WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:02.210 --> 00:03.600
<i>‫قلمرو شیاطین:</i>

00:03.600 --> 00:07.260
<i>‫قلمرویی روحی که موجودات روحی
‫معروف به شیاطین در اون زندگی می‌کنن،</i>

00:07.260 --> 00:12.060
<i>‫و بهش جهان زیرین یا حتی جهنم هم می‌گن.</i>

00:12.410 --> 00:13.360
‫ها؟

00:14.380 --> 00:15.900
‫هوو، هوو، هوو!

00:15.900 --> 00:18.360
‫تا حالا این طرفا ریختتو ندیده بودم.

00:18.980 --> 00:20.300
‫جلو دست و پامی.

00:20.900 --> 00:22.620
‫هان...؟

00:26.840 --> 00:29.430
<i>‫شیاطین، که موجوداتی روحی هستن...</i>

00:29.430 --> 00:32.660
<i>‫حتی اگه کالبدشون نابود بشه،
‫با گذشت زمان دوباره احیا می‌شن.</i>

00:33.160 --> 00:36.840
<i>‫این ویژگی خاص موجوداتیه که
‫کالبد فیزیکی ندارن،</i>

00:36.840 --> 00:38.670
<i>‫و در عین حال، یه محدودیت هم هست.</i>

00:39.630 --> 00:44.710
<i>‫شیاطین بدون داشتن کالبد، نمی‌تونن
‫توی دنیای مادی تجسم پیدا کنن.</i>

00:45.630 --> 00:50.760
<i>‫تجسم مادی، عزیزترین آرزو و عمیق‌ترین اشتیاقِ هر شیطانیه.</i>

00:52.930 --> 00:55.520
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت... ژون.

00:57.020 --> 01:01.190
‫نوآر تو... واقعاً جسم مادی پیدا کردی؟

01:02.960 --> 01:07.020
‫اسمم دیابلوئه، این اسمیه که تازه بدست آوردم.

01:07.020 --> 01:11.410
‫هدیه‌ی مقدسیه که از اربابم ریمورو-ساما دریافت کردم.

01:11.710 --> 01:13.410
‫بهت اسم دادن؟

01:13.730 --> 01:14.950
‫بله.

01:14.950 --> 01:20.670
‫و من هم به تو افتخار خدمت به
‫ریمورو-ساما رو می‌دم، ژون.

01:30.610 --> 01:34.250
‫این چرت و پرتات رو بذار برای بعد از مرگت، نوآر!

03:05.310 --> 03:10.020
<b>‫قسمت ۸۶:     ارقام سیاه</b>

03:06.230 --> 03:07.360
‫بگیر که اومد!

03:17.680 --> 03:20.700
‫چه اعتماد به نفسی داری که این‌طور
‫از بالا به من نگاه می‌کنی!

03:28.780 --> 03:32.040
‫چه واکنش احمقانه‌ای به پیشنهادِ
‫پر خیر و برکت خدمت کردن به...

03:32.040 --> 03:33.720
‫ریمورو-ساما....

03:34.960 --> 03:36.230
‫می‌کشمت!

03:44.730 --> 03:47.770
‫توی وضعیت فعلی‌ت نمی‌تونی منو شکست بدی.

03:48.110 --> 03:49.370
‫هوم...

03:49.370 --> 03:52.280
‫پس می‌گی کسی که بهت اسم داده،
‫اسمش ریموروئه؟

03:52.280 --> 03:54.790
‫اصلا برام قابل قبول نیست که
‫اسمشون رو بدون احترام به زبون بیاری...

03:54.790 --> 03:56.530
‫اما مثل اینکه برای خودتم جالب شده.

03:56.990 --> 03:59.460
‫ریمورو-ساما بی‌نظیرن...

03:59.460 --> 04:02.080
‫نه فقط از نظر روحی، بلکه ظاهر فیزیکی‌شون هم فوق‌العاده‌ست.

04:02.080 --> 04:04.960
‫شفافیت و درخششی ملکوتی دارن...

04:04.960 --> 04:07.230
‫تازه، خنک و باحال، ژله‌ای(نرم و لرزون)،
‫و خیلی هم دوست‌داشتنی‌ان...

04:07.230 --> 04:09.840
‫شفافیت؟ ژله‌ای؟

04:09.840 --> 04:11.030
‫بله!

04:12.610 --> 04:15.210
‫چون ایشون یه اسلایم هستن!

04:14.200 --> 04:15.840
‫ژله، ژله!

04:15.840 --> 04:18.850
‫هه؟ پس این اسلایم یه ارباب شیاطینه؟

04:19.320 --> 04:23.560
‫عالیه! اول تو رو نفله می‌کنم، بعدشم اونو!

04:23.560 --> 04:25.600
‫واقعاً فکر می‌کنی شانسی داری؟

04:44.920 --> 04:46.620
‫اگه با من بیای،

04:46.620 --> 04:48.920
‫بهت یه کالبد مادی می‌دم.

04:49.620 --> 04:53.220
‫تو، ویولت، و بلان.

04:53.220 --> 04:56.600
‫شما سه تا، ده‌ها هزار ساله که مانع
‫تجسم همدیگه شدید...

04:56.600 --> 05:00.930
‫و برای همدیگه مزاحمت ایجاد کردید.

05:01.240 --> 05:02.930
‫این کارتون خیلی احمقانه‌ست.

05:03.910 --> 05:05.810
‫دلت یکم هیجان می‌خواد، مگه نه؟

05:23.850 --> 05:26.370
‫حالا جایگاهت رو فهمیدی؟

05:27.070 --> 05:29.140
‫دوباره میام سراغت.

05:29.140 --> 05:32.040
‫انتظار دارم تا اون موقع آماده شده باشی.

05:32.490 --> 05:36.210
‫پیشنهاد می‌کنم اون رفتار گستاخانه‌ت رو
‫هم اصلاح کنی.

05:38.990 --> 05:41.490
‫یه اسلایمِ ارباب شیاطین؟

05:43.090 --> 05:45.740
‫این ممکنه از بازی کردن با لئون
‫سرگرم‌کننده‌تر باشه.

05:52.100 --> 05:53.370
‫شکست خوردی که.

05:53.370 --> 05:54.400
‫نخوردم!

05:54.830 --> 05:56.280
‫همیشه دفعه‌ی بعدی هست.

05:56.280 --> 05:58.530
‫بهت گفتم که، من نباختم!

06:00.900 --> 06:05.090
‫انگار این دوران کسالت‌بار
‫دیگه داره تموم می‌شه.

06:07.200 --> 06:09.870
‫ولی از این حرفا بگذریم...

06:09.870 --> 06:11.960
‫روزی که دوباره برگرده، تلافی می‌کنم!

06:16.470 --> 06:19.510
‫لعنتی! مشکل این یارو چیه؟!

06:19.510 --> 06:22.690
‫اگه شیطان نبودم،
‫حتماً کشته می‌شدم!

06:22.690 --> 06:25.350
‫پیداش می‌کنم و یه درس حسابی بهش می‌دم!

06:26.310 --> 06:27.770
‫اوناهــــــــاش!

06:31.390 --> 06:34.740
‫ای بابا. ژون واقعاً هیچ‌وقت یاد نمی‌گیره.

06:35.360 --> 06:37.170
‫وایسا ببینم، عوضی!

06:37.170 --> 06:40.240
‫تقاص کاری که باهام کردی رو پس می‌دی!

06:49.160 --> 06:51.510
‫خب، بعدی...

06:55.900 --> 07:00.300
‫شماها... واقعاً به کاری که کردید فکر کردید؟

07:00.630 --> 07:02.300
‫نکردید، مگه نه؟

07:02.300 --> 07:04.050
‫نه، نکردید.

07:04.450 --> 07:05.620
‫بانوی من.

07:06.580 --> 07:08.900
‫درسته. خب، پس...

07:08.900 --> 07:10.550
‫شروع کنیم؟

07:11.890 --> 07:14.080
‫الان سرم شلوغه.

07:14.080 --> 07:17.330
‫می‌شه مزاحمم نشی، نوآر؟

07:17.330 --> 07:21.070
‫بهت گفتم دیابلو صدام کن، ویولت.

07:21.070 --> 07:21.860
‫هوم.

07:25.530 --> 07:27.780
‫از نظر من که چندانم سرت شلوغ نیست.

07:28.110 --> 07:33.040
‫اینا... گند زدن به نقشه‌ی تجسمم.

07:33.040 --> 07:35.040
‫دارم تنبیه‌شون می‌کنم.

07:35.420 --> 07:38.960
‫تجسم؟ چه عالی.

07:38.960 --> 07:40.870
‫اگه بیای برای ریمورو-ساما کار کنی...

07:40.870 --> 07:42.510
‫آرزوت برآورده می‌شه.

07:43.960 --> 07:46.140
‫تا حالا نشنیدی که می‌گن
‫«سرت به کار خودت باشه»؟

07:46.510 --> 07:49.290
‫حق نداری رد کنی.

07:49.290 --> 07:53.140
‫قبلاً ثابت کردم که نمی‌تونی
‫توی مبارزه شکست‌م بدی، مگه نه؟

07:54.960 --> 07:55.940
‫می‌کشمت!

07:55.940 --> 07:57.190
‫ژون و بلان.

07:58.720 --> 08:01.360
‫همین پیشنهاد رو به
‫اون دو تا هم می‌دم.

08:01.360 --> 08:03.040
‫هر دوشون خانم‌های باهوشی هستن.

08:03.040 --> 08:07.250
‫شاید اونا زودتر از تو تجسم پیدا کنن، نه؟

08:12.240 --> 08:15.890
‫این حرفا درباره تجسم واقعا واقعیه؟

08:15.890 --> 08:20.250
‫چه بدونم، با شناختی که ازش دارم،
‫بعید می‌دونم بشه بهش اعتماد کرد...

08:20.810 --> 08:25.740
‫ولی اگه کالبدی که می‌خوام رو نگیرم،
‫می‌تونم همه‌شون رو بکشم.

08:28.220 --> 08:30.260
‫اون دو تا آسون بودن،

08:30.260 --> 08:34.890
‫ولی آخری، یعنی بلان،
‫شاید به این راحتی‌ها راضی نشه.

08:35.270 --> 08:39.180
‫لعنتی، درد می‌کنه... لعنت بهش!

08:39.180 --> 08:41.320
‫اونجاست!

08:41.320 --> 08:43.860
‫این دفعه بهش نشون می‌دم
‫چقدر ترسناکم!

08:49.840 --> 08:51.200
‫با این حال...

08:53.290 --> 08:55.790
‫آخ! درد می‌کنه! درد می‌کنه!

08:55.790 --> 09:00.400
‫مطمئنم اون‌قدر احمق نیست که
‫جذابیت ریمورو-ساما رو درک نکنه.

09:06.670 --> 09:08.020
‫این...

09:09.930 --> 09:14.270
‫بالاخره... یکی پیدا شد که شاید بفهمه.

09:14.270 --> 09:17.280
‫من رو ببر پیش بلان.

09:18.200 --> 09:20.600
‫پـ—پادشاه سیاه...

09:20.600 --> 09:24.080
<i>‫اگه رد کنم، عاقبتم
‫مثل اونایی می‌شه که پخش زمین شدن.</i>

09:24.080 --> 09:28.740
<i>‫ولی اگه بدون اجازه
‫بانوم قبول کنم، تنبیه می‌شم.</i>

09:29.360 --> 09:32.740
<i>‫من... بدجوری گیر افتادم.</i>

09:36.640 --> 09:39.290
‫دیدار دوباره‌تون باعث خوشحالیه، پادشاه سیاه.

09:39.290 --> 09:43.460
‫بانوی ما گفتن که استثنائاً با شما ملاقات می‌کنن.

09:46.930 --> 09:47.970
‫اوه؟

09:48.480 --> 09:52.420
‫پس اینجا قایم شده بودی، بلان.

10:02.640 --> 10:05.400
‫می‌بینم که تجسم پیدا کردی، نوآر.

10:05.710 --> 10:08.400
‫بله. من حالا...

10:08.400 --> 10:11.410
‫دیابلو... درسته؟

10:14.550 --> 10:16.910
‫که اینطوز. این‌طوری وقتمون هم هدر نمی‌ره.

10:17.410 --> 10:23.130
‫من حالا برای ریمورو-ساما کار می‌کنم،
‫کسی که ارباب شیاطین شده،

10:23.130 --> 10:26.370
‫و در زمینه‌های زیادی مهارت دارم.

10:26.370 --> 10:29.410
‫ایشون بارها من رو مورد لطف و رحمت قرار دادن.

10:29.940 --> 10:31.300
‫و اما بلان...

10:31.750 --> 10:38.430
‫اومدم اینجا تا به تو هم لذت خدمت کردن
‫به ریمورو-ساما رو یاد بدم.

10:38.430 --> 10:41.100
‫ای وای. این کار حالشون رو بد می‌کنه.

10:41.100 --> 10:42.730
‫پـ—پادشاه سیاه...

10:47.690 --> 10:50.030
‫ساکت باشید.

11:05.960 --> 11:07.380
‫من باهاش ملاقات می‌کنم.

11:08.880 --> 11:13.510
‫تصمیم گرفتم که یک بار
‫شخصاً باهاش دیدار کنم.

11:18.260 --> 11:20.290
‫آخ، آخ، آخ...

11:22.630 --> 11:23.850
‫صبر کنید!

11:25.130 --> 11:28.860
‫خواهش می‌کنم، بذارید براتون کار کنم!
‫هر کاری که بگید رو انجام میدم!

11:28.860 --> 11:29.940
‫پس لطفاً!

11:32.950 --> 11:35.580
‫حداقل اسمت رو بهم بگو!

11:38.250 --> 11:39.540
‫بسیار خب.

11:40.270 --> 11:42.180
‫اسم من دیابلوئه.

11:42.870 --> 11:46.920
‫من یکی از چهار ارباب نخبه هستم که وفادارانه
‫به ارباب شیاطین، ریمورو خدمت می‌کنم.

11:47.340 --> 11:51.670
‫ارباب شیاطین... ریمورو...ساما؟

11:52.110 --> 11:53.490
‫اوه؟

12:02.190 --> 12:04.030
‫ارباب شیاطین ریمورو...

12:07.830 --> 12:11.940
‫منشی دوم، دیابلو... برگشتم.

12:11.940 --> 12:14.030
‫هی، خوش برگشتی.

12:14.030 --> 12:16.940
‫نه اینکه نگرانت بوده باشم،
‫ولی خوشحالم که سالم برگشتی.

12:18.880 --> 12:20.710
‫من لایق چنین لطف و رحمتی نیستم!

12:20.710 --> 12:23.320
‫سخنان شما رو درون اعماق روحم حک می‌کنم!

12:25.030 --> 12:27.170
‫خب، کسی رو پیدا کردی؟

12:27.170 --> 12:28.450
‫بله.

12:28.450 --> 12:31.610
‫فعلاً سه نفر رو
‫با خودم به اینجا آوردم.

12:31.610 --> 12:37.960
‫سه نفری که به نظرم لایق
‫ملاقات با شما هستن.

12:43.930 --> 12:46.640
‫آه، همه‌شون زن هستن، نه؟

12:46.640 --> 12:48.640
<i>‫تازه خوش‌قیافه هم هستن.</i>

12:48.640 --> 12:51.230
<i>‫از آشناهای قدیمیه دیابلو هستن؟</i>

12:51.230 --> 12:53.650
<i>‫ولی خیلی قوی به نظر نمی‌رسن...</i>

12:55.400 --> 12:56.650
<i>‫منفیه.</i>

12:55.690 --> 12:56.650
<b>‫منفیه.</b>

12:56.650 --> 13:00.620
<i>‫این سه نفر از رده‌بالاترین شیاطین،
‫یعنی آرک دمون‌ها هستن.</i>

13:00.620 --> 13:02.200
‫آرک دمون؟!

13:02.580 --> 13:06.450
<i>‫به نظر می‌رسه اونا دارن ذرات جادویی‌شون رو کاملاً
‫کنترل می‌کنن تا شبیه انسان‌ها بنظر برسن.</i>

13:07.310 --> 13:09.450
<i>‫اوه، پس برای همینه.</i>

13:09.450 --> 13:10.680
‫اهم.

13:10.680 --> 13:12.370
‫تغییر چهره‌تون خیلی تحسین‌برانگیزه.

13:12.370 --> 13:14.510
‫درست مثل آدم‌های معمولی به نظر می‌رسید.

13:14.510 --> 13:18.880
‫شرط می‌بندم حتی یه شوالیه مقدس هم
‫نمی‌تونه بفهمه شما آرک دمون هستید.

13:20.420 --> 13:22.180
<i>‫حرف عجیبی زدم؟</i>

13:23.350 --> 13:25.300
‫الحقکه ریمورو-ساما هستید.

13:25.720 --> 13:28.810
‫خب، بذارید خودشون رو معرفی کنن.

13:32.750 --> 13:34.010
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم.

13:34.010 --> 13:35.440
‫من ارباب شیاطین، ریمورو هستم.

13:35.440 --> 13:39.430
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که با یه نگاه
‫فهمیدی ما چی هستیم.

13:39.430 --> 13:40.440
‫در این صورت...

13:46.980 --> 13:49.410
‫که اینطور. این خیلی امیدوارکننده‌ست.

14:07.120 --> 14:09.870
‫فوق‌العاده بود، ارباب!

14:09.870 --> 14:14.640
‫من ۲۰۰ نفر از ارتش خودم رو
‫برای خدمت به شما به اینجا میارم.

14:14.640 --> 14:16.800
‫عالیه! بی‌صبرانه منتظرشم!

14:17.510 --> 14:20.230
‫پوزش می‌طلبم. نفر بعدی...

14:20.230 --> 14:23.160
‫از آشنایی با شما خوشبختم، ریمورو-ساما.

14:23.160 --> 14:29.120
‫لطفه اجازه بدید من و ۲۰۰ نفر... از
‫زیردستام به شما خدمت کنیم.

14:29.400 --> 14:32.410
‫منم همین رو... می‌خوام.

14:32.410 --> 14:36.540
‫می‌خوام به همراه ۲۰۰ نفر از
‫زیردستام به شما خدمت کنم.

14:36.540 --> 14:39.030
‫حله! خوشحالم که شمارو کنارم دارم!

14:39.540 --> 14:41.410
‫علاوه بر این سه نفر...

14:41.410 --> 14:44.480
‫یه نفر دیگه هم هست که به نظرم جالب بود.

14:44.480 --> 14:47.080
‫اونم ۱۰۰ تا زیردست داره...

14:47.080 --> 14:49.220
‫که در مجموع می‌شن ۷۰۰ نفر.

14:49.220 --> 14:51.630
‫امیدوار بودم بتونم حداقل هزار نفر رو پیدا کنم...

14:51.630 --> 14:54.030
‫از بی‌کفایتی خودم شرمنده‌ام!

14:54.030 --> 14:56.530
‫اوه، نه نه، همین هم خیلی زیاده.

14:57.000 --> 15:01.230
‫طبقه‌ی ۱۰۰ام هزارتو

14:58.670 --> 15:01.230
‫بهتون اجازه می‌دم خودتون رو نشون بدید.

15:01.230 --> 15:02.480
‫ظاهر بشید!

15:14.240 --> 15:16.080
‫اوه!

15:16.080 --> 15:17.580
<i>‫یه لحظه صبر کن ببینم!</i>

15:17.580 --> 15:19.890
<i>‫یعنی اینا همه‌شون آرک دمونن؟!</i>

15:20.330 --> 15:23.630
‫این شش نفر، ملازمان مورد اعتمادِ
‫اون سه نفر قبلی هستن...

15:23.630 --> 15:26.210
‫و کسایی که به نظرم حداقل
‫تا حدی آینده‌دار هستن.

15:26.210 --> 15:27.670
‫راستی...

15:27.670 --> 15:30.920
‫این گریت دمون(شیطان برتر) رو هم
‫توی راه پیدا کردم.

15:30.920 --> 15:34.060
<i>‫خوبه، نمی‌پرسیم که چرا این‌قدر دربو داغون شده.</i>

15:34.060 --> 15:37.310
‫حالا، خودتون رو به ریمورو-ساما معرفی کنید.

15:39.810 --> 15:44.820
‫از این لحظه به بعد، ما خدمتگزاران وفادارِ
‫ارباب شیاطین، ریمورو-ساما هستیم.

15:44.820 --> 15:46.690
‫منتظر دستورات شما هستیم.

15:47.370 --> 15:49.530
‫پس وقت رو تلف نمی‌کنیم.

15:59.540 --> 16:01.930
‫اوی- اوی... این دفعه دیگه چه خبره؟

16:01.930 --> 16:03.790
‫چی؟ چه خبره؟

16:04.400 --> 16:06.300
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

16:06.670 --> 16:09.840
‫می‌خواید تغییری توی ظاهرتون بدم؟

16:09.840 --> 16:11.550
‫شما شخصاً این کار رو انجام می‌دید؟

16:11.810 --> 16:14.300
‫خب، شماها مورد‌های خاصی هستید.

16:14.300 --> 16:15.500
‫و اینکه...

16:16.620 --> 16:19.560
‫تو فکر اینم که از این برای
‫ساختار اسکلتی‌تون استفاده کنم.

16:20.110 --> 16:21.030
‫این...

16:21.030 --> 16:22.390
‫اوریکالکومه!

16:23.760 --> 16:25.590
‫خیلی زیباست.

16:30.870 --> 16:33.780
‫میگم... در مورد این سه نفر...

16:33.780 --> 16:35.990
‫مگه اونا زمان زیادی رو زنده نبودن؟

16:35.990 --> 16:37.540
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

16:38.010 --> 16:39.850
‫پس واقعا همین‌طوره، نه؟

16:39.850 --> 16:44.420
‫اونا حتی دو تا خدمتگزار دارن که
‫آرک دمونن، یعنی هم‌رده‌ی خودشون.

16:44.850 --> 16:45.850
<i>‫یعنی این...</i>

16:45.850 --> 16:49.840
<i>‫معنیش اینه که ویژگی خاصی دارن که با
‫سطح انرژی قابل اندازه‌گیری نیست؟</i>

16:49.840 --> 16:50.820
<i>‫پاسخ.</i>

16:50.820 --> 16:54.680
<i>‫شیاطین خودشون رو بر اساس
‫مدت زمان حیاتشون رتبه‌بندی می‌کنن.</i>

16:54.760 --> 16:56.520
<b>‫نخستین‌ها (پادشاهان)</b>

16:54.760 --> 16:56.520
<b>‫سن: از آغاز خلقت</b>

16:54.850 --> 16:56.520
<b>‫ماقبل تاریخ (مارکیز)</b>

16:54.850 --> 16:56.520
<b>‫سن: بیش از ۳۰۰۰ سال</b>

16:54.930 --> 16:56.520
<b>‫باستانی (کنت)</b>

16:54.930 --> 16:56.520
<b>‫سن: بیش از ۱۰۰۰ سال</b>

16:54.980 --> 16:56.520
<b>‫قرون وسطایی (ویسکنت)</b>

16:54.980 --> 16:56.520
<b>‫سن: ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ سال</b>

16:55.060 --> 16:56.520
<b>‫مدرن اولیه (بارون)</b>

16:55.060 --> 16:56.520
<b>‫سن: ۱۰۰ تا ۴۰۰ سال</b>

16:55.140 --> 16:57.720
<i>‫شیاطین باستانی، که بیش از ۱۰۰۰ ساله
‫که وجود دارن...</i>

16:55.190 --> 16:56.520
<b>‫مدرن (بارونت)</b>

16:55.190 --> 16:56.520
<b>‫سن: ۳۰ تا ۱۰۰ سال</b>

16:55.390 --> 16:56.520
<b>‫مدرن متاخر (شوالیه)</b>

16:55.390 --> 16:56.520
<b>‫سن: ۰ تا ۳۰ سال</b>

16:56.560 --> 17:03.780
<b>‫نخستین‌ها (پادشاهان) 
‫ماقبل تاریخ (مارکینز)
‫باستانی (کنت)</b>

16:56.560 --> 17:03.780
<b>‫سن: از آغاز خلقت
‫سن: بالای ۳۰۰۰ سال
‫سن: بالای ۱۰۰۰ سال</b>

16:57.720 --> 16:59.650
<i>‫و توی طبقه «حاکم» قرار دارن.</i>

16:58.850 --> 17:03.780
<b>‫طبقه حاکم</b>

16:58.850 --> 17:03.610
<b>‫طبقه حاکم</b>

16:59.650 --> 17:03.440
<i>‫اونا این قدرت رو دارن که خودشون رو از بقیه متمایز کنن.</i>

17:03.440 --> 17:05.080
<i>‫حدس می‌زنم فردی به اسم دیابلو...</i>

17:05.080 --> 17:09.190
<i>‫و اون سه نفری که با خودش آورده،
‫همگی از طبقه حاکم باشن.</i>

17:09.190 --> 17:10.680
<i>‫که اینطور.</i>

17:10.680 --> 17:15.070
<i>‫یعنی به عبارت دیگه، اون سه تا دختر
‫به اندازه دیابلو پشم ریزون قوی‌ان.</i>

17:15.590 --> 17:18.890
‫به هر حال، جدا از اینکه چقدر عمر کردن...

17:18.890 --> 17:22.830
‫فکر کنم بشه گفت حالا شیاطین خیلی
‫خفنی رو کنار خودمون داریم.

17:23.160 --> 17:27.010
‫مهم نیست که چقدر زندگی کردید،
‫مهم اینه که چجوری زندگی کردید.

17:27.010 --> 17:28.640
‫منظورتون همینه؟

17:28.640 --> 17:30.090
<i>‫عمرا بابا!</i>

17:30.410 --> 17:32.620
‫راستی، اسمشون چیه؟

17:32.620 --> 17:33.990
‫اسمی ندارن.

17:33.990 --> 17:35.510
‫که اینطور. پس...

17:35.510 --> 17:36.930
‫هوی هوی، نگو که...

17:36.930 --> 17:39.890
<i>‫می‌خوام بهتون اسم بدم، خانوما.</i>

17:40.950 --> 17:42.560
<i>‫مطمئن هستید؟</i>

17:42.560 --> 17:44.990
<i>‫خب یه جوری ردیفش می‌کنم.</i>

17:44.990 --> 17:47.630
<i>‫اسم گذاشتن روتون قدرتتون رو بیشتر می‌کنه.</i>

17:47.630 --> 17:49.750
<i>‫و باعث میشه راحت‌تر بتونم صداتون کنم.</i>

17:49.750 --> 17:51.690
<i>‫خب، نظرتون چیه؟</i>

17:51.690 --> 17:53.780
<i>‫لطفاً این کار رو بکنید.</i>

17:53.780 --> 17:55.570
<i>‫آره! خیلی هیجان‌زده‌ام!</i>

17:55.570 --> 17:57.320
<i>‫مخالفتی ندارم.</i>

17:57.320 --> 17:59.570
<i>‫خیلی خب، پس حل شد!</i>

17:59.570 --> 18:03.540
‫مثل اسم دیابلو، از اسم ماشین‌های
‫سوپر اسپرت استفاده می‌کنم.

18:03.540 --> 18:04.970
‫تستاروسا.

18:05.540 --> 18:06.660
‫کاررا.

18:07.540 --> 18:08.750
‫اولتیما.

18:09.780 --> 18:12.510
‫از این به بعد با این اسما صدا زده می‌شید.

18:16.260 --> 18:20.600
‫هی، هی! همین‌طوری الکی داری
‫بهشون اسم میدی و براتم مهم نیست؟!

18:43.350 --> 18:44.580
‫این...

18:45.090 --> 18:46.250
<i>‫پاسخ.</i>

18:46.250 --> 18:48.100
<i>‫با دریافت اسم...</i>

18:48.100 --> 18:50.590
<i>‫اونا به «دمون پیر (شیطان اشرافی)» تکامل پیدا کردن.</i>

19:02.970 --> 19:04.420
‫داری شوخی می‌کنی؟

19:04.420 --> 19:06.800
‫انرژی‌ای که ازشون میاد واقعاً دیوانه‌کننده‌ست...

19:06.800 --> 19:08.730
‫بدن‌های جدیدتون چطورن؟

19:08.730 --> 19:10.120
‫فوق‌العاده‌ست!

19:10.120 --> 19:13.320
‫آره! این بدن عالیه!

19:13.320 --> 19:19.310
‫ریمورو-ساما، لطفاً اجازه بدید از این به بعد
‫وفاداری‌ کاملم رو به شما اعلام کنم.

19:20.220 --> 19:24.870
‫راستش، از وقتی اولین بار شما رو دیدم،
‫هنوز قلبم از تپش نیفتاده.

19:24.870 --> 19:28.710
‫آره! منم تمام این مدت
‫خیلی هیجان‌زده بودم!

19:28.710 --> 19:31.030
‫تمام وجودم رو وقف خدمت کردن به ریمورو-ساما می‌کنم!

19:31.030 --> 19:34.960
‫منم همین‌طور. هر دستوری دارید بفرمایید، ارباب!

19:34.960 --> 19:37.360
‫خوبه. هر کاری که دوست دارید انجام بدید.

19:40.820 --> 19:46.100
<i>‫بعد از اون، به بقیه شیاطین هم بدن دادم و بهشون اسم دادم.</i>

19:41.550 --> 19:42.560
‫اسپری.

19:42.560 --> 19:43.390
‫آگرا.

19:43.390 --> 19:44.080
‫زوندا.

19:44.080 --> 19:44.790
‫ویرون.

19:44.790 --> 19:46.100
‫ماس.

19:46.100 --> 19:47.860
<b>‫آرک دمون
‫اسپری</b>

19:46.100 --> 19:49.860
<b>‫آرک دمون
‫آگرا</b>

19:46.100 --> 19:49.850
<b>‫آرک دمون
‫زوندا</b>

19:46.100 --> 19:49.850
<b>‫آرک دمون
‫سین</b>

19:46.680 --> 19:48.040
<i>‫از بین اون زیردستا...</i>

19:48.040 --> 19:51.690
<i>‫فقط دو نفرشون به «دمون پیر»
‫تکامل پیدا کردن، ماس و ویرون.</i>

19:49.850 --> 19:52.360
<b>‫ویرون</b>

19:49.850 --> 19:52.360
<b>‫ماس</b>

19:52.360 --> 19:55.170
<i>‫ونوم هم به آرک دمون تکامل پیدا کرد.</i>

19:52.360 --> 19:55.820
<b>‫آرک دمون
‫ونوم</b>

19:56.150 --> 19:58.670
<i>‫به لطف ذرات جادویی موجود توی کپسول‌های کشت...</i>

19:58.670 --> 20:00.670
<i>‫تونستم نام‌گذاری همه‌شون رو
‫توی دو روز تموم کنم.</i>

20:01.800 --> 20:06.310
<i>‫بقیه زیردستا هم بعد از اسم گرفتن،
‫به رده‌ای بالاتر از A(اِی) رسیدن.</i>

20:07.330 --> 20:13.170
<i>‫و این‌طوری بود که ارتش شیاطین جدیدمون،
‫یعنی «ارقام سیاه»، شکل گرفت.</i>

20:15.990 --> 20:17.160
‫دیابلو.

20:18.130 --> 20:21.890
‫حالا می‌فهمم چرا خودت رو وقف ریمورو-ساما کردی.

20:21.890 --> 20:25.170
‫آره. اون واقعاً فوق‌العاده‌ست.

20:25.170 --> 20:28.770
‫ما همه‌مون انرژی‌مون رو سرکوب کرده بودیم،
‫ولی اون خیلی سریع فهمید که کی هستیم.

20:28.770 --> 20:33.520
‫من حضورم رو اونقدر سرکوب کرده بودم که می‌تونستم
‫از کنار یه بچه گربه بدون جلب توجه رد شم.

20:33.860 --> 20:37.830
‫اگه معلوم می‌شد که اون آدمِ
‫جالبی نیست، قصد داشتم بکشمش.

20:37.830 --> 20:38.900
‫منم همین‌طور.

20:39.430 --> 20:44.240
‫ازتون ممنونم که منو جلوی
‫ریمورو-ساما سرافکنده نکردید...

20:44.240 --> 20:46.410
‫ولی اگه واقعاً قصد دارید
‫این کار رو تا تهش انجام بدید...

20:46.410 --> 20:48.910
‫نگران نباش، دیابلو.

20:49.730 --> 20:52.730
‫داشتن کالبد فیزیکی، آرزوی قلبی همه‌ی ما شیاطینه.

20:52.730 --> 20:57.910
‫ما زمان خیلی طولانی‌ای رو
‫صرف دنبال کالبد ایده‌آل گشتن کردیم.

20:58.820 --> 21:03.980
‫و ریمورو-ساما کالبدی بهم داده که
‫به نظرم لایق منه.

21:05.200 --> 21:09.430
‫و همون‌طوری که تو به اسمت افتخار می‌کنی،

21:09.810 --> 21:15.240
‫منم عاشق اسمم «تستاروسا» هستم که ایشون بهم دادن.

21:18.940 --> 21:21.400
‫به این اسم وفاداری‌م رو بهشون سوگند می‌خورم.

21:22.280 --> 21:25.030
‫منم به اسم «اولتیما» سوگند می‌خورم.

21:25.030 --> 21:30.700
‫خدمت کردن به ریمورو-ساما باید خیلی
‫سرگرم‌کننده‌تر از شکنجه کردن شیاطین باشه.

21:31.010 --> 21:34.580
‫منم به اسمی که بهم داده سوگند می‌خورم.

21:36.560 --> 21:41.020
‫سعی کنید... که برای من دردسر درست نکنید.

21:42.550 --> 21:47.600
‫شما نه تنها از دستورات ریمورو-ساما،
‫بلکه از دستورات منم باید اطاعت کنید.

21:52.250 --> 21:54.850
‫این چیزی بود که در موردش حرف زدیم.

21:55.330 --> 21:58.390
‫اونا الان تحت فرمان من هستن...

21:58.390 --> 22:00.810
‫ولی معلوم نیست چه کارایی ازشون سر بزنه.

22:00.810 --> 22:05.110
‫مطمئنم که از هیچ چیز ترسی ندارید،
‫ولی حس کردم باید بهتون هشدار بدم.

22:05.410 --> 22:06.870
‫بـ... باشه...

22:06.870 --> 22:10.620
<i>‫مرد حسابی، خودت بودی که اون سه تا رو آوردی اینجا!</i>

22:11.730 --> 22:13.290
‫لطفاً لذت ببرید.

22:14.380 --> 22:17.630
<i>‫خب، اونا حالا تحت فرمان دیابلو هستن...</i>

22:17.630 --> 22:20.850
<i>‫پس میتونیم بگیم که تموم مسئولیت‌ها گردن خودشه.</i>

22:21.750 --> 22:23.630
‫اوهوم! خوشمزه‌ست!

22:22.520 --> 22:34.520
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.390 --> 23:57.860
<i>‫قسمت بعد: «حسی ناخوشایند».</i>

23:55.850 --> 23:59.940
<b>ناخوشایند‫ <u>حسی</u></b>

23:57.860 --> 24:00.860
<i></i>
