WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:02.390 --> 00:03.990
‫دیگه بیشتر از این طول نمی‌کشه.

00:04.850 --> 00:10.590
‫ارباب شیطان ریمورو با اون قهرمان‌های
‫شکست‌خورده به لوبلیوس رفته.

00:11.480 --> 00:14.670
‫ارباب شیطان لئون هم، با اون
‫وسواسی که نسبت به دیگرجهانی‌ها داره،

00:14.670 --> 00:17.240
‫به‌زودی به اونجا میره.

00:17.240 --> 00:19.360
‫حالا که شمال رها شده،

00:19.360 --> 00:23.250
‫یوکی کاگورازاکا و نیروهاش
‫دارن طبق نقشه پیش میرن.

00:23.250 --> 00:26.760
<b>‫- بخش شمالی اینگراسیا: قلمرو سیدره -</b>

00:23.810 --> 00:27.880
‫پنج پیر بزرگ هم دارن
‫به نفع خاندان روتزو دست به کار می‌شن.

00:26.760 --> 00:30.260
<b>‫- مقر شورای ملل غربی -</b>

00:27.880 --> 00:30.260
‫صحنه دیگه تقریباً آماده‌ست.

00:36.270 --> 00:38.260
‫منو ببخش، ماریا.

00:38.980 --> 00:41.950
‫بعید می‌دونم بتونم به سرزمین موعودمون برسم.

00:49.010 --> 00:50.670
‫وقت حرکته.

01:02.560 --> 01:05.830
‫می‌خوام به همه این ماجراها خاتمه بدم.

02:37.300 --> 02:42.090
<b>‫قسمت ۸۹: لوبلیوس، نقطه‌ی همگرایی</b>

02:37.970 --> 02:40.870
‫بعد از این‌همه مدت به دیدنم اومدی،

02:40.870 --> 02:43.100
‫ولی هنوزم اینقدر بدخلقی…

02:46.400 --> 02:47.820
‫لئون-کون.

02:48.770 --> 02:52.190
‫توی شرایط فعلی خندیدن برام سخته.

02:52.690 --> 02:57.550
‫از وقتی قهرمان شدی تا حالا
‫حتی یه بارم شده که لبخندت رو ببینم؟

02:57.550 --> 02:58.570
‫وقت ندارم.

02:58.570 --> 03:00.410
‫بریم سر اصل مطلب.

03:00.410 --> 03:05.830
‫می‌خوای بپرسی اون بچه‌ها رو
‫تو کشور ارباب شیاطین ریمورو دیدم... درسته؟

03:06.710 --> 03:09.840
<i>‫پس از وضعیتم خبر داره.</i>

03:09.840 --> 03:10.750
‫درسته.

03:11.050 --> 03:15.050
‫به نظر می‌رسه ارباب شیطان ریمورو
‫نسبت به من سوءظن داره،

03:15.050 --> 03:18.050
‫با وجود اینکه قصدی برای دشمنی باهاش ندارم.

03:18.450 --> 03:20.880
‫بخاطر رفتار همیشگیته—

03:20.880 --> 03:24.530
‫اینکه داری بچه‌های احضارشده از
‫جهان دیگه رو جمع می‌کنی—

03:24.530 --> 03:25.930
‫شده گره‌ی داستانتون، درسته؟

03:31.050 --> 03:32.480
‫بسیار خب.

03:32.480 --> 03:37.460
‫اگه می‌خوای با تمپست دوست باشی،
‫من می‌تونم برات پادرمیونی کنم.

03:37.460 --> 03:41.110
‫بالاخره نمی‌شه بذاریم تو و آدمات با ما وارد جنگ بشید.

03:41.900 --> 03:44.080
‫خب، راجب بچه‌ها می‌خواستی بدونی، درسته؟

03:44.080 --> 03:45.180
‫دیدمشون.

03:46.040 --> 03:47.020
‫واقعا؟

03:47.020 --> 03:50.590
‫آره. تو جشنواره داشتن حسابی
‫خوش می‌گذروندن.

03:53.380 --> 03:56.880
‫بینشون دختری به اسم کلوئه هم بود؟

04:03.430 --> 04:06.600
‫پس بالاخره آماده‌ای که بهم اعتماد کنی؟

04:07.140 --> 04:12.730
‫دیگه توی موقعیتی نیستم که بخوام از
‫دوستام رازی رو مخفی نگه دارم.

04:13.450 --> 04:16.060
‫بسیار خب، ارباب شیاطین لئون.

04:16.060 --> 04:20.060
‫حالا که میخوای بهم اعتماد کنی، منم کمکت می‌کنم.

04:20.690 --> 04:24.360
‫آره، بینشون دختری به اسم
‫کلوئه اوبرت بود.

04:25.030 --> 04:27.720
‫همونیه که تموم این مدت دنبالش می‌گشتی، درسته؟

04:28.400 --> 04:30.370
‫از اول می‌دونستی؟

04:31.080 --> 04:33.230
‫توی خیلی کم‌حرفی.

04:33.790 --> 04:38.250
‫به همین خاطره که قهرمان شیزوئه ایزاوا
‫بهت اعتماد نکرد، مگه نه؟

04:38.580 --> 04:40.500
‫این سوءظن ناعادلانه‌س من…

04:40.500 --> 04:45.550
‫حاضر بودم برای نجاتش هر کاری بکنم.

04:46.070 --> 04:49.710
‫دقیقاً بخاطر همین رفتاراته که کلوئه هم
‫ازت متنفر می‌شه!

04:49.710 --> 04:50.950
‫ساکت!

04:50.950 --> 04:54.460
‫پس بچه‌ها پیش ریمورو هستن؟

04:55.560 --> 05:00.320
‫به نظر هنوز شک‌داری، ولی تمپست
‫و لوبلیوس بی‌گناهن.

05:00.320 --> 05:03.440
‫تو... از چقدرش خبر داری؟

05:04.060 --> 05:06.500
‫بهش می‌گن سیاست.

05:06.500 --> 05:09.530
‫کسایی که کاراشون مشکوکه روتزوها هستن.

05:09.530 --> 05:11.610
‫اطلاعاتی به دستم رسیده که ظاهرا
‫می‌خوان به لوبلیوس حمله کنن،

05:11.610 --> 05:15.030
‫اونم حالا که همه حمایت‌هاشون تو
‫شمال رو از دست دادن.

05:15.030 --> 05:16.710
‫اونجا خبر خیلی بزرگه.

05:17.280 --> 05:19.210
‫پس گی حتماً دست به کار می‌شه.

05:19.580 --> 05:20.690
‫آره.

05:20.690 --> 05:24.210
‫برای همین دارم میگِس رو
‫آماده می‌کنم برن شمال.

05:24.610 --> 05:28.830
‫اگه می‌خوای بری لوبلیوس می‌تونن
‫بخشی از مسیر رو همراهیت کنن.

05:29.660 --> 05:33.060
‫شرمنده، ولی من بر اساس اهداف
‫خودم قدم بر می‌دارم.

05:33.060 --> 05:35.040
‫میخوام جلوی گی رو بگیرم،

05:35.040 --> 05:37.650
‫ولی اگه بی‌احتیاطی کنم ممکنه
‫اثر عکس داشته باشه.

05:37.650 --> 05:40.930
‫نگران نباش. زودتر راه بیفت.

05:40.930 --> 05:41.970
‫شرمنده.

05:43.320 --> 05:45.070
‫در مورد کربروس…

05:45.590 --> 05:48.750
‫قطعاً قصد دارن پاتو به این ماجرا بکشن.

05:48.750 --> 05:50.440
‫حتماً تله‌ست.

05:50.440 --> 05:51.580
‫می‌دونم.

05:52.520 --> 05:54.740
<i>‫مثل همیشه کله‌شق و خود رأیه.</i>

05:56.490 --> 05:59.320
‫برای تشکر، اینو بهت می‌گم:

05:59.320 --> 06:00.530
‫ژون ناپدید شده.

06:00.530 --> 06:01.570
‫چی؟

06:01.570 --> 06:04.710
‫به نظر می‌رسه حتی تو هم
‫هنوز ازش خبر نداشتی.

06:05.170 --> 06:08.310
‫خوشحالم که... منم تونستم به دردت بخورم.

06:13.330 --> 06:17.150
‫هرکی هر کاری دلش می‌خواد می‌کنه…

06:22.160 --> 06:23.690
‫چه صبح قشنگی.

06:24.290 --> 06:25.940
‫مایلید بازم براتون بریزم؟

06:26.380 --> 06:27.890
‫نه، خوبه.

06:27.890 --> 06:29.950
‫من یه فنجون دیگه میخوام.

06:37.580 --> 06:41.510
‫اجازه می‌دید این اسکون‌ها رو به عنوان دسر بیارم؟

06:41.510 --> 06:43.710
‫با چای سیاه خیلی خوب جفت می‌شن.

06:45.170 --> 06:47.210
‫پس... شاید یکمی بخورم.

06:47.650 --> 06:49.380
‫خوشمزه به نظر می‌رسن.

06:49.380 --> 06:50.360
‫بفرمایید.

06:50.360 --> 06:51.840
‫اوه، ممنون.

06:55.770 --> 06:58.890
<i>‫اینا دو تا دارن چیکار می‌کنن؟</i>

06:59.470 --> 07:01.680
‫درست نیست بعد از اینکه دعوتت کردم بپرسم...

07:01.680 --> 07:04.700
‫ولی مگه امروز جلسه‌ی شورا
‫توی اینگراسیا نیست؟

07:04.700 --> 07:06.150
‫نباید بری اونجا؟

07:06.150 --> 07:10.530
‫آره، فردا برای بخش اصلی باید اونجا باشم.

07:10.850 --> 07:15.950
‫ضمناً، وابسته‌ی نظامی جدیدم
‫کارای شورای رو مدیریت می‌کنه.

07:16.250 --> 07:19.470
‫دیابلو یه آدم خیلی توانا رو برام پیدا کرده.

07:19.470 --> 07:20.460
‫اوه؟

07:22.280 --> 07:24.280
‫و اون وقت این وابسته نظامیت کی—

07:24.280 --> 07:25.790
‫هیناتا-ساما!

07:25.790 --> 07:28.300
‫یه نیروی ناشناخته به کلیسای جامع حمله کرده!

07:29.070 --> 07:31.110
‫درگیری شدیدی راه افتاده!

07:54.700 --> 07:55.880
‫من زودتر می‌رم.

07:55.880 --> 07:57.080
‫باشه.

07:57.080 --> 07:59.330
‫وضعیت چطوره؟ همه خوبن؟

08:01.450 --> 08:02.880
‫نترسید!

08:02.880 --> 08:05.880
‫تا وقتی ریمورو-ساما اینجاست،
‫جای هیچ نگرانی‌ای نداریم!

08:05.880 --> 08:07.210
‫تمرین رو ادامه بدید!

08:08.130 --> 08:10.200
‫شیونشیون-ساما درست می‌گه!

08:10.200 --> 08:12.460
‫بیاین همگی دوباره تمرین رو از سر بگیریم!

08:21.090 --> 08:23.420
<i>‫الان واقعاً وقت این کاراست؟</i>

08:23.420 --> 08:24.100
‫دیابلو...

08:24.100 --> 08:26.020
‫من از قبل اقدامات لازم رو انجام دادم.

08:26.510 --> 08:30.530
‫ونوم و کومارا ازشون محافظت می‌کنن
‫تا کسی آسیب نبینه.

08:30.530 --> 08:31.690
‫ریمورو-سنسی!

08:31.690 --> 08:33.330
‫نگران نباشید.

08:33.330 --> 08:35.060
‫ما اومده بودیم تمرینشون رو ببینیم،

08:35.060 --> 08:37.170
‫که یهو بیرون آشوب به پا شد...

08:37.170 --> 08:39.610
‫نگران نباشید. اینجا جاتون امنه.

08:39.610 --> 08:40.120
‫شیون.

08:40.120 --> 08:40.640
‫بله؟

08:40.640 --> 08:41.830
‫مواظب بچه‌ها باش.

08:41.830 --> 08:44.100
‫سنسی! منم می‌خوام بجنگم!

08:44.100 --> 08:45.580
‫م-منم می‌رم!

08:49.140 --> 08:51.960
‫من ازتون محافظت می‌کنم.
‫همین‌جا منتظر بمونید.

09:02.830 --> 09:04.830
‫نباید این یکی رو دست‌کم بگیریم.

09:06.010 --> 09:09.060
‫خب، چه عجیب. یه حشره؟

09:09.060 --> 09:10.370
‫حشره؟

09:10.370 --> 09:12.650
‫ما زگیون و آپیتو رو داریم،

09:12.650 --> 09:14.610
‫ولی اصلاً شبیه این یکی نیستن.

09:14.610 --> 09:16.990
‫این شکل نهایی و کاملشه.

09:16.990 --> 09:22.460
‫حشره‌ها در اصل دشمنای طبیعی
‫ما شیاطین محسوب می‌شن.

09:22.460 --> 09:23.790
‫مشکلی نداری؟

09:24.130 --> 09:25.830
‫نیازی به نگرانی نیست.

09:25.830 --> 09:28.770
‫اگه نتونم یه موضوع کوچیک مثل این رو جمع کنم،

09:28.770 --> 09:31.630
‫شایسته خدمت به شما نیستم.

09:32.070 --> 09:35.130
‫پس اونو به تو و شیون می‌سپرم.

09:35.130 --> 09:37.060
‫متوجه شدم.

09:37.060 --> 09:39.060
‫و شما می‌خواید چیکار کنید؟

09:39.060 --> 09:41.970
‫منم می‌رم رئیس این آفت رو از پا دربیارم!

10:05.220 --> 10:08.500
‫گران کشیش یکشنبه،
‫این بار دیگه می‌میری!

10:09.710 --> 10:12.210
‫تجزیه!

10:16.610 --> 10:17.510
‫پخش بشید!

10:37.630 --> 10:40.430
‫هوم. پس زنده موندید.

10:42.210 --> 10:44.790
‫باید از اون ارباب شیاطین ممنون باشید.

10:45.810 --> 10:46.450
‫ریمورو!

10:47.570 --> 10:51.000
‫اون... همونیه که از تخم قهرمان بیرون اومده...

10:52.370 --> 10:53.490
‫خودشه؟

10:53.490 --> 10:54.250
‫آره.

10:54.710 --> 10:59.720
‫رئیس پنج پیر بزرگ و رهبر
‫خانواده‌ی روتزو، گرانویل.

11:00.340 --> 11:02.390
‫ولی زنی که پشتشه رو نمی‌شناسم.

11:04.170 --> 11:06.620
<i>‫یه جورایی شبیه ماریابله...</i>

11:07.310 --> 11:09.270
<i>‫الان... مهم‌تر از اون...</i>

11:10.050 --> 11:12.770
‫بالاخره همدیگه رو دیدیم، گرانویل-سان.

11:12.770 --> 11:15.040
‫ارباب شیاطین ریمورو.

11:15.040 --> 11:17.780
‫بهای کاری که با ماریبل من کردی رو پس می‌دی.

11:17.780 --> 11:20.140
‫اوی اوی! منظورت چیه...

11:20.140 --> 11:22.530
‫آره خب، این حرفا قرار نیست
‫نظرت رو عوض کنه، مگه نه؟

11:23.050 --> 11:25.070
<i>‫پس دنبال انتقامه؟</i>

11:25.070 --> 11:28.400
<i>‫باید بهش گفته باشن که مرگ ماریبل یه حادثه بوده...</i>

11:28.400 --> 11:29.370
<i>‫توجه.</i>

11:29.370 --> 11:34.140
<i>‫حدس می‌زنم که صلح تحت هیچ شرایطی امکان پذیر نیست.</i>

11:34.140 --> 11:35.670
<i>‫می‌دونم.</i>

11:35.670 --> 11:37.110
<i>‫در این صورت...</i>

11:39.210 --> 11:43.760
‫فکر می‌کنی یه ارباب شیاطین تازه‌کار می‌تونه شکستم بده؟

11:43.760 --> 11:47.930
‫خب، منم قرار نیست که بشینم و کشته شدن
‫دوستام رو تماشا کنم.

11:47.930 --> 11:49.960
‫احمقانه‌ست.

11:49.960 --> 11:53.690
‫ولی... حریف تو من نیستم.

11:54.070 --> 11:56.240
‫تو رو به این جماعت می‌سپرم.

12:00.570 --> 12:04.200
<i>‫کمین؟ فکر می‌کنه
‫اینا می‌تونن—</i>

12:03.330 --> 12:08.240
‫باهاشون خوش بگذرون، بدون اینکه بدونی
‫بعضیاشون ممکنه هم‌وطنت باشن.

12:09.590 --> 12:12.250
<i>‫اینا... دیگرجهانی‌ان؟!</i>

12:12.590 --> 12:13.570
<i>‫توجه.</i>

12:13.570 --> 12:15.180
<i>‫این دیگرجهانی‌ها...</i>

12:15.180 --> 12:18.600
<i>‫تحت تأثیر طلسم کنترل ذهنی هستن.</i>

12:22.540 --> 12:25.140
‫شنیدم که خیلی دل نازکی.

12:25.620 --> 12:28.190
‫یعنی می‌تونی آدمای بی‌گناه رو بکشی؟

12:28.760 --> 12:29.640
‫پس...

12:29.640 --> 12:32.520
‫میشه اول با من روبه‌رو بشی؟

12:32.520 --> 12:33.980
‫هیناتا! مراقب باش!

12:34.280 --> 12:36.520
‫نیازی نیست تو بهم بگی.

12:41.650 --> 12:46.830
‫ماریا، لومینوس رو پیدا کن و بیارش اینجا.

12:46.830 --> 12:49.490
‫اگه مقاومت کرد، آزادی بکشیش.

12:49.490 --> 12:52.870
‫متوجه شدم. دستور اجرا می‌شه.

12:52.870 --> 12:54.910
‫فکر می‌کنی می‌ذارم این کارو بکنی؟!

12:56.710 --> 13:00.380
‫که اینطور... به‌عنوان یکی از روحانیون هفت روزه،
‫قدرت واقعی‌ت رو پنهان کرده بودی.

13:00.380 --> 13:04.590
‫هومف. اصلاً نیازی نبود ازش استفاده‌ کنم.

13:04.590 --> 13:07.510
‫اون... اعتمادبه‌نفس کاذبت رو نابود می‌کنم!

13:14.180 --> 13:16.600
‫لعنت بهش، اینا چقدر رو مخ‌ان!

13:19.990 --> 13:21.210
‫شیون!

13:25.900 --> 13:28.050
<i>‫شیون، خوبی؟!</i>

13:28.050 --> 13:31.950
<i>‫من خوبم، ولی... اون عجیب رفتار می‌کنه.</i>

13:31.950 --> 13:35.280
<i>‫پس راست بوده که اونا دشمن طبیعی شیاطینن؟</i>

13:36.960 --> 13:39.670
<i>‫دیابلو نگران چیه؟</i>

13:39.670 --> 13:40.590
<i>‫توجه.</i>

13:40.590 --> 13:43.070
<i>‫از زاویه دید فردی به نام دیابلو...</i>

13:43.070 --> 13:45.670
<i>‫کسی در حال نزدیک شدن
‫به لوبلیوس دیده می‌شه.</i>

13:46.630 --> 13:47.760
<i>‫پس ماجرا اینه!</i>

13:48.450 --> 13:51.860
<i>‫دیابلو! چیزی نگران‌ت کرده، نه؟</i>

13:52.410 --> 13:54.040
<i>‫چه اشتباه وحشتناکی کردم.</i>

13:54.040 --> 13:58.770
<i>‫اینکه بعد از سپردن این کار به من
‫این‌قدر تقلا کنم، نابخشودنیه.</i>

13:59.980 --> 14:02.390
<i>‫رافائل-سنسی مجبور شد بهم هشدار بده.</i>

14:02.390 --> 14:05.010
<i>‫این فقط نشون می‌ده
‫که چه وضعیت اضطراری‌ایه.</i>

14:06.930 --> 14:08.210
‫رانگا، اونجایی؟

14:08.210 --> 14:09.930
‫ارباب، من اینجام!

14:09.930 --> 14:11.750
‫برو به شیون کمک کن!

14:11.750 --> 14:12.370
‫چشم!

14:15.710 --> 14:16.700
‫رانگا!

14:16.700 --> 14:18.450
<i>‫شیون، شنیدی؟</i>

14:18.450 --> 14:21.700
<i>‫با رانگا همکاری کن تا اون
‫حشره‌ی دشمن رو شکست بدید!</i>

14:21.700 --> 14:24.250
‫چشم! نیازی نبود دستور بدید!

14:26.780 --> 14:29.470
‫من انتظارات اربابم رو
‫برآورده می‌کنم!

14:30.420 --> 14:34.040
<i>‫دیابلو، تو اول برو سراغ
‫چیزی که نگرانت کرده!</i>

14:34.040 --> 14:35.180
<i>‫ولی...</i>

14:35.180 --> 14:36.700
<i>‫آه گوش کن!</i>

14:36.700 --> 14:39.940
<i>‫باید بیشتر به رفیقات
‫اعتماد و تکیه کنی!</i>

14:42.160 --> 14:44.960
‫به نظر می‌رسه کمی مغرور شده بودم.

14:44.960 --> 14:46.900
‫متوجه شدم، ریمورو-ساما.

14:50.160 --> 14:54.290
‫مطمئنم متوجه شدی،
‫ولی اون چیز از تو قوی‌تره.

14:54.290 --> 14:56.960
‫از پسش برمیای، منشی اول؟

14:56.960 --> 15:01.940
‫هرگز فکر نمی‌کردم نگران من بشی، منشی دوم—

15:01.940 --> 15:03.780
‫نه... دیابلو.

15:04.630 --> 15:09.440
‫اعتراف می‌کنم که قوی هستی، قوی‌تر از من.

15:09.440 --> 15:13.800
‫دقیقاً برای همینه که باید هر دشمنی رو،
‫برای ریمورو-ساما نابود کنی.

15:13.800 --> 15:15.890
‫این کار اصلی‌ته، مگه نه؟

15:16.200 --> 15:20.110
‫پس برو!
‫این مبارزه رو به من و رانگا بسپر!

15:23.700 --> 15:27.230
‫هرگز فکر نمی‌کردم اسمم رو
‫از زبون شما بشنوم، شیون-دونو.

15:27.230 --> 15:28.750
‫«شیون» خالی بسه.

15:28.750 --> 15:31.860
‫اینکه تو بهم احترام بذاری خیلی چندش آوره.

15:32.170 --> 15:34.700
‫پس، شیون، موفق باشی.

15:34.700 --> 15:36.860
‫تو هم همین‌طور، دیابلو.

15:45.780 --> 15:47.610
<i>‫ونوم، حتی اگه مُردی هم...</i>

15:47.610 --> 15:51.630
<i>‫در واقع، اگه مُردی هم مشکلی نیست.
‫فقط از اون بچه‌ها محافظت کن.</i>

15:51.630 --> 15:54.610
‫چـ - چشم! موفق باشید، دیابلو-ساما!

15:54.610 --> 15:55.730
<i>‫خفه شو.</i>

15:55.730 --> 15:58.690
<i>‫نیازی نیست امثال تو نگران من باشن.</i>

15:58.690 --> 16:00.480
‫بـ-بله.

16:02.490 --> 16:06.580
‫گرانویل، تو و این
‫حواس‌پرت کنی‌های تابلوت...

16:07.630 --> 16:12.400
<i>‫اون باید از تابوت مقدس و ارزشمندم خبر داشته باشه.</i>

16:12.400 --> 16:17.630
<i>‫این یعنی... ممکنه سعی کنه اونو آزاد کنه.</i>

16:23.970 --> 16:27.790
‫آخ آخ، فکر کنم فهمیدی که یواشکی اومدیم تو.

16:28.610 --> 16:30.010
‫چه حیف.

16:30.300 --> 16:33.600
‫تو همون ارباب شیاطین لومینوس-ساما هستی، نه؟

16:33.600 --> 16:36.140
‫اجازه می‌دم... خودتون رو معرفی کنید.

16:36.140 --> 16:38.940
‫از دیدارتون بسیار خوشبختم!

16:38.940 --> 16:41.960
‫من لاپلاس هستم، دلقک شگفت انگیز.

16:42.960 --> 16:45.990
‫من فوتمن هستم، دلقک خشمگین.

16:45.990 --> 16:49.650
‫و یکی دیگه هم هست. بیا تو.

16:50.930 --> 16:53.900
‫این دختری که آروم اینجا وایساده ماریاست.

16:57.180 --> 17:00.740
‫به هر حال، ما پیغامی از طرف گرانویل آوردیم.

17:00.740 --> 17:03.710
‫«بالا منتظرتم. بیا این بازی رو تمومش کنیم.»

17:03.710 --> 17:09.130
‫«اگه زود نیای، عزیزانت می‌میرن.» اینو گفت.

17:11.600 --> 17:14.720
‫تو همونی هستی که برادرم رو کشته، درسته؟

17:14.720 --> 17:17.140
‫یاد نگرفتی نباید بپری وسط حرف زدن مردم؟!

17:17.140 --> 17:19.920
‫پس ظاهرا حریف تو من هستم.

17:19.920 --> 17:22.710
‫حوصله‌م رو سر نبر، فسقلی!

17:24.050 --> 17:25.940
‫این حرفیه که من باید بهت بگم!

17:25.940 --> 17:29.680
‫لوئیس، گونتر، به تابوت مقدس آسیب نزنید.

17:29.680 --> 17:30.440
‫بله، بانو!

17:29.680 --> 17:30.440
‫چشم!

17:36.180 --> 17:37.380
‫ماریا...

17:38.780 --> 17:40.090
‫لعنت به اون گرانویل.

17:40.590 --> 17:42.830
‫ماریا مرد.

17:42.830 --> 17:46.050
‫روح از دست رفته‌ش رو نمی‌شه برگردوند.

17:46.050 --> 17:50.040
‫تا جایی پیش رفته که
‫از جادوی احضار ارواح استفاده کنه تا...

17:51.150 --> 17:53.650
‫این موجود ماریا نیست.

17:53.650 --> 17:54.840
‫بسیار خب.

17:54.840 --> 17:58.180
‫خودم آخرین مراسمت رو برگزار می‌کنم!

18:11.250 --> 18:14.900
‫اصلا فکر نمی‌کردم نقشه این‌قدر راحت پیش بره.

18:15.240 --> 18:16.660
‫هوم...

18:16.660 --> 18:19.370
‫پس این گنجینه‌ی پنهان ارباب شیاطین لومینوسه؟

18:20.240 --> 18:21.470
‫خب...

18:25.410 --> 18:29.140
‫ماده‌ای که فقط از ذرات روحی خالص ساخته شده.

18:29.140 --> 18:31.940
‫تابوتی که هر موجودی که جادو داشته باشه رو می‌سوزونه.

18:31.940 --> 18:32.920
‫ولی...

18:33.330 --> 18:35.750
‫روی من کار نمی‌کنه.

18:39.200 --> 18:41.430
‫حدس می‌زدم تو باشی.

18:41.980 --> 18:44.850
‫مدت‌هاست ندیدمت، نوآر.

18:44.850 --> 18:46.680
‫از انتظار کشیدن برای اومدنت خسته شده بودم.

18:46.680 --> 18:51.900
‫ترجیح می‌دم منو
‫«دیابلو» صدا کنی، بلو...

18:51.900 --> 18:56.440
‫نه، بهت اسم «رین» داده شد، مگه نه؟

18:56.800 --> 18:59.870
‫بله، این اسم رو از...

18:59.870 --> 19:04.990
‫یکی از قوی‌ترین نخستین‌ها، گی-ساما گرفتم.

19:05.290 --> 19:09.960
‫و ایم تو رو یه ارباب شیاطین
‫بی‌نام و نشون داده، ما مثل هم نیستیم.

19:10.490 --> 19:13.080
‫پس دلت می‌خواد از این دنیا محو بشی؟

19:13.080 --> 19:16.090
‫این آرزوت رو برات برآورده می‌کنم.

19:16.460 --> 19:20.180
‫همیشه دلم می‌خواست باهات مبارزه کنم.

19:20.180 --> 19:21.850
‫چرند نگو.

19:21.850 --> 19:25.510
‫اگه فکر می‌کنی این اصلا
‫مبارزه محسوب میشه، سخت در اشتباهی.

19:25.510 --> 19:29.660
‫بیا همین حالا این مبارزه رو شروع کنیم، دیابلو!

19:34.650 --> 19:36.570
‫خودتو یکی از نخستینی‌ها می‌دونی...

19:36.570 --> 19:39.530
‫ولی نه هیچ فرقه یا گروهی ساختی،
‫و نه هیچ وظیفه‌ای پذیرفتی...

19:39.530 --> 19:41.900
‫حتی به ایده‌ی تجسد هپ خندیدی و ردش کردی!

19:41.900 --> 19:45.030
‫بعد از همه‌ی اینا، چی میتونه
‫الان تو رو به اینجا کشونده باشه؟

19:46.670 --> 19:50.730
‫دقیقاً همون‌طوریه که گفتی! وقتی فقط
‫جاخالی میدی، نمی‌شه اسمش رو مبارزه گذاشت!

19:50.730 --> 19:53.310
‫بهت گفتم که همچین اشتباهی نکنی.

19:53.310 --> 19:55.500
‫حتی ارزش جدی گرفته شدن هم نداری.

20:00.890 --> 20:02.770
‫داری بهونه می‌گیری؟

20:02.770 --> 20:06.130
‫هرچند مطمئنم که نمی‌تونی از تموم
‫قدرتت استفاده کنی چون تازه تجسد کردی!

20:12.770 --> 20:16.290
‫همین که یه بار با گی-ساما جنگیدی
‫و مساوی شد، به اندازه کافی نابخشودنیه...

20:16.290 --> 20:18.690
‫اما حالا داری بی‌هدف زندگی می‌کنی و
‫حتی دنبال قدرت بیشتر هم نیستی!

20:20.340 --> 20:23.850
‫یه شیطان باید دنبال چیزایی فراتر از تکامل باشه!

20:28.610 --> 20:31.200
‫فکر می‌کنی تا کی می‌تونی فرار کنی؟!

20:31.200 --> 20:32.330
‫فرار؟

20:39.580 --> 20:41.920
‫فکر کنم دیگه نوبت منه.

20:41.920 --> 20:44.910
‫این تجزیه‌ی چندمرحله‌ایه؟!

20:44.910 --> 20:47.230
‫داری این کارو وسط مبارزه انجام می‌دی؟!

20:47.680 --> 20:53.480
‫مبارزه با تو انقدر کسل‌کننده‌ست که
‫حتی نمی‌تونم بازی حسابش کنم.

20:53.480 --> 20:57.400
‫چطور می‌تونی از جادویی استفاده کنی
‫که حتی ممکنه خودت رو هم نابود کنه؟!

20:57.400 --> 21:00.090
‫اگه کسی به اندازه کافی به اربابش وفادار باشه...

21:00.090 --> 21:02.690
‫حتی می‌تونه ذرات روحی رو هم کنترل کنه.

21:02.690 --> 21:04.200
‫این یه چیز بدیهیه.

21:04.880 --> 21:09.010
‫به جرم تمسخر ارباب زیبای من، ریمورو-ساما،

21:09.010 --> 21:11.950
‫بسوز و موقع سوختن به گناهت فکر کن.

21:35.110 --> 21:36.430
‫خیلی ضعیفی.

21:36.430 --> 21:40.940
‫حتی به تستاروسای قبل از تکامل هم نمی‌رسیدی.

21:41.970 --> 21:43.940
‫تستاروسا؟

21:43.940 --> 21:46.750
‫اون به تو ربطی نداره.

21:46.750 --> 21:50.160
‫مهم‌تر از اون، چرا اومدی اینجا؟

21:51.200 --> 21:52.420
‫فکر کردی...

21:53.710 --> 21:56.540
‫نوآر، تو...

21:56.540 --> 22:01.460
‫ولی تو تازه به سطح ارشد شیاطین تکامل پیدا کردی!

22:09.720 --> 22:12.220
‫حدس می‌زدم تو هم اینجا باشی،

22:13.070 --> 22:18.480
‫روژ... نه، فکر کنم
‫حالا دیگه گی کریمزون هستی.

22:19.160 --> 22:23.290
‫هی. خیلی وقت بود ندیده بودمت، نوآر.

22:22.520 --> 22:34.520
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.250 --> 23:58.020
<i>‫قسمت بعد: «آشوب در غرب»</i>

23:55.870 --> 23:59.950
<b>‫در غرب <u>آشوب</u></b>

23:58.020 --> 24:01.020
<i></i>
