WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
<i></i>رسانه انیمکس با افتخار تقدیم میکند
Ruby\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

00:00.440 --> 00:01.910
‫خیلی خوش اومدین!

00:00.540 --> 00:05.960
<b>‫ کابوسی آغشته به تاریکی</b>

00:01.910 --> 00:04.620
‫اومدین دنبال سفارشاتون؟

00:04.620 --> 00:08.230
‫بله،همون جوهر مرکبی که اون روز ازتون خواستم

00:08.230 --> 00:10.430
‫چوبدستیمم ترک برداشته

00:10.430 --> 00:11.950
‫به نظرتون درست میشه؟

00:11.950 --> 00:14.380
<i>‫اون نوره خیلی زیاد و روشن بود</i>

00:14.650 --> 00:17.520
<i>‫محاله پدر بزرگ ندیده باشه اونو</i>

00:18.380 --> 00:21.270
<i>‫شاید کیفری سان یه چیزایی بدونه؟</i>

00:22.940 --> 00:25.970
<i>‫یا شایدم خودش توش دخیله؟</i>

00:34.280 --> 00:37.790
‫ش_ش_ش_شرمنده!

00:37.790 --> 00:41.040
‫به نظر میاد اون جادوی بادت

00:41.670 --> 00:44.590
‫واسه چیدن سیبای کوهی زیادی بزرگ بود

00:45.490 --> 00:46.560
‫درسته

00:46.560 --> 00:50.750
‫بار اول خیلی کوچیک بود و فقط اونارو لرزوند

00:50.750 --> 00:53.250
‫واسه همین گفتم شاید باید قوی ترش کنم

00:53.250 --> 00:56.460
‫اگه زاویه هارو یه کم بکشیم که بچرخونتشون چی؟

00:56.810 --> 00:59.770
‫میبینی؟ وقتی یه سیبو برمیداری اول میچرخونیش دیگه

00:59.770 --> 01:01.190
‫چه تغییر خلاقانه ای

01:01.190 --> 01:06.190
‫تغییر دادن نشانه ها برای محقق کردن هدف
‫همون چیزیه که جادو رو منعطف میکنه

01:08.890 --> 01:11.650
‫وقتی یه چیزی درست از آب در نمیاد
‫به این فکر کن که دلیلش چیه

01:11.650 --> 01:14.310
‫وقتی هم که موفق شدی از خودت بپرس
‫دلیل کار کردنش چی بود؟

01:14.310 --> 01:18.330
‫این که هی درسارو باید مرور کنیم
‫به خاطر آزمون و خطاست

01:18.330 --> 01:21.710
‫خیلی مهمه که دیگه از رو عادت کار نکنیم
‫مگه نه سنسه؟

01:21.710 --> 01:23.460
‫دقیقا همینطوره

01:23.460 --> 01:26.760
‫تو معلم خیلی خوبی میشی،تتیا سنسه

01:28.050 --> 01:30.550
‫تتیا سنسه!؟

01:31.070 --> 01:33.220
‫وای خدایا! دارم از خجالت آب میشم

01:33.220 --> 01:35.730
‫من میتوانم من میتوانم!

01:38.630 --> 01:41.760
‫واقعا این همه وقت داری که حواست به بقیه باشه؟

01:42.310 --> 01:44.780
‫اگه نقاط ضعفتو میدونی

01:44.780 --> 01:47.060
‫چرا وقت نمیزاری روشون کار کنی؟

01:51.190 --> 01:54.420
‫خب! نشونم بده چی تو چنته داری

01:54.420 --> 01:56.880
‫من که نگفتم بیاین اینجا!

01:56.880 --> 02:00.220
‫بریم تو کارش! تتیا؛حمله کن!

01:56.880 --> 02:00.220
‫من دارم واسه آزمونم درس میخونم
‫وقت ندارم که_

02:05.260 --> 02:10.050
‫پس به جز آزمون محدوده‌ی دادا
‫بازم آزمون داریم؟

02:11.240 --> 02:12.160
‫درسته

02:13.870 --> 02:16.480
‫پنج تا چیز بیخود که اهمیت ندارن

02:16.480 --> 02:18.660
‫مثل امتحان آشغال جادوکشی

02:19.280 --> 02:22.730
‫هدف آزمون اینه که خودتو به چالش بکشی

02:23.050 --> 02:27.170
‫هدف کلا به کسی بستگی داره که آزمونو میسازه

02:28.310 --> 02:34.100
‫بازم حال نمیده کارایی کنی که
‫واسه انجام دادنشون شوقی نداری

02:34.570 --> 02:38.120
‫جادوگرا از زمان قدیم با این چیزا درگیر بودن

02:38.120 --> 02:41.310
‫جادو واسه اینه که مردمو خوشحال کنه

02:41.310 --> 02:44.530
‫این که جادوآموز ها با این کارا رنج بکشن
‫کل هدفو از بین میبره

02:44.530 --> 02:46.620
‫واسه همین سه جادوگر دانا یه فکری کردن

02:46.620 --> 02:49.460
‫و تصمیم گرفتن که آزمونا تو محیط بیرون برگزار شه

02:49.460 --> 02:51.960
‫که همه دوست داشته باشن شرکت کنن

02:55.280 --> 02:57.850
‫اینطوری اجازه میگیری که یه شاگرد باشی

02:57.850 --> 03:00.520
‫اولین آزمون مهرتاج بود

03:01.220 --> 03:03.560
‫وفاداریتو نشون بده و پا به پای استادت بیا

03:03.560 --> 03:06.390
‫آزمون دوم،صداقت سپر

03:07.310 --> 03:09.900
‫ثابت کن مسیرت ارزشمنده و کلیدو بگیر

03:09.900 --> 03:12.710
‫آزمون سوم،گوش به زنگ باش

03:13.430 --> 03:15.790
‫یه آرزو برآورده کن و مستقل شو

03:15.790 --> 03:18.860
‫آزمون چهارم،حسن نیت بانو

03:19.480 --> 03:21.940
‫حالا تو یه معلمی

03:21.940 --> 03:24.800
‫آزمون پنجم؛سخن خردمندان

03:25.350 --> 03:28.140
‫این ستاره‌ی پنج پر اثباته

03:28.710 --> 03:34.570
‫با هرقدمی که برمیداری،کارای بیشتری میتونی با جادوت بکنی

03:34.570 --> 03:37.450
‫اگه آزمون چهارمو قبول شید
‫یه جادوگر کامل به حساب میاین

03:37.450 --> 03:39.720
‫و دیگه نیازی به آموزش نیست

03:39.720 --> 03:42.240
‫میتونید برید به برج کتاب

03:42.240 --> 03:44.470
‫البته بعد از قبولی تو آزمون سوم

03:46.960 --> 03:49.850
‫آزمون آخر واسه اینه که خودتون بتونید شاگرد بگیرید

03:49.850 --> 03:52.840
‫واسه همین تا بعد از فارغ التحصیلی نیازی نیست بهش فکر کنید

03:52.840 --> 03:54.230
‫بله؟

03:54.230 --> 03:58.290
‫ولی من همش فکر میکنم بعد از فارغ التحصیلی
‫باید چیکار کنم؟

03:58.290 --> 04:01.750
‫رفتن به جاهای دور

04:01.750 --> 04:04.510
‫و کمک کردن به مردم با جادو

04:04.510 --> 04:08.720
‫این که همه‌ی مردم دنیا ازت تشکر کنن

04:09.120 --> 04:13.250
‫یکی میگه تشکر و از اون یکی تشکر میشه!

04:13.570 --> 04:16.130
‫یه جادو، دو نفرو خوشحال میکنه

04:16.130 --> 04:18.380
‫بهتر از این دیگه چی میتونه باشه؟

04:18.650 --> 04:20.130
‫یه سنگ و دونشون!

04:20.130 --> 04:21.640
‫یک تیر و دوتا هدف

04:21.640 --> 04:24.290
‫خروار خروار شادی میریزه رو سرمون!

04:24.290 --> 04:25.390
‫میدونی چیه؟

04:25.390 --> 04:31.010
‫نمیتونم صبر کنم زودتر بزرگ شم
‫و کلاهی بسازم که دوتا نوک داشته باشه!

04:31.010 --> 04:33.060
‫واقعا به مدل موهات مینازیا نه؟

04:33.060 --> 04:37.000
‫وقتی یه جادوگر کامل شدین
‫میتونید کلاهتونو انتخاب کنید

04:37.400 --> 04:39.880
‫از امتحانا بدم میاد

04:40.780 --> 04:42.220
‫رو مخن

04:42.220 --> 04:44.390
‫بدم میاد بقیه بهم بگن چیکار کنم

04:44.390 --> 04:46.780
‫مجبورم کنن جادوهایی بکشم که دوست ندارم

04:47.170 --> 04:49.480
‫اگه فقط جادوهایی بکشی که دوستشون داری

04:51.550 --> 04:55.040
‫دیگه هیچ چیز جدیدی یاد نمیگیری

05:01.360 --> 05:02.900
‫من که مشکلی ندارم

05:03.680 --> 05:08.220
‫اگه بالغ شدن به این معناست که
‫کارایی انجام بدم که دوست ندارم

05:08.220 --> 05:10.250
‫ترجیح میدم همینطوری بمونم

05:11.140 --> 05:12.690
‫من دارم میرم

05:14.340 --> 05:15.640
‫ریچه

05:15.640 --> 05:19.530
‫من نمیخوام اینجوری که هستم بمونم

05:19.530 --> 05:21.820
‫کلی کار هست که هنوز نمیتونم انجام بدم

05:22.310 --> 05:24.410
‫میخوام در اسرع وقت تمام آزمونارو بدم

05:24.880 --> 05:28.560
‫بعدش یه روزی
‫تو برج کتاب،کتابدار میشم

05:29.290 --> 05:32.090
‫کاش میتونستم زودتر بزرگ شم

05:33.710 --> 05:38.770
‫خونواده‌ی آگوتو از نسل یکی از
‫شاگردان سه جادوگر دانا هستن

05:38.770 --> 05:40.800
‫تو هر نسلی یه کتابدار داشتن

05:40.800 --> 05:44.050
‫فکر کنم میشن...خاندان آرکلوم؟

05:45.400 --> 05:48.570
<i>‫پس آگوتو هم داره تلاش میکنه به برج کتاب برسه</i>

05:49.870 --> 05:51.000
‫تو چی؟

05:52.050 --> 05:54.790
‫تو میخوای چه جادوگری باشی؟

05:54.790 --> 05:58.320
‫من داستانم با شماها کلا متفاوته

05:58.320 --> 06:00.800
‫مسیرم از همون اول مشخص بوده

06:03.600 --> 06:07.700
‫فعلا باید رو خودم کار کنم تا جادوهای بیشتری یاد بگیرم

06:08.100 --> 06:11.990
‫خب! یه بار دیگه میرم سراغ اون جادوی باد

06:11.990 --> 06:13.540
‫جانمی!

06:12.670 --> 06:14.160
<i>‫با جادو کشی،اونارو به حافظه هم میسپاری</i>

06:13.860 --> 06:15.850
‫کوکو! دستتو بده

06:14.160 --> 06:16.140
<i>‫وقتی برن تو حافظه،میتونی ازشون استفاده کنی</i>

06:15.850 --> 06:16.810
‫باشه

06:16.140 --> 06:21.230
<i>‫قدرتی که ازشون میگیری،هرگز بهت پشت نمیکنن</i>

06:17.960 --> 06:20.390
‫یک دو...بدو بدو

07:55.990 --> 07:58.170
‫چی؟ پس بقیه کجان؟

07:58.600 --> 08:02.020
‫چه تاریکه...کی شب شد؟

08:02.460 --> 08:04.540
‫کوکو؟کوکو!

08:09.010 --> 08:10.110
‫کوکو

08:12.630 --> 08:13.900
‫مادر!

08:14.200 --> 08:16.700
‫مادر! منو ببخش!

08:16.700 --> 08:19.540
‫همش تقصیر منه
‫من این کارو کردم

08:19.540 --> 08:24.070
‫عمدی نبود
‫ولی نمیتونستم جوری که میخواستی از جادو دل بکنم

08:27.570 --> 08:29.980
‫واسه همین بهت هشدار داده بودم

08:31.270 --> 08:33.510
‫مردم عادی نمیتونن جادو کنن

08:35.380 --> 08:36.330
‫مادر...

08:36.330 --> 08:38.730
‫ای غریبه‌ی بی ملاحظه

08:39.200 --> 08:41.770
‫همش تقصیر توعه کوکو

08:42.200 --> 08:44.420
‫مادرتو به سنگ تبدیل کردی

08:44.420 --> 08:47.040
‫هممونو تو خطر انداختی

08:47.040 --> 08:49.760
‫و بعد میگی اینا عمدی نبوده؟

08:51.400 --> 08:53.910
‫من نمیخوام کوچکترین ربطی به حاشیه پوشا داشته باشم

08:53.910 --> 08:56.790
‫بالاخره یه سری افراد از پس یه سری کارا بر نمیان

08:56.790 --> 08:59.250
‫هیچ استثنایی در کار نیست

08:59.250 --> 09:01.850
‫واسه همین این رازو نگه داشته بودن
‫تا همچین اتفاقاتی نیفته

09:14.790 --> 09:18.180
‫همش به خاطر اینه که دنبال جادو بودی

09:18.180 --> 09:20.140
‫همش تقصیر توعه

09:20.890 --> 09:23.910
‫و دنیا از هم میپاشه
‫چون مقصرش تویی

09:49.790 --> 09:50.800
‫سنسه

09:50.800 --> 09:52.200
‫هنوز بیداری؟

09:52.200 --> 09:54.050
‫میخواستم بیشتر کار کنم

09:54.050 --> 09:56.640
‫کافیه
‫به محدودیت هات احترام بزار

09:56.640 --> 09:58.600
‫چشم
‫میرم بخوابم

10:06.860 --> 10:08.990
‫تو هم بیداری؟

10:09.430 --> 10:11.940
‫آره،خوابم نمیبره

10:17.910 --> 10:19.640
<i>‫با جادوکشی،به حافظه میسپاریشون</i>

10:19.640 --> 10:21.390
<i>‫وقتی برن تو حافظه،ازشون استفاده میکنی</i>

10:21.950 --> 10:27.960
<i>‫چقدر دیگه باید جادو بکشم تا مامانمو نجات بدم؟</i>

10:36.680 --> 10:40.620
‫خیلی وقته منتظرم...خیلی وقته

10:43.890 --> 10:46.540
‫که روزش برسه

10:47.650 --> 10:51.780
‫جادوگران درستکار طبیب که مردمو درمان میکردن

10:51.780 --> 10:53.660
‫تا آخرین لحظه با دستور سه جادوگر دانا مخالف بودن

10:53.660 --> 10:57.360
‫چون اونا نمیخواستن طلسمی روی بدن اجرا بشه

10:58.270 --> 10:59.250
‫جادوی شیشه‌های دوقلو

10:59.250 --> 11:02.450
‫یه جادو بود که میتونستن از طریقش به بقیه دارو  برسونن

11:02.450 --> 11:05.370
‫ولی وقتی حافظشونو پاک کردن،اون جادو از هم بین رفت

11:05.990 --> 11:08.890
‫مهم نیست یه شیشه چقدر دور باشه

11:08.890 --> 11:13.150
‫محتوای داخلش از طریق مهر توش به اشتراک گذاشته میشد

11:13.150 --> 11:16.380
‫واسه همین هرگز چیزی کم نمیاوردن

11:17.010 --> 11:22.120
‫از روز پیمان،اون جادو گم شده

11:22.560 --> 11:25.890
‫و مسخرست که الان فقط حاشیه پوشا میتونن بسازنش

11:26.350 --> 11:29.490
‫جادوی خوشگلی هستی
‫ولی باید کالبدشکافیت کنم

11:29.490 --> 11:32.200
‫تو تنها راه ارتباط من با اونایی

11:33.900 --> 11:36.030
<i>‫هنوز نمیخوام به جوهرش دست بزنم</i>

11:36.480 --> 11:38.550
<i>‫اون قدرت ناشتاخته خطرناک تر از این حرفاست</i>

11:39.280 --> 11:44.540
<i>‫تنها چیزی که لازم دارم مهر داخلشه</i>

11:44.540 --> 11:47.330
<i>‫بدون این که لو برم میتونم درش بیارم؟</i>

11:48.540 --> 11:50.980
<i>‫مهره بهش چسبیده</i>

11:51.510 --> 11:54.840
<i>‫اگه بزارمش تو گوی راهنما</i>

11:54.840 --> 11:58.240
<i>‫محتواش،صاحبش،جایی که ساخته شده</i>

11:58.240 --> 12:01.550
<i>‫تمام اجزاش منو به سمت اونا میبره</i>

12:02.470 --> 12:07.630
<i>‫اینطوری یه نشونه‌ی خیلی محکم تر ازشون دارم</i>

12:15.460 --> 12:16.910
<i>‫جادوی آذرخش؟</i>

12:16.910 --> 12:18.110
<i>‫فکرشو کرده بودن!</i>

12:24.460 --> 12:25.790
<i>‫آب؟ نه خوب نیست</i>

12:36.930 --> 12:40.520
<i>‫گاردمو پایین آوردم
‫نمیتونم زیر آب جادو کنم</i>

13:12.150 --> 13:15.450
‫تو...اون کره‌ی چشم

13:21.790 --> 13:24.530
‫وایسا...

13:24.980 --> 13:26.280
‫صبر کن

13:29.100 --> 13:32.850
‫من هنوز.... باید

13:40.700 --> 13:43.710
‫لعنتی،تسلیم نمیشم

13:44.610 --> 13:49.420
‫چیزی که ازم گرفته شده رو پس میگیرم

13:55.100 --> 13:57.800
‫بعد از کلی بدبختی تونستم به اون دختره برسونمش

13:59.720 --> 14:01.380
‫فقط وقتمو هدر دادم

14:12.930 --> 14:14.140
‫با هم خمیازه میکشین

14:14.140 --> 14:15.830
‫کل روز همین بودین

14:15.830 --> 14:17.540
‫داشتین چیکار میکردین دیشب مگه؟

14:18.530 --> 14:19.490
‫فهمیدم!

14:19.490 --> 14:21.390
‫هر شب به شوالیه های جادویی تبدیل میشین

14:21.390 --> 14:23.390
‫و با شمشیرای درخشانتون به دشمنا حمله میکنید!

14:23.390 --> 14:25.800
‫جادوی تغییر شکل ممنوعه

14:25.800 --> 14:29.990
‫وقتی تو روز خمیازه میکشی یعنی به استراحت نیاز داری

14:30.570 --> 14:35.000
‫این شبای اخیرو همش داشتی تمرین میکردی نه؟

14:36.610 --> 14:39.630
‫فقط شبایی که یهو پر انگیزه میشم

14:39.630 --> 14:41.630
‫نباید این کارو کنی کوکو!

14:41.630 --> 14:44.640
‫میفهمم چه حسی داری
‫ولی نباید به خودت فشار بیاری

14:44.640 --> 14:46.940
‫جادوی خوب به خواب خوب نیاز داره

14:46.940 --> 14:48.020
‫و غذای خوب

14:48.020 --> 14:50.120
‫اولی سنسه هم همینو میگه

14:50.120 --> 14:53.890
‫اگه تو بچگی خوب نخوابی
‫بعدا که بزرگ شدی برات دردسر میشه

14:53.890 --> 14:55.140
‫مگه نه؟

14:55.140 --> 14:58.230
‫برات دمنوش گیاهی میزارم تا خوابت درست شه

14:58.230 --> 14:59.660
‫شما هم میخواید سنسه؟

15:02.970 --> 15:04.150
‫سنسه!؟

15:05.170 --> 15:07.160
‫شرمنده،چی میگفتیم؟

15:07.160 --> 15:08.650
‫واقعا شرمنده

15:08.650 --> 15:11.020
‫یه کم غذا خوردم و سنگین شدم،خوابم میاد

15:11.020 --> 15:12.750
‫من دمنوشو میزارم

15:14.530 --> 15:15.540
‫داغه!

15:19.410 --> 15:21.980
‫سنسه،مطمئنید حالتون خوبه؟

15:21.980 --> 15:23.860
‫بله من خوبم

15:25.760 --> 15:28.330
<i>‫هنوزم به خاطر آذرخش بی حسم</i>

15:29.050 --> 15:31.100
‫چه بلبشویی

15:31.100 --> 15:33.270
‫آخرین دمنوشمونو خراب کردم رفت

15:33.270 --> 15:35.370
‫من میرم بیرون برگ چایی بیارم

15:35.370 --> 15:38.310
‫همتون برید سراغ کتاب مقدماتی

15:39.250 --> 15:41.620
‫بعدا اونارو جمع میکنم
‫نگران نباشید

15:47.380 --> 15:49.470
‫سنسه امروز عجیب شده

15:49.470 --> 15:52.720
‫اثرات کم خوابیه

15:54.330 --> 15:56.750
‫امشب مجبورش میکنم دمنوش بخوره

15:56.230 --> 15:58.210
‫راستی،اگوتو

15:56.750 --> 15:58.210
‫اونم باید بخوابه بالاخره!

15:58.210 --> 16:00.580
‫باید از اوروگیو سانم کمک بگیریم

15:58.210 --> 16:00.580
‫میشه یه دقیقه صحبت کنیم؟

16:05.810 --> 16:07.470
‫اینا مال تو هستن

16:07.470 --> 16:09.690
‫کفشای پرنده...

16:09.690 --> 16:12.220
‫شرمنده که طول کشید تا بهت برشون گردونم

16:12.220 --> 16:15.580
‫کشیدن مهرش زمان بر بود

16:17.150 --> 16:19.520
‫دیشب داشتی رو این کار میکردی؟

16:21.030 --> 16:24.230
‫میدونم مهرش به اندازه‌ی مال شماها خوب نیست

16:24.230 --> 16:27.030
‫اگه پرواز باهاش سخت بود
‫لطفا خودت از اول بکشش

16:31.750 --> 16:33.400
‫این کارا برای چیه؟

16:35.300 --> 16:37.170
‫چی تو سرته؟

16:38.640 --> 16:40.520
‫هنوز تو کف موندم

16:40.520 --> 16:43.880
‫بعد از آمون مهرتاج
‫اون آزمون اول...

16:44.300 --> 16:49.670
‫هیچی به کیفری سنسه نگفتی که من 
‫مجبورت کرده بودم

16:50.150 --> 16:53.200
‫به اوروگیو سانم نگفتی

16:53.900 --> 16:55.210
‫ولی...

16:55.210 --> 16:59.420
‫هرگز حرف بدی بهم نزدی و حالا
‫کفشامو درست کردی

17:00.410 --> 17:05.900
‫چرا؟ نمیفهمم چی تو سرت میگذره

17:08.200 --> 17:09.530
‫اون روز...

17:10.020 --> 17:12.160
‫تو مجبورم کردی

17:12.160 --> 17:15.620
‫و آزمون ترسناک بود و منم تنها بودم
‫قالب تهی کردم

17:16.720 --> 17:19.940
‫میتونستم منتظر بمونم تا یکی بیاد کمکم

17:21.000 --> 17:22.140
‫ولی

17:23.720 --> 17:26.770
‫اون روزی که تو محدوده‌ی دادا بودم

17:26.770 --> 17:29.550
‫خودم تصمیم گرفتم که امتحان بدم

17:30.150 --> 17:35.550
‫من بودم که تصمیم گرفتم ثابت کنم میتونم
‫و درنهایت انجامش دادم

17:36.100 --> 17:38.870
‫میخواستم با جادوی خودم قبول شم

17:38.870 --> 17:41.010
‫و به خودم امید دادم که اوضاع اونقدرا هم بد نیست

17:43.140 --> 17:44.690
‫چون،اگه این کارو نمیکردم...

17:49.270 --> 17:51.240
‫چی میخوای بگی؟

17:51.240 --> 17:54.630
‫میگی فقط من بودم که تمام این مدت ذهنم درگیرش بوده؟

17:54.630 --> 17:56.040
‫این...

17:58.520 --> 17:59.520
‫کوکو!

18:20.480 --> 18:23.470
‫خوبه،حسم برگشته

18:24.910 --> 18:26.750
‫امیدوارم نفهمیده باشن یه جای کار میلنگه

18:26.750 --> 18:29.150
‫البته که باهوشن،ممکنه فهمیده باشن

18:29.590 --> 18:31.270
‫اگه کسی بفهمه اوضاع خراب میشه

18:31.270 --> 18:33.650
‫باید پیش خودم نگهش دارم

18:34.100 --> 18:36.630
‫تو که به کسی نمیگی نرمو؟

18:37.910 --> 18:40.120
‫فکر کنم از این اسم خوشت نیومد

18:42.370 --> 18:46.620
‫فکر کردم بامزست،خب نرمویی چی؟

18:46.620 --> 18:47.880
‫اینم نه؟

18:48.630 --> 18:50.130
‫سنسه!

19:00.470 --> 19:02.910
‫ترسوندیم آگوتو

19:02.910 --> 19:04.820
‫خیلی سریع داشتی میرفتی

19:04.820 --> 19:09.150
‫نشونه هاش خیلی طولانی شدن
‫جادوی کفش اصلا تعادل نداره

19:09.150 --> 19:11.570
‫واقعا؟ بزار ببینمش

19:11.570 --> 19:13.930
‫وقت نداریم! مورد حیاتیه

19:13.930 --> 19:15.130
‫کوکوعه!

19:19.390 --> 19:21.240
‫من میبرمش بیمارستان کالن

19:21.240 --> 19:23.480
‫باشه،من مراقب آتلیه هستم

19:23.480 --> 19:24.480
‫ممنونم

19:24.480 --> 19:27.720
‫اگه چیزی لازم داشتید به اولی بگید

19:40.950 --> 19:43.720
‫طاقت بیار
‫دیگه رسیدیم

19:45.160 --> 19:47.280
<i>‫تبش داره بالاتر میره</i>

19:47.280 --> 19:49.020
<i>‫باید سریع یه دکتر ببینتش!</i>

19:56.620 --> 19:57.840
‫خب بعدش منم

19:57.840 --> 19:58.680
‫بهتره درست بندازیش

19:58.680 --> 20:00.120
‫خب! بریم تو کارش

20:01.070 --> 20:03.720
‫زدم تو خال...ببین

20:06.710 --> 20:08.440
‫باید میگرفتیش!

20:08.970 --> 20:10.790
‫ها؟تارتا،داری میری؟

20:11.200 --> 20:14.140
‫شرمنده،وقت قایق عبوریه

20:14.140 --> 20:17.300
‫درسته،اون طرف تپه زندگی میکنی نه؟

20:17.730 --> 20:19.030
‫عجیبه

20:19.030 --> 20:22.800
‫اگه خونوادت جادوگرن،چرا تا خونه پرواز نمیکنی؟

20:22.800 --> 20:23.940
‫درسته

20:25.420 --> 20:28.810
‫واسه این چیزا قوانینی هست

20:29.110 --> 20:30.240
‫ای بابا

20:30.240 --> 20:31.670
‫باشه بابا! فردا میبینمت

20:31.670 --> 20:33.170
‫فعلا

20:37.020 --> 20:40.160
<i>‫مردمی که هیچی نمیدونن فقط زر میزنن</i>

20:42.000 --> 20:43.570
<i>‫انگار نه انگار خودم دوست دارم این کارو بکنم</i>

20:48.190 --> 20:50.810
‫ها؟ کیفری سان؟

20:53.460 --> 20:54.430
‫اینجا چیکار_

20:54.430 --> 20:56.950
‫تارتا،بیمارستان از این طرفه؟

20:57.350 --> 20:59.340
‫من اینجارو خوب نمیشناسم

20:59.930 --> 21:02.150
‫میرید بیمارستان؟

21:02.150 --> 21:04.380
‫اینجا،یه میون‌بر بلدم

21:04.740 --> 21:05.740
‫ممنونم

21:24.980 --> 21:26.080
‫مراقبش باشین

21:26.080 --> 21:28.150
‫چشم حتما

21:28.150 --> 21:29.870
‫لطفا صبر کنید

21:33.240 --> 21:35.290
‫امیدوارم حالش خوب شه

21:35.990 --> 21:37.510
‫ممنونم تارتا

21:37.960 --> 21:39.930
‫خوشحالم که راهو بلد بودی

21:40.360 --> 21:42.200
‫کاری نکردم که

21:42.200 --> 21:43.890
‫نه،اتفاقا کار بزرگی بود

21:44.210 --> 21:46.890
‫به نظر آدم تیزبینی هستی

21:47.270 --> 21:49.750
‫به نظرم همه چیزو با دقت میبینی

21:53.170 --> 21:55.900
‫میگم،کیفری سان

21:56.400 --> 22:00.270
‫یه سوالی ازتون داشتم

22:00.270 --> 22:10.270
<i></i>ارائه‌ای از رسانه پارسی‌زبان انیمکس
Ruby\h:مترجم
ANIMEX.CLICK

23:35.410 --> 23:40.080
<b>‫قسمت 10</b>

23:35.410 --> 23:40.080
<b>‫قول نقره فام</b>

23:40.080 --> 23:43.080

