33.250
‫بله! حالا فقط باید منتظر
‫ریل‌گذاری بمونیم!

20:33.250 --> 20:35.440
‫ما هر وقت که بخوای برای تست حرکت آماده‌ایم!

20:37.760 --> 20:41.830
<i>‫یه تئوری شکل می‌گیره، تموم شرایط
‫محیطی ممکن شبیه‌سازی میشه...</i>

20:41.830 --> 20:43.660
<i>‫و همه‌ی داده‌ها تحلیل میشن...</i>

20:44.590 --> 20:47.620
<i>‫اگه یکی از این‌ها رو کم داشتیم،
‫عمراً به اینجا نمی‌رسیدیم.</i>

20:47.620 --> 20:50.670
<i>‫این شاهکار و اوج شکوفایی فناوری‌ماست.</i>

20:51.620 --> 20:53.290
‫آماده، و...

20:58.170 --> 21:00.670
‫راستی رئیس...

21:00.670 --> 21:05.720
‫برای جشن گرفتن ساخت نمونه اولیه... خب...

21:06.090 --> 21:09.970
‫فکر کردیم که یه مهمونیه حسابی بگیریم.

21:11.880 --> 21:13.850
‫البته که می‌تونیم این کار رو بکنیم!

21:13.850 --> 21:16.850
‫امشب قراره به همه‌مون خیلی خوش بگذره!

22:28.220 --> 22:31.470
‫داره میاد بیرون! داره میاد بیرون!

22:31.470 --> 22:32.600
‫میلیم؟

22:32.600 --> 22:34.850
‫ریمورو! یه خبر بزرگ!

22:34.850 --> 22:36.860
‫الانه که از تخم دربیاد!

22:37.430 --> 22:39.880
‫چـ-چـ-چیکار کنم؟!

22:39.880 --> 22:41.650
‫آ-آروم باش، میلیم!

22:41.940 --> 22:44.550
‫وای خدای من! الان میرم پارچه بیارم!

23:13.490 --> 23:14.750
‫گایا!

23:24.290 --> 23:27.280
<i>‫هنوز چالش‌های زیادی پیش رومونه...</i>

23:27.540 --> 23:28.710
<i>‫ولی با این حال...</i>

23:30.270 --> 23:32.080
‫بزار بهت معرفیش کنم.

23:32.080 --> 23:35.380
‫این دوست من... گایائه!

23:39.420 --> 23:41.540
‫به تمپست خوش اومدی!

23:41.840 --> 23:43.350
‫از دیدنت خیلی خوشحالیم!

23:49.830 --> 23:59.830
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.010 --> 23:58.290
<i>‫قسمت بعدی: «همراهان جدید»</i>

23:55.930 --> 24:00.020
<b>جدید‫ <u>همراهان</u></b>

23:58.290 --> 24:01.290
<i></i>
