WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:00.000 --> 00:12.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

00:00.000 --> 00:12.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

00:00.000 --> 00:05.000


00:29.970 --> 00:31.530
‫خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای.

00:31.930 --> 00:36.040
‫نوت... یا بهتره بگم، آرتور لیوین.

00:37.290 --> 00:40.550
‫تو بودی که الدروودز رو
‫شکست دادی، مگه نه؟

00:43.420 --> 00:45.630
<i>‫اون قویه، و خطرناک.</i>

00:46.670 --> 00:48.340
<i>‫بیشتر از هر کسی که تا حالا دیدم.</i>

02:19.530 --> 02:24.530
 میکند ظهور پادشاه 

02:19.530 --> 02:24.530
○

02:19.530 --> 02:24.530
12

02:21.760 --> 02:25.400
<i>‫اگه من هدفم... لوکاس
‫پشت این قضایاست؟</i>

02:26.280 --> 02:27.900
‫کی تو رو فرستاده؟

02:29.660 --> 02:34.360
‫اون تازه‌کاری که تو
‫ذهنته، کارش تموم شده.

02:34.360 --> 02:36.240
<i>‫دروغ نمی‌گه.</i>

02:36.240 --> 02:38.300
<i>‫لوکاس در برابر هر کسی
‫که اینه، هیچی نیست.</i>

02:38.700 --> 02:41.700
‫خانواده وایکز تا حدی مفید بودن،

02:41.700 --> 02:45.270
‫اما حالا موضوعی هست
‫که اولویت بیشتری داره،

02:45.600 --> 02:50.670
‫با توجه به اینکه یه ماجراجوی
‫تک‌نفره تونست الدروودز رو شکست بده.

02:55.900 --> 03:01.810
‫آرتور لیوین... پدرش،
‫رینولدز، و مادرش، آلیس.

03:02.060 --> 03:07.820
‫۱۲ سال پیش به دنیا اومد. هسته
‫ماناش رو در دو سالگی بیدار کرد،

03:07.820 --> 03:10.750
‫قبل از اینکه به سایروس سیتی بره.

03:12.020 --> 03:15.910
‫خانواده‌اش در راه مورد حمله راهزن‌ها
‫قرار گرفتن، که منجر به ناپدید شدنش شد.

03:15.910 --> 03:18.960
‫سه سال بعد دوباره با
‫خانواده‌اش متحد شد.

03:19.390 --> 03:21.450
‫در ده سالگی در انجمن
‫ماجراجویان ثبت‌نام کرد،

03:21.780 --> 03:23.580
‫با نام مستعار «نوت».

03:23.950 --> 03:28.710
‫مدتی رو به عنوان ماجراجو در
‫کنار جاسمین فلیمزورث گذروند.

03:29.330 --> 03:33.090
‫والدین تو هم عضو
‫توئین‌هورنز بودن، درسته؟

03:33.330 --> 03:35.840
<i>‫اون مسیری رو رفته که من طی کردم.</i>

03:36.320 --> 03:38.800
‫به نظر می‌رسه اطلاعات زیادی درباره‌ام
‫داری.

03:39.290 --> 03:40.590
‫نکنه طرفدارمی؟

03:40.590 --> 03:41.850
‫خودت رو خسته نکن.

03:43.100 --> 03:46.850
‫برای جنگیدن نیومدم. فقط کنجکاوم.

03:47.250 --> 03:51.810
‫سوابق انجمن می‌گه نوت...
‫یعنی در واقع خود تو،

03:51.810 --> 03:54.730
‫الدروودز رو تنهایی شکست دادی.

03:54.730 --> 03:56.110
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

03:56.700 --> 03:58.850
‫برالد و بقیه هم اونجا بودن.

03:58.850 --> 04:01.710
‫اون اونقدر قوی نبود که
‫از پس همچین چیزی بربیاد.

04:01.710 --> 04:03.240
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

04:03.240 --> 04:06.180
‫من درک خیلی خوبی
‫از قدرت اون دارم،

04:06.540 --> 04:10.350
‫چون خودم بودم که اون رو به اونجا فرستادم.

04:12.920 --> 04:14.000
‫فهمیدم.

04:15.550 --> 04:16.790
‫تو بودی.

04:18.060 --> 04:19.300
‫باید تاوانش رو بدی.

04:29.470 --> 04:30.530
<i>‫اون چی بود؟</i>

04:37.290 --> 04:39.070
‫جادوی صوتی؟!

04:39.420 --> 04:41.020
‫این تازه اولشه.

04:54.670 --> 04:57.100
<i>‫فاصله بین اجرای
‫جادوهاش خیلی کمه،</i>

04:57.530 --> 04:59.590
<i>‫و به عناصر بی‌شماری دسترسی داره.</i>

05:00.740 --> 05:02.880
<i>‫این چه نوع جادوییه که من نمی‌شناسم؟</i>

05:10.210 --> 05:12.110
<i>‫اما با این زمان‌بندی...</i>

05:34.000 --> 05:39.770
‫شمشیرزنی و کنترل مانای
‫تو هر دو درجه‌یک هستن.

05:39.770 --> 05:46.010
‫با این حال، هنوز چیزهای بیشتری هست.
‫می‌تونم بگم، چون هیولاهای مانای زیادی دیدم.

05:46.410 --> 05:50.780
‫قدرتی که در هسته مانای
‫تو ساکنه... بی‌نظیره.

05:53.020 --> 05:57.770
‫تو بودی که الدروودز
‫رو کشتی، آرتور لیوین.

06:00.120 --> 06:02.530
‫گفتی هیولاهای مانای زیادی دیدی.

06:03.100 --> 06:06.030
‫حدس می‌زنم تو پشت اتفاقات
‫عجیب بیشه‌زار هیولاها هستی؟

06:06.030 --> 06:10.560
‫مکان خیلی مناسبی برای
‫تست نتایج تحقیقاتم بود.

06:11.050 --> 06:12.540
‫هیچ چیز بیشتر از اون.

06:12.880 --> 06:18.740
‫حالا، بهم بگو... چطور
‫الدروودز رو شکست دادی—

06:26.090 --> 06:27.470
‫تو وروجکِ پست.

06:28.800 --> 06:31.560
‫داشتی خودت رو نگه می‌داشتی.

06:31.770 --> 06:34.410
‫من اونقدر احمق نیستم که
‫خودم رو در برابر دشمنی قرار بدم

06:34.410 --> 06:36.560
‫که هویت یا هدفش رو نمی‌دونم.

06:38.290 --> 06:41.960
‫حالا، جوابم رو بده. دنبال چی هستی؟

06:42.400 --> 06:43.320
‫تو...

06:47.250 --> 06:51.330
‫پیشنهاد می‌کنم زیاد داد نزنی.
‫با توجه به جایی که برای ملاقات انتخاب کردی...

06:55.050 --> 06:57.580
‫بعید می‌دونم بخوای جلب توجه کنی.

06:58.830 --> 07:01.590
‫تو دیگه چه کوفتی هستی؟

07:12.930 --> 07:14.110
‫من جواب می‌خوام.

07:16.330 --> 07:20.240
‫شکی درش نیست.
‫تو الدروودز رو شکست دادی.

07:21.740 --> 07:25.830
‫فکر کنم کنجکاوی‌ام باعث شد
‫دم شیر رو بگیرم.

07:27.860 --> 07:31.730
‫هدف من کنترل هیولاهای ماناست.

07:31.730 --> 07:34.870
‫دنبال کامل کردنِ
‫طلسم لازم برای اون هستم.

07:34.870 --> 07:38.610
‫در حال حاضر می‌تونم هر چیزی
‫در سطح A و پایین‌تر رو کنترل کنم.

07:38.610 --> 07:43.890
‫اما هیولاهای مانای کلاس S
‫هنوز از کنترلم خارجن.

07:44.280 --> 07:47.160
‫پس تو الدروودز رو کنترل نمی‌کردی؟

07:49.200 --> 07:53.720
‫اراده‌ی هیولاهای کلاس S
‫نمی‌ذاره کنترلشون کنم.

07:55.090 --> 07:59.240
‫برای همین اقداماتی کردم تا اراده‌شون رو از بین ببرم!

08:04.400 --> 08:07.360
‫من الدروودز رو کنترل نمی‌کردم.

08:07.360 --> 08:12.240
‫اما با حذف اراده‌اش، تونستم
‫تا حد زیادی حرکاتش رو هدایت کنم.

08:12.240 --> 08:16.550
‫هدایتش کردم تا هر کسی که
‫وارد غار می‌شد رو بکشه!

08:17.850 --> 08:19.770
‫این یه معجون تقویت‌کننده‌ست

08:19.770 --> 08:24.250
‫که مانا رو به شکل انفجاری زیاد می‌کنه
‫اما به قیمت از دست رفتن اراده.

08:24.250 --> 08:28.060
‫اولین باره که روی یه انسان امتحانش می‌کنم.
‫شرایط اضطراریه، می‌فهمی که.

08:29.320 --> 08:34.010
‫ناشناس موندن برای من خیلی مهمه!

08:36.120 --> 08:39.140
<i>‫خیلی خطرناکه! باید
‫جلوی فرار کردنش رو بگیرم!</i>

10:09.250 --> 10:10.960
‫اون بیرون چه خبره؟!

10:10.960 --> 10:12.280
‫مامان...

10:14.650 --> 10:16.880
‫آرتور... آرتور کجاست؟

10:19.410 --> 10:21.290
‫الایژا، آرتور رو ندیدی؟

10:22.580 --> 10:23.790
‫یعنی گم شده؟!

10:33.650 --> 10:36.550
‫کسایی که برام عزیزن اون پشت زندگی می‌کنن.

10:37.680 --> 10:38.800
‫برام مهم نیست کی هستی.

10:39.550 --> 10:41.310
‫نمی‌ذارم از اینجا رد بشی!

11:27.460 --> 11:29.310
‫این چطوره؟!

11:51.800 --> 11:55.420
<i>‫اون توانایی‌های فیزیکیِ
‫یه هیولای مانای کلاس S رو داره.</i>

11:55.420 --> 11:58.180
<i>‫و علاوه بر اون، می‌تونه جادو هم اجرا کنه...</i>

11:58.690 --> 12:00.430
<i>‫با خروجیِ فوق‌العاده بالا.</i>

12:03.240 --> 12:06.180
<i>‫نه شمشیرزنی‌ام و نه جادوهایم
‫هیچ اثری ندارن!</i>

12:07.600 --> 12:08.690
<i>‫دیگه چی؟</i>

12:10.850 --> 12:12.320
<i>‫دیگه چیکار می‌تونم بکنم؟</i>

12:14.190 --> 12:15.440
<i>‫لعنتی...</i>

12:45.850 --> 12:47.220
<i>‫فهمیدم.</i>

12:47.930 --> 12:49.980
<i>‫پس، از دست دادن...</i>

12:50.520 --> 12:52.620
<i>‫محروم کردن دیگران...</i>

12:54.570 --> 12:56.470
<i>‫حسش این‌طوریه.</i>

13:06.140 --> 13:08.850
<i>‫اگر این پایان...</i>

13:09.620 --> 13:13.250
<i>‫تقاص زندگی قبلی‌ام باشه،</i>

13:13.730 --> 13:15.270
<i>‫پس دیگه چیزی نیست که...</i>

13:27.840 --> 13:28.520
<i>‫مادربزرگ؟</i>

13:29.050 --> 13:36.400
‫آرتور. اگه قوی‌تر بشی،
‫با اون قدرت چیکار می‌کنی؟

13:41.960 --> 13:46.660
‫از... کسایی که برام
‫عزیزن... محافظت می‌کنم.

14:08.430 --> 14:09.560
‫بیا جلو!

14:27.870 --> 14:30.950
‫صفر مطلق!

14:58.160 --> 15:02.500
<i>‫من... جون خیلی‌ها رو گرفتم،</i>

15:03.400 --> 15:05.490
<i>‫و ملت‌های زیادی رو به نابودی کشوندم.</i>

15:06.650 --> 15:10.490
<i>‫اما با این حال... با وجود اون‌ها—</i>

15:11.230 --> 15:12.460
‫آرتور...

15:23.870 --> 15:26.630
‫شکست نمی‌خورم!

16:13.060 --> 16:14.510
‫دیگه بسه!

16:29.660 --> 16:33.010
‫«نذار قلبت از
‫نفرت و خشم پر بشه.»

16:34.000 --> 16:39.170
‫تا حالا چند بار قولی
‫که بهت دادم رو شکستم؟

16:40.820 --> 16:43.240
<i>‫منو ببخش، سیلویا.</i>

16:45.370 --> 16:48.060
‫فکر کنم بهتره دیگه اینجا نمونم.

17:00.940 --> 17:02.400
‫وضعیتت خیلی داغونه.

17:02.680 --> 17:05.400
‫تو؟! ما مشکلات بزرگ‌تری داریم!

17:05.690 --> 17:07.630
‫گوش کن چی می‌گم! اون پسر—

17:07.630 --> 17:10.230
‫شهر به هم ریخته.

17:10.230 --> 17:12.780
‫جمع‌وجور کردنش یه کابوس
‫واقعی می‌شه.

17:12.780 --> 17:14.660
‫اون! مهم! نیست!

17:14.970 --> 17:20.120
‫اون هیولای معمولی‌ای که تو بدن پسره نیست!
‫قدرتش از کلاس S هم فراتره!

17:20.120 --> 17:23.040
‫انگار چیزی از افسانه‌ها یا اساطیره—

17:24.140 --> 17:27.330
‫صبر کن. نه، ولی این...

17:27.690 --> 17:29.910
‫با این حال، باید همین باشه.

17:30.540 --> 17:33.170
‫اون یه اژدهاست—

17:38.650 --> 17:40.680
‫چ-چرا؟

17:46.750 --> 17:48.440
<i>‫روز بعد از حمله،</i>

17:49.280 --> 17:54.700
<i>‫به زور تونستم از جواب دادن به
‫آلیس و النور طفره برم.</i>

17:55.640 --> 17:57.950
<i>‫یه کمکی هم داشتم.</i>

17:58.700 --> 18:01.040
<i>‫«یه هیولای مانا فرار کرده و وحشی شده.»</i>

18:01.040 --> 18:03.710
<i>‫«مدیر آکادمی، سینتیا،
‫در دستگیری‌اش کمک کرد.»</i>

18:04.190 --> 18:06.020
<i>‫این داستانی بود که تعریف شد.</i>

18:08.210 --> 18:11.210
<i>‫رینولدز هیچ سوالی نپرسید.</i>

18:11.950 --> 18:15.970
<i>‫شاید چون خودش یه چیزایی فهمیده بود.</i>

18:17.160 --> 18:22.940
<i>‫به خرابه‌های کلیسا برگشتم،
‫به امید پیدا کردن سرنخ،</i>

18:22.940 --> 18:24.480
<i>‫اما هیچی نبود.</i>

18:25.120 --> 18:29.480
<i>‫خاطرات اون روز چیزیه که
‫هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم،</i>

18:30.120 --> 18:33.810
<i>‫اما با گذشت زمان، زیر خاطرات
‫دیگه دفن می‌شن.</i>

18:43.300 --> 18:48.750
<i>‫زمانی که دور از نبرد،
‫با کسایی که برام عزیزن سپری شد...</i>

18:49.080 --> 18:52.510
<i>‫از هر چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫ارزشمندتر بود.</i>

19:02.650 --> 19:04.270
<i>‫جادوی صوتی...</i>

19:05.020 --> 19:06.030
<i>‫اون خودش بود؟</i>

19:19.630 --> 19:26.290
‫شما که رهبران، محققان و
‫آینده‌سازان دیکاتن خواهید بود...

19:26.290 --> 19:30.090
‫به آکادمی کوچک ما خوش‌اومدید.

19:30.090 --> 19:33.270
‫من سینتیا گوداسکای، مدیر هستم.

19:33.840 --> 19:36.480
‫و حس می‌کنم امسال،
‫سال خیلی خاصی باشه.

19:36.880 --> 19:41.860
‫تا حالا کلاسی نداشتیم که
‫این‌قدر الف و دورف توش ثبت‌نام کنن،

19:41.860 --> 19:43.640
‫برای شروع.

19:43.640 --> 19:46.580
‫و فکر نمی‌کنم راهی بهتر از این
‫برای خوش‌آمدگویی باشه،

19:46.580 --> 19:50.150
‫که با سخنی از نماینده‌های
‫دانش‌آموزان باشه؛

19:50.830 --> 19:54.700
‫لطفاً برای شورای دانش‌آموزی
‫دست بزنید.

20:00.000 --> 20:04.000
پس از تیتراژ ادامه دارد

21:43.140 --> 21:44.010
‫سیلوی!

21:57.730 --> 22:03.490
‫«بیا دیگه. امنه.
‫می‌تونی بری خونه.»

22:05.780 --> 22:09.910
‫«فکر نکنم. یه گولم درختی می‌تونه
‫بچه‌ای مثل من رو درسته قورت بده.»

22:11.070 --> 22:12.790
‫«پس، می‌دونی از کدوم
‫طرف اومدی؟»

22:13.010 --> 22:17.540
‫«نمی‌دونم. داشتم دنبال چند تا حشره
‫می‌گشتم که گم شدم.»

22:19.710 --> 22:21.120
‫«خیلی خب.»

22:21.920 --> 22:24.870
‫«اسمت چیه؟»

22:24.870 --> 22:27.550
‫«تِسیاست. تِسیا ارالیث.»

22:27.970 --> 22:29.560
‫«اسم تو چیه؟»

22:29.900 --> 22:31.560
‫«آرتور لیوین.»

22:30.000 --> 22:42.000
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

22:30.000 --> 22:42.000
BlackNava&WhiteNava\h:مترجم

22:30.000 --> 22:42.000
<b></b>ANIMEX.CLICK

22:34.540 --> 22:38.190
‫عجیبه که هر دومون خیلی خوب
‫حرف‌هایی که زدیم رو یادمونه.

22:38.190 --> 22:39.320
‫دقیقاً.

22:40.080 --> 22:42.560
‫خیلی وقته ندیدمت، آرتور.

22:42.560 --> 22:44.790
‫واقعاً همین‌طوره، تِس.
