WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:01.910 --> 00:03.640
‫یک ماه پیش...

00:03.640 --> 00:07.720
‫گرانویل و رئیس بزرگ یوکی کاگورازاکا، باهم ارتباط گرفتن.

00:07.720 --> 00:10.620
‫ظاهرا به نوعی توافق رسیدن.

00:10.620 --> 00:12.680
‫اگه قصد اقدامی داشته باشن، به‌احتمال زیاد توی—

00:12.680 --> 00:14.990
‫لوبِلیوسه... نه؟

00:15.990 --> 00:19.270
‫گران، سال‌ها رهبر روحانیان هفت‌روزه بود.

00:19.750 --> 00:23.110
‫اون این کشور رو حتی بهتر از من می‌شناسه.

00:23.680 --> 00:25.130
‫این می‌تونه دردسرساز بشه.

00:25.830 --> 00:27.240
‫ارباب شیاطین لومینوس!

00:28.020 --> 00:30.660
‫نه، لومینوس-ساما!

00:30.660 --> 00:34.590
<b>‫ـ ۱۷۰۰ سال پیش، حومه لوبِلیوس ـ</b>

00:31.140 --> 00:32.440
‫من به شما ایمان دارم.

00:32.440 --> 00:34.130
‫و می‌خوام که از قدرتتون کمک بگیرم.

00:34.580 --> 00:37.090
‫تا من بتونم از بشریت محافظت کنم

00:37.090 --> 00:39.090
‫و شما هم بهتر بر لوبِلیوس فرمانروایی کنید...

00:39.620 --> 00:41.860
‫پیشنهاد می‌کنم متحد بشیم و دوشادوش هم پیش بریم!

00:58.320 --> 01:02.070
<i>‫اون موقع خیلی جوان و پر از امید بود.</i>

01:02.070 --> 01:04.890
<i>‫ولی حالا دیگه هیچ اثری ازشون نمونده.</i>

01:04.890 --> 01:06.860
<i>‫چقدر پیر شده…</i>

01:08.480 --> 01:10.090
<i>‫...پیر شده؟</i>

01:11.740 --> 01:15.220
<i>‫اون قهرمان سابق و رهبر پیشین روحانیان هفت‌روزه؟</i>

01:15.890 --> 01:19.380
<i>‫من حتی به همه‌ی بزرگان هم انرژی عشقم رو بخشیدم.</i>

01:19.380 --> 01:22.020
<i>‫پس... چرا…</i>

01:22.020 --> 01:23.710
‫با اجازه.

01:23.710 --> 01:29.360
‫عالیجناب ارباب شیاطین ریمورو و همراهانشون
‫از تمپست وارد لوبِلیوس شدن.

03:03.640 --> 03:05.580
‫پس این‌جا لوبِلیوسه!

03:05.390 --> 03:09.560
<b>‫قسمت ۸۸:  گران، قهرمان سپیده‌دم</b>

03:06.620 --> 03:07.630
‫وای…

03:07.630 --> 03:09.550
‫چه شهر قشنگی!

03:09.850 --> 03:12.100
‫خوش آمدید. خوشحالم که این‌جایید.

03:12.750 --> 03:15.300
‫پس الان فقط باید منتظر رسیدن نوازنده‌ها باشیم؟

03:15.300 --> 03:18.700
‫آره. باید به‌زودی همه‌شون برسن.

03:19.720 --> 03:22.230
‫قدمت و تاریخی بودن این شهر رو واقعاً می‌شه حس کرد.

03:22.930 --> 03:24.930
‫با تمپست فرق دارد، نه؟

03:27.300 --> 03:30.650
‫ا… این دیگه چیه؟!

03:30.650 --> 03:31.690
‫وای…

03:31.690 --> 03:32.950
‫خیلی خوشمزه به نظر میاد!

03:32.950 --> 03:34.860
‫من که شروع می‌کنم!

03:35.220 --> 03:36.900
‫چه قشنگه!

03:36.900 --> 03:38.820
‫مثل جواهر می‌مونه!

03:38.820 --> 03:41.450
‫تا حالا همچین غذایی نخورده بودم!

03:43.060 --> 03:43.920
‫چی شده؟

03:43.920 --> 03:45.800
‫تموم شد که.

03:47.210 --> 03:48.960
‫اینم خوشمزه به نظر میاد!

03:48.960 --> 03:51.090
‫آروم بگیر.

03:51.090 --> 03:53.050
‫اِم… ریمورو-ساما…

03:53.960 --> 03:58.390
‫واقعاً اشکالی ندارد... از ما نوازندگان این‌طوری پذیرایی بشه؟

03:58.800 --> 04:02.520
‫خب، این نشون میده که خیلی منتظر اجراتون هستن.

04:02.810 --> 04:05.060
‫بله. انتظار بهترین اجرا رو داریم.

04:05.060 --> 04:09.190
‫البته! حتماً انتظارتون رو برآورده می‌کنیم!

04:09.990 --> 04:12.490
‫آفرین! روحیه یعنی همین، تاکت!

04:12.490 --> 04:14.350
‫اِ… ا-اِم…

04:14.350 --> 04:16.490
‫آره. روتون حساب می‌کنیم.

04:18.740 --> 04:21.160
‫شب‌به‌خیر سنسه.

04:21.160 --> 04:23.080
‫شب‌به‌خیر.

04:23.080 --> 04:23.830
‫شب‌به‌خیر.

04:24.300 --> 04:26.260
‫روتونو بکشید یه وقت سرما نخوریدا.

04:26.260 --> 04:28.080
‫باشه.

04:28.080 --> 04:31.540
‫ریمورو-ساما، بعد از این چه برنامه‌ای دارید؟

04:31.540 --> 04:32.840
‫خب…

04:33.200 --> 04:36.400
‫حالا که فکر می‌کنم، هنوز لومینوس رو ندیدم.

04:36.400 --> 04:38.600
‫اِم… ریمورو-ساما…

04:38.600 --> 04:41.180
‫خدمتکار می‌پرسه چیزی
‫برای اتاق می‌خوایم یا نه.

04:41.180 --> 04:42.930
‫اوه، فکر خوبیه!

04:42.930 --> 04:46.020
‫شاید یه نوشیدنی گرم…

04:48.120 --> 04:52.000
‫ای بابا. فکر می‌کردم بیشتر غافلگیر بشی.

04:52.000 --> 04:54.880
‫خب، یه‌جورایی حدس می‌زدم که می‌خوای یه کاری بکنی.

04:54.880 --> 04:56.080
<i>‫ولی انصافا…</i>

04:56.080 --> 04:59.280
<i>‫اصلاً فکر نمی‌کردم با لباس خدمتکار پیداش بشه.</i>

04:59.280 --> 05:03.860
‫بااین‌حال، تحسینت می‌کنم که اون
‫اژدهای پلید رو با خودت نیاوردی.

05:07.480 --> 05:09.150
‫راستی، هیناتا کجاست؟

05:10.550 --> 05:12.640
‫خوابیده.

05:14.300 --> 05:17.610
‫خب… واسه چی منو آوردی اینجا؟

05:18.580 --> 05:23.060
‫یهکم دودل بودم که این موضوع رو
‫با شما که مهمونمون هستید در میون بذارم…

05:23.560 --> 05:27.630
‫ولی ظاهرا گرانویل یه نقشه‌ای توی کله‌شه.

05:29.530 --> 05:34.440
‫این احتمالاً آخرین دیدار ما پنج بزرگ خواهد بود.

05:34.440 --> 05:40.700
‫باید هر طور که شده جلوی تسلط
‫ارباب شیاطین ریمورو بر بشریت رو بگیریم.

05:41.060 --> 05:43.940
‫اما حالا که ماریبل رو از دست دادیم…

05:43.940 --> 05:48.380
‫بهتر نیست فعلا ادای مطیع بودن در بیاریم
‫و یواش یواش نیرو جمع کنیم؟

05:48.380 --> 05:49.540
‫انقدر نترسید.

05:51.320 --> 05:53.750
‫مهم نیست چند نفر قربانی بشن...

05:53.750 --> 05:58.050
‫این ما انسان‌ها هستیم که باید
‫بر دنیای انسان‌ها فرمان روایی کنیم.

05:58.340 --> 05:59.440
‫اشتباه می‌کنم؟

06:01.640 --> 06:04.010
‫من آخرین قمارم رو انجام میدم.

06:04.810 --> 06:06.320
‫گرانویل-ساما…

06:07.210 --> 06:10.870
‫زمان چندانی برای من نمونده.

06:16.640 --> 06:20.200
‫قلمرو من از فاصله‌ی زیادی با این درگیری‌ها داره.

06:20.580 --> 06:23.030
‫به‌عنوان یکی از بازمانده خاندان روتزو...

06:23.030 --> 06:26.450
‫من ناظر تاریخ واقعی خواهم بود.

06:27.290 --> 06:28.260
‫بسیار خوب.

06:36.140 --> 06:37.720
‫قبول می‌کنید؟

06:38.800 --> 06:42.840
‫به بقیه‌تون دستور میدم که جونتون رو فدا کنید.

06:43.130 --> 06:45.150
‫منم از خاندان روتزو هستم.

06:45.150 --> 06:48.730
‫روح من تا آخرین نفس با شماست!

06:48.730 --> 06:50.350
‫منم همینطور!

06:50.750 --> 06:54.910
‫در این صورت، یوهان،
‫از مریدان وِرت استفاده کن.

06:54.910 --> 06:57.650
‫همون گروه مزدوری که با گابان همکاری می‌کردن؟

06:58.180 --> 07:01.350
‫اونا متعصبایی‌ هستن که الهه‌ای به اسم «الهه سبز» رو می‌پرستن.

07:02.000 --> 07:05.110
‫اونا یه شیطان عظیم الجثه رو
‫احضار کردن و مثل خدا می‌پرستنش...

07:05.110 --> 07:08.080
‫و هدفشون اینه که دنیارو به آشوب بکشن.

07:09.230 --> 07:13.690
‫آرزوشون اینه که وقتی دنیا درگیر
‫جنگ شد، بتونن نقش اصلی رو ایفا کنن.

07:13.690 --> 07:17.340
‫حالا که داریم به سمت مرگ
‫قدم برمی‌داریم، منافعمون با هم همسو شده.

07:17.340 --> 07:18.220
‫بله.

07:19.100 --> 07:23.690
‫پس لطفا حداقل اجازه بدید برگ برنده‌ای که برای...

07:23.690 --> 07:26.410
‫محافظت از شمال بهم داده بودید رو بهتون برگردونم.

07:27.290 --> 07:28.590
‫رازول رو میگی…

07:30.180 --> 07:35.270
‫انسان‌ها... فقط بعد از عمری طولانی
‫می‌تونن به یه قدیس تبدیل بشن.

07:35.640 --> 07:40.530
‫برخلاف هیولاها، حتی بعد از تکامل،
‫بدنشون فوراً با شرایط سازگار نمی‌شه.

07:40.970 --> 07:44.660
‫دلیل این‌که هیناتا بعد از قدیسه شدن
‫به خواب نیاز دارد...

07:44.660 --> 07:47.770
‫بخاطر اینه که بدن انسانیش رو حفظ کرده.

07:48.530 --> 07:51.940
‫اما گرانویل یه قدیس نیست.

07:51.940 --> 07:54.910
‫او از تخم قهرمان بیرون اومده.

07:54.910 --> 07:56.820
‫تخم قهرمان؟

07:56.820 --> 07:57.730
‫دقیقا.

07:58.280 --> 08:02.550
‫مثل ارباب شیاطینی که بعد از بیداری
‫به ارباب شیاطین حقیقی تبدیل بشه.

08:03.090 --> 08:04.180
‫یعنی…

08:05.460 --> 08:08.730
‫گرانویل یه قهرمان حقیقیه؟

08:22.130 --> 08:24.420
‫پس این سرزمین جدید ماست؟

08:24.420 --> 08:26.740
‫چه زیباست! مگه نه، گران؟

08:27.100 --> 08:28.640
‫همین‌طوره، ماریا.

08:29.160 --> 08:33.120
‫درست مثل همون سرزمین موعودیه که دنبالش می‌گشتیم.

08:33.940 --> 08:35.840
‫ما این سرزمین‌های غربی رو متحد می‌کنیم.

08:35.840 --> 08:38.060
‫و بعدش شرق و غرب رو یکی می‌کنیم.

08:38.060 --> 08:41.770
‫اون موقعه‌ست که همه‌ی انسان‌ها متحد می‌شن
‫تا اربابان شیاطین رو شکست بدن.

08:42.360 --> 08:46.680
‫دنیایی می‌سازیم که توش همه‌ی انسان‌ها
‫بتونن در صلح و آرامش زندگی کنن.

08:46.680 --> 08:49.060
‫گران تو واقعاً انسان‌ها رو دوست داری، نه؟

08:49.460 --> 08:51.810
‫بخاطر همینم هست که می‌تونی به جنگیدن ادامه بدی.

08:52.330 --> 08:54.650
‫ولی یه‌کم عجیب‌وغریبی.
‫تازه، لجباز هم هستی.

08:55.810 --> 08:57.440
‫نه به‌اندازه رازول.

08:58.100 --> 09:00.120
‫بعید می‌دونم کسی مثل اون پیدا بشه...

09:00.120 --> 09:04.510
‫که بدون اینکه خودش انسان باشه،
‫این‌همه برای انسان‌ها فداکاری کنه.

09:04.510 --> 09:05.810
‫شاید حق با تو باشه.

09:06.340 --> 09:08.210
‫من برای انسان‌ها نمی‌جنگم.

09:08.500 --> 09:11.450
‫من می‌جنگم چون به تو ایمان دارم، گران.

09:11.810 --> 09:16.420
‫به «رازول»، اسمی که تو بهم دادی سوگند می‌خورم
‫که در کنارت رویامون رو محقق کنم.

09:16.420 --> 09:17.460
‫آره.

09:18.180 --> 09:22.630
‫به هر قیمتی که شده، دنیایی میسازیم
‫که همه با صلح و آرامش توش زندگی کنن.

09:23.390 --> 09:25.630
‫بیا باهم به سرزمین موعودمون قدم بذاریم!

09:26.820 --> 09:29.200
‫گران، قهرمان سپیده‌دم…

09:29.200 --> 09:32.560
‫آرزوی اون کاملا احمقانه و بی‌معنی بود.

09:33.220 --> 09:38.530
‫کشورهای غربی، اون زمان، حتی از امروز هم
‫آشفته‌تر و پر هرج و مرج‌تر بودن.

09:38.530 --> 09:42.980
‫داگروئلِ زلزله‌آفرین، اون زمان
‫سودای گسترش قلمرو توی سرش بود.

09:42.980 --> 09:45.360
‫شیاطینی هم توی شمال بودن گه به گی خدمت می‌کردن...

09:45.360 --> 09:49.860
‫و حتی اون اژدهای پلید منفور هم هر زمان که
‫دلش می‌خواست، حمله می‌کرد.

09:49.860 --> 09:52.710
‫طبیعی بود که اونا منو هم دشمن خودشون بدونن.

10:02.910 --> 10:06.210
‫بارها و بارها با هم جنگیدیم.

10:06.730 --> 10:11.940
‫اما... وقتی گران فهمید که من دلم می‌خواد
‫با انسان‌ها همزیستی داشته باشم...

10:11.940 --> 10:14.310
‫تصمیم گرفت با من به توافق برسه.

10:16.420 --> 10:20.930
‫و اینطوری شد که مِلل غربی به صلح و آرامش رسیدن.

10:22.580 --> 10:26.050
‫آبادی‌های زیادی به هم پیوستن و کشورها شکل گرفتن،

10:26.050 --> 10:30.360
‫و کشورهای کوچک رونق گرفتن و به
‫امپراتوری‌های بزرگی تبدیل شدن.

10:31.220 --> 10:36.200
‫وسط این جریانات بود که گران
‫به مردی دوچهره تبدیل شد:

10:36.200 --> 10:38.940
‫گران، رهبر روحانیان هفت‌روزه‌ی لوبِلیوس...

10:38.940 --> 10:44.330
‫و گرانویل سیاستمدار خوش‌نام سِلتروتزو.

10:44.330 --> 10:49.040
‫برای پسرم، رولف، و شاهدخت ایزابلای سِلتروتزو...

10:49.040 --> 10:51.510
‫قراره همینجا توی پادشاهی من عروسی بزرگی برپا بشه!

10:51.880 --> 10:55.820
‫برای دوستی عمیق‌تر و رفاه بیشتر! به سلامتی!

10:55.820 --> 10:57.430
‫به سلامتی!

10:57.430 --> 10:59.020
‫از شما هم سپاسگزارم جناب وزیر.

10:59.310 --> 11:01.850
‫بی‌صبرانه در انتظار روز عروسی هستم!

11:05.670 --> 11:07.310
‫موش‌های مزاحم!

11:07.310 --> 11:12.500
‫اگخ پیداشون نشده بود، می‌تونستم اینجا رو تصاحب کنم—

11:10.260 --> 11:12.500
‫می‌خوای کمکت کنم؟

11:21.860 --> 11:22.950
‫ازش استفاده کن.

11:23.910 --> 11:29.580
‫توی بدن هر کسی فرو می‌ره...
‫حتی اگه قدیس... یا قهرمان باشه.

11:40.950 --> 11:44.210
‫ماریا-ساما، گرانویل-ساما کجا هستن؟

11:44.210 --> 11:46.020
‫یکم دیرتر می‌رسن.

11:46.020 --> 11:49.070
‫ظاهرا میانجیگریش توی کشور همسایه
‫بیش از حد انتظار طول کشیده.

11:49.070 --> 11:52.030
‫اونم درست امروز که روز بزرگ ایزابلاست...

11:54.420 --> 11:56.720
‫به موقع به مراسم می‌رسه؟

12:07.380 --> 12:09.060
‫همه‌شونو بکشید!

12:09.060 --> 12:12.950
‫روح‌های همه‌ی این انسان‌ها رو برام جمع کنید!

12:12.950 --> 12:16.550
‫ایـ - این چیزی نبود که باهم توافق کردیم، الان نقشه...

12:17.540 --> 12:19.640
‫وزیر، نکنه که تو...

12:31.330 --> 12:33.890
‫ماریا-ساما، لطفاً کمکم کنید...

12:44.120 --> 12:47.800
<i>‫لعنتی! این‌طوری کارم تمومه!</i>

12:47.800 --> 12:51.800
‫من میرم پیش نگهبانا...
‫تا گران برسه، جلوشونو می‌گیریم.

12:51.800 --> 12:53.650
‫تو هم برو مردم رو تخلیه کن.

12:55.370 --> 12:56.760
<i>‫درسته.</i>

12:57.750 --> 13:01.120
<i>‫این زن تنها کسیه که می‌دونه من خیانت کردم.</i>

13:02.550 --> 13:04.120
<i>‫اگه همین حالا...</i>

13:16.330 --> 13:17.700
‫ماریا...

13:18.120 --> 13:20.840
‫مـ-من اون زن رو نکشتم!

13:20.840 --> 13:22.640
‫کار اون انسانه بود!

13:22.640 --> 13:25.330
‫قدیسه‌ای که می‌دونست اون خیانت کرده
‫ولی باز نجاتش داده بود رو—

13:32.180 --> 13:33.340
‫ماریا!

13:34.560 --> 13:35.800
‫تکون نخور!

13:36.980 --> 13:40.800
‫ایزابلا... در امانه...

13:40.800 --> 13:43.010
‫حرف نزن! تکون نخور!

13:43.010 --> 13:44.310
‫میرم لومینوس-ساما رو بیارم—

13:44.310 --> 13:49.940
‫آدما... آدما خیلی ضعیفن، مگه نه، گران؟

13:51.540 --> 13:55.600
‫برای ساختن دنیایی پر از آرامش برای همه...

13:56.350 --> 14:01.410
‫تو باید... به مسیر درست هدایتشون کنی...

14:02.620 --> 14:08.960
‫گران... تو باید... از بشریت... محافظت... کـ—

14:16.420 --> 14:17.300
‫آره.

14:18.920 --> 14:20.330
‫من...

14:21.490 --> 14:23.770
‫باید از بشریت محافظت کنم.

14:25.700 --> 14:27.970
‫بعد از ازدست دادن ماریای قدیس...

14:27.970 --> 14:31.240
‫گرانویل از صحنه‌ی عموم کنار رفت و غیبش زد.

14:32.700 --> 14:36.900
‫اون پشت پرده نفوذ خودش رو روی کشورها زیاد کرد...

14:36.900 --> 14:38.760
‫و شورای غرب رو بوجود آورد.

14:38.760 --> 14:43.600
‫اون با دورف‌ها متحد شد تا با
‫امپراتوری متخاصم شرقی بجنگن.

14:43.600 --> 14:45.750
‫و اون همون کسی بود که تجار شرقی رو...

14:45.750 --> 14:47.860
‫فرستاد، تا از اوضاع داخلی تمپست سر دربیارن.

14:48.810 --> 14:52.800
‫گرانویل تموم این سال‌ها تنهایی
‫همه‌ی این کارها رو پیش برده.

14:54.340 --> 14:58.740
‫این گرانویل واقعاً برا خودش یه پا افسانه‌ست، نه؟

14:58.740 --> 15:01.250
‫تازه قدرت زیادی هم داره.

15:01.250 --> 15:03.880
‫حتی از اربابان شیاطین گذشته هم قوی‌تره.

15:05.110 --> 15:07.710
‫یعنی حتی... از هیناتا هم قوی‌تره؟

15:08.890 --> 15:12.940
‫آره. بخاطر همینه که هیناتا رو با خودم نیاوردم.

15:13.910 --> 15:15.940
‫نمی‌دونستم تا این حد قدرتمنده...

15:15.940 --> 15:20.070
‫ولی اگه تازه الان رفتارش مشکوک شده...

15:20.070 --> 15:23.760
‫ممکنه... بخاطر مرگ ماریابل باشه؟

15:23.760 --> 15:25.570
‫می‌خواد انتقامش رو بگیره؟

15:25.930 --> 15:29.630
‫نه، فکر نکنم به این سادگی باشه.

15:29.630 --> 15:31.710
‫حتماً یه هدفی داره.

15:31.710 --> 15:34.460
‫هدف... هاع؟ به‌احتمال زیاد...

15:37.650 --> 15:40.380
‫من یه حدس‌هایی راجب هدفش می‌زنم.

15:40.920 --> 15:42.860
‫یوکی کاگورازاکا.

15:43.480 --> 15:46.970
‫ظاهرا با گرانویل یه پیمانی بسته.

15:48.820 --> 15:51.940
‫یوکی... بازم اون یارو...

15:51.940 --> 15:53.140
‫ریمورو...

15:53.140 --> 15:56.880
‫فکر می‌کنم به احتمال زیاد تو هم یکی از هدفاشون هستی.

15:56.880 --> 15:58.510
‫احتمالا.

15:58.510 --> 16:01.700
‫دیگه وقتشه حسابمو باهاش صاف کنم.

16:02.390 --> 16:06.160
‫ولی... لوبِلیوسِ من تسخیر ناپذیره.

16:06.720 --> 16:08.100
‫همین که بتونیم...

16:08.100 --> 16:12.520
‫سه روز دیگه از اجرای موسیقی لذت ببریم برای من کافیه.

16:14.970 --> 16:17.140
‫اون قله‌ی مقدسِ کوهستانِ ریولاست...

16:17.560 --> 16:20.430
‫و اینجا هم... مرکز شهره.

16:22.440 --> 16:25.040
‫انگار بچه‌های هم‌سن ما هم دارن کار می‌کنن.

16:25.040 --> 16:27.230
‫مدرسه یا چیز دیگه‌ای ندارن؟

16:27.230 --> 16:27.770
‫نه.

16:27.770 --> 16:31.030
‫اینجا توی لوبِلیوس، همه نزد خدا برابر هستن.

16:31.320 --> 16:34.550
‫این کشور طوری اداره می‌شه که همه
‫بتونن باهم برابر زندگی کنند.

16:34.550 --> 16:35.380
‫ها؟

16:35.380 --> 16:36.140
‫اداره میشه؟

16:36.820 --> 16:41.560
‫یه‌جورایی شبیه ماهی‌های توی آکواریومن.

16:43.430 --> 16:47.650
‫یعنی مردم این شهر نمی‌تونن مستقل زندگی کنن؟

16:49.170 --> 16:51.630
‫انگار حتی نمی‌تونن از زندگی خودشون محافظت کنن...

16:51.630 --> 16:54.450
‫مگه اینکه کسی از بالاسرشون باشه و ازشون حمایت کنه.

16:56.420 --> 17:00.410
‫ما تموم تلاشمون رو می‌کنیم تا همچین اتفاقی نیوفته.

17:01.510 --> 17:05.830
‫می‌دونی، همیشه دلم می‌خواست
‫توی این دنیا برای کسی مفید باشم.

17:06.460 --> 17:08.670
‫توی لوبِلیوس می‌تونم به این خواستم برسم.

17:09.030 --> 17:10.910
‫این باور منه.

17:10.910 --> 17:12.100
‫که اینطور.

17:12.100 --> 17:15.800
‫با این حال... من ترجیح می‌دم کنار بقیه تلاش کنم...

17:16.360 --> 17:19.740
‫تا اینکه یه نفر بخواد بجای همه زحمت بکشه و تلاش کنه.

17:30.160 --> 17:31.750
‫لئون نی-چان(داداش لئون)!

17:34.090 --> 17:35.150
‫صبر کن.

17:35.150 --> 17:36.740
‫گفتم صبر کن، کلوئه.

17:40.510 --> 17:42.390
‫نه! از اون طرف نرو!

17:45.180 --> 17:46.140
‫کلوئه!

17:52.680 --> 17:53.830
<i>‫کلوئه...</i>

17:54.460 --> 17:57.720
<i>‫تو باید همراه من به این دنیا اومده باشی.</i>

17:58.490 --> 18:01.410
<i>‫اینو می‌دونم.
‫ولی آخه چرا نمی‌تونم هیچ‌جا پیدات کنم.</i>

18:02.390 --> 18:05.040
<i>‫با اینکه این‌همه سعی کردم پیدات کنم...</i>

18:07.910 --> 18:10.420
‫با اجازه. یه گزارش فوری دارم.

18:10.840 --> 18:14.220
‫شیطان نخستین.. ژون، ناپدید شده است.

18:18.040 --> 18:19.210
‫امکان نداره...

18:19.210 --> 18:22.590
‫یعنی یکی دروازه جهان زیرینِ ژون رو نابود کرده؟!

18:22.590 --> 18:24.100
‫باورکردنی نیست.

18:25.950 --> 18:29.500
‫اون از اون شیاطین دیوانه‌ایه که
‫برای تفریح جادوی هسته‌ای انجام می‌ده!

18:29.500 --> 18:30.860
‫اون وقت یوهو...

18:30.860 --> 18:33.150
‫ولی... من با چشمای خودم دیدم.

18:33.150 --> 18:34.940
‫ژون قطعاً ناپدید شده.

18:35.460 --> 18:37.360
<i>‫یعنی چه اتفاقی افتاده؟</i>

18:37.360 --> 18:40.700
<i>‫وقتی دروازه‌اش نابود شده،
‫به قلمرو ارواح برگشته؟</i>

18:40.700 --> 18:42.480
<i>‫مگه میشه به همین سادگی باشه؟</i>

18:42.480 --> 18:43.720
‫گزارش میدم!

18:44.340 --> 18:47.390
‫ظاهرا، کودکانی که تمپست بهشون پناه داده...

18:47.390 --> 18:49.560
‫قراره به لوبِلیوس فروخته بشن.

18:50.340 --> 18:54.400
‫بنظر میاد ارباب شیاطین ریمورو
‫با ارباب شیاطین لومینوس پیمانی مخفی امضا کرده.

18:57.420 --> 18:59.510
‫اون مرد رو زیر نظر بگیرید.

18:59.510 --> 19:03.300
‫ممکنه با کسی همکاری کنه، یا حتی تحت کنترل باشد.

19:04.660 --> 19:06.770
‫مطمئنم کسایی هستن که دلشون می‌خواد...

19:06.770 --> 19:09.510
‫من و ریمورو رو به جون هم بندازن
‫تا خودشون ازش سود ببرن.

19:09.510 --> 19:11.080
‫ولی آخه کی میتونه باشه...

19:11.540 --> 19:13.090
‫کسی که...

19:13.090 --> 19:16.840
‫دست‌کم می‌دونه که من دارم
‫بچه‌های اهل دنیای دیگه رو جمع می‌کنم.

19:17.450 --> 19:21.670
‫شاید سربروس باشه، یا کسی که
‫توی احضار دیگر جهانی‌ها دست داره.

19:22.860 --> 19:27.200
‫اگر الان وارد عمل بشم، دقیقاً
‫طبق خواسته‌‌شون عمل کردم.

19:28.560 --> 19:30.230
‫کوروبه هوئرو.

19:33.210 --> 19:34.040
‫اعلی‌حضرت.

19:35.040 --> 19:38.570
‫ما شوالیه‌های وفادار شما هستیم.

19:39.290 --> 19:42.680
‫هر دستوری بدید، اطاعت خواهیم کرد.

19:42.680 --> 19:45.800
‫دقیقاً. لطفاً کمی خودخواه‌تر باشید!

19:46.370 --> 19:47.720
‫شما دو تا...

19:48.980 --> 19:51.570
<i>‫ممکنه ناپدیدشدن ژون یه فرصت باد آورده باشه؟</i>

19:54.300 --> 19:56.510
‫پس روی حرفتون حساب می‌کنم.

19:56.510 --> 19:58.500
‫تا برگردم، مراقب اینجا باشید.

19:58.500 --> 19:59.130
‫بله، اعلی‌حضرت.

19:59.130 --> 20:00.350
‫منم همراهتون میام!

20:00.350 --> 20:01.720
‫هرکاری دوست داری بکن.

20:03.680 --> 20:07.490
‫خبر رسیده که ظاهرا...
‫ارباب شیاطین لئون دست‌به‌کار شده.

20:07.490 --> 20:08.220
‫هــع؟!

20:09.240 --> 20:13.830
‫پس واقعاً کلوئه همون کسیه که دنبالش می‌گشت، نه؟

20:13.830 --> 20:17.520
‫حالا دیگه تقریباً مطمئن شدیم که
‫هدف ارباب شیاطین لئون چیه.

20:17.520 --> 20:18.610
‫شاید...

20:18.610 --> 20:23.210
‫ولی باورم نمیشه که به این راحتی
‫اطلاعاتی رو که درز دادیم باور کرده باشه.

20:23.210 --> 20:26.110
‫مطمئنم به سربروس شک کرده.

20:26.110 --> 20:27.530
‫مشکلی نیست!

20:27.530 --> 20:31.920
‫می‌خوام کار کنم که تأمین‌کننده‌ی اجناس رو
‫وادار کنه خودش مسئولیتش رو بپذیره.

20:31.920 --> 20:33.850
‫منظورت از «تأمین‌کننده»...

20:34.500 --> 20:36.780
‫خاندان روتزو هستش، درسته؟

20:36.780 --> 20:38.250
‫دقیقاً!

20:38.250 --> 20:42.010
‫حالا دیگه، ارباب شیاطین لئون رو هم
‫وارد نقشه‌مون کردیم.

20:42.600 --> 20:45.110
‫اگه ارباب شیاطین لئون و ریمورو به جون هم بیفتن...

20:45.110 --> 20:47.510
‫لوبلیوس بیشتر توی آشوب فرو می‌ره.

20:47.870 --> 20:49.390
‫و ما هم از اون فرصت استفاده می‌کنیم...

20:49.390 --> 20:52.210
‫تا گنج پنهان ارباب شیاطین لومینوس رو به چنگ بیاریم....

20:52.210 --> 20:53.310
‫درسته.

20:53.310 --> 20:57.850
‫خود گرانویل گفت که می‌شه اونو
‫یه سلاح نهایی دونست.

20:57.850 --> 21:00.190
‫به هر قیمتی که شده می‌خوامش.

21:00.190 --> 21:01.320
‫برای همین...

21:01.320 --> 21:03.780
‫این بار منم برای پشتیبانی میام!

21:03.780 --> 21:05.520
‫چــــــــی؟!

21:05.520 --> 21:07.480
‫دیگه بهمون اعتماد نداری؟

21:07.480 --> 21:09.510
‫اینجوری خیلی بهم بر می‌خوره‌ها.

21:09.510 --> 21:11.750
‫این چه حرفیه؟ فقط محض احتیاطه.

21:11.750 --> 21:14.550
‫نقش اصلی این مأموریت هنوزم با خودتونه.

21:14.550 --> 21:16.420
‫به‌هرحال، یه درخواستی هم ازتون دارم.

21:16.420 --> 21:18.170
‫مخصوصاً از تو، تیر.

21:18.480 --> 21:19.960
‫من؟

21:19.960 --> 21:21.150
‫بسپرش به من!

21:21.560 --> 21:23.720
‫این آخرین کار بزرگمون توی غربه.

21:23.720 --> 21:24.630
‫آره، آره!

21:25.620 --> 21:30.180
‫اون پیرمرد برای آخرین کارمون
‫یه مأموریت حسابی بهمون داده.

21:31.180 --> 21:32.650
‫اون بچه‌ی تُخس...

21:33.550 --> 21:36.410
‫هنوز به جاه‌طلبی‌های پوچش چسبیده...

21:37.210 --> 21:41.010
‫ناگفته نماند که... قراره به
‫ارباب شیاطین ریمورو ضربه‌ی نهایی رو بزنیم.

21:41.010 --> 21:44.760
‫همین‌طور به ارباب شیاطین لئون
‫و ارباب شیاطین لومینوس.

21:45.500 --> 21:48.950
‫مدت‌هاست که از بشریت در برابر
‫تهدید اربابان شیاطین محافظت کردم.

21:51.130 --> 21:56.840
‫حتی بعد از اینکه تو قربانی طمع انسان‌ها شدی...
‫و به قتل رسیدی...

21:58.010 --> 21:59.440
‫ماریا.

22:17.150 --> 22:23.800
‫دنیایی که می‌خواد همه‌چیزم رو
‫ازم بگیره، باید نابود بشه.

22:22.520 --> 22:34.520
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.200 --> 23:58.830
<i>‫قسمت بعد: «لوبلیوس، نقطه‌ی همگرایی».</i>

23:55.850 --> 23:59.960
<b>‫نقطه‌ی همگرایی <u>،لوبلیوس<u></u></u></b>

23:58.830 --> 24:01.830
<i></i>
