WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:00.990 --> 00:03.040
‫حدس می‌زدم تو هم اینجا باشی،

00:03.420 --> 00:08.080
‫روژ... نه، فکر کنم
‫الان گی کریمسون باشی.

00:08.080 --> 00:11.420
‫هی. خیلی وقت بود ندیده بودمت، نوآر.

00:11.850 --> 00:14.800
‫و چی باعث شده تو بیای اینجا؟
‫حوصله‌ات سر رفته بود؟

00:14.800 --> 00:17.930
‫هوی هوی، این چه جور سلام کردنیه.

00:17.930 --> 00:19.610
‫مهم‌تر از اون...

00:19.610 --> 00:23.600
‫می‌دونستی اون میست بدل رین بود، مگه نه؟

00:23.990 --> 00:27.020
‫پس چرا از همچین حرکت بزرگی استفاده کردی؟

00:27.260 --> 00:29.140
‫شوخی می‌کنی.

00:29.140 --> 00:33.280
‫هر دومون می‌دونیم که این بچه بازی‌ها
‫برای کشتن یه شیطان نخستین‌ کافی نیست.

00:33.280 --> 00:37.160
‫ولی اگه یه ضربه‌ی مستقیم
‫بهش می‌خورد شرایط فرق داشت.

00:37.160 --> 00:39.820
‫حتی منم اگه مستقیم بهم می‌خورد...

00:39.820 --> 00:42.410
‫نابود می‌شدم.

00:54.230 --> 00:57.930
‫به هر حال، فکر کنم واقعاً تکامل پیدا کردی، هان؟

00:57.930 --> 01:00.680
‫در واقع، چرا زودتر این کارو نکردی؟

01:00.680 --> 01:01.970
‫گی...

01:01.970 --> 01:05.430
‫مگه توی این دنیا چیزی قوی‌تر از ماهم وجود داره؟

01:05.430 --> 01:07.280
‫نه.

01:07.280 --> 01:09.440
‫اگه بخوای خیلی دقیق بگی
‫شاید اژدهایان حقیقی باشن،

01:09.440 --> 01:11.810
‫ولی اون‌ها بیشتر شبیه پدیده‌های طبیعی هستن.

01:12.330 --> 01:15.320
‫درسته. ما قوی‌ترین‌ها هستیم.

01:15.320 --> 01:21.570
‫پس اگه تکامل پیدا کنیم، مبارزه‌ها کاملاً
‫یه طرفه می‌شن. این خسته‌کننده نیست؟

01:21.570 --> 01:23.570
‫آره، می‌فهمم.

01:23.570 --> 01:26.250
‫ولی با این حال، بازم تکامل پیدا کردی.

01:26.250 --> 01:27.870
‫کار اون اسلایم بوده؟

01:27.870 --> 01:29.460
‫ایشون ریمورو-ساما هستن.

01:30.990 --> 01:36.190
‫پس... این ریمورو دلیل تکامل توئه؟

01:36.690 --> 01:38.550
‫بله، درسته.

01:38.830 --> 01:40.220
‫چون...

01:40.220 --> 01:43.410
‫من واقعا مَسحورِ جَلال و جَبَروتِ ریمورو-ساما شدم!

01:43.410 --> 01:46.270
‫اگه ایشون رو خود «تکامل» بدونیم هم بیراه نیست!

01:46.270 --> 01:49.850
‫ایشون بسیار دوست‌داشتنی هستن
‫و روحشون سرشار از وقاره!

01:49.850 --> 01:51.840
‫منبرت قراره چقدر طول بکشه؟

01:51.840 --> 01:52.530
‫چخ.

01:52.530 --> 01:53.480
‫ببخشید؟!

01:54.320 --> 01:55.800
‫به هر حال...

01:55.800 --> 01:59.860
‫همراهان ریمورو-ساما هم
‫روز به روز در حال رشد و پیشرفت هستن.

02:00.250 --> 02:04.120
‫اگه بی‌احتیاطی کنم، حتی من هم عقب می‌مونم.

02:04.440 --> 02:06.900
‫حالا که دارم توی چنین شرایط باشکوهی زندگی می‌کنم،

02:06.900 --> 02:10.340
‫دیگه دلیلی ندارم که برای رشدم محدودیت قائل بشم.

02:10.860 --> 02:15.400
‫عههه؟ تو یه زمانی هم‌سطح من بودی...

02:15.400 --> 02:17.140
‫ولی حیف شد...

02:17.140 --> 02:21.510
‫یه اتفاقی قراره بیفته که احتمالاً
‫این ریمورو ازش خوشش نمیاد.

02:23.020 --> 02:29.020
‫چندتا از افراد من قراره برای دار و دسته‌ی اون
‫توی ملل غربی دردسر درست کنن.

02:30.180 --> 02:32.560
‫تو واقعاً حوصله‌ات سر رفته.

02:32.560 --> 02:34.400
‫هدفت چیه؟

02:34.660 --> 02:38.760
‫هیچی، فقط اذیت کردن انسان‌ها،
‫چون می‌تونم اینکار رو بکنم.

02:38.760 --> 02:39.650
‫اوه؟

02:39.650 --> 02:43.440
‫و چون ریمورو سعی داره با انسان‌ها دوست بشه،

02:43.440 --> 02:45.710
‫شک ندارم که نمی‌تونه این رو نادیده بگیره.

02:46.710 --> 02:50.910
‫هه... پس فقط وقتی که تیکه کنایه هام
‫درباره‌ی ریمورو باشه اذیت می‌شی، نه؟

02:52.050 --> 02:55.390
‫راستش، شاید حتی نیازی نباشه ما کاری بکنیم.

02:54.670 --> 02:58.430
<b>‫پادشاهی اینگراسیا</b>

02:54.670 --> 02:58.430
<b>‫نزدیک مرز شمالی</b>

02:55.390 --> 02:58.420
‫انسان‌ها خودشون به اندازه کافی
‫دارن آشوب به پا می‌کنن.

03:01.400 --> 03:02.750
‫اگه اینجوری پیش بره...

03:06.940 --> 03:11.010
‫لعنتی... مارگراف سیدره داره چه غلطی می‌کنه؟!

03:15.400 --> 03:17.660
<b>‫پادشاهی اینگراسیا</b>

03:15.400 --> 03:17.660
<b>‫پایتخت سلطنتی لورا</b>

03:20.840 --> 03:22.860
‫چرا شیاطین باید بیان اینجا؟

03:23.370 --> 03:25.120
‫تا آخرین نفس از سد دفاعی محافظت کنید!

03:25.870 --> 03:28.080
‫پادشاهی اینگراسیا، ستاد فرماندهی شورای ملل غربی

03:28.080 --> 03:30.500
‫اگه اینجوری پیش بره، وارد پایتخت می‌شن!

03:30.500 --> 03:32.330
‫پس نیروهای کمکی کجان؟!

03:32.330 --> 03:35.000
‫باید به هر قیمتی شده از سد دفاعی محافظت کنیم!

03:35.650 --> 03:39.070
‫ملل غربی الان باید توی هرج و مرج غرق شده باشن.

03:39.750 --> 03:43.400
‫خیلی زود اونجا شبیه جهنم می‌شه.

05:15.230 --> 05:20.030
<b>‫قسمت ۹۰:       آشوب در غرب</b>

05:23.350 --> 05:24.260
‫عقب نمونی.

05:24.260 --> 05:24.990
‫بله قربان.

05:29.320 --> 05:31.310
‫باورم نمی‌شه این اتفاق داره می‌افته...

05:31.310 --> 05:33.760
‫کسی ایده‌ای نداره که چیکار می‌تونیم بکنیم؟

05:33.760 --> 05:35.790
‫باید قبل از اینکه دیر بشه دست به کار بشیم!

05:36.530 --> 05:39.920
<i>‫وقتشه. همه چیز آماده‌ست.</i>

05:40.390 --> 05:44.050
<i>‫آینده‌ی خانواده روتزو ممکنه از بین بره، ولی غرورش نه.</i>

05:44.050 --> 05:47.680
<i>‫به خاطر لرد گرانویل-ساما باید این
‫مأموریت رو انجام بدم!</i>

05:49.490 --> 05:51.930
‫همه‌تون ساکت باشید!

05:51.930 --> 05:57.440
‫اولین اولویت ما باید تشکیل یک ارتش متحد باشه.

05:57.810 --> 06:01.030
‫شنیدم که نماینده‌ی ریمورو-ساما، یعنی تستاروسا-دونو،

06:01.030 --> 06:03.190
‫در امور نظامی هم دانش کاملی دارن.

06:03.590 --> 06:06.940
‫نباید اعتراضی بابت سپردن
‫فرماندهی ارتش متحد به ایشون باشه.

06:07.410 --> 06:08.910
‫مشکلی پیش نمیاد؟

06:08.910 --> 06:11.530
‫واقعاً از امور نظامی سر در میاره؟

06:11.530 --> 06:13.280
‫نگران نباشید.

06:15.020 --> 06:18.800
‫من از قبل زیردستام رو توی سراسر منطقه مستقر کردم.

06:18.800 --> 06:19.420
‫موس.

06:19.420 --> 06:20.470
‫بله.

06:22.210 --> 06:23.880
‫لطفا تماشا کنید.

06:28.510 --> 06:31.390
‫همین الان زیردستان تستاروسا-ساما رو

06:31.390 --> 06:33.960
‫اطراف سد دفاعی پایتخت مستقر کردیم.

06:35.260 --> 06:37.620
‫همچنین، اطلاع پیدا کردیم که

06:37.620 --> 06:41.350
‫جادوگران ثالیون هم تو راه مناطق مرزی هستن.

06:41.350 --> 06:44.060
‫شیاطینی هم که الان دارن توی
‫میدون نبرد وحشی بازی در میارن...

06:44.060 --> 06:49.260
‫چیزی نیستن که نیروهای سی‌ان و
‫اون الف بلندپایه نتونن نابود کنن.

06:50.280 --> 06:51.660
‫موس.

06:51.660 --> 06:57.090
‫نباید دوست عزیز ریمورو-ساما،
‫علیاحضرت المیشیا، رو «اون الف بلندپایه» صدا بزنی.

06:57.760 --> 07:00.460
‫و-واقعا پوزش میخوام!

07:00.460 --> 07:01.920
‫همین که متوجه شدی کافیه.

07:02.520 --> 07:04.870
<i>‫عجله کنید! خودتونو به سد دفاعی برسونید و—</i>

07:05.800 --> 07:07.710
‫یوهان روستیا-دونو.

07:08.550 --> 07:10.600
‫چـ-چیه؟

07:10.600 --> 07:16.060
‫الان داشتید... با کی تماس جادویی می‌گرفتید؟

07:16.060 --> 07:16.850
‫چی—

07:17.430 --> 07:20.880
‫چرا بهشون دستور دادی
‫سد دفاعی این کشور رو نابود کنن؟

07:21.490 --> 07:23.480
‫معنی اینکارا چیه یوهان-دونو؟!

07:23.480 --> 07:25.190
‫توضیح بده ببینم!

07:42.390 --> 07:43.420
‫سد دفاعی...

07:48.460 --> 07:50.110
‫چرا ورت اینجاست؟!

07:50.110 --> 07:51.510
‫چه خبره؟!

07:51.830 --> 07:54.510
‫یوهان-دونو! به ما خیانت کردی؟!

07:54.510 --> 07:56.300
‫خیانت کردم؟

07:56.820 --> 07:58.910
‫شماها بودید که به روتزو خیانت کردید،

07:58.910 --> 08:00.710
‫خانواده‌ای که همه‌چیزش رو فدای بشریت کرد،

08:00.710 --> 08:03.100
‫اون وقت شماها رفتید برای کشور هیولاها دم تکون دادید!

08:04.480 --> 08:06.370
‫وقت تسویه‌حساب رسیده!

08:07.320 --> 08:10.170
‫این شورا که هدفش رو
‫خدمت به بشریت اعلام می‌کرد

08:10.170 --> 08:12.990
‫جای مناسبی برای برپا شدن جهنمه!

08:13.260 --> 08:17.990
‫ژیرار-دونو، الان وقتشه که
‫تو و افرادت به آرزوهاتون برسید.

08:18.390 --> 08:19.870
‫از همکاریت سپاسگزارم.

08:22.370 --> 08:24.690
‫با اینکار الهه‌ی خودمون رو احضار می‌کنم!

08:24.690 --> 08:28.500
‫و همه چیز نابود میشه و دنیا 
‫توی آشوب جنگ فرو میره!

08:28.500 --> 08:30.000
‫آره!

08:32.450 --> 08:33.090
‫آین!

08:33.090 --> 08:35.350
‫آره، دارم انجامش می‌دم.

08:35.350 --> 08:37.370
‫وقت درخشیدن ماست!

08:37.370 --> 08:39.720
‫ای الهه‌ی سبزگون که سرچشمه مایی...

08:39.720 --> 08:42.610
‫این دعای ابدیم رو تقدیم تو می‌کنم.

08:42.610 --> 08:47.690
‫با قدرت ویرانگری که تمنایش را دارم، بر من ظاهر شو!

09:04.460 --> 09:06.310
‫میزاری-ساما...

09:06.310 --> 09:10.900
‫الهه ما و شیطان نخستین، میزاری-ساما!

09:10.900 --> 09:12.710
‫گفتی «شیطان نخستین»؟!

09:16.150 --> 09:17.360
‫اینجا...

09:18.390 --> 09:20.460
‫اونم توی همچین زمانی...

09:20.460 --> 09:22.100
‫واقعا از این بهتر نمیشه.

09:22.100 --> 09:24.230
‫اوه الهه‌ی ما!

09:24.230 --> 09:26.760
‫تمام مردم این سرزمین رو به شما تقدیم می‌کنیم!

09:26.760 --> 09:29.110
‫اجازه بدید خاک پاتون باشیم!

09:29.480 --> 09:31.780
<i>‫آخرین وظیفه‌م رو هم تونستم انجام بدم.</i>

09:31.780 --> 09:34.950
<i>‫حالا دیگه می‌تونم با سری بالا با
‫گرانویل-ساما روبرو بشم.</i>

09:35.430 --> 09:39.050
<i>‫پادشاهی روستیا ممکنه توی آتیش جنگ بسوزه،</i>

09:39.050 --> 09:41.620
<i>‫ولی می‌تونم توی زندگی بعدی از همه‌شون معذرت بخوام.</i>

09:41.620 --> 09:43.270
‫تستاروسا-دونو!

09:43.270 --> 09:45.150
‫اینجوری ایح کشور نابود می‌شه!

09:45.150 --> 09:47.410
‫لطفاً زودتر به ریمورو-ساما خبر بدید!

09:47.840 --> 09:49.630
‫نه، جناب رئیس شورا.

09:49.630 --> 09:51.670
‫مگه من اینجا نیستم؟

09:52.480 --> 09:54.560
‫منظورتون چیه؟

09:54.560 --> 09:58.680
‫منظورم اینه که همه چیز درست می‌شه.

09:59.360 --> 10:03.390
‫بلان؟ چرا حضورت رو مخفی می‌کنی
‫تا بین انسان‌ها قایم بشی؟

10:03.390 --> 10:04.100
‫صبر کن...

10:05.100 --> 10:06.390
‫تجسم پیدا کردی؟

10:06.920 --> 10:09.540
‫بلان، چرا؟

10:09.540 --> 10:12.020
‫شنیدن اون اسم من رو ناراحت می‌کنه.

10:12.310 --> 10:17.030
‫من یه اسم فوق‌العاده هدیه گرفتم: تستاروسا.
‫الان دیگه منو به این اسم صدا می‌زنن.

10:17.030 --> 10:18.610
‫اسم؟

10:18.610 --> 10:24.370
‫بخاطر همین... متاسفم که این رو می‌گم، اونم درست
‫بعد از اینکه این همه راه رو اومدی تا سلام کنی...

10:24.750 --> 10:26.370
‫ولی اگه بخوای سر راهم باشی،

10:26.370 --> 10:31.250
‫یه خواب هزار ساله رو بهت هدیه می‌دم، میزاری.

10:32.460 --> 10:35.500
<i>‫زمان احضار شدنم عالی بود،</i>

10:35.500 --> 10:37.520
<i>‫ولی بدشانسی آوردم و «سفید» هم اینجا بود...</i>

10:38.560 --> 10:41.770
<i>‫الان درگیر شدن باهاش هیچ سودی برام نداره.</i>

10:41.770 --> 10:43.500
<i>‫اولویت من اینه که...</i>

10:44.150 --> 10:47.020
‫من با این جرفا تحریک نمی‌شم، تستاروسا.

10:47.400 --> 10:50.220
‫تو چیزی نیستی که اومدم دنبالش.

10:50.220 --> 10:52.630
‫اوه، چقدر ضدحال.

10:52.630 --> 10:56.690
‫می‌خوای هرچه زودتر بری و
‫قضیه‌ی منو به روژ گزارش بدی، مگه نه؟

10:57.900 --> 11:02.430
‫به هر حال، به نظرت داشتن یه ارباب عالی نیست؟

11:02.430 --> 11:05.410
‫الان دیگه می‌تونم احساس تو رو کامل درک کنم.

11:05.410 --> 11:10.870
‫پس باید بدونی که مفید بودن برای گی-ساما، همه چیز منه.

11:13.010 --> 11:16.230
‫بهتره زودتر به این بدنت عادت کنی.

11:16.230 --> 11:19.420
‫چون وقتی ببازی، هیچ بهونه‌ای رو قبول نمی‌کنم.

11:21.240 --> 11:25.010
‫رفت... الان یعنی نجات پیدا کردیم؟

11:25.010 --> 11:28.430
<i>‫الهه رفتش؟ ولی چرا؟</i>

11:28.430 --> 11:32.060
<i>‫و بلان... یعنی منظورش همون شیطان نخستین بود؟</i>

11:32.060 --> 11:34.270
<i>‫نه، امکان نداره!</i>

11:35.190 --> 11:39.110
‫خب، الان دیگه از شر بزرگ‌ترین تهدیدمون هم راحت شدیم!

11:39.840 --> 11:41.680
‫باورم نمی‌شه!

11:41.680 --> 11:43.860
‫من عمرا باور کنم!

11:54.290 --> 11:56.210
‫چـ-چی شد الان...

11:58.380 --> 12:00.170
‫نباید کسی رو بکشی.

12:00.550 --> 12:03.180
‫این شامل یوهان-دونو هم می‌شه.

12:03.180 --> 12:06.450
‫ولی این احمقا به شما بی‌احترامی کردن—

12:07.820 --> 12:11.060
‫موس، می‌خوای مجبورم کنی حرفمو دوباره تکرار کنم؟

12:11.330 --> 12:13.070
‫قطعاً نه!

12:13.070 --> 12:16.810
‫جسارت منو ببخشید که می‌خواستم
‫نظر خودمو به شما تحمیل کنم!

12:17.190 --> 12:20.610
‫اگه می‌فهمی، این بار رو ازت می‌گذرم.

12:20.610 --> 12:24.200
‫اوه، چقدر من بخشنده و مهربون هستم!

12:24.930 --> 12:30.910
‫تو واقعاً... شیطان نخستین... بلان-ساما هستید؟

12:33.150 --> 12:36.190
‫کـ-کجای کارم اشتباه بوده؟

12:36.710 --> 12:40.710
‫درسته، آخرش هیچ کاری نتونستی انجام بدی.

12:41.590 --> 12:44.550
‫اگه تو نبودی همه‌چیز طبق نقشه پیش می‌رفت!

12:44.550 --> 12:45.900
‫ولم کنید!

12:45.900 --> 12:48.420
‫پادشاهی من این گستاخی رو تحمل نمی‌کنه!

12:48.420 --> 12:50.140
‫با این کارتون یه بحران بین المللی درست می‌شه!

12:50.430 --> 12:53.910
‫آخی، نکنه حقوق بین‌الملل رو فراموش کردی؟

12:54.520 --> 12:59.430
‫به خطر انداختن موجودیت یک کشور، جرمش براندازیه.

12:59.430 --> 13:02.190
‫و بابت استفاده کردن از نیروی نظامی کشور دیگه هم...

13:02.190 --> 13:04.510
‫جرمت تحریک برای تجاوز خارجیه.

13:04.510 --> 13:10.600
‫برای شورا، این شورش جنایتکارانه یوهان روستیا-دونو

13:10.600 --> 13:14.290
‫اون رو تحت پیگرد
‫دادگاه پادشاهی اینگراسیا قرار می‌ده.

13:14.290 --> 13:16.970
‫متأسفانه مهم نیست که کشورت چی می‌گه،

13:16.970 --> 13:20.790
‫حقوق بین‌الملل همیشه اولویت داره.

13:22.190 --> 13:23.800
‫چقدر اطمینان‌بخشه!

13:25.220 --> 13:30.270
‫با این‌کارت بهم کمک کردی تا
‫دل همه اعضای شورا رو به دست بیارم.

13:30.270 --> 13:31.220
‫ممنونم.

13:31.220 --> 13:32.470
‫لعنتی!

13:32.470 --> 13:36.970
‫شیطان لعنتی! برو به جهنم!

13:35.930 --> 13:38.840
‫داد و فریاد کمکی بهت نمی‌کنه.

13:36.970 --> 13:38.840
‫شیطان لعنتی! لعنت بهت!

13:38.840 --> 13:41.380
‫باید تاوان گناهانت رو بدی.

13:41.380 --> 13:43.690
‫تستاروسا-دونو! شما حالتون خوبه؟

13:44.040 --> 13:45.570
‫حالم کاملاً خوبه.

13:45.570 --> 13:48.820
‫گرچه انتظار نداشتم همچین اتفاقاتی پیش بیاد.

13:48.820 --> 13:50.870
‫خیالم راحت شد.

13:50.870 --> 13:54.410
‫نمی‌تونم تصور کنم اگه شما اینجا نبودید
‫چه اتفاقی برامون می‌افتاد.

13:54.410 --> 13:56.580
‫زبونم از تشکر کردن قاصره!

13:57.250 --> 13:59.350
‫نیازی به تشکر نیست.

13:59.350 --> 14:00.920
‫محافظت از کشورهای عضو شورا

14:00.920 --> 14:04.340
‫وظیفه ارزشمندی هستش که ریمورو-ساما به من سپرده.

14:04.340 --> 14:09.090
‫هیچ تهدیدی در برابر تمپست شانس قد علم کردن نداره!

14:20.270 --> 14:21.230
<i>‫گی-ساما.</i>

14:22.700 --> 14:25.100
‫چی؟! چی داری می‌گی؟

14:25.100 --> 14:28.080
‫بلانک تجسم پیدا کرده و حتی اسم هم داره؟

14:28.080 --> 14:30.240
‫کثافت تو اینو از اول می‌دونستی، مگه نه؟!

14:30.240 --> 14:31.970
‫البته.

14:31.970 --> 14:34.650
‫همه چیز طبق نقشه‌ی ریمورو-ساما پیش رفته.

14:34.650 --> 14:38.750
‫این یعنی تو هم جزو کسایی هستی
‫که تبدیل به مهره‌ی توی بازی شدن، گی.

14:39.100 --> 14:41.330
‫اوه، واقعاً اینطوره؟

14:41.330 --> 14:45.160
‫ولی اگه از اون بن‌بست سه‌طرفه اومده باشه بیرون،

14:45.160 --> 14:47.220
‫سر اون دو تای دیگه چی اومده؟

14:47.220 --> 14:49.170
‫منظورت اولتیما و کاررا هستش؟

14:49.170 --> 14:49.900
‫ها؟

14:50.980 --> 14:54.350
‫ریمورو-ساما کارهای دیگه‌ای
‫برای اونها در نظر داشتن.

14:54.350 --> 14:56.780
‫و اوناهم بسیار خوشحال بودن که—

14:56.780 --> 14:58.890
‫صبر کن! فقط یک لحظه صبر کن!

14:58.890 --> 15:01.100
‫اولتیما و کاررا...

15:01.410 --> 15:04.370
‫بله. ویولت و ژون هستن.

15:04.370 --> 15:07.510
‫و کسی که به هر سه تاشون اسم داده...

15:07.510 --> 15:09.700
‫معلومه که... ریمورو-ساما بودن.

15:10.390 --> 15:12.340
<i>‫اینجا چه خبره؟</i>

15:12.340 --> 15:16.500
<i>‫هیچ ارباب شیاطین معمولی‌ای اونقدر قوی نیست
‫که بتونه به یه شیطان نخستین اسم بده.</i>

15:16.500 --> 15:21.130
<i>‫از اون گذشته شیاطین نخستین هم از کسی که
‫توانایی‌هاش رو قبول ندارن پیروی نمی‌کنن!</i>

15:21.130 --> 15:23.960
‫البته... ناگفته نمونه که خودم
‫اونا رو انتخاب و استخدام‌شون کردم.

15:23.960 --> 15:25.960
‫پس همه‌ی این آتیشا از گور تو بلند میشه؟!

15:25.960 --> 15:29.420
‫من بهشون افتخار خدمت کردن
‫به ریمورو-ساما رو دادم،

15:29.420 --> 15:34.340
‫ولی با این حال همشون وقتی که اولین بار
‫ایشون رو دیدن، بهشون خیلی بی‌احترامی کردن.

15:34.340 --> 15:36.860
‫همون موقع می‌خواستم همه‌شون رو بکشم.

15:35.620 --> 15:40.100
<i>‫نوآر یه یه تخته‌ش کمه، پس ممکنه که
‫یوهو تصمیم بگیره خدمتکار کسی بشه...</i>

15:36.860 --> 15:39.640
‫ولی اون سه تا که احمق نیستن.

15:39.640 --> 15:42.140
‫خیلی زود به اشتباه‌شون پی بردن.

15:40.100 --> 15:43.480
<i>‫ولی ویولت و ژون؟ این دیگه اصلا خنده‌دار نیست.</i>

15:42.140 --> 15:43.480
‫بایدم پی می‌بردن.

15:43.480 --> 15:47.950
‫ریمورو-ساما وقتی که داشتن بهشون اسم می‌دادن
‫مثل یه خدای تمام کمال بودن و می‌درخشیدن.

15:44.180 --> 15:48.700
<i>‫از اون‌طرف بلان که مغرورترین شیطان نخستین بود هم؟</i>

15:47.950 --> 15:52.720
‫ظاهر معمولیشون بانمکه، ولی
‫روحشون سرشار از وقار و جلاله.

15:49.240 --> 15:52.720
<i>‫این ریمورو پیش خودش اصلا چه فکری کرده؟</i>

15:52.720 --> 15:55.030
‫و تازه از هوش و درایت بی‌نظیری هم برخوردارن!

15:53.280 --> 15:56.620
<i>‫تچ. فکر کنم چاره‌ای ندارم جز اینکه برم
‫باهاش حضوری صحبت کنم.</i>

15:55.030 --> 15:58.450
‫و همچنین صداششون! می‌تونی عشق رو
‫توی تک تکِ کلماتشون احساس کنی —

15:56.620 --> 15:58.450
‫باشه، پس.

15:58.450 --> 16:01.210
‫همین روزا یه سری به ریمورو می‌زنم.

16:01.210 --> 16:02.220
‫چی؟

16:02.220 --> 16:04.790
‫ترجیح می‌دم این کار رو نکنی.
‫چون فقط دردسر بیشتری برامون درست می‌کنی.

16:05.750 --> 16:07.660
<i>‫عجب کثافتیه...</i>

16:08.240 --> 16:09.550
‫ببین، رفیق...

16:09.990 --> 16:14.670
‫آوازه‌ی پیشرفت و رونق قلمروش به گوشم رسیده.

16:14.670 --> 16:17.030
‫فقط می‌خوام برم با چشمای خودم ببینم.

16:17.030 --> 16:18.810
‫فهمیدی، دیابلو؟

16:19.920 --> 16:21.560
‫خیلی خب، پس.

16:21.560 --> 16:24.090
‫اگه نظرت اینه، از اومدنت استقبال می‌کنم.

16:24.090 --> 16:26.700
‫مطمئنم ریمورو-ساما هم خیلی خوشحال می‌شن.

16:26.700 --> 16:30.730
‫باشه، پس. 
‫اگه شماها اونجایید، من دیگه میرم.

16:30.730 --> 16:33.530
‫البته.
‫هر اتفاقی هم که بیفته،

16:33.530 --> 16:35.700
‫ریمورو-ساما بهش رسیدگی می‌کنه.

16:35.700 --> 16:38.830
‫جداً؟ خب پس، سلام منو بهش برسون.

16:39.160 --> 16:40.100
‫حتماً.

16:40.100 --> 16:41.580
‫پس تا دیدار بعدی.

16:45.910 --> 16:48.470
‫فکر کنم یجورایی بخیر گذشت...

16:48.470 --> 16:50.630
‫اگه گی الان میومد وسط...

16:50.630 --> 16:53.610
‫اصلا معلوم نبود که اوضاع ممکنه چطوری بشه.

16:55.840 --> 16:59.430
‫چون مبارزه با گی حتی منو هم توی دردسر می‌ندازه.

16:59.430 --> 17:02.130
‫هنوز باید خیلی قوی‌تر از اینا بشم.

17:03.040 --> 17:06.310
‫اوه، ریمورو-ساما، چه بازی درخشانی.

17:06.980 --> 17:11.570
‫کاملا مشخصه که منو فرستادید اینجا بخاطر اینکه
‫این اتفاقات رو پیش‌بینی کرده بودید.

17:12.110 --> 17:15.820
‫همه‌چیز در دستان ریمورو-ساماست.

17:16.110 --> 17:20.830
‫باید حتی از این هم قویتر بشیم
‫تا بتونیم انتظاراتشون رو برآورده کنیم.

17:22.280 --> 17:23.580
‫ریمورو-ساما...

17:24.130 --> 17:27.950
‫مطمئنم اوضاع توی لوبلیوس هم متشنج هستش.

17:27.950 --> 17:30.340
‫لطفاً کارای اینجا رو به ما بسپرید...

17:30.340 --> 17:34.730
‫و با خیال راحت روی مبارزه‌ی خودتون تمرکز کنید.

17:42.530 --> 17:44.890
<i>‫خیلی ضعیف‌تر از اونی هستن که دیگر جهانی باشن.</i>

17:45.220 --> 17:49.020
<i>‫نکنه اینا رو فقط انداخته به جونم تا وقت بخره؟</i>

17:49.020 --> 17:52.720
<i>‫پس یعنی گرفتن انتقام ماریابل هدفش نیست؟</i>

17:53.910 --> 17:56.090
<i>‫پس گرانویل دنبال چیه؟</i>

17:59.600 --> 18:01.120
‫چرا لئون اینجاست...

18:02.010 --> 18:05.750
‫آه، بالاخره رسیدی، ارباب شیاطین لئون.

18:07.060 --> 18:10.230
‫طوری حرف می‌زنی که انگار منو می‌شناسی.
‫تو کی هستی؟

18:10.230 --> 18:13.000
‫فکر کنم این اولین باره که
‫حضوری همدیگه رو می‌بینیم.

18:13.000 --> 18:16.010
‫بابت اینکه مجبورت کردم تا اینجا بیای معذرت میخوام.

18:16.010 --> 18:19.100
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟
‫من اومدم که —

18:19.100 --> 18:23.590
‫بچه‌هایی که از طریق اون تاجرها
‫بهشون تمایل نشون می‌دادی...

18:23.590 --> 18:26.020
‫همون بچه‌هایی بودن که من جمعشون کردم.

18:27.770 --> 18:31.970
‫من با روشی که از تو یاد گرفته بودم
‫بچه‌هارو احضار می‌‌کردم...

18:31.970 --> 18:34.650
‫و مثل کالا اونارو می‌فروختم.

18:35.080 --> 18:38.260
‫این کار رو کردی که بتونی
‫عنصرگرا‌یان بیشتری داشته باشی، درسته؟

18:38.260 --> 18:41.450
‫جنگجو‌های قدرتمندی مثل شیزوئه ایزاوا؟

18:42.280 --> 18:43.300
‫چی؟

18:43.300 --> 18:44.140
<i>‫توجه.</i>

18:44.140 --> 18:47.050
<i>‫شما در خطرید. 
‫فردی به نام گرانویل روتزو</i>

18:47.050 --> 18:50.540
<i>‫داره سعی می‌کنه با فریب کاری،
‫شما و لئون رو به جون هم بندازه.</i>

18:50.540 --> 18:52.730
‫آره، می‌دونم.

18:52.730 --> 18:57.840
‫می‌تونی حدس بزنی چند بار قبل از
‫احضار کسی که می‌خواستی شکست خوردم؟

18:58.160 --> 19:01.090
‫نتیجه‌ی اون شکست‌ها شده اون آدمایی که اونجا می‌بینی.

19:02.220 --> 19:03.230
<i>‫توجه.</i>

19:03.230 --> 19:05.040
<i>‫این یک تحریک آشکارا هست.</i>

19:05.040 --> 19:07.350
‫می‌دونم... ولی...

19:07.350 --> 19:08.630
‫هی!

19:09.400 --> 19:11.430
‫واقعاً این کار رو کردی؟!

19:11.430 --> 19:13.120
‫معلومه که کرده.

19:13.120 --> 19:17.820
‫ما تاجرها هر چیزی که تقاضا داشته باشه رو
‫به عنوان کالا عرضه می‌کنیم.

19:17.820 --> 19:19.320
‫با تو حرف نمی‌زنم!

19:20.800 --> 19:25.140
‫بجز شیزو-سان بچه های دیگه‌ای رو هم احضار کردی؟

19:25.680 --> 19:26.370
‫آره.

19:26.370 --> 19:28.990
‫با وجود اینکه می‌دونستی بچه‌هایی که با
‫احضار ناقص به این دنیا کشیده میشن...

19:28.990 --> 19:31.370
‫عمر طولانی‌ای ندارن، اینکار رو کردی؟!

19:31.370 --> 19:32.040
‫این —

19:32.040 --> 19:34.130
‫نمی‌ذارم ادعا کنی که این رو نمی‌دونستی.

19:34.650 --> 19:39.760
‫خواسته‌ی تو بچه‌های دیگر جهانی زیر ده سال بود.

19:39.760 --> 19:45.400
‫شرط می‌بندم که می‌خواستی کسایی که ناقص احضار شدن
‫رو نگه داری تا بتونی ازشون به عنوان سلاح استفاده کنی.

19:46.260 --> 19:50.160
<i>‫بخاطر همین بود که از افراد لئون که
‫بیرون هستن، حضور ارواح رو حس کردم...</i>

19:51.270 --> 19:52.340
<i>‫توجه.</i>

19:52.340 --> 19:53.520
<i>‫این یک تله است.</i>

19:53.520 --> 19:59.470
‫همین حالا هم مراسم‌های احضارم
‫توی سرتاسر دنیا درحال انجام هستن.

20:00.620 --> 20:03.700
‫همه‌ی اینا... راسته؟

20:03.700 --> 20:06.540
‫آره، ولی من برای کارم دلیل—

20:06.540 --> 20:08.080
‫خفه شو!

20:08.080 --> 20:11.500
‫پس واقعاً تو پشت همه‌ی این‌ها بودی؟!

20:19.840 --> 20:22.970
<i>‫آه... باید می‌دونستم.</i>

20:22.970 --> 20:25.820
<i>‫اولش سرد و بی‌تفاوت به نظر می‌رسید،</i>

20:25.820 --> 20:27.600
<i>‫ولی ته دلش اینطور نیست.</i>

20:27.980 --> 20:30.970
<i>‫وقتی ایفریت رو توی وجود شیزو-سان گذاشت،</i>

20:30.970 --> 20:32.980
<i>‫وقتی اون رو قوی بار آورد،</i>

20:33.420 --> 20:35.230
<i>‫وقتی اونو توی قلعه رهاش کرد...</i>

20:35.900 --> 20:38.360
<i>‫همه‌ش روش اون برای...</i>

20:39.980 --> 20:42.730
‫یه چیزی بود که می‌خواستم از زبون خودش بشنوم.

20:45.140 --> 20:47.990
<i>‫بالاخره تونستم به آخرین قولی که...</i>

20:47.990 --> 20:51.930
<i>‫به شیزو-سان دادم عمل کنم
‫و احساساتش رو به اون برسونم.</i>

20:59.740 --> 21:01.820
<i>‫لئون دشمن من نیست.</i>

21:01.820 --> 21:08.010
<i>‫پس چرا... گرانویل اونو کشونده اینجا و سعی می‌کنه
‫تا من و اون رو به جون هم بندازه؟</i>

21:08.010 --> 21:09.170
<i>‫توجه.</i>

21:09.170 --> 21:12.410
<i>‫اطلاعات کافی برای تشخیص هدف...</i>

21:12.410 --> 21:14.390
<i>‫فردی به نام گرانویل روتزو وجود ندارد.</i>

21:15.020 --> 21:16.390
<i>‫در این صورت...</i>

21:16.680 --> 21:18.140
‫راضی شدی؟

21:18.140 --> 21:19.580
‫نه، هنوز مونده.

21:19.580 --> 21:23.400
‫من احساسات شیزو-سان رو بهت رسوندم،
‫ولی هنوز احساسات خودم مونده.

21:23.980 --> 21:26.150
<i>‫امیدوارم لئون همکاری کنه.</i>

21:27.680 --> 21:30.660
‫چطوره منو تو، تن‌به‌تن مشکلاتی که
‫باهم داریم رو حل کنیم؟

21:30.950 --> 21:32.330
<i>‫که اینطور.</i>

21:32.330 --> 21:36.060
<i>‫با توجه به کارهایی که کرده، ریمورو واقعاً بی‌تقصیره.</i>

21:36.060 --> 21:38.530
<i>‫همه‌ی اینا زیر سر گرانویله.</i>

21:38.530 --> 21:39.600
<i>‫در اینصورت...</i>

21:48.700 --> 21:50.890
<i>‫مثل اینکه متوجه‌ی پیامم شد.</i>

21:51.470 --> 21:55.640
<i>‫شجاعت به خرج داد و به من، کسی که
‫چیز زیادی ازش نمی‌دونه اعتماد کرد.</i>

21:56.230 --> 21:57.640
‫شروع کنیم؟

22:01.190 --> 22:03.900
<i>‫داره وانمود می‌کنه که توی تله‌ی گرانویل افتاده.</i>

22:03.900 --> 22:06.400
<i>‫می‌فهمم دنبال چیه!</i>

22:08.110 --> 22:12.410
<i>‫وقتی که بفهمم دنبال چیه،
‫می‌تونم بزنم رو دست گرانویل!</i>

22:12.910 --> 22:16.840
<i>‫ولی... چرا حس می‌کنم که یه چیزی رو از قلم انداختم؟</i>

22:21.380 --> 22:24.630
<i>‫هدف گرانویل دقیقاً... چیه؟</i>

22:22.520 --> 22:34.520
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
P.R\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:55.060 --> 23:57.640
<i>‫قسمت بعدی: «مرگ و فقدان».</i>

23:55.770 --> 23:59.850
<b>و فقدان‫ <u>مرگ</u></b>

23:59.850 --> 24:02.850
<b></b>
