WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:00.480 --> 00:01.900
‫— ۳۰۰ سال پیش —

00:01.980 --> 00:03.730
‫فقط یه چیزای مبهمی یادمه...

00:03.980 --> 00:06.400
‫فکر کنم... یه جورایی کنترلمو از دست دادم.

00:07.150 --> 00:11.400
‫و مطمئنم که اون... یه شخصیت دیگه بود، نه من.

00:12.270 --> 00:14.850
‫بخاطر همین... وقتی که وقتش برسه...

00:14.940 --> 00:16.480
‫اشکالی نداره.

00:16.560 --> 00:18.440
‫همه‌چیز رو بسپر به من.

00:18.520 --> 00:24.770
‫قول می‌دم وقتی وقتش برسه، مهر و مومت رو بردارم.

00:25.770 --> 00:30.770
‫کمی بعد از اون... کاملا غیبش زد و دیگه هیچ خبری ازش نبود.

00:32.150 --> 00:36.230
‫ارباب شیاطین لومینوس اون رو مهر و موم کرد

00:36.310 --> 00:38.440
‫و از اون زمان تا حالا مخفی نگهش داشته.

00:39.480 --> 00:41.190
‫شیوه‌ای که اون می‌جنگید...

00:41.770 --> 00:45.270
‫واقعاً لایق این بود که بهش بگن سلاح نهایی.

00:45.350 --> 00:47.770
‫اون واقعاً موجود باشکوهی بود.

00:49.980 --> 00:52.480
‫گنج مخفی ارباب شیاطین لومینوس...

00:53.480 --> 00:56.350
‫اگه می‌خواستم جایی مخفیش کنم، اونجا بود...

01:03.150 --> 01:04.270
‫بیا تو.

01:07.480 --> 01:10.150
‫منو احضار کردید... لومینوس-ساما؟

01:10.520 --> 01:13.980
‫هیناتا، اوضاع توی تمپست چطوره؟

01:14.100 --> 01:15.600
‫منظورتون... چیه؟

01:16.150 --> 01:19.600
‫اونا با لوبلیوس یه پیمان عدم تعرض امضا کردن...

01:19.690 --> 01:22.900
‫و قول دادن که بین دو کشور تبادل فرهنگی انجام بشه.

01:22.980 --> 01:24.350
‫با این حال...

01:24.690 --> 01:28.520
‫من هیچ نشونه‌ای از هیچ‌گونه تبادل فرهنگی‌ای نمی‌بینم.

01:29.230 --> 01:30.270
‫اوه...

01:30.350 --> 01:34.400
‫چشمه آب گرم کشورشون
‫خیلی حس خوبی داشت.

01:34.940 --> 01:37.310
‫سوکیاکی... تمپورا...

01:37.400 --> 01:42.350
‫و تازه اجرای موسیقی توی جشنواره‌شون هم فوق‌العاده بود.

01:42.730 --> 01:46.310
‫پس خودت... متوجه منظورم می‌شی، نه؟

03:15.520 --> 03:16.980
‫اون زمان که به عنوان اسلایم تناسخ پیدا کردم
‫فصل ۴

03:18.190 --> 03:20.270
‫دیابلو یه عالمه شیطان با خودش آورد.

03:19.670 --> 03:22.820
‫قسمت ۸۷: حسی ناخوشایند

03:20.650 --> 03:25.900
‫تصمیم گرفتم اون سه تا خانمی که
‫از قبل می‌شناخت رو مسئولشون کنم.

03:27.600 --> 03:28.690
‫تستاروسا.

03:28.980 --> 03:30.060
‫اولتیما.

03:30.270 --> 03:31.310
‫کاررا.

03:31.600 --> 03:34.060
‫حالا که قراره توی این کشور کار کنید...

03:34.150 --> 03:36.600
‫می‌خوام بهتون شغل بدم.

03:37.190 --> 03:40.850
‫تستاروسا، تو به عنوان وابسته نظامی ما
‫توی جلسات شورا شرکت می‌کنی...

03:40.940 --> 03:43.350
‫و کشورهای غربی رو زیر نظر می‌گیری.

03:43.440 --> 03:45.850
‫با کمال میل می‌پذیرم.

03:46.270 --> 03:49.150
‫شورا ممکنه بعضی وقتا خیلی تو مخی بشه...

03:49.230 --> 03:52.060
‫ولی یادت نره که تو نماینده‌ی کشور ما هستی.

03:52.150 --> 03:54.230
‫خیالتون راحت باشه.

03:54.310 --> 03:55.850
‫حتی در بدترین حالت ممکن هم...

03:55.940 --> 03:59.150
‫طوری عمل می‌کنم که هیچ ردی
‫از دخالت من باقی نمونه.

04:00.900 --> 04:03.730
‫اولتیما، تو به عنوان دادستان کل توی دفتر دادستانی‌مون...

04:03.810 --> 04:06.480
‫مشغول می‌شی و به جرایم رسیدگی می‌کنی.

04:06.560 --> 04:10.190
‫یادت نره باید همکاری نزدیکی
‫با نیروهای نگهبانمون داشته باشی.

04:10.270 --> 04:12.810
‫یعنی فقط باید آدمایی رو گیر بندازم
‫که از خودم شرورترن؟

04:12.900 --> 04:14.350
‫به نظر سرگرم‌کننده میاد!

04:14.440 --> 04:17.350
‫منظورم دقیقاً این نبود، ولی...

04:17.440 --> 04:21.230
‫کاررا، تو هم به عنوان قاضی ارشد
‫دیوان عالی‌مون مشغول می‌شی.

04:21.310 --> 04:24.560
‫باید طبق قانون، عادلانه
‫به همه‌ی پرونده‌ها رسیدگی کنی.

04:24.650 --> 04:26.730
‫قضاوت من همیشه عادلانه‌ست.

04:26.810 --> 04:30.190
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا انتظاراتتون رو برآورده کنم.

04:30.600 --> 04:34.100
‫ممکنه بعضی وقتا هدف کینه و دشمنی بقیه بشی...

04:34.190 --> 04:37.690
‫و حتی شاید کسایی بخوان بهت رشوه بدن...

04:37.770 --> 04:43.190
‫هر کسی که بخواد همچین غلطی بکنه،
‫بی معطلی به مرگ محکوم می‌شه!

04:43.270 --> 04:47.850
‫مطمئنم که خیلی کار بلدن،
‫ولی واقعاً اوضاع خوب پیش میره؟

04:47.940 --> 04:48.900
‫نگاه زیرچشمی.

04:48.980 --> 04:52.100
‫کاملا مطمئنم که براتون مفید واقع می‌شن.

04:52.190 --> 04:54.900
‫تو فقط نمی‌خوای خودت اون کارا رو انجام بدی!

04:56.480 --> 05:00.100
‫اگه هر کدومشون گند بزنن،
‫می‌گم دیابلو جاشون رو بگیره.

05:00.190 --> 05:02.650
‫خب، روی همه‌تون حساب می‌کنما.

05:03.150 --> 05:04.770
‫بسپریدش به ما!

05:05.100 --> 05:09.230
‫با حل شدن بزرگ‌ترین مشکلاتی که
‫ماه‌ها ذهنم درگیرشون بود...

05:09.270 --> 05:14.150
‫تمپست بالاخره تونست یه قدم به سمت
‫تبدیل شدن به یه کشور قانون‌مند برداره.

05:14.230 --> 05:16.310
‫هنوز کلی کار هست که باید انجام بدیم...

05:16.400 --> 05:19.230
‫ولی حالا دیگه می‌تونم برای یه مدتی استراحت کنم.

05:22.940 --> 05:23.980
‫داغه!

05:24.980 --> 05:28.230
‫باید مراقب باشم که یه وقت خودم دستگیر نشم.

05:29.810 --> 05:33.940
‫تیس-سنسه... کار کردن تو ساختمون جدید مدرسه چطوره؟

05:33.980 --> 05:36.690
‫همه معلم‌ها ازش خیلی راضی‌ان.

05:37.190 --> 05:41.900
‫و همه دانش‌آموزایی که اینجا میان،
‫با جدیت درس می‌خونن.

05:41.980 --> 05:45.730
‫هرچی نباشه، درس‌هایی که بزرگترا یاد می‌گیرن
‫مستقیماً به شغلشون مربوطه.

05:46.100 --> 05:48.350
‫هنوز یه کم کمبود معلم داریم،

05:48.730 --> 05:53.690
‫ولی چند تا تاجر و جنگجو هستن که کمک‌مون می‌کنن،
‫بخاطر همین یجورایی داریم از پسش برمیایم.

05:54.270 --> 05:55.810
‫بجنب وگرنه می‌گیرتت!

05:55.900 --> 05:57.850
‫هی، وایستا وایستا!

05:57.940 --> 05:59.850
‫بچه‌ها چطورن؟

05:59.940 --> 06:02.270
‫همه‌شون با هم کنار میان و خوب درس می‌خونن.

06:02.350 --> 06:04.600
‫هنوزم مثل همیشه پرانرژی‌ان.

06:05.850 --> 06:07.270
‫ریمورو-ساما!

06:08.520 --> 06:11.150
‫خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمتون!

06:17.980 --> 06:20.730
‫نکنه... تو کومارایی؟

06:20.810 --> 06:22.230
‫بله، خود خودمم!

06:22.560 --> 06:25.520
‫پس حالا می‌تونی به شکل انسان دربیای، هان؟

06:25.600 --> 06:27.150
‫بله که می‌تونم!

06:27.230 --> 06:31.770
‫تازه... بخاطر همین تصمیم گرفتم که
‫همراه بقیه، توی این مدرسه درس بخونم!

06:31.850 --> 06:34.770
‫- جدی؟ خب، پس کارت رو...
‫- سنسه!

06:34.850 --> 06:36.770
‫کلوئه!

06:36.850 --> 06:40.060
‫اصلاً حضورتو حس نکردم... کارت بیسته!

06:41.270 --> 06:43.690
‫خب چه خبرا؟ تو مدرسه بهت خوش می‌گذره؟

06:43.770 --> 06:44.770
‫آره!

06:45.900 --> 06:47.650
‫ریمورو-سنسه!

06:47.730 --> 06:49.940
‫نمی‌دونستم اینجایی!

06:49.980 --> 06:52.600
‫کومارا و کلوئه زودتر از ما دیدنت!
‫این نامردیه!

06:52.690 --> 06:55.520
‫- باید بهمون می‌گفتی داری میای!
‫- واقعاً!

06:55.600 --> 06:57.940
‫- درسته، ببخشید.
‫- خب، سنسه سرش خیلی شلوغه، می‌دونید که.

06:57.980 --> 06:59.940
‫این که دلیل نمیشه!

07:04.810 --> 07:07.150
‫ارباب شیاطین لئون کرومول-ساما.

07:07.230 --> 07:09.230
‫ما اومدیم تا ازتون درخواست کنیم که...

07:09.310 --> 07:13.690
‫اجازه بدید فروش «کالاهای فوق‌محرمانه»مون
‫رو به شما متوقف کنیم.

07:14.520 --> 07:15.520
‫چی؟

07:15.600 --> 07:17.940
‫هـ-همون‌طور که می‌دونید...

07:18.020 --> 07:21.560
‫ارباب شیاطین ریمورو داره توی
‫کشورهای غربی قدرتش رو زیاد می‌کنه.

07:21.650 --> 07:26.190
‫اون از احضار انسان‌ها از دنیای دیگه متنفره
‫و این کار رو اکیداً ممنوعش کرده.

07:26.270 --> 07:29.480
‫به همین دلیل... برامون سخت شده که...

07:29.560 --> 07:33.770
‫کالای کافی به دست بیاریم.
‫منظورم بچه‌هایی هستن که نتونستن قهرمان بشن.

07:34.600 --> 07:36.400
‫ریمورو، هان؟

07:39.270 --> 07:41.650
‫متأسفانه نمیتونم کاری برای این موضوع بکنم...

07:41.730 --> 07:44.480
‫ولی... هنوز شرق رو دارید، مگه نه؟

07:44.560 --> 07:46.980
‫من می‌تونم این سوالتون رو جواب بدم.

07:47.060 --> 07:50.560
‫موضوع اینه که شرق هم الان
‫داره مشکوک رفتار می‌کنه.

07:50.650 --> 07:53.480
‫انگار دارن پشت پرده خودشون رو برای جنگ آماده می‌کنن...

07:53.560 --> 07:58.100
‫که همین باعث شده دسترسی‌مون به آدمایی که
‫برای احضار بهشون نیاز داریم سخت‌تر بشه.

07:58.190 --> 08:01.980
‫البته... این به این معنی نیست که دیگه با هم کار نمی‌کنیم.

08:02.060 --> 08:05.270
‫به محض اینکه بتونیم دوباره احضار کنیم،
‫دوباره باهاتون ارتباط می‌گیریم.

08:09.650 --> 08:12.400
‫چرا زبونت اینقدر درازه؟

08:13.940 --> 08:16.730
‫اوضاع خیته... یعنی گند زدم؟

08:16.810 --> 08:19.650
‫هر چیزی که داری ازم مخفی می‌کنی رو بهم بگو.

08:22.900 --> 08:26.190
‫واقعا نمیشه چیزی رو از شما پنهان کرد،
‫ارباب شیاطین لئون-ساما!

08:26.270 --> 08:31.850
‫راستش، موضوع اینه که بچه‌هایی که شیزوئه ایزاوا
‫به سرپرستی گرفته بود، هنوز زنده هستن.

08:31.940 --> 08:33.850
‫- شیزو...
‫- ولی خب...

08:33.940 --> 08:36.940
‫مشکل اصلی اینه که اونا الان کجا هستن...

08:36.980 --> 08:38.350
‫توی تمپستن؟

08:38.440 --> 08:41.350
‫مثل همیشه، خیلی دقیقه به هدف زدید!

08:41.440 --> 08:43.150
‫بخاطر همینه که نمی‌تونیم...

08:43.230 --> 08:45.150
‫- این بچه‌ها...
‫- بله؟

08:45.310 --> 08:47.400
‫اسماشون چیه؟

08:47.810 --> 08:54.810
‫کن میزارو، ریوزکی، گیل ریبوس،
‫آلیسون و کوروبه هوئرو.

08:56.440 --> 08:59.350
‫بله بله! یه چیزی توی همین مایه ها!

08:59.440 --> 09:03.810
‫البته... بعید می‌دونم به جنسی که
‫دستت بهش نمی‌رسه علاقه‌ای داشته باشی.

09:04.980 --> 09:06.980
‫این اسما دقیق هستن؟

09:07.100 --> 09:08.100
‫جان؟

09:08.690 --> 09:12.730
‫کلوئه نیست؟ واقعا اسمش کوروبه‌ست؟

09:13.600 --> 09:17.060
‫عجب، حسابی جوشی شده ها.

09:17.150 --> 09:18.900
‫خیلی پوزش می‌خوام.

09:18.980 --> 09:21.600
‫همه‌ی اون اسامی‌ای که گفته شد غلط بودن.

09:23.270 --> 09:24.350
‫که اینطور.

09:25.230 --> 09:29.770
‫خـ-خیل خب، ارباب شیاطین لئون-ساما،
‫ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم.

09:33.190 --> 09:35.310
‫می‌خواید اون سه تا رو... حذف کنم؟

09:35.400 --> 09:37.060
‫ولشون کن.

09:37.150 --> 09:39.690
‫بیشتر نگران این جنگم.

09:40.350 --> 09:42.650
‫اگه آدمای زیادی کشته بشن، ممکنه...

09:42.730 --> 09:45.600
‫باعث بشه یه شیطان دردسرساز ظاهر بشه.

09:45.980 --> 09:48.770
‫همین الانشم با ژون درگیریم.

09:49.980 --> 09:52.480
‫خب... در مورد تمپست...

09:52.560 --> 09:53.770
‫بله، سرورم.

09:53.850 --> 09:56.230
‫شوالیه‌های آبی رو می‌فرستم تا درموردش تحقیق کنن.

09:56.310 --> 09:57.650
‫می‌سپرمش به خودت.

10:19.810 --> 10:22.310
‫تو کجای این دنیای پهناوری...

10:23.060 --> 10:24.150
‫کلوئه؟

10:25.770 --> 10:27.560
‫دیگه تمومش کنید!

10:27.650 --> 10:29.060
‫مشکلتون چیه آخه؟ خفه شید!

10:29.150 --> 10:32.770
‫پسرا! بازی گوشی رو تموم کنید و
‫بیاید کلاس رو تمیز کنیم!

10:32.850 --> 10:36.770
‫ها؟ چرا ما باید کاری رو انجام بدیم
‫که این‌قدر خسته کننده و رو مخه؟

10:36.850 --> 10:40.230
‫کن-چان، نمی‌خوای که آلیس-چان رو عصبانی کنی.

10:40.310 --> 10:41.440
‫خفه شو!

10:41.520 --> 10:44.810
‫امروز روزیه که آلیس رو شکست می‌دم
‫و رئیس واقعی کلاس می‌شم!

10:44.900 --> 10:48.810
‫که این‌طور؟ پس بهت نشون می‌دم
‫چقدر می‌تونم ترسناک باشم!

10:49.100 --> 10:53.440
‫انگار کنیا یهویی شده رئیس کل کلاس.

10:53.520 --> 10:55.690
‫و فکر کنم آلیس هم نماینده‌ی کلاس شده.

10:55.770 --> 10:58.560
‫هی، به نظرتون امروز کی می‌بره؟

10:58.650 --> 11:01.060
‫معلومه، ملکه ما، آلیس!

11:01.150 --> 11:04.770
‫کنیا عمراً بتونه آلیس رو ببره.
‫اون بدجوری کشته مرده‌ش شده.

11:04.850 --> 11:06.150
‫صبر کن، چی؟ واقعاً؟

11:06.230 --> 11:08.980
‫هی گیل! کی بهت اجازه داده
‫از این بلبل زبونی‌ها بکنی؟

11:09.060 --> 11:11.690
‫درسته! کنیا عمرا از من خوشش بیاد!

11:11.770 --> 11:13.560
‫نکنه دیوونه شدید؟

11:13.980 --> 11:18.350
‫این بچه‌ها هنوز برای این حرفا
‫دهنشون بو شیر میده. به هر حال...

11:18.440 --> 11:21.850
‫ببخشید... می‌شه همه‌تون دیگه...

11:21.940 --> 11:24.900
‫نباید معلمشون رو این‌قدر اذیت کنن.

11:26.560 --> 11:28.730
‫خیلی خب، بسه دیگه!

11:31.520 --> 11:33.940
‫ممنون بابت کمکتون، ریمورو-سنسه.

11:34.020 --> 11:37.600
‫نبابا... واقعا خسته نباشی تیس-سنسه،
‫سروکله زدن با این کلاس عذابیه.

11:37.690 --> 11:39.940
‫اوه! این که عالیجناب ریمورو خودمونه!

11:39.980 --> 11:41.270
‫امروز اومدید اینجا؟

11:41.600 --> 11:43.850
‫سلام فریتز. باکوس‌م که هست.

11:43.940 --> 11:46.770
‫واقعاً از اینکه اینجا بهمون کمک می‌کنید ممنونم.

11:48.060 --> 11:49.730
‫نفرمایید بابا.

11:49.770 --> 11:54.810
‫اینجا در مقایسه با تمریناتمون با صلیبیون، مثل بهشته.

11:54.900 --> 11:57.190
‫همه داشتن برای اینکه این کار رو
‫بگیرن، خودشونو پاره می‌کردن!

11:57.520 --> 12:00.980
‫غذا که می‌خوریم، بچه‌ها هم بهمون احترام می‌ذارن...

12:01.060 --> 12:04.730
‫اصلاً قابل مقایسه با تمرینات بی‌رحمانه‌ی هیناتا-ساما نیست!

12:04.810 --> 12:07.440
‫هوی، فریتز... بهتره دیگه ادامه ندی...

12:07.520 --> 12:08.980
‫خب، مگه دروغ می‌گم؟

12:09.060 --> 12:12.270
‫هیناتا-ساما اصلا چیزی به اسم مراعات کردن تو کارش نیست!

12:12.350 --> 12:14.190
‫هر کسی ترجیح می‌ده اینجا باشه...

12:14.270 --> 12:16.020
‫- تا اینکه اون جهنم رو تحمل کنه...
‫- عــــه؟

12:16.810 --> 12:18.730
‫خب، واقعا بابتش متأسفم.

12:18.810 --> 12:20.940
‫ننــــــــه! هیناتا-سامــــــــا!

12:20.980 --> 12:25.310
‫من در واقع با توجه به سطح قدرت هر کدومتون
‫باهاتون مراعات می‌کردم و بهتون آسون می‌گرفتم،

12:25.400 --> 12:27.810
‫ولی ظاهرا لازم نبوده این کارو بکنم.

12:29.690 --> 12:31.100
‫گند زدم، نه؟

12:31.190 --> 12:32.230
‫آره.

12:33.900 --> 12:37.940
‫به هر حال هیناتا... چیشده که ازم خواستی بیام مدرسه؟

12:38.310 --> 12:40.600
‫معذرت می‌خوام  که وقتتو گرفتم.

12:40.690 --> 12:43.520
‫اینجا جای مناسبی برای حرف زدن نیست.
‫بیا باهم بریم تو سیاه‌چال.

12:45.690 --> 12:50.020
‫ببین این بچه‌ها چقدر... بزرگ شدن و رشد کردن.

12:50.770 --> 12:51.810
‫باشه...

12:52.270 --> 12:53.850
‫و...

12:53.940 --> 12:56.980
‫بعداً به شما دوتا سرفرصت رسیدگی می‌کنم.

12:57.060 --> 13:00.100
‫بــ-بلــــــــــه!

13:01.190 --> 13:04.730
‫پایگاه سربروس در کشورهای غربی

13:05.100 --> 13:06.810
‫به نظر میاد خوب پیش رفته.

13:06.900 --> 13:09.230
‫حتی اگه فقط به عنوان یه لطف در حقت بوده باشه...

13:09.310 --> 13:14.400
‫بازم تعظیم کردن جلوی کسی که
‫رئیس کازالیم رو کشته، واقعاً افتضاح بود.

13:14.480 --> 13:15.980
‫قدردانش هستم.

13:16.060 --> 13:20.310
‫می‌خواستم قبل از ترک کردن کشورهای غربی،
‫کارهای اینجام رو سرو سامون بدم.

13:20.730 --> 13:24.600
‫و میشا، ببخشید که بعد از اینکه این همه راه از شرق
‫تا اینجا اومدی این کار رو...

13:24.690 --> 13:27.100
‫به عنوان یکی از رؤسای سربروس کردم.

13:27.940 --> 13:29.850
‫دقیقاً همینطوره.

13:29.940 --> 13:33.940
‫اونم درست بعد از اینکه پایگاهمون
‫توی غرب رو از دامرادا تحویل گرفتم.

13:33.980 --> 13:36.520
‫راستی، مطمئنی که متوقف کردن تجارت...

13:36.600 --> 13:39.020
‫بین سربروس و ارباب شیاطین لئون
‫کار عاقلانه‌ای بود؟

13:39.480 --> 13:44.350
‫خب، فعلا که جور کردن
‫کالاهای فوق‌محرمانه خیلی سخت شده.

13:44.440 --> 13:49.020
‫و این‌طوری هم نیست که هرکسی بتونه بچه هایی که
‫توی قهرمان شدن شکست خوردن رو بدست بیاره.

13:50.270 --> 13:53.230
‫هر وقت دوباره به ارتباط با
‫ارباب شیاطین لئون نیاز داشتیم...

13:53.270 --> 13:56.230
‫می‌تونیم پیشنهاد بدیم که دوباره تجارت‌مون رو شروع کنم.

13:56.310 --> 14:00.940
‫دلیلت برای اینکه گفتی بهش درباره‌ی بچه ها بگیم چی بود؟

14:01.480 --> 14:06.060
‫کنجکاو بودم ببینم اگه اطلاعات رو
‫بهش لو بدیم، چه واکنشی نشون میده.

14:06.350 --> 14:08.190
‫بر اساس واکنشش...

14:08.270 --> 14:12.520
‫شاید بشه حدس زد که چرا داره اون بچه‌ها رو جمع می‌کنه.

14:12.600 --> 14:13.810
‫تقریباً همین‌طوره.

14:15.350 --> 14:18.770
‫واقعا که... ای کاش همون اول اینو بهمون گفته بودی!

14:18.850 --> 14:21.100
‫وقتی شروع کرد به شک کردن بهم،
‫داشتم از ترس سکته می‌کردم!

14:21.190 --> 14:22.560
‫معذرت خواستم که.

14:22.650 --> 14:26.150
‫منم داشتم دیوونه می‌شدم که نکنه
‫لاپلاس گند زده باشه!

14:27.650 --> 14:28.730
‫منم همین‌طور.

14:28.810 --> 14:31.100
‫چی؟! شماها خیلی بدجنسید!

14:33.980 --> 14:36.600
‫البته، حالا که بهش فکر می‌کنم...

14:36.980 --> 14:38.350
‫اتفاقی افتاده؟

14:38.440 --> 14:39.480
‫خب...

14:39.560 --> 14:42.730
‫اون سعی کرد اسم بچه‌ها رو تأیید کنه.

14:42.810 --> 14:45.150
‫وقتی گفتم «کوروبه هوئرو»،

14:45.520 --> 14:49.400
‫پرسید مطمئنم که اسمش «کوروبه» هستش و «کلوئه» نیستش؟

14:50.520 --> 14:52.520
‫لازم نیست نگران اون باشی، فوتمن.

14:52.600 --> 14:55.400
‫اون مرد ذاتاً آدم نگران و حساسیه.

14:55.730 --> 14:57.150
‫تو چی فکر می‌کنی؟

14:57.230 --> 15:01.850
‫اگه چرخ کارما همین‌طور بچرخه،
‫نمی‌شه این احتمال رو نادیده گرفت.

15:01.940 --> 15:04.850
‫یعنی... ممکنه اون واقعاً...

15:05.400 --> 15:06.560
‫آره.

15:06.650 --> 15:12.850
‫اون بچه‌ای که اسمش کلوئه هستش،
‫ممکنه همونی باشه که ارباب شیاطین لئون دنبالشه.

15:12.940 --> 15:15.560
‫شوخی می‌کنی؟ لعنت بهش!

15:16.730 --> 15:18.060
‫منظورت چیه؟

15:18.520 --> 15:19.940
‫خب، اگه این حقیقت داشته باشه...

15:20.020 --> 15:24.190
‫یعنی برگ برنده‌ای که می‌تونستیم
‫علیه اون استفاده کنیم رو از دست دادیم.

15:36.850 --> 15:38.060
‫برو، کلوئه!

15:38.150 --> 15:40.310
‫باید انتقاممون رو بگیــــــــری!

15:40.400 --> 15:43.100
‫بهتره یه ضربه‌ی درست درمون به ریمورو-سنسه بزنی!

15:44.850 --> 15:47.350
‫شما بچه‌ها خیلی قوی شدین!

15:47.440 --> 15:50.940
‫اونا خیلی قوی‌تر از شوالیه‌های مقدسِ معمولی‌ان!

15:53.020 --> 15:55.900
‫مخصوصاً... کلوئه که کلا توی یه لیگ دیگه‌ست.

16:04.190 --> 16:07.940
‫اگه جدی نگیرمش، ممکنه بدجوری تو دردسر بیفتم.

16:07.980 --> 16:11.440
‫اصلا دلم نمی‌خواد... جلوی این بچه‌ها ضایع بشم!

16:17.980 --> 16:19.520
‫باختم.

16:19.600 --> 16:21.850
‫سنسه، شما خیلی قوی هستین!

16:22.900 --> 16:24.560
‫در خدمت شماییم!

16:29.810 --> 16:32.480
‫بالاخره فهمیدم منظورت چی بود، هیناتا.

16:32.560 --> 16:34.400
‫بچه‌ها خیلی قوی‌تر شدن.

16:34.480 --> 16:37.520
‫ولی هنوز خیلی کوچیکن.

16:37.600 --> 16:39.980
‫می‌خواستم از وضعیتشون باخبر باشی...

16:40.400 --> 16:43.190
‫تا مطمئن بشیم که مسیرشون رو
‫اشتباه نمی‌رن و درست تربیت می‌شن.

16:43.980 --> 16:48.100
‫چیزی‌شون نمیشه.
‫توی این شهر کلی سنپای دارن.

16:48.520 --> 16:52.940
‫همه‌مون مراقبیم که یه وقت... پاشون رو کج نذارن.

16:54.400 --> 16:56.770
‫حدس میزدم همچین حرفی بزنی.

16:56.850 --> 17:00.560
‫پس... فقط بخاطر همین امروز اومدی اینجا؟

17:00.650 --> 17:02.810
‫نه، یه دلیل دیگه هم دارم.

17:02.900 --> 17:05.810
‫در واقع، اون دلیل اصلیمه.

17:06.400 --> 17:11.060
‫لومینوس-ساما مدام ازم می‌پرسن که
‫اون همایش موسیقی بالاخره برگزار می‌شه یا نه.

17:11.150 --> 17:12.940
‫اوه، اونو می‌گی؟

17:13.400 --> 17:16.480
‫انگار خیلی از اجرایی که شماها داشتین خوششون اومده.

17:16.520 --> 17:19.980
‫در این صورت... شاید به‌زودی برم یه سری بهش بزنم.

17:20.060 --> 17:21.560
‫ریمورو-سنسه!

17:22.060 --> 17:24.690
‫می‌خوای با هیناتا اونه-چان جایی بری؟

17:24.770 --> 17:29.810
‫آره... داشتیم درباره‌ی برگزاری یه همایش موسیقی
‫توی لوبلیوس باهم حرف می‌زدیم.

17:29.900 --> 17:33.230
‫همایش موسیقی؟ منم می‌خوام بیام!

17:33.310 --> 17:34.980
‫منم همین‌طور!

17:35.100 --> 17:37.230
‫اگه اونا میرن، منم میخوام بیام!

17:37.310 --> 17:38.350
‫منم میام!

17:38.440 --> 17:39.810
‫منم همراهتونم.

17:39.900 --> 17:42.060
‫نمی‌تونم به اینا اعتماد کنم که تنهایی راه بیوفتن برن.

17:42.150 --> 17:47.850
‫هوم... آره، می‌تونه یه کلاس درس
‫مطالعات اجتماعی عالی براشون بشه.

17:50.230 --> 17:52.980
‫منم دوست دارم بیام.

17:54.480 --> 17:57.310
‫کومارا... لازم نیست خجالت بکشی.

17:57.400 --> 18:00.230
‫هر از گاهی یکم لوس بودن و اصرار کردن اشکالی نداره.

18:01.270 --> 18:02.730
‫پس... بیاید همگی با هم بریم!

18:02.810 --> 18:04.520
‫هورا!

18:05.020 --> 18:07.770
‫تو واقعاً خیلی دل‌نازکی.

18:11.310 --> 18:14.150
‫نه، صبر کن ببینم. شاید بتونیم
‫از این موقعیت استفاده کنیم.

18:14.230 --> 18:20.230
‫اگه درست حدس زده باشم، می‌تونیم از کلوئه استفاده کنیم
‫تا ارباب شیاطین لئون رو به جون ریمورو-سان بندازیم.

18:20.690 --> 18:23.810
‫اون وقت می‌تونیم ازشون
‫برای اون یکی کار دیگه هم استفاده کنیم.

18:23.900 --> 18:26.310
‫کار... دیگه؟

18:26.400 --> 18:29.310
‫آره. همونی که گرانویل ازم خواست انجام بدم.

18:29.400 --> 18:33.440
‫حالا که گفتی... رئیس تو رفته بودی پیش گرانویل، درسته؟

18:33.520 --> 18:34.730
‫اتفاقی افتاد؟

18:34.810 --> 18:36.520
‫خلاصه بخوام بگم...

18:36.600 --> 18:40.230
‫قبل از اینکه برم شرق،
‫یه کار دیگه هم دارم که باید انجام بدم.

18:42.150 --> 18:46.100
‫که اینطور. پس این پایان کار ماریابل بود...

18:46.190 --> 18:48.690
‫اون دوران برای منم خیلی سخت گذشت.

18:48.770 --> 18:52.350
‫اون ذهن منو کنترل می‌کرد تا با
‫ارباب شیاطین ریمورو بجنگم.

18:53.060 --> 18:55.520
‫و چه بلایی سر ارباب شیاطین ریمورو اومد؟

18:55.600 --> 18:57.600
‫هیچی.

18:57.690 --> 19:00.230
‫شاید اون بهت مشکوک شده باشه...

19:00.310 --> 19:03.770
‫ولی من کاری کردم که فکر کنه
‫ماریبل پشت همه این ماجراها بوده.

19:03.850 --> 19:06.650
‫بابتش یه وقت از دست من دلخور نشیا، باشه؟

19:11.310 --> 19:14.270
‫حالا که امید بشریت از بین رفته...

19:14.350 --> 19:19.520
‫باید با استفاده از گنجینه مخفی
‫لومینوس-ساما، انتقام بگیریم.

19:19.980 --> 19:23.850
‫لومینوس-ساما؟ گنجینه مخفی؟

19:23.940 --> 19:25.350
‫نمی‌دونم دقیقا داری از چی حرف می‌زنی...

19:25.440 --> 19:28.480
‫ولی ترجیح می‌دم بیشتر از این منو
‫توی این کارا درگیر نکنی.

19:30.980 --> 19:33.560
‫مطمئنم که خودتم از قبل می‌دونی.

19:34.810 --> 19:36.230
‫چی رو می‌دونم؟

19:37.190 --> 19:41.900
‫اینکه لومینوس، خداییه که پیروان آیین لومینوس
‫می‌پرستنش درواقع ارباب شیاطین لومینوسه...

19:41.980 --> 19:46.190
‫و اینکه من رئیس روحانیون هفت روزه هستم.

19:46.730 --> 19:49.230
‫عــه، پس بالاخره اعتراف کردی؟

19:49.810 --> 19:53.940
‫یه جورایی حدس می‌زدم که...
‫ رئیس روحانیون هفت روزه باشی.

19:54.400 --> 19:59.190
‫خب؟ هدفت اصلیت از گفتن این حرفا به من چیه؟

19:59.600 --> 20:01.940
‫هیچ نقشه و هدف خاصی ندارم.

20:02.020 --> 20:04.190
‫حالا که ماریبل دیگه رفته...

20:04.270 --> 20:08.690
‫دیگه کسی نیست که بتونم با خیال راحت
‫کشورهای غربی و آینده بشریت رو...

20:08.770 --> 20:11.520
‫بهش بسپرم به جز تو.

20:11.600 --> 20:15.400
‫ولی مطمئنم که ریمورو-سان
‫خودش یه فکری برای اون می‌کنه.

20:15.480 --> 20:18.850
‫شورا الان عملاً توی دستای اونه.

20:19.900 --> 20:22.100
‫تو هنوز خیلی جوونی.

20:24.310 --> 20:29.230
‫نباید بذاریم ارباب شیاطینی
‫مثل ریمورو به حیاتش ادامه بده.

20:29.600 --> 20:33.310
‫یوکی... من بهت دستور نمی‌دم که بهم اعتماد کنی.

20:33.400 --> 20:38.310
‫ولی نظرت درباره‌ی اینکه برای فعلاً، باهم متحد بشیم چیه؟

20:39.060 --> 20:41.150
‫و این وسط چی گیر من میاد؟

20:42.270 --> 20:46.770
‫من گنجینه‌ای که لومینوس-ساما مخفی کرده رو به تو می‌سپرم.

20:52.020 --> 20:53.900
‫خیلی وسوسه‌کننده‌ست...

20:54.560 --> 20:57.350
‫ولی من اون‌قدر ساده‌لوح نیستم که
‫همین‌طوری راحت بهت اعتماد کنم.

20:57.440 --> 20:59.150
‫من اولین حرکت رو انجام می‌دم.

21:00.270 --> 21:04.270
‫تو فقط کافیه بعد از دیدن نتیجه‌ش... وارد عمل بشی.

21:05.650 --> 21:08.690
‫این وسط تو از چی سود می‌بری؟

21:08.770 --> 21:11.270
‫مگه ارباب شیاطین لومینوس ارباب تو نیست؟

21:12.230 --> 21:14.980
‫اون خیلی وقته که منو دور انداخته.

21:15.100 --> 21:19.150
‫علاوه بر اون، لومینوس-ساما داره آماده می‌شه
‫تا با ارباب شیاطین ریمورو متحد بشه.

21:19.810 --> 21:24.400
‫در این صورت... ارباب شیاطین لومینوس دشمن منه.

21:25.600 --> 21:29.150
‫هــــه... فکر می‌کردم فقط یه پیرمرد در پیت و زِپِرتی باشی.

21:30.270 --> 21:34.900
‫ولی اگه حاضری تا این حد پیش بری،
‫شاید ارزش داشته باشه امتحانش کنیم.

21:35.520 --> 21:39.980
‫اتحاد ما عمر کوتاهی داره و احتمالاً
‫این آخرین کارمون خواهد بود...

21:40.060 --> 21:41.730
‫ولی من امید زیادی بهت دارم.

21:42.480 --> 21:46.770
‫خب... این گنجینه مخفی
‫ارباب شیاطین لومینوس دقیقاً کجاست؟

21:46.850 --> 21:48.310
‫گنجینه مخفی...

21:49.440 --> 21:51.690
‫توی قلعه ارباب شیاطین لومینوسه....

21:52.100 --> 21:53.190
‫این یعنی...

21:53.270 --> 21:54.310
‫آره.

21:56.310 --> 22:00.060
‫میدون جنگ توی، لوبلیوسه.

22:03.770 --> 22:07.190
‫یعنی ریمورو واقعاً کشته می‌شه؟

22:07.270 --> 22:09.440
‫همه چیز تغییر کرده.

22:18.060 --> 22:23.850
‫آه، چقدر مشتاقم... که هرچه زودتر
‫تو رو در آغوش بگیرمت...

22:22.520 --> 22:34.520
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.190 --> 23:58.190
‫قسمت بعد: «گران، قهرمان سپیده‌دم»

23:58.270 --> 24:00.810
‫گران، قهرمان سپیده‌دم

24:00.810 --> 24:03.810

