WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000


00:12.000 --> 00:24.000
<i></i>‫رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند

00:12.000 --> 00:24.000
‫Yuki\h:مترجم

00:12.000 --> 00:24.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

00:12.990 --> 00:14.040
‫من اومدم.

00:14.950 --> 00:15.950
‫یوتا!

00:16.620 --> 00:18.960
‫- بابت اون موقع خیلی متاسفم.
‫- هان؟

00:19.670 --> 00:22.460
‫حتماً از اینکه یه عضو خانواده
‫وقتی با دوستتی اومد باهات حرف بزنه، کلافه شدی.

00:22.540 --> 00:24.090
<i>‫وقتی با دوستت بودی.</i>

00:24.630 --> 00:25.630
‫زیر لب غرغر کردن

00:25.710 --> 00:28.090
‫اوه، خدای من. تو هم که تو اون سنی...

00:28.170 --> 00:30.930
‫- نه. مشکلی نیست.
‫- چرا صدات کردم؟

00:34.760 --> 00:36.520
‫دستت درد نکنه بابت غذا.

00:38.060 --> 00:39.140
‫بسه دیگه.

00:40.100 --> 00:42.440
‫نامردیه! هاروتو داره همه حال رو می‌بره.

00:42.520 --> 00:44.440
‫می‌شه بذاری غذام رو بخورم؟

00:44.520 --> 00:47.070
‫- حالا!
‫- چقدر سر و صدا!

00:48.780 --> 00:50.740
‫شما دو تا...

00:50.820 --> 00:51.820
‫صدای غرش

00:51.910 --> 00:52.910
‫صدای باد

00:52.990 --> 00:55.330
‫- داداشت رو اذیت نکنید!
‫- بابا!

00:57.910 --> 01:00.660
‫- دوباره هواپیما بازی کن!
‫- انجامش بده!

01:00.750 --> 01:02.830
‫- بابا دیگه خسته شده.
‫- بیخیال!

01:02.920 --> 01:04.420
‫می‌خوای جات رو عوض کنی؟

01:04.500 --> 01:07.090
‫لازم نیست کاری کنی، یوتا.

01:07.170 --> 01:08.170
‫شما بچه‌ها...

01:08.260 --> 01:09.260
‫ممنون.

01:14.890 --> 01:16.060
‫بابا!

01:16.140 --> 01:17.850
‫صدای شلوغی

01:24.810 --> 01:29.740
<i>‫صداهای روز
‫توی سرم می‌چرخن و می‌چرخن.</i>

01:36.370 --> 01:38.200
<i>‫باید این سر و صدا رو متوقف
‫کنم،</i>

01:39.410 --> 01:40.910
<i>‫وگرنه منو از پا
‫درمیاره.</i>

01:42.790 --> 01:43.870
<i>‫هیچی.</i>

01:45.670 --> 01:47.500
<i>‫به هیچی فکر نکن.</i>

01:51.970 --> 01:55.050
<i>‫یه خواهر کوچیک دارم،
‫و یه برادر کوچیک.</i>

01:55.140 --> 01:57.470
<i>‫و بهت بگم رفیق،
‫خیلی لجبازن!</i>

01:58.010 --> 02:00.850
‫چند روز پیش داشتیم تصمیم می‌گرفتیم
‫که برای شام چی بخوریم،

02:00.930 --> 02:04.650
‫خواهرم گفت پاستا می‌خوام، ولی
‫برادرم گفت کاری می‌خوام!

02:04.730 --> 02:07.150
<i>‫هیچ‌کدوم کوتاه نیومدن. و
‫بعد...</i>

02:07.230 --> 02:09.860
‫خواهر و برادر کوچیکم
‫هنوز بچه‌ان.

02:09.940 --> 02:11.650
‫خونه خیلی شلوغه.

02:12.490 --> 02:14.910
‫- تمام این مدت اینجا بودی؟
‫- آره.

02:17.910 --> 02:20.790
‫ولی می‌خوام یه کم خلوت کنم.

02:21.950 --> 02:24.540
<i>‫هرچی بیشتر بهش فکر
‫می‌کنم،</i>

02:25.750 --> 02:28.710
<i>‫حرف‌هایی که زد
‫بیشتر برام معنی پیدا می‌کنن.</i>

02:30.670 --> 02:32.670
<i>‫اما حتی اگه حدسم درست
‫باشه،</i>

02:33.970 --> 02:36.510
<i>‫واقعاً چیزیه که
‫باید توش دخالت کنم؟</i>

02:37.970 --> 02:41.020
<i>‫اگه کسی می‌گه حالش
‫خوبه،</i>

02:41.600 --> 02:43.180
<i>‫من کی باشم که نگران
‫بشم؟</i>

02:44.770 --> 02:47.190
<i>‫من کی باشم که بیشتر دخالت
‫کنم؟</i>

02:49.190 --> 02:55.190


02:49.190 --> 02:55.190


04:19.570 --> 04:23.950
‫قسمت هفتم



‫تنهایی و انزوا

04:19.570 --> 04:23.950
‫قسمت ۷
‫تنهایی و انزوا

04:24.030 --> 04:25.330
‫یویشیرو

04:25.410 --> 04:26.870
‫گوش کن، کویوکی.

04:27.500 --> 04:30.370
‫من و پدرت داریم از هم جدا می‌شیم.

04:32.210 --> 04:33.210
‫عاشق و معشوق

04:33.290 --> 04:37.380
‫می‌دونستم اونا مثل اون زوج‌های
‫بی‌نقص توی تلویزیون نیستن.

04:37.460 --> 04:38.760
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

04:38.840 --> 04:43.140
‫- می‌دونستم وقتی حواسم نیست دعوا می‌کنن.
‫- می‌دونی دارم خودمو می‌کشم؟

04:43.720 --> 04:47.350
<i>‫می‌دونستم. همه‌ی اینا رو
‫می‌دونستم.</i>

04:49.100 --> 04:50.850
<i>‫با این حال...</i>

04:51.940 --> 04:54.110
<i>‫هنوز با این فکر احساس امنیت
‫می‌کردم</i>

04:54.900 --> 04:58.150
<i>‫که من و مامان به هم نزدیکیم
‫و بابا دوستم داره.</i>

04:59.110 --> 05:02.450
<i>‫مطمئن بودم که همین چیزا
‫اونا رو کنار هم نگه می‌داره.</i>

05:04.070 --> 05:06.620
<i>‫فکر می‌کردم همه‌چیز درست
‫می‌شه.</i>

05:07.620 --> 05:09.660
<i>‫اما آیا واقعاً کسی بودم
‫که...</i>

05:11.290 --> 05:12.290
‫یویشیرو - هیکاوا

05:13.130 --> 05:15.250
<i>‫..بابا بتونه بدون اون زندگی.
‫کنه؟</i>

05:20.340 --> 05:22.890
‫قمقمه‌اش خیلی ضایع‌ست.
‫یعنی واقعاً خنده‌ام می‌گیره.

05:22.970 --> 05:24.760
‫بس کن، ماناتسو.

05:26.390 --> 05:28.390
<i>‫من هیچ‌جا جا
‫نمی‌شدم.</i>

05:28.470 --> 05:32.310
<i>‫هیچ‌وقت احساس نکردم جایی
‫تعلق دارم، هر جا که می‌رفتم.</i>

05:33.480 --> 05:37.610
‫کویون، چیِ ایگاراشی
‫انقدر برات حال‌به‌هم‌زنه؟

05:37.690 --> 05:38.820
‫دلم برای اون پسره می‌سوزه.

05:40.490 --> 05:43.820
‫احساس پوچی می‌کردم چون
‫نمی‌تونستم احساساتمو به کسی بگم.

05:44.990 --> 05:46.330
<i>‫با خودم فکر می‌کردم که
‫اگه...</i>

05:47.120 --> 05:52.790
‫اگه واقعاً برای هیچ‌کس مهم نباشه
‫که من هستم یا نه، چی؟

05:54.040 --> 05:57.040
<i>‫این افکار به ذهنم هجوم
‫آوردن،</i>

05:57.630 --> 05:59.460
<i>‫و آروم‌آروم قلبمو
‫دریدن.</i>

06:01.420 --> 06:03.840
‫فرم انصراف از باشگاه

06:09.470 --> 06:10.930
<i>‫اون موقع‌ها،</i>

06:12.230 --> 06:14.650
‫وقتی بین بقیه بودم،
‫بیشتر از همیشه احساس تنهایی می‌کردم.

06:19.940 --> 06:22.360
‫سال اول، کلاس دوم

06:22.440 --> 06:23.450
‫هوف... هوف...

06:23.530 --> 06:24.610
<i>‫یوتا من نیست.</i>

06:25.320 --> 06:27.620
<i>‫شرایط اون کاملاً با
‫شرایط من فرق داره.</i>

06:27.700 --> 06:29.620
‫یوتا - امروز ساعت چند
‫کارت تو باشگاه تموم می‌شه؟

06:30.330 --> 06:34.620
‫شاید چیزی که برای من درسته
‫با چیزی که برای اون درسته فرق کنه.

06:35.960 --> 06:38.710
<i>‫اما با این حال، حس می‌کنم درکش
‫می‌کنم.</i>

06:39.210 --> 06:40.210
‫بزن بریم!

06:41.420 --> 06:45.130
<i>‫می‌دونم چقدر تنهاییِ وقتی
‫بین بقیه باشی</i>

06:45.220 --> 06:47.220
<i>‫و بازم حس کنی جایی
‫نداری.</i>

06:50.680 --> 06:51.890
<i>‫کویون؟</i>

06:52.680 --> 06:57.520
<i>‫احتمالاً حدودِ
‫تعطیلیِ...</i>

07:01.110 --> 07:02.730
‫هی، گوشیت!

07:04.740 --> 07:05.780
‫ای بابا.

07:06.490 --> 07:07.570
‫کویوکی

07:07.660 --> 07:08.990
<i>‫کویون؟</i>

07:09.070 --> 07:12.040
‫ببخشید. ممنونم.

07:13.250 --> 07:14.540
<i>‫دیدمش.</i>

07:16.620 --> 07:18.540
‫احتمالاً یه شورش

07:19.130 --> 07:21.000
<i>‫یعنی چی؟</i>

07:22.880 --> 07:23.880
‫احتمالاً حدودِ تعطیلی

07:23.960 --> 07:25.300
‫ببخشید، غلط تایپی بود! خخخ

07:26.680 --> 07:28.300
‫پوف

07:28.390 --> 07:30.550
‫گویوشویِ چینیِ شعله‌ور

07:31.510 --> 07:36.270
‫بعد قبل از اینکه بتونم درستش کنم،
‫گوشیم افتاد و پیام ارسال شد.

07:37.520 --> 07:40.060
‫با خودم گفتم: «این دیگه چه غلط تایپی‌ای
‫بود؟»

07:40.150 --> 07:41.150
‫دست‌های بزرگ

07:41.230 --> 07:43.570
‫تایپ کردن با گوشی برام سخته.

07:44.150 --> 07:45.150
‫پدربزرگ.

07:45.240 --> 07:47.650
‫دیگه از «بابا» هم رد شدم.

07:50.660 --> 07:52.740
‫بابت اینکه این‌طوری کشوندمت بیرون، متاسفم.

07:52.830 --> 07:54.080
‫مشکلی نیست.

07:59.540 --> 08:00.790
‫خب...

08:01.380 --> 08:02.590
‫پدر و مادرم...

08:03.340 --> 08:04.840
‫پدر و مادرم از هم جدا شدن.

08:04.920 --> 08:05.920
‫ها؟

08:09.760 --> 08:12.140
‫یعنی وقتی می‌رسم خونه،
‫بیشترِ اوقات تنهام.

08:13.260 --> 08:16.230
‫پس اگه وقت داری،
‫لازم نیست همیشه باشه،

08:18.190 --> 08:21.810
‫ولی خیلی خوشحال می‌شم
‫اگه بعدِ مدرسه کمکم کنی وقت بگذرونم.

08:26.320 --> 08:27.490
‫خوشحال می‌شم.

08:31.410 --> 08:33.490
‫خیلی مهربونی، کویون.

08:33.580 --> 08:35.330
‫ها؟ نه، این‌طور نیست.

08:35.410 --> 08:37.750
‫من خیلی کوته‌فکرم
‫و زود از کوره در می‌رم.

08:37.830 --> 08:39.250
‫این‌طور نیست.

08:42.330 --> 08:45.250
‫من تو رو آدم مهربونی می‌بینم.

08:49.260 --> 08:50.260
‫ببخشید، ولی...

08:51.510 --> 08:54.510
‫می‌شه یه کم با هم حرف بزنیم؟

08:55.680 --> 08:56.680
‫حتماً.

09:03.650 --> 09:08.150
‫از وقتی مامان فوت کرد،
‫بابا همیشه خیلی سرش شلوغ بوده.

09:08.780 --> 09:11.530
‫اون هیچ‌وقت نمی‌تونه
‫به مراسم‌های مدرسه برسه.

09:12.360 --> 09:14.780
‫روزِ بازدیدِ والدین

09:15.490 --> 09:19.200
‫سعی می‌کردم روزهای بازدید والدین
‫بهش فکر نکنم.

09:19.290 --> 09:20.290
‫بی‌قرار
‫این‌ور و اون‌ور نگاه کردن

09:24.840 --> 09:25.920
<i>‫و بعد...</i>

09:26.000 --> 09:28.670
‫سلام، یوتا. از دیدنت خوشبختم.

09:29.380 --> 09:30.920
‫خیلی قدبلندی.

09:31.010 --> 09:32.300
‫این آکاریه.

09:33.050 --> 09:36.560
<i>‫بابا منو با مامانِ جدیدم آشنا
‫کرد.</i>

09:37.930 --> 09:40.140
‫ببخشید، اون جلوی بقیه خیلی خجالتیه.

09:40.230 --> 09:42.140
‫یوتا. لازم نیست خودت رو مجبور کنی، باشه؟

09:42.230 --> 09:43.810
‫ام... ام...

09:44.940 --> 09:48.150
<i>‫مامان باهام خیلی
‫مهربونه.</i>

09:55.410 --> 09:56.410
<i>‫ولی...</i>

09:58.160 --> 10:00.580
‫آکاری! فکر کنم بتونم
‫مرخصی پدری‌ام رو بگیرم.

10:01.160 --> 10:02.830
‫- واقعاً؟
‫- آره.

10:02.910 --> 10:05.540
‫- خیلی خوشحالم! ممنونم.
‫- بالاخره.

10:06.250 --> 10:08.340
<i>‫گاهی اوقات با خودم فکر
‫می‌کنم.</i>

10:09.380 --> 10:11.550
‫بهت گفته بودم.

10:11.630 --> 10:13.680
<i>‫آیا من اصلاً وجود
‫دارم؟</i>

10:15.300 --> 10:21.640
‫حس می‌کنم تنها کسیم
‫که توی خانواده‌م با بقیه فرق دارم.

10:24.390 --> 10:26.100
‫می‌دونم احتمالاً دارم
‫زیادی شلوغش می‌کنم،

10:27.400 --> 10:29.820
‫ولی وقتی شروع می‌کنم،
‫نمی‌تونم جلوی فکر کردنم رو بگیرم...

10:31.740 --> 10:33.320
‫همیشه دارم ازش فرار می‌کنم.

10:39.280 --> 10:43.580
‫یوتا. نمی‌تونی بخاطر افکارت
‫یا احساساتت خودت رو سرزنش کنی.

10:44.080 --> 10:46.330
<i>‫اون‌قدر درکش می‌کنم که درد
‫داره.</i>

10:47.460 --> 10:51.340
‫شاید داری با این کلنجار می‌ری که
‫«چرا این‌طوری فکر می‌کنم؟»

10:52.800 --> 10:55.260
‫اما هرچی بیشتر خودت رو سرزنش کنی،

10:55.930 --> 10:59.260
‫بیشتر از خودت متنفر می‌شی، مگه نه؟

10:59.760 --> 11:03.640
<i>‫می‌تونی از محیطت فرار کنی،
‫اما نمی‌تونی از خودت فرار کنی.</i>

11:06.230 --> 11:08.150
‫تو فوق‌العاده‌ای، کویون.

11:10.150 --> 11:11.360
‫تو قشنگ دستِ منو می‌خونی.

11:22.370 --> 11:24.790
‫هی، کویون؟ داری گریه می‌کنی؟

11:24.870 --> 11:27.290
‫به من توجه نکن.

11:27.370 --> 11:30.960
‫این فقط یه جور باگ تو سیستمِ منه
‫وقتی نمی‌تونم احساساتم رو پردازش کنم.

11:31.040 --> 11:33.170
‫- چی؟
‫- همیشه این‌طوری می‌شم.

11:33.260 --> 11:34.460
‫ها؟

11:35.800 --> 11:38.390
<i>‫اون از نظر جنسیت،
‫هیکل و شخصیت با من فرق داره.</i>

11:38.970 --> 11:42.260
‫اون خیلی با من فرق داشت
‫و من به خاطر همین بهش حسودی می‌کردم.

11:43.890 --> 11:49.270
<i>‫فکر می‌کردم مهربونیِ یوتا
‫از قدرت قلب و آرامشش میاد.</i>

11:50.730 --> 11:53.690
‫ولی اگه به خاطر اینه که همه چی رو توی خودش می‌ریزه، یا اگه دیگه تسلیم شده...

11:54.900 --> 11:57.400
<i>‫این برای اون خیلی
‫دردناکه.</i>

11:59.870 --> 12:03.160
‫یوتا. لازم نیست حتماً
‫آدم «خوبی» باشی.

12:05.370 --> 12:08.040
‫پس لطفاً خودت رو شکنجه نکن.

12:13.630 --> 12:16.550
‫آه

12:17.420 --> 12:21.220
‫ممنونم، کویون.
‫ببخشید که در مورد چیزای عجیبی حرف زدم.

12:21.760 --> 12:23.930
‫نه، اصلاً عجیب نیست.

12:25.310 --> 12:28.140
‫من قبلاً هیچ‌وقت در مورد این
‫با کسی حرف نزده بودم.

12:29.140 --> 12:32.020
‫قطعاً هیچ‌وقت با میناتو،
‫یا کسی مثل اون حرف نزدم.

12:32.110 --> 12:36.190
‫تو واقعاً عاشق آمامیا هستی، مگه نه؟

12:37.400 --> 12:38.400
‫نه واقعاً؟

12:38.990 --> 12:40.320
‫هرجور راحتی.

12:41.450 --> 12:44.700
‫و اگه کمکی از دستم بربیاد،
‫سراپا گوشم.

12:45.910 --> 12:48.960
‫وقتی همه چی رو توی خودت می‌ریزی، قلبت...
‫یه جورایی...

12:49.500 --> 12:52.170
‫در نهایت با دوده پوشیده می‌شه.

12:52.670 --> 12:53.710
‫دوده؟

12:53.790 --> 12:55.210
‫آره. دوده.

12:55.300 --> 12:58.130
‫وقتی جمع می‌شه،
‫دیدت به زندگی رو تیره می‌کنه.

12:58.220 --> 13:00.720
‫- قبل از اینکه بفهمی، گیر می‌کنی.
‫- دوده، دوده!

13:01.220 --> 13:03.050
<i>‫دوده، دوده...</i>

13:04.680 --> 13:05.930
‫می‌فهمم.

13:06.010 --> 13:07.270
‫این حرفت منطقیه.

13:19.570 --> 13:20.950
‫باید چیکار کنم؟

13:23.530 --> 13:25.990
‫کویون. باید یه چیزی بهت بگم.

13:35.630 --> 13:36.880
‫من...

13:38.840 --> 13:41.630
‫عاشق شدم.

13:43.800 --> 13:44.800
‫چی؟

13:53.940 --> 13:56.770
‫عاشق شدم.

13:58.900 --> 13:59.900
‫چی؟

14:02.570 --> 14:04.780
‫با میکی...

14:12.500 --> 14:14.420
‫چی؟ چی؟

14:14.500 --> 14:18.340
‫منظورت «عشق» واقعیه؟ نه فقط دوست داشتن؟
‫«عشق»؟

14:18.420 --> 14:19.420
‫وحشت - جیغ

14:24.260 --> 14:25.430
‫هر دو.

14:27.510 --> 14:28.930
‫امکان نداره.

14:29.010 --> 14:31.020
‫اصلاً خبر نداشتم!

14:31.100 --> 14:33.100
‫ولی تو همیشه خیلی آرومی؟

14:33.600 --> 14:36.060
‫نه، واقعاً این‌طور نیست.

14:36.560 --> 14:37.560
‫وحشت‌زده در درون

14:37.650 --> 14:40.440
‫من همیشه وقتی کنار میکی هستم
‫کاملاً دست‌وپام رو گم می‌کنم.

14:41.030 --> 14:43.450
‫چی؟ نه، تو این‌طور نی--

14:49.120 --> 14:50.120
<i>‫هستی.</i>

14:50.620 --> 14:52.250
‫دوره راهنمایی
‫میکی رو دوست داری؟

14:52.330 --> 14:54.210
‫میناتو از خیلی وقت پیش می‌دونست.

14:54.290 --> 14:55.870
‫- نه، چرا باید همچین چیزی بگی؟
‫- آره، حتماً...

14:55.960 --> 14:57.500
‫ولی اون اذیتم می‌کنه، واسه همین انکارش
‫می‌کنم.

14:57.580 --> 14:59.540
<i>‫حدس می‌زنم خجالت
‫می‌کشی.</i>

15:00.460 --> 15:04.470
<i>‫وای، حالا چی؟ این خیلی خوشحالم
‫می‌کنه!</i>

15:05.930 --> 15:08.260
‫منِ واقعی کیه؟

15:08.760 --> 15:10.890
‫دیگه نمی‌دونم چه حسی دارم.

15:10.970 --> 15:15.310
‫یه نسخه ایده‌آل از من نساز
‫که بعدش ناامید بشی!

15:15.390 --> 15:16.390
‫گررر!

15:16.480 --> 15:20.860
‫میکی. یه نفر هست که تو رو
‫همون‌طوری که هستی، دوست داره.

15:21.980 --> 15:25.150
<i>‫و اون آدم خیلی
‫فوق‌العاده‌ایه.</i>

15:28.240 --> 15:29.240
‫ور رفتن با انگشت‌ها

15:29.320 --> 15:31.580
‫می‌خوای ازش درخواست کنی؟

15:31.660 --> 15:34.500
‫کویون؟ این همه انرژی
‫از کجا اومده؟

15:34.580 --> 15:36.080
‫ببخشید. فقط خوشحالم.

15:36.160 --> 15:37.170
‫(رقصِ خیلی شاد)

15:37.920 --> 15:38.920
<i>‫اما...</i>

15:43.300 --> 15:44.880
<i>‫میکی چه حسی داره؟</i>

15:47.010 --> 15:48.890
‫تا اونجاش رو فکر نکردم.

15:50.470 --> 15:53.260
‫یا بهتره بگم،
‫اصلاً قصد ندارم بهش بگم.

15:54.560 --> 15:57.770
‫فقط دوستش دارم. میکی رو دوست دارم.

15:59.060 --> 16:01.820
‫و به عنوان یه دوست هم برام عزیزه.

16:03.230 --> 16:07.860
‫می‌دونم احتمالاً اون
‫من رو این‌طوری نمی‌بینه.

16:09.320 --> 16:10.410
‫اما...

16:11.240 --> 16:15.080
<i>‫حس می‌کنم هرچی زمان می‌گذره،
‫انگار دارم بهش دروغ می‌گم.</i>

16:16.250 --> 16:19.670
‫کم‌کم حس می‌کنم باید بابت
‫دوست داشتنش ازش عذرخواهی کنم.

16:19.750 --> 16:20.880
‫اوه!

16:20.960 --> 16:23.250
‫مگه نگفتم خودت رو عذاب نده؟

16:23.340 --> 16:24.550
<i>‫هق، هق...</i>

16:27.630 --> 16:29.880
‫در مورد حرف‌هایی که امروز زدیم
‫به کسی چیزی نگو.

16:29.970 --> 16:31.050
‫معلومه که نمی‌گم.

16:31.640 --> 16:35.520
‫صد در صد پشتتم،
‫ولی کاری نمی‌کنم که لو بری.

16:36.930 --> 16:37.930
‫ممنون.

16:41.520 --> 16:42.860
‫حس انگشت شست رو می‌ده.

16:42.940 --> 16:43.980
‫انگشت کوچیکمه.

16:45.530 --> 16:49.490
‫خوشحالم که دوست شدیم، کویون.

16:53.530 --> 16:54.530
‫منم همین‌طور.

16:57.500 --> 16:59.330
‫یوتا، خوش اومدی.

16:59.410 --> 17:00.580
‫برگشتم.

17:01.420 --> 17:03.080
‫خیره شدن

17:03.630 --> 17:05.210
‫تو راه برگشت جایی رفتی؟

17:05.300 --> 17:06.300
‫ای وای

17:06.380 --> 17:08.210
<i>‫خیلی دیر رسیدم خونه؟</i>

17:08.300 --> 17:10.970
‫آره، پیش یکی از دوستام بودم.

17:11.050 --> 17:12.220
‫می‌دونستم.

17:12.300 --> 17:16.970
‫خوشحال به نظر می‌رسی، واسه همین فکر کردم
‫حتماً اتفاق خوبی افتاده.

17:17.060 --> 17:18.060
‫ها؟

17:18.640 --> 17:20.890
‫- یوتا!
‫- بچه‌ها!

17:20.980 --> 17:21.980
‫صدای پا

17:22.850 --> 17:24.730
‫اول باید موهات رو خشک کنی.

17:24.810 --> 17:26.110
‫ای بابا.

17:26.190 --> 17:30.740
‫- یوتا همیشه سریع می‌ره تو اتاقش.
‫- آره!

17:30.820 --> 17:32.740
‫واسه همین اومدیم ببینیمت.

17:32.820 --> 17:35.950
‫- یوتا، یوتا...
‫- برو موهات رو خشک کن. منتظرت می‌مونم.

17:36.030 --> 17:37.740
‫- واقعاً؟
‫- آره.

17:37.830 --> 17:39.870
‫صدای باد

17:39.950 --> 17:41.250
‫خدای من...

17:41.870 --> 17:45.670
‫یوتا. توی فریزر بستنی هست.
‫از اون خوب‌هاست.

17:46.290 --> 17:48.510
‫ولی اول شام، باشه؟

17:48.590 --> 17:50.260
‫هوم!

17:52.630 --> 17:56.930
<i>‫مهربونیِ بقیه
‫آروم داره تو قلبم نفوذ می‌کنه.</i>

17:59.720 --> 18:03.230
<i>‫چطور فکر می‌کردم که اینجا جای
‫من نیست؟</i>

18:04.600 --> 18:05.770
<i>‫هق...</i>

18:07.650 --> 18:11.900
<i>‫حالا می‌فهمم. قبلاً متوجهش
‫نبودم.</i>

18:14.450 --> 18:16.530
<i>‫امشب خیلی آرومه.</i>

18:18.410 --> 18:19.870
<i>‫خیلی وقت بود این‌طور
‫نبود.</i>

18:22.620 --> 18:23.960
‫نان

18:24.040 --> 18:25.540
‫دیشب خوب خوابیدی؟

18:25.630 --> 18:27.460
‫آره. مثل یه تیکه چوب خوابیدم.

18:27.540 --> 18:28.550
‫می‌فهمم.

18:30.210 --> 18:31.300
‫ها؟

18:32.050 --> 18:33.630
‫نوشیدنی‌ها رو گرفتی؟

18:34.300 --> 18:35.300
‫آره.

18:35.390 --> 18:38.300
‫سلام، آمامیا. خیلی وقته ندیدمت.

18:39.720 --> 18:41.310
‫همین‌طوره.

18:42.390 --> 18:43.390
‫این چیه؟

18:43.890 --> 18:45.850
‫این سه تایی منه!

18:46.480 --> 18:48.310
‫- چه شکاری.
‫- چه شکاری.

18:49.480 --> 18:51.900
‫تو هم برای ناهار از بوفه مدرسه
‫نون می‌خری؟

18:51.990 --> 18:55.990
‫ببین چی شده.
‫امروز ناهارم رو خونه کنار در جا گذاشتم.

18:56.070 --> 18:57.200
‫ای وای.

18:57.280 --> 18:59.080
‫چی؟ هنوز نون خمیر لوبیا شیرین داشتن؟

18:59.160 --> 19:00.830
‫آره. می‌خوایش؟

19:00.910 --> 19:02.910
‫نه، نه. پولش رو می‌دم. چند شد؟

19:03.000 --> 19:04.000
‫در حال تماشا

19:04.080 --> 19:06.830
‫دلخور

19:09.210 --> 19:10.840
‫هوم...

19:11.550 --> 19:13.210
‫اشکالی نداره. مال خودت باشه.

19:13.300 --> 19:15.180
‫نه، بذار پولش رو بدم.

19:15.260 --> 19:16.300
‫خب، مثلاً ده ین چطوره؟

19:16.380 --> 19:18.470
‫عمراً ده ین بوده باشه.
‫پس بیا حداقل معاوضه کنیم.

19:19.430 --> 19:20.430
‫کشش

19:21.260 --> 19:22.600
‫آمامیا.

19:23.730 --> 19:25.600
‫تعطیلات زمستونی چیکار کردی؟

19:26.560 --> 19:28.020
<i>‫اون سر صحبت رو باز
‫کرد.</i>

19:29.310 --> 19:32.820
‫فکر کنم بیشتر درگیر فعالیت‌های باشگاه
‫بودم.

19:33.610 --> 19:36.360
‫یه کم با هم‌کلاسی‌ها گشتم،

19:36.860 --> 19:38.620
‫و سگم رو بردم پیاده‌روی.

19:38.700 --> 19:39.910
‫سگ.

19:39.990 --> 19:41.120
‫پشمالو - سگ

19:42.240 --> 19:43.370
‫دیگه چی؟

19:44.250 --> 19:49.330
<i>‫انگار هر وقت باهاش حرف می‌زنم،
‫یه سوتی می‌دم.</i>

19:50.340 --> 19:52.750
<i>‫اصلاً نمی‌دونم باید چیکار
‫کنم.</i>

19:53.800 --> 19:57.760
‫هی. اسم داره؟

19:57.840 --> 19:58.840
‫ها؟ من؟

19:58.930 --> 20:00.680
‫نه. اسم سگت.

20:03.140 --> 20:05.100
‫اسم کوچیکت میناتوئه، درسته؟

20:08.390 --> 20:10.770
‫- اسمش پونتاست.
‫- ها؟

20:10.860 --> 20:14.190
‫سگه رو می‌گم! اسم من پونتا نیست.

20:14.280 --> 20:15.820
<i>‫من دارم چی می‌گم؟</i>

20:15.900 --> 20:17.530
‫دستپاچه دستپاچه
‫پونتا آمامیا - پونتا

20:21.410 --> 20:23.990
‫اسم کوچیک آمامیا... پونتاست.

20:24.080 --> 20:27.160
‫هی، می‌شه انقدر بهش نخندی؟

20:28.410 --> 20:29.500
‫ببخشید.

20:29.580 --> 20:30.670
‫نون خمیر لوبیا شیرین

20:30.750 --> 20:33.630
‫خیلی به نون لوبیا شیرین علاقه داری.
‫مگه نه، میکی؟

20:34.130 --> 20:36.510
‫نون لوبیا شیرین حرف نداره!

20:36.590 --> 20:37.760
‫درسته، کویون...

20:37.840 --> 20:40.260
‫- پونتا حالش خوبه؟
‫- آره.

20:40.340 --> 20:42.100
‫- همیشه ازش عکس می‌گیرم.
‫- آیا من...

20:42.180 --> 20:43.890
‫- آره؟
‫- من دارم مزاحمشون می‌شم؟

20:43.970 --> 20:45.140
‫شوک

20:45.220 --> 20:46.720
<i>‫کویون!</i>

20:48.100 --> 20:49.100
‫تلق - بگیر اینو - آخ

20:49.190 --> 20:50.770
‫این برای چی بود؟

20:50.850 --> 20:51.850
‫آه

20:51.940 --> 20:54.190
‫یهو انرژی گرفتم.

20:54.270 --> 20:56.690
‫دلیلش همینه؟ تو خطرناکی.

20:58.780 --> 21:00.450
‫- هی.
‫- متأسفم.

21:00.530 --> 21:02.780
‫- لازم نیست خودت رو مجبور کنی.
‫- اشکالی نداره.

21:03.280 --> 21:04.370
‫محافظ لبخند

21:04.450 --> 21:05.950
‫ببخشید. دست خودم نبود.

21:06.540 --> 21:08.910
‫حالا نگاه کن! اون قیافه رو نگیر.

21:09.000 --> 21:10.000
‫محافظ لبخند آلفا

21:10.080 --> 21:11.210
‫ببخشید. متأسفم!

21:11.290 --> 21:12.880
<i>‫این دیگه چیه؟</i>

21:13.670 --> 21:15.040
<i>‫کویون و یوتا...</i>

21:16.630 --> 21:19.470
‫- خیلی با هم جورن.
‫- خیلی با هم جورن.

21:19.550 --> 21:21.180
‫پیشنهاد امروز
‫جشنواره نان‌های نمکی

21:21.260 --> 21:22.470
‫من دیگه می‌رم.

21:22.550 --> 21:24.010
‫بازم می‌خوای اونجا غذا بخوری؟

21:25.220 --> 21:27.390
‫- آره.
‫- کجا غذا بخورم؟

21:27.470 --> 21:28.640
‫نوریکو از اتاق بهداری

21:28.730 --> 21:30.850
‫اتاق بهداری که کافه نیست!

21:31.890 --> 21:33.230
‫بعداً می‌بینمت.

21:33.860 --> 21:34.860
‫بعداً می‌بینمت.

21:39.320 --> 21:44.200
<i>‫دو نفری که خیلی دوستشون دارم
‫انگار دارن با هم جور می‌شن.</i>

21:44.280 --> 21:45.830
<i>‫فقط همینه، پس...</i>

21:47.040 --> 21:50.750
<i>‫پس چرا این‌قدر
‫هیجان‌زده‌ام؟</i>

21:50.000 --> 22:02.000
<i></i>‫ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس

21:50.000 --> 22:02.000
‫Yuki\h:مترجم

21:50.000 --> 22:02.000
<b></b>‫ANIMEX.CLICK

21:52.080 --> 21:54.880
‫راستی، هی.
‫می‌دونم هنوز خیلی مونده.

21:54.960 --> 21:58.340
‫ولی برای امتحانات پایان ترم،
‫بازم چهار نفری درس بخونیم؟

22:02.840 --> 22:05.010
‫- حتماً.
‫- هورا!

22:05.600 --> 22:07.930
‫اون دوتا رو به هم می‌رسونم!

22:08.010 --> 22:09.020
‫خیلی هیجان‌زده‌ام

22:11.100 --> 22:13.850
‫- هی، اون میکی نیست؟
‫- باشه! وقتشه حسابی درس بخونیم.

22:13.940 --> 22:18.270
‫اون هینو و آمامیا نیستن که باهاشن؟

22:19.860 --> 22:24.110
‫میکی همیشه این‌طوری رفتار می‌کنه؟

22:26.110 --> 22:32.110


22:26.110 --> 22:32.110

